Advertise here

همنشین بهار @5760

همنشین بهار hamneshine_bahar@yahoo.com

حق فراموش‌شدن Right to be forgotten

آیا حقوق فردی اشخاصی‌ که می‌خواهند فراموش شوند بر حق عموم از آگاهی‌ از گذشته این افراد مقدم است؟ هیچ بعید نیست در آینده ستمگران با سوءاستفاده از «حق فراموش‌شدن» این یا آن واقعه را در حافظه گوگل (و خاطرات منتشر شده موجود در اینترنت) با دوز و کلک دست‌کاری نموده و با .حذف آن خود را پاک و مبرّا جلوه ... Continue reading »

خاطرات خانه زندگان، حس مقدم بر اندیشه و مغز است

  در نیمه قرن نوزدهم قشون روس به ترکمن‌‌ها هجوم آورد و آنان را لت و پار کرد. در قصه‌ها آمده که از ترکمن‌ها سئوال شد چه تعداد از شما را روسها کشتند؟ جواب می‌دهند ۵ نفر. با تعجب می‌پرسند ولی صحبت از چندین و چند هزار است چرا می‌گوئید پنج نفر؟ ترکمنها جواب می‌دهند بله، درست است چندین و چند هزار نفر کشته ... Continue reading »

Hannah Arendt هانا آرنت، تئوریسین شوراها

این بحث در مورد «هانا آرنت» یکی از اصیل‌ترین اندیشمندان زمانه ماست. همو که می‌گفت: «آدمی هیچ‌گاه به اندازه وقتی که عملی انجام نمی‌دهد اهل عمل نیست، و هرگز به اندازه زمانی که با خویشتن به سر می‌برد از تنهایی فاصله نگرفته‌است.» از شما دعوت می‌کنم این بحث را از ویدیو بشنوید. از دقیقه ۳۸ به بعدآقای دکتر ... Continue reading »

Hannah Arendt هانا آرنت، تئوریسین شوراها

این بحث در مورد «هانا آرنت» یکی از اصیل‌ترین اندیشمندان زمانه ماست. همو که می‌گفت: «آدمی هیچ‌گاه به اندازه وقتی که عملی انجام نمی‌دهد اهل عمل نیست، و هرگز به اندازه زمانی که با خویشتن به سر می‌برد از تنهایی فاصله نگرفته‌است.» از شما دعوت می‌کنم این بحث را از ویدیو بشنوید. از دقیقه ۳۸ به بعدآقای دکتر ... Continue reading »

گفتم برقص، نگفتم قِر بده

    به‌غلط تصور می‌شود همه کسانی‌که تیرباران و حلق‌آویز شدند می‌بایست تا آخرین لحظه حیات سر موضع و سرود خوان باشند و چنین هم بودند که اعدام شدند. واقعش اینطور نیست اما این مسئله چیزی از معصومیت و مظلومیت شهیدان نمی‌کاهد و از قضا بیشتر و بیشتر استبداد زیر پرده دین را زیر سئوال می‌بَرد. چرا؟ چون نشا ... Continue reading »

یاد آن شب که صبا در ره ما گل می‌ریخت

  ساکم را گرفتند و باز کردند. ظرفی فلزی درون ساک توجه‌شان را جلب کرد. فوراً آنرا به اتاق نگهبانی برده و دو نفر کنار من ایستادند تا فرار نکنم. نمی‌دانم به کجا زنگ ‌زدند. کمی بعد دو نفر آمدند و مرا داخل کیوسک برده و با میله‌ای، دور و بر ظرف چرخاندند و بعد در آن را یواش یواش باز کردند. تا باز شد همه ... Continue reading »

 1  2  3  4  5  6  7