آنجا که فلاکت و خست تعبیری از رئوفت خداست بوی باروت تازه رایحه نسیم هر سپیده است شب درانتظار اذان اعدام کابوس هرشب خلایق است شبی، با سفیر باد سواری در ظلمت شب تابید بیرق سرخ و مشعلی در دست دروازه شهر را درون تازید شهر با طنین سم اسب او سراسیمه از بستر شب برخاست و در پشت بام ها کمین نشست سوار, شهاب گونه, درغبار شب تابید پهنه شب را بسی تازید تا پ ... Continue reading »









آخرین شب
Jahanshah Rashidian
نامه شورای ملی ای...
daneshjoo
اصلاخات در سیستم ...
کامبیز ایرانی
خواب نامه : برخی ...
M. Saadat Noury