همان ، چو ز گوینده بشنید مستخروشان ، از آن جای ، برپای جستز دربان ، برآشفت و گفت این سخننگوید ، خردمند ، مرد_ کهن ... : فردوسی من گر سگکی زان تو باشم چه شود؟خاری ز گلستان تو باشم چه شود؟شیران جهان روبه درگاه تواندگر من سگ دربان تو باشم چه شود؟ سعدی جاهل به مسند اندر ، و عالم برون درجوید به حیله راه ، و به دربان نمی رسد... : رشید وطواط تا خیال کعب ... Continue reading »









زنجیره ی "دربان" ...
M. Saadat Noury
ایرانیان : درپهنه...
M. Saadat Noury
Haji Firooz
Mary Armstrong
Avicenna - Abu Al...
maghshoosh