Advertise here
Dakho Dakho replied to comment:

Just as an example with dollar at 3400 Tomans you know everybody is feeling the pressure. But the response to that is a bit more complex, and as you mention, lack of an alternative slows everything down.
Of course an exact re-run of 77-79 is impossible but we are witnessing more and more fractions and infighting within government, and an increasing sense of a crisis of legitimacy, even amongst regime supporters. Political divisions plus economic crisis and hardship have often turned out to be combustible. Read more

on Why Would the Saudis Deliberately Crash the Oil Markets? 0 0

juvus juvus replied to comment:

thank you for talking sense. Revolutions are not a dime a dozens. They are very rare and most fail before they take flight.

If people had a revolution every time the price of goods went up, America would have been on it's 1000th revolution since 1980's alone.

The price of bread will go up. Subsidies will slowly get smaller and people will keep on living. If you are waiting for a revolution because bread is getting more expensive in Iran, I hope you have a plan B. You might be waiting a while.
Read more

on Why Would the Saudis Deliberately Crash the Oil Markets? 2 0

AmirSahameddinGhiassi Amir Sahameddin Ghiassi posted a comment:

The Words used in the book the History of the Modern New World, بسیاری از دوستان از من خواسته بودند که ترجمه تک تک لغت ها را هم برایشان بنویسم تا خواندن متن انگلیسی های همراه با ترجمه پارسی برایشان آسان تر باشد . من خیلی میل داشتم که تصاویر کتابهای درسی مدرسه های خارجی را هم در اینترنت بگذارم شاید کمکی برای کسانی باشند که از راه زبان پارسی میخواهند زبان انگلیسی کلا سیک فرا گیرند. امیدوارم که از این راه خدمتی به دوستان گرامی نادیده ام کرده باشم. من بعد سعی میکنم هر درسی ویا هرقسمتی را که ترجمه کردم قبل یا بعد از آن تک تک لغت ها را هم با ترجمه شان بنویسم. با تشکر.
گواهی نامه مربوط به راسهای مطلبها مواد درسی آمادگی کانونی مرکزی موضوع داخل گفت گو شدن.
Certificate , relevant, syllabuses , preparation , focal point, topic, approach ,
تاکید شرح چشم رس منظور نظریه ضروری داخل بحث شدن تحمیل کردن روشن کردن
Approach, emphasis, narrative , viewed, approach , imposes , illuminate
وارث شدن عظمت و شکوه گوشت دوباره بکار انداختن زنده کردن نسخه خطی برگردانیدن سر دستی نوشتن
Inherited, grandeur, flesh, resurrected, manuscript, distracted, scribble
اثر عقیده قابل ذکر impression

صفحه هشت کتاب
قبل مورد تاخت تاز قرار دادن شکست دادن بدون حرکت میخ دار میخ کوب شده
Previously, invaded, defeated, motionless, spiked ,
بودند برپا کردن هنگ محراب خاموشی سرود جلیگ جلینگ کردن خوشی یا وجد کردن
Mounted, regimental , altar, hushed silence , hymn, clink , rejoice,
زانو زدن روحانی کشیش جماعت سواره نظام اعلان کردن سرود شادمانی کردن درنتیجه
Knelt, clergyman or woman, cavalryman or woman, proclaimed, Anthem, rejoicing, Consequently,
وظیفه تکلیف عرضه کردن رنجیدن محروم کردن امتیاز حق ویژه سرحد مرز
Task, dispose, to resent, to deprive, privileged, bordering, frontier.
صفحه ۹ کتاب
حل به تنهایی درک کردن جنگ کنار اغوا کردن قورت دادن حکومت احاطه کردن تعجب
Solution, separately, realized, The quarrel, persuaded, swallowed, territory, encircled, astonished,
تاخت تاز تجاوز استیلا نومید مایوس بسیار سخت به تندی غیر قابل اجتناب حتمی
Invasion, desperate, urgently, inevitable,
قرار داد بستن غیر قابل جلوگیری عقب نشینی کردن نبرد کردن صف های دست کشیدن از conclude peace. Unavoidable, retreat, battling, ranks, ceased.
صفحه ۱۱
رعایت کردن رفتار شد شکست بخشیدن مبارزه طلبی ضدیت کردن بدبختی قصد داشتن
Regarded, treated, defeat, pardoning, defied, disaster, intended.
طلب کردن در صدد برآمدن چاپلوسی کردن ترساندن هول دادن اعلان ناراحتی با تحکم
Seek, flattered, horrified, declare, crisis, firmly,
شرح شدید لحن ناگهانی زیاد سراشیب دعو غوغا فریادکردن
Version , abrupt, quarrel, uproar, exclaimed,
مطمین کردن لاف زدن بالیدن دوست داشتن جلوه خودنمایی سان دیدن.
Assured, boast, keen, parading,
صفحه ۱۲
لوله تفنگ بشگه لشگر مسلسل حقیر شمردن خرد کردن دسته
Barrel, troops, mitrailleuse, despised, crushed, bundle,
ملهم کردن به نظر رسیدن مقایسه کردن تحمیل کردن سواره نظام حالت جنگ
Inspire, compared, charging, cavalry, warfare,
جدولهای زمانی بسرعت احساساتی پاتنتیک موازنه با حرکت به گل نشستن ناکافی
Timetables, swiftly, Pathetic, poised, stranded, inadequate,
باربری توده انبوه محل دیپوت
Carriage, mobs, depot.
صفحه ۱۳

مهمات وسیله محاصره کردن اشکالی نداشت به نرمی پیشرفته پراکنده کردن اسکاتررت
Ammunition, supplies, surrendered, have not mattered, smoothly, advanced, scattered,
رخنه کردن بازو تصادم حمله توجه کردن توپخانه مسلسل عقب نشینی
Penetrated, tentacles, clash occurred, tended, artillery, mitraillueuse, retreat,
سنگین و ناراضی خرد کردن دژ تسلیم کلبه گاز گرفتن لاروب کردن پاک کردن فرار کردن
اعلان کردن unwieldy, shatter, fortress, cottage, surrender, nibbled, dredged, proclaimed, to flee,
صفحه ۱۴
تصمیم داشتن زیاد بی امید دست از جان شسته غیر قابل اجتناب محاصره باهمه اینها
Determined , enormous, desperate, inevitable, siege, Nevertheless,
گردا گرد آن دارای استحکامات پهن نشستن هرز روییدن وسیع زیاد جای پر پیچ خم گیج کردن
Enclosed, fortified, sprawling, vast, maze,
باشکوه مهم بی میل ناراضی.
Grand, reluctant,
صفحه ۱۵
تسلیم شدن گلوله توپ نگران بودن مداخله نره گاو کوهان دار یاک چرخ زنی راز دل
To surrender, shells, appalled, intervene, yaks, revolted, commune,
قیام وحشیانه بیرحمانه غرامت آغاز شده است روپوش انجام دادن خیره کردن
Rising, savagely, compensation, had dawned, hood, had achieved, dazzling,
باحیله شفقت شکست کشتار تقلید کردن دشنام تحمل کردن کوشش کردن
Trickery, ruth, ruthless , defeat, slaughter, slaughtered, imitated, insult, bear, attempted,
رها کردن درک کردن شعبده بازی روی اسب.
Would leave, realized, rider who juggles,

لغت های کتاب تاریخ نیو اوردر جهان معاصر به پارسی و انگلیسی

صفحه ۱۶ کتاب خلق کردن - انتصاب کردن - خرابی- درهم کوبیده شده- شکست دادن ـ نامزد
Created, appointed, ruin, candidate,
شدن - محاصره- استعفا - اعلان کردن - بحث و مناظره اخلاق- پریشانی - مهاجران - ذکر
Siege , abdicate, proclaimed , debate, morals of Realpolitik, description, pioneers, mentioned.
شدن - متحد - فیودال - بلندی ارتقا-
Unification, Feudal, Rise,
صفحه ۱۷
قوی ترین - شامل بودن- حکومت کردن - ازدواج کردن - نسل بعدی به ارث ببرد. وصله
Strongest, consisted, conquering, would wed, inherit, patchwork,
مامورین - مجزا- پهن بودن - نیمه مستقل - مرز
Officials, distinct, spread, semi-independent, boundary
صفحه ۱۸
مجزا - بدون ترحم - ازبین بردن - آرزو - پهلوی هم نهادن برابر کردن - میهن پرستان - حالت غمناک
Distinct, ruthlessly, menace, desire, contrasted, Patriots, sad state,
سربرآوردن - اختراع کردن - وفاداری - ضعیف شدن - شخصی - اعدام شد. - مرتکب خود کشی شدن -
Gained, invented, loyalty, was doomed, dominions, executed, committed suicide,
لغزیدن سر خوردن - زخم زدن با خنجر- تعجب انگیز- حکمرانی یا سلطنت - هدف-
Stumbled, stabbed, surprising, reign, aim
یونگر جوان اصیل آلمانی عضو دسته اشراف در پروس. - دومی نانت مسلط حکمران
Junkers, dominant,
این اکت دست نخورده . - ورژن برگردانیدن - شیم طرح رویه تدبیر- بلاک میل ناراحتی بیشتر
Intact, version, scheme, black mail.,
دوگانه یا دوآل- فرمایش یا بیدنیگ. - فتح نظامی - درنده بیرحم ستمکار- راست شدید. - قبولکردن
Dual, bidding, conquest, fierce warriors, strict, adopted,
منفجر شدن burst upon.

صفحه ۱۹ مناسب - پاداش - مهاجم ها- بد تلفظ شده - ولی امر- ظرفیت - بیشترین گسترش -
Appealed, rewards, invaders, mispronounced, guardian, greatest extent,
با جزر مد حرکت کردن - بالا و پایین رفتن - درک کردن - شامل - اختراع ها- امل غیر مدرن -
Tide turned, realized, consisting, inventions, old fashioned,
ناکافی - غیر علمی inefficient, unscientific,
صفحه ۲۰ عمو جون خونه نیست
شورش rebelled,
نیروی دریایی - با موفقیت - حکمران ترک - بی اعتنایی کننده - شکست دادن - حمله کردن
Fleet, successfully, defied, defeated, invaded,
اغوا کردن دچار وسوسه نمودن - دخالت و نفوذ کردن - ازهم پاشیدن - حکومت بر- درگیر
Tempting, penetrating, collapsing, conquering, involved,
ساحل – coastline.
صفحه ۲۱
ناراحتی - تنگه - بار- غله حبوبات - دریچه کنترل حلق نای- بازرگانی - قلمرو - ظلم وحشیگری- حمایت
Disadvantage, Strait, cargoes, grain, throttle, trade, region, cruelty, protect,
مشگل - قدغن کردن - لعن بان حکم تکفیر و احضار- شجاعت داشتن - سط وسیع - دیفای سرقوز درآوردن به مبارزه طلبیدن تحریک به جنگ کردن.
Conflict, forbidden, ban, courage, grand scale, defy.
دژ قلعه نظامی - اتفاق افتادن - محله ایالت منطقه - شکنجه عذاب الیم زجر- تاراج چاپیدن غارت کردن
Fortress, occurred, district, Torture, looting,
قتل عام همگانی کشتار - قصد داشتن - دیدن -خسته دکل تیرک- صاحب - می ترسید- رقابت-
Massacred, intended, sighted, exhausted, masts, astride- astraddle, feared, challenging,
خرد شود. با وجود این یکی از دوشق دشوار باید حیص بیص - هم بستگی - ضربه
Splitting, dilemma, shared, stroke,
با پای گشاد- افزایش - برتری-
Astride, increase, supremacy,
صفحه ۲۲ رهبری شدن - تجمع - مداخله - علاقه - حیله گر- جینگو کسی که بنام میهن پرستی از سیاست جنگجویانه دولت خود طرفداری میکند لاف زن
Was dominated, gathering, intervene, intention, cunning politician, Jingo,
تعدیل- غلبه - کشور گشایی فتح - ارایه دادن.
Reduction, conquest, providing guaranteed.
صفحه ۲۳
پایگاه -حکمران - جلوگیری - تخم پاش - کاشته بودند- کشتن- افشاندن - سیک سات جویا شدن -
Base, governor, hamper, sowed the seeds, sowed, sown, seek- sought,
سرباز پیاده سرباز نارجک انداز - دوباره مجهز شدن
Grenadier, re-equip,
صفحه ۲۴
رخنه کردن در حمله برای رخنه کردن در خط دشمن.- هنگامیکه - برابر- افشانده شد. -
Thrust, whilst, collided, sown,
خار تیغ سرتیز- تخم - اداره کردن - فرو رفتن - سرعت - کوشش- وارث - خرابی تباهی
Thorn, seed, administered, attempt, heir, destruction,
سلسله - مقایسه - شورانگیز مهیج احساسات.
Chain, comprising, sensational,
صفحه ۲۵-
عرشه کشتی بخاری- چهره به چهره شدن - ساحل- کنده درخت- محلی بومی - ماجری- بالا بردن.
On a board steamer, faced, banks, logs- had tracked on logs, native, adventure, hoisted,
فتح - پیروزی - ادعا - عواقب - اعتماد- آب یاری - مسلط - محصول - که کشیده شده است. Conquest, triumphantly, claim, consequences, relied, irrigate, guarded, crops, territory stretching,

لغت های تاریخ نیو اوردر از صفحه ۲۶ تاریخ جهان جدید.
Translate or try to translate the following Persian word into English you can find the answer also here in other pages.

صفحه ۲۶ واسطه بابت حق - علاقه فوری- رک پوست کنده آزادانه - تهاجمی - اعتراض- قابل ترحم.
Behalf, liking, frankly, aggressive, protested, pitiful little,
احترام نظامی - ورشکست - حفر - بسرعت - تمام .
Salute, bankrupt, digging, swiftly, entire,
صفحه ۲۷ امکان - کابوس بختگ - شکست دادن - کناره گیری عقب نشینی رفع توقیف. - تلافی کردن
Opportunity, nightmare, defeated, withdrawal, avenged,
تاخت تاز.- Invasion
صفحه ۲۸ ساخت پاخت کردن - تکیه نمودن - ماهر - عقب نشینی- عادت - قرن ۱۶- مقاومت
Convinced- convince, relied, tactfully , retreated, habit, sixteen century, resisted,
درنده - قبیله ها -آزار - پاک کردن خشکانیدن - تفنگ فیتله ای قدیمی - سنگ آتش زنه چغماق یا چقماق -
Fierce, tribes, nuisance, wiped out, muskets, flintlock,
تاثیر- هنگ -گروه. Effect, regiment, hordes.

صفحه ۲۹ بندرت - پیروزی- تحقیر کردن - حفر معادن - سد واسطه - عمامه - شاهد- پیشرفت عظیم
Rarely, conquered, dug mines, despised, barrier, turbans, witnessed, tremendous increase,
نرخ یا تعداد مرگ میر- ریشه - سازمان نیرومند شعبه دار هشت پا یا مثل هشت یا همه جا هست.
Death rate, descent, Octopus spreading,
ریشه حساس- غول آسا گسترش - نرخ تعجب انگیز- ناوگان دریایی - بصورت تصاعدی- سرمایه گذاری – tentacles, gigantic extension, astonishing rate, fleets, to multiply , invest the money.
آسیاب. تند با تمامی ظرفیت - فریاد- توصیف mills, blast, scramble, summed up.
صفحه ۳۰ - ملایم کردن - نام گذاری شد. - شباهت - کوشش- پیمان معاهده - بطور موثر- باخبرکردن پادداشت
Conducted, was labeled, resembled, scramble, Treaty, effectively, to notify.
برانداختن - زیادی - ناپایدار- برون - خاک - سنان نیزه - قبیله مرد قبیله ای- پلید.
Abolished, surplus, precarious, outside, territory, spear, tribesmen or man , woman. ., nasty,
صفحه ۳۱- ارتش سنگین - بطور برجسته و قابل ملاحظه - مسابقه - تغییر دادن واری- آنها بطور کلی اشغال شدند تسخیر شدند.
Heavy artillery, notably, race, varied, seized mainly.
صفحه ۳۲- حقیقت - تشویق - سودا گری- بهانه کردن وانمود کردن کقدن - تلقین کردن - غرغر کنان - اسقف
Realize, foster, trade, pretend, (outlet- Bazaar) dictate, snapped, bishop.
صفحه ۳۳ - باحرارت با شوق شور- سود بردن - در نتیجه بنا براین - اکراه آمیز- تیر و تخته ای که پله کان از دو سو به آن تکیه داده شده اند.
Enthusiastic, gained, consequently, reluctance, cabins strung,
مقابله در برابر- پیشرفت - تله انداز – contrast, thriving, trappers.

صفحه ۳۴- غرق کردن- مانع شدن - شورش - آزردن - از حیث شماره بیشتر بودن.
Swamped, hampered, riots, annoyed, numbered,
صفحه ۳۵- سلطنت حق مالکیت - محکم مخفوظ
Dominion statue, securely,
صفحه ۳۶- شروع - تورم - گله پروراندن - کان جو مثل دانشجو دنبال معدن - پراکنده
Opened up, cattle had been bred –breed , prospectors, sparsely , مجادله
- نرم نشدنی - پایگاه - متکی - درست - خشمگین کرد- با دست پا بسختی بالا رفتن یا وفتن وفت بقولی سامبولی
Disputes, tough, base, reliant, accurately , irritated, to clamber.
بیزار- سفر- کلید راهنما - رهایی بروز پس گرفتن - کمین گاه - گشتار همگانی - برگرداندن
Disgusted, Trek, clue, rescue, ambushes, massacres, restore,
غرش- فتح - مرد جنگی- boom, conquest, warrior , compelled Aghva shodan in Persian.

صفحه ۳۸- آماج - خزیدن Target, crept up.
صفحه ۳۹- رگه - مغرورانه - تنفر بی زار- ریختن - چیز دار شدن پیشرفت - ترساندن وحشت زده
Seam, contemptuously, disgusted, poured, thriving, appalled,
فشردن - خیره سر- زیرک شتوته کن شلوغ پلوغ کن.
Squeezed, obstinate, cunning… confused, crowded,
صفحه ۴۰ بهبودی - قبیله -نایب اسقف ویکار - برخورد- متغیر کردن - پهناور - شامل- ناراضی-
Convalescence, tribes, vicar, impact, resented, vast, comprising, discontented,
گشت زدن - اهرم - برقرار نظم - شورش - طرح و نقشه ریزی - شایعه - ناجور- سایه دار نمودن
Patrolled up, lever, restore order, revolt, plots, rumors, unlike, were hatched.
طراحی کردن - شکایت کردن -plots were hatched, complains.


چنانچه مایل هستید سعی کنید که این لغت ها را به انگلیسی ترجمه نمایید. در متن های بعدی جوابها را می نویسم.


صفحه ۴۱ لغت های کتاب تاریخ عموم گیتی نیو ورلد اوردر

پوشیدگی - بدبختی - آلودن آمیختن - دست نخورده -کمین- بسرعت به تندی - مهاجم - بی مقصد

غمناک - تاخت تاز- غیر متحمل- محکوم کردن - کناره گیری کردن - تقویت کردن - دوباره جمع آوری کردن

رای دهنده گان - دوباره به جنگ برانگیختن - بسیار خشمگین از جا دررفته - از روی میهن پرستی

گله کردن - آهنگ ساده و کشیده با سرود خواندن - حق انتخاب امتیاز آزادی - تنفر بیزاری

خیره سری سرسختی - پی در پی - نیروی کمکی - توقف - هجوم و تاخت تاز- خواستار شدن

آزمند-

صفحه ۴۲ - محاصره کردن - مزرعه - یابوی تکر پونی - گرسنگی کشیدن - عقب نشینی کردن

رها کردن - حوصله -طغیان کردن - دلیل - نیروی کمکی - سواره نظام - تاخت تاز- احاطه کردن

درحالیکه - ارابه - جیره سهم روزانه - فاتحانه - بنا کردن - پناه دادن - به شتاب ترویج اصلهای بهداشتی

صفحه ۴۳ ذخیره کردن - تب هیجان - روش مسیر- شیفته مجذوب - حکومت سلطنت - دو نیم شده شکافته شکاف - تولد

صفحه ۴۵- اسپانیولی - پیدا آشکار ظاهر - اغراق آمیز - شور شور یا احساساتی تولید کردن

دوزخی شریر-

صفحه ۴۶ - حرص حریص مشتاق- خشم رنجش - جاروب کردن - تامل کردن - خواستار شدن

غوغا بلوا از روی بی میلی- با اهانت - دعوا - کردار -علاقه مند- بحال وقفه در آوردن

مقاومت - کامل تمام - تاخت تاز- افسانه ای -



چنانچه مایل هستید سعی کنید که این لغت ها را به انگلیسی ترجمه نمایید. در متن های بعدی جوابها را می نویسم.


صفحه ۴۱ لغت های کتاب تاریخ عموم گیتی نیو ورلد اوردر
The words of the book New World Order, History
پوشیدگی - بدبختی - آلودن آمیختن - دست نخورده -کمین- بسرعت به تندی - مهاجم - بی مقصد
Secrecy, disaster, to dash, intact, ambushed, swiftly , invader, drift,
غمناک - تاخت تاز- غیر متحمل- محکوم کردن - کناره گیری کردن - تقویت کردن - دوباره جمع آوری کردن
Dreadful, the raid, unlikely , resigned, fortify, rally,
رای دهنده گان - دوباره به جنگ برانگیختن - بسیار خشمگین از جا دررفته - از روی میهن پرستی
Voter, rally, infuriated, patriotically,
گله کردن - آهنگ ساده و کشیده با سرود خواندن - حق انتخاب امتیاز آزادی - تنفر بیزاری
Grumbled, chanting, franchise, was disgusted,
خیره سری سرسختی - پی در پی - نیروی کمکی - توقف - هجوم و تاخت تاز- خواستار شدن
Obstinacy, successive, reinforcements, drawal, invaded, demanded,
آزمند- eager to fight.

صفحه ۴۲ - محاصره کردن - مزرعه - یابوی تکر پونی - گرسنگی کشیدن - عقب نشینی کردن
Were besieged, veldt, ponies, starved, retreated,
رها کردن - حوصله -طغیان کردن - دلیل - نیروی کمکی - سواره نظام - تاخت تاز- احاطه کردن
Relieve, mood, raged, argument, reinforcement, cavalry-infantry, raid, surrender,
درحالیکه - ارابه - جیره سهم روزانه - فاتحانه - بنا کردن - پناه دادن - به شتاب ترویج اصلهای بهداشتی
Whilst, wagons, men’s ration, triumphantly, erecting, sheltered, hastily- sanitation,
صفحه ۴۳ ذخیره کردن - تب هیجان - روش مسیر- شیفته مجذوب - حکومت سلطنت - دو نیم شده شکافته شکاف - تولد
Rebuild new store, fever, high tide, enthusiastic, dominions, had split, birth.
صفحه ۴۵- اسپانیولی - پیدا آشکار ظاهر - اغراق آمیز - شور شور یا احساساتی تولید کردن
Spaniards, apparently, exaggerated, sensational,
دوزخی شریر- infernal.

صفحه ۴۶ - حرص حریص مشتاق- خشم رنجش - جاروب کردن - تامل کردن - خواستار شدن
Fierce, capture, to sweep, hesitated, demanded,

غوغا بلوا از روی بی میلی- با اهانت - دعوا - کردار -علاقه مند- بحال وقفه در آوردن
Uproar, reluctant, scornfully, financiers, deeds, favored, to be stalemate,
مقاومت - کامل تمام - تاخت تاز- افسانه ای – resistance, entire, invasion, legendary,




صفحه ۴۱ لغت های کتاب تاریخ عموم گیتی نیو ورلد اوردر

پوشیدگی - بدبختی - آلودن آمیختن - دست نخورده -کمین- بسرعت به تندی - مهاجم - بی مقصد

غمناک - تاخت تاز- غیر متحمل- محکوم کردن - کناره گیری کردن - تقویت کردن - دوباره جمع آوری کردن

رای دهنده گان - دوباره به جنگ برانگیختن - بسیار خشمگین از جا دررفته - از روی میهن پرستی

گله کردن - آهنگ ساده و کشیده با سرود خواندن - حق انتخاب امتیاز آزادی - تنفر بیزاری

خیره سری سرسختی - پی در پی - نیروی کمکی - توقف - هجوم و تاخت تاز- خواستار شدن

آزمند-

صفحه ۴۲ - محاصره کردن - مزرعه - یابوی تکر پونی - گرسنگی کشیدن - عقب نشینی کردن

رها کردن - حوصله -طغیان کردن - دلیل - نیروی کمکی - سواره نظام - تاخت تاز- احاطه کردن

درحالیکه - ارابه - جیره سهم روزانه - فاتحانه - بنا کردن - پناه دادن - به شتاب ترویج اصلهای بهداشتی

صفحه ۴۳ ذخیره کردن - تب هیجان - روش مسیر- شیفته مجذوب - حکومت سلطنت - دو نیم شده شکافته شکاف - تولد

صفحه ۴۵- اسپانیولی - پیدا آشکار ظاهر - اغراق آمیز - شور شور یا احساساتی تولید کردن

دوزخی شریر-

صفحه ۴۶ - حرص حریص مشتاق- خشم رنجش - جاروب کردن - تامل کردن - خواستار شدن

غوغا بلوا از روی بی میلی- با اهانت - دعوا - کردار -علاقه مند- بحال وقفه در آوردن

مقاومت - کامل تمام - تاخت تاز- افسانه ای -




صفحه ۴۷ - کتاب نیو ورلد اوردر تاریخ جدید جهان اگر مایل هستید لغت ها را به انگلیسی ترجمه کنید. در قسمت بعدی ترجمه لغت هارا برایتان می نویسم.

پیش رفت کردن خرد خرد فرا گرفتن - زغال معدن خزانه انبار ذغال- شورشیان -تسلیم کردن

واگذارکردن - قضا بلا کشته شده گان یا زخمی های جنگ و مانند آن شهیدان تلفات و غیره


- چرک کردن کثیف کردن - زیان - یک رشته عملیات جنگی - گیج

کردن سر درگمی - کنسرو میوه - مشوق - درخلال مدتی- لاف زدن تهدید کردن - دارای استحکامات

تجدید قوا - باریکه - راه رسم مخصوص

۴۸- افزایش وسعت فضا - حرمت مورد احترام - کهنه سرباز مردجنگی - چرخ کنان یا چرخ زنان

خوار و حقیر شمردن - ترسناک - سخت گیر- سخت سفت جدی - تقلید کردن - تنها - از خواب بیدار شد.

طلب کردن - سودا گری و بازرگانی - خیره سر خود سر کله شق - مردم متعارف و سنتی

دهنه زدن از سخن باز داشتن. -

۴۹- پست کردن اهانت کردن - خشمگین - کارخانه - طراحی - تاکید - کارخانه کشتی سازی

مقدم داشتن بر- موشک زیر دریایی اژدر - کارخانه توپ و اسلحه سازی.

۵۰- مطلق - اطاعت - فرود آمدن تمکین کردن - زنده شدن نیروی تازه گرفتن دوباره رواج دادن

سنت - تسلیم کردن واگذار کردن - شبه جزیره - شرایط- - خشمگین شدن رنجیدن - بکلی خسته شده.

بسیار خشمگین کردن - حساب نگهداشتن - استفاده کردن

۵۱- مقلد. - ویران کردن - روکش برزنت - رزم ناو - منفعت - جابوت در کتاب مقدس که با داود

رزم کرد. جلیات - جا پا خط سیر- شکایت ونارضایتی - نفرت انگیز- انتقال دادن رهبری کردن







صفحه ۴۱ لغت های کتاب تاریخ عموم گیتی نیو ورلد اوردر

پوشیدگی - بدبختی - آلودن آمیختن - دست نخورده -کمین- بسرعت به تندی - مهاجم - بی مقصد

غمناک - تاخت تاز- غیر متحمل- محکوم کردن - کناره گیری کردن - تقویت کردن - دوباره جمع آوری کردن

رای دهنده گان - دوباره به جنگ برانگیختن - بسیار خشمگین از جا دررفته - از روی میهن پرستی

گله کردن - آهنگ ساده و کشیده با سرود خواندن - حق انتخاب امتیاز آزادی - تنفر بیزاری

خیره سری سرسختی - پی در پی - نیروی کمکی - توقف - هجوم و تاخت تاز- خواستار شدن

آزمند-

صفحه ۴۲ - محاصره کردن - مزرعه - یابوی تکر پونی - گرسنگی کشیدن - عقب نشینی کردن

رها کردن - حوصله -طغیان کردن - دلیل - نیروی کمکی - سواره نظام - تاخت تاز- احاطه کردن

درحالیکه - ارابه - جیره سهم روزانه - فاتحانه - بنا کردن - پناه دادن - به شتاب ترویج اصلهای بهداشتی

صفحه ۴۳ ذخیره کردن - تب هیجان - روش مسیر- شیفته مجذوب - حکومت سلطنت - دو نیم شده شکافته شکاف - تولد

صفحه ۴۵- اسپانیولی - پیدا آشکار ظاهر - اغراق آمیز - شور شور یا احساساتی تولید کردن

دوزخی شریر-

صفحه ۴۶ - حرص حریص مشتاق- خشم رنجش - جاروب کردن - تامل کردن - خواستار شدن

غوغا بلوا از روی بی میلی- با اهانت - دعوا - کردار -علاقه مند- بحال وقفه در آوردن

مقاومت - کامل تمام - تاخت تاز- افسانه ای -




صفحه ۴۷ - کتاب نیو ورلد اوردر تاریخ جدید جهان اگر مایل هستید لغت ها را به انگلیسی ترجمه کنید. در قسمت بعدی ترجمه لغت هارا برایتان می نویسم.

پیش رفت کردن خرد خرد فرا گرفتن - زغال معدن خزانه انبار ذغال- شورشیان -تسلیم کردن

واگذارکردن - قضا بلا کشته شده گان یا زخمی های جنگ و مانند آن شهیدان تلفات و غیره


- چرک کردن کثیف کردن - زیان - یک رشته عملیات جنگی - گیج

کردن سر درگمی - کنسرو میوه - مشوق - درخلال مدتی- لاف زدن تهدید کردن - دارای استحکامات

تجدید قوا - باریکه - راه رسم مخصوص

۴۸- افزایش وسعت فضا - حرمت مورد احترام - کهنه سرباز مردجنگی - چرخ کنان یا چرخ زنان

خوار و حقیر شمردن - ترسناک - سخت گیر- سخت سفت جدی - تقلید کردن - تنها - از خواب بیدار شد.

طلب کردن - سودا گری و بازرگانی - خیره سر خود سر کله شق - مردم متعارف و سنتی

دهنه زدن از سخن باز داشتن. -

۴۹- پست کردن اهانت کردن - خشمگین - کارخانه - طراحی - تاکید - کارخانه کشتی سازی

مقدم داشتن بر- موشک زیر دریایی اژدر - کارخانه توپ و اسلحه سازی.

۵۰- مطلق - اطاعت - فرود آمدن تمکین کردن - زنده شدن نیروی تازه گرفتن دوباره رواج دادن

سنت - تسلیم کردن واگذار کردن - شبه جزیره - شرایط- - خشمگین شدن رنجیدن - بکلی خسته شده.

بسیار خشمگین کردن - حساب نگهداشتن - استفاده کردن

۵۱- مقلد. - ویران کردن - روکش برزنت - رزم ناو - منفعت - جابوت در کتاب مقدس که با داود
Apes, devastating, tarpaulins, cruiser, gained, Goliath,
رزم کرد. جلیات
- جا پا خط سیر- شکایت ونارضایتی - نفرت انگیز- انتقال دادن رهبری کردن
Track, discontented, repulsive, conduct.
















صفحه ۴۷ - کتاب نیو ورلد اوردر تاریخ جدید جهان اگر مایل هستید لغت ها را به انگلیسی ترجمه کنید. در قسمت بعدی ترجمه لغت هارا برایتان می نویسم.

پیش رفت کردن خرد خرد فرا گرفتن - زغال معدن خزانه انبار ذغال- شورشیان -تسلیم کردن
Gained, coaling depots, rebels, surrender,
واگذارکردن - قضا بلا کشته شده گان یا زخمی های جنگ و مانند آن شهیدان تلفات و غیره
Final surrender, casualties,
- چرک کردن کثیف کردن - زیان - یک رشته عملیات جنگی - گیج
A grim two years, losses, campaign, bewildering,
کردن سر درگمی - کنسرو میوه - مشوق - درخلال مدتی- لاف زدن تهدید کردن - دارای استحکامات
Canned fruit, tended, whilst, bullied, fortified,
تجدید قوا - باریکه - راه رسم مخصوص to reinforce, a strip, a medial way of life,

۴۸- افزایش وسعت فضا - حرمت مورد احترام - کهنه سرباز مردجنگی - چرخ کنان یا چرخ زنان
Expansion, reverence, Samurai warrior, sword swinging,
خوار و حقیر شمردن - ترسناک - سخت گیر- سخت سفت جدی - تقلید کردن - تنها - از خواب بیدار شد.
Despised, bowed, rigid, imitate, solitary, was revived,
طلب کردن - سودا گری و بازرگانی - خیره سر خود سر کله شق - مردم متعارف و سنتی
Demanded, trade, obstinate, a medial people,
دهنه زدن از سخن باز داشتن. – muzzles,

۴۹- پست کردن اهانت کردن - خشمگین - کارخانه - طراحی - تاکید - کارخانه کشتی سازی
Humiliated, resented, foundry, Cast, emphasized, shipyard,
مقدم داشتن بر- موشک زیر دریایی اژدر - کارخانه توپ و اسلحه سازی.
Priority, torpedoes, enterprise ( with power and having no fear)
۵۰- مطلق - اطاعت - فرود آمدن تمکین کردن - زنده شدن نیروی تازه گرفتن دوباره رواج دادن
Absolute , obedience, was revived,
سنت - تسلیم کردن واگذار کردن - شبه جزیره - شرایط- - خشمگین شدن رنجیدن - بکلی خسته شده.
Tradition, surrendered, peninsula., terms, resented, exhausted,
بسیار خشمگین کردن - حساب نگهداشتن - استفاده کردن
Infuriated, scores, scores,
۵۱- مقلد. - ویران کردن - روکش برزنت - رزم ناو - منفعت - جابوت در کتاب مقدس که با داود

رزم کرد. جلیات - جا پا خط سیر- شکایت ونارضایتی - نفرت انگیز- انتقال دادن رهبری کردن




چنانچه مایل هستید سعی کنید که این لغت ها را به انگلیسی ترجمه نمایید. در متن های بعدی جوابها را می نویسم.


اگر علاقه مند بودید میتوانید که این لغت ها که از کتاب نیو ورلد اوردر است به فارسی ترجمه بفرمایید. من پس از آن لغت ها را با ترجمه برایتان مینویسم. دوستدارتان امیر


۵۲- اشتیاق - نگهبان کشیک قراول - شرره تند خود - شستشو تکاپو - تیره وتار - کار نکردن سفت شدن

ویران متروک - پراکندن تار مار کردن - نومیدی بیچارگی - بخار دادن یا با بخار کردن کردن یا بخار کردن

بمباران کردن گلوله های توپ - در پا گرفتن دنبال کردن - زیاد پهناور - کابوس - لایه در دهان گذاشتن

برده وار - جوشن زره سلاح - در آب فرو بردن غوطه ور کردن - بطور آزاد رها

دسته های کشتی جنگی - خسته وامانده و بیزار - تنگی سفت تنگه - افروختگی - شورش و طغیان

حرکت دسته جمعی و گروهی - بی رحم سنگدل بی شفقت -کشتی

۵۳- غول

۵۴ - دقت - بدون تجربه - لیز خوردن - سرزنش -

۵۵- پاشاندن - داغون کردن

۵۶- رفته رفته رو به خاموشی رفتن - خراب شد - شکاف - جانشین

۵۷- نمی فهمید - تصور کردن - سر برآوردن

۵۸- کناره گیری - واقعیت - فلاکت - ثابت کردن - رزو ناو - سخنرانی

۵۹- شامل بودن - متحد - تاخت تار وارد شود- قطع قطتی - اغراق - علاقه مند - بجز

۶۰- بسختی - آغاز شد. زره دار شدن - تونناژ ظرفیت -

۶۱ - زره - حالت چرخشی - بحث - رخته کردن - موافقت نامه دوستانه - بیمه اتکایی -شایعه

۶۲- تجارت - نشان دادن - مورد توجه - مثل یک لکه چربی - درحال رشد - شورشیان

جلب - عصبانی کردن - بخصوص - تهدید -

۶۳- مسخره ریدیکولوس - کابوس

۶۴- دولتمردان یا دولت زنان - قرار داشت - شورش - شجاعت داشتن - گیجی سردر گمی

۶۵- دروغجن دروغساز دروغگو

۶۶- درخواست - ساکنین - جایگزین

۶۹- قصد دارد - غیر کافی

۷۰-سوار شدند - پرشتر مرغ با موغیت اعلا که مرغیه خوبی است . - تماشاچیان - تعویض

تکه پاره کردن - به سرعت افزودن - سرنشین - بیرون کشیدن














چنانچه مایل هستید سعی کنید که این لغت ها را به انگلیسی ترجمه نمایید. در متن های بعدی جوابها را می نویسم.


اگر علاقه مند بودید میتوانید که این لغت ها که از کتاب نیو ورلد اوردر است به فارسی ترجمه بفرمایید. من پس از آن لغت ها را با ترجمه برایتان مینویسم. دوستدارتان امیر


۵۲- اشتیاق - نگهبان کشیک قراول - شرره تند خود - شستشو تکاپو - تیره وتار - کار نکردن سفت شدن
Enthusiasm, sentries, fierce, scoured, obscured, jammed,
ویران متروک - پراکندن تار مار کردن - نومیدی بیچارگی - بخار دادن یا با بخار کردن کردن یا بخار کردن
Desolate, dispersed, desperation, steamed,
بمباران کردن گلوله های توپ - در پا گرفتن دنبال کردن - زیاد پهناور - کابوس - لایه در دهان گذاشتن
Shell, shadowed, vastly, nightmare, pads,
برده وار - جوشن زره سلاح - در آب فرو بردن غوطه ور کردن - بطور آزاد رها
Slaving, armour, submerged, loose,
دسته های کشتی جنگی - خسته وامانده و بیزار - تنگی سفت تنگه - افروختگی - شورش و طغیان
Whole armada arrived, weary, Straits, blazing, mutinied,
حرکت دسته جمعی و گروهی - بی رحم سنگدل بی شفقت -کشتی
Fleet mutinied, ruthlessly. Vessels
۵۳- غول Giant
۵۴ - دقت - بدون تجربه - لیز خوردن - سرزنش – care, inexperienced, slipped, blamed.
۵۵- پاشاندن - داغون کردن
To split, collapse.
۵۶- رفته رفته رو به خاموشی رفتن - خراب شد - شکاف - جانشین
Gradually fading away, had cracked, gaps, successors.
۵۷- نمی فهمید - تصور کردن - سر برآوردن
Filed to understand, imagined, lurked,
۵۸- کناره گیری - واقعیت - فلاکت - ثابت کردن - رزو ناو - سخنرانی
Dismissal, reality, to disaster, to endorse., cruisers, Lectures,
۵۹- شامل بودن - متحد - تاخت تار وارد شود- قطع قطتی - اغراق - علاقه مند - بجز
Comprised, allies, invasion, stir, interruption, exaggeration, despite,
۶۰- بسختی - آغاز شد. زره دار شدن - تونناژ ظرفیت -
Scarcely, dawned, armored, tonnage.
۶۱ - زره - حالت چرخشی - بحث - رخته کردن - موافقت نامه دوستانه - بیمه اتکایی -شایعه
Armor, turrets, debating, leaked, Entente Cordiale , Reinsurance, rumors,
۶۲- تجارت - نشان دادن - مورد توجه - مثل یک لکه چربی - درحال رشد - شورشیان
Trade, revealed, remarkable, stain, brewing, rebels,
جلب - عصبانی کردن - بخصوص - تهدید – divert intention, annoyed, particularly, bullied.

۶۳- مسخره ریدیکولوس - کابوس ridiculous, nightmare,

۶۴- دولتمردان یا دولت زنان - قرار داشت - شورش - شجاعت داشتن - گیجی سردر گمی
Statesmen or stateswomen, loomed, revolt, encourage, confusion,
۶۵- دروغجن دروغساز دروغگو a liar

۶۶- درخواست - ساکنین - جایگزین
Compelled, inhabitants, restore,
۶۹- قصد دارد - غیر کافی
Intended, inefficient
۷۰-سوار شدند - پرشتر مرغ با موغیت اعلا که مرغیه خوبی است . - تماشاچیان - تعویض
Climbed, Ostrich feather, chicken with good chicken quality with good morghiyat, spectators, deflected it into the road,
تکه پاره کردن - به سرعت افزودن - سرنشین - بیرون کشیدن
Wrecking, accelerated, occupants, dragged out.
چنانچه مایل هستید سعی کنید که این لغت ها را به انگلیسی ترجمه نمایید. در متن های بعدی جوابها را می نویسم.


اگر علاقه مند بودید میتوانید که این لغت ها که از کتاب نیو ورلد اوردر است به فارسی ترجمه بفرمایید. من پس از آن لغت ها را با ترجمه برایتان مینویسم. دوستدارتان امیر

صفحه ۷۲ - جواب فوری - وارث - حمله - طرح خیانت - یازخواست جدی - عمل - کامل

اسلحه و نیروی نظامی - قابل انفجار - امتناع کامل - یکی از دو شق دشوار و بد. آماده سازی

جدی و محکم - جانشین قایم مقام - بیهوده - لاروبی کردن - نقشه

۷۳- در نتیجه - صاف - چرخشی - موانع - رسیدن سرازیر شدن فرود آمدن - دست دشمن

پس زدن عقب کشیدن - رفتار - وابستگی - فلاکت - مشگل -تخمین کم و ناقض زدن - تخلیه کردن

خواستار شدن - تکه پاره کنار انداخته شده - ویرانی خرابی - در پیش بودن ساختن

ص ۷۴- نظامی وار رفتن - برق آسمان درخشیدن - تصفیه حساب صورتحساب -خاطره یادواره

یادونه - پیشتازی - جمع شده بودند. - محاصره - گروهانها گردان لشگر صف بسته

حرارت شوق شور- بدون احساس خستگی - دوباره اطمینان یا قوت قلب دادن - انجام دادن

پیراهن نظامی

ص ۷۵ - خوار شمردن با مسخره یا مساقوره نگاه کردن نگریستن - سزاواری خواری پست

به نمایش در آوردن - لطیف عمودی- بازمانده گان - با وجود این با این همه باهمه اینها -مقاومت






چنانچه مایل هستید سعی کنید که این لغت ها را به انگلیسی ترجمه نمایید. در متن های بعدی جوابها را می نویسم.


اگر علاقه مند بودید میتوانید که این لغت ها که از کتاب نیو ورلد اوردر است به فارسی ترجمه بفرمایید. من پس از آن لغت ها را با ترجمه برایتان مینویسم. دوستدارتان امیر

صفحه ۷۲ - جواب فوری - وارث - حمله - طرح خیانت - یازخواست جدی - عمل - کامل

اسلحه و نیروی نظامی - قابل انفجار - امتناع کامل - یکی از دو شق دشوار و بد. آماده سازی

جدی و محکم - جانشین قایم مقام - بیهوده - لاروبی کردن - نقشه

۷۳- در نتیجه - صاف - چرخشی - موانع - رسیدن سرازیر شدن فرود آمدن - دست دشمن

پس زدن عقب کشیدن - رفتار - وابستگی - فلاکت - مشگل -تخمین کم و ناقض زدن - تخلیه کردن

خواستار شدن - تکه پاره کنار انداخته شده - ویرانی خرابی - در پیش بودن ساختن

ص ۷۴- نظامی وار رفتن - برق آسمان درخشیدن - تصفیه حساب صورتحساب -خاطره یادواره

یادونه - پیشتازی - جمع شده بودند. - محاصره - گروهانها گردان لشگر صف بسته

حرارت شوق شور- بدون احساس خستگی - دوباره اطمینان یا قوت قلب دادن - انجام دادن

پیراهن نظامی

ص ۷۵ - خوار شمردن با مسخره یا مساقوره نگاه کردن نگریستن - سزاواری خواری پست

به نمایش در آوردن - لطیف عمودی- بازمانده گان - با وجود این با این همه باهمه اینها –مقاومت






چنانچه مایل هستید سعی کنید که این لغت ها را به انگلیسی ترجمه نمایید. در متن های بعدی جوابها را می نویسم.

اگر علاقه مند بودید میتوانید که این لغت ها که از کتاب نیو ورلد اوردر است به فارسی ترجمه بفرمایید. من پس از آن لغت ها را با ترجمه برایتان مینویسم. دوستدارتان امیر
صفحه ۸۱ کتاب نیو ورلد اوردر تاریخ عمومی دنیای جدید.

مشگل - گسترده شد. یک رشته عملیات جنگی و لشگر کشی - منابع - نیروهای ارتشی دریایی خشگی مهمات و تجهیزات
Conflict, spread, resources, in armament factories,
بطور کامل ودست نخورده یکپارچه - گداخته آب شده ریختگی - اتحاد پیوستگی نزدیکی
Entire industrial resources, heated until molted, alliance,
شبه جزیره -قالب - همراه دسته ای از کشتی های بازرگانی که نتوانند از خود دفاع کنند محافظت مشایعت کردن
Peninsula, mould, Allied convoys,
مردد بودن - درنگ کردن دو دل بودند بی میل بودن - اطمینان - تهاجم - فلاکت - شکست
Hesitated, confidence, invasion, disaster, defeat,
تلخی دلخوری دخلوری - شکست خوردن - حکومت حق مالکیت قلمرو - حمله کردن
Bitterness, defeated, dominion, invaded.
بهانه - رقابت - راندن - تامل کردن -شورش
An excuse, competition, drew, hesitated, rebellion,
ص ۸۲ - کوبیدن خرد کردن سخت برخورد کردن - ترتیب دادن آراستن مایل بکردن کاری
Determination, disposed,
مستعد کردن - دژخیم - محیط مریی یا مرئی طرح نیمرخ سایه ای - ترسناک مهیب شوم سخت گیر.
Disposed, Executer executioner, silhouetted, grim,
رزم ناو - ضربه - زغال گیری کردن - بنیاد زمینه مرکز - مشخص اختصاصی مجزا - چرخیدن تاب خوردن
Cruisers, a strock, coaling, base, distinctive, swing, swung,
دکل تیرک - درگیر شدن - دسته کشتی - قلمرو - تنگ - باریک راه بندان متقابل - شبانه روزی
Masts, engaged, troopship, dominions, tight, blockade, counter blockade, boarding parties,
بطور شوم و نحسی - با اژدر حمله کردن - خط کشتی - غرق شدن - محدود کردن -تضیقات
Ominously, was torpedoed, liner line for shipping. , drowned, restricted,
دنبال کردن - سه گانه - حمله - تقریبا - بار- اعتراض- یک رشته عملیات نظامی
Chase, tripod, invasion, almost, cargo, uproar, campaign,
ص ۸۳- قضا بلا کشته شده گان - منفصل سوا جدا مستقل - راه بندان - تلافی کردن - کینه اهانت
Casualties, detached from the , blockade, to retaliate, despite,
تاسیس شد - بدبختی - مرز - پرتگاه داغ نشان - گودال آب در گل غلطیدن رگل آلود کردن
Established, misery, border, scar, puddles,
معلول - از دست دادن - بدست آوردن - تهاجم - غبار- مسموم از استعمال گاز- شخم زدن
Crippled, suffering, gained, offensive, haze, had been gassed, was plugged.
نام نویسی برای خدمت نظام سرباز گیری استخدام جدید - در نتیجه - یک رشته عملیات نظامی
Conscription, consequently, campaigns,
درد رنج عذاب وتالم تقلا - گروه دسته عده لشگر - پیشرفتگی داشتن - سرفه کفیدن -غنیمت تاراج
Agony, corpses, jutted, coughing, splutter,
جسم آب آورده شناور - دفاع - کابوس - توده باد آورده شده - قربانی - برد کم
Drifted, defence, nightmares, drifted, casualties, the gain tiny.
ص ۸۴ - بند سد بندی سد - صاف کردن پهن کردن صاف کن - بخاک سپردن - با اشتیاق -کمبود
Barrage, flattened, buried, eagerly, lack.
دژ قلعه نظامی محل بارو دار برای بازرگانی - میهن پرستی - داغون کردن - مهمات - مقدس
Forts, patriotism , damaged, supplies, Sacred,
تصمیم داشتن - سکوت - بهم زدن - حالت وسیع - هنگام دم لحظه - درد رنج - مستان - آلونک
Determined, salient, churned, vast scale, instantly, in agony, drunks, dugout,
تهاجم مهاجم - به آب انداختن پرت کردن - روانه شدن - کوبیدن -خفه کننده - لرزیدن لرز
Offensive, launched, to lauch, pounded, choking, tremble,
پرتو افکندن تیر پرتو - شیون کردن - سوگوار غمزده - شهامت میلی - گیجی تلوتلو خوردن
Beams, mournful howl, National courage, stagger,
قربانی -خروش نعره جنگ که در کوهستان معمول است - الهام دادن ملهم کردن - گردان نیروی ارتشی
Casualties, slogan, inspired, whole battalions,
تکه تکه پاره - قابل انفجار - جای سنگر دار که برای پادگان های بزرگ باشد. - بطور فریب آمیز
Churned up by- explosives, fortresses, deceptively,
فاصله دادن - کامیون پرازآب. - تیره روزی -قهرمانی
Intervals, lorryloads of water, disasterous, appeals,
صفحه ۸۵- داغان کردن داغون نمودن چپندر قیچی کردن - مدافع ها - کثیف و لکه دار کردن تاریک کردن
Smashed, defences, blotted,
وحشت زده از بمب ها - تگرگ تگرگ وار ریختن سلام - بلند کردن بالابر - آدمکشی - قربانی
Shell-shocked, hail of accurate machine guns fire, hoisted, slaughter, casualties,
صرف تنها - سوز برف - وارستگی از اغفال شیفتگی در آوردن - نام نویسی برای خدمت نظام وظیفه
Merely, a blizzard, disillusioned, conscription,
کشتار همگانی قتل عام - اطمینان - سنگر - خودساز پاکیزه خود بین - پسربچه جوانک جوان
Massacre, confidence, trench, smug, lads,
کش رفتن دزدیدن - خنده - چوب سفید آتش گیرانک - سرزنش - قلوه سنگ بزرگ - کنده درخت
Sneak, laughter, kindling, blamed, rubble, tree-stumps,
سیم خاردار –barbed wire,














چنانچه مایل هستید سعی کنید که این لغت ها را به انگلیسی ترجمه نمایید. در متن های بعدی جوابها را می نویسم.

اگر علاقه مند بودید میتوانید که این لغت ها که از کتاب نیو ورلد اوردر است به فارسی ترجمه بفرمایید. من پس از آن لغت ها را با ترجمه برایتان مینویسم. دوستدارتان امیر
صفحه ۸۱ کتاب نیو ورلد اوردر تاریخ عمومی دنیای جدید.

مشگل - گسترده شد. یک رشته عملیات جنگی و لشگر کشی - منابع - نیروهای ارتشی دریایی خشگی مهمات و تجهیزات

بطور کامل ودست نخورده یکپارچه - گداخته آب شده ریختگی - اتحاد پیوستگی نزدیکی

شبه جزیره -قالب - همراه دسته ای از کشتی های بازرگانی که نتوانند از خود دفاع کنند محافظت مشایعت کردن

مردد بودن - درنگ کردن دو دل بودند بی میل بودن - اطمینان - تهاجم - فلاکت - شکست

تلخی دلخوری دخلوری - شکست خوردن - حکومت حق مالکیت قلمرو - حمله کردن


بهانه - رقابت - راندن - تامل کردن -شورش

ص ۸۲ - کوبیدن خرد کردن سخت برخورد کردن - ترتیب دادن آراستن مایل بکردن کاری



مستعد کردن - دژخیم - محیط مریی یا مرئی طرح نیمرخ سایه ای - ترسناک مهیب شوم سخت گیر.

رزم ناو - ضربه - زغال گیری کردن - بنیاد زمینه مرکز - مشخص اختصاصی مجزا - چرخیدن تاب خوردن

دکل تیرک - درگیر شدن - دسته کشتی - قلمرو - تنگ - باریک راه بندان متقابل - شبانه روزی

بطور شوم و نحسی - با اژدر حمله کردن - خط کشتی - غرق شدن - محدود کردن -تضیقات

دنبال کردن - سه گانه - حمله - تقریبا - بار- اعتراض- یک رشته عملیات نظامی

ص ۸۳- قضا بلا کشته شده گان - منفصل سوا جدا مستقل - راه بندان - تلافی کردن - کینه اهانت

تاسیس شد - بدبختی - مرز - پرتگاه داغ نشان - گودال آب در گل غلطیدن رگل آلود کردن

معلول - از دست دادن - بدست آوردن - تهاجم - غبار- مسموم از استعمال گاز- شخم زدن

نام نویسی برای خدمت نظام سرباز گیری استخدام جدید - در نتیجه - یک رشته عملیات نظامی

درد رنج عذاب وتالم تقلا - گروه دسته عده لشگر - پیشرفتگی داشتن - سرفه کفیدن -غنیمت تاراج

جسم آب آورده شناور - دفاع - کابوس - توده باد آورده شده - قربانی - برد کم

ص ۸۴ - بند سد بندی سد - صاف کردن پهن کردن صاف کن - بخاک سپردن - با اشتیاق -کمبود

دژ قلعه نظامی محل بارو دار برای بازرگانی - می Read more

on The history of Modern World in English and with Persian translation . 0 0

EsfandAashena Esfand Aashena replied to comment:

The pressure will be felt by the people as the price of bread has already gone up. The one difference between Ahmadi and Rouhani is that at least this regime is talking about it and not challenging the world in the nuclear deal to make the currency fall as well. Ahmadi was doing everything he could to make things worse.

Anything in the world of politics is possible but unlikely the events of 77 - 79 will repeat. Revolutions of that scale don't happen so soon especially when there is no clear alternative. If it was someone other than Rouhani elected the protests would've started already! Read more

on Why Would the Saudis Deliberately Crash the Oil Markets? 0 0

Dakho Dakho replied to comment:

Indeed. When they start taxing both Sepah and Rahbari, you know shiitte has hit the fan! Wonder if the taxes include all those tariff free imports of Sepah?
How will they be able to make up for this fiscal deficit? Would these financial problems turn into a re-run of 1977-79? The parallels between mid to late 70's and now are amazing and striking, on the order of a closed circuit of history.
One big difference this time around is the added "bonus" of a global deflation which might turn out to be a much more significant factor than Saudi share of the oil market. Read more

on Why Would the Saudis Deliberately Crash the Oil Markets? 1 0

HoshangTarehgol5 Hoshang Tarehgol posted a comment:

ادامه حمایت ها از زندانیان اعتصابی ارومیه

جمعی از زندانیان سیاسی رجایی شهر کرج با انتشار نامه ای حمایت خود را از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندان مرکزی ارومیه اعلام داشتند.
در این نامه که به امضای ٢٠ زندانی محبوس در رجایی شهر کرج رسیده، بی اعتنایی مقامات قضایی و امنیتی رژیم به خواست زندانیان اعتصابی "غیرقانونی و ضدبشری" توصیف شده است. در نامه حمایتی زندانیان رجایی شهر کرج همچنین تصریح شده است: «همه کسانی که مجبور شده اند برای رساندن صدای مظلومیت خود دست به اعتصاب بزنند، به خوبی می دانند، این زندانیان چه سختی هایی را تحمل می کنند.» در همین حال خبر می رسد که بازجویان وزارت اطلاعات کماکان برخی از زندانیان اعتصابی را به اجرای حکم اعدام تهدید می کنند.

Read more

on Behind the media spotlight: Kurdish minority in Iran keeps pushing for freedom 0 0

EsfandAashena Esfand Aashena replied to comment:

When you have an economy (since forever) that subsidies and has several social programs that supports the people with oil revenues, you'll have problems when there is no oil money to go around. We'll hear more about this out of Iran with higher prices, cut subsidies, etc. but as the article suggests in the end it's just Saudi's flexing their oil politics. They are jealous of the recent political momentum by Iran. Like they were during the Shah. Read more

on Why Would the Saudis Deliberately Crash the Oil Markets? 2 0

juvus juvus posted a comment:

Japan awesomeness is multiplied in this picture. They are not waiting in line for the newest Ipod. There are looking for fabulous rice.

on Meet the real Iran - 9GAG 0 0

juvus juvus posted a comment:

Why? who cares. My gas bill is cheaper and I am loving it. Iran needs to free it's economy and start investing and supporting the young entrepreneurs out there. So many are are talented and ambitious.

Let them loose Chinese style Iran. And let the Saudis drown in their oil. Read more

on Why Would the Saudis Deliberately Crash the Oil Markets? 3 0

 Prev  1 2 3  4  5  6  7  Next  Last