DISOBEDIENCE

چشم اسفندیار!

دلخوش ماندن به "نافرمانی مدنی" در مقابل "دولت غیر مشروع" چه معنای دارد؟

03-Jul-2009 (one comment)
تا اینجا که من نشسته ام، هیچ اتفاق غیر قابل پیش بینی رخ نداده است. سوسمارها به اعتبار "رهبری"، همان کردند و همان را گفتند که انتظارش می رفت. با موضع گیری های آقای خامنه ای در همان ساعات اول، اگر آن تبریک و آن گفتار پس گرفته می شد، و یا شورای نگهبان با این همه تاخیر که برای مقدمه چینی و به قول حضرات، "مهندسی تقلب" بزرگ، به عنوان امتیاز به معترضین ارائه کرد، چیزی جز این می گفت، که گفت؛ باعث شگفتی بود، به ویژه با آن جملات مضحک حضرت رهبری که "جمهوری اسلامی در آراء مردم تقلب نمی کند"!(آخر سی سال است رژیم، صادقانه و "بی تقلب" آراء مردم را به نفع خود مصادره می کند!) یا "جمهوری اسلامی زیر بار زور نمی رود"! این دیگر عین حقیقت است! رژیمی که همه ی رفتار و گفتارش، در داخل و خارج بر مبنای گردن کلفتی و زور است، باید هم خواست طبیعی و مسالمت آمیز مردم را با چوب و چماق پاسخ بدهد و آن را "زور" بنامد و ادعا کند؛ زیر بار "زور" نمی رود!>>>

ESCAPE

خسته بر سنگ سرخ

گریه بی‌ طاقتم امان میبرد؛ کاش مرا میزدند، کاش مرا می‌‌کشتند!

03-Jul-2009 (3 comments)
بیرون زدم. به اندوه این خرداد پشت کردم و جاده را در جستجوی ناکجایی در کویر، سلام گفتم. ناله ساز بلند بود؛ در تلاشی ناتوان که فریاد‌ها و تصاویر جهان جنون را بشویم. حالا، خسته و کمر شکسته، بر این سنگ سرخ زل زده ام؛ بر این محراب پرستشی نو که به مهر خورشید کویر، آتش گرفته است. گوشم از ناله‌های زیر و بم پر میشود، از صدای پر التهاب آوازی که بند بندم را به خویش میخواند و مو بر تنم راست می‌کند. حرارت خشم و حس گناه با ضعف تنهایی‌ همدست شده، بر قلبم میکوبند. چشمم میشکند؛ قطره قطره بارش غمناکش از چهره به دست، از دست به قلم. آغاز تابستان گرم، فصل شور، به کابوس مینشیند. من برین گوشه ساکن به پناه آمده ام. من فراری هستم؛ >>>

POETRY

ترنه اى براى دخترم

براى ندا

03-Jul-2009 (one comment)
واپسين درس موسيقى ات
                 دخترم
با درس انقلاب سبزمان
هم زمان شد
سينه ات گشودند
                 اى عروس ايران
تا که ضحاک
                 اين ديو خامنه
با خون تو مست شود >>>

NON-VIOLENCE

مبارزه بي خشونت

اعتراض، عدم همکاری با دولت و مداخله در حوزه های ممنوع

01-Jul-2009
مبارزه ء بی خشونت بر اصل ساده ای استوار می شود و آن نافرمانی است. اصلی که به ما می گويد مردم هميشه اوامر حاکمانشان را اجرا نمی کنند و گاه قادرند به کارهايی دست بزنند که بر ايشان ممنوع کرده اند. زيردستان از قوانين زبردستان تخطی می کنند. کارگران با اعتصاب خود اقتصاد را فلج می کنند. بورکراتها از انجام دستورات ساده سرباز می زنند. دانشجويان از خطوط قرمزی که برايشان معين شده عبور می کنند. نيروهای انتظامی از سرکوب خودداری می ورزند و حتی دست به شورش می زنند. وقتی همه ء اين اقدامات با هم رخ می دهند مردی که تا مدتی پيش از آن شاه يا ولی فقيه بوده در اندک زمانی تبديل به شهروندی عادی می شود. قدرت سياسی وقتی مردم حمايت خود را از آن دريغ کنند به سرعت از همان می پاشد>>>

POETRY

گفتی - گفتم
01-Jul-2009 (5 comments)
گفتی کودتا می کنم
گفتم برای من فرقی نمی کند
گفتی باتون یا گلوله می خواهی
گفتم  انتخاب با توست
گفتی اعتراض می کنی؟
گفتم اعتراض را قبول ندارید >>>

POETRY

از چنگالش خون باز هم
01-Jul-2009
حقه‌ها در حقه ها
مردان زنان حتا کودکان
را لحظاتی بی حس
اما آفتاب فصل بیداری
و مردمی مقاوم باز هم
ایران زنی با ندای آزادی
در هم میشکند
اسارت از رژیم تازی
>>>

EYEWITNESS

یک هفته قبل، یک هفته بعد

مشکل از این آخوندها نیست که دیکتاتورن. مشکل از مردم و فرهنگ دیکتاتور پرور ماست

29-Jun-2009 (29 comments)
یک هفته قبل از انتخابات رفتم ایران. سالها بود که در ایران سوار قطار نشده بودم. در واقع از چند سال قبل از انقلاب که بچه بودم و همراه مادرم چندین بار با قطار از آبادان که محل تولد و زندگی من بود به تهران رفتیم و برگشتیم. البته آبادان که ایستگاه قطار نداشت، باید میرفتیم خرمشهر که چسبیده به آبادان بود. حالا بعد سالها دوباره در ایران با قطار مسافرت میکردم. مدتهاست به خودم یاد داده ام که مقایسه نکنم. مخصوصاً مقایسه چیزهایی که میبینم و تجربه میکنم در ایران با سوییس. این یک قیاس مع الفارق است و اصلاً جایش نیست. چون غیر از ناراحتی و عذاب چیزی عاید نمیشود. سعی میکنم که هر چیز را با شرایط محیط خودش و امکاناتش مقایسه کنم تا کمتر غصه بخورم. بگذریم که در این حالت هم کم نیست شرایطی که غمم میگیرد.>>>

EXIT

قصه از کجا شروع شد؟!

آری برادر! دوران شما به سر رسید

29-Jun-2009 (5 comments)
داستان از اینجا شروع شد: از آنجا که خامنه ای در جریان حمایت آیت الله خمینی از میرحسین موسوی و سنگ روی یخ کردن ایشان٬ از میرحسین کینه گرفته بود٬ پس از فوت آیت الله٬ با همدستی هاشمی رفسنجانی٬ درصدد انتقام برآمده و با تغییر قانون اساسی٬ میرحسین موسوی را برای مدت بیست سال به کناری نهادند. در آن زمان دو مورد اساسی وجود داشت که آقایان آنها را بین خود تقسیم کردند٬ آقای خامنه ای قدرت را برداشت و آقای هاشمی ثروت را! سالها گذشت تا خامنه ای متوجه شود قدرت در آنجاست که پول باشد. همچنین با رجوع به سابقه تاریخی متوجه شد که در روز کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ ٬ همان آدمهایی که در صبح فریاد "درود بر مصدق" را سر می دادند٬ با پولهای سرازیر شده از سوی امریکا٬ در ظهر همان روز شعار " مرگ بر مصدق " را سر دادند و این هیچ دلیلی نداشت جز وجود آن پول کثیف!>>>

POETRY

"نِـدا"ی آزادی

تقدیم به همه "ندا"های میهنم

29-Jun-2009
همه ناقوس های جهان بـا هـم
تنها  نامِ  تو را  می نوازند ...
که این
آفتابِ امیـدهای توست
که روزنه های ریزِ بشارت را
در شبهای تمامیتِ تلخِ تاریخ
و در نبضِ پُر تپشِ هر خُرداد
به تداوم می تپد ... >>>

OUTLOOK

تشدید دوپارگی

محور "هاشمی-خامنه ای" عملا شکسته شده

27-Jun-2009 (4 comments)
از پی چندین روز پر تنش، سر انجام در نماز روز جمعه ۲۹ خرداد، رهبری نظام به سود بخشی از یک جناح، از مسوولیت "هدایت" تمامیت جمهوری اسلامی دست کشید؛ و به جای دعوت دو بخش جامعه ما به آشتی و همزیستی، اکثریت ناراضی و معترض جامعه را به مقابله و سرکوب تهدید کرد. روز بعد میلیون ها نفر در سراسر کشور به خیابان ها ریختند و خون ده ها معصوم بر آسفالت خیابان شتک زد. کدام عوامل سازمانگر نگاه و رفتار آقای خامنه ای در روند انتخابات دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بوده است؟ آیا رفتار رهبری کشور به صلاح کشور و منافع ملی بوده است؟ واکنش رهبری کشور در قبال بحران موجود تا چه حد به ثبات سیاسی سیستم کمک می کند؟ آیا گزینه دیگری، با زیان های کمتری برای امنیت عامه و اعتبار کشور و وجود داشت؟ پختگی، انسجام، و دور اندیشی و درایت تا چه میزان با حرکت رهبری نظام در پروسه انتخابات در آمیخته بوده است؟ >>>

RAGE

اینجا کجاست
27-Jun-2009 (12 comments)
اینجا کجاست
شهر من اینجا نیست
شهر من اینجا نیست
جمعیت سبز درخیا بانها وکوچه ها مرده است و سپیده صبح به سرخی میزند
من از تمام ادامها یی‌
که به اسم حقیقت،  عدالت، و انسانیت تمام انسانها را قربانی می کنند
و به این بیعدالتی
نام عشق داده ا‌ند
میترسم.
>>>

FLAG

پرچم مقدم است یا ایران؟

پرچم رسمی ایران چه ما دوست داشته باشیم چه دست نداشته باشیم همان پرچم جمهوری اسلامی است

25-Jun-2009 (8 comments)
ایران روزهای پر فشار و سختی را می گذراند. التهاب فعلی در ایران نتیجهء کودتای انتخاباتی بر ضد رای مردم است. حق آنها است که از رای خود پاسداری کنند. آنها موسوی را به عنوان رئیس جمهور خود انتخاب کرده اند و حال نیز به دنبال مطالبهء رای خود هستند. در داخل ایران این حرکت خودجوش با چالشی به نام لباس شخصی ها و شبه نظامیان و سرانجام ولی فقیه روبرو است که سعی در لوث کردن این جنبش مدنی دارند و در خارج از کشور نیز با کمال تعجب و در عین ناباوری (حداقل برای من) اپوربسیون این وظیفه را ناخواسته (امیدوارم!) بعهده گرفته است. پرچم ایران تبدیل به هیزمی جهت شعله ور کردن آتش اختلاف گروه های مختلف ایرانی در خارج از کشور شده است در حالیکه درد اصلی جوانان ما اصلا این نیست. در حال حاضر نسل جدید ایران با یک کودتای واقعی روبرو هستند و می بینند که جلوی چشم آنان آراءشان قلب شده است، لذا آمده اند تا رایشان را پس بگیرند>>>

POETRY

همیشه می آیند
25-Jun-2009 (one comment)
 از فراز سر ما می گذرند.
 هوای رفتن دارند،
 پای جهیدن و  بال پریدن.
 از شجاعت و ایثار سرشار اند.
 بیزاراند از بوی تعفن مرداب،
 از  حس ماندن و در جا زدن،
 از مطیع و دلمُرده و سرکوفته زیستن
>>>

POETRY

ندا
25-Jun-2009 (2 comments)
تصویری حک شده
در وجدان زمان
قلب پیر مات شده
از نازکی حیات
که از دست رفت >>>

WHAT NEXT

سئوال اينست، چه بايد کرد؟

اعتصاب چنانچه فراگير شود مي تواند ماشين سرکوب را بسرعت فلج سازد

23-Jun-2009 (6 comments)
در شرايط کنوني طرح اين سئوال از آنرو حياتي تر شده که بنابه گزارشاتي که از داخل کشور مي رسد، بيش از پانصد تن از نخبگان فکري و روزنامه نگاران، و عدهً زيادي از جوانان و دانشجويان معترض در داخل کشور بطور بي سابقه اي دستگير شده اند و مردم عادي، گروههاي مرجع اجتماعي، و گروههاي سياسي بيش از هرزماني با اين مسئله مواجه اند که واقعاً چه بايد کرد؟ اين نوشته تلاشي است براي يافتن پاسخي درخور به اين سئوال حياتي. براي شناخت شرايط کنوني لازم است نخست به اهمّ رويدادهاي چند روز اخير نظري اجمالي بيافکنيم: اول، خامنه اي بعنوان ولي فقيه مطلقهً نظام، در دعواي بين دولت و ملت، جانب دولت را گرفت. او با اين کارش، ماهيت دروني خود را بارزساخت، پرده از رخ کشيد و برخلاف خميني که مي گفت من به کمک ملت توي دهن اين دولت ميزنم، به حمايت از دولت انتصابيش شتافت تا به خيال خام خود به دهان معترضيني، که اکثريت ملت ايران را شامل مي شوند، بکوبد. >>>

IRANIANS OF THE DAY
PersonAboutDay
Hamed NikpayExplains making of song in support of uprising in IranJul 02
Masoud PezeshkianMember of parliament from Tabriz condemns use of force against peopleJul 01
Hadi GhaffariHarshly critical of KhameneiJun 30
Shahriar Mandanipour“Censoring an Iranian Love Story”Jun 30
Marjan MontakhabVote! 2nd Annual San Francisco Fashion AwardsJun 28
Attackers on Iran Embassy in StockholmProtesters break into Iranian embassy in SwedenJun 26
Arash HejaziDoctor tried to save NedaJun 25
Killed and Detained Security clampdown (12-23 June)Jun 24
Karimi, Mahdavi-Kia, Hashemian, KaabiIranian football stars 'retired' after match protestJun 24
Team MelliChampions of freedom Jun 17