شاکی می شود سگم
اگر بخوانمت سگ پیر
پس یکی بیاید
به من بگوید
چگونه تا کنم با تو
رهبری که دلبری بکند با گریه
وقت دار که سر برسد
قر هم می دهد برای بسیجی ها
پس یکی بیاید
به تو بگوید
که از ترس این آرپی جی ها
دیگر کسی کم نمی آورد سینه
از رو نرفته ای ارباب!؟
به خدا تحقیر می شود طناب
اگر که در میدان آزادی
حلقه ای دور گردنت در نیاید از آب
پس یکی بیاید
عذر بخواهد از این سطرها
از کلماتم
که دیگر لب نمی دهند
در بیتی که تو باشی
از بس که جاکشی
چنین آسان می کُشی
خجالت نمی کشی؟
از اینهمه خونی که ریخته ای در نهر
خامنه شرمنده ست
بعد از تو نامش را عوض می کند این شهر
علی عبدالرضایی
| Recently by Mitradat | Comments | Date |
|---|---|---|
| Cloud | - | Nov 19, 2009 |
| The Road | - | Nov 16, 2009 |
| Moonface:A poem by Ali Abdolrezaei | - | Nov 15, 2009 |