Advertise here

‮ ‭ ‮'خطر فلج شدن رضا شهابی را تهدید می‌کند'‬

گزارش‌ها حاکی از وخامت وضعیت جسمی رضا شهابی، از اعضای هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران است. اسدالله صادقی، فعال کارگری ساکن نروژ، در گفتگو با بی‌بی‌سی فارسی گفت: "خطر فلج شدن رضا شهابی را تهدید می‌کند." Continue reading »

Balatarin

Comments 10 Pending 0

Sort comments:
Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

http://hajan.blogfa.com/post-12.aspx
جنبش کردستان از مبارزه مسلحانه تا نافرمانی مدنی
"از طرفی دیگر نیز وضعیت ژئوپلیتیک کردستان شرایط را برای یک مقاومت مسلحانه مردمی تمام عیار در کردستان مهیا ساخت. و همین مسئله حتی در ترغیب احزاب وجریانات سراسری نیز دخیل بود، بصورتی که اوایل انقلاب 1357بخشی از این سازمانها به کردستان روی آوردند. با همه این عواملی که در شکلدهی مبارزه مسلحانه درکردستان دخیل بود، هیچگاه مبارزه مسلحانه بمثابه استراتژی درجنبش کردستان قرار نگرفت و بیشتر جنبه ی تاکتیکی داشت در برابر زورگویهای نظامی حاکمیت. بعنوان مثال کومله بمثابه یکی از احزاب سیاسی جدی در عرصه فعالیت سیاسی در کردستان در کنار مبارزه مسلحانه مدام برمبارزات مدنی تأکید داشته که نمونه بارز آن کوچ تاریخی مردم مریوان به بیرون از شهر بود که با توجه به فضای سیاسی آنزمان در نوع خود یک حرکت مدنی بی نظیر بود."

Arash7

Arash None of your business

zendanian
به گفته خودت مجاهدین موفق نشدند. کردها و جدالله هم موفق نشدند پس بنابراین عقل ناقص شما حکم کرده که جگ مسلحنه چندین هزارتایی کافی نیست و باید چند ملیونی باشه که بجای چند هزار چند ملیون کشته بشند. حالا اگر این هم حکومت رو از پای در نیاورد و ملیونها کشته به جا گذاشت چه نقشه و نظریه احمانه دیگری داری؟ بهانه تراشی نکن. بگو که تو شهامت جنگ مسلحانه رو نداری و خودت رو خلاص کن

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

آرش خان، حمار آن کسی است که از زبان و گفتار حمارانه استفاده میکند، این حقیر در کمال احترام و بدور از اهانت به پرسش شما پاسخ دادم.
بی حرمتی و اهانت "حمارانه" از سوی شما فقط بیانگر دلبستگی عاطفی شما بدین گفتمان "حمارانه" میباشد و بس.
پس، قبل از برچسب زدن بر دیگران نگاهی در آینه بندازید و گوش دراز اصلی را دریابید.
و اما اصل قضیه: شما پیش از سخنرانی و اظهار "فضل" در مورد انواع و اقسام مبارزات مسلحانه در ایران به یاد داشته باشید که در برخی از نقاط ایران، منجمله کردستان بیش از ٣٣ سال است که نه تنها اشغال نظامی کل منطقه توسط نیروهای نظامی جمهوری جهنمی اسلامی هنوز وجود دارد، بلکه مردم غیور و دلاور آن خطه کماکان نیروهای مسلح خود را حفظ و تقویت کرده و "مبارزه مسلحانه توده ی" بمثابه یکی از تاکتیکهای مبارزاتی هنوز برایشان مطرح است.
بر اساس چنین تاریخ مبارزاتی، و استمرار و پیوستگی در مقاومت علیه جمهوری جهنمی اسلامی تاکتیک "مبارزه مسلحانه توده ی" برای بسیاری از مردم در ایران دارای تاریخ و فرهنگی بسیار آشنا است.
تنها کسی که در اینجا عملیات کور مسلحانه را تبلیغ میکند شما بودید که هنوز "فکر" میکنید با از میان بر داشتن چند مهره اصلی رژیم کل نظام ساقط میشود. که البته یه قرون بخر آش و در همین خیالات باش.
تنها جریانی که در ایران یک جنگ داخلی و سرنگونی قهر آمیز رژیم جمهوری جهنمی اسلامی را به تمامی مردم ایران تحمیل میکند ملایان حاکم، سپاه و بسیجیان مسلح آنان هستند که به گونه ی سیستماتیک راه بر هر گونه تغییر مسالمت آمیز در ایران بسته و خراب کرده اند. آخرین جنگ داخلی در ایران چهار سال پیش پس از "انتخابات" بود که همگان با نتایج آن آشنا هستیم.
افراد و جریاناتی که توهم تغییرات مسالمت آمیز در جمهوری جهنمی اسلامی را در بین مردم میپراکنند، به جای آماده کردن ملت برای مبارزه نهایی فقط دود در چشم مردم میکنند.
بنا بر این همانگونه که در آغازنیز اشاره شد: نگاهی در آینه بندازید و گوش دراز اصلی را دریابید.

Arash7

Arash None of your business

zendanian
نه عزیز دل برادر٬ اشتباه امثال توهمینجاست که به جای کله فقط از دهنتون استفاده میکنید و هی لاف میزنید. کاری که مجاهدین کرد شبیه همین جنگ داخلی هست که تو دائمآ تبلیغ میکنی. آنها هم درست مثل تو یک مشت بچه که چیزی از مسلحانه نمیدونستند رو تو خیابونها ریختند و مردم رو به جون هم انداختند وبچه های مردم رو از هر دو طرف به کشتن دادند. البته برای من روشنه که امثال تو در پی جنگ داخلی و کشت و کشتارید و دلتون به حال زندانیان سیاسی نسوخته. اونها وسیله ای هستند برای توجیح هدفتون. شماها بز دلانی هستید که خودتون حتی جرئت دست زدن به اسلحه رو ندارید اما دائمأ آنرو برای بچه های مردم تجویز میکنید. فقط از میان برداشتن عاملان اصلی جنایات بچه بازیست٬ اما جنگ داخلی بزرگ بازیست و نه خریت. حالا برو و باز لاف بزن! فقط بدون خر خودتی نه ما !!!

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

اطلاعیه شماره42
– رضا شهابی در بیمارستان به جای مداوا تهدید به کتک شد!
– نامه ی رضا شهابی با عنوان: من فقط یک نمونه از اجحاف علیه سلامت زندانیانم
-------------------------------------------------------------------------------------------
اطلاعیه شماره 42: روز شنبه 25 آذر رضا شهابی جهت معاینه ی و بررسی عکس هایی که قبلاً از او گرفته شده بود به بیمارستان امام خمینی منتقل شد و توسط پزشک معالج اش معاینه شد. پزشک متخصص رضا پس از مشاهده ی مدارک پزشکی وی اعلام کرد که برای درمان همچنان نیاز به استراحت مطلق در شرایط مناسب دارد؛ او همچنان دستور داد تا از کمر رضا نیز عکس گرفته شود و همانطور که پیشتر نیز گفته بود به احتمال زیاد کمرش نیز نیاز به عمل جراحی دارد. عکسبرداری از کمر رضا بنابر شرایط اورژانسی اش و با دستور مؤکد پزشک سریعاً انجام شد و قرار بود که نتیجه سریعاً توسط پزشک بررسی شود که این کار با ممانعت پاسیار زندان که رضا را همراهی می کرد روبرو شد. پاسیار می گفت که باید سریعاً به زندان برگردیم و معاینه ی کمر بماند برای روز دیگر که این اقدام با واکنش رضا و خانواده ی او، که به شدت نگران سلامتی اش هستند، روبرو شد. پاسیار زندان در جواب به اعتراض رضا عنوان کرد که اگر به اعتراض ادامه دهی در زندان کتک مفصلی به تو خواهم زد و پس از آن رضا شهابی را که به شدت به این نوع برخورد پاسیار معترض بود به زندان بازگرداند.
کمیته ی دفاع از رضا شهابی به شدت به این نوع برخورد زندانبانان اعتراض دارد و خواهان مداوای سریع این کارگر زندانی و عضو هیئت مدیره ی سندیکای کارگران شرکت واحد است.
کمیته دفاع از رضا شهابی - 25 آذر ١٣٩١

شماره تلفن سخنگوی کمیته دفاع از رضا شهابی، آقای محمود صالحی: ٠٩٣۵٧٣۵٣۴١٢
k.d.shahabi@gmail.com
www.k-d-shahabi.blogspot.com

------------------------------------------------------------------------
نامه ی رضا شهابی:
من فقط یک نمونه از اجحاف علیه سلامت زندانیانم
آنچه بر سرنوشت سلامت و درمان و پیشگیری و مراقبت پزشکی من، رضا شهابی، زندانی بند 350 زندان اوین روا می رود بر همه ی این زندانیان نیز وارد است. من خود را ناگزیر می دانم لب به سخن بگشایم، شاید کسان دیگری نیز به گونه ای چنین کرده اند یا چنین خواهند کرد. در این جا وضع درمان و سلامت بسیار وخیم است و خود ما، خانواده و دوستانمان را نگران کرده است. من آن را با جامعه ی داخلی و جهان در میان می گذارم. در ضمن از پزشکان و پرسنل سلامت که در حد خود به وظایف شان عمل می کنند اما کارشان در چنین نظام ناکارا و بی اعتنا به جان ما انسان های دربند، بی ثمر می ماند، به سهم خود قدردانی می کنم.
مراجعه ی ما به پزشک زندان منجر به صدور نسخه می شود اما معمولا از 10 تا 24 ساعت طول می کشد تا دارو به دست ما برسد. در این صورت بیمار باید رنج بکشد و منتظر تشدید بیماری اش باشد. بهداری فاقد پرسنل و وسایل و امکانات لازم است و حتی اگر بدن کسی به دلیلی مجروح و پاره می شود با انتقال او به بهداری معمولاً کار بخیه زنی انجام نمی گیرد زیرا می گویند یا داروی بیهوشی موضعی ندارند یا نسخ و سوزن جراحی یا اصلاً فرد جراح.
بیمارانی که بنا به تشخیص پزشک و حتی تأیید پرسنل بهداری باید به بیمارستانهای خارج از زندان اعزام شوند و وضعیت اضطراری دارند در دورِ گرفتاری و کاغذبازی و فرماندهی اداری قرار می گیرند که حاصل آن افزایش خطر جانی، درد و رنج و حتی بیم مرگ است.
دستورهای پزشک به پزشک قانونی می رود تایید پزشک قانونی در اختیار دادستانی قرار می گیرد و دادستانی و تیم او بدون اطلاع پزشکی با توجه به روندهای اداری خودشان و نام و موقعیت بیمار تشخیص می دهند که بیمار عازم بیمارستان بشود یا نشود. این در شرایطی است که همه می دانیم دستگاه قضایی پزشک نیست و باید بر اساس نظر پزشک معتمد خود (پزشکی قانونی) عمل کند. اما آشکارا بی اعتمادی خود را به کادر و پرسنل پزشکی نشان می دهند. برای آن ها همه چیز امنیتی و سیاسی است. تازه همه ی این کارها نیاز دارد که اعضای خانواده ی ما از راه های دور عازم مرکز شهر تهران شوند و گرفتاری ترافیک و دود را تحمل کنند و در صف برای ملاقات با معاون دادستان بایستند و به اصطلاح پرونده ی عزیز زندانی شان را پیگیری می کنند.
توجه بفرمائید که این پروسه حداقل 2 هفته و گاهاً تا 6 هفته به دراز می کشد و تازه نتیجه ی نظر مساعد یا مخالفت دادستان معلوم نیست. وقتی به بیمارستان می رویم ودر آنجا معالجه نیمه تمام می ماند و بازمان می گردانند، دستور می دهند در مدت معینی باید برای ادامه برگردیم اما روز از نو روزی از نو، گرفتار و معطلی ادامه می یابد. انسان از زندگی سیر می شود و گاه به فکر می افتد که شاید مرگ بهتر باشد. اکثر اوقات به نوعی متهم به تمارض یا میل به حضور در بیمارستان به جای زندان می شویم. واقعاً تشخیص تمارض با دستگاه پزشکی است یا دادستانی که با تمام وجود با زندانیان مخالفت و نسبت به آنها سوءظن دارد.
بدبختی آزاردهنده ی دیگر ما دندان درد و مشکلات دندان است. این درد بی چاره کننده را باید مدت ها تحمل کنیم تا دندان پزشک که آن هم همه ی تخصص ها را نمی پوشاند وارد بهداری شود و البته باید برای خدمات و دندان پزشکی که خودمان هم انتخاب نکرده ایم و باید روی دندان هایی که دندان پزشکان دیگر قبلاً روی آن ها کار کرده اند کار کنند، پول بپردازیم. توجه بفرمائید که چون پول نقد نداریم باید از کارت بانک پاسارگارد استفاده کنیم. وای به حال آن زندانی ای که پول ندارد، در اینجا دستش بسته است. چون سرکار نمی رود که پولی به دست آورد یا بیرون نیست که قرض بگیرد یا جنسی را از خانه اش بفروشد. صحبت هم یک کلام است:
یا پول یا سلول و درد و رنج و یا درخواست اعزام به دندان پزشکی بیرون که آن هم داستانش را گفتم.
من رضا شهابی کارگر اخراجی و زندانی شده ی شرکت واحد که هیچ منبع درآمدی ندارم و سابقه ی عمل جراحی خطرناک روی نخاع گردن داشته ام و به دستور پزشکان باید در منزل تحت مراقبت، استراحت کنم ماه هاست اسیر این گردش کشنده ی امور شده ام. مدت هاست درد دندان به سراغم آمده و درد دندان جلو که در بازداشتگاه 209 شکسته اند، امانم را بریده است و با درخواست پول یا گرفتاری اعزام رو به رو شده ام، کار این داستان خصوصی سازی که همه چیز آن به نفع افراد یا سازمان های نیمه آشنا تمام می شود و گروه گروه کارگران را به روز سیاه نشانده است، به داخل زندان ها هم آمده است. بگذریم از رجایی شهر که حتی جا برای زندانی خرید و فروش می شود اما در این جا ما باید مواد غذایی، بهداشتی، سبزی و میوه و لبنیات را در حد وسع خود از فروشگاهی بخریم که متعلق به کارکنان زندان است، آن هم با کیفیت بد و بسیار گران. کمبود مواد غذایی زندان از حیث گوشت و سبزی و لبنیات و کمبود یا نبود شوینده ها و لوازم بهداشتی شخصی را همه می دانند. شاید بعضی کسان کمک هایی به کسانی که ندارند بکنند و آبروی شان را بخرند، اما این نه همیشه است و نه برای همه کس است. بالاخره انسان شأن و آبرو دارد. تا به کی باید این گونه در محرومیت یا نیاز زندگی کنیم.ما به این چیزها در کشوری که این همه ثروت دارد و از تحریم هراسی ندارد و فقط فرصت ها را زیاد می کند به خاطر درخواست حقوق مان به زندان محکوم شده ایم، به محرومیت و مرگ تدریجی و بی توجهی بهداشتی و محرومیت از حقوق مادی و معنوی خود که محکوم نیستیم.
ما در گذشته و حال در این جا کسانی را داریم که حساب و کتاب سرشان است و می دانند بودجه زندان چقدر است و آنچه برای ما خرج می شود و مرتب هم آب می رود چقدر است! همین چندی پیش ما همه خبرهای تعقیب قضایی کسانی را از پرسنل امور زندان ها به خاطر سوء استفاده ی مالی شنیده ایم و این ها را کنار هم می گذاریم و می بینیم چگونه حقوق مان پایمال می شود.
کینه توزی، سیر نشدن از انتقام، سوءاستفاده، بی اعتمادی به سلامت ها، اهانت به شخصیت و کرامت مان متوجه ی همه شده است.
اینجانب به سهم خود چاره ای ندارم جز اینکه یا به اعتصاب غذا روی آورم یا از دریافت همان حداقل خدمات درمانی و بهداشتی هم به عنوان اعتراض خودداری کنم بلکه تکانی به احساس مسئولیت مسئولان وارد شود. تصمیم خود را که فعلا تصمیم دوم است به اطلاع افکار عمومی، همکاران سندیکایی، تشکل های کارگری و فعالان کارگری و مدنی می رسانم و منتظر برخورداری از امکانات سلامت و اجرای دستورهای پزشکی که با مخالفت دادستانی رو به رو شده است می مانم.
رضا شهابی عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد
بند 350 زندان اوین - آذرماه 91
انتشار از کمیته ی دفاع از رضا شهابی

Mehrban

Mehrban

دعوتی به کار سیاسی نسبتا ساکت، بدون هیاهو، به صورت پیگیر و روزمره

Excellent idea ! and if I may add, support for all Democratic groups from across the political spectrum not just one's own affiliates.

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

Mehrban jan

Of course all democratic political tendencies must be supported. What Iranian opposition often fails to realize is that it is going up against one enormously strong and vicious enemy, and until and unless it becomes united in a substantial sense (unless they support each others' initiatives and activities in action) there's very little hope for victory over this incredibly strong enemy of Iranian people.

Furthermore I think we should go even one step further and declare that in a post IR Iran, ALL political tendencies (Right, Left, Center, Monarchist, Religious,...) have a right to political life, regardless of their past, as long as they keep their activities social and political in nature and don't resort to arms or violence, no one has any right to question them. Cheers

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

آرش خان، اگرمطلب به همین سادگی "اسنایپرمدل بالا مجهز به صدا خفه کنه" و مسخره بازی هایی از این قبیل بود که مجاهدین باید حساب رژیم را همون اوائل ده شصت میرسیدند. اما در عمل دیدیم که قضیه درست بر عکس شد و رژیم حساب مجاهدین وهر کسی که به دستش میرسید رسید!
اون جنگ و مبارزه ی مسلحانه هم که میگن، شکل و نوع موثر و کارایش "مبارزه ی مسلحانه توده ی" است. یعنی نه اینکه دو تا گروه مجاهد و چریک با "اسنایپرمدل بالا مجهز به صدا خفه کنه" شروع کنند به عملیات مسلحانه مستقل و جدا از مردم ، بلکه خود توده های مردم، مردم عادی روزمره به چنان سطحی از آگاهی سیاسی و سازماندهی اجتماعی رسیده باشند که بتوانند در مقابل حملات بسیجی ها و سپاه بایستند و جواب آتش را با آتش بدهند. که فعلا با این تحریم ها و مشکلات روزمره اقتصادی و درگیرهای روزمره ملت برای پر کردن شکم زن و بچه، حداقل به نظر این حقیر شرایط برای مبارزه ی مسلحانه توده ی نه تنها فراهم نیست که روزبروز نامساعد تر هم میشود.
و اما اصل قضیه: کار سیاسی نسبتا ساکت، بدون هیاهو، به صورت پیگیر و روزمره.
روشنگری در مورد زندانیان سیاسی در ایران نه تنها "از بیرون گود لنگش کردن" نیست که اتفاقا هر روز از اهمیت بیشتر برخوردار میشود. شما نگاهی بکن به مورد کارگر جان باخته ستار بهشتی. این رژیم جمهوری اسلامی که در دهه شصت هزار هزار زندانی سیاسی میکشت و ککش هم نمیگزید، حالا برای کشتن یک کارگر ساده که بلاگی هم داشت، نه تنها بین خودشون دعوا راه افتاده، بلکه نمیتونه قال قضیه را هم بیاره و جریان را طبق معمول ماست مالی کنه. که البته این بر میگرده به اختلافات درونی رژیم و اینکه بعد از چهار سال گذاشتن از "انتخابات" نه تنها رژیم قوی تر و متحد تر نشده که هیچ، یک نگاهی به سوریه میندازه و فردای خودش را در آن میبینه.
در پایان پیوند سایت " اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران ایران" را برای شما و دیگر دوستان منردج میکنم، و همگان را دعوتی به کار سیاسی نسبتا ساکت، بدون هیاهو، به صورت پیگیر و روزمره.
http://www.etehadbinalmelali.com/

Arash7

Arash None of your business

عزیزدل برادر٬ با این تو گود نشستنها و لنگش کن گفتنها کار پیش نمیره. چاره کار یک اسنایپرمدل بالا مجهز به صدا خفه کنه. تو و روزبه هم که به جنگ مسلحانه اعتقاد دارید. باهم برید ایران و دخل لاریجانی و اژه ای و بقیه قاتلها رو بیارید. به قول پرفسور حسابی٬ یک عمل درست بهتر از هزار نصیحته.
اگر به مشکل برخوردی منو خبرکن