Advertise here

کار پردازان انگلیس در ایران : ٦٩ - آخوند سید جمال ‌الدین اسد آبادی

Balatarin

 

در این قسمت به معرفی آخوند سید جمال ‌الدین اسد آبادی یکی از فراماسون‌های اولیه ایران می پردازیم

 

سید جمال‌الدّین اسدآبادی متولد ۱۲۱۷خورشیدی در اسدآباد همدان و متوفی ۱۲۷۵خورشیدی در استانبول ترکیه ‌است و از او به عنوان جمال‌الدین افغانی و سید محمد بن صفدر الحسین و بسیاری اسم و رسم دیگر نیز نام برده می‌شود. برخی از نویسندگان، سید جمال‌الدّین اسدآبادی را به عنوان "جاسوس انگلیس" ، "سید جمال دوره گرد" ، "سید هزار چهره" ، "چهره ی جنجالی و پر مناقشه تاریخ خاورمیانه" ، "مرتد و بی‌دین و ملحد" و خیلی القاب و صفات دیگر نیز می شناسند.
Various Sources

 

در بعضی منابع سیدجمال الدین مامور دولت انگلیس و فراماسون و در خدمت منافع انگلیس معرفی شده ‌است. در نقطه مقابل مراجع دیگری او را حامی منافع و یا مامور دولت روسیه و بر ضد منافع بریتانیا معرفی کرده‌اند.


"نیکی کدی" در دانشنامه ایرانیکا می‌نویسد که سیدجمال در زمانی که به افغانستان می‌رود خود را سید رومی یا استانبولی واهل استانبول معرفی می‌کرده‌است. جمال‌الدین در کابل با احترام توسط امیر کابل پذیرفته می‌شود و به سمت مشاور امیر برگزیده می‌شود. بگفته ی "نیکی کدی" این احتمالاً به سبب نامه محرمانه‌ای بوده که او به امیر نشان داده‌است. این مساله سبب شده‌بود که نمایندگان بریتانیا در افغانستان او را مامور دولت روسیه بپندارند. او در آنجا سعی کرد که امیر را به اتحاد با روسیه و مخالفت با بریتانیا وادارد. مجموعه ی منابع چنین می‌نمایاند که سید در افغانستان به مانند غریبه‌ای بوده‌است و فارسی را با لهجه ایرانی صحبت می‌کرده‌است. بگفته ی "آسانته" ، استاد آفریقاشناسی دانشگاه تمپل، در سال ۱۸۵۸ یک جاسوس بریتانیایی در گزارشی سیدجمال را مشکوک به بودن مامور روسیه گزارش می‌کند. این مامور بریتانیا نوشته‌است که جمال الدین به شیوه ترکان نوغایی در آسیای میانه لباس می‌ پوشیده ‌است. گزارش‌های دولت افغانستان نشان می‌ دهد که سیدجمال بیشتر شیوه زندگی یک غربی را داشته‌است تا یک شرقی، او شخصی لیبرال بوده و مقید به اجرای فرایض دینی نبوده‌است. مثلاً فرایض ماه رمضان را به جا نمی‌آورده‌است. به گفته ی "آسانته" ، سید جمال در قاهره از نوشیدن کنیاک لذت می‌برده‌است. او یکبار در سال ۱۸۷۹ از لژ ماسونی در قاهره بیرون انداخته ‌شد زیرا در ملاعام وجود خدا را انکار کرده بود.


در نقطه مقابل ، منابع دیگری سید جمال الدین اسدآبادی را فراماسون و حامی غیر مستقیم منافع انگلستان دانسته‌اند... همچنین اسماعیل رائین در کتاب مشهور خود فراموش‌خانه و فراماسونری در ایران می‌ نویسد: «سید جمال الدین اسدآبادی معروف به افغانی، یکی از فراماسون‌های اولیه ایران است که در ۹ لژ ماسونیک عضویت داشت. او در لژ فراموشخانه ملکم رئیس لژ و ویزیتور بوده‌است»
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AC%D9%85%D8%A7%D9%84%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C

 

سال ها بعد، حلقه ی اسلامی فراماسونری در ایران بوجود آمد و روح الله خمینی بنیانگذار لژ اسلام یا حلقه ی اسلامی فراماسونری ایران شد
http://iranian.com/main/blog/all-iranians-13

 

سید جمال الدین اسدآبادی از پنج سالگی به فراگیری دانش نزد پدر خود پرداخت. او برای ادامهٔ تحصیل به مدرسهٔ صالحیه قزوین رفته ودروس حوزوی را نزد برادران برغانی آموخته و سپس به تهران مهاجرت کرد.
Various Sources

 

مسجد و مدرسه صالحیه قزوین به استناد کتیبه ای که بر سردر آن بوده، در سال ۱۲۴۸ هجری قمری توسط حاج محمدصالح برغانی قزوینی از علمای پارسا و پرهیزکار قزوینی ساخته شده است. این بنا با وسعتی حدود ۴۶۷۰ متر مربع یکی از بزرگترین مدارس علمیه ایران و از عظیم‌ترین مدارس فلسفی شیعه در قرن سیزدهم هجری به شمار می رفته است. از جمله دانش آموختگان این مدرسه می توان سیدجمال الدین اسد آبادی، میرزای شیرازی، سید اشرف الدین حسینی (نسیم شمال) را نام برد.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D9%88_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87_%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD%DB%8C%D9%87

 

سیدجمال الدین اسد آبادی، مدت زمانی بعد عازم نجف شد تا از درس کسانی چون شیخ مرتضی انصاری بهره جوید. از اساتید دیگر وی در نجف می‌توان به ملا حسین‌قلی همدانی اشاره کرد. سید جمال الدین در سن ۱۸ سالگی در اکثر علوم رایج در آن زمان به مقام عالی رسید. بعد به هندوستان و حجاز و مکه سفرهایی کرد و سرانجام به افغانستان مراجعت نمود ودر آنجا شریک اسرار دوست محمد خان امیر افغانستان شد. در جنگ هرات نیز همراه او بود. سپس به مصر رفت و با دانشمندان آنجا هم نشین شد. او در مصر بسیار معروف شد و در جامع ازهر منطق و فلسفه درس می‌داد. شیخ محمد عبده و گروهی از فضلای مصر در کلاس او حضور داشتند. در تحولات سیاسی مصر نقش موثر داشت و به همین دلیل پس از مدتی به کوشش نمایندگان خارجی که منافع خود را در مصر در خطر می‌دیدند او را از مصر بیرون کردند و به هند رفت. مدتی او را در کلکته زیر نظر حکومت انگلیسی هند نگاه داشتند و بعد که اجازه یافت از راه دریای سرخ به اروپا رفت.


در لندن و پاریس مورد توجه مقامات سیاسی اروپا بود. در پاریس با همکاری شیخ محمد عبده به انتشار روزنامه عروه الوثقی مبادرت نمود که فقط ۱۸ شماره از آن منتشر شد. بالاخره به حجاز سفر کرد و از بوشهر به ایران وارد شد و به تهران رفت و در خانه حاجی محمد حسن امین ‌الضرب ساکن شد. چند بار با ناصرالدین ‌شاه ملاقات کرد و از ضرورت قانون گفت ولی شاه سخنان او را نپسندید و پس از مدتی امر به اخراج او از ایران کرد. از راه مازندران به قفقاز و بعد به مسکو و پترزبورگ رفت. در سفری که به مونیخ رفت با ناصرالدین‌شاه و امین‌السلطان ملاقات داشت و به دعوت آنان دوباره به ایران بازگشت. مدتی در شاه‌عبدالعظیم بود که باز به دستور شاه با افتضاح او را بیرون کردند. به بغداد و بصره سپس به اروپا رفت. سلطان عبدالحمید امپراطور عثماني او را به استانبول دعوت کرد. در استانبول میرزا آقاخان کرمانی و شیخ احمد روحی و خبیرالملک به تشویق او به نشر مطالب علیه شاه و اتابک پرداختند. پس از کشته شدن ناصرالدین‌شاه به دست میرزا رضای کرمانی که از شاگردان و مریدان آخوند سید جمال ‌الدین اسد آبادی بود، دولت ایران خواستار تحویل او شد ولی مقامات عثمانی نپذیرفتند.


او پس از مدتی از چشم سلطان عبدالحمید افتاد و مواجب او را قطع کردند و با فقر زندگی می‌کرد تا این‌که به سرطان فک مبتلا شد  و در ۱۲۷۵ خورشیدی در استانبول درگذشت و در گورستان شیوخ دفن گردید. در سال ١٣٢٤،‌ فيض محمدخان،‌ سفير وقت دولت افغانستان در آنکارا،‌ موافقت دولت ترکيه را براي نبش قبر سيد بدست آورد بقاياي جسد سيد جمال‌الدين اسدآبادي را در تابوتي به کابل انتقال دادند و در دانشگاه کابل  دفن کردند
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AC%D9%85%D8%A7%D9%84%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C

 

آخوند سید جمال ‌الدین اسد آبادی از نگاه آخوند خمینی
علی معصومی می‌نویسد: «یقینا هر کس زندگی پرتکاپو و سراسر حادثه و ماجرای سید جمال الدین اسدآبادی را مطالعه کند , این پرسش برای او مطرح می شود که چرا سیدجمال الدین اسدآبادی در زمینه تغییر حکومت و برپا کردن انقلاب سیاسی نتیجه خوبی از تلاش ها و توانایی هایش نگرفت و نتوانست در سطح جهان اسلام انقلاب بزرگی برای رهایی مسلمانان به وجود آورد , و حداقل این که چرا سیدجمال الدین اسدآبادی با آن همه توانایی ها و تلاش هایش حتی در یکی از کشورهای اسلامی نتوانست تغییرات بنیادی وانقلابی ایجاد نماید. خمینی به این پرسش , پاسخ داده و چنین گفته است:
جمال الدین مرد لایقی بوده است لکن نقاط ضعفی هم داشته است و چون پایگاه ملی و مذهبی در بین مردم نداشته از آن جهت زحمات او با همه کوشش ها به نتیجه نرسید. و دلیل بر این که پایگاه مذهبی نداشته است  این که چون شاه وقت (ناصرالدین شاه ) او را گرفت و با وضع فجیع تبعید کرد عکس العملی (از سوی مردم ) نشان داده نشد و زحمات او چون این پایگاه را فاقد بود به نتیجه نرسید».
http://www.khatteemam.ir/fa/?p=1514

 

کارپردازان انگلیس معمولا از یکدیگر تعریف و تحسین می کنند و هر یک را «مردان» و «افراد لایقی» می خوانند، در ضمن برای خالی نبودن عریضه ، اندکی هم از همدیگر ایراد می گیرند!
All-Iranians

 

روح الله خمینی یکی از کارپردازان انگلیس در ایران بود
http://iranian.com/main/blog/all-iranians-88.html

 

آراء ضد ونقیض

١ - در حالی که درباره سید جمال الدین اسد آبادی آراء ضد ونقیض فراوانی موجوداست،  شیخ عباس صفائی حائری او را فراماسون می دانست.
٢ - سيد حسن تقی‌زاده‌ در مقاله «سید جمال‌الدین‌ اسدآبادی‌ معروف‌ به‌ افغانی‌» می‌گوید: «...در مصر شنیده‌ شد که‌ وی‌ در آنجا در محفل‌ فراماسون ها داخل‌ بوده‌ و در آنجا بر ضد انگلیس‌ حرف‌ زده‌ بود. در بعضی‌ جراید غربی‌ به‌نظر می‌رسد که‌ او خود بانی‌ و مؤسس‌ محفل‌ فراماسونی‌ بود که‌ سیصد نفر عضو داشت».
٣ - یکی از شاگردان شیخ محمد تقی مصباح یزدی ، آخوند سید محمود نبویان چندی پیش در سخنرانی ای در تبئین هشدار  شیخ مصباح یزدی پبرامون خطر نفوذ فراماسونری در سیستم مدیریت کشور ، سید جمال الدین اسدآبادی را فراماسونر خواند.
Various sources

 

سيد حسن تقی‌زاده یکی از کارپردازان انگلیس در ایران بود
http://iranian.com/main/blog/all-iranians-64.html

 

شیخ محمد تقی مصباح یزدی یکی از کارپردازان انگلیس در ایران است
http://iranian.com/main/blog/all-iranians-148.html
 
آخوند سید هادی خسروشاهی در مصاحبه ای به این سئوالات که"شایعات و تهمت‌ها در باب فراماسونری بودن سید جمال بر چه اساس بوده است؟ آیا سید جمال هرگز حتی برای تحقق آرمان‌ها و اهداف خود به فراماسونری گرایش داشته است؟ " چنین جواب داده است: 
مسئله‌ی عضویت سید در جمعیت فراماسونری مصر بیشتر پس از پیدا شدن یک دست‌خط مشکوک منسوب به سید، که گویا در میان اسناد باقی‌مانده از او در خانه‌ی حاج امین‌الضرب در تهران به دست آمده است، شایع گردید و عجیب آن است که این شایعه را کسانی نشر دادند که خود عضو لژهای فراماسونری در ایران و مصر بودند. نشر این امر از طرف آن‌ها برای بزرگداشت سید نبود، بلکه آن‌ها می‌خواستند با متهم ساختن سید جمال‌الدین به فراماسونر بودن، زمینه‌ی متهم ساختن دیگر رجال و علما و بزرگان مبارز معاصر را آماده و مساعد نمایند، در حالی که باید پرسید اگر سید عضو جمعیت فراماسونری مصر بود، چرا از مصر توسط خدیوی پاشای فراماسونر اخراج گردید؟ و چرا به هر کشور و سرزمینی که می‌رفت فراماسونرها او را طرد می‌کردند؟ در حالی که می‌دانیم فراماسونرها در یکی دو قرن اخیر، در همه‌ی بلاد با قدرت کامل کارها و مشاغل کلیدی را در اختیار داشته‌اند و اصولاً پرسیدنی است که ورقه‌ی تقاضای عضویت سید از لژ «کوکب شرق» قاهره چرا در بین اسناد خانه‌ی حاج امین‌الضرب پیدا شده است؟ قاعدتاً این سند باید در بین اسناد سازمان فراماسونری در مصر (قاهره) باشد، نه در تهران. البته بعضی‌ها هم گفته‌اند که سید پس از دیدن عنوان برنامه‌ی فراماسونرها در قاهره، که مبتنی بر «آزادی و برابری و برادری» بود، داخل آن جمعیت شد، ولی وقتی در محفل آن‌ها بر ضد سیاست‌های استعماری انگلیس موضع گرفت و سخنرانی کرد، با مخالفت رئیس لژ روبه‌رو شد که به سید گفت اینجا جای سیاست نیست و سید ضمن اعتراض شدید، گفت اگر جای سیاست نیست، پس چگونه می‌خواهید آزادی مردم مصر را به دست آورید؟ گفته می‌شود سید، پس از سخنرانی تند در انتقاد از این روش، دیگر در آن محفل حضور نیافت و یا او را به اصطلاح «اخراج» نمودند! به هر حال، حتی اگر سید عضویت آن جمعیت را در برهه‌ای پذیرفته و بعد از آشنایی با اندیشه و هدف واقعی آن‌ها، از آن جمعیت استعفا داده باشد، این امر نه تنها هیچ اشکال منطقی نخواهد داشت، بلکه مؤید استقلال رأی و آزاداندیشی سید است.
http://borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=4545

معلوم نیست آخوند سید هادی خسروشاهی، این اطلاعات مربوط به لژهای تهران و مصر و حرف های سید جمال را از کدام منبع و با چه وسیله ای بدست آورده است، مگر اینکه بپذیریم خسروشاهی برای رد گم کردن، به قصه پردازی و یاوه سرایی متوسل شده است.
All-Iranians

 

اما از طرفی ، قاسم تبریزی در مصاحبه ای گفت مسئله ی دیگر در مظان اتهام فرماسونري قرار گرفتن سید جمال ‌الدین اسد آبادی است. سيد وقتي در مصر بود تقاضاي عضويت در تشكيلات فراماسونری شرق را مي‌دهد كه پذيرفته هم مي‌شود و وارد مي‌شود. سید چون مستقل فکر می‌کرد، می‌خواست که آنجا را تغيير دهد. بخصوص كه این لژ فرانسوي هم بود. بين انگليس و فرانسه رقابت‌هايي است كه مي‌شود از آن سود برد.
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/200023/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%A7%D9%84%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF

 

بعضی از نظریات سعید شکورپناه نویری در مورد سید جمال الدین
سعید شکورپناه نویری در پژوهشی تحت عنوان "سید جمال الدین اسدآبادی کافر مسلمان نما " در مورد سید جمال الدین چنین نوشته است:
١ - اعتقادات مذهبی سید جمال الدین : در نظر سید جمال الدین همه چیز وسیله بود حتی مذهب! از سیراحوال و مکاتبات او کاملاً می‌توان دریافت که او ابداً فردی غیر مذهبی بوده و به اسلام اعتقادی نداشت. "خدوری" و "کدی" که اولی در انگلستان و دومی در امریکا متخصصان سید جمال الدین معرفی شده اند هر دو به اتفاق نظر می‌دهند که پایه اعتقادی سید جمال الدین بسیار سست بوده است و او در درجه اول مرد سیاست بوده و دین را در خدمت اهداف سیاسی خود به کار گرفته است.


٢ - نامه‌ی سیدجمال‌الدین به "ارنست رنان" محکمترین دلیل ضدّیت سیدجمال‌الدین با اسلام می‌باشد.


٣ - وی بدلایل سیاسی عقاید خود را پنهان می‌نمود تا از گزند خودکامگان قدرتمند و روحانیون مذهبی درامان بماند. پنهان‌کاری سیدجمال‌الدین تا آن حد بود که حتی اسم ، مذهب ، ملیت و حتی لباس خود را تغییر می‌داد.

وی در کشورهای عربی و اروپائی خود را افغانی و در افغانستان خود را استانبولی می‌خوانده و در کشورهای مصر و هندوستان عمامه ی سفید اهل سنت و در ایران عمامه ی سیاه سیدی و شیعه‌گری ، در استانبول فینه و در روسیه چپیه و عقال بر سر می گذاشته وبدینطریق خود را همرنگ جماعت می‌نمود تا آسان تر به اهداف خود برسد.


٤ - سیدجمال‌الدین در زمان اقامتش در مصر به عضویت جمعیت فراماسونری درآمده و به ریاست لژ کوکب الشرق برگزیده می‌شود اما در نهایت به اتهام الحاد و نشر عقاید سوسیالیستی و نهیلستی و شاید هم به سبب اعتراض او به پذیرائی از ولیعهد انگلیس ادوارد هفتم ولیعهد ویکتوریا از لژ فراماسونری رانده می‌شود.
۵ - جالب توجه اینکه می‌گویند سیدجمال‌الدین قهرمان مبارزه با استعمار انگلیس بود اما او  در اواخر سال ۱۸۸۲ میلادی به دعوت دولت انگلیس از هندوستان به لندن می‌رود و در بدو ورود مورد استقبال سیاستمدار معروف انگلیسی "ویلفرید اسکاون بلنت" قرار می‌گیرد و فوراً با "لرد راندولف چرچیل" (پدر وینیستون چرچیل) وارد مذاکره می‌شود


٦ - مجموعا سیدجمال دو سفر به لندن داشته است اولی در دسامبر ۱۸۸۲ میلادی تا ژانویه ١٨٨٣ و دومین سفرش نیز در اکتبر سال ١٨٨٤ میلادی بوده است. از مهمترین دستاوردهای سفر وی به لندن آشنائی با میرزا ملکم خان سفیر معزول ایران در انگلیس و کمک وی به میرزا املکم خان در انتشار روزنامه قانون بوده است.


٧ - وی با وجود شعارهای ضد انگلیسی در لژهای فراماسونری عضو شده و کراراً با انگلیسی‌ها نشست و برخاست می‌نموده است. سید جمال در طول عمر خود بنا به اقتضای زمان و منافع شخصی خویش بارها نظرات خود را درباره زورمداران تغییر داده است. وی برای رسیدن به قدرت هر وسیله‌ای را مباح دانسته، او به تمام کسانی که حمله می‌کند ابتداء نزدیکی نموده و پیشنهاداتی داده و پس از طرد از جانب آنان مخالفت را پیشه خود ساخته است، انگلیس ـ فرانسه ـ روسیه ـ عثمانی و ایران برایش تفاوتی نداشته، او دوست کسی بود که به او قدرت ببخشد، اما از قضای روزگار به مذاق هیچ قدرتمندی خوش نیامده و این سرخوردگی باعث مخالفت وی با آنان گردیده است. در واقع روحیه مبارزه جوئی برای سید با هدف باجگیری سیاسی به نفع شخصی بوده است. علاوه بر آن حقایقی در بین است که بر اساس آن نمی‌توان سید جمال را قهرمان مبارزه با انگلیس شمرد، شواهد فراوانی در دست است که وی بدنبال قدرت و امتیازگیری از انگلیس بوده نه مبارزه و منافع مردمان تحت‌سلطه!


٨ - "روبرت دریفوس" در کتاب بازی شیطانی ، سیدجمال‌الدین را جاسوس انگلیسی و مأمور به متشکل ساختن جنبشی پان اسلامیستی با هدایت بریتانیا می‌داند. 
http://parvaz727.persianblog.ir/tag/%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D8%B4%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%BE%D9%86%D8%A7%D9%87_%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C

 

خان‌ ملك‌ ساساني‌ فكر اتحاد اسلامي‌ را كار انگلستان‌ مي‌دانست و  نوشت : «مستر بلنت‌ (سياستمدار معروف‌ انگليسي‌ وزير هندوستان‌) پس‌ از مراجعت‌ از هندوستان‌ به‌ خيال‌ اتحاد اسلام‌ افتاد.‌ سيد جمال ‌الدین اسد آبادی را از پاريس‌ به‌ لندن‌ دعوت‌ كرد. مشاراليه‌ سه‌ ماه‌ در خانه بلنت‌ مهمان‌ بود».
کتاب دست پنهان سیاست انگلیس در ایران : نوشته ی احمد خان‌ ملك‌ ساساني - ‌تهران (١٣٥٤) - چاپ دوم

 

دانستنی هایی در مورد بازماندگان سید جمال الدین اسد آبادی در ایران و سایر اطلاعات نسبتا جالب:
http://chenargolmohamadi.blogfa.com/1391/12

 

سید جمال ‌الدین اسد آبادی

دستخط اسدآبادی برای تقاضای عضویت در لژ فراماسونری مصر

 

نظر شما چیست؟

Balatarin

Comments 21 Pending 0

Sort comments:
G.Rahmanian

G. Rahmanian

"کارپردازان انگلیس معمولا از یکدیگر تعریف و تحسین می کنند و هر یک را «مردان» و «افراد لایقی» می خوانند، در ضمن برای خالی نبودن عریضه ، اندکی هم از همدیگر ایراد می گیرند!"

زيبا نوشتيد استاد.

amirparvizforsecularmonarchy

amirparvizforsecularmonarchy I Love Waterfalls and Find One of the most humorous things in the world; is the notion that Americans are a greater force for good & more civilized than Nazi's, Mullahs and Communists.

http://iranian.com/posts/view/post/16414
The US and Uk's Defense of Human Rights and Freedom of Expression
is openly facing a lot of contradictions among their own citizens and globally with
1) Unlawfully Arming Foreign Extremists bound for Syria 2) Pursuing a Publisher
Julian Assange and 3) pursuing Snowden as a Traitor.
Human Rights and Freedom of Expression have been bread and butter pillars of
US and UK power at home and internationally and used and their main tool for
public deceit in their version of colonialism. That they say they want it for everyone.
Now They are being forced to openly lose ground on these issues with one
public failure after another. They have been exposed as Orwellian Acting and
yet they are in broad day light continuing their actions at the expense of their
own credibility. I think the US will punish equador and this will be news
everywhere, further exposing the contradictions.

P.Galenous

P_J. An Iranian!

Great piece! How could someone with this level of enlightenment, understanding and analytic mind be a monarchist? Only God knows?! Answer may come from quantum mechanics; it proves the improvable, i.e. parallel Universes, or simultaneity of occurrences/events, ignoring time restrictions!

It also shows deep thinking and the high intellectual levels of Iranians, the very reason that Mullahs, West fear us!

amirparvizforsecularmonarchy

amirparvizforsecularmonarchy I Love Waterfalls and Find One of the most humorous things in the world; is the notion that Americans are a greater force for good & more civilized than Nazi's, Mullahs and Communists.

America is the greatest country on earth when it comes to hypocrisy, meanness and falsehood. This is the reason the people of Iran never came to recognize their late King, because they trusted America, Hollywood, the BBC and their own opposition groups which cared more for power and did not give a damn about them.

Iranians have been busy filling the pockets of the USA and UK and thwarting the very foundations the late Shahs team dedicated their lives to. In contrast Iran was getting better with the late shahs team, peace, progress and human rights were at the forefront of his actions. I am not saying he was a specimen of perfection, that he spoke with out a foot in the mouth or was totally free from arrogance, strangely he was an outstanding human being Iranians were blessed to have.

I support A Secular Monarchy because I feel that Iranians as a larger group of people deserve the very best, starting with the truth.

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

The US also remain one of the greatest experiments in social reform and progress. From American Revolution, to Civil War, to Civil Rights movement, to now.
Then again a peasantish view of the world, positing a whore mongering murderer as "the leader" of a nation, is utterly incapable of understanding such a complex historical process.

The truth remains that monarchists have zero credibility or utility for Iran and her people.

amirparvizforsecularmonarchy

amirparvizforsecularmonarchy I Love Waterfalls and Find One of the most humorous things in the world; is the notion that Americans are a greater force for good & more civilized than Nazi's, Mullahs and Communists.

Based on what logic? Lies for political purposes? Do you have nothing better to offer people. Thankfully America has proven generation after generation that one of the biggest problems with Democracy is that any idiot can be brought to power and based on quality and experience Idiots that have handlers is all one can see, start with Carter and go on all the way to Obama. Not a spine among them. Keep your eyes on provable facts, who are the people that fill their administrations, which multinationals are bringing them to office, see wiki leaks, what are the embassies doing, what is their central function? Pursuit of Money above all else, even politics is the common theme in US exploitation and colonialism. Your world view is false, your national view is not supported by reality, in a sense you are compatible with communism. To think that your generation wanted for the people of Iran to be like America and when you are exposed to it being the greatest pile of crap since history was first recorded so crap that it doesn't even wait for others to take a dump on it, it takes a dump on it self all day every day. As for credibility, once it is completely gone it can not come back until the direction of the US is changed and that isn't going to happen due to the momentum it has. What ever you may feel is wrong with monarchy it is your own ignorance in the face of the truth that tells you Monarchy is wrong out of purpose and direction in contrast to the USA.

USA Purpose = Money
Direction = highest divorce rate on earth, least time spent with children, largest number of wars started, unaffordable services for people and the most uncompetitive rates, employees abused, presented to its people based on hypocrisy, meanness and falsehood.

Iran Purpose during time of MR Pahlavi = Peace
Direction = Family, Progress, welfare, education, development, human rights.

Who would want that? Not a USA Brown Noser, that's for certain.

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

Based on the Logic of Civil Society.
Look it up, it'll do you lots of goods.

Roger_Rabbit

Roger_Rabbit Framed

"How could someone with this level of enlightenment, understanding and analytic mind be a monarchist?"

Good question P_J joon! Sadly for you, the answer is: Because monarchism is all about enlightenment, understanding and profound analysis - something the pseudo-leftists have no clue about.

ehemm .... of course I am not a monarchist as you know.

P.Galenous

P_J. An Iranian!

100 years ago, except on the American continent, all other 4 remaining continents were ruled by monarchs; probably 100 or so monarchies throughout the world. Today less than 5% remain. Why do you think that 95% of those monarchs were forced out? Answer is simple, they were all thieves, murderers and tyrants and cared non for their populous as was the case in Iran and the "Pahlavi Criminal Enterprise", they were ended up and terminated by violence and by revolution. Case and point is Iran, where it gave us the medieval thinking Mullahs!
Problem is the ONE Man rule! And I guarantee you that within a decade or so rest of those remaining monarchies will be gone. Spain is already rethinking of its monarchy and is considering abolishing it. There is no difference between tyrannies, whether it is Islamic or Monarchic! WE should seek the government of the people by the people and monarchy does not accomplish that goal! We have 2500 years of experience there!

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

Oh really?

Was changing of the old Iranian calender to a "monarchist" calender, jumping from 1354 to 2536, also one of those "profound" acts?

How about that semi-fascist single party of Rastakhiz?

I presume we ALL know about SAVAK and Hojatieh.

Monarchists are so discredited, with zero social credibility that even their die hard advocates have to appear as closet monarchists.

Monarchists' hatred of the Left has been evident since shah personally ordered machine gun execution of 12 defenseless Leftist political prisoners in Evin.

Monarchists remain the most clueless "political tendency" in Iran. Their consistent support for sanctions and war against people of Iran is only one manifestation of their historical disorientation.

P.Galenous

P_J. An Iranian!

Very well said Zendanian!

amirparvizforsecularmonarchy

amirparvizforsecularmonarchy I Love Waterfalls and Find One of the most humorous things in the world; is the notion that Americans are a greater force for good & more civilized than Nazi's, Mullahs and Communists.

Direction and Purpose were right in the 1970's in Iran. Iran was just coming out of medieval feudalism and had a team with the right purpose and direction. Rastakhiz was logical while in the north was an immense communist giant with its eyes on Iran and actively infiltrating all organizations. The calendar is better than the fundamentalist one around now at least it was based on Iranian History.... Ahem... kinda like a system of government you are unable to appreciate, the Monarchy. How nice it must be to spout out lies otherwise as if they are reality and gain political points.... for example, Savak torturing iranians, executions with out trial, do you have any other BS you want to share with people? Like the King being a "dictator" and acting outside the constitutions provisions? Get a life.

Before Iranians were deceived not only about their own King, but about the West in its entirity, now they have absolutely no doubts that the West is and has been their enemy, not a competitor. Imposing Khomeini and everything they are doing in the region makes this clear and you can't even change the wests actions towards Iran or Its own people, what a bummer for you, because one way or another this spells defeat for your ideas. Don't believe me? Stay Tuned to Life.

AllIranians

All-Iranians Previous Contributions: http://iranian.com/main/member/all-iranians.html ++++++++++ Our greatest glory is not in never falling, but in rising every time we fall: Confucius

Thank you for your visit and for your input. You may also like to view this

بررسی کوتاهی در مورد فراماسونری در دنیا و ایران
http://www.iroon.com/irtn/blog/540/

FriendlyNotes

Friendly Notes Don't walk behind me; I may not lead. Don't walk in front of me; I may not follow. Just walk beside me and be my friend: Albert Camus ============================= Legacy: http://iranian.com/main/member/friendly-notes.html

از میان آن القاب مختلف، لقب "سید جمال نوکر دوره گرد انگلیس" بیشتر از همه برازنده ی اوست.

AllIranians

All-Iranians Previous Contributions: http://iranian.com/main/member/all-iranians.html ++++++++++ Our greatest glory is not in never falling, but in rising every time we fall: Confucius

Thank you for your visit and for your input.

P.Galenous

P_J. An Iranian!

All-Iranian,

Another great expose of these snake like traitors, whose psychopathic characters made them insensitive to nationhood, patriotism and/or just simple human principles...consequently they paid their allegiance to the highest bidder! I am, also, amazed on how Brits had developed the sense that could pick these sociopaths out, amongst millions of people!

Thanks again for the enlightenment!

AllIranians

All-Iranians Previous Contributions: http://iranian.com/main/member/all-iranians.html ++++++++++ Our greatest glory is not in never falling, but in rising every time we fall: Confucius

Thank you for your visit and for your input. On the piece you wrote about the amazement, All-Iranians think that the whole world is amazed at how fast we have fallen and how badly things have been done.