Advertise here

Iran Nostalgia, In Pictures...(Part 4)

ژيان، سلطان جاده هاي نوستالژي . ژيان در لغت به معناي درنده و خشمگين و صفت شير است. مدل موجود در ایران Dyane است که در دهه ۷۰ میلادی تولید شد. خودروی ژیان در فرانسه با نام دو شوو (Deux Chevaux) معروف است، دو شوو در زبان فرانسوی به معنای دو اسب است که بیانگر قدرت دو اسبی این خودرو در مقیاس فرانسوی است. در سال ۱۳۳۷ به دنبال افزایش روز افزون تقاضای خرید خودرو اندیشه ساخت البته به صورت مونتاژ در کشور شکل گرفت. اقدامات عملی در این زمینه با صدور مصوبه ای در سال ۱۳۴۲ از سوی وزارت اقتصاد در خصوص چگونگی شرایط پروانه ساخت خودرو صورت پذیرفت . از تقاضاهای پذیرفته شده در ان زمان می توان به شرکت های ایران ناسیونال (ایران خودرو) شرکت سهامی سیتروئن (سایپا) و جنرال موتورز ایران (پارس خودرو) نام برد. شرکت سهامی ایرانی سیتروئن در سال ۱۳۴۴ در زمینی به مساحت ۲۴۰ هزار متر و زیر بنای ۲۰ هزار متر و با سرمایه اولیه ۱۶۰ میلیون ریال توسط آلفرد آیسه تاسیس شد. با صدور پروانه تاسیس و تعیین اعضای هیئت مدیره در اواخر سال ۱۳۴۵ به صورت رسمی فعالیت شرکت آغاز شد . تهیه زمین احداث نخستین سالن تولید(سالن بدنه و رنگ فعلی) تهیه و تدارک لوازم مورد نیاز و ثبت علامت به همراه کلمه saipc که ماخذ ان فرانسوی بود و همچنین تقاضای ثبت کلمه ژیان از جمله اقداماتی بود که تا سال ۱۳۴۷ یعنی زمان بهره برداری از شرکت صورت گرفت. اولین محصول تولیدی شرکت آکا نام داشت که طی چهار سال (از ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۰) تعداد ۱۰۳۵ دستگاه تولید گردید .

 

In Iran, the Citroën 2CV was called the Jian. The cars were originally manufactured in Iran in a joint venture between Citroën and Iran National up until the 1979. In Iran, the manufacturer named it "Jian / Zhian ژیان", which means "Fierce" but popularly, it was sometimes referred to as "ماشین حلبی " (pronounced "machin halabi", meaning "tin car").The Dyane was also built in Iran from 1968 to 1980, where it was called the Jyane - a Persian word meaning "fierce" or "ferocious". Unique van and pick-up versions were also manufactured there.

 

 

Tehran's Darvazeh Mashin-Doodi. Circa 1900-1925 Mashin Doodi (the fuming machine ) in Rhagae (Shahre-rey) Metro Machine Dudi was the name given by ordinary people of old Tehran to the firs railroad of Iran (between Tehran and Shahr-e Rey). They had given it such a name because of the steam and fume coming out of Its train’s exhaust-pipe. This railroad was built in 1883AD, the concession of which was given by Nassereddin Shah Qajar to a French engineer named Boital, who was the representative of a Belgian company. In fact, Machine Dudi can be considered as the first tramway of Tehran. Machine Dudi had two stations. The starting point of this line was near Darvazeh Khorasan Street (now Qiyam Square and Kosar Park) and it ended in front of the entrance gate of the shrine of Abdolazim Hasani in Shahr-e Rey. People had named the stations of this railroad as "Gar", which is the French word for station. 

 

گار ماشین نام محله‌ای در جنوب تهران دورهٔ ناصری بود که ایستگاه ماشین دودی موسوم به گار ماشین در آن قرار داشت. گار (gare)‏ واژه‌ای فرانسوی به معنای ایستگاه می‌باشد. امتیاز احداث اولین خط آهن ایران که تهران را به شاه‌عبدالعظیم در شهر ری متصل می‌نمود را مهندسی فرانسوی به نام موسیو بواتال در دسامبر ۱۸۸۶ از ناصرالدین شاه قاجار گرفت. دلیل او برای احداث خط آهن در این مسیر وجود تعداد بسیار زیاد زواری بود که سالانه به زیارت حرم شاه‌عبدالعظیم می‌رفتند. این خط آهن از نزدیکی دروازه خراسان (میدان قیام امروزی) شروع می‌شد و در نزدیکی بقعهٔ شاه عبدالعظیم در شهر ری به پایان می‌رسید. از آنجا که دارالخلافه تهران در آن زمان این وسیله را که دود زیادی تولید می‌کرد به جای ترن، ماشین دودی می‌نامید، ایستگاهش نیز به گار ماشین شناخته شد. ماشین دودی نامی بود که در تهران قدیم به اولین خط آهن ایران که میان تهران و شهر ری کشیده شده بود داده بودند. ماشین دودی را می‌توان در اصل نخستین خط تراموای تهران دانست. ماشین دودی دو ایستگاه داشت. نقطه آغاز این خط نزدیک خیابان دروازه خراسان (میدان قیام و پارک کوثر فعلی) و نقطه پایانی جلوی در شاه عبدالعظیم در شهر ری بود. در آغاز هر بار به هنگام راه افتاده قطار، بچه‌ها سنگ و خس و خاشاک زیادی به ماشین دودی می‌زدند. این وسیله جدید مورد پذیرش مردم تهران واقع نشد در مدت کوتاهی با ورشکست شدن این شرکت بلژیکی، تراموا در تهران به بایگانی تاریخ سپرده شد.

Nostalgic photo of cinema metropol at lalezar. Tehran was lit with thousands and thousand of neon lights. Niagara, Metropol, Radio-city, Cinema- Mahtab and cinema-Royal were the theaters. Cinema metropol located at northern part of lalezar street in tehran. Metropol inaugurate its life at 1953. This cinema designed and architected by vartan havanesian, one of greatest pioneer of modern architecture in iran. 


سینما متروپل سال ١٣٣٠ با اکران فیلم «نگهبان مبارز» فعالیتش در خیابان لاله‌زار تهران آغاز کرد. واژهٔ متروپل به معنای کلان شهر است. معمار این بنا وارطان هوانسیان بود که پیش از آن معماری ساختمان‌هایی چون هتل دربند تهران، سینما دیاموند، ساختمان مرکزی بانک سپه در تهران را انجام داده بود. این شاهکار معماری با قدمتی حدودا 70 ساله یکی از بهترین آثار وارطان هوانسیان معمار دهه 20 است. این سینما سال‌ها متروکه و تعطیل بوده است. درهای این سینما که یکی از معروف‌ترین‌سینماهای تهران بود، سال ۱۳۸۷ برای همیشه بسته شد. مسعود کیمیایی خالق فیلم‌هایی چون «قصیر»، «گوزن‌ها»، «رضا موتوری» و «سرب» برای ساخت جدیدترین فیلمش این سینما را انتخاب کرده است. ساختمان‌های هوانسیان از معماری مدرن پیش از جنگ جهانی دوم، آرت نوو، دیدگاه‌های باوهاوس و آثار آدولف لوس و لوکوربوزیه متاثر بود. او مخالف التقاط‌گرایی و تقلید از شکل‌های معماری سنتی ایرانی بود. با این وجود توجه زیادی به رسوم اجتماعی داشت و سعی می‌کرد در ساختمان‌های مدرن به آن پاسخ گوید.
میراث سبک هوانسیان را می‌توان در عدم استفاده از تقارن، رعایت اصول عقلانی و عملی، خالص‌گرایی فرم‌ها، پنجره‌های افقی به سبک لوکوربوزیه، ایجاد خم در نبش ساختمان‌های دو نبش، روکار سازی‌های سیمانی با رنگ‌های مختلف، پلکان‌های معلق، لبه‌های سیمانی بالای پنجره‌ها، دور ساده سقف یا به اصطلاح «چفته وارطان» یافت. در اين عكس فیلم «مردی که به زانو درآمد» اکران شده بود. این فیلم ساخته دامیانو دامیانی است و در آن بازیگرانی چون جولیانو جما، الیانورا گئورگی، میشل پلاچیدو، تانو سیماروسا، اتوره مانی و لوچیانو کاته‌ناچی به ایفای نقش پرداخته‌اند.  

 

 

خيابان لاله زار دهه چهل شمسي ، این خیابان از جنوب به میدان توپخانه (امام خمینی)، از شمال به خیابان انقلاب، از شرق به چهارراه سیدعلی و از غرب به خیابان فردوسی متصل است. لاله‌زار نماد نوگرایی و هنر ایران است و «شانزه‌لیزهٔ تهران» لقب گرفته بود. بسیاری از تئاترها، رستوران‌ها، تجارتخانه‌ها، کاباره‌ها، پیاله‌فروشی‌ها، خیاط خانه‌ها، سینماها و فروشگاه‌های معروف ایران در این خیابان قرار داشتند. ناصرالدین شاه پس از بازگشت از سفر اول فرنگستان به خیال احداث خیابانی مانند «شانزه‌لیزه» در تهران به عنوان «دارالخلافه» افتاد و دستور داد که از میان باغ مصفای لاله‌زار خیابان بکشند، زمین‌های اطراف خیابان نیز میان «مقربین درگاه» تقسیم شد. «خانه و باغ اتحادیه» یا «خانه امین‌السلطان» عمارتی مربوط به دوران قاجار است که به عنوان تنها بازمانده از خیابان لاله‌زار قدیم و یکی از نفایس معماری عصر قاجار شناخته می‌شود.

 

Glorious days of Lalezar Street: Champs-Élysées of Iran Lalezar avenue early 1960s.


Constructed in the 1870s, Lalezar avenue – also known as “Champs-Elysées of Tehran”- was once a symbol of modernity in a pre-modern country. There were many well-known theatres, restaurants, nightclubs, bars, cinemas and shops in Lalezar Avenue. Lalezar Street in the Iranian capital city, Tehran, has been of special significance to Iranian and foreign residents of Tehran since olden times. Lalezar has served as a criterion and urban measure of social developments in Tehran, which has likewise undergone a lot of change since its construction up to the present time.


Lalezar can be considered a symbol of modernity in Tehran.

 

Although Nasseriyeh (the present-day Nasser Khosrow) Street was the first street to be built in Tehran according to urban environment standards and European concepts, Lalezar was the first street to be built according to European and modern style.  

 

 

Ab Ali piste, 1966 Abali piste is the first ski resort in Iran, it was built in 1953, the first ski slope to install mechanical ski lifts in the country near capital city Tehran. This small piste is the birthplace of modern ski and the base of winter sport in Iran, its slopes are suitable for beginner skiers. Located 70 Km NE of Tehran on the Haraze Road, it is the closest ski piste to Mount Damavand. Abali is in a touristic zones with a cool temp in summer which offers some wonderful non-skiing interests such as hiking & trekking, climbing and thermal spring water, the beautiful Mosha Village with lots of villas, many traditional restaurants and recreational facilities, making this region much unique from other ski fields in Iran. 


پیست اسکی آبعَلی یکی از پیست‌های اسکی ایران واقع در استان تهران است. در واقع قدیمی‌ترین پیست اسکی ایران است. این پیست که در نزدیکی شهر آبعلی در 57 کیلومتری تهران و در جاده هراز واقع است، شامل پنج پیست اسکی‌بازی است که هر کدام از آن‌ها از امکاناتی مانند تله‌کابین و تله‌اسکی برخوردارند .
ويژگيهايی نظير ، آب گرم ، اماكن مقدس ( امامزاده هاشم ) و… اين منطقه را متمايز از پيستهای ديگر ايران كرده است .آبعلی در 57 كيلومتری شرق تهران واقع شده . اين منطقه محل تولد اسكی نوين و پايه و اساس ورزش اسكی درايران است . از جمله آثار تاریخی وباستانی آبعلی می توان سنگ دروازه و هتل آبعلی را نام برد هتل آبعلی که در زمان رضاشاه بنا شد که امروزه در حال تخریب میباشد. این شهر دارای چند چشمه آب معدنی است و از چشمه‌های آب معدنی برای دو کارخانه دوغ استفاده میشود.
 

 

 

Maghsadi group and stage performance of "Ghame Eshghet Mano Daghoon Mikone" (Yaade Oon Roozhaye Khoob) with Dariush Eghbali , Afshin Moghaddam, Onik , Keyvan , Masis, Alis, Neli. Dariush, who was a member of Maghsadi Group beside Keivan, Masis, Neli, Onik, Afshin and Alice and could find his own style in Iranian psychedelic music.Parviz Maghsadi was born in Leningrad and I think his mother was Russian. He was incredibly famous upto 1973. He founded maghsadi group and create a great movement in beat (shishohasht) genre in iran. His melodies nowadays have a nostalgic effect and psychedelic halo for iranian people.

 

    اجراي صحنه ترانه غم عشقت منو داغون می کنه (اجرای مشترک با داريوش، اونیک، افشین، کیوان و نلی) ترانه سرا مینا اسدي و آهنگساز پرویز مقصدی سال ۱۳۵۰
تهران در دهه پنجاه خورشیدی شاهد حضور گروهی در موسیقی پاپ بودند که نام شش و هشت بر خود گذاشتند. شش و هشت به ضرباهنگ بیشتر آهنگ‌های آن‌ها بر می‌گشت اما اکنون این نام دهه‌هاست که بر روی موسیقی پاپ گذاشته شده است. از این گروه یکی درگذشت و دیگری جلای کشور کرد و یکی در کشور ماند. افشین، داریوش و کیوان مثلث طلایی آن دوره بودند و هنوز در خاطره بسیاری از اهالی موسیقی آن دوره جای خود را حفظ کرده‌اند. این ترانه توسط گروه مقصدی به صورت صفحه گرامافون به بازار آمد. مقصدی در دهه ۱۳۵۰ با تاسیس دفتری هنری در تهران، به خدمت به کارورزان جوان پرداخت و راهنمایی مهربان بود. برپایی گروه موسیقی شش و هشت برای پرورش و معرفی استعدادهای جوان موسیقی پاپ ایران افراد این گروه عبارت بودند از اونیک، ماسیس، داریوش، ناصر، کیوان، افشین، نلی، ویلسون و دینامیک. 
یاد اون روزهای خوب، یاد اون روزهای شاد، یاد اون روزهای روشن دلمو خون می‌کنه  

 

 

متل قو در سال ۱۳۴۰ تاسیس و در سال ۱۳۴۱ داراي شهرداري شد. به عنوان یک مرکز توریستی منحصر به فرد، متل قو موتور اقتصادی منطقه و باعث آبادی این ناحیه شد. سلمانشهر نام جديدي است كه بعد از انقلاب اسلامي براي اين شهر انتخاب شده است. در گذشته به اين شهر ساقي كلايه گفته مي شد و به دليل وجود متلي به نام قو در اين شهر آن را متل قو نيز مي شناختند. سلمانشهر شهر جديدي است كه با شروع شهرك سازي در اوايل سال ۱۳۴۰ پا گرفت و در سال ۱۳۴۱ داراي شهرداري شد و نخستین شهردار این شهر خانم فیروزگر همسر آقای جمشید جوانشیر بود.اولين شهرك در این منطقه درياگوشه نام داشت. مرد افسانه‌اي اين شهر «جمشيد جوانشير» است. او پايه‌گذار متل‌قو و صاحب تمام زمين‌هاي اين منطقه بوده است. يکي از دلبستگي‌هاي جوانشير زيورهايي بود که به پيکر معشوق خود - متل‌قو- مي‌افزود. از جمله اين افزوده‌ها (که نمادهاي متل به حساب مي‌آمدند و تا سال‌ها پس از تعطيلي هم در معرض ديد بودند)، بايد به اسکله ساحلي 40 متري، دروازه فلزي و برج قو اشاره کرد. برج قو به ارتفاع 40 متر، نزديک جاده بود و بالاي آن طرح زيباي يک قو (که آرم متل بود) از نئون نصب کرده بودند. پس از انقلاب كم كم اين مكان و «سالن نپتون» که در قلب اين همه تاسيسات بود، از كاربري خارج و در نهايت در يك آتش سوزي در اوايل دهه هفتاد از بين رفت. يک شب سرد پاييزي که متل‌قو با آن همه چوب که در ساختش به کار رفته بود، يک‌جا سوخت و خاکستر شد. در حال حاضر پروژه قو الماس خاورميانه به مديريت و كارفرمايي احد عظيم زاده در اين مكان در حال ساخت است. 


A Key tourist magnet, Motel Ghoo was established in 1961 and incorporated as a municipality in 1962, becoming an economic engine for of region.


Salman Shar is the new name for this city after the Islamic revolution. In the past, the city was called Saghi Kelaye and was also named after its famous hotel Motel Ghoo or Motel Qu (Swan Motel). Salman Shar city is a new settlement that was established in 1961 which was incorporated as a municipality in 1962.


In the late 2000s the major development and construction projects called "Ghoo" or "Diamond of the Middle East" were kicked off. The core of these project is built in the same place as where motel Ghoo was located.  

 

 

عكس يادگاري خانوادگي جلوي سردر هتل رامسر سال ١٣٤٧ شمسي، هتل قدیم رامسر هتلی با معماری بسیار زیبا در مرکز شهر رامسر استان مازندران است. هتل رامسر به سبک معماری آرت دكو توسط معماران آلمانی كه در زمان پهلوی اول به فعالیت‌های ساختمان‌ سازی دولتی اشتغال داشته‌اند ساخته شد. ساخت این هتل در سال ۱۳۱۱ همزمان با تونل و جاده کندوان و دانشگاه تهران آغاز و ۳ سال به طول انجامید، و بهره‌برداری کامل از آن در سال ۱۳۱۷ صورت گرفت. ورودی اصلی در جهت شمالی است و پلکان سراسری آن با مجسمه‌های دختران مشعل به دست، رستم و سهراب، شیرهای غران و گلدان‌های تزیینی آراسته شده‌است. در دو سوی نمای بالای هتل، دو نقش برجسته نبرد انسان با شیر و گاو به چشم می‌خورد. اروپایی‌ها در ساخت هتل نقش بسزایی داشتند و مجموعه‌ای از سلیقه‌های آلمانی‌ها که در ساخت آن حرف اول را زدند، انگلیسی‌ها که طراحی داخلی را عهده داشتند و ایتالیایی‌ها که محوطه سازی کردند را در خود گرد آورده‌است. در ورودی از بتن و ساج ساخته شده و بسیار خیره کننده‌است. دیگر محاسن این هتل، گذرگاه پیاده‌ای است كه از هتل تا ساحل دریا به صورت قرینه نسبت به محور هتل و با نماسازی اطراف این محور ایجاد شده بود كه تا سال‌های ۱۳۴۵، تقریباً پابرجا بود. قرینه‌سازی این هتل با طبیعت یکی از شگفت‌انگیزترین شاهکارهای معماری در هتل‌های دنیاست. مرکز هتل قدیم رامسر با وسط بلوار و نخلی که در ضلع شمالی آن قرار دارد در یک راستاست. وقتی در ایوان آن می‌ایستی فار دریایی را که قرینه آن است می‌بینی در همان سال‌های اول ساخت هتل، دست اندرکاران در پی وجود چشمه آبگرم در نزدیکی آن بودند که با آزمایش این آبگرم متوجه شدند در بین ۱۱۰ چشمه آبگرم شناسایی شده در آن زمان در جهان دارای رتبه هفتم است و به این ترتیب در کنار هتل، مجموعه آبگرم برای آب درمانی هم راه اندازی شد.

 

Family photo in hotel ramsar at 1968. The Ramsar hotel was apparently built by Germans sometime in the 2nd half of the 19th century, when they had a presence in the lower Caspian. It was the main hotel for a century, until Shah Pahlavi II built a second hotel adjacent to it. Up to the revolution, the old hotel served as a casino.  

 

 

Album Cover of "gole yakh" ( ice flower) a song from 70's persian rock musician Kourosh Yaghmei's first album. Kourosh Yaghmaei was 10 when his father gave him a gift that revealed his talent for music. It was a Santour (The Persian Traditional string-percussive /Dulcimer). His voice was banned for 17 years after 1979. In these years he published children stories on books and cassettes. My two Eyes Has Rained In The Night, The Spring Few Out Of My Hands,The Ice Flower Is Grown In My Heart I'm Too Alone In My Room


گل یخ نام یک آلبوم موسیقی اثر کورش یغمایی به ترانه سرايي مهدي اخوان لنگرودي، هنرمند ایرانی است که در سبک پاپ تهیه شده و دارای ۱۳ آهنگ است. کوروش یغمایی (زادهٔ ۱۲ آذر شاهرود ۱۳۲۵) نوازنده، خواننده و آهنگساز و تنظیم کننده ایرانی بوده و نوازندهٔ چیره‌دست گیتار الکتریک میباشد. همچنین در رشتهٔ جامعه‌شناسی تحصیل کرده‌است. كوروش یغمایی( خواننده و آهنگساز ) كه در دهه اول انقلاب خانه‌نشین شده بود، در زمان وزارت میرسلیم دوباره شروع به كار می‌كند. او در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی توانست مجوز نشر آلبوم‌های سیب نقره‌ای، ماه و پلنگ، كابوس و آرایش خورشید را بگیرد اما در زمان دولت نهم؛ آلبوم « ملك جمشید » وی توقیف و خودش نیز ممنوع‌الفعالیت شد. کوروش یغمایی بانی و بنیانگذار موسیقی راک در ایران است.کوروش یغمایی موسیقی راک را همگام با بانیان این نوع موسیقی در جهان یعنی گروه‌های رولینگ استونز و بیتلز وارد ایران کرد و موسیقی راک ایرانی را بنیان نهاد. غم میون دوتا چشمون قشنگت لونه کرده، شب تو موهای سیاهت خونه کرده، دو تا چشمون سیاهت مثل شبهای منه، سیاهیهای دو چشمت مثل غمهای منه

 

 

حسن مستوفی (اولین نفر، ایستاده از سمت راست) به همراه خانواده‏‌اش در فرودگاه شخصی در دوشان تپه. میرزا حسن مستوفی‌الممالک (۱۳ مهر ۱۲۵۴ آشتیان - ۶ شهریور ۱۳۱۱ تهران)، معروف به «آقا»، سیاست‌مرد ایرانی و چند دوره نخست‌وزیر ایران در دورهٔ قاجار و دورهٔ رضاشاه بود. ششمین و آخرین دوره نخست‏‌وزیری مستوفی‌الممالک قریب یک سال به طول انجامید. ایجاد تشکیلات نوین دادگستری، الغاء کاپیتولاسیون و مقدمات احداث راه آهن سرتاسری ایران در دوران زمامداری او انجام گرفت. عمارت باقی مانده که در اختیار وزارت فناوری اطلاعات است در محله چال حصار قرار دارد؛ حول و حوش چهارراه گلوبندک.

مستوفی در ظهر روز یکشنبه ۶ شهریور ۱۳۱۱ (۲۴ ربیع‌الثانی ۱۳۵۱) در خانه سردارفاخر حکمت در نزدیکی امامزاده قاسم شمیران، به دلیل سکته قلبی درگذشت. جنازه او از اختیاریه تا ونک تشییع شد و در آرامگاه خانوادگی مستوفی‏‌الممالک در ونک به خاک سپرده شد. مستوفی بخش بزرگی از املاک پدری خود را وقف کرد و از جمله باغاتی را در ونک برای احداث دانشگاه برای دختران اختصاص داد. «مدرسه عالی دختران» که بعدها دانشگاه الزهرا نام گرفت، در این زمین‏ها ساخته شد.


Mirza Hasan Ashtiani Mostowfi ol-Mamalek first person from right with his family in personal airport at doshan tappeh (October 5 1874 - August 27, 1932) was an Iranian Politician who served as Prime Minister of Iran on six separate occasions.


The square and the buildings around it were built in a ten-year period. Hassan Abad was built by Mirza Yousof Mostowfi al-Mamalek, Naser ed-Din Shah's vizier. He named the place after his son Mirza Hassan Mostofi al-Mamalek. It was inspired by the Renaissance architecture, and adapted from the works of Palladio, the famous Italian architect of the Renaissance period. Mostowfi has been considered as one of the most popular Iranian politicians of the 20th century. Mirza Hassan Mostowfi al Mamalek died of a heart attack on the 28th August 1932. He was buried in the family mausoleum in Vanak village. The funeral procession was marked by the Armenian residents of Vanak carrying the coffin for a mile to the Mausoleum, followed by a procession of 80 or more cars. The mausoleum is currently on the grounds of Alzahra University.
 

 

  بازديد توريست هاي خارجي از سنگ نگاره فتحعليشاه در چشمه علي شهر ري و تنگه واشي و منظره شستشوي فرش اصيل ايراني در رودخانه و پهن كردن فرش ها روي كوه در سال ١٣٣٧. سنگ‌نگاره فتحعلی‌شاه یا نقش‌برجسته چشمه علی واقع در چشمه علی شهرری یکی از کتیبه‌های فتحعلی شاه قاجار است که به دستور او احداث شده‌است، این کتیبه بر روی دیواره چشمه علی قرار دارد. این چشمه در شمال شهرری و در کنار پارک چشمه علی و زیر باروی ری قرار دارد. فتحعلی شاه که زمان پیش از پادشاهی خویش را در شیراز گذرانده بود، با دیدن نقش برجسته‌های آن دیار، سه نفر به نام‌های حجارباشی، نقاش باشی و معمارباشی را مسئول ساخت این کتیبه به همراه کتیبه‌ای مشابه، در تنگه واشی فیروزکوه کرد.


Foreign Tourist at Fath Ali shah inscription 1958 (Persian: Katibeh Fathalisha Ghajar) is located in Cheshmeh-Ali in Rey, Iran. This work is one of the several inscriptions made in the Fath Ali Shah era, located on Cheshmeh-Ali hill. Fath Ali shah inscription is spot in north of Rey near Cheshmeh-Ali park and beneath the Rey defensive wall. To the right of the road, some little distance before reaching the mosque, a very quaint, large high-relief has been sculptured on the face of a huge rock and is reflected upside down in a pond of water at its foot. Men were bathing here in long red or blue drawers, and hundreds of donkeys were conveying veiled women to this spot. An enormous tree casts its shadow over the pool of water in the forenoon.
 

 

 

اليزابت تيلور (ليز) با پوشش و حجاب اسلامي در قهوه خانه سنتي اصفهان سال ١٣٥٥ شمسي. فیروز زاهدی، زاده ۱۳۲۸ (برابر ۱۹۴۹ میلادی) در ایران، عکاس ایرانی‌تبار آمریکایی است. فیروز زاهدی در زمان دانشجویی در یکی از میهمانیهای سفارت ایران با الیزابت تیلور آشناشد. زمانی که الیزابت تیلور از طرف اردشیر زاهدی به ایران دعوت‌شد، فیروز زاهدی را هم با خود برد. در این سفر او عکسهای متعددی از الیزابت تیلور گرفت. فیروز زاهدی تا سن ده سالگی در ایران زندگی‌کرد، و سپس به لندن نقل مکان نمود، و از سن ۲۰ سالگی تا کنون در آمریکا زندگی می‌کند. در سال ۱۹۶۹ برای ادامه تحصیل در رشته سیاست خارجی به دانشگاه جرج‌تاون رفت، و سپس مدتی به عنوان دیپلمات در سفارت ایران کارکرد، ولی از این کار انصراف‌داد تا رشته هنر را در مدرسه هنر کورکوران (Corcoran School of Art) ادامه‌دهد. در بازگشت به ایران، اندی وارهول که از دوستان او بود، از عکسهای او خوشش آمد و به او پیشنهاد عکاسی برای مجله Interview Magazine را داد. چندی بعد، الیزابت تیلور از او دعوت‌کرد تا به عنوان عکاس برای فیلمی که بازی میکرد با او به هالیوود برود. فیروز زاهدی سپس مقیم لس آنجلس شد و عکاسی حرفه‌ای را بعنوان پیشه خود انتخاب‌کرد. عكس های زاهدی از الیزابت تیلور به رغم همه موفقیت هایی كه او طی سال ها فعالیت به عنوان عكاس كسب كرده، همچنان برایش رنگ و بوی متفاوتی دارند. به گفته زاهدی آنها عكس های ساده ای هستند كه به دور از معیار های حساب گرانه عكاسی حرفه ای، داستانی را تعریف می كنند، داستانی درباره یك مملكت، یك فرهنگ و یك دوستی: "آن موقع من فكر نمی كردم عكس معروف ترین هنرپیشه سینما را می گیرم. داشتم عكس یك دوست را می گرفتم".


Covered by a scarf, Taylor takes tea in an old teahouse in Isfahan, a designated World Heritage Site and once the capital of Persia

In 1976 Elizabeth Taylor visited Iran for the first and only time. Accompanying her was Firooz Zahedi, a recent art school graduate just learning his craft, who has since gone on to become a successful Hollywood photographer.


In 1976, Elizabeth Taylor and a recent art school graduate named Firooz Zahedi traveled to Iran together. At the age of 9, Zahedi left his native Iran for London, and was returning for the first time with Taylor. They visited many of the famed tourist sites such as ancient Persepolis, Shiraz, and Isfahan, and Zahedi was re-introduced to his country.

 

چهره مرد هنرمند در جواني: نوستالژي ترانه خياباني با فرهاد مِهراد (۲۹ دی ۱۳۲۲ - ۹ شهریور ۱۳۸۱ در پاریس) فرهاد از خوانندگان راک ایرانی بود و نخستین آلبوم راک اند رول ایران را منتشر کرد. او به عنوان یکی از سیاسی‌ترین خوانندگان ایران شناخته می‌شود. فرهاد در اوایل دهه ۱۳۵۰ شعرهایی با مضامین سیاسی می‌خواند. مدتی زندانی سیاسی بود. فرهاد بعداً از انقلابیون شد و در زمستان ۱۳۵۷ ترانه انقلابی «وحدت» را خواند، اما پس از انقلاب تا سال ۱۳۷۲ از ادامه کار منع شد.
نقطه تمايز فرهاد از دیگر همدوره‎هایش ، ترانه‎های پوچ‌گرا و فرهنگ خیابانی است که در موسیقی او متبلور شده‎است. این عناصر در ترانه مشهور «کودکانه» بیش از پیش نمود دارد.
پس از بازگشت به ایران، اولین اجرای موسیقی خود را در هتل ریمبو در خیابان ایرانشهر تهران اجرا کرد. سپس به اجرای برنامه در رستوران کوچینی ادامه داد و در آنجا به فرهاد بلک‌کَتس مشهور شد. در این دوران به خواندن آوازهایی از گروه‌های معروف موسیقی آن زمان از جمله بیتل‌ها، الویس پریسلی، و ری چارلز می‌پرداخت. در همین دوره ترانهٔ «اگه یه جو شانس داشتیم» را برای دوبلهٔ فیلم بانوی زیبای من خواند که در فیلم استفاده شد.


Farhad Mehrad , (January 20, 1944 – August 31, 2002) widely known in Iran as Farhad was an award winning Persian rock singer, songwriter, guitarist, pianist and icon.[verification needed] He rose to prominence among Iranian rock and folk musicians before the Iranian Revolution, but after the revolution he was banned from singing for several years. His first concert after the Iranian Revolution was held in 1993. In 1967 Sometime later after Shahbal and Farhad met, Farhad joined the Black Cats (band) as a vocalist, the guitar player and the piano player. The Black Cats members were Shahbal Shabpareh (percussion), Shahram Shabpareh (guitar), Hassan Shamaizadeh (saxophone), Homayoun Khajehnouri (guitar), and Manouchehr Eslami (trumpet). The band started playing in the Couchini Club.  

 

 

غم تمام دنيا در چشمان دختر ايراني: در ساعت ۲۲:۵۵ ‪ روز ۱۰ شهریور ۱۳۴۱ شمسی مصادف با اول سپتامبر ۱۹۶۲ زمین‌لرزه‌ای به قدرت ۷/۲ ریشتر شهرستان بویین‌زهرا در جنوب استان قزوین را لرزاند. بر اساس آمار رسمی که آن روز اعلام شد، دستکم ۲۰ هزار نفر در این واقعه جان خود را از دست دادند. عمق فاجعه آنچنان بود که نه تنها مردم ایران که جامعه جهانی را متاثر کرد. کاروانِ کمک‌های جمع‌آوری شده توسط مرحوم غلامرضا تختی و کمک مردمان کشورهای دیگر به زلزله‌زدگان منطقه از جمله جلوه‌های ماندگار این واقعه بود که در یادها ماند. تختي در اين حادثه به صورت خودجوش توانست سيل عظيمي از کمک‌هاي مردمي را به حادثه‌ديدگان برساند. او درخيابان وحدت اسلامي (شاهپور سابق) کشکول به دست مي‌گرفت و پول جمع مي‌کرد. همزمان رسانه‌های خارجی هم این واقعه را به عنوان یکی از بزرگترین فجایع انسانی قرن مورد پوشش خبری گسترده قرار دادند. محمدرضا پهلوی شاه ایران هم به همراه شمس پهلوی رییس «جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران» از منطقه بازدید کردند. در آن زمان، بسیاری به جمعیت شیر و خورشید و حکومت اعتماد نداشتند و به نظرشان روند امدادرسانی کند می آمد. پل شاتزر، عکاسِ ۳۶ ساله آن روزهاي مجله LIFE از جمله افرادی بود که برای پوشش خبری زلزله بویین‌زهرا به ایران آمد. تصاویر ثبت شده توسط او که در شماره روز ۲۱ سپتامبر ۱۹۶۲ این مجله به چاپ رسید، از گویاترین یادگارهای فاجعه به شمار می‌آیند. فاجعه‌ای که نیم قرن پس از وقوع، همچنان در یاد و خاطره ایرانیان و بخصوص مردمان آن دیار زنده است. زلزله بويين زهرا اولين زلزله اي بود كه در مرحله و مسير مدرن شدن ايران رخ داد.  

 

The 1962 Buin Zahra earthquake occurred on September 1, 1962, in the area of Buin Zahra, Qazvin Province, Iran. 12,225 fatalities resulted from the massive, magnitude 7.1 earthquake. Qazvin Province lies in an area of Iran that experiences large earthquakes. The 1962 event originated on one of many faults in the area, called the Ipak Fault. Believed to have been reactivated multiple times, the fault is extensive and could still pose a threat to locals. Iranian wrestling star Gholamreza Takhti gathered blankets, money, and food for victims and transported them by trucks.

 

تلويزيون سوپر ترانزيستور آزمايش در يك تبليغ تجاري قديمي: معرفي تلويزيون آخرين سيستم در دهه پنجاه با پنج مدار مجتمع و داراي كليد جادويي. شرکت کارخانه های صنعتی آزمایش (سهامی عام) در تاریخ 16 اسفند ماه 1337 تحت شماره 6523 در اداره ثبت شرکت ها و مالکیت صنعتی تهران به منظور تامین نیازمندی های لوازم خانگی تاسیس گردید و از ابتدای سال 1338 فعالیت خود را آغاز نمود شرکت کارخانه های صنعتی آزمایش در دو واحد تهران و مرودشت فعالیت می نماید و به منظور ارتقا کمی و کیفی محصولات تولیدی خود در سال 1340 قطعه زمینی به مساحت حدود 14 هکتار در تهران اراضی حکیمیه که محل فعلی شرکت می باشد خریداری و پس از تکمیل کارخانه طبق پروانه ساخت تولید محصولات متنوعی را آغاز نمود. پیرو فعالیت و گسترش شرکت در سال 1354 قطعه زمینی به مساحت حدود 30 هکتار در شهرستان مرودشت استان فارس خریداری و نسبت به ساخت و راه اندازی آن اقدام گردید. آزمایش به کارگران حقوقی چند درصد بیشتر از حد رایج میپرداخت و مدیران کارخانه از مزایای ویژه ای چون وام مسکن، کمک هزینه ازدواج، یارانه اتوموبیل و غیره برخوردار بودند. آزمایش در ساوه و مرودشت نیز شعبه های تولید براه انداخته بود. کارخانه های آزمایش در سال ۱۳۵۸ مشمول بند ج قانون حفاظت صنایع ایران شدند و محسن آزمایش یک سال پس از ملی شدن (مصادره) دارایی اش به سوئیس مهاجرت کرد. از كارخانه آزمايش در حال حاضر تنها يك نوستالژي باقي مانده است.

 

Is there anyone who knows what "Magic Key" is? Azmayesh Super transistor Old commercial introduces this nostalgic and demanding love object: magic key for making magical revolutionary acts. hope this magical key could save and resucitate nowadays azmayesh industrial group. an exemplary perfect television set. An iranian masterpiece by azmayesh industrial factory. Azmayesh super transistor television with innovative specification. With five integrated circuit (IC) and great "magic key" finger touch selector. Azmayesh industrial factory always pioneer at learning from great and big experiences of best factories and research center of the world. This is the best, most loveliest and surprising television you have ever seen.

 

بازی تاج (استقلال) و پرسپولیس تهران، استادیوم آریامهر (آزادی)، سال ١٣٥٤ شمسي با دروازه‌باني ناصر حجازی. شهرآورد، داربی (در تلفظ انگلیسی بریتانیایی)، یا دربی (در تلفظ انگلیسی آمریکایی)، به مسابقه ورزشی بین دو باشگاه همشهری که هم آورد هم شناخته می شوند، گفته می‌شود. شهرآورد تهران (شهرآورد سرخابی) نامِ داده‌شده به شهرآورد فوتبال بین دو باشگاه تهرانی پرسپولیس و استقلال (تاج سابق) است. این بازی در تیر ۱۳۸۷ توسط مجله وردساکر به عنوان مهمترین شهرآورد در آسیا و بیست‌ودومین شهرآورد بزرگ در جهان اعلام شد. پیشینه رقابت دربی سرخابی به رقابت دو باشگاه شاهین تهران و تاج باز می‌گردد. هسته اول هواداران با باشگاه شاهین شکل گرفت و سپس باشگاه تاج هم هواداران خود را یافت. در آن شهرآورد شاهین سفیدپوش و تاج آبی پوش بود. بعدها با انحلال باشگاه شاهین و جابجایی دسته جمعی بازیکنان آن به پرسپولیس، بازی‌های تاج و شاهین حساسیت خود را از دست داد و شهرآورد تاج - پرسپولیس و پس از انقلاب استقلال - پرسپولیس جایگزین آن شد. 


TAJ defender Saeed Baghvardani comes to the rescue of goalkeeper Nasser Hejazi when he heads out a humdinger by Persepolis striker Safar Iranpak (fourth left). Aryamehr [Azadi] Stadium, Tehran, May 1975. Tehran derby is a football match between the two prominent Tehran clubs Esteghlal Tehran and Persepolis Tehran of Iran. Along with the Isfahan, Mashhad, Gilan, Ahvaz and Shiraz derbies, it is widely considered the major crosstown derbies in Iranian league, and also in the world. This match was declared as the most important derby in Asia and 22nd most important derby in the world in June 2008 by World Soccer magazine. The first derby match between the teams took place on April 5, 1968, at Amjadieh Stadium, where the game finished as a scoreless draw. At the time, Esteghlal was known as Taj FC. Both clubs were relatively young but Persepolis had a solid fan base, because of its close association to the once popular Shahin club.

 

Old iranian vinyl records for "jome" song by farhad.In 1969 Farhad sang "Marde Tanha" (A Lonely Man) for the movie Reza Motori (Reza, the Biker). The song was composed by Esfandyar Monfaredzadeh and the lyrics were written by Shahyar Ghanbari. After the release of the movie, the song was released on gramophone discs and Farhad became a well-known singer.

 

Farhad only sang songs which had a message and he believed in their messages. That's why after "Marde Tanha" he only released three singles during the years 1971 until 1973. Those were "Jomeh" (Friday), "Hafteye Khakestari" (The Grey Week) and "Ayeneh" (Mirror). This song made about siahkal uprising and its oppression by pahlavi dynasty.


نازنین، هدیه‌‌یی به تو که هر روزت، جمعه است. روي صفحه وينيل ترانه جمعه با صداي فرهاد مهراد و ترانه شهيار قنبري و آهنگسازي اسفنديار منفردزاده. ترانهٔ جمعه به برخی از وقایع مهم و تلخ تاریخ معاصر ایران که در روز جمعه رخ داده‌اند، پیوند داده شده و بصورت ترانه‌ای مهم و ثر گذار در تاریخ مبارزات مردمی ـ سیاسی معاصر ایران درآمده است. از جمله به جز واقعه سیاهکل که در روز جمعه ۱۹ بهمن سال ۱۳۴۹ روی داد، واقعه‌ای که در جمعه ۱۷ شهریور ماه سال ۱۳۵۷ در میدان ژاله تهران رخ داد و به جمعه سیاه مشهور شد نیز با این ترانه ارتباط داده شده است.
گفتنی است که ملودی اصلی اثر از موسیقی متن یکی از معروفترین فیلمهای سینمای هند، یعنی فیلم شعله (محصول ۱۹۷۵ ) اقتباس شده است.

 

تنها صداي سوپرانو است كه مي ماند:منصوره قصری (بهجت قصری) در گذشته در ۱۶ شهریور ۱۳۸۴ خواننده برجسته سوپرانوی اپرا ایرانی بود. منصوره قصری تحصیلات موسیقی‌اش را در آکادمی موسیقی و هنرهای زیبای وین به پایان برد و به دلیل توانایی بالایش در آواز، خواننده تک‌خوان سوپرانوي اپرای شهر کلاگنفورت در اتریش شد و تا زمانی که برای اجرای اپرای آتوسا به ایران دعوت شد با این اپرا همکاری داشت. قصری هنگام همکاری برای اجرای اورای آتوسا با توماس کریستین داوید آشنا شد و با هم ازدواج کردند. داوید در آن سالها به دعوت مهدی برکشلی مدیر گروه موسیقی دانشگاه تهران شده بود. منصوره قصری پس از ازدواج با داوید بیشتر از خوانندگی به تدریس آواز می‌پرداخت. او در سفرهایی که سالهای بعد به ایران داشت نیز آواز تدریس می‌کرد.منصوره قصری در اپراهای موفق دیگری نیز نقش داشت نظیر دستبرد از حرمسرا ساخته موزار ولی هیچ‌یک از این آثار در دسترس عموم نیستند (اندکی از آثار اپرای تهران در آرشیوهای خصوصی هنرمندان اپرای آن زمان است و بعضی در آرشیوهای دولتی). تنها اثر از صدای ضبط شده بهجت قصری در بازار موسیقی ایران مجموعه رنگین کمون است.

 

Eternal soprano voice: Born April 1936 in Tehran, Iran, Mansoureh Ghasri-David became a well-known Soprano in Iran and Vienna. After finishing school, Mansoureh attended the Academy of Music in Tehran to pursue her love of the violin. She returned to Tehran in the late 1960s and was signed to the new Opera House in Tehran, now known as the Roudaki Hall, where her first performance was as Despina, the maid in Così fan tutte by Wolfgang Amadeus Mozart. In 1968, her former lecturer Thomas Christian David was invited to Iran to compose an Opera about Cyrus the Great, the founder of the Persian Empire for the 2500th Anniversary Celebration of the founding of the Iranian monarchy for October 1971. The opera was called Atossa (who was the daughter of Cyrus the Great who married Darius & their son is known as Xerxes), and Mansoureh was cast as the lead role. Throughout her career she performed at concerts, wrote music and also sang on the album Ranguin Kamoun (Rainbow) by Samin Baghtcheban.

 

سرباز در برابر انقلابيون :واقعه ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ معروف به «جمعهٔ سیاه» که در منابع از آن با عنوان «کشتار ۱۷ شهریور» نیز یاد می‌شود، واقعه‌ای در جریان ناآرامی‌هایی بود که در نهایت به وقوع انقلاب ۱۳۵۷ ایران انجامید، در تاریخ ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ خورشیدی، تظاهرات مخالفین و انقلابیون در محلّات جنوبی و میدان ژالهٔ تهران، منجر به سرکوب خونین تظاهرکنندگان توسط نیروهای نظامی ارتش شاهنشاهی ایران شد. دعوت کنندهٔ اصلی راهپیمایی روز هفده شهریور روحانی‌ای به نام علامه یحیی نوری بود. این فرد از مبارزین برضد نظام شاهنشاهی بود که به صورت انفرادی عمل می‌نمود و ساکن اطراف میدان ژاله بود. میشل فوکو فیلسوف فرانسوی که برای پوشش دادن وقایع انقلاب در یک روزنامه ایتالیایی به محل حوادث رفته بود مدعی شد که ۴٬۰۰۰ تن در این روز هدف گلوله قرار گرفته‌اند. اما سال‌ها بعد عماد الدین باقی طی تحقیقی با توجه به دسترسی‌اش به آمار بنیاد شهید انقلاب اسلامی و منابع دیگر تعداد کشته شدگان ۱۷ شهریور را ۸۸ نفر ذکر می‌کند که ۶۴ نفر آنها در میدان ژاله کشته شدند.

 

Black Friday is the name given to 8 September 1978 and the shootings in Zhaleh (or Jaleh) Square in Tehran, Iran. The deaths and the reaction to them has been described as a pivotal event in the Iranian Revolution. Michael Foucault, an often sourced french journalist, first reported that 2000 - 3000 people died in the Jaleh Square and later he raised it to 4000 people dead. According to Emad al-Din Baghi, a former researcher at the Martyrs Foundation (Bonyad Shahid, part of the current Iranian government, which compensates families of victims) hired "to make sense of the data" on those killed on Black Friday, 64 were killed in Jaleh Square on Black Friday, among them two females

 

قهوه خانه در رشت سال ١٣٣٨: مرد قليان به دست و مرد خيره به دوربين. چایخانه در ایران حدود ۴۰۰ سال قدمت دارد. پیشینهٔ مصرف چای در ایران به سده هفدهم میلادی می‌رسد. جهانگردان از چایخانه‌هایی گفته‌اند که بزرگان و توانگران در آن جا جمع شده و چای می‌نوشیدند.

چایخانه، قهوه‌خانه، کافه یا کافی‌شاپ به مکان‌های مشابهی گفته می‌شود که در آنها نوشیدنی و وعده‌های سبک سرو می‌شود. قهوه‌خانه در گذشته نخست محلی بوده‌است برای نوشیدن چای و خوردن ناهار و شام که بعدها اموری نظیر اطلاع‌رسانی، نشر افکار و اخبار اجتماعی-اقتصادی و حتی سیاسی و نیز سرگرمی‌هایی چون مدیحه‌سرایی، نقالی، شاهنامه‌خوانی، غزل‌خوانی، سخنوری و مشاعره نیز در آن جایگاهی پیدا کردند و این مکان به عنوان نهاد با اهمیتی از جهت فرهنگی معرفی شد. نقاشی قهوه‌خانه شیوه‌ای از نقاشی ایرانی است که در اواخر قاجار و اوایل پهلوی اوج گرفت. محمد مدبر و حسین قوللر آقاسی از مهم‌ترین نقاشان این رشته به شمار می‌روند. نمونه‌های قابل توجهی از آثار هنرمندان نقاشی قهوه‌خانه‌ای در موزهٔ رضا عباسی نگهداری می‌شود. این شیوه در دههٔ ۲۰ و ۳۰ شمسی مورد توجه هنرمندان مدرنیست ایرانی به ویژه اهالی مکتب سقاخانه قرار گرفت.


A traditional tea house or ghahve khane at rasht city , from 1959 photo. Tea houses are present in other parts of Central Asia, notably in Iran and also Turkey. Such tea houses may be referred to, in Persian, as Chay-Khaneh, or in Turkish, çayhane - literally, the "house of tea." These tea houses usually serve several beverages in addition to tea. Tea or "chai" is the national drink in Iran. It is drunk at every time of day by all people of the country on every possible occasion. It is drunk at home, at work or in business transactions but also in places that only serve that specific function : teahouses ! Teahouses in Iran are meeting places. One drinks tea, of course, but the other very common thing to do is to smoke a water pipe ! The "hubble-bubble pipe as it is commonly known uses only very mild tobacco. The nicest thing about it, we thought, is the soft and very typical smell it gives.

 

زادروز و ميلاد گل سرسبد نقش هاي مادرانه و اولين كارگردان زن تاريخ سينماي ايران: قدرت زمان وفادوست معروف به شهلا ریاحی (زاده ۱۳۰۵ تهران) بازیگر و اولین کارگردان زن سینمای ایران (با کارگردانی فیلم مرجان در سال ۱۳۳۵) است. نام خانوادگی قبلی او شربت‌چی و همسر اسماعیل ریاحی کارگردان سینما است. شهلا رياحی متولد ۱۳۰۵ تهران است. وی تحصیلات خود را تا سیکل ادامه داد و در سن ۱۷ سالگي بنا به خواست و راهنمایی همسرش اسماعیل ریاحی که خود از شیفتگان تئاتر بود به صحنه (تئاتر تهران) راه یافت و برای اولین بار شادروان معزالدیوان فکری در نمایشنامه ای به نام «سیاست هارون الرشید» نقش اول دختر نمایش را به او داد. او با کار سوم و چهارم در دنیای محدود تئاتر آن زمان به عنوان بازیگری محبوب و سرشناس مورد توجه قرار گرفت. او سينماي حرفه ای را سال ۱۳۳۰ با فيلم «خواب های طلايی» به كارگردانی معزالديوان فكری تجربه كرد. رياحی سال ۱۳۳۵ فيلم «مرجان» را كارگرداني كرد و به اين ترتيب نام اولين زن كارگردان سينمای ايران را به خود اختصاص داد. پدرشهلا قبل از فوت خواب می‌بیند كه نوزادش را در دستانش گرفته و ناگهان نوزاد به آسمان می‌رود. فردای آن روز پدرم خواب را اینطور تعبیر می‌كند: «نوزادی كه به دنیا آمده، یا می‌میرد یا مشهور می‌شود"

زمانی كه وارد عرصه سینما شدم، همه خانواده‌ام سیاه پوشیدند و گفتند قدرت‌زمان مرده و دیگر برای ما وجود ندارد! اصلا برای آنها ورود زن به عرصه هنر‏، غیرقابل قبول بود و تا این حد از كاری كه كردم بدشان می‌آمد.


Birth anniversary of First Iranian female film director and actress Shahla Riahi: Qodrat-Zaman Vafadoost known by the stage name Shahla Riyahi was born in Tehran. She began stage acting at 17 and quickly became popular. Her debut was “Golden Dreams” in 1951. She made the film “Marjan” in 1956 to become the first Iranian woman director.Shahlaa Riahi ( born September 1926) is an Iranian actress.


Born September 1926, Tehran, Iran, she started stage acting in 1944 and first appeared in cinema in Golden Dreams (1951, M. Fekri).

Balatarin

Iranostalgia @Iranostalgia

In History, politics, society, cinema, music, philosophy, psychoanalysis, biology, marketing and fashion we find at last one thing: nostalgia

Comments 2 Pending 0

Sort comments:
Sinibaldi

Sinibaldi

La clarté des passions.

Le sens,
l'amour qui
revient dans
l'aube d'un
poème, l'automne,
la tendresse,
le chant du
matin....

Francesco Sinibaldi sends a regard to friends of Iran.

VisforVoy

Visfor Voy Voy! Is an Iranian expression of great frustration. A play on the film and comic book adaptation "V is for Vendetta". Get it? Object to Iran, and put energy into Pragmatic (not reckless, dangerous or foolhardy) Opposition to it.

Great stuff.

Oh for the day when we can look at modern day pictures of Iran with the same enjoyment.