Advertise here

هشتم دی , زادروز فروغ فرخزاد گرامی باد

Balatarin

در سرزمین شعر و گل و بلیل
موهبتیست زیستن، آنهم
وقتی که واقعیت موجود بودن تو
پس از سالهای سال پذیرفته میشود.

 ~ فروغ فرخ زاد
 
 

Balatarin

Comments 2 Pending 0

Sort comments:
ruhany

Ruhany Just another traveller of life ...

خانه سیاه بود اما
تو چراغ آوردی
از رهایی گفتی
آنگاه که سر سبز
ترس خورده از زبان سرخ
زیر برف بود
نسیم، سرمست عطر موهایت
شب، شرمگین روشنی اندیشه ات
عشق، سیراب شیره ی جان قلمت
فردا، هنوز تشنه ی آرمانهایت
فروغ
مرگ، نزدیکی به ساحت تو را به گور خواهد برد
حتی اگر هزاران سال
به این امید
!زنده باشد

Mehrban

Mehrban

Paasokh

بر روی ما نگاه خدا خنده می زند
هرچند ره به ساحل لطفش نبرده ایم
زیرا چو زاهدان سیه کار خرقه پوش
پنهان ز دیدگان خدا می نخورده ایم

پیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود
بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا
نام خدا نبردن از آن به که زیر لب
بهر فریب خلق بگوئی خدا... خدا...

ما را چه غم که شیخ شبی در میان جمع
بر رویمان ببست به شادی در بهشت
او می گشاید... او که به لطف و صفای خویش
گوئی که خاک طینت ما را ز غم سرشت

طوفان طعنه خنده ی ما را ز لب نشست
کوهیم و در میانهی دریا نشسته ایم
چون سینه جای گوهر یکتای راستیست
زین رو به موج حادثه تنها نشسته ایم

مائیم... ما که طعنهی زاهد شنیده ایم
مائیم... ما که جامهی تقوا دریده ایم
زیرا درون جامه به جز پیکر فریب
زین هادیان راه حقیقت ندیده ایم

آن آتشی که در دل ما شعله می کشد
گر در میان دامن شیخ اوفتاده بود
دیگر به ما که سوخته ایم از شرار عشق
نام گناهکارهی رسوا نداده بود

بگذار تا به طعنه بگویند مردمان
در گوش هم حکایت عشق مدام ما
«هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است در جریده عالم دوام ما»