Advertise here

گزارشی از مباحث پلنوم چهارم کمیته مرکزی کومه له

گزارشی از مباحث پلنوم چهارم کمیته مرکزی کومه له

( بخش چهارم و پایانی)

Balatarin

Comments 1 Pending 0

Sort comments:
Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

گزارش در زمینه اوضاع داخلی ایران:

1 . مذاکرات جمهوری اسلامی و گروه 5+1. این مذاکرات در محتوای واقعی خود نه فقط بر سر پروژه اتمی جمهوری اسلامی، بلکه بر سر موقعیت جمهوری اسلامی در کل منطقه و سهم رژیم ایران در تقسیم کار منطقه ای است. اما علیرغم آمادگی جمهوری اسلامی برای سازش با غرب در مذاکرات ژنو، می بینیم که روند گفتگوها به کندی پیش می رود. علت آن را در دو واقعیت باید جستجو کرد، اول: دولت آمریکا و متحدین اروپایی آن در عین اینکه جمهوری اسلامی را برای دست برداشتن از پروژه اتمی و زیاده خواهی و دست اندازی های منطقه ایش تحت فشار قرار می دهند، در همان حال می خواهند این رژیم بر سرپا بماند. آنها بقای رژیم اسلامی موجود را علیرغم سرکشی هایش، بر بوجود آمدن یک وضعیت انقلابی که ایران را از نقطه نظر منافع استراتژیک آنها در مسیر نامعلومی قرار دهد، ترجیح می دهند و تلاش می کنند که جمهوری اسلامی این سازش را "آبرومندانه" یا آنگونه که خود می گوید با "نرمشی قهرمانانه" از سر بگذراند. دوم، نقش دولت های اسرائیل و عربستان سعودی در سنگ اندازی بر سر این سازش جهت به تاخیر انداختن آن برای کسب امتیاز بیشتر است. این دو دولت با توجه به اهداف و منافعی که هر کدام از آنها در منطقه دنبال می کنند، خواهان تشدید فشارها و تضعیف بیشتر جمهوری اسلامی هستند. دولت آمریکا تلاش می کند که تا حد ممکن رضایت خاطر این متحدین خود در منطقه را نیز تامین و تعادلی بین سیاست های خود و مصالح این دو دولت برقرار نماید.

2 . در کارنامه چهار ماهه دولت روحانی نشانی از تغییری که شماری از مردم با خوشباوری به آن امید بسته بودند و به این اعتبار به وی رای داده بودند، دیده نمی شود. دستگیری فعالین سیاسی و مدنی ادامه دارد و شمار اعدام ها روبه افزایش است. اوضاع اقتصادی همچنان آشفته و به هم ریخته است. در صورت رفع تحریم ها هم رژیم استراتژی روشنی برای مقابله با بحران ندارد و ناچار است همانند دوره حکومت احمدی نژاد اقتصاد ایران را بدون برنامه دراز مدت و از امروز به فردا اداره کند. اما علیرغم سیاست تشدید سرکوب، رژیم نمی تواند از این واقعیت سرسخت فرار کند که توازن قوای بین کلیت رژیم و مردم عوض شده است. نشانه های تضعیف موقعیت رژیم عینی و قابل مشاهده اند. اذعان آشکار به ورشکستگی اقتصادی از زبان دست اندرکاران، تغییر سیاست در مذاکرات ژنو و پذیرش شرایط آمریکا و متحدینش در این مذاکرات، دست به دامن جناحی دیگر از اصلاح طلبان شدن و هموار کردن راه بازگشت آنها به قدرت با چهره های دیگر، رویدادهای خاورمیانه و شمال آفریقا و تضعیف موقعیت اسلامگرایان در کل منطقه، همه اینها نشانه های آشکار تضعیف رژیم در مقایسه با چند سال گذشته هستند. مردم این تغییر توازن قوا را دریافته اند. بخش های مختلف مردم ناراضی، چه آنها که از سر ناچاری و به امید تغییری در اوضاع در انتخابات شرکت کردند و به روحانی رای دادند و چه آنها که روحیه و آگاهی بالاتری را از خود نشان دادند و از شرکت در این سناریوی مهندسی شده رژیم خودداری کردند، هر دو بخش خواهان تغییری در وضع موجود هستند و مطالبات خود را پیگیری خواهند کرد. مردم این ترفند فریبکارانه دولت روحانی که نابسامانی اقتصادی موجود را میراث دولت قبلی عنوان می کند و به این اعتبار از مردم می خواهد به وی فرصت بدهند تا گویا در آینده معجره اقتصادی خود را به اجرا درآورد، نمی پذیرند. ابعاد فقر و فلاکت مردم شدیدتر و گسترده تر از آن است که با اینگونه توجیهات و با مانورهای تبلیغاتی از قبیل طرح بدون محتوای "حقوق شهروندی" و با وعده های سر خرمن بتوان با آن مقابله کرد. رژیم سرمایه داری در ایران مانند هر جای دیگری در جهان، در صورت عادی کردن رابطه خود با جهان پیشرفته سرمایه داری هم، برای خروج از بحران راهی جز تشدید استثمار طبقه کارگر، ارزان کردن نیروی کار کارگران، کاستن از خدمات عمومی و تحمیل فقر و فلاکت بیشتر بر اکثریت جامعه ندارد. اما در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی تا همین اکنون هم کاسه صبر کارگران و اکثریت مردم از این رهگذر لبریز شده است تا چه برسد به اینکه بازهم بیشتر شیره جان مردم را برای رونق بخشیدن به اقتصادشان بمکند.
در چنین شرایطی وظیفه مقدم ما بر دو محور استوار خواهد بود: اول، دامن زدن به یک جنبش مطالباتی با شعارهای سراسری و تاکید بر این واقعیت که سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی از چنین مسیری می گذرد. و دوم، تقویت سازمان حزبی و کمک به ایجاد تشکل ها و نهادهای توده گیر. در هر دو زمینه تاکنون سخن فراوان گفته شده است. اما در زمینه نخست بویژه توجه به نکات زیر ضروری است:

1 . اگرچه به دلیل فقر و فلاکت موجود مسئله معیشت مردم کم درآمد و تهیدست و مطالباتی در ارتباط با دستمزد، قراردادها و شرایط کار، بیکاری، گرانی، مسکن، بیمه های اجتماعی، خدمات اجتماعی، آب و برق و گاز غیره، در مرکز جنبش مطالباتی این دوره قرار دارند، اما جنبش مطالباتی نباید به عرصه های اقتصادی محدود بماند. مطالبه آزادی های دموکراتیک در همه زمینه ها که زندگی اقشار مختلف اجتماعی را در بر می گیرد، نظیر حقوق زنان، آزادی مطبوعات، لغو مجازات اعدام، آزادی زندانیان سیاسی، مطالبات ویژه جوانان، حقوق اقلیت ها، حق تشکل، حق برپایی تظاهرات و غیره، مبنای طرح خواست های ویژه در هر زمینه خواهد بود.

2 . اگرچه طبقه کارگر بنا به شرایط عینی که در آن قرار دارد در مرکز مبارزه برای تحقق حقوق اولیه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی قرار خواهد داشت، اما جنبش های اعتراضی و مطالباتی این دوره به طبقه کارگر محدود نخواهند ماند، بلکه کلیه اقشار معترض جامعه را در بر خواهند گرفت. زنان، جوانان و دانشجویان، معلمان و کلیه حقوق بگیران کم درآمد، زحمتکشان روستا، مردم فقیرنشین حاشیه شهرها و غیره نیروهای اجتماعی بالفعل جنبش مطالباتی مورد بحث هستند.

3 . دستگاههای تبلیغاتی رژیم و هواداران روحانی در اپوزیسیون می گویند نباید سطح مطالبات مردم را بالا برد، تا دولت روحانی فرصت داشته باشد کار خودش را بکند. این چیزی جز ترفندی حیله گرانه برای در انتظار نگهداشتن مردم و فرونشاندن ظرفیت های اعتراضی در جامعه نیست. مطالبات اولیه ای که از آنها سخن می رود، پاسخ فقر و فلاکت و بی حقوقی هایی هستند که کسب آنها تعطیل بردار و تاخیر بردار نیستند. رژیم با زدن از بودجه کلان دستگاههای نظامی و امنیتی و سرکوب خود، با متوقف ساختن و برگرداندن دزدی های کلانی که روزانه به وسیله مسئولین بالای حکومتی از خزانه دولت صورت می گیرد، با حذف کمک های خود به حرکت های ارتجاعی در بیرون مرزها، با دست برداشتن از پروژه ماجراجویانه اتمی و غیره، هم می تواند بسیاری از مطالبات فوری مردم را برآورده سازد و هم فشار نیروهای سرکوب را از سر مردم بر دارد. پلنوم در بخش پایانی کار خود و در مبحث مربوط به آرایش و تقسیم کار به منظور هدایت فعالیت های سیاسی و تشکیلاتی کومه له در فاصله دو پلنوم، مکان سازمانی هر کدام از اعضای کمیته مرکزی را تعیین نمود.

کمیته مرکزی کومه له
سازمان کردستان حزب کمونیست ایران
دیماه 1392 / ژانویه 2014