Advertise here

سياهكل رستاخيز چپ ايران

Balatarin

43 سال از فاجعه سیاهکل و سی و پنج سال از برپایی و تجلیل هر ساله قربانیانش میگذرد. در این هیچ تردیدی نیست که جملگی کسانی که در سیاهکل جان خویشتن را از دست دادند، نیت بسیار والایی را داشته اند؟؟؟
اما آیا مرگ این فداییان پس از 43 سال توانسته کمترین تاثیری بر رشد جنبش بیمارگونه چپ ایران بگذارد؟؟؟

 

شوربختانه هر ساله هنوز همان آهنگ قدیمی با همان آلات موسیقی قدیمی از سوی گروههای بازمانده خوانده می شود. آنچه تاکنون تجلی این راه بوده، از هم پاشیدگی، ندانم کاری و مرگ هزاران هزار انسان بیگناه بوده است. بسیاری از این قربانیان نوجوانان و جوانانی بودند که تشنه زندگی برتر بودند و برای دست یابی به این مهم با دنیایی از امید در این راه گام گذاشتند و هنگامی متوجه اشتباه خویشتن گشتند، که جلادان به زندگی آنها خاتمه بخشیدند. 

 

تجارب تاریخی در پیشبرد اهداف انسانی از هیچ نقش تعیین کننده ای برخوردار نبوده و نیستند، آنها بیشتر مشعلی هستند که راه را چه درست و یا اشتباه بما نشان داده و می دهند. در این میان این خود ما می باشیم که می توانیم آنها را بمثابه یک فرضیه در ابعاد گوناگون خود مورد آزمایش قرار بدهیم و خوب و بد را از یکدیگر تمیز بدهیم.!!! کامبیز ایرانی   Foto: ‎43 سال از فاجعه سیاهکل  و  سی و پنج سال از برپایی و تجلیل هر ساله قربانیانش میگذرد. در این هیچ تردیدی نیست که جملگی کسانی که در سیاهکل جان خویشتن را از دست دادند، نیت بسیار والایی را داشته اند؟؟؟ اما آیا مرگ این فداییان پس از 43 سال توانسته  کمترین تاثیری بر جنبش بیمارگونه چپ  ایران بگذارد؟؟؟ شوربختانه هر ساله هنوز همان آهنگ قدیمی با همان آلات موسیقی قدیمی از سوی گروههای بازمانده خوانده می شود. آنچه تاکنون تجلی این راه بوده، از هم پاشیدگی، ندانم کاری و  مرگ هزاران هزار انسان بیگناه بوده است.  بسیاری از این قربانیان نوجوانان و جوانانی بودند که تشنه زندگی برتر بودند و برای دست یابی به این مهم  با دنیایی از امید در این راه گام گذاشتند و هنگامی متوجه اشتباه خویشتن گشتند، که جلادان به زندگی آنها خاتمه بخشیدند.   تجارب تاریخی در پیشبرد اهداف انسانی از  هیچ نقش تعیین کننده ای برخوردار نیوده و نیستند،  آنها بیشتر  مشعلی هستند که راه را  چه درست و یا اشتباه بما نشان داده  و می دهند. در این میان این خود ما می باشیم  که می توانیم آنها  را بمثابه یک فرضیه در ابعاد گوناگون خود مورد آزمایش قرار بدهیم و خوب و بد را از یکدیگر تمیز قرار بدهیم.!!! کامبیز ایرانی‎

Balatarin

Comments 4 Pending 0

Sort comments:
Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

".. ولی انقلابهای پرولتری ... مدام از خود انتقاد می کنند، پی در پی حرکت خود را متوقف می سازند و به آنچه که انجام یافته به نظر می رسد باز می گردند تا بار دیگر آن را از سر بگیرند، خصلت نیم بند و جوانب ضعف و فقر تلاشهای اولیه خود را بی رحمانه به باد استهزا می گیرند، دشمن خود را گویی فقط برای آن بر زمین می کوبند که از زمین نیروی تازه بگیرد و بار دیگر غول آسا علیه آنها قد برافرازد..." - مارکس، هجدهم برومر

جناب کامبیز ایرانی‌ گرامی با درود

متاسفانه سه‌ پاراگراف پر از ناسزا گوئی و کلی‌ بافی شما نیز نه‌ تنها هیچ شباهتی به یک نقد اصولی ندارد که هیچ، صد افسوس با تحتانی‌ترین و عقب مانده ترین اقشار و نیروهای سیاسی در ایران همصدا میشود.

البته همین به اصطلاح "نقد" سه‌ پاراگرافی نیز پر از اشتباه می‌باشد.

بزرگداشت سیاهکل اتفاقا چهل و خرده ی‌ سال است که قدمت دارد. به نظر میرسد که شما فقط پس از انقلاب از چنین بزرگ داشت هایی اطلاع یافته اید.

متاسفانه محدودیت معرفت شما از جنبش فدائیان فقط مختص به‌‌‌ تاریخ بزرگداشت سیاهکل نمی‌باشد و به نظر می‌رسد که از کوچکترین و سطحی‌ترین آشنایی با بحثهای نظری/ فلسفی‌ درون این جنبش و اختلافات استراتژیک و تاکیتیکی جناحهای متفاوت جنبش فداییان نیز فاقد می‌باشید.

پیوندهای زیر برای بالا بردن سطح معرفت شما و خوانندگان گرامی از این جنبش مندرج میگردد.

موفق و پیروز باشید.

امیر پرویز پویان؛ روشنفکری انقلابی که ناخوانده ماند
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/02/110203_l42_siahkal_faraj_sarkouhi.shtml

وقتی دروغ، تاریخ استفراغ می کند
http://iranian.com/posts/view/post/26629

kharad

کامبیز ایرانی--- کنشگر سیاسی

یک مثال معروف آلمانی وجود دارد که می گوید، هرکس متن مورد نظر خود را مطالعه بنماید در مقابل کسی که آنرا نخوانده و درک نکرده درموقعیت برتری قرار دارد. این ضرب الثل نیز در مورد شما دوست گرامی صدق می نماید.
من در ابتدای نوشته ام به این اشاره نمودم که دقیقا 43 سال از فاجعه اسفناک سیا هکل می گذرد. و سی و پنج سال از تجلیل و برپایی مراسم بزرگداشتش.
این بدین معناست که پس از سرنگونی شاه هرساله این مراسم برای تجلیل از این قربانیان برگذار می گردد. یعنی با بهمنی که می آید می شود دقیقا سی و پنج سال . این مراسم پس از سال شصت هرساله در خارج از کشور برگزار می گردد...

من در نوشته بالا به کسی توهین ننموده ام. و برای اثبات نوشته ام نیازی به نوشتارهای فرج سرکوهی نیز ندارم. از چه شما چه پنهان امیر پرویز پویان را من می شناسم و از اقوام دور ما می باشد.... و طبعا آثار وی را نیز سالها قبل مطالعه نمودم اما آنچه برای من در اینجا معما است. بسیاری از دوستان فدایی که بعد ها حتی کادر یا عضو سازمان شدند، مضمون نوشتارهای پویان و احمدزاده را درک نکرد ه بودند.
نمود انرا می توان در اکسیون هایی که بعدها از سوی این کادرها سازماندهی شد و منجر به فروپاشی و قربانی بسیاری از کادرها و هواداران سازمان گردید. مشاهده کرد.

من در بالا بطور روشنی به این مهم اشاره نمودم که هدف در اینجا شیوه برگزاری این مراسم و سوی استفاده سازمانی از این قربانیان می باشد و برگزاری انی مراسم هیچ تفاوتی با برگذاری مراسم مذهبویون ندارد. بازماندگان این سازمان که اکنون چندین شقه شده اند ، هدفشان از برگزاری این مراسم امتیاز گرفتند برای اهمیت جلوه دادن سازمان خود می باشد و نه تجلیل از این قربانیان و بدون تردید تجلیل تنها توجیه ای برای تثبیت موقعیت سازمانی خود بیش نیست.
و مذهبویون نیز از این قاعده مثتثنی نیستند...
دوست گرامی همانگونه که مارکس گفت: دین افیون ملت هاست.
وی با این جمله خود در واقع ایدئولوژی را بمثابه یک مکتب زیر سئوال برد و مخالفتش را با ایده هایی که خویشتن را مصون از هزانتقادی می شمارند ، به صلیب کشید. . بدیهی ست که کسانی که از مارکس و لنین پپامبر ساختند، این جمله مارکس را یا درک نکردند و یا اینکه آنرا جدی نگرفتند...
لذا دوست گرامی اگر شما نیز مضمون این جمله را متوجه شدید می توانید مطلب بالای من را نیز درک بنمایید. با سپاس از شما کامبیز

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

آنکه چون غنچه ورق در ورق خون مي بست
شعله زد در شفق خون، شرف خاور شد

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

با درود بر کامبیز گرامی

و تشکر از بالا بردن سطح این گفتگو (که متاسفانه اکثر اوقات هنوز هنجار نمی‌باشد). این حقیر نیز تقریبا در تمامی‌ موارد به جز سابقه ی تاریخی‌ بزرگداشت سیاهکل با شما کاملا همنظرم. یکی از محدودیت‌های اولیه ی سازمان فداییان به نوعی "معمّا"یی است که شما بدان از زاویه عدم آشنایی و فهم نقادانه افکار پویان و احمدزاده اشاره دارید. که البته محدودیت‌های فداییان به اخص و یا چپ در کلیت خویش مقداری پیچیده تر از صرفا یک "بد فهمی" می‌‌باشد.

همانگونه که به گفته مارکس دین افیون مردم میشود (البته کارل "قلب در جهان بی‌ قلب" نیز از یادش نمی‌رود)، کارل مارکس نیز با تبدیل به "مارکسیسم" افیون روشنفکران میشود!

پیامبر ساختن و تفکر مذهبی‌ چپ ایران و یا حتا چپ جهانی به جای خود، مضمون و محتوای مباحث مارکس، لنین، رزا لوگزامبورگ، تروتسکی، گرامشی،پانه کوک،...نه‌ تنها به جای خود باقی‌ است بلکه تشدید نیز یافته است.

ناگفته نماند که "بیمار گونه" نامیدن جنبش چپ ایران نیز میتواند مقدار زیادی توهین آمیز به نظر برسد (که هست)، و به‌‌‌ گونه ی انگار که جنبش و تفکر اسلامی در کشور یا جنبش‌های ناسیونالیست ایران بدون هیچ مرضی و این فقط چپ است که قابل انتقاد می‌باشد.

در عرض چهار دهه گذشته سیاهکل در خارج از کشور هر سال بزرگداشت شده است.

یا حق.