Advertise here

تغییر و تحول با سرنگونی رژیم تحقق پذیر است!

Balatarin


فرهنگ رو به رشد، مدرن و شهروندی ایران با سرنگونی رژیم شاه و تسخیر قدرت سیاسی آخوندها بمثابه حبابی در هم پاشید. فرهنگ رو به انزوال قرون وسطی ای در ابتدا با سرعتی سرسام آور و غیر قابل پیش بینی شده همه ابعاد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور را در سیطره خود قرار داد و جهل و نادانی و عبوثت را برای میلیونها ایرانی به ارمغان آورد. . بدون تردید طیف آخوند جماعت در تزریق و گسترش این غده چرکین و متعفن طی سی و پنج سال گذشته نقش تعیین کننده ای را ایفا نموده اند. 

 

نیروهای سیاسی و شخصیت های جاه طلب خارج از کشور که سینه برای دمکراسی و موقعیت وخیم اقتصادی مردم کوچه و بازار چاک می دهند، و دم از ناجی ایران می زنند، به هیچ وجه از ریشه های عمیق فرهنگ جهل و نادانی که در درون جامعه ما توسط آخوندهای جنایتکار کاشته شده است، یا مطلع نیستند و یا اینکه خویشتن را به کوچه علی چپ می زنند. آنها تنها برای تسخیر قدرت سیاسی در ایران خیز برداشته اند و برایشان این معضلات به هیچ وجه قابل رویت نیست. 

 

این واقعیت را دیگر هیچکس نمی تواند کتمان نماید، که رژیم سیاه اندیش جمهوری اسلامی با گسترش فرهنگ جهل ، سرکوب و کشتار روزمره خود ، اندیشه بسیاری از مردم را مسخ نموده و از این رهگذر فرهنگ سیاه اندیش استبدادمنشی اسلام سیاسی خود را در میان آنها نهادینه ساخته است، بگونه ای که حتی روشنفکران و هنرمندان مشهور ایرانی نیز در این منجلاب اسیر شده اند و برای اینکه به زندگی حقیرانه هنری حود ادامه بدهند ، جبرا همان اعمالی را انجام می دهند که این فرهنگ از آنها خواستار می گردد. نمودش را می توان در برگزاری همایش چندی پیش تالار رودکی و سخنرانی آقای آخوند روحانی برای بسیاری از هنرمندان ، نویسندگان و کارشناسان علمی مشاهده کرد. در این همایش بسیاری به این دل خوش نموده اند که زیر چتر وعده های دروغین و سیاسیتهای ضد هنری و غیر انسانی آقای روحانی وضعیت آنها و جامعه روشنفکری ایران برتر خواهد شد و به همین دلیل در همسویی و تایید سیاستهای وی برخی از هنرمندان و نویسندگان مشهور ایرانی برای ایشان سخنرانی و مصاحبه ها دادند. این توهم واهی اکنون مانند غده سراطانی در درون بسیاری از روشنفکران و فرهیختگان جامعه ما ریشه دوانیده است و آنها را عجالتا مسخ فرهنگ اسلام سیاسی رژیم حاکم نموده است. این البته روی یک سکه این سیاستهای دوگانه و کاملا مهندسی شده آقای آخوند روحانی ست. روی دیگر سکه موقعیت اسفناک چهل تا پنجاه درصد از چمعیت 75 میلیونی کشور است که تقریبا زیر خط صددرصد فقر زندگی می کنند، برغم اینکه بخشی اعظمی از از این فقیرشدگان به زندگی حقیرانه خویشتن خوی گرفته اند و خوشحالند که می توانند شکم خود و خانواده شان را با چندین شغل متفاوت سیر نمایند ، اما میلیونها نفر دیگر بدلیل بیکاری روزافزون و تعطیلی کارخانجات هیچ امکانی برای تهیه کالاهای مورد نیاز زندگی خود و وخانواده شان ندارند. یارانه های دولتی نیز بدلیل تورم روزافزون دیگر از ارزشی برخوردار نیست و نمی تواند مرحمی بر زخمهای عمیق این مردمان فقیر گردد، به همین دلیل جامعه ایران در مرز یک انفجار اجتماعی قرار گرفته است . 

تحرمهای اقتصادی امریکا و غرب نه تنها برداشته نشده بلکه بدلیل گسترش سیاستهای اتمی و تروریستی رژیم در خاورمیانه شدت بیشتری خواهد یافت. برغم اینکه در توافق اخیر هسته ای ژنو امریکا و غرب موطف شده اند در صورت اجرای موفقیت آمیز این طرخ بخشی از تحریمها را بردارند، اما رژیم تا تحقق یافتن این طرح هنوز راه درازی را در پیش دارد. این اکنون برای امریکا و غربیها نیز مسجل گردیده است ، که تحقق یافتن قرارداد ژنو بدلیل وجود اختلافات درون باندهای اصلی مافیایی قدرت از اعتبار چندانی برخوردار نیست و نخواهد بود . نمود آنرا می توان بوضوح در اختلافات اخیر میان باندهای سپاه و دولت مشاهده کرد که بدون تردید از سوی باند بیت رهبری علی خامنه ای که هنوز نقش تعیین کننده را در بازیهای سیاسی کشور بازی می نماید، آگاهانه دامن زده می شود. 

لذا نه امریکا و نه غرب تا هنگامیکه تضمینی در تحقق این طرحها مشاهده ننمایند به رژیم سیاه اندیش اسلامی بدلیل تجارب گذشته و خصلت ماجراجویی اتمی - تروریستی اش هیچ اعتمادی نخواهند کرد. برای آنها بدون تردید نیز این مسجل شده است که دولتی که آنها با آن ا قرارداد بسته اند در واقع از هیچ قدرت اجرایی برخوردار نیست. این بیت رهبری و علی خامنه ای ست که نقش تعیین کننده را هنوز در تمام تصمیمات مهم کشور ایفا می نماید و تا هنگامیکه این بخش قدرت سیاسی را در چنگ دارد، هیچ تغییری در سیاستهای خارجی رژیم صورت نخواهد گرفت. این بدین معناست که دولت آخوند روحانی نمی تواند منافع امریکا و غرب را در دراز مدت تضمین نماید و این طرحها نیز به شکست منجر خواهد گردید. 

امرکا و غرب برای حفظ منافع خود در خاورمیانه تلاش می نمایند رژیم را بطور صددرصد تحت نظر قرار بدهند و مانع از صدور سیاستهای ماجراجویانه و تروریستی آن در خارج از مرزهای ایران بگردند، ، پایگاههای رژیم در خارج از کشور را نابود سازند تا رژیم کاملا منزوی گردد. این شگفت آور نیست که اکنون پس از کشتار صد و بیست هزار انسان بی گناه در سوریه امریکا و متحدین غربی اش برای تغییر رژیم در سوریه و کوتاه کردن دست ایران تلاش می نمایند. آنها طی سالهای گذشته جنگ داخلی در سوریه سکوت اختیار نمودند و به تماشای کشتار مردم بی گناه آنجا نشستند. اکنون اما بدلیل چیدن پرهای رژیم سیاه اندیش ایران ، تلاش می نمایند تا با طرحهای جدید خود رژیم سوریه را تغییر بدهند. اجرای این طرح نه تنها منجر به اضمحلال خاندان بشار اسد در سوریه می گردد، بلکه مجراهای کمک مالی ایران به حزب الله را نیز مسدود خواهند کرد و از این رهگذر پایگاه تروریستی ایران در خاورمیانه را نیز تعطیل خواهد ساخت. این بدین معناست که طرح ماجراجویی صدور انقلاب اسلامی توسط رژیم سیاه اندیش اسلامی و بازوی نظامی اش سپاه که با حمایت مالی میلیاردها دلار از در آمدهای نفتی مردم ایران تغذیه می گردید، به شکست منجر خواهد گردید و موضع متعهدین رژیم مانند مالکی و حزب الله را ضعیف و ضعیفتر خواهد ساخت. 

فروپاشی اقتصاد کشور و آلترناتیو رژیم برای برون رفت از این منجلاب

رژیم همواره در جملگی ابعاد شکست خورده خود تاکنون بوسیله مبشران و آخوندهای زبردست خود تلاش نموده تا معضلات فقر، بیکاری و گرانی را به حساب دشمنان انقلاب اسلامی یعنی امریکا و کشور های بی دین غربی بگذارد و در انتها با رهنمودهای اسلامی خود مردم را متقاعد سازد، که معضلات کنونی را خدا خواسته است و راه حل این نابسامانیها ظهور امام زمان می باشد. شوربختانه این آلترناتیو یا توجیه عامیانه ، تاکنون توانسته توده های میلیونی مردم را که هنوز در چاله فرهنگ اسلام سیاسی رژیم اسیر هستند، متقاعد سازد. اما بدون تردید این چرندیات نمی توانند در دراز مدت مردم گرسنه را متقاعد سازند. دیر یا زود کف گیر پخش سبد کالای رژیم به ته دیگ خواهد رسید و رژیم توان این را نخواهد داشت که مردم را با پخش سبد کالای خود سیر نماید و در این حالت دیگر نه امام زمان و نه دیگر مقدسات اسلام سیاسی رژیم نمی توانند به یاری آن بشتابند و و جبرا خیل عظیمی از توده های گرسنه برای سیر کردن شکم خود و فرزندانشان به خیابانها خواهد آمد و به مراکز پخش کالاها، دارو، سوپرمارکتها و بانگها حمله خواهند برد.

بخشی اعظمی از میلیونها ایرانی که در حلب آباد و مناطق فقیر نشین شهرها و روستاهای کشور زندگی می کنند، بخاطر بیکاری، گزانی، تورم روزافزون و کمبود کالا های ابتدایی ، نمی توانند براحتی شکم خانواده خود را سیر نمایند و مجبورا به خوفروشی، قاچاق و کارهای غیر قانونی روی تن بدهند، که این امر بدون تردید موجب فساد عیقی در جامعه گردیده است. البته این همان جامعه اسلامی ست که رژیم آنرا آرزو می نماید. . اما آیا این وضعیت دلخواه رژیم می تواند به همین شکل پایدار بماند؟؟؟ آیا ان بخش از توده های مردم که با فرهنگ اسلامی صددرصد جوش خورده اند، می تواند شکم خانواده خود را با وعده و عید های خدا خودش بزرگ است و رهبری و امام زمان به یاری شما خواهند امد، متقاعد سازند؟؟؟ 

بدون تردید در این موقعیت حساس بدلیل شدت گرفتن مشکلات بیکاری، گرانی، تورم روزافزون، کمبود کالا های ابتدایی مانند دارو و دیگر امرار معاش روزانه زندگی شورش مردم گرسنه دور از تحقق نخواهد بود. نمود های آنرا ما اکنون در اعتراضات پراکنده و صنفی مردم در کوشه و کنار کشور مشاهده می نماییم . بدون تردید این اعتراضات پراکنده می توانند زمینه های یک اعتراض سازمان یافته سراسری را برای کنشگران، روشنفکران، دلسوزان و نیروهای سیاسی داخل کشور پدید بیاورند. آنها می توانند با درایت، هوشیاری و مشارکت سازمان یافته یکدیگر از این پتانسیل عظیم برای مقابله و سرنگونی رژیم بهره برداری بنمایند. 

 

مسلما هنوز نیروهای سرکوبگر رژیم از یک انسجام گسترده ای برخوردارند، لذا باید نیروهای دلسوز در این موقعیت حساس همدیگر را بیابند و به یاری این اعتراضات پراکنده که می توانند پایه های یک اعتراض منسجم و سازماندهی شده سراسری را برای نابودی رژیم را بوجود بیاورند، بروند. 

 

. رژیم سیاه اندیش جمهوری اسلامی از این حرکت ها وحشت دارد. نیروهای امنیت سپاه که قدرت اصلی پشت پرده را در دست دارند. با برخورداری از تئوریهای مارکسیستی و استالینیستی شوروی تاکنون توانسته ا ند، این رژیم دیکتاتوری را بر مسند قدرت نگه بدارد، اما پرسش این است که این حاکمیت با توجه به بحرانهای شدید و محاصره اقتصادی، تا چه هنگام می تواند به قدرت خود ادامه بدهد؟

بدیهی ست که برای مقابله با فرهنگ جهل و نادانی و سرنگونی رژیم حاکم ، ما نمی توانیم تنها از طریق شبکه های اجتماعی و مبارزه مجازی موفقیتی را کسب نماییم. این واقعا ساده اندیشی ست که بسیاری از نیروهای سیاسی با شعار پیروزی از آن خلق قهرمان است به مبارزه ذهنی با رژیم سیاه اندیش جمهوری اسلامی برخاسته اند ، اما در واقعیت آنها با معضلات بیشمار کنونی موجود در کشور اساسا هیچ تماس مادی ندارند . 

 

بدون تردید مبارزه با مثلث آخوند، بازاری و پاسدار که قدرت حاکمه را در تسخیر خود دارند دست دارند و بخاطر خصلت ددمنشانه اش همواره قدرت عمل را در همه بعدهای سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی از نیروهای سیاسی موجود گرفته نمی توان از کانال شبکه اجتماعی تنها مبارزه را به پیش برد !

در انتها پرسش این است که چگونه آگاهان و کنشگران مسئولیت پذیر می توانند با حمایت توده های مردم گرسنه که فرهنگ اسلام سیاسی رژیم در اندیشه بسیاری از آنها نهادینه شده است، این رژیم مذهبی تا دندان مسلح را سرنگون سازند ؟ 

 

مطمئنا تغییر بنیادی این رژیم را نمی توان، نه با سوزاندن شمع برای زندانیان سیاسی و نه با برقراری کنفرانس های بی هویت دمکراسی تحقق بخشید.!!! کسانی که این راه را برگزیده اند واقعا ول معطلند.. 

ما باید از حداقل امکاناتی که هنوز در داخل کشور وجود دارد به شیوه سازنده ای بهره بگیریم.. باید از درصد بسیار آکاه و مسئولینت پذیر مخالفی که خواهان تغییر می باشند بهره گرفت باید با آنها ارتباط ارگانیک برقرار نمود و جمعهای کوچکی را تشکیل داد. باید با آنها تبادل و نطر کرد و آموزشهای مبارزه را به انها آموخت باید از توانایی و خلاقیت یکدیگر در گسترش این جمعها بهره کرفت باید در هرکجا که اعتراض صنفی شکل می گیرد فعالانه شرکت کرد. اعتراضات صنفی اگر سازماندهی بشوند،می توانند بنایی برای سازماندهی یک اعتراض سراسری گردند. بدون تردید تغییر و تحول با سرنگونی رژیم تحقق پذیر است . آرمین آرمان
Foto: ‎تغییر و تحول  با سرنگونی رژیم تحقق پذیر است!  فرهنگ رو به رشد، مدرن و شهروندی ایران با  سرنگونی رژیم شاه و تسخیر قدرت سیاسی  آخوندها  بمثابه حبابی در هم پاشید.   فرهنگ رو به انزوال قرون وسطی ای در ابتدا با سرعتی  سرسام آور و غیر قابل پیش بینی شده  همه ابعاد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور  را در سیطره خود قرار داد  و جهل و نادانی و عبوثت را برای میلیونها ایرانی به ارمغان آورد.  . بدون تردید طیف  آخوند جماعت  در تزریق و گسترش این غده چرکین و  متعفن طی سی و پنج سال گذشته نقش تعیین کننده ای را  ایفا نموده اند.  نیروهای سیاسی و شخصیت های جاه طلب خارج از کشور که سینه برای دمکراسی و موقعیت وخیم اقتصادی مردم کوچه و بازار چاک می دهند، و دم از ناجی ایران می زنند، به هیچ وجه از ریشه های عمیق فرهنگ جهل و نادانی که در درون جامعه ما توسط آخوندهای جنایتکار کاشته شده است، یا مطلع نیستند و یا اینکه خویشتن را به کوچه علی چپ می زنند. آنها تنها برای تسخیر قدرت سیاسی در ایران خیز برداشته اند و برایشان این معضلات به هیچ وجه قابل رویت نیست.   این واقعیت را دیگر ن هیچکس  نمی تواند کتمان نماید، که رژیم سیاه اندیش جمهوری اسلامی با گسترش فرهنگ جهل ، سرکوب و کشتار  روزمره خود ،  اندیشه بسیاری از  مردم را  مسخ نموده و  از این رهگذر فرهنگ سیاه اندیش استبدادمنشی اسلام سیاسی خود را در میان آنها  نهادینه ساخته است، بگونه ای که  حتی روشنفکران و هنرمندان  مشهور ایرانی نیز در این منجلاب اسیر شده اند و برای اینکه به زندگی حقیرانه هنری حود ادامه بدهند ، جبرا همان اعمالی را انجام می دهند که این فرهنگ از آنها خواستار می گردد. نمودش را می توان در برگزاری  همایش جندی پیش تالار رودکی و سخنرانی  آقای آخوند روحانی  برای بسیاری از هنرمندان ، نویسندگان و کارشناسان علمی  مشاهده کرد. در این همایش بسیاری به این دل خوش نموده اند که زیر چتر وعده های دروغین و  سیاسیتهای ضد هنری و غیر انسانی  آقای روحانی وضعیت آنها و جامعه روشنفکری ایران برتر خواهد شد و به همین دلیل  در همسویی و تایید سیاستهای وی برخی از هنرمندان و نویسندگان مشهور ایرانی برای ایشان  سخنرانی و مصاحبه ها دادند. این توهم واهی  اکنون مانند  غده سراطانی در درون بسیاری از روشنفکران  و فرهیختگان جامعه  ما ریشه دوانیده است و  آنها را   عجالتا مسخ  فرهنگ اسلام سیاسی رژیم حاکم نموده است. این البته روی یک سکه این سیاستهای دوگانه و کاملا مهندسی شده آقای آخوند روحانی ست. روی دیگر سکه موقعیت اسفناک  چهل تا پنجاه درصد از  چمعیت 75 میلیونی  کشور است که تقریبا زیر خط صددرصد  فقر زندگی می کنند، برغم اینکه بخشی  اعطمی از  از این فقیرشدگان به زندگی حقیرانه خویشتن خوی گرفته اند و خوشحالند که می توانند شکم خود و خانواده شان  را با چندین شغل متفاوت  سیر نمایند ، اما میلیونها نفر دیگر  بدلیل بیکاری روزافزون و   تعطیلی کارخانجات هیچ امکانی برای  تهیه کالاهای مورد نیاز زندگی خود و وخانواده شان ندارند. یارانه های دولتی نیز بدلیل تورم روزافزون دیگر از ارزشی برخوردار نیست   و نمی تواند مرحمی بر زخمهای  عمیق این مردمان  فقیر  گردد، به همین دلیل جامعه ایران در مرز یک انفجار اجتماعی قرار گرفته است .   تحرمهای  اقتصادی امریکا و غرب  نه تنها برداشته نشده بلکه بدلیل گسترش  سیاستهای اتمی و تروریستی رژیم در خاورمیانه شدت بیشتری خواهد یافت. برغم اینکه  در توافق اخیر هسته ای ژنو امریکا و غرب موطف شده اند در صورت احرای موفقیت آمیز این طرخ بخشی از تحریمها  را بردارند، اما رژیم  تا تحقق یافتن این طرح هنوز راه درازی  را در پیش دارد.  این اکنون برای امریکا و غربیها نیز مسجل گردیده است ، که تحقق یافتن قرارداد ژنو بدلیل وجود اختلافات درون  باندهای اصلی مافیایی قدرت از اعتبار چندانی برخوردار نیست و نخواهد بود . نمود آنرا می توان بوضوح  در  اختلافات اخیر میان باندهای  سپاه و دولت  مشاهده کرد که بدون تردید  از سوی  باند بیت رهبری علی خامنه ای که هنوز نقش تعیین کننده را در بازیهای سیاسی کشور بازی می نماید، آگاهانه  دامن زده می شود.        لذا نه امریکا و نه غرب تا هنگامیکه تضمینی در تحقق این طرحها  مشاهده ننمایند به  رژیم سیاه اندیش اسلامی بدلیل تجارب گذشته و خصلت ماجراجویی اتمی - تروریستی  اش هیچ اعتمادی نخواهند کرد. برای آنها بدون تردید نیز این مسجل شده است که دولتی که آنها با آن ا قرارداد بسته اند در واقع  از هیچ قدرت اجرایی برخوردار نیست. این بیت رهبری  و علی خامنه ای ست  که نقش تعیین کننده را  هنوز در تمام  تصمیمات مهم کشور  ایفا می نماید و تا هنگامیکه این بخش  قدرت سیاسی را در چنگ دارد، هیچ تغییری در سیاستهای خارجی رژیم صورت نخواهد گرفت. این بدین معناست که دولت آخوند روحانی  نمی تواند منافع امریکا و غرب را در دراز مدت  تضمین نماید و این طرحها نیز به شکست منجر خواهد گردید.    امرکا و غرب برای  حفظ منافع خود در خاورمیانه   تلاش می نمایند رژیم را بطور صددرصد  تحت نظر قرار بدهند  و مانع از صدور سیاستهای ماجراجویانه و تروریستی  آن در خارج از مرزهای ایران بگردند، ، پایگاههای رژیم در خارج از کشور را نابود سازند تا رژیم کاملا منزوی گردد.  این شگفت آور نیست که اکنون پس از کشتار صد و بیست هزار انسان بی گناه در سوریه  امریکا و متخدین غربی اش برای تغییر رژیم در سوریه و کوتاه کردن دست ایران تلاش می نمایند. آنها طی سالهای گذشته جنگ داخلی در سوریه سکوت اخیتار نمودند و به تماشای کشتار مردم بی گناه آنجا نشستند. اکنون اما بدلیل چیدن پرهای رژیم سیاه اندیش ایران ، تلاش می نمایند  تا با  طرحهای جدید خود رژیم سوریه را تغییر بدهند.  اجرای این طرح  نه تنها منجر  به  اضمحلال خاندان بشار اسد در سوریه  می گردد، بلکه  مجراهای کمک  مالی ایران  به حرب الله را نیز مسدود خواهند کرد و از این رهگذر  پایگاه تروریستی ایران در خاورمیانه را نیز تعطیل خواهد ساخت. این بدین معناست که  طرح   ماجراجویی صدور انقلاب اسلامی توسط رژیم سیاه اندیش اسلامی و بازوی نظامی اش  سپاه که با  حمایت مالی  میلیاردها دلار از در آمدهای نفتی مردم ایران تغذیه می گردید، به شکست منجر خواهد گردید و موضع متعهدین رژیم مانند مالکی  و حزب الله را  ضعیف  و ضعیفتر خواهد ساخت.    فروپاشی اقتصاد  کشور و آلترناتیو رژیم برای برون رفت از این منجلاب  رژیم همواره در جملگی ابعاد  شکست خورده خود تاکنون  بوسیله مبشران و آخوندهای زبردست خود تلاش  نموده تا   معضلات فقر، بیکاری و گرانی را  به  حساب دشمنان انقلاب اسلامی یعنی امریکا و کشور های  بی دین غربی بگذارد و در انتها  با رهنمودهای اسلامی خود  مردم را متقاعد سازد، که  معضلات کنونی  را خدا خواسته است و  راه حل  این نابسامانیها  ظهور امام زمان می باشد. شوربختانه تاکنون این  آلترناتیو  یا توجیه عامیانه ،  تاکنون توانسته توده های  میلیونی مردم را  که هنوز در شاله فرهنگ اسلام سیاسی رژیم  اسیر هستند،  متقاعد سازد. اما  بدون تردید این چرندیات  نمی توانند در دراز مدت مردم گرسنه را متقاعد سازند.  دیر یا زود کف گیر پخش سبد  کالای رژیم  به ته دیگ خواهد رسید و رژیم توان این را نخواهد داشت که مردم را با پخش سبد کالای خود سیر نماید و در این حالت دیگر نه  امام زمان و نه دیگر مقدسات  اسلام سیاسی رژیم نمی توانند به یاری  آن بشتابند و  و  جبرا  خیل عظیمی از توده های گرسنه  برای سیر کردن شکم خود و فرزندانشان به خیابانها خواهد آمد و به مراکز پخش کالاها، دارو، سوپرمارکتها و بانگها حمله خواهند برد.   بخشی اعظمی از  میلیونها ایرانی که در حلب آباد و  مناطق  فقیر نشین شهرها و روستاهای کشور زندگی می کنند، بخاطر بیکاری، گزانی، تورم روزافزون  و کمبود کالا های ابتدایی ،  نمی توانند براحتی شکم خانواده خود را سیر نمایند و مجبورا  به  خوفروشی، قاچاق و  کارهای غیر قانونی روی  تن بدهند، که این  امر  بدون تردید  موجب فساد عیقی در جامعه گردیده است. البته این همان جامعه  اسلامی  ست که رژیم آنرا آرزو می نماید. . اما آیا این وضعیت دلخواه رژیم  می تواند به همین شکل پایدار بماند؟؟؟ آیا  ان بخش از توده های مردم که با فرهنگ اسلامی صددرصد جوش خورده اند، می تواند شکم خانواده خود را  با  وعده و عید های  خدا خودش بزرگ است و رهبری و امام زمان به یاری شما خواهند امد، متقاعد سازند؟؟؟   بدون تردید در این موقعیت حساس بدلیل   شدت گرفتن مشکلات بیکاری، گرانی، تورم روزافزون، کمبود کالا های ابتدایی مانند  دارو و دیگر امرار معاش روزانه زندگی شورش مردم گرسته دور از تحقق نخواهد بود.  نمود های آنرا ما  اکنون دز اعتراضات پراکنده و صنفی مردم  در کوشه و کنار کشور مشاهده می نماییم . بدون تردید این   اعتراضات پراکنده  می توانند زمینه های  یک اعتراض سازمان یافته سراسری را  برای   کنشگران، روشنفکران، دلسوزان و نیروهای سیاسی  داخل کشور پدید بیاورند.  آنها می توانند  با  درایت، هوشیاری و   مشارکت  سازماندیافته یکدیگر  از  این پتانسیل عظیم  برای مقابله  و سرنگونی  رژیم بهره برداری بنمایند.   مسلما  هنوز نیروهای سرکوبگر رژیم  از یک انسجام گسترده ای برخوردارند،  لذا  باید   نیروهای دلسوز در این موقعیت حساس همدیگر را  بیابند و  به یاری این اعتراضات پراکنده که می توانند پایه های یک اعتراض منسجم و سازماندهی شده  سراسری را برای نابودی رژیم را بوجود بیاورند، بروند.   . رژیم سیاه اندیش جمهوری اسلامی از این حرکت ها وحشت دارد. نیروهای امنیت سپاه که قدرت اصلی پشت پرده را در دست دارند. با برخورداری از تئوریهای مارکسیستی و استالینیستی شوروی تاکنون توانسته ا ند، این رژیم دیکتاتوری را بر مسند قدرت نگه بدارد، اما پرسش این است که این حاکمیت با توجه به بحرانهای شدید و محاصره  اقتصادی،  تا چه هنگام می تواند به قدرت خود ادامه بدهد؟  بدیهی ست که برای مقابله با فرهنگ جهل و نادانی و سرنگونی رژیم  حاکم ، ما نمی توانیم تنها از طریق شبکه های اجتماعی و مبارزه مجازی موفقیتی را کسب نماییم. این واقعا ساده اندیشی ست که بسیاری از نیروهای سیاسی با شعار  پیروزی از آن خلق قهرمان است به مبارزه ذهنی  با رژیم سیاه اندیش جمهوری اسلامی برخاسته اند ،  اما  در واقعیت  آنها با معضلات بیشمار کنونی موجود در کشور  اساسا هیچ تماس مادی ندارند .    بدون تردید  مبارزه با مثلث آخوند، بازاری و پاسدار که قدرت حاکمه را در تسخیر خود دارند دست دارند و  بخاطر خصلت ددمنشانه اش همواره قدرت عمل را در همه بعدهای سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی  از نیروهای سیاسی موجود گرفته  نمی توان  از کانال  شبکه اجتماعی تنها  مبارزه را به پیش برد !   در انتها پرسش این  است که چگونه آگاهان و کنشگران مسئولیت پذیر  می توانند با حمایت  توده های  مردم گرسنه  که  فرهنگ  اسلام سیاسی رژیم در اندیشه بسیاری از آنها نهادینه شده است،  این رژیم مذهبی تا دندان مسلح را سرنگون سازند ؟  مطمئنا تغییر بنیادی این رژیم را نمی توان،  نه با سوزاندن شمع برای زندانیان سیاسی و نه با برقراری کنفرانس های بی هویت دمکراسی تحقق بخشید.!!!  کسانی که این راه را برگزیده اند واقعا ول معطلند..   ما باید از حداقل امکاناتی که هنوز در داخل کشور وجود دارد به شیوه سازنده ای بهره بگیریم.. باید از درصد بسیار آکاه و مسئولینت پذیر مخالفی که خواهان تغییر می باشند بهره گرفت باید با آنها ارتباط ارگانیک  برقرار نمود و جمعهای کوچکی را تشکیل داد. باید با آنها تبادل و نطر کرد و آموزشهای مبارزه را به انها آموخت باید از توانایی و خلاقیت یکدیگر در گسترش این جمعها بهره کرفت باید در هرکجا که اعتراض صنفی شکل می گیرد فعالانه شرکت کرد.  اعتراضات صنفی اگر سازماندهی بشوند،می توانند بنایی برای  سازماندهی یک اعتراض سراسری گردند.  بدون تردید تغییر و تحول  با سرنگونی رژیم تحقق پذیر است . آرمین آرمان‎

Balatarin

Comments 11 Pending 0

Sort comments:
dohelzen

dohelzen منم آن مست دهلزن که شدم مست به میدان دهل خویش چو پرچم به سر نیزه ببستم


کامبیز جونه امام راستش را به من بگو توپ قلقلی تو را کی دزدید.
به من بگو این دشمن تو کیه تا رودشو عمامه کنم


بگو عزیزم که ما هم شور تو را در دل داریم گر چه با واژهای قلمبه ملمبه مینویسی و هنوز حالیم نشده که این طرح ریزی استراتژیک شما چیه و چطور به آن خواهید رسید
. برای ما ساده دلان یک خورده ساده تر بنویس





زیاد نگرانش نباش اینها بلاخره رفتنی اند

SoosanKhanoom

akaDarya With life as short as a half-taken breath, don't plant anything but love. - Rumi

LOL !

Shirzadegan

Siavash

Iran's revolution is going to the same direction that other revolutions has gone. We experienced failure in Russia, Cuba, China, Ethiopia .....etc. All those revolutionary forces came to power by promising equality, justice, and brighter future for the poor people. All of them structured based on false hopes and false promises. None of them could deliver to what they promised. None of them could hold up. All of them went to the dumpster of history after some decades. They have all similarities. They all returned to what the way they were living prior revolution take place.
Some like Cuba still trying to enforce their hegemony by imprisonment, torture and execution of their dissents. It won't work. The problem is Marxist-leninist and Islamic ideologies. These ideologies can't respond to the human needs. They are Unable to recognize human condition.They are Unable to see what makes human being happy or what makes human being unhappy. They are all failure. they are all goes to the dust bin of history sooner or later.
In case of Iran, the monarchy will be restored and happiness, social justice comes will return to our country. Future belong to us.

GOAL : RESTORING MONARCHY

Tehran4Iran

Tehran4Iran

You had me up to the point "monarchy will be restored". What do you think we have in Iran now. Just because the leader has turban on his head rather than crown this regime id different than monarchist. They are both corrupted regime. Since there is a figure on the top that does not have to answer to people or anyone for that matter. When are we going to wake up and join the 21st century ?? We need a figure on the top that is chosen by the people, and vulnerable to impeachment by the people, and the constitution.

That is my opinion, I could be wrong.

Shirzadegan

Siavash

"We need a figure on the top that is chosen by the people, and vulnerable to impeachment by the people, and the constitution."
Tehran4Iran

Who said that Padeshah can't be "vulnerable to impeachment by the people, and the constitution".? If there were some mistakes in the former system, that doesn't mean Monarchy can't be challenged and evaluated. I believe in evolution. Because there were some short coming in the former system, that doesn't mean we dismiss all the Monarchy. Our ancestors were smart who chose Monarchy as a form of political system.
Ruling criminal mullahs in Iran lie, deceive naive Iranian people. They propagate that monarchy is equal to dictatorship. Unfortunately some people like user name @P_J fall for Mullah's propaganda. We need to be smart to see where the propaganda is coming from.
Monarchy has been proven to work in Holland, Sweden, U.K. Those are all democratic countries. My ex-girl friend is Dutch and she loves her Queen as well as Royal family in Holland. She doesn't like dictatorship. She doesn't believe one figure on the top that does't have to answer to people or anyone for that matter. She is educated with very democratic mentality. Why can't we have something like that ? We can enjoy freedom as well as having Padeshah as a symbol of our unity and integrity on the top. What is wrong to have such a system in Iran.?
Our people are familiar with Monarchy and nothing else. (Of course our people experienced Islamic garbages during last 35 years). Enough is Enough. We should restore Monarchy. Something happened 35 years ago and put our nation in poverty and misery, but that doesn't mean we forget about our heritage and our glorious history which is intimated with the history of Padeshahi.

P.Galenous

P_J. An Iranian!

Very WELL said! There are those who adamantly refuse to either learn, grow up, evolve or use common sense! They prefer living in the past, and rewriting the history, rather than planning for the future in joining the civilized world. Shahollahi/Hezbollahs belong to that illustrative group of hallucinogenic people who adamantly refuse to learn from the past.

Shirzadegan

Siavash

It was a morning in a sunny day in Sept. 1996 when my Dutch girl friend woke me up ...."Sia... Sia .... wake up, wake up.... our queen is walking on street and talking to ordinary people on side walk".. Said my dutch girl friend.
In those days, we were living in the city of Heemskerk North Holland (N.H) . It was a small town and I had to drive quite away distance to reach to Amsterdam, therefore, we decided to watch the event on the T.V.
As I noticed joy in my girl friend eyes to see her queen, I was thinking about Iran. I was thinking if such a event happened in Iran, the terrorist organization such as Mujahedin, Fadaeyan want to assassinate the queen. Then there would be SAVAK to prevent them. Then there would idiots who fall for mullahs propaganda and ridicule the queen. Finally the idiots would have said that my Dutch girl friend was happy to see her queen because she was receiving money from Royal family. So I finally reached to the conclusion that our people have problem, NOT the monarchy system. Yes dear it is us and one one else fault.

P.Galenous

P_J. An Iranian!

When one chooses SAVAK as his/her hero! He/she has to be either a blithering IDIOT, a paid propagandist or just sick in the head! Either way I choose NOT to associate with those who refuse to grow up and deal with reality or are too intransigent to evolve and are mentally disturbed!

Shirzadegan

Siavash

"When one chooses SAVAK as his/her hero! He/she has to be either a blithering IDIOT, a paid propagandist or just sick in the head"
P_J

No one chooses SAVAK as his/her hero.
I am not sure the above statement is innocent misquote or deliberate lie.
My Dutch girl friend loved her Queen and Monarchy in her country Holland. She was educated, NOT paid propagandist or sick in her head. I used above incident as an example. Supposed that scenario happened in Iran, idiots would have accused my dutch girl friend for being a paid agent of Royal family, but such a thing never happens in Holland. Dutch people love their Queen and they are happy with Monarchy.
Do you see the differences between Dutch people and idiots inside Iran. ?

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

"تشدید اختلافات جناح های رژیم"

اکنون اوضاع تماما به زیان جمهوری اسلامی عوض شده است.

جمهوری اسلامی در منجلاب افلاس و آشفتگی وضع اقتصادی گیر افتاده است.

صاحبان قدرت علیرغم ادعاها و سر دادن شعارهای توخالی راهی جز زانو زدن در برابر دول غربی و در راس آنها آمریکا ندارند.

آنها به نتیجه گیری سریع از این تسلیم نیازمندند. اما اختلافات بروز کرده نمایانگر این واقعیت است که پروسه تسلیم طلبی آن طور که مورد انتظار دولت و کسانی نظیر رفسنجانی است به سرعت پیش نخواهد رفت. تاکید مشترک روز 23 بهمن اوباما و فرانسوا اولاند، رئیس جمهوری فرانسه، بر بقای تحریم ها و تهدید شدید تحریم شکنان نشانه ای بر این مدعاست.

حال که رژیم به چنان وضعی گرفتار شده که جناح هایش حتی در سالروز به اصطلاح تاسیس اش این چنین در مقابل هم صف می کشند شرایط و زمینه برای طرح خواست ها و مطالبات کارگران و مردم محروم مهیاتر است.

تحقق ازدیاد حداقل دستمزد، توقف بیکار سازی ها، جایگزین کردن قرارداد دائم به جای قراردادهای موقت، تامین امنیت شغلی، برچیدن شرکت های پیمانی نیروی انسانی، دادن بیمه بیکاری به بیکاران تا پیدا کردن شغل مناسب، کسب آزادی های مدنی، آزادی تشکل و اعتصاب و تظاهرات، آزادی اندیشه و آزادی مطبوعات، آزادی زندانیان سیاسی و لغو مجازات اعدام و مطالباتی نظیر آنها، اکنون ممکن تر است.

کارگران فقط با اتکا به نیروی خود، ایجاد تشکل های سیاسی و طبقاتی و با تقویت تشکل های رادیکال موجود می توانند راه رسیدن به این خواست ها را هموار کنند. راه اندازی جنبشی مطالباتی و نیرومند راه را برای تحقق سرنگونی جمهوری اسلامی هموارتر خواهد کرد.

http://cpiran.org/sokhaneroz/page9.html