Advertise here

Comments 8 Pending 0

Sort comments:

This comment was removed by the Iranian.com Staff for violating our Commenting Standards

Roozbeh_Gilani

Roozbeh_Gilani "Personal business must yield to collective interest."

• امیدوارم پس از سرنگونی رژیم جهل و جنایت آخوندی بدست جوانان غیور و شیرزنان ایران زمین که به زودی زود بوقوع خواهد پیوست شما مادر به خطاها قادر باشید در دادگاههای خلقی همینطور بلبل زبانی بکنید.زنده باد آزادی مرگ بر رژیم ملایان

farhangpooya

farhangpooya In all situations, in or outside power, social problems require social solutions (در همه شرايط، در حاكميت و يا خارج از حاكميت، مشكلات اجتماعى راه حل هاى اجتماعى طلب مى كنند)

از تقى مصباح يزدى شد سئوال
شد سئوال از شيخك معلوم حال
وقت ديدار از محل جمكران
در حضور احمدى وديگران
شد سئوال آيا تجاوز جايز است
كاين چراغ سبز يا كه قرمز است
.....
براى ديدن بقيه شعر به لينك زير مراجعه كنيد
http://legacy.iranian.com/main/blog/ahosseini-104" target="blank">http://legacy.iranian.com/main/blog/ahosseini-104

فهرست كليه مقالات و اشعار
http://legacy.iranian.com/main/blog/ahosseini

WalterHero

WalterHero Lost in the Wind !

The solution is in FREEDOM of sexuality , and one must not forget the high standard most girls demand on men mostly in primitive society of Iran, such as handsomness , money and materialism .
Those who advocate Islam and try to cover up these social issues by Islam , don't belong to this civilised world , they are still keeping alive the INVAISION of our Country Iran for 1433! years , it is hard to believe at this 21 century there are still Fossils minds going around and preaching Islam , this stone age , Savage cult of Saudian , just look what they do in Saudi , cutting heads ! ... that is how civilised they are , people showd be taught what is democracy first !

salmanfarsi

salman farsi   For an Islamic democracy

These have NOTHING to do with Islam. Those who speak of democracy and pretend to be democratic don't know the first thing about democracy.

Democracy is about respecting the faith of others. Where have you been in the last three decades?

SahameddinGhiassi

Sahameddin Ghiassi Saham Ghiassi


مشگل در اینجاست که این خود ما هستیم که دیکتاتور هستیم ویا دیکتاتور پرور. نبرد ما هم با مشگل نیست بلکه با باورهای دیگران است که ما باورهای خود را درست و صحیح می پنداریم و پندارهای دیگران را غلط و غیر قابل قبول. اسلام گفته است که طلب علم بر هر زن و مرد مسلمان فرض و واجب است. آیا رهبران مثلا مذهبی اینکار را میکنند یا کشورهای اسلامی پراز بیسواد کم سواد است؟ رهبران کشورهای اسلامی سرمایه های ملی را خرج خودخواهی های خود میکنند یا شهوت رانی کیف عیش و نوش و سوار شدن بر ماشین های ساخته شده از تلا. و مردم هم از کمبود سواد و داشتن خرد کافی در رنج و عدابند. حتی اگر به کشورهای مثلا پیشرفته بروند باز سرمایه های ملی کشورهایشان آنان را حمایت نمی کند بلکه دربست این سرمایه در اختیار قلدران و غارتگران ملی محلی و بین المللی هست که با هم دست به یکی کرده و مردم را غارت میکنند. یا اسلام گفته که اگر علم در کشور چین هم تعلیم داده میشود بایست مسلمانان به آنجا بروند. آیا رهبران کشورهای اسلامی از دانشجویان حمایت مادی و معنوی میکنند؟ یا اینکه سرمایه های ملی را تاراج مینمایند و آیا بایست این مشگل را بحساب اسلام نوشت یا مردم دزد و غارتگری که از حربه دین اسلام سو استفاده میکنند.

ماهم که همه مثل قهرمانان دون کیشوتی مشغول جدال با آسیاب هستیم. در صورتیکه مشگل در جایی دیگر است. ریشه فساد بایست از بین برود. بی تفاوتی ظلم حرص آز دزدی رشوت خواری بیسوادی جهل تعصبهای کور نداشتن حداقل زندگی غارت های میلیارد دلاری از سرمایه ها مردم وملتهای ما. این است که تقسیم مردم به تازی پارسی و غیره شاید درست نباشد زیرا در همه ملتهای بد خوب ها هستند و این است که بایست تقسیم بندی به این ترتیب باشد دزدان دغلان غارتگران و سایرین که متاسفانه سایرین برضد هم گروه بندی تقسیم بندی شده و فعلا بجان هم افتاده اند تا دزدان و دغلان و غارتگران بی مشگل مشغول غارتگریهای خویش باشند.

برای روشن شدن موضوع چند مثال میزنم. کامیونی به ماشین پیکار سواری خورد و آنرا له لورده کرد. شوفر کامیون پایین آمد من اورا گرفتم زیرا میخواست فرار کند و از دادن خسارت شانه خالی نماید. صاحب پیکان پیدایش شد ولی در عقب ایستاده و به کمک من نیامد گویی من بایست از مال او دفاع کنم و او ساکت در گوشه ایستاده باقی بماند. بعد از زد خورد مفصلی که حتی راننده کامیون برای من چاقو هم کشید مردم جلو آمده و بیمه نامه وی را گرفتند. و در ضمن مردم میگفتند که راننده پیکان چه مرد آقایی بود حتی جلو هم نیآمد؟ شب هنگام راننده کامیون همراه با صاحب پیکان به درب خانه من آمدند که آیا من میتوانم پولی به صاحب پیکان بدهم؟ آیا ملتی که این چنین بقولی زرنگ است و میخواهد حتی خسارت را هم از کسی بگیرد که هیچ ربطی به موضوع نداشته و خواسته است که تنها کمک کند میتواند به استقلال برسد؟ عملا به من و امثال من میگویند که اگر بی تفاوت بودی ویک بمن چه میگفتی دیگر اینهمه درسر نداشتی.

مثال دو در داستان جلال خواهر جلال میخواست که درس بخواند و جلال تا آنجا که میتوانست به او کمک و همراهی کرد. آخر سر فروغ خواهر جلال دوقورت نیمش هم باقی بود. جلال که در همه زندگی اش خواهر را کمک کرده بود حالا که نمی توانست کمک کند مورد بی مهری خواهر قرار گرفت. وی میگفت که اگر به آمریک برای تحصیل نیآمده بود درتهران شوهر بهتری میکرد و همه تقصیر جلال است که اوراکمک کرد که درس بدبختی بخواند و یک عمر خود را از زندگی برای خاطر تحصیل عقب انداخت. اگر جلال به خواهر کمک نمیکرد میگفت که آری برادر من مرا زود شوهر داد که از دست من راحت شود و من از همان جوانی بجای تحصیل به شستن کهنه گویی پرداختم. درست نظیر همین حرف را من از خواهر دیگر شنیدم که میگفت پس از مرگ پدر مرا زود شوهر دادند که از دستم خلاص شوند. نتیجه اگر جلال بی تفاوت بود و به خواهر کمک نمیکرد باحتمال دوستی لااقل ظاهری آنان باقی می ماند.

ناصر که به عنوان بهایی اخراج شده بود ولی عملا چون پدرش مسلمانی دو آتشه بود از بهاییت اطلاعاتی وسیع نداشت. او به دوستان مسلمان خود اعتماد کرد آنان سراورا کلاه گذاشتند به پسرخاله بهایی خود متوچر و عفریته همسرش که با او خیلی مهربان بودند و مثلا غمخوارش شده بودند اعتماد کرد . آنان هم کلاهی بزرگتر سرش گذاشتند و بعد هم مثل خواهر جلال اورا لجن مال کردند. نتیجه سه بی تفاوت بودن ناصر و یا اعتماد نکردنش به متوچر اورا از غارت اموالش نجات میداد. خوب در حالیکه بهاییان در ایران اینطور مورد ظلم و جور آزار و اذیت هستند وبازهم اینگونه ظالمانه خیانت میکنند از این چنین ملتی چه میشود انتظار داشت؟

من به دوستم بنام مرتضی موسوی خواهر آبادی اعتماد کردم درحالیکه مثل دانه های ذرت بالا پایین میپرید و گریه زاری میکرد که احتیاج به پولی دارد که بتواند ساختمان بهجت آبادش را تعمیر و کرایه رهن بدهد و بیست روزه پول میخواهد که آنجا را مرتب کند. وی غارت اموال مرا بمدت هفت سال طولانی کرد و پس از هزارها تهمت که بمن زد و ناراحتی های بسیاری برای من ایجاد کرد مثلا دادگستری شق قمر کرده به پس دادن اصل پول من رای داد و با آن تورم بی سابقه مسلم است که او برنده بود و با خرج کردن مقداری از پول خودم برعلیه من توانست موضوع را هفت سال طولانی کند. خوب اگر من به اشگها و ناله های موسوی بی اعتنا بودم مسلم است که علاوه بر داشتن دوستی مثل او که میگفت حاضر است بمیرد و مرا در ناراحتی نبیند اینهمه ضرر مادی و معنوی هم نمیکردم. آیا با این چنین ملتی که به وی کمک میکنی نیش میزنند میشود به استقلال رسید؟

من اول فکر میکردم که موسوی خوار آبادی یکی است و دیگران بهتر است بعد دیدیم که دیگران هم دست کمی ازوی ندارند اگر همان آب را ببینند شناگران ماهری هستند.

خیانت در امانت خیانت در دوستی و اعتماد و سو استفاده کردن از هم کاری بسیار زشت است. مثلا دوستانی دیده ام که بسیار ظاهرا صمیمی بودند ولی بموقع برای خاطر صنار سی شاهی طرف را لو داده اند که مثلا مادر وی بهایی است و او بهاییان را دوست دارد. کسانی هستند که حتی یکبار در ایران به عنوان بهایی اخراج و آزار دیدند ویکبار هم در آمریک بهاییانی که میخواستند ازآنان سو استفاده کنند این بار به عنوان مسلمان مورد بی مهری واقع شده اند. خوب آیا این مشگل دینی است که مرتب به ترک تعصبات و دوستی باهم و دوستی با تمامی اهل عالم سفارش کرده است.

پس مشگل از خودماست که دیکتاتور هستیم منتهی دستمان به دم گاوی بند نیست اگر دستمان به دم گاوی بند شد و دیکتاتور نشدیم آنوقت درست است؟ تواضع زه گردن فرازان نیکوست گدا گر تواضع کند خوی اوست.
دیده زعیب دیگران کن فراز چهره خود بین در او عیب ساز. همه ملتهای ما چه تازی و چه پارسی چه تورانی و چه ایرانی چه پشتون و چه کرد و.... همه ما زیر مهمیر ظلم هستیم و غارتگران از همین اختلاف های ما سو استفاده کرده مارا بجان هم انداخته و خودشان خوشه چینان هستند. بیایید ماهم با هم متحد شویم و دست همدیگر را گرفته به جنگ با هیولای ظلم بی سوادی طمع حرص تعصب بی خردی و خود بزرگ بینی برویم که ریشه تمامی مصیبت ها آنجاست.

اینهمه جنگ جدل حاصل کوته نظری است چون دورون پاک کنی حرم دیر یکی کعبه بت خانه یکی است.

ای بی خبران کجایید کجایید محبوب در اینجاست بیایید بیایید؟ محبوب تو همسایه خانه بخانه تو در بیابان خرابه ها حیران چرایی. ای اهل عالم سراپرده یگانگی در عالم برپا شده است بچشم بیگانگی بهم ننگرید که همه باریک دارید وبرگهای یک شاخسار و گلبرگهای یک گلبن. چه پارسی په تازی چه ترک چه بخارایی و چه تاجیک وچه کردستانی و... چه اسماعیلی چه شیعه دوازده امامی چه بابی چه بهایی چه مسلمان چه چه مسیحی و....مشگل ما آن یک درصدیهایی هستند که بیش از چهل درصد ثروت عالم را قبضه کرده و با استخدام خود ما برعلیه خود ما مارا دانسته یا ندانسته به جنگ باهم تشویق میکنند. نه بی دنیان میتوانند ثابت کنند که خدایی نیست و نه بادینان توانانی ثابت کردن حضرت احدیت را دارند پس بیایید با اتحاد تمامی مشگل ها را حل کنیم وبجای نفرت عشق و بجای بی دانشی و تعصب دانش و علم و بجای کینه دوستی و... را بکار ببریم. خواهید دید که همه مشگلها حل خواهد شد. عدالت برقرار و انسانها آدمهایی واقعی خواهند گشت.

faraway

faraway

در نظریه هایی مثل تئوری فشار مرتون می توان زمینه های این بحثها را پیدا کرد. سوال این است که چرا دختران باید این اجازه را داشته باشند که به لحاظ روانی به مردان جوان فشار بیاورند و تمرکز، آرامش و خانواده آنها را تهدید کنند؟ بدپوششی دختران جوان و رفتارهای تحریک آمیزشان ارتکاب جرایم شدید علیه آنان را تشدید میکند. با بالا گرفتن آمار تجاوز به دختران در انگلستان و هلند و فرانسه و... دولت مقررات سخت گیرانه تری را درباره ی وضعیت حضور دختران در مجامع عمومی تصویب کرد. مراجعه کنید به کتاب قوانین پوشش دختران در دانشگاه های امریکا و انگلیس.
این معضلات یک راه بیشتر ندارد: حجاب
بدپوششی تجاوز دختران به آرامش روانی مردان است. نتیجه ی طبیعی این اقدام، تهدید شدن خود دختران است. نمی توان فضا را پر از تحریک و تنش کرد و آنوقت انتظار داشت هیچکس خطا نکند.
پ ن: برای مطالعه ی بیشتر درباره ی فلسفه و اثر حجاب ر.ک: مساله ی حجاب, استاد مطهری
پ ن2: من درباره ی جزئیات این حادثه اطلاعی ندارم فقط بهانه ای بود برای طرح یک مساله.