چند پاراگراف درخواستی

 

یکی از کلیشه های رایج قبل ازانقلاب این بود که استادان آمریکایی دانشگاه های ایران فارسی

میدانند ولی پنهان میکنند. در افاضه بعدی میفرمودند « این‌ها همشون جاسوسند». نتیجه گیری: «ما باهوشیم و سیا خره». ایرونی جرأت نداره باور کنه که فرنگیِ کافر سی سال توی جنگل زندگی میکنه تا بفهمه توی کله میمون چه خبره. حالا همان ایرونی ها، که ساکن فرنگستان هم شده‌اند، فغان شان بالاست که فرنگی درفرهنگ کاهله و فارسی قندعسل را یاد نمیگیره. بابا، بالاخره فارسی میدونه یا نه؟ دلمان نمیخواهد باور کنیم که فرنگی قرنهاست زیر و بالای شرق را با دقت میکروسکوپی مطالعه کرده و ما را از خودمان بهتر میشناسد

 

نه در شاهنامه اشاره‌ ضمنی به کورش شده و نه در اسناد به جا مانده از ساسانیان. کاش ساسانیان یک کمی کمتر ایرونی بودند و به جای دشمن تراشی کشورداری میکردند. اینجوری شاید همه کتابهاشون را توی یک کتابخانه انبار نمیکردند که فاتح بعدی یک جا بسوزونه. تحقیقات در مورد این سلسله در دهه های اخیر وسعت پیدا کرده. شاید رو سفید از آب دربیایم. اطلاعات مختصر ما درباره کورش برگرفته از کتاب «سیرت کورش» نوشته گزنفون است که خود نویسنده ادعای «کتاب تاریخ» بودن را درباره آن نمیکند. (کتاب چهار صد سال پس از کورش نوشته شده است.) ساختمان معروف به مقبره کورش را به قولی صدها سال بعد از مرگش با آرشیتکتور یونانی ساختند. وقتی آن آسوری تبعه ولایت فخیمه سیلندر را کشف کرد جماعت ایرونی خبردار شد که بابا داشته. آمریکاییْ رومی را کشف کرد و انگلیسیْ خیام را به دنیا معرفی کرد. پ...رسگا همشون فارسی بلدند و بروز نمیدند

 

محمدبن عبدالله سفر کرده بود اما واقف بود که «دنیای» امتش به شنهای حجاز محدوده. والله از سرشون هم زیاد بود. هر جا رسیدند ساختمان خراب کردند که سنگاشوبگذارن زیر دیگ. آدم حیرونه که چطور ایرونی دنیا دیدهْ با فرهنگ دو و پونصدی هنوز دلش برای اسلام عزیز قیلی ویلی میره. مسلمانان نزدیک به هشت صد سال مشغول مطالعه علوم به جا مانده از یونان و کشورهای شرق کره خاک بودند. امرترجمه عمده این آثار از زبان اصلی به عربی توسط غیرمسلمانان و تازه مسلمانان انجام میگرفته است. فاتحین مقداری از این آثار را سوزوندن و بقیه را بدون آنکه به اندیشه نوینی ترقی دهند در کمال امانت داری نگه داشتن. وقتی اروپا از خواب قرون وسطی بیدار شد از ذوق رویت آنچه که نسوخته بود چنان به وجد آمد که رنسانس و روشنگری راه انداخت. ما با آگاهی سر ستیز داریم. اگراهل سوزاندن نباشیم اهل ترقی هم نیستیم

 

 

آدم وقتی دنبال سیاحت می‌رود که باور داشته باشد به جز ده بالا و ده پایین مکانهای دیگری هم وجود دارد. اگرانسان باور داشته باشد که « نمیدانم» آن موقع به ذهن اجازه سؤال کردن میدهد. مسلمین اصل را بر این گرفته‌اند که قرآن غایت است و حاوی دانشْ اعم از آنچه که بوده، هست، و خواهد آمد. وقتی باور داری که حقیقت مطلق را برات توی قرآن ساندویچ کرده اند چرا دیگ بار بگذاری. نه سؤالی مطرح میکنی و نه به جستجوی جواب میروی. پرسش از آنِ فردی است که بر نقصان واقعیت نسبی خود واقف است. گر چه میداند حقیقت مطلق دست‌نیافتنی است اما به خودش زحمت میدهد که برای یک میلی متر نزدیکتر شدن به حقیقتْ گوش به شنیدن واقعیت نسبی دیگران بسپارد ( آزادی بیان)؛ یعنی سی سال دنبال میمون بدود تا بالاخره از زیر زبان میمون چیزی  بیرون بکشد . مدل ایرونی اینه که بچه مردمو چهار روزه زیر شکنجه بکشه تا دیگر ازش صدا در نیاد. ستاراینقدراین ملت را خجالت نده

 

عرفون مون هم که ماشالله ماشالله کم نمیاره. به قول دوستدار عارفان همه مسایل رو حل کرده بودن و جای سؤال نگذاشته بودن. بزرگ بزرگاشون سخنرانیهای یک و نیم ساعته را با این جمله شروع میکنن: « نمیتوان همه چیز را در این وقت کم توضیح داد» و با این خاتمه میدن عرفان را با کلام نمیتوان تفهیم کرد». صدها سال است میسرایند و مینویسند، همیشه جر میزنند که وقت امتحان کم بود و آقای معلم ورقه از زیر دستمون کشید. اگر زبان قاصر است پس چرا آنقدر زر میزنند؟ این همون فارسی نبود که شکر بود؟

 

اسلامْ شریعت مدون دارد و مانترای آن با «لا» شروع می‌شود؛ به اضافه لوگوی شمشیر! تنها روزنه امیدْ برای رفرم اگر هم وجود داشت، اجتهاد شیعه بود که پتانسیل تغییر را در ظاهر نشان میداد. ولی از ترس تکفیر توسط تسنن توی صده های اخیر جیکش درنیامد. بالاخره چند دهه پیش تسنن به این شیعه یتیم قوره ویزای الأزهر داد. نژاد پرستیهای استعمار تقبیح شده بود و یواش یواش داشتیم قاطی مرغا میشدیم که دلمان برای ارزشهای اصیل اسلامی تنگ شد. وقتی کار به مرحله عمل رسید تو زرد از آب درآمدیم. با آن تجدیدی هایی که خمینی در امتحان های خرداد به بار آورد دیگر توی هیچ مدرسه ای ثبت نام مون نمیکنند. فرنگی ها وقتی تشییع جنازه خمینی را توی تلویزیون دیدند وحشت کردند: اینا که با خودی این کارا رو میکنن با ما چه کار میکنن. هنوز یو-تیوب نیامده بود که ازقمه زنی فیلم نشون بدن. بهاییت سعی کرد بقچه منجی طلبی را بپیچید و بفرستد پی کارش ولی شیعه تخس با تیر کمونش هم چشم بچه همسایه رو کور کرد و هم چشم خودشو. فکر نکنید برادران اهل تسنن بیکار نشستن. هواپیمایی را که فرنگی ساخته ور میدارن و میزنن به ساختمون چند صد طبقه

 

آن یکی رو بگو که اسم خودش رو گذاشته روشن‌فکر دینی. طرفدار تیم امام زمان است اما به شرط اینکه آقا قول بده در آینده دور گل بزنه؛ ولی امّل-مذهبیها را که معتقدند ظهورآقا در یکی دو سال آینده حتمیه مسخره میکنه. بس کن بابا اسدالله

Balatarin
All Posts

Comments 1 Pending 0

Sort comments: