Advertise here

زخم نوشته ای برای معصوم کودکان مدرسه شین آباد


ب : مثل بهار / بنفشه
بهناز / بهنوش / بتول / بدری
معلم گفت : عجیب است
امروز هیچ کس غایب نیست .

سیران یگانه خواند :
حسنک کجایی ؟؟؟؟؟
پرستو های مهاجر تشنه اند .

( ما گلهای خندانیم........ فرزندان ایرانیم )

ش : مثل شهرزاد
که دیگر قصه ای برای گفتن ندارد .
مثل شین آباد
که چوپان دروغگویش راست می گفت :
زگهواره تا گور دانش بجوی

آ: مثل آتش ...آتش ....آتش
بابا آب.....
بابا آب....
بابا آب ...آب ....آب .... آب
بابا آتش ....بابا آتش.....بابا آتش

دهقان فداکار
پیراهنت را خاموش کن
کبری تصمیم جدیدی گرفته است .
( آباد باشی ای ایران ...... آزاد باشی ای ایران )

محمد حمزه ای
 
 
 

Balatarin