Advertise here

حاکمیت دینی و اشکالات آن در ایران

Balatarin

حاکمیت دینی (به انگلیسی: تئوکراسی) به نوع خاصی از حکومت گفته می‌شود که در آن اصالت به قوانین دینی و فرد روحانی داده شده‌است، و نوعی حکومت است که در آن «خدا» مبنای سیاسی یک مملکت است و مملکت توسط نمایندگان مدعی خدا در رأس امور اداره می‌گردد. طرفداران این نوع از حکومت از آن با عناوینی چون «نظام دین‌سالار» و یا «دین‌سالاری» یاد می‌کنند. بدین ترتیب مذهب غالب اصلی‌ترین تعیین‌کنندهٔ خط و مشی اداره جامعه در نظام دین‌سالار است... امروزه، از میان ۱۹۲ عضو سازمان ملل متحد، ایران تنها کشوری است که بنا و اساس آن بر مبنای دین‌سالاری می‌باشد... مواردی از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران صراحتا به اسلامی بودن نظام و قوانین اشاره دارد. قانون اساسی عربستان سعودی نیز برپایه قوانین اسلامی یا شریعت نوشته شده است.

جمهوری اسلامی نام رژیم سیاسی حاکم بر برخی کشورهای اسلامی است. این کشورها عبارتند از افغانستان، ایران، پاکستان در خاورمیانه و موریتانی در آفریقا.

آچه یکی از استان‌های کشور اندونزی است که در نوک شمالی جزیرهٔ سوماترا واقع شده‌است. بیش‌ترین سهم مسلمانان در سطح کشور  اندونزی در آچه بوده و این استان توسط قوانین اسلامی اداره می‌شود.

مقصود از "حکومت دینی" چیست؟ حداقل سه معنا ممکن است از "حکومت دینی" اراده شود، ١ - حکومتی که تمام ارکان آن بر اساس دین شکل گرفته باشد.  ٢ - حکومتی که در آن احکام دینی رعایت می شود. ٣ - حکومت دینداران و متدینان.
از میان اشکال مختلف حکومت ،"حکومت دینی" به معنای دوم اضطراراً پذیرفته می شود. برای "اضطرار" به این مثال توجه کنید. از نظر فقه اسلامی خوردن گوشت مرده حرام است. لکن اگر مسلمانی در شرائطی قرار گرفت که بخاطر گرسنگی مشرف به مرگ است و مقداری گوشت مرده در اختیار اوست. در اینجا فقها به استناد ادله ی شرعی فتوا می دهند که خوردن گوشت مرده به مقداری که از مرگ نجات پیدا کند جایز است دراین صورت گفته می شود چنین شخصی مضطرّ به خوردن گوشت مرده است. در بحث کنونی هم در شرایطی که تحقق حکومت دینی واقعی امکان ندارد مسلمانان مضطر هستند که حکومتی را تشکیل دهند که "دینی" به معنای دوم است. پس در هر شرایطی نمی توان حکومت دینی به معنای دوم را تجویز کرد همانگونه که خوردن گوشت مرده در هر شرایطی تجویز نمی شود. اگر مردم اضطرار داشته باشند در آن هنگام می توانند به حکومت دینی به معنای دوم اکتفا کنند. چرا که در حکومت دینی به معنای دوم تا حدودی احکام الهی اجرا می شود و همین اندازه بهتر از حکومتی است که مطلقاً اعتنایی به احکام الهی ندارد

آسیب شناسی حکومت دینی از منظر نهج البلاغه : هر منکر یا نابهنجاری در سطح جامعه به سه عامل وابسته است: شخص بزهکار، نهادهای مدنی همچون خانواده، مربیان و تبلیغات عمومی و حکومت. آسیب در نحوه عملکرد حاکمان و مدیران، جدا از بحرانهای اجتماعی و اخلاقی که می‌آفریند، به طور ناخودآگاه به آسیب در دین هم منجر می‌شود. در این مقال، با توجه به سخنان امام امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام در نهج‌البلاغه و نامه‌های ایشان به والیانش، آسیبهایی در این محورها به عنوان «آسیب حکومت دینی» معرفی می‌شود؛ از قبیل: تلقی از حکومت، ضرورت وجود حکومت، خواستگاه حکومت، سلوک شخصی مدیران و مسئولان، توجه به هدف عدالت اجتماعی در سلوک اجتماعی حاکمان، انتخاب مدیران نالایق و ناکارآمد و...

عبدالعزیز مولودی می نویسد: مشروعیت قدرت معمولا در هر جامعه ای  از سئوالات اولیه برای حاکمیت سیاسی است.این امر در جهان معاصر به اعتبار نظریه دمکراسی و دولت دمکراتیک، به یکی از پایه های قدرت و حاکمیت سیاسی تبدیل شده است، تا جاییکه حتی دولتهای توتالیتر موجود نیز در تلاش برای کسب مشروعیت به هر وسیله ای توسل می جویند. در یک دولت صرف دینی برآمده از انقلاب مانند تجربه ایران بعد از انقلاب نیز به ناچار مسئله مشروعیت مطرح می شود. در پاسخ به سئوال ازمبنای مشروعیت حاکمیت سیاسی در ایران مانند همه نظامهای مشابه با طرح اینکه چه کسی باید حکومت کند(آنچه که برای افلاطون مسئله بود) به سئوال پاسخ داده می شود یعنی بدون توجه به نوع نظام، برمشروعیت حاکم تاکید می شود؛ در حالیکه نظریه ی دمکراسی با طرح سئوال از اینکه چگونه باید حکومت کرد، مسئله اش مشروعیت حاکمیت و نظام سیاسی است(آنچه برای ارسطو مسئله بود).دیگر در این چهارچوب خیلی مهم نیست که چه کس یا کسانی حکومت می کنند. به همین دلیل است که می توان گفت نظریه ولایت فقیه در جمهوری اسلامی ایران، نظریه ای برای بیان و توجیه "چه کسی در جمهوری اسلامی باید حکومت کند" است تا اینکه "چگونه بایدحکومت کند". از مهم ترین پیامدهای دولت صرف دینی، ایجاد و ارائه تفسیر رسمی از دین است.به عبارت دیگر یک نوع نگرش خاص به دین (مطابق نظر گروه حاکم) مورد قبول قرار می گیرد و غیر آن رد و با دارندگان دیدگاه های دگراندیشانه برخورد می شود.از آثاربعدی این ویژگی، متکی شدن قدرت و قدرتمندان به مبانی الهی و آسمانی قدرت و بی نیازی ازقدرت اجتماعی جامعه است.هرچند برای ظاهر مشروعیت هم که باشد، انتخابات برگزار می شود ولی نه برای انتخاب حاکم، بلکه در محدوده ای پایین تر از آن، حق انتخاب کانالیزه شده به مردم داده می شود. چنانکه گفته شد، نظریه مذکور بیانگر چگونگی حکومت کردن نیست از این روست که بسیاری از مسائل دینی مردم،مخصوصا مذاهب اسلامی اهل سنت و ادیان دیگر(پذیرفته شده و نشده) با مشکلات جدی روبرو شده و می شود

محمد جلالی چیمه (م. سحر) می نویسد: حاکمان جدید، ارزش‌های ملی و بنیادینِ تاریخ و فرهنگ ایران را به «شیعه‌گری» و آنهم به گزارش و قرائت خاصی از «تشیعِ صنفی ملایان» (بدعت ولایت فقیه)، تنزل داده و باتکیه بر ماشین هیولایی دولتِ تمام خواه و به پشتوانِ زور عریان ونیروی ویرانگر حاکمیت دینی و بهره ور از قساوت بی‌حد و مرز پلیسی نظامی، به صاف کردن و آسفالت هویت و فرهنگ و مدنیت ایرانیان پرداخته وکشور ما را به اعماقِ مغاک ِتک صدایی شیعی سوق داده و به مسیر دردناک زوال وانحطاط بی‌بازگشت هدایت کرده‌اند... «اسلام عزیز» خمینی در دوران محمدرضا شاه نه تنها در خطر نبود بلکه آبرومند‌ترین لحظه‌های عمر دراز خود را در کشور ما سپری می‌کرد. این یک حقیقت است که طی هزار و چهارصد سالی که از ورودِ دین عرب بر ایران گذشته ، هرگز زبان مخالفان و منتقدان و تسخر زنان بر ضد اسلام و به طور کلی در ضدیت با ادیان اینگونه تیز و بازگشوده نبوده است و البته می باید این واقعیتِ« اسفناک» ـ برای برخی ـ یا « فرخنده» ـ برای برخی دیگرـ را سوغات «امام»ی شمرد که به خیال امامانهء خودش آمده بود :«تا معنویت ایرانیان را بالا ببرد!» [نقل از خمینی]. در آن روزگاران دین و ایمان دینی مؤمنان ایرانی سر جای خودش بود و هیچ شبروِ کافرکیشی در کشور ما بر کاروانِ تدیّن شبیخون نزده بود و مراجع شیعی در منتهای حیثیتِ روحانی و اجتماعی خود آبرویی داشتند و اینگونه که امروز می‌بینیم آلودهء متاع دنیاوی نبوده و از آن بد‌تر دست و دستار به خونِ مردم بی گناه (از کودک و زن گرفته تا جوان و پیر) ایران نیاغشته و مقامات معنوی خود را به قساوت و بیداد و غارت و قتل نیالوده بودند

محمود خادمی می نویسد: آخوندهائی که با نام اسلام و انقلاب به قدرت رسیدند و در کسوت مدعیان دین و نجات انسان و ایمان بر سر کار آمدند و اینک بیش از سی سال است که بنام دین و پیغمبر پنجه خونین خود را قبل از همه در مقدسات و محرمات دین فرو کرده اند و خدا و پیامبر و مقدسات دینی را سکه یک پول کرده اند ؛ بیشترین صدمات را به دین وارد کرده اند . در رابطه با کسب قدرت سیاسی بنام دین چه خوب است به خاطره ای از مرحوم آیت الله منتظری از دوران زندان در زمان شاه اشاره کنم ؛ وی می گوید زمانیکه با مرحوم طالقانی هم سلول بوده است ( نقل به مضمون می باشد ) : در یکی از شب های سال ۵۶ ؛ طالقانی در سلول قدم می زد و تند و تند سیگار می کشید ؛ بوی گفتم چرا نمی خوابی ؟ گفت : مگر نمی بینی ؟ مگر نمی شنوی صدای مردم را ؟ انقلاب دارد پیروز می شود . بوی گفتم چه بهتر ؛ گفت : چرا متوجه نیستی ؛ شاه می رود و مردم به ما مراجعه می کنند . ما مملکت داری بلد نیستیم و این باعث می شود که مردم همین یک ذره ایمان را هم که دارند از کف بدهند... بعدها طالقانی ترک طبقه کرده و یا بعبارتی دست به هجرت طبقاتی زده بود و دیگر سنخیّت چندانی با روحانیون و همقطاران خود نداشت . خمینی و دیگر آخوندهای حاکم بدلیل همین ناسازگاری با وی بود که در همان اوائل انقلاب با برنامه ریزیِ مرگ وی ؛ این مزاحم جدی را از سر راه خود برداشتند

 

درگير شدن دين در حوزه حاکميت و محدوديت ها و رقابت هاي حکومتي و مشکلات اداره کشور که از عهده قوانين ديني مسلما خارج بود، نه تنها به از دست دادن بخش قابل توجهي از حمايت اجتماعي مردم مسلمان از حاکميت ديني و رهبران مذهبي منجر شد، که در تاريخ معاصر ايران به شديد ترين درگيري ها و مقابله هاي کم نظير ميان مراجع تقليد و رهبران ديني در کشور نيز انجاميد. اندکي پس از استقرار نظام ديني، اختلافات درون روحانيت به اوج خود رسيده و در اين مقابله تني چند از مراجع مورد احترام جامعه اسلامي از جمله آيات عظام آقايان شريعتمداري، قمي، شيرازي و سپس منتظري خانه نشين گرديده و مورد بي احترامي قرار مي گيرند. تعداد قابل توجه ديگري از علما نيز از جمله بزرگترين مرجع شيعه آيت الله خوئي و آيات عظام آقايان گلپايگاني، مرعشي نجفي، طاهري و چند تن ديگر نيز مورد بي مهري و بي توجهي صريح واقع شدند و در مواردي اعتبار شرعي و حوزه اي آنها نيز مورد حمله قرار گرفت و شخصيت روحاني آنها در جامعه خدشه دار گرديده و مورد سوال واقع مي شود. اين اختلافات و مقابله ها که در نوع خود در جامعه روحانيت شيعه بي نظير مي باشد، در واقع به نهاد مذهب در جامعه خساراتي وارد آورد که صرفا نتيجه شرکت روحانيون در حاکميت کشور است

امروزه با گذشت بیش از ٣٠ سال حاکمیت مذهبی در ایران و علیرغم تصریح قانون اساسی مصوب کشور شاهد رفتارهای تبعیض آمیز، نا برابر و توجیه ناپذیر ماموران لباس شخصی بسیج بجای نیروهای انتظامی و نظامی(بمنظور فرار از ماده ٥٧٠) با اقلیتهای مذهبی هستیم. چرا که گرایش مردم مخصوصا جوانان به سمت مذاهب اقلیت خصوصا صوفیه و مسیحیت به شدت افزایش داشته و بر خلاف اینکه بخش مهمی از بودجه کشور صرف مراکز تبلیغاتی و ارگانهای خاص مذهبی تندرو شیعه می شود اما باز اقلیتهای مذهبی و دگر اندیش بعنوان رقیبی جدی برای رژیم تئوکرات ایران خواب را از ایشان ربوده اند.این امرموجب برخورد سلیقه ای حوزه های علمیه و نیروهای بسیج تحت امر ایشان با دگر اندیشان مذهبی شده است و نشانگر آن است که مذهب در خدمت سیاست تا چه اندازه میتواند خطرناک باشد

مشکلات زنان در جامعه مرد سالار و حاکمیت استبداد دینی با قوانین ضدزن، به حد کافی طاقت فرسا و فلج کننده است. اما این مشکلات و ستم مضاعف در استانی هم چون سیستان و بلوجستان ابعاد نگران کننده تری به خود می گیرد

اینجا ایران تحت حاکمیت سیاه مذهبی اسلامی است

حکومتش،حکومت امام زمان است !
برمبنای قرآن است !
رهبرش ، رهبر مستضعفان جهان است !
قوت غالب مردم ، نان است !
بهای نان به قیمت جان است !
ثروتش برای غارتگران است !
دانشگاهش ستاره باران است !
جای روشنفکرانش ، زندان است !
هرکه فریاد بزند ، از کافران است !
آنچه روز به روز ارزان می شود ، جان انسان است !
آری اینجا ایران است

به نظر شما سایر اشکالات حاکمیت دینی در ایران چیست؟

Balatarin

Comments 10 Pending 0

Sort comments:
AllIranians

All-Iranians Previous Contributions: http://iranian.com/main/member/all-iranians.html ++++++++++ Our greatest glory is not in never falling, but in rising every time we fall: Confucius


گویند خدا خالقِ هستی باشد
بیزار ز خوی ِ خودپرستی باشد
ازچیست که ـ گر خالق هستی ست ـ چنین
معمار بنای ظلم و پستی باشد ؟


گویند خدا خیر ِ بشر می خواهد
وین عالم را رها ز شر می خواهد
گر خیر ِ خداست آنچه می گوید شیخ
او دیدهء کور و گوش کر می خواهد !



گویند خدا عین ِ عدالت باشد
نقلی ست که خالی از اصالت باشد
گر عینِ عدالت است بهر چه بشر
مقهور عداوت و رذالت باشد ؟


گویند خدا خیر ِجهان می طلبد
حق ، جاری و راستی، روان می طلبد
قولی ست خلاف ، ورنه از چیست که شیخ
با نامِ خدا ، زخلق جان می طلبد ؟



گویند : ارادهء خدا در افلاک
از بهرِ بشر ، نبی فرستاده به خاک
گر اوست نبی که شیخ دعوی دارد
دامانِ جهان هماره باد از وی پاک !



آنان که وجودِ عاری از ادراکند
ناپاک تر از هر بد و هر ناپاکند
دستار به سربسته و نعلین به پای
گویند : ارادهء خدا بر خاکند !

.........................................
م.سحر

http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=24504

FriendlyNotes

Friendly Notes Don't walk behind me; I may not lead. Don't walk in front of me; I may not follow. Just walk beside me and be my friend: Albert Camus ============================= Legacy: http://iranian.com/main/member/friendly-notes.html

"خلاصه ی دلایل مخالفت آخوند خراسانی با تشکیل حکومت اسلامی:
حکومت موجب اختلاف بین روحانیون بر سر قدرت می شود و بکلی اعتبار و اعتماد مردم از دین سلب می شود.

* ما مدیران مناسب نداریم لذا در اداره حکومت به مشکل بر می خوریم نتیجتا مردم همه مشکلات را از دین می بیند.

* اشتغال به مسئولیت های سیاسی، روحانیت را از وظیفه ی اصلیشان که فعالیت علمی است، باز می دارد. و این رکود علمی بالاترین ضربه به اسلام است.

*هم اکنون (زمان انقلاب مشروطه در دوران شاهان قاجار) دست آقا زادگان روحانیون در جامعه برای هر کاری باز است که با حاکم شدن روحانیون این فساد و آلودگی بیشتر می شود.

* اگر مردم احساس کنند ما برای قدرت کاری می کنیم حمایتشان از دین کم می شود.

* سیاست با دروغ (ولو مصلحتی) پیوند خورده، اگر روحانیون وارد حکومت شوند بین مردم به عنوان دروغگو شناخته می شوند،نتیجتا مردم دین را دروغ (ولو موجه و مصلحتی) می پندارند.

* کار روحانیت شناخت حقایق و احکام الهی است، علاقه به قدرت و حکومت حجاب فهم می شود و موجب می شود حب و بغض ها را در اظهارات دخالت دهیم که موجب هلاکت می شود"
http://legacy.iranian.com/main/blog/friendly-notes-6


AllIranians

All-Iranians Previous Contributions: http://iranian.com/main/member/all-iranians.html ++++++++++ Our greatest glory is not in never falling, but in rising every time we fall: Confucius

Jenab-e Friendly Thank you for the links. You may also like to view this
ملکیان درنشریه علوم سیاسی بازتاب اندیشه درباره مضار و منافع حاکمیت دینی نسبت به دینداری مردم
سخن گفته است
به نظر وی حاکمیت دینی با دموکراسی قابل جمع نیست، مشکل روشنفکران دینی این است که یکدیگر را نقد نمی‌کنند و از سلوک معنوی قوی بی‌بهره یا کم‌بهره‌اند
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/37937

FriendlyNotes

Friendly Notes Don't walk behind me; I may not lead. Don't walk in front of me; I may not follow. Just walk beside me and be my friend: Albert Camus ============================= Legacy: http://iranian.com/main/member/friendly-notes.html

"آنچه که قرار بود تا به نام «اسلام عزیز»، درجایگاه یک نظام سیاسی، بنیان‌های تاریخی ایران را وارون سازد و در لباسِ فقیه شیعی بر تخت سلطانی تکیه زند، هیولای شترگاوپلنگی بود که هیچ پیشینهء تاریخی نداشت و هرگز نشانه‌ای و نمونه‌ای و مُدلی و صورت مثالینی ازآن درتاریخ ایران عرضه نشده بود و از آنجا که تنها دستمایه اوراق وسرگرمی اذهان تعدادی از حوزه نشینان کهنه اندیش قم یا نجف و معدودی از ملان یا مکلایان اسلامیست یا گروهی از بازماندگان عوامل تروریستی «فدائیان اسلام» بود، جایی در ذهنیت و فرهنگ ملی ایرانیان نداشت و ازهیچ توجیه سیاسی، اجتماعی، فرهنگی برخوردار نبود و حتی در میان مراجع موجه دینی نیز فاقد توافقِ نظری و مشروعیت مذهبی بود.
در تشیع اثنی عشری حکومت حق امام غایب بود و نه فقیه!
زیرا امام غایب، هرگز بر طبق هیچ سند شرعی یا غیر شرعی این حق را به اَحدی از مُدّعیان نمایندگیِ خود تفویض نکرده بود"
http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=24395

AllIranians

All-Iranians Previous Contributions: http://iranian.com/main/member/all-iranians.html ++++++++++ Our greatest glory is not in never falling, but in rising every time we fall: Confucius

سوال : اشکال اصلی حاکمیت دینی چیست؟

FriendlyNotes

Friendly Notes Don't walk behind me; I may not lead. Don't walk in front of me; I may not follow. Just walk beside me and be my friend: Albert Camus ============================= Legacy: http://iranian.com/main/member/friendly-notes.html

"مشکل اصلی این است که نمی‌دانیم رژیم چیست. اگر رژیم این است که یک نفر فقط حق دارد همه چیز بگوید و همه موظفند حرف او را گوش کنند و به تعبیرهای آقایان کسی حق ندارد مبانی تصمیم ایشان را سوال کند و با وجود ادعاهای گزاف و تاسف‌انگیزی که می‌گویند ایشان از آسمان الهام می‌گیرد، بدون تعارف این رژیم باید سرنگون شود"
http://radiokoocheh.com/article/170260

FriendlyNotes

Friendly Notes Don't walk behind me; I may not lead. Don't walk in front of me; I may not follow. Just walk beside me and be my friend: Albert Camus ============================= Legacy: http://iranian.com/main/member/friendly-notes.html

Dear All-Iranians Thank you for the note and the link. "In these days, most anti-censorship and anti-filtering tools don’t work properly in Iran, because the Mullahs tighten filtering, blocking and monitoring the internet with the help of the West". Read more: http://beforeitsnews.com/middle-east/2012/12/war-on-internet-global-problems-lonely-iranians-2446534.html

FriendlyNotes

Friendly Notes Don't walk behind me; I may not lead. Don't walk in front of me; I may not follow. Just walk beside me and be my friend: Albert Camus ============================= Legacy: http://iranian.com/main/member/friendly-notes.html

Dear Zendanian
Thank you for your informative and educational note. Among those factors that you wrote, it seems Sepah e Paasdaran is the most dangerous one. Here is a link to the various activities of that organisation in Iran and abroad: http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%87_%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C

AllIranians

All-Iranians Previous Contributions: http://iranian.com/main/member/all-iranians.html ++++++++++ Our greatest glory is not in never falling, but in rising every time we fall: Confucius

دولت دینی در ایران برای مقابله با رشد روز افزون نارضائی و جلوگیری از تبادل اطلاعات از طریق شبکه های اجتماعی، شعار مبارزه با جنگ نرم را مطرح کرده است.
http://bamschad.wordpress.com/2012/01/18/1086/

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

"یادداشتهای دوستانه" گرامی، با سلام و سپاس از مطرح کردن یکی از مهمترین مشکلات کشور عزیز ما در این بلاگ .
راستش از "اشکالات" این حکومت گفتن و نوشتن روی مثنوی هفتاد من کاغذ را هم سفید میکنه!
یعنی بدون هیچ اغراقی تا فردا صبح همینجوری میشود اشکالات آنرا بر شمرد: این حکومت نه تنها مسئول از بین رفتن آزادی های فردی و اجتماعی، حرمت و عزت تک تک هفتاد و چند میلیون ایرانی است، بلکه محیط زیست در کل ایران را نیز با بی کفایتی و عدم صلاحیتتش دارد بر باد میدهد.
و محیط زیست پدیده ی است که چنانکه یک بار بصورتی جدی صدمه ببیند و یا متلاشی شود، جایگزینی و ترمیم آن اگر غیر قبل ممکن نباشد، بسیار سخت، پیچیده، پرهزینه، طولانی و درازمدت میباشد.
از نابودی دریاچه ارومیه تا آتش سوزی های مکرر (قابل اجتناب) در جنگلهای ایران، تا آلودگی و مرگ آور شدن جو و هوای استنشاقی و آب آشامیدنی در شهرهای بزرگ ایران، متلاشی شدن تدریجی و گسترده ی محیط زیست در ایران پدیده ی کلانی است که متاسفانه ما هنوز آنچنان که باید و شاید بدان نپرداخته ایم.
اما با اجازه شما میخواهم مقداری بیشتر به دیگر خصوصیات ویژه این رژیم بپردازم و اینکه چرا و چگونه تا بحال توانسته است که سه دهه به حیات ننگین خود (با وجود تمامی مشکلات) ادامه دهد.
- خصلت رانتیر دولت در ایران: بدون بیش از حد آکادمیک کردن این بحث، دولت رانتیر به زبان ساده یعنی دولتی که برای درآمد و مخارج خود به جای اخذ مالیات از شهر وندان، متکی به معادن و ذخیرهای طبیعی میباشد ( چنین ذخیرهای طبیعی میتوانند، طلا، الماس، زغال سنگ، گاز، نفت،... باشد) که برای ما در ایران آنها شامل نفت ( که نفت ایران از مرغوبترین و با کیفیتی طبیعی بالا است) و گاز میباشد. چنین منبع سرشار درآمدی نه تنها دولت را به مقدار بسیار زیادی از لحاظ مالی مستقل از شهر وندانش میکند، بلکه خود این استقلال ملی دولت و طبقه حاکمه پیش درآمدی میشود بر خصلت استبدادی و غیر-دموکراتیک آن در مقابله با جامعه مدنی کشور. همانگونه که در هر دو رژیم های سلطنتی و اسلامی شاهد آن بوده ایم.
- خصلت پادگانی دولت: در جمهوری اسلامی پس از پایان جنگ ایران و عراق، و بر مبنای سیاستهای رفسنجانی برای "بازگشایی" و "سازندگی" اقتصاد کشور و "درآمد ساختن" ارگانهای دولتی، عملا دست و بال "سپاه پاسدارن" بمثابه یک ارگان مستقل اقتصادی در کشور آغاز گشت. این فرایند اکنون در تکامل خود به جای رسیده است که سپاه عملا برترین و قویترین نهاد اقتصادی در کل کشور میباشد، و هیچ نهاد، ارگان و وزارت خانه دیگری توانایی رقابت و مقابله با آن را ندارد.
از آنجایی که این نوشتار مقداری طولانی شد، با اجازه شما ادامه این مبحث را به دیگر دوستان و خوانندگان واگذار میکنم، و سپاس مجدد از طرح این مقوله کلیدی و استراتژیک در این سایت.
موفق و پیروز باشید.