Advertise here

داستان یک رستاخیز سه ساله

Balatarin

 

 

تهران - کاخ نیاوران - ۱۱ اسفند ۱۳۵۳ - ساعت ۱۵ -  در یک کنفراس مطبوعاتی رادیو تلویزیونی‌ غیرمنتظره که دو ساعت به طول انجامید, شاه به انحلال "احزاب و تشکل‌های سیاسی" فرمان داد و تاسیس حزبی واحد را اعلام کرد که «حزب رستاخیز ملت ایران» نام گرفت.  

 

او در این کنفرانس اعلام کرد:: "کسی که وارد این تشکیلات سیاسی نشود و معتقد و مومن به این ۳ اصل کلی که من گفتم ( قانون اساسی، نظام شاهنشاهی و انقلاب ششم بهمن ) نباشد، دو راه برایش وجود دارد: یا یک فردی است متعلق به یک تشکیلات غیرقانونی یعنی باصطلاح خودمان توده‌ای. یعنی باز باصطلاح خودمان و با قدرت اثبات، بی‌وطن. او جایش یا در زندان ایران است، یا اگر بخواهد فردا با کمال میل بدون اخذ حق عوارض، گذرنامه را دستش می‌گذاریم و به هر جایی که دلش می‌خواهد برود، چون ایرانی که نیست، وطن که ندارد و عملیاتش هم که قانونی نیست، غیرقانونی است و قانون هم مجازاتش را معین کرده است. یک کسی که توده‌ای نباشد بی‌وطن هم نباشد ولی به این جریان هم عقیده‌ای نداشته باشد، او آزاد است، به شرطی که بگوید، به شرطی که علنا و رسما و بدون پرده بگوید که آقا من با این جریان موافق نیستم ولی ضد وطن هم نیستم. ما به او کاری نداریم... هر کسی مردانه باید تکلیف خودش را در این مملکت روشن بکند، یا موافق این جریان هست یا نیست."

 

 به اين ترتيب شاه ناگزير شد از ادعاهاي هميشگي خود در تبليغ ” حكومت چند حزبي “ و نكوهش ”حكومت‌هاي ديكتاتوري تك حزبي“ دست بردارد و تثبیت قدرت خود را در نظام تک‌حزبی جستجو کند. 

 

حزب رستاخیز توسط دو گروه بسیار متفاوت طراحی شده بود. گروه نخست از کارشناسان جوان علوم سیاسی و دارندگان درجه دکترا از دانشگاه‌های آمریکایی تشکیل می‌شد که طبق نظریه ساموئل هانتینگتون، استاد علوم سیاسی ، اعتقاد داشتند که تنها راه رسیدن به ثبات سیاسی در کشورهای در حال توسعه، ایجاد حزب دولتی منضبط است. گروه دوم را "کمونیست‌"های سابق تشکیل می‌دادند که در اوایل دهه ۳۰، به دلیل همکاری با رژیم، از حزب توده اخراج شده بودند و معتقد بودند تنها سازمانی با ساختار لنینیستی می‌تواند توده‌ها را بسیج کند. شاه در کتاب خود "پاسخ به تاریخ" در این مورد می‌گوید: "ما معتقد هستیم همه مردم ایران باید برای رسیدن به هدف‌های ملی که سعادت و آسایش فرد فرد ما را تامین خواهد کرد متحد باشند و در یک جهت حرکت کنند، همه کوشش‌‌ها باید در راه پیشرفت کشور باشد، نه خنثی کردن تلاش‌های یکدیگر. در نظام چند حزبی امکان تفرقه و تشتت بسیار است. هر گروه که در حزبی هستند با دیگران بر سر کسب قدرت و به دست گرفتن حکومت ستیز و دعوا دارند. هر گروه می‌خواهد حرف‌های خودش را به کرسی بنشاند و در نتیجه اختلافات به وجود می‌آید. در حالی که در حزب رستاخیز از جنگ گروهی خبری نیست."

 

۱۰ روز پس از تشکیل حزب, خمینی که در تبعید  به سر می‌برد، طی پیامی عضویت در آن را حرام عنوان کرد: "نظر به مخالفت این حزب با اسلام و مصالح ملت مسلمان ایران، شرکت در آن بر عموم ملت حرام و کمک به استیصال مسلمین است."
 
 هرچند هدف حزب رستاخیز نهادینه کردن بیشتر حکومت سلطنتی و فراهم ساختن پایگاه اجتماعی گسترده‌تری برای آن بود، عملکردها و دستاوردهایش,  با آن اهداف به شدت تعارض پیدا کرد, و در نتیجه رژیم تضعیف و نارضایتی اقشار مختلف جامعه شدیدتر شد. اعلان جنگ حکومت علیه بازاریان، مخالفان میانه رو و حتی روحانیون غیر سیاسی را نیز به آغوش مخالف نافرمان رژیم، خمینی (که به زبان آنان سخن میگفت) انداخت و آنان امکانات مالی بسیار و یک شبکه سازمانی گسترده را در اختیار خمینی قرار دادند. بازاریان همچنین، پشتیبانی مالی بسیاری از اعتصاب‌های دانشجویی و بعد از آن اعتصاب‌های گسترده کارگری و همچنین حمایت مالی خانواده‌های کشته‌شدگان درگیری‌های سال ۵۷ را برعهده گرفتند.
 

به این ترتیب شاه که در اسفند ۱۳۵۳ با ناتوان خواندن احزاب ایران نوین و مردم  توانست زمینه تاسیس حزب رستاخیز را به وجود آورد، در اردیبهشت ۱۳۵۷ صراحتا از عملکرد حزب رستاخیز اظهار نارضایتی کرد و تأکید نمود این حزب به اهدافی که او برایش در نظر گرفته بود، نرسیده است. شاه در کتاب "پاسخ به تاریخ" راجع به حزب رستاخیز نوشت: "بدبختانه، غلط بودن فکر ایجاد این حزب در عمل به اثبات رسید. حزب رستاخیز نتوانست به هدف‌هایی که به خاطرش ایجاد شده بود نائل شود."

 

حزب رستاخیز ملت ایران سه سال پس از تشکیل به عنوان یکی از پایه‏ های رژیم مورد حملات مخالفین قرار گرفت و سرانجام در پائیز ۱۳۵۷ - چند ماه پیش از سقوط رژیم سلطنتی-  به فرمان موسس  خود برچیده شد.

 

Balatarin

Comments 20 Pending 0

Sort comments:
Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

"His only luck was having Khomeini as successor."
Simply brilliant.

maziar58

maziar 58 Maziar

Sep.22.1980
If Instead of Saddam; Iran was attacked by Babrak Karmel (hint Communist) We may Not be where we're Today.

maziar58

maziar 58 Maziar

It was all planned and written By the West That scenario of a civilized Nation
In the Middle of all Sand Niggers(Arabs and all) For Iran And the SADEH
Bought it And lost the Whole Nation to the ..........

MRX2412

MRX2412

Its easy to seat down in 2013 and judge actions of the past and blame this and that.....
I believe the purpose of having one party (shortsighted I know) was to put all the energy and effort into one entity to get things going because time after time it is shown that we Iranians fail in team work and cooperation, so chances are if we had diverse parties out there back then they will be banging at each others head instead of doing some thing constructive!
Even in many modern places in the world you only find two parties effectively running countries.
This is all in the past though, the question is how the future is going to pan out.

maziar58

maziar 58 Maziar

Back in 1353 I was a junior in High school And could care less.......
To all the not mention Name less ..........
Y'all could GO BACK to that Beautiful land of Opps.These filthy Mollahs have created.

G.Rahmanian

G. Rahmanian

The sort of inoculation Iranians needed most was inoculation against religious beliefs.

faramarz

Faramarz

The late Shah was our best chance for a reform to democracy like Chile, Argentina, Brazil, Spain, Greece or Turkey. But our rage got in the way and we decided to go with the unknown behind the black curtain.

M.Razavi

mohamad razavi

Each time I see a blog on this site attacking Shah, it makes me feel like vomiting Not that I support him. But because It gives oppurtunity to grumpy old men like shazdeh asdola who inside his own blogs acts like a little dictator, attacking , deleting and blocking any comments with slightest difference with his own or void of praise for himself, to come out and start screaming foul while just today we had the news of up to 10 poor esfahani farmers being killed by regime forces because they were asking for.... wait for it.....WATER!!!!!

ShazdeAsdolaMirza

Shazde Asdola Mirza Iranian.Com is not a place for freedom of expression anymore, therefore, I have stopped commenting here. My archived stories are at: http://iranian.com/main/member/shazde-asdola-mirza.html

The late Shahanshah basically Rid Be Mamlekat va Farar Kard Raft.
He was even 10 times less than Saddam ... less than Mobarak ... less than even Ghazafi.
He was a stupid, insecure, foolish clown.
Iran owes nothing to him and his band of thieves and torturers.
His only luck was having Khomeini as successor.

ShazdeAsdolaMirza

Shazde Asdola Mirza Iranian.Com is not a place for freedom of expression anymore, therefore, I have stopped commenting here. My archived stories are at: http://iranian.com/main/member/shazde-asdola-mirza.html

The piece of shiite fruit basket ruined Iran ... spit on his grave!

ShazdeAsdolaMirza

Shazde Asdola Mirza Iranian.Com is not a place for freedom of expression anymore, therefore, I have stopped commenting here. My archived stories are at: http://iranian.com/main/member/shazde-asdola-mirza.html

We were living our lives, drinking our tea, and eating our yogurt ... until that stupid SOB started to create his own Personality Cult ... aka Shahanshahi everything ... my way or highway!
People had let go of that idiotic Shah, but he couldn't let go of the people, and let us live.
One day was the change to the Shahanshahi calendar.
Next day was the Rastakhiz party forceful membership.
Then it was the Grand Civilization and the even grander hyper inflation.
The SOB was looking for his demise ... wanted to be fecked ... was itching for a big one!