Your search criteria matched a total of 13 result(s).

خواب : در زنجیری از سروده ها

  ١ - در برخی سروده های کهن زیر خاک اندرونت ، باید خفت گرچه اکنونت ، خواب بر دیباست : رودکی   دلش ، گشت پربیم و سر ، پرشتاب وز او دور شد ، خورد و آرام و خواب.. : فردوسی   بی همگان به سر شود ، بی‌تو به سر نمی‌شود داغ تو دارد این دلم ، جای دگر نمی‌شود دیده ی عقل ، مست_ تو ، چرخه ی چرخ ،پست_ تو گوش_ طرب به دست_ تو ، بی‌تو به سر نمی‌شود جان ز تو جوش ... Continue reading »

چرا به جای آنکه اصلاً هیچ چیزی نباشد چیزی وجود دارد؟

در بخش پیش با اشاره به اینکه خدا هم بر‌تر از سؤال نیست، از واقعه‌ای که در سلول‌های انفرادی‌ زندان قصر بر من گذشت، همچنین از رفتن به دادرسی ارتش برای بازپرسی، تک نویسی‌ای که بازپرس نشانم داد و از شک ابتر «روژه مارتن دوگار» و «ژان باروا» و از ابتلای دردناکی که دامنگیرم شد، صحبت کردم. برای تعئین وکیل و دادگاه اول و دوم، چند بار دیگر گذارم به دادرسی ا ... Continue reading »

فروردین : از نگاه برخی سرایندگان این زمانه

     هنگام فرودین که رساند ز ما درود؟ / بر مرغزار دیلم و طرف سپیدرود کز سبزه و بنفشه و گلهای رنگ رنگ/ گویی بهشت آمده از آسمان فرود دریا بنفش و مرز بنفش و هوا بنفش / جنگل کبود و کوه کبود و افق کبود جای دگر بنفشه یکی دسته بدروند/ وین جایگه بنفشه به خرمن توان درود ...:ملک‌الشعرای  بهارملال خاطرم از عقده ی جبین پیداستشرار سینه ام از آه آتشین پیداستص ... Continue reading »

نوروز : در سروده های برخی سخنو ران امروز

دو روز مانده به نوروز ، تهی ترم از جامو شب، دراز تر از طیلسان ضحاک است کجا برم دل را، دلم برای بهاران، بهانه می گیردکجاست گوشه ی میخانه ای و عربده ایکجاست آتش تاکی و دود منکسری!ایا نشسته به معراج دشت های کبودایا زمین اهورا، گذرگه مزدا ، ایا جوانه ی جمایا دیار اوستا ، خانه ی خدای خردایا سلاله ی یعقوب لیث صفاریایا قبایل هم شیون شبانه ی منچه شد که ... Continue reading »

نسیم ها : در سروده های برخی سخنو ران امروز

      به کجا چنین شتابان ؟ گون از نسیم پرسیددل من گرفته زینجا ، هوس سفر نداریز غبار این بیابان ؟همه آرزویم اما ، چه کنم که بسته پایمبه کجا چنین شتابان ؟به هر آن کجا که باشد ، به جز این سرا سرایمسفرت به خیر اما ، تو و دوستی خدا راچو ازین کویر وحشت ، به سلامتی گذشتیبه شکوفه ها ، به بارانبرسان ، سلام ما را : دکتر شفیعی کدکنی   تو مثل خواب نسیمی ، ... Continue reading »

یاد نامه ها : ٤ - یاد نامه ی فريدون توللی

  ماجرای زندگی او : فريدون توللي در سال ١٢٩٨ ، در شيراز به دنيا آمد. اقوام فريدون توللي در عصر صفويه از ماوراء ارس به خطة پارس كوچ كردند و در دوران زنديه ، به سود پايه گذران این سلسله ، در بسياري از جنگ ها شركت جستند. پدر فريدون توللي ، جلال توللي بود كه از اعيان خطة پارس و سالار قبيله ی توللي و خزانه دار ابراهیم قوام شیرازی (قوام الملك) بشمار مي ... Continue reading »

همنشین بهار: زندان قزل قلعه با حوض و بید مجنونش

در بخش پیش به ملاقات در زندان قصر و گفتگو با فدایی فرهیخته «یوسف کشی زاده» پرداختم. از حاج پیاده، یحیی رحیمی، فریدون شایان و خالق کلیدر (محمود دولت آبادی) هم گفتم. بعداً دوباره به زندان قصر برمی گردم. در این بخش به زندان قزل قلعه می‌پردازم. زندان قزل قلعه یا «قزل قلاع» (قلعه سرخ)، که از جمله یادمان‌های ستم و بیداد‌ بود و در حمام آن دهها انسان شریف ... Continue reading »

اشاراتی به بیست و دوم بهمن : در زنجیره ی سروده‌ها

    قرن ما ، روزگار مرگ انسانیت است سینه ی دنیا ز خوبی ها تهی است صحبت از آزادگی ، پاکی ، مروت ، ابلهی است صحبت از موسی و عیسی و محمد نابجاست قرن موسی چمبه هاست روزگار مرگ انسانیت است من که از پژمردن یک شاخه گل از نگاه ساکت یک کودک بیمار از فغان یک قناری در قفس از غم یک مرد در زنجیر ، حتی قاتلی بر دار اشک در چشمان و بغضم در گلوست وندرین ایام ... Continue reading »

دکتر کریم سهرابی و اشعار او

  دکتر کریم سهرابی ، پزشک و شاعر ایرانی مقیم شهر فرزنو واقع  در ایالت کالیفرنیا ی آمریکاست. وی متولد ۱۳۲۰ خورشیدی (۱۹۴۱ میلادی) و اهل قصرشیرین از شهرستانهای استان کرمانشاه است. واژه ی "یاغی" ، تخلص او در شعر می باشد.شاعره ی سخن شناس پیرایه یغمایی در مورد "منزل سیمرغ" که  یکی از غزلیات بسیار جالب دکتر کریم سهرابی است ، این چنین اظهار نظر کرده است: ... Continue reading »

 1  2