شورای ملی صلح؟

واقعا چه تفاوت بنیادین بین جنبش های مترقی صلح در سراسر جهان مانند” شورای جهانی صلح” با “شورای ملی صلح!” که به ابتکار خانم شیرین عبادی ، دکترابراهیم یزدی و یاران نزدیک آنها بنیانگذاری شده ، وجوددارد؟  

“شورای جهانی صلح” در ماه آوریل همایش سالانه خود را در کاراکاس پایتخت ونزوئلا برگزار کرد. شناخت در مورد این جنبش جهانی، نحوه عملکرد، راهبردهای پیشنهادی جهت  استقرار صلح عادلانه در جهان برای فعالین جنبش ضد جنگ و صلح طلب ضروری میباشد. با مقایسه اهداف این شورا که عمدتا با نگاهی عمیق و ریشه ای به دلایل بروز جنگ ها می پردازد بابرخی گروه های ” صلح طلب و ضد جنگ! “که  با نگرشی سطحی و در بسیاری موارد عوام فریبانه به مسئله جنگ و صلح نگاه میکنند بسیار مفید خواهد بود. فعالین ضد جنگ باید بتوانند با اتخاذ سیاستهای اصولی در راه رسیدن به صلح واقعی و دائمی مبارزه موثری را دامن بزنند.

شورای جهانی صلح که فعالیت خود را از سال 1949 آغازنموده است، یک جنبش بین المللی ضد امپریالیست، دمکراتیک ومستقل، میباشد ودارای پایگاه در بیش از یکصد کشور جهان میباشد.” شورای جهانی صلح” به عنوان بخش لاینفک جنبش جهانی صلح ودر هماهنگی با سایر جنبش های ملی و بین المللی فعالیت میکند.  

اهداف این شورا به قرار زیر است :

1-مخالفت با جنگ های امپریالیستی و اشغال کشورهای مستقل و ملی .

2- جلوگیری از تولید سلاحهای کشتار جمعی و پایان دادن به افزایش تسلیحات، برچیده شدن پایگاه های نظامی و خلع سلاح جهانی تحت نظارت کنترل موثرجهانی .

3- ریشه کن کردن هرنوع سیاست های استعماری و استعماری جدید، و هرنوع فرم تبعیض نژادی ، جنسی و نژاد پرستی.

4- احترام به حقوق ملت ها و استقلال از ضروریات اساسی  برقراری صلح میبا شد.

5- احترام به مرزهای کشورها .

6- عدم دخالت در امور کشورهای جهان .

7- برقراری روابط تجارتی با کشورها بر مبنای سود مشترک و روابط فرهنگی و دوستی بر مبنیای احترام متقابل .

8- همزیستی صلح آمیز با کشورهایی که سیستم های سیاسی متفاوتی دارند.

9- مذاکره به جای استفاده از زور در حل مناقشات بین ملت ها .  

شورای جهانی صلح مصرانه خواهان پایان بخشیدن به اشغال نظامی کشورها بویژه کشورهای تحت سلطه میباشد. همچنین این شورا خواهان توسعه اجتماعی، اقتصادی عادلانه مبنی بر ایجاد یک نظم نوین اقتصادی در جهان میباشد و به دنبال یافتن یک راه حل منصفانه برای حل مسئله ی بدهی های خارجی کشورهای در حال توسعه میباشد. همچنین شورای جهانی صلح معتقد است که حل مسائل امنیتی جهان از بالا و به وسیله قدرت هایی که خود عامل بی امنیتی و بی ثباتی جهان هستند ، امکان پذیر نیست .  

شورای جهانی صلح همگام با دیگر سازمانها و گروههای صلح طلب پیشرو فعالیتهای درخشانی را پشت سر خود دارد از جمله :

فشار بر ایالات متحده و دولت نژاد پرست آفریقای جنوبی برای متوقف کردن پشتیبانی از ضد انقلابیونی که به دنبال سرنگونی حکومت های مشروع آنگولا و موزامبیک بودند .

راه اندازی  اعتراضاتی برای آزادی نلسون ماندلا از جزیره رابینزوکمک به فروپاشی  نظام توحش آمیز آپارتاید در آفریقای جنوبی. سازمان دهی تظاهرات و تجمع های اعتراضی بسیار در مخالفت با مداخلات ایالات متحده در السالوادور، نیکاراگوئه و کلمبیا و حمله به گرانادا و پاناما، اتخاذ موضع محکم در مخالفت با بمباران یوگسلاوی به وسیله ناتو و سازمان دهی اعتراضات گسترده ی مردمی علیه این تجاوزها ، مخالفت با هر دو جنگ اول و دوم علیه عراق وتجاوز به افغانستان ومبارزه برای پایان دادن به اشغال عراق و اعلام همدردی و همبستگی با مردمی که در برابر اشغال بیگانه و حق تعیین سرنوشت خود مقاومت می کنند ، محکوم کردن شدید محاصره اقتصادی علیه کوبا و درخواست به پایان بخشیدن به مداخله های ایالات متحده در امور داخلی این کشور، مخالفت قاطع در جریان کودتای 2002 در ونزوئلا و اصرار براین که دولت ایالات متحده ودیگر امپریالیست ها اقدامات خود برای سرنگونی دولت مشروع و قانونی هوگو چاوز در ونزوئلا را متوقف سازند.

درکنارجنبش مترقی صلح درجهان ما شاهد ظهور انواع واقسام تشکل های ” صلح طلب  و ضد جنگ ” هستیم . پرواضح است که صحبت از صلح طلبی مسلما بهتر از جنگ طلبی است و امید آن میرود که روزی فرا رسد که هیچ انسانی حاضر نشود اسلحه بدست بگیرد و به جنگ برود. اما تاریخ بشر نشان داده است که این آرزو عملی نمیشود مگراینکه برای صلح دائم مبارزه اساسی ، ریشه ای و عادلانه  انجام گیرد.

در طی صد سال گذشته بشریت، دو جنگ بزرگ جهانی و صدها جنگ تجاوزکارانه اعم از سرد و گرم را پشت سر گذاشته و در این راستا صدمات جبران ناپذیری را متحمل شده است . از نظر علمی هیچ پدیده ای بی جهت بوجود نمی آید و جنگ ها  نیز از این قاعده مستثنی نیستند .

تشکل های عوامفریبانه” صلح طلب و ضد جنک !” به ریشه های علل بروز جنگ نمی پردازند و عاملین اصلی جنگ را قاطعانه افشا نکرده و ترو خشک را با هم میسوزانند. آنها به علت ترس و وحشت از متجاوزین دچاراتخاذ سیاستهای فرصت طلبانه میشوند لذا خواسته وناخواسته به ترمزی در راه رسیدن به صلح واقعی تبدیل میشوند. این تشکل ها به دلیل ماهیت فرصت طلبانه و چه بسا تسلیم طلبانه اشان جنگ افروزان واقعی را تشویق کرده و شرائط را برای برای بازتولید جنگ های تجاوزکارانه و به گردش درآمدن چرخ عظیم و سود آور صنایع عظیم جنگی، آماده میکنند.

در حالیکه محاصره نظامی و تحریم درکنارتهدیدهای شبانه روزی علیه ایران از جانب امپریالیزم و رژیم صهیونیستی بلاانقطاع ادامه دارد،بیکباره تشکلی از این نوع تحت عنوان ” شورای ملی صلح !” موجودیت خود را اعلام میکند.

این شورا با ابتکار خانم شیرین عبادی، آقای دکتر ابراهیم یزدی و جمعی از نویسندگان و هنرمندان  در تاریخ 29 آبان 1386فعالیت خود را آغاز می نماید .

سئوال اساسی این است که آیا “شورای ملی صلح” آنچنان که ادعا میکند در جهت استقرار صلح و جلوگیری از جنگ علیه ایران عمل میکند ؟ برای پی بردن به این حقیقت اشاره ای کوتاه به موضع گیری های سخنگویان اصلی این شورا حائز اهمیت است .

خانم شیرین عبادی در مصاحبه با رادیو فردا به تاریخ دوشنبه 19 نوامبر 2007 اهداف “شورای ملی صلح!” را اینچنین بیان می کنند :  

” آنچه ما میخواهیم و به دو طرف هشدار دهیم ( تاکید از نگارنده ) رعایت حقوق بین المل است . نه آمریکا می تواند و این حق را دارد که در مورد ایران خارج از ضوابط بین المللی عمل کند ونه ایران می تواند دیواری به دور خودش بکشد و بگوید که این کشور با قطعنامه های سازمان ملل کاری ندارد.”

“شورای امینیت سازمان ملل تا کنون دو قطعنامه تحریمی ( بخوان قطعنامه تحمیلی) علیه ایران صادر کرده و از این کشور خواسته تا غنی سازی را متوقف کند ولی دولت ایران همچنان به غنی سازی  ادامه میدهد.(بخوان  مقابل زورگوئی در دفاع از منافع ملی مقاومت میکند ) انرژی هسته ای حق مسلم ما است ولی ما حقوق دیگری هم داریم از جمله زندگی در صلح وداشتن امنیت . پافشاری در مورد یک حق نباید موجب شود ما حقوق دیگر خود را از دست بدهیم” . ( تاکید ازنگارنده )

شیرین عبادی ادامه میدهد :

” قرار است این شورا راههای کاهش تنش نظامی بین غرب و ایران را مورد بررسی قرار دهد.” شعار ما در کمیته موقت صلح این است جنگ نه ، صلح و حقوق بشر آری . آمریکا به دنبال بهانه برای دست اندازی به ثروت ونفت ایران است وما نباید چنین امکانی به این کشور بدهیم و باید به حقوق بین الملل احترام بگذاریم . (تاکید از نگارنده ) متاسفانه گفتمان سیاسی هر دو سو یعنی ایران و آمریکا روز به روز خشن تر می شود ومقامات آمریکایی اعلام کرده اند که گزینه نظامی هنوز روی میز است .”

جملات مشعشعانه بالا به خوبی مشخص میکند که بنیانگذاران “شورای ملی صلح! ” و در راس آنها شیرین عبادی :

اولا ، هشدار مسخره شیرین عبادی به ایران و آمریکا ( یعنی دفاع کننده و تجاوزگر) به یک درجه در ظاهر از یک موضع بی طرفانه نشات میگیرد ولی با کمی دقت متوجه میشویم هشدار ایشان اساسا به دولت ایران است . چرا ؟  زیرا دولت ایران حاضر نیست به زورگوئی دولت بوش ( قوانین بین المللی !) تسلیم شود. به ضعم شیرین عبادی این  دولت ایران است که  قوانین بین المللی مبنی بر تعلیق غنی سازی را رعایت نمیکند. بنابراین هشدار شیرین عبادی به طرف آمریکائی در رعایت نکردن قوانین بین المللی تنها یک ریاکاری برای پوشاندن حمله شیرین عبادی  به دولت ایران وتجویز نسخه بوش مبنی تحمیل بر تعلیق غنی سازی به ملت ایران میباشد. نتیجه گیری بسیار روشن است صلح مورد نظر  شیرین عبادی یعنی اجرای اوامر کاخ سفید از جانب دولت و ملت ایران ومقاومت درمقابل آن یعنی جنگ افروزی و نفی قوانین بین المللی .

به بیانی دیگر ایشان مبارزات مردم دنیا را بااین شیوه تفکر زیر سئوال می برند و صلح از دید ایشان یعنی صلح و ارامش تحت سلطه زورگویان و مستبدین بین المللی وامنیت یعنی عدم مقابله و مقاومت در برابر زورگوئی ها.

ثانیا، “شورای ملی صلح” و در راس آن شیرین عبادی به این تحلیل کودکانه متوسل میشود که اگر دولت ایران لحن خشن و تند را کنار بگذارد و در مقابل پرخاشگری جنایتکاران صهیونیستی و امپریالیستی کوتاه بیاید و به عبارت دیگر مانند یک کودک مودب عمل کند ، خطر حمله به ایران کاهش می یابد . ایشان فراموش کرده اند کهآمریکا برای حمله به ایران احتیاج به هیچ بهانه ندارد همانطور که بدون بهانه به عراق و افغانستان حمله کرد و در ضمن همان ” قوانین بین المللی!” که خودش در تصویب آن نقش داشته را به راحتی زیرپا گذاشت . شیرین عبادی و” شورای ملی صلح!” با کم بها دادن به جنگ روانی ،اقدامات تخریبی و تجاوزکارانه دولت آمریکا ومتحدانش ، مقاومت قهرمانانه  مردم ایران و منطقه را عامل تعیین کننده در شروع جنگ جلوه میدهند.  

پس از حدود یکسال از شروع کار، این شورا مجدادا” در تاریخ سوم جولای 2008 شیرین عبادی مصاحبه ای با رادیو فردا داشت و گزارش داد که ” شورای ملی صلح ” قرار است که به”  کمیته دائمی ” تبدیل شود . عبدالفتاح سلطانی از کمیته موقت صلح و عضو کانون مدافعان حقوق بشر ایران اعلام کرد که با سه مسئله می خواهیم مقابله کنیم .  

    * اول جلوگیری از حمله نظامی
    * دوم مقابله با شرایط نه جنگ ونه صلح
    * سوم مسئله تحریم ها به ویژه تحریم اقتصادی که فشار آن بر روی مردم وارد می شود و باید با آن مقابله شود.

درمورد اول نشان دادیم که ” شورای ملی صلح !” نسخه تسلیم و صلح غیرعادلانه را دنبال میکند.

درمورد بند دوم رسیدن به این هدف با عقاید لیبرالیزم وغیرعادلانه و تسلیم پذیرانه  “شورای ملی صلح !” در تضاد است چرا که به خوبی میدانیم عواقت گسترش امپریالیزم عدم ثبات درکشورها و بوجود آوردن وضعیت نه جنگ و نه صلح است و مبارزه با آن فقط از جانب نیروهای انقلابی، ضد امپریالیزم وعدالتخواه میسر است نه ” شورای ملی صلح! ” با مشخصات ذکر شده .

درمورد بند سوم یعنی مبارزه با تحریم کافی است به مقاله شیرین عبادی در تاریخ 19 ژانویه 2006 در لوس آنجلس تایمز ، رجوع شود تا ماهیت ریاکارانه این ادعا آشکار شود.ایشان در این مقاله است که آمریکا و کشورهای غربی را به قطع رابطه و کاهش مناسبات خود با ایران تشویق میکند و از بانک جهانی میخواهد که کمکهای مالی خود را به ایران قطع کند تا حکومت ایران را به رعایت “دمکراسی” تشویق نماید . ایشان با دنباله روی از ایدئولوژی نژاد پرستانه غرب معتقد است که در میان کشورهای خاورمیانه، اسرائیل به علت وجود” دمکراسی” اولین کشوری نخواهد بود که از بمب اتمی استفاده خواهد کرد اما پاکستان و احتمالا از نظر ایشان ایران کشورهایی هستند دارای دول غیر متمدن که به علت نبود دمکراسی نمیتوان به آنها اعتماد کرد و اجازه داد از فن آوری هسته ای بهره مند شوند. ( البته لازم به یادآوری است  تنها استفاده بمب اتم در دنیا تا بحال توسط آمریکای متمدن! و صاحبت دمکراسی! استفاده شده است) . در ضمن بر مبنای اصل عدالت واینکه انسانها حق دارند مواضع نادرست خود را تغییر دهند انتظار میرود که  اگر ایشان پس از گذشت یکسال به آنچه که در مقاله ذکر شده گفته اند دیگر اعتقادی ندارند و نظرشان عوض شده است می باید از طریق همان  نشریه و سایت های ایرانی تغییرموضع خود را به اطلاع عموم میرساندند .

آیا موارد میتواند یک اتهام ناروا وغیرمنصفانه به یک فعال “حقوق زنان و کودکان” باشد ؟ ( لازم به توضیح است که نگارنده بعنوان یک زن و مادر در عین حمایت از جنبش ها و تشکل های برابری طلب ، موفقیت در این راه را در گرو مبارزات ضد امپریالیستی و ریشه ای میدانم).

شیرین عبادی اگرچه ادعا کرد که  پس از دریافت  “جایزه صلح” وارد مسائل سیاسی نمیشود و فقط به مسائل مربوط به” حقوق بشر” می پردازد ولی ما به خوبی میدانیم که اهداکنندگان جایزه نوبل با بررسی عمیق از پیشینه خانم عبادی ایشان را در مرکز فعل و انفعالات سیاسی قرار دادند تا جهت اهدافشان بهره برداری لازم را بکنند .

خانم شیرین عبادی بر خلاف این ادعا، در زمانی که ملت ایران با بزرگترین چالش تاریخی از جانب دول امپریالیستی روبرو است ؛ اینبار با موقعیت جهانی خود وارد عرصه سیاست میشوند .  

قابل توجه است که ایشان درمورد ادعای ” حقوق بشر ودمکراسی” نیز به قول خود به درستی عمل نکرد و در اوج حملات بی رحمانه آمریکا و اشغال عراق با توجه به عنوان و موقعیت جهانی خود هیچ تلاشی برای بسیج مردم و تشکل اعتراضی ضد جنگ و صلح طلبانه انجام نداد.

این موضع گیری فقط از ذهنیت افرادی میتواند بیرون بیاید که به حرکت تکاملی امپریالیزم هیچ اعتقادی ندارند و سعی دارند این نقش تکامل یافته تاریخی آنرا کمرنگ کنند. برای همین است که” روشنفکران اینچنینی” ترویج روحیه بی تفاوتی ها ، خودخواهی و سطح نگری ونهایتا رشد لیبرالیزم را بوجود می آورد که به شکل گفتمانی  با نق زدن به اینکه مسئله مردم عراق ، فلسطین و لبنان به ما چه ربطی دارد ، تجلی می یابد . از طرف دیگر به همین دلیل ” بشردوستان و صلح طلبانی” نظیر شیرین عبادی ، ابراهیم یزدی با نیروهای مترقی صلح طلب و ضد جنگ که حامی و پشتیبان ما در مورد مسئله ایران ، و پشتیبان  ملت عراق ، فلسطین و لبنان هستند ، تفاوت اساسی دارند.  

حافظ جواب این لاف زنان را به خوبی داده است :

لاف عشق و گله از یار دهی لاف دروغ     
عشق بازان چنین مستحق هجرانند  

مهوش ناصحی

جولای دوهزار وهشت  

برای اطلاع بیشتر به مراجع زیر رجوع شود.

www.wpc-in.org

www.jebhemelli.net

www.radiofarda.com

www.csidonline.org

Meet Iranian Singles

Iranian Singles

Recipient Of The Serena Shim Award

Serena Shim Award
Meet your Persian Love Today!
Meet your Persian Love Today!