نان

من که نان از قوت بازو و دست خود خورم
در پدآفند ایستم از ارزش آقا چرا؟

نه شهی نانم بداده است و نه هرگز شیخنا
تیر در شب می زنی بر چشم ناپیدا چرا؟

تا بدیدم ناو دشمن را به خود گفتم: “سنی”
من به آشآبش بریزم آب سیل آسا چرا؟

تو که می گفتی تحمل می کنی گفتار غیر
قفل و زنجیری زنی تو بر دهان ما چرا؟

من همی داتستمی نزد تو بی مقدارمی
نزد شاهنشه شوم گه راست و گه دولا چرا؟

من که در میدان عشق دلبر خود یک کَسَم
بیخود کباده کشم سی شاه و سی ملا چرا؟

شاه و موبد میوه ی یک باغ نوشند؛ ای برار،
بحث تاریخ جهان باستان حاشا چرا؟

درد مردم گویم و از داد دادی می زنم
درد مردم آمدستت تلخ ونازیبا چرا؟

گر گهر والاست، تو والا زبانی برگزین
پس نمی اندازی آن شلوارخود بالا چرا؟

آنچه نامش برده ای نزد الاغان هم بود
نزد شاهنشه پرست آن پست و این والاچرا؟

جان انسان نه پشیزی ارزد اندر پیش تو
اشتباه کردم؛ بگو این حرف و تهمتها چرا؟

آشآب:  آسیاب
پانزدهم اسفند ماه 1387
اتاوا

Meet Iranian Singles

Iranian Singles

Recipient Of The Serena Shim Award

Serena Shim Award
Meet your Persian Love Today!
Meet your Persian Love Today!