
بعد از اين بر وطن و بوم و برش بايد ريد…… به چنين مجلس و بر كر و فرش بايد ريد
به حقيقت در عدل ار در اين بام و در است. به چنين عدل و به ديوار و درش بايد ريد
آنكه بگرفته از او تا كمر ايران را گه……….. به مكافات الی تا كمرش بايد ريد
پدر ملت ايران اگر اين بی پدر است………. بر چنين ملت و روح پدرش بايد ريد
به مدرس نتوان كرد جسارت اما…………… آنقدر هست كه بر ريش خرش بايد ريد
اين حرارت كه به خود احمد آذر دارد………. تا كه خاموش شود بر شررش بايد ريد
شفق سرخ نوشت آصف كرمانی مرد……. غفرالله كنون بر اثرش بايد ريد
آن دهستانی بی مدرك تحميلی لر………. از توك پاش الي مغز سرش بايد ريد
گر ندارد ضرر و نفع مشيرالدوله…………… بهر اين ملك به نفع و ضررش بايد ريد
ار رَود موتمنالملك به مجلس گاهی…….. احترامن به سر رهگذرش بايد ريد
سیدمحمدرضا میرزادهی عشقی – در سال 1312ه. ق در همدان متولد شد و در روز 12 تیر ماه 1303 شمسی، در تهران هدف گلولهی افراد ناشناس قرار گرفت و در حالی که 31 سال بیشتر نداشت، چشم از جهان فرو بست.
شعر باید رید، یکی از تندترین و معروفترین اشعار عشقی است.



