“شعر وطن”

 “شعر وطن”

شبی دل بود و دلدار خردمند / دل از ديدار دلبر شاد و خرسند

که با بانگ بنان و نام ايران / دو چشمم شد ز شور عشق گريان

چو دلبر شور اشک شوق را ديد / به شيرينی زمن مستانه پرسيد

بگو جانا که مفهوم وطن چيست / که به مهرش دلی گر هست دل نيست

به زير پرچم ايران نشستيم / و در را جز به روی عشق بستيم

به يمن عشق در ناب سفتم / و در وصف وطن اينگونه گفتم

وطن خاکی سراسر افتخار است / که از جمشيد و از کی يادگار است

وطن يعنی نژاد آريايی / نجابت مهرورزی با صفايی

وطن خاک اشوزرتشت جاويد / که دل را می برد تا اوج خورشيد

وطن يعنی اوستا خواندن دل  / به آيين اهورا ماندن دل

وطن تير و کمان آرش ماست / سياوشهای غرق آتش ماست

وطن منشور آزادی کورش / شکوه جوشش خون سياوش

وطن نقش و نگار تخت جمشيد / شکوه روزگار تخت جمشيد

وطن فردوسی و شهنامه اوست / که ايران زنده از هنگامه اوست

وطن آوای رخش و بانگ شبديز / خروش رستم و گلبانگ پرويز

وطن شيرين و خسرو پرور ماست / صدای تيشه ها افسونگر ماست

وطن چنگ است بر چنگ نکيسا / سرود باربدها خسرو آسا

وطن يعنی سرود رقص آتش / به استقبال نوروزی فره وش

وطن يعنی درختی ريشه در خاک / اصيل و سالم و پر بهره و پاک

وطن يعنی سرود پاک بودن / نگهبان تمام خاک بودن

وطن را لاله های سرنگون است / که از خون شهيدان لاله گون است

وطن شوش و چغارنبيل و کارون / ارس زاينده رود و موج جيهون

وطن خرم ز دين بابک پاك / که رنگين شد ز خونش چهره خاک

وطن يعقوب ليث آرد پديدار / و يا نادر شه پيروز افشار

به يک روزش طلوع مازيار است / دگر روزش ابومسلم به کار است

وطن يعنی صفای روستايی  / زلال چشمه های بی ريايی

وطن يعنی دو دست پينه بسته / به پای دار قالی ها نشسته

وطن يعنی هنر يعنی ظرافت  / نقوش فرش در اوج لطافت

وطن در هی هی چوپان کرد است / که دل را تا بهشت عشق برده است

وطن يعنی تفنگ بختياری / غرور ملی و دشمن شکاری

وطن يعنی بلوچ با صلابت / دلی عاشق نگاهی با مهابت

وطن يعنی خروش شروه خوانی / ز خاک پاک ميهن ديده بانی

ز عطر خاک ميهن گر شوی مست / کوير لوت ايران هم عزيز است

وطن يعنی بلندای دماوند / ز قهر ملتش ضحاک در بند

وطن يعنی سهند سرفرازی / چنان ستارخانش پاکبازی

مرا نقش وطن در جان جان است / همان نقشی که در نقش جهان است

وطن يعنی سخن يعنی خراسان / سرای جاودان عشق و عرفان

وطن گلواژه های شعر خيام / پيام پر فروغ پير بسطام

وطن يعنی کمال الملک و عطار / يکی نقاش و آن يک محو ديدار

در اين ميهن دو سيمرغ است در سير / يکی شهنامه ديگر منطق الطير

يکی من را زدشمن می رها ند / يکی دل را به دلبر می رساند

خراسان است و نسل سر بداران / زجان بگذشتگان در راه ايران

وطن خون دل عين القضاتست / نيايشنامه پير هراتست

وطن يعنی شفا قانون اشارات / خرد بنشسته در قلب عبارات

نظامی خوش سرود آن پير کامل / زمين باشد تن و ايران ما دل

وطن آوای جان شاعر ماست / صدای تار بابا طاهر ماست

اگر چه قلب طاهر را شکستند  / و دستش را به مکر و حيله بستند

ولی ماييم و شعر سبز دلدار / دو بيت طاهر و هيهات بسيار

وطن يعنی تو و گنجينه راز / تفال از لسان الغيب شيراز

وطن آوای جان می پرستان / سخن از بوستان و از گلستان

وطن دارد سرود مثنوی را / زلال عشق پاک معنوی را

تو دانی مولوی از عشق لبريز / نشد جز با نگاه شمس تبريز

وطن يعنی سرود مهربانی / وطن يعنی شکوه همزبانی

وطن يعنی درفش کاويانی / سپيد و سرخ و سبزی جاودانی

به پشت شير خورشيدی درخشان / نشان قدرت و فرهنگ ايران

وطن شور و نشاط هستی ما / وطن ميخانه ما مستی ما

وطن دار الفون ميرزا تقی خان / شهيد سرفراز فين کاشان

وطن يعنی بهارستان ، مصدق / حضوری بی ريا چون صبح صادق

ز خاک پاک ها پروين بخيزد / بهار پير مهر آين بخيزد

که از جان ناله با مرغ سحر کرد / دل شوريده را زير و زبر کرد

وطن يعنی صدای شعر نيما / طنين جان فزای موج دريا

وطن يعنی خزر، صياد ، جنگل / خليج فارس ، رقص نور ، مشعل

وطن يعنی تجلی گاه ملت / حضور زنده آگاه ملت

وطن يعنی ديار عشق و اميد / ديار ماندگار نسل خورشيد

کنون ای هموطن ، ای جان جانان / بيا با ما بگو پاينده ايران

مصطفی بادکوبه ای

Meet Iranian Singles

Iranian Singles

Recipient Of The Serena Shim Award

Serena Shim Award
Meet your Persian Love Today!
Meet your Persian Love Today!