جشنهای ایران باستان

همه می دانیم که ایرانیان قدیم جشنهای بسیاری داشتند اما به جز چند جشن معروف مانند نوروز و مهرگان و سده ، آگاهی چندانی از دیگر جشنهای پیش از اسلام نداریم.

چند روز پیش که یکی از مجلات قدیمی سخن را مرور می کردم به مقاله ای رسیدم در باب جشنهای قدیم ایرانیان که اطلاعات گرانبهایی از آن جشنها در اختیار می گذاشت و بر آن شدم تا مندرجات آن را به اطلاع دوستان علاقمند برسانم.

آنچه آورده شده جزئیست از کتاب “زین الاخبار” تالیف ابو سعید عبدالحی بن الضحاک بن محمود گردیزی که در نیمۀ قرن پنجم هجری تالیف شده است. دو نسخه از این کتاب در کتابخانه های کمبریج و اکسفورد موجود است و اصل آن شامل تاریخ داستانی ایران و تواریخ خلفا و ملوک اسلام و امرای خراسان و سلسله های صفاری و سامانی و غزنوی و ذکر تواریخ و عیدها و رسمهای مسلمانان و یهودیان و مسیحیان و ترکان و هندوان و مغان یعنی ایرانیان پیش از اسلام می باشد.

نویسنده نخست جدولی ارائه می دهد که در آن سی و شش جشن به همراه روزهای ماه به ابجد ذکر شده است و گنجاندن همۀ آنها در این مختصر بیش از حوصلۀ خوانندگان خواهد بود. برای بعضی از جشنها مانند گهنبارها و یا مردادگان توضیحی آورده نشده اما باقی هر چند به کوتاهی، اما به خوبی توضیح داده شده اند. آن چه که بنده می توانم عرض کنم این است که آن زمان هم برنامۀ بخور بخور بوده و خوشگذرانی، و اگر آن جشن آخر “نوشتن تعویذ گزیدگان” همان چیزی باشد که من فکر می کنم، باید بگویم که اااااااااایییییران عجب بهشتی بوده. این شما و این هم قسمتهایی از این نثر زیبای قدیمی.

نوروز ملوک (اول فروردین)

این روز را نوروز گویند زیرا که سرسال باشد و شب با روز برابر شود و سایه ها از دیوارها بگذرد و آفتاب از روزنها اوفتد و رسم مغان اندر روزگار پادشاهی ایشان چنان بودی که خراجها اندرین روز افتتاح کردندی و عجمیان چنین گویند که اندرین روز جمشید بر گوساله نشست و سوی جنوب رفت بحرب دیوان و سیاهان، و معنی زنگیان باشد، با ایشان کارزار کرد و همه را مقهور کرد.

نوروز بزرگ که خاصه خوانندش (شش فروردین)

این روز را نوروز بزرگ گویند و چنین گویند: جمشید از حرب سیاهان و دیوان اندرین روز باز آمد با ظفر و فیروزی و غنیمت فراوان آورده ……… و اندرین روز جایها را آب زنند که این روز نام فرشته ایست که بر آب موکلست به قول ایشان.

ابتداء باز (هفده فروردین)

این روز ابتداء باز باشد مغان را؛ و این باز را بتازی زمزمه گویند و این از سخن باز ایستادن باشد و اندر راستی سخن گفتن بوقت اظطرار؛ و اندرین روز باز گیرند و نیز با کسی سخن نگویند و اندر زند ایشان چنانست مر ایشان را که چون پرستش یزدان کنند بهمه اندام باید کرد، و زبان را هم فارغ باید کرد از گفتار، تا پرستش تمام بود و این باز بزمان خوردن نیز گیرند و سخن نگویند تا طعام تمام نخورند. ……

تیرگان بزرگ ملک

و تیرگان سیزدهم ماه تیر موافق ماهست و این آن روز بود که آرش تیر انداخت و اندر آن وقت که میان منوچهر و افراسیاب صلح افتاد و منوچهر را گفت هر جای که تیر تو برسد …. و اندر تیرگان غسل کنند و سفالینها و آتش دانها بشکنند و چنین گویند که مردمان اندرین روز از حصار افراسیاب برستند و هر کسی بسر کار خویش شدند و هم اندرین ایام گندم با میوه بپزند و بخورند و گویند اندران وقت همه گندم پختند و خوردند که آرد نتوانستند کرد زیرا که همه اندر حصار بودند……..

رام روز مهرگان بزرگ (بیست و یک مهر)

این روز مهرگان باشد و نام روز و نام ماه متفق اند و چنین گویند که اندرین روز آفریدون با بیوراسب که او را ضحاک گویند ظفر یافت؛ مر ضحاک را اسیر گرفت و ببست و بدماوند برد و آنجا بحبس کرد او را.

عید خره که آن را نودروز گویند (اول دی)

اما فروردگان روزگاریست مر مغان را که طعام و شراب سازند و بجای نهند و گویند روح مردگان ما بیایند و آن بخورند ….

بهار جشن که او را رکوب الکوسج گویند (اول آذر)

اما بهار جشن که او را رکوب کوسج گویند و اندر روزگار اکاسره این آذرماه بوقت بهار آمد و اندرین روز مردی کوسه را بر خر نشاندندی جامۀ غلیله پوشیده و دستار خویش اندر سر بسته و باد بیزن برداشته خود را باد همیزدی؛ و لهحی از ..ور رمسای بر خویشتن بستن بسته داشتی و بدان اشارت همیکردی مردمان را که سرما گذشت و گرما آمد. و اندرین وقت بعضی از پارس این رسم بجای آرند از بهر طنز و مسخرگی را…

سیر سور ( چهارده دی)

این روز سیر سور مغان طعامها سازند و بخورند و چنین گویند که آن طعامها مضرت دیوان را دفع کند و چنین گویند که اندرین روز بود که دیوان بر جم غلبه کردند و او را بکشتند.

بتیکان ( پانزده دی )

روز بتیکان آن باشد که مغان تماثیلها کنند چون مردم از گل و یا از آرد و آن تماثیل را از پس درها سخت کنند و اکنون آن بگذاشته اند که آن به بت پرستی ماند و آن را منکر دارند.

شب کاوکهل (شانزده دی)

و اما شب کاو کلیل که از پس پانزدهم ماه باشد آنست که گاوی را بیارایند و بیرون آرند و چنین گویند که چون افریدون را از شیر مادر باز کردند بر گاو نشست …..

بهمنجنه (دو بهمن)

این روز بهمنجنه باشد و رسم عجمیان چنانست که اندرین روز دیگی بپزند و از همه نباتها و دانکوها و تخمها و گوشتهای هر حیوانی اندرو کنند و آن را دیگ بهمنجنه خوانند و بپزند و بهر جای بفروشند و اندرین روز بهمن سرخ با شیر تازه بخورند و آنرا مبارک دارند و چنین گویند که حفظ را سود دارد و چشم بد باز دارد.

شب سده ( ده بهمن)

و سدۀ بزرگ؛ چنین گویند که اندرین روز سد مردم تمام شده بود از نسل مشی و مشیانه و ایشان دو مردم نخستین بودند چنانکه مسلمانان گویند آدم و حوا، مغان را آن دو تن بودند. و باز بعضی گفتند میان این روز و میان نوروز سد شبان روز بود یعنی پنجاه روز و پنجاه شب؛ بدین سبب سده نام کردندش…..

نوشتن تعویذ گزیدگان

این روز پنجم اسفندار مذ باشد و این هم نام فرشته ایست که بر زمین موکل است و بر زنان پاکیزۀ مستوره، و اندر روزگار پیشین این عید خاصه مر زنان را بودی و این روز را مرد گیران گفتندی که بمراد خویش مرد گرفتندی و اندرین روز کتبة الرقاع گویند و تعویذها نویسند از بهر حشرات و هوام را، و بر درها و دیوارها بر بشویند تا مضرت آن کمتر باشد.

…………..

نقل از مقاله ای به همین نام و منتشر در مجلۀ سخن ، شماره یک ، دوره سوم.

Meet Iranian Singles

Iranian Singles

Recipient Of The Serena Shim Award

Serena Shim Award
Meet your Persian Love Today!
Meet your Persian Love Today!