هویت و مدرنیت

تاریخچه اخیر گفتگو در باره هویت از “غربزدگی” آل احمد آغاز می شود و با “بازگشت به خویش” دکتر علی شریعتی ادامه می یابد. سخن در نیمه دوم قرن بیستم اینست که نمی توان هویت ایرانی را از هویت اسلامی ایرانیان مستغنی دانست. بویژه در حضور رقیبی متهاجم چون استعمار فرهنگی غرب. این گفنار در مقاله “سه فرهنگ” دکتر عبدالکریم سروش دامنه وسیعتری می یابد. سخن او اینست که هویت ایرانی، هویت اسلامی، و هویت غربی در این سرزمین با یکدیگر عجین و ممزوجند و نمی توان ایرانی بدون اسلام و یا اسلامی فارغ از نفوذ غرب تصور کرد و به لطایف الحیل یکی را از دیگری “پالود”. می توان اضافه کرد که نمی توان هیچیک از این سه را در چارچوب زمانی خاصی بگونه ای ایده آل آرزو کرد. مثلاً نمی شود فارسی باستان یا زبان پهلوی میانه را، هرچند مطلوب، بجای فارسی دری فعلی رواج داد. سه بخش این مجموعه به گونه ای پویا و پیچیده با یکدیگر در رابطه تنگاتنگ و داد و ستد مداوم هستند.

سخن من دراینجا تامل بیشتری در بعد به اصلاح “غربی” هویت ایرانی است. مراد از غربی بودن در اینجا مدرنیته غربی است که از بد روزگار و اتفاق تاریخی همراه با ورود غرب به ایران آمده در حالی که مدرنیت به نفسه تعلق فرهنگی و جفرافیائی خاصی ندارد. هر جامعه ای که با ازدیاد جمعیت و تقسیم کار اجتماعی به تفکیک نهادها، قدرت ها، و حیطه های اجتماعی و در نتیجه استقلال هویت انسانی دست یابد را می توان، به لحاظ جامعه شناختی مدرن دانست و لذا مدرنیت، به خودی خود، نه چیز غریبی است و نه چیزی غربی. در دنباله این مختصر به ابعادی از مدرنیته که طبیعتاً در هویت مدرن ایرانی نیز موثر است خواهم پرداخت. می توان گفت هویت در چشم انداز جهان مدرن سه ویژگی بدیع و بیسابقه دارد: شکاکیت، اصالت، و تکثر.

شکاکیت:

آنتونی گیدینز جامعه شناس انگلیسی در مورد بعد اول میگوید که هویت انسان مدرن اساساً هویتی شکاک است چرا که با ظهور مدرنیته شکل سنتی هویت که مبتنی بر ساختار های اعتقادی و قومی است قدرت تعیین کننده سابق را از دست می دهد و افراد مجاز، بلکه ملزم می شوند که هویت خود را بر مبنای انتخاب ارزشی و سلیقه اخلاقی و دنیوی خود تعریف کنند و برآن مبنا اجزائی از هویت سنتی را برگزیده با هویت خویش همساز گردانند. جفری الکساندر جامعه شناس آمریکائی اصلا تفاوت تعیین کنند هویت سنتی و هویت مدرن را در نگاه شک آلود مدرن نسبت به “نمایش” های قدرت می بیند. آنجا که ناظر سنتی، جنبه نمایشی مناسکی مانند به تخت نشستن پاپ را نمی بیند و همه فرضیات رسمی نسبت به تایید الهی این آیین را بی چون و چرا می پذیرد، نگرنده مدرن، هر چند یک کاتولیک مومن نیز باشد، هرگز از تفسیر و نقد “نمایشی” این مناسک چندان دور نیست. پس شک مدرن نه مخرب هویت بلکه جزئی از خمیره آنست.

اصالت:

چارلز تایلور فیلسوف کانادائی به بعد دوم هویت مدرن می پردازد و می گوید که با وجود کمرنگ شدن ابعاد سنتی هویت، مفهوم اصالت هویت دوباره مطرح می شود و فی الواقع اوج تازه ای می گیرد. با ظهور مدرنیته احترام به انسان محلی و مومن به ارزشهای بومی جایش را به تکریم نسبت به انسانیت بی مرز، ارزشهای جهانشمول از قبیل حقوق بشر و استقلال اخلاقی، و احترام به تمامیت و فردانیت جسمی و روحی انسانها می دهد. در این منظر اصالت انسان به معنای وابستگی فرد نسبت به سنتهای زمان و مکان تولد و سکونت او نیست بلکه در گرو وفاداری او نسبت به شکوفا کردن استعداد های بی بدیل درونی اوست. و این مستلزم آزادی اندیشه و انتخاب است. بنابراین هویت مدرن مبتنی بر توان بالقوه و منحصر به فرد هر انسان است که به همت او بالفعل می شود. به گمان تایلور تنها از این طریق است که می توان در برابر “استبداد نرم” جهان مدرن یعنی نیرو های بوروکراسی و بازار ایستاد و از تجزیه و اَتمیزه شدن فرد جلوگیری کرد.

تکثر:

در مورد تکثر هویت در جهان مدرن سخن بسیار رفته است. انسان مدرن می تواند و بعضاً ناچار است هویت های گوناگونی را در خویش همساز کند. این هویت های متکثر و احیاناً متضاد، چه بصورت دوایر متحدالمرکز تصور شوند چه بصورت دوایر متداخل یا مماس درونی یا برونی، در یک روح و یک بدن خانه دارند و می بایست بدینگونه پذیرفته شوند.

اوما نارایان نویسنده فمینیست هندی به تضاد هویت بومی هندی و هویت مدرن (که شامل نقد بر جایگاه سنتی زن در هند است) می پردازد و می گوید می خواهم به هردو این هویت ها وفادار باشم. چرا باید به محض انتقاد از چارچوب سنتی هند به ضد هندی و غربی مزاج بودن متهم شوم؟ چرا نتوان در آن واحد هندی و منتقد از سنت هند بود؟ این تضاد (اگر آنرا تضاد بخوانیم) تضادی زایا و خجسته است نه تضادی سترون یا مخرب. او بر این عقیده است که منتقدان سنت بایست با اسطوره فرهنگ بومی یکدست و غیر تاریخی مقابله کنند و بومی بودن را لزوماً با توانائی نقد سنت بومی متناقض نشمارند. در این چشم انداز انتقاد از سنت شرق گلی پرورده در گلخانه تفکر غربی نیست بلکه گیاهی بومی است که در حال و هوای شرق مدرن می روید و به بار می نشیند.

جنبه دیگر تکثر هویت را در میان اعضا اقلیت هائی می یابیم که در برابر اکثریت خواهان رسمیت هویت قومی یا دینی خود هستند و در عین حال منتقد سنت های اقلیت. نمونه آن سرخ پوستان آمریکائی ناقد بلای خانمان سوز الکلیسم در میان ساکنین مناطق خود مختار بومیان آمریکائی است. این منتقدین دو ردا بر تن دارند. بعنوان عضوی از جامعه بومیان آمریکا از حقوق و هویت جمعی آنان دفاع می کنند و به عنوان منتقد از عناصر تشکیل دهنده همان هویت و سنتها انتقاد می کنند. به عقیده فیلسوف کانادائی ویل سیملیکا وظیفه دولت است که در عین احترام به حقوق جمعی اقلیت های دینی و قومی حقوق فردی منتقدین درون گروهی را نیز به رسمیت بشناسد. اقلیت ها نیز باید بین نقد سازنده (هرچند تلخ و بی محابای) منتقدین و نیشخند تحقیر آمیز بدخواهان بیگانه تمیز قائل شوند.

این سه بعد هویت مدرن را می توان در متفکران و منتقدین ایرانی نیز مشاهده کرد. اجازه بلکه التزام به شکاکیت در برخورد با واقعیت های فرهنگی، وفاداری به اصالت اندیشه در افق های ارزشی فرد، و پذیرش تکثرهویت که به منتقد اجازه می دهد در آن واحد مسلمان و منتقد اسلام مرسوم، ایرانی و منکر اسطوره ملت پرستی، عضو یک اقلیت زبانی و قومی ساکن در ایران و شهروند وفادار ایرانی، یا مسلمان و نیز سکولار (همچنانکه یهودی یا مسیحی سکولار داریم) باشد، یا نباشد. تحمل دیگر اندیشی و تکثر نقطه نظرها از ابعاد جدائی ناپذیر هویت و مدرنیت ماست.

محمود صدری

زیر نویس ها:

* این مقاله در پاسخ به اقتراح اکبر گنجی در مورد مفهوم هویت در ایران نگاشته شده است.

* مدرنیت، به تشیدی یاء را به تاسی از داریوش آشوری، مانند مدرنیته کلمه درستی می دانم. اینگونه شناسنامه ایرانی دادن به مفاهیم خارجی هم مصداقی از بحث ماست.

منابع به ترتیب ذکر در مقاله:

• غربزدگی، جلال آ ل احمد

• بازگشت به خویش، علی شریعتی

• سه فرهنگ، عبدالکریم سروش

این مقاله را همراه با برادرم احمد در کتابی که 9 سال قبل منتشر شده با انگلیسی دراآورده ام. و ماخذ آن اینست:

Reason, Freedom and Democracy in Islam: Essential Writings of Abdolkarim Soroush, Oxford University Press, 2001.

• Anthony Giddens: Modernity and Self Identity, Stanford, 1991.

• Charles Taylor, the Ethics of Authenticity, Harvard, 1991.

• — The Sources of the Self: the Making of Modern Identity, 1989.

• Jeffrey Alexander, “Performance and Power”, in: The New Social Theory Reader, Routledge, 2008, pp. 179-187.

• Uma Narayan, “Westernization, Respect for Cultures and Third-World Feminists” in: The New Social Theory Reader, pp. 376-388.

• Will Kimlicka, “Multicultural Citizenship”, in: The New Social Theory Reader, pp. 270-280.

Meet Iranian Singles

Iranian Singles

Recipient Of The Serena Shim Award

Serena Shim Award
Meet your Persian Love Today!
Meet your Persian Love Today!