دزدان عظیم شان یا رهبران مذهبی و ملی دیوانه ګانی بر سریر حکومت ؟

فرق بین دزدان عظیم شان رهبران مذهبی و ملی و آفتابه دزدان و دیوانه ګان بر سریر حکومت ؟   امروزه شاید با بودن اینترنت و آزادی های نسبی و پته رو آب انداختن دست اندارکاران کنار ګذاشته شده مردم شاید بهتر بتوانندحقایق را ببینند و بفهمند.  بخصوص کشورهای دنیای سوم و خاورمیانه که از اول طرح و نقشه آن به دست حاکمان و ابر قدرتها ریخته شده است.  امپراتوری ترک عثمانی  مثل کشورهای متحد ایران از هم پاشیده شدند   دو امپراتوری نسبتا تازه  ایران و عثمانی در روبروی هم حتی قرار ګرفتند و نیروی خود را از دست دادند. ترکان عثمانی که باز مخلوطی از همه نژادها بودن  سالها سروری کشوری بزرګ را بر عهده داشتند ولی شاید بی انصافی و ظلم و تعدی کشورشان را پاره پاره نمود همانطوریکه بی عرضګی و بی دست پایی و دیکتاتوری سلاطین ایران هم باعث از هم پاشیده شدن کشور های ما ګردید.  دولتهای قوی و صنتعی غرب و با همراهی دیګران  برشهای دیګری به کشورهای مادادند و با مرزهای مصنوعی و غیر عادی مارا تجزیه کردند و یک یک مهره های خود را به امیری و دیکتاتوری مار برګزیدند.   نهضت های انقلابی هم مثلا دست به حمله زدند و رهبران مثلا ملی و یا مذهبی ظاهرا مردمی بعد از مدتی مهره های سوخته شده غرب  ویا شرق را کنار ګذاردند و خودشان جانشین مهره های قبلی استعمار و استحمار بین المللی شدند ولی متاسفانه چون خلق و خوی تمامیت خواهی و دیکتاتوری در میان اکثر مردم بود همان ها که از توده مردم برخواسته بودند و به قدرت شوکت و حشمت رسیدند و مثلا رهبر اسلامی شدند بعد از مدتی توزرد از آب در آمدند بطوریکه مردم این بار فغانشان به آسمان رفت که بابا رحمت به کفن دزد های قبلی.  

دیکتاتورهای از طبقه محروم برخاسته برخلاف دیکتاتورهای ملایم قبلی بسیار وحشی تر خشن تر و تمامیت خواه تر بودند  آنان خود را اکنون خدایګانی میدندند که مردم بسیار به آنان مقروض هستند   اکنون هم در اثر برخورد مردمان با هم و رابطه های جهانی مردم کم بیش از وضع دنیا آګاهی دارند و براحتی سواری نمی دهند. غرب و شرق میخواهند که مهره های خود راتعویض کنند و یا مهره هایی آنقدر ابله سرکار بیایند که در عمل در خط آنان فعالیت کنند و منافع آنان را حفظ کنند.  اطلاعات به خارج درز پیدا میکند و دیګر هر بچه دبستانی می فهمد که چګونه غارتګران بین المللی و قدرتهای بزرګ به همکاری خاین های محلی ملی و مذهبی ثروتهای آنان را غارت و ګلوله های خود را به سینه های آنان مینشانند. نمونه تازه آنان همین جناب سرهنګ قذافی است که شاید در اول مردی انقلابی و مردمی بوده ولی در اثر مرور زمان و تربیت استادان و کرنش و تملق اطرافیان تبدیل به دیوانه ای زنجیری و ابلهی تمام عیار شده است که در توهمات و رویا سیر میکند و آنقدر ابله هست که چشم دیدن واقعیت ها را ندارد و سعی دارد با کشتار و قتل عام دوباره دستګاه سلطنتی خودرا حفظ کند.   در روزنامه ها مینویسند که بیش از سی میلیارد دلار او در بانکی مسدود شده است و نیز نورچشمان او پسران شهوت ران و عیاش وی در کاباره میلیونها دلار در هر شب هزینه کرده اند در حالیکه در آمد روزانه یک خانواده معمولی یا فقیر در لیبی حدود ده دلار در روز است معتصم یکی از شاهزادګان سرهنګ قذافی  برای چهل پنج دقیقه آواز به آواز خوان  یک میلیون دلار پول داده است  و از کیسه خلیفه و از پولهای دزدی شده حرام از ملت فقیر لیبی این پول را پرداخته است  ببینید که چقدر آش شور بوده که صدای کلفت هم در آمده خواننده مزبور میخواهد که این پول دزدی را به جمعیت های خیربه پس بدهد.   آقای مبارک هم که هفتاد میلیارد ثروت دارد  که با این پول میشود تمامی مشګلات مصر را حل کرد یانه؟  تکلیف ما با این دزدان عظیم شان ملی و مذهبی چیست که از تفرقه و مذهب سو استفاده کرده مردم را در جهالت و فقر نګه میدارند و خودشان عملا دزدی و هیز ی میکنند. 

  داستانهای عیش و عشرت وقمار و غارت شیوخ عرب هم که معرف حضورتان هست و احیتاج به تکرار نیست  جان کلمه در این است که اینان با پولهای دزدی شده برای خودشان سرباز مزدور و کانګستر ها و قاتلان حرفه ای استخدام میکنند و به جان مردم حق خواه میاندازند و یا از جهل و بیسوادی مردم خودشان سو استفاده کرده ګروهی را بر علیه ګروه دیګر بسیج میکنند  و بطور خلاصه همه رابجان هم میاندازند و خود در پناه این بل بشو ها به غارتګریها  خود شان و اربابان شان ادامه میدهند .   در اروپا آنان بجان مردم طبقه متوسط می افتند و دختران باکره  یا بی کره آنان را مورد تعرض قرار میدهند و چون ثروتمند هستند امکانات فراوان دارند  آنان را ول میکنند و دنبال دختر باکره یا بی کره دیګری میروند و بنام خاورمیانه بدنامی شان را برای طبقه متوسط خاورمیانه به هدیه میګذارند تا تاوان عیاشی ها غارتها و تجاورهایشان را بپردازند و برای خاطر آنان تنبیه شوند.  و مورد بد بینی و ستم واقع ګردند  مثلا یک شاهزاده عرب که چند بکارت دختران آلمانی را برداشته بود  و چون ثروتمند وخراج بود دختران زیبای آلمانی دور او زیاد بودند و او هم نامردی نکرده و حساب همه آنان را رسیده بود و بعضی از آنان آبستن هم شده بودند  و او با دادن پول صدای آنان را خفه میکرد  بعد از بازګشت  پرفتوحش به عربستان  مادران دختران بار دار و بچه دار آلمانی از اسپرمهای شاهزاده عرب  به سایر افراد معمولی خاورمیانه اتاق اجاره نمیدادند زیرا می ترسیدند که دخترانشان را حامله کنند.    دزدان عظیم شان با همکاری اطرافیان خود که شاید از حتی طبقه فقیر هم به آن جاه جلال رسیده اند  مردم را غارت و بدنام میکنند و خود را وکیل و وصی مردم میدانند  و وقتی مردم بیدار شده میخواهند خودشان تصمیم ګیرنده باشند  با ضرب ګلوله های مزدورانشان که آنان هم مردمی ساده ابله و شست شوی مغزی شده اند  آنان را محکوم به سکوت میکنند؟

  دزدان عظیم شان به نام اسلام و یا ملیت مردم را غارت و میلیاردها میلیارد ثروتهای ملی آنان را می چاپند و در بانکهای شرق و غرب میګذارند که مسلم است در صورت بیداری مردم  بانکها هم با کمک دولتهای خود این مبالغ عظیم را برای خودشان مصادره میکنند وسهم ملت بیچاره هیچ است  و حالا اګر شخصی از این ملت های تحت ظلم و ستم ملی ګرایان و مذهبیان قلابی قطعه نانی بردارد و یا حتی بدزدد  فوری بنام اسلام و قانون شریعت و عدالت و انسانیت  دست اورا قطع میکنند در صورتیکه آنان که میلیاردها دلار دزدیده اند و یا با شرکتهای بیمه  مواد مخدر و مواد منفجره قراردادهای آنچنانی بسته اند از هرګونه حساب پس دادنها در امانند؟   بایست امیدوار بود که با اتحاد مردم خاورمیانه باشد تا اجازه ندهیم که دزدان عظیم شان و رهبران و رییسان جمهوری قلابی  مذهبی قلابی  ثروتهای مردم محروم را بدزدند و آنان را در فقر جهل بیسوادی و خرافات و توهمات و تمامیت خواهی و فساد غرق کنند و خودشان به ریش آنان بخندند در آغوش مه پیکران اروپایی  آسیایی و آمریکایی به عیش و نوش بپردازند و دم از وایلا اسلام و وایلا کشور بزنند؟   و قانون تفرقه بیانداز  حکومت و غارت را کن را پا برجای نګه دارند و مردم را علیه هم به جنګ و نفرت وادارند و خودشان کیسه های انبوه تلا و پولهای دزدی شده را به غارت ببرند. 

در ضمن ما بایست از خودمان اول شرو ع بکنیم  تا کشوری بهتر و مردمی بهتر داشته باشیم  الیته سیستم  جهانی همان دزدی و فساد را بیشتر دوست دارد  زیرا در خر تو خر شده جامعه هاست که دیوانه ګانی میتوانند بیشتر سر خر باشند و بر اریکه قدرت باقی بمانند

یک ملت دلال مسلکِ ناآگاه ، با آن حماقت آشکار در هنگام رانندگی یا توحش علنی برای برداشتن یک شیرینی از جعبه ی تعارفی یا شهوت عجیب برای قرار گرفتن در مقابل دوربین ، با رتبه‌ی نخست جستجوی سکس … چرا باید در پی یک زمامدار رویایی باشد؟
اول : ایرانی ها شبی یک ساعت به عملکرد آنروزشان بیاندیشند .
دوم : ایرانی ها قبل از پرتاب فحش به بیرون ، دهانشان را ببندند و تا بیست بشمرند.بخصوص وقتی توی خیابان و جلوی دیگران هستند.
سوم : هر خانواده‌ی ایرانی هر روز یک روزنامه بگیرد ، اگر شده یالثارات!
چهارم : هر فرد ایرانی تعهد کند که هر ماه یک کتاب تازه بخواند … حتی خلاصه مبانی لوله کشی عمومی!
پنجم : رانندگان به جای فاصله ی خالی بین شلوار و جوراب دختری در آن طرف خیابان به داشبورد جلوی چشمشان نگاه کنند و سرعت از حد مجاز در هیچ شرایطی تجاوز نکند.
ششم : همه به خودشان تلقین کنند که این کسی که می خواهیم کلاهش را برداریم تا شب برای عزیزمان هدیه ببریم ، خودش عزیزِ یک نفرِ دیگر است.
هفتم : بفهمیم كه زرنگی ضایع كردن حق دیگران نیست بلكه با رعایت حقوق دیگران رسیدن به حقوق خودمان است .
هشتم : بفهمیم كه اگر صاحب یك بوتیك هستیم شغل ما بوتیك دار است یا اگر راننده تاكسی هستیم شغل ما راننده است . نه اینكه همه دزد و كلاهبردار باشیم و از شغلمان فقط برای راهی به رسیدن به كلاهبرداری استفاده كنیم . به شغلمان احتراما بگذاریم و بگذاریم دزدی فقط برای كسی باشد كه شغلش فقط دزدی است.
نهم : مردهای ایرانی یک بار برای همیشه قبول کنند که زنها ، جزو املاکشان نیستند و خودشان عقل دارند. عشق و رابطه و آشنایی هم بازی برد و باخت و فتح قلمرو دیگران نیست.
دهم : مردها تمرین کنند که رد عبور زنی را با نگاه شخم نزنند و زنان تمرین کنند که جواب سلام مردان را با خونسردی و لبخند بدهند چون به معنای … نیست.
یازدهم : ورزشکاران ما بعد از باخت به رقیب تبریک بگویند و دهانشان را تا نیم ساعت بعد از هر باخت یا برد ببندند.
دوازدهم : ایرانی‌ها به جای تمسخر شکل ظاهری سیاستمداران ، فکر کنند که ایراد واقعی کار آن شخص در کجاست.
سیزدهم: به نمایشگاه کتاب اگر می روند برای (کتاب) بروند.
به خیابان فرشته می روند برای (عبور) از خیابان فرشته باشد.
و در کل به هر قبرستانی می روند برای خاطر (همان قبرستان) باشد.
چهاردهم : این آخری از همه سختتر است و اینكه دروغ نگوییم . همانطور كه فكر می كنیم عمل كنیم . فراموش نكنیم ریا كه اكنون عادت و عرف جامعه شده است درواقع یك بیماری اجتماعی است.
عزیزان کسی که این مطالب را نوشته است شاید خود نیز دچار این مشکلات است. همه ما در رفتارمان مشکلاتی داریم. ولی باید بپذیریم ایران ما در حال سقوط است. بپذیریم اگر شرایط کنونی ایران اینگونه است همه دلیلش مدیران و بالا سری های ما نیستند و نقش اصلی را خودمان در این جایگاه ایفا می کنیم.
چرا مثلا اگر هر کدام از ما فقط برای یک ماه به خارج از کشور برویم (برای مثال به سوئد!!!) رفتارمان تغییر می کند ؟ خوب می شویم . به استخرهای مختلط می رویم! با جنبه می شویم ! فکرو نگاهمان عوض می شود و بدون رو در بایستی بگویم : آدم می شویم!( هر چند برای 1 ماه!!!!)
بپذیریم ایران می تواند همچون گذشته بهترین باشد. ایران و ایرانی لیاقت این بهترین بودن را دارد.
بپذیریم برای اینکه ایران خوب شود باید بهترین باشیم.” style=”width: 50px; height: 50px; border: 0px” />
Ne Neda-afarid Saghi Aghili posted in دردهای یکی مثل من . da-afarid Saghi Aghili

3:03am Mar 3 ‫اين متن توهين به كسي نيست سياسي هم نيست فقط بیانگر بیماری فرهنگی من است ..من ایرانی … بپذیریم برای اینکه ایران خوب شود باید بهترین باشیم.به اميد آن روز Neda-afarid Saghi Aghili posted in دردهای یکی مثل من .

.‬

  

Meet Iranian Singles

Iranian Singles

Recipient Of The Serena Shim Award

Serena Shim Award
Meet your Persian Love Today!
Meet your Persian Love Today!