اصطبل های اوژیاس

رهبر کبیر انقلاب 11 فوریه ایندولند، آن شب آرام و قرار نداشت. یبوست مزمنش عود کرده بود. چهار شبانه روز بود که مرتب دستشوئی میرفت ولی موفقیتی در بر نداشت. کمیته ویژه ای به ریاست فرمانده سرویس های اطلاعاتی و پلیس مخفی در پی یافتن راه علاجی برای درمان ولو موقت بیماری فیلد مارشال دیگو فرناندز رهبر مادام العمر ایندولند بود. شب 17 سپتامبر سال جاری وقتی بی خوابی به سر رهبر انقلاب 11 فوریه زده بود، خوزه آلفونسو زاراباگو رئیس سازمان رادیو تلویزیون دولتی برای خود شیرینی،تلویزیون را روشن کرد تا به اخبار ساعت 3 بامداد تلویزیون ونسه رموس (ما پیروز خواهیم شد) گوش کنند. گوینده که از اعضای فعال حزب جنگجویان سوسیالیست متحد بود، با هیجان از تظاهراتی خبر میداد که تحت عنوان “وال استریت را اشغال کنید” در پارک زوکوتی نیویورک پا میگرفت. آن شب بهترین لحظات عمر ژنرالیسموفرناندز بود.

در روزهای بعد از 17 سپتامبر همزمان با الحاق همه بی خانمان های نیویورک به جنبش وال استریت را اشغال کنید، رهبر انقلاب ایندولند آنقدر خوشحال شد که دیگر یبوست، میخچه پا و باد فتقش را فراموش کرد. همه پیشبینی های وی در مورد سقوط سرمایه داری و امپریالیسم به سرکردگی آمریکا داشت تحقق می یافت. به گفته وی که فارغ التحصیل دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه مسکو در زمان حکومت جوزف استالین بود، اینهایی که در پارک زوکوتی گرد آمده بودند پیش آهنگان جنبش سرنگونی سرمایه داری آمریکا محسوب میشدند

بعد از 17 سپتامبر دیگر همه شبکه های رادیو تلویزیونی ایندولند به پخش گزارش هایی در مورد جنبش وال استریت را اشغال کنید پرداخته و هر آن پیشبینی میکردند که مثل طوفان ال نینو و یا سونامی های اقیانوس اطلس، سرانجام امواج عظیم این تظاهرات مردمی به اروپا خواهد رسید و کارگران و زحمت کشان و بی خانمان ها و همجنس بازان اروپا هم به این جنبش پیوسته و انقلاب جهانی تحقق خواهد یافت. در این حال روزنامه گرانما ارگان رسمی دولت ایندولند از قول وزیر اقتصاد و دارائی این کشور نوشت که دیگر نگران برابری دلار با چاپاتی (واحد پول ایندولتد که هم اکنون 15000 تای آن فقط یک دلار خرید و فروش میشود) نیست. چون به زودی اقتصاد آمریکا سقوط کرده و بعد از اشغال وال استریت همه دلار ها، کاغذ پاره ای بیش نخواهند بود. به قول رهبر انقلاب، سرانجام روزی که تنها پرچم انقلاب اکتبر (رهبر چنان مجذوب انقلاب کمونیستی اکتبر 1917 شوروی شده که کاملاً هیجان زده شده و انقلاب 11 فوریه ایندولند را با آن اشتباه میگیرد) بر فراز ساختمان سازمان ملل در نیویورک به اهتزاز درآید و فقط چاپاتی ارز رایج جهان بشود چند روزی بیشتر باقی نمانده است.

همه رمالان و فال بینان و اسطرلاب ریزان مقیم لاس توناس (پایتخت ایندولند) در تلاش بودند روز و ساعت دقیق سقوط سرمایه داری را محاسبه (کشف) کرده و به رهبر اطلاع دهند تا ایشان در سخنرانی معروف خود به مناسبت برداشتن محصول نیشکر به همه جنگجویانی که سالها قبل در نبرد خلیج خوک ها مدال بزمچه آهن گرفته بودند نوید اثبات نظریات خود و سقوط سرمایه داری را بدهد.

فیلد مارشال فرناندز از همه معلومات تئوریک خود در اثبات محکومیت و زوال سرمایه داری کمک گرفت و گفت وال استریت نیویورک به اندازه اصطبل های اوژیاس اساطیر یونان کثیف است و تنها با سیلاب و خروش مردم برای همیشه تمیز خواهد شد.

اوژیاس پادشاه الیس در اساطیر یونانی Augeas , King of Elis توجهی به تمیز کردن اصطبل های خود نداشت و به اندازه بیش از سی سال فضولات حیوانی 1000 گله در آنها جمع شده بود. اوژیاس برای تحقیر هرکول از وی خواست اصطبل وی را تمیز کند، هرکول با انحراف جریان رودخانه آلفیAlpheus این کار را یک روزه انجام داد ولی اوژیاس که قول داده بود بخشی از سرزمین خود را در مقابل این خدمت به هرکول واگذار کند به عهدش وفا نکرد. رهبر انقلاب، سرمایه داری آمریکائی و مقر آن وال استریت را نظیر اصطبل های اوژیاس متعفن خواند که حتی انحراف جریان رودخانه هودسن به وال استریت نیز آنجا را تمیز نخواهد کرد. وی از همه هم جنس بازان و بی خانمان های آمریکایی خواست که از داستان اوژیاس پند گرفته و تنها با ویران ساختن اصطبل (تو بگو وال استریت) آرام بگیرند. البته دقیقاً مشخص نکرد که آب کدام رودخانه را به سمت وال استریت منحرف کنند و یا چه روش ابتکاری دیگری را در پیش بگیرند. انجام همه این کارها را به عنوان امور جزئی در اختیار کسانی گذاشت که یکشنبه خود را خراب کرده و به جای بازی گلف و تنیس و شستن لباسهای زیر و اطو کردن پیراهن هایشان برای هفته کاری بعد، در سرمای وحشتناک نیویورک در پارک زوکوتی گرد هم می آمدند. آن روز رهبر انقلاب به همه کارگران پا برهنه نیشکر کار ایندولند اطمینان داد که تا سقوط سرمایه داری در آمریکا چند روزی بیشتر نمانده است. رئیس اتحادیه ذرت کاران ایندولند در گوش وزیر فرهنگ و ارتباطات بین المللی که مسئول مستقیم صدور انقلاب در ایندولند محسوب میشود، زمزمه کرد که اگر ممکن است سقوط سرمایه داری و اشغال وال استریت روز پنجشنبه نباشد چون سالگرد فوت مادر زنم است واگر در مراسم رسمی کلیسا حضور پیدا نکنم زنم هیچ عذری را نخواهد پذیرفت حتی اگر خبرش سقوط سرمایه باشد. وزیر فرهنگ نگاه خشم آلودی به وی کرد که تخمهایش تیر کشید.

رهبر انقلاب در روزهای بعد مرتب کتاب لنین “امپریالیسم آخرین مرحله کاپیتالیسم” را که از آمازون دات کام، خریده مرور میکند. میخواهد بداند آیا سقوط سرمایه داری ساعت هشت صبح باشد بهتر است تا 2 بعد از ظهر. هرکدام معایب ومزایای خاص خود را دارد.

کم کم همه امیدهای رهبر به سقوط سرمایه داری جهانی به رهبری آمریکا به یاس تبدیل شد. بیش از دو ماه از 17 سپتامبر 2011 میگذرد ولی دلار و پوند و یورو همچنان ارزهای معتبر جهانی هستند. رئیس بانک ملی ذخایر تخم کدوی ایندولند از شلوغی های مربوط به سقوط سرمایه داری استفاده کرده و با کلی سرمایه از ایندولند به به جزیره ای در شمال مدار راس السرطان فرار کرد. رهبر به همه آنهایی که در پی آلفونسو امبزلسویوس رئیس فراری بانک صادرات تخم کدو بودند قول داد بعد از سقوط سرمایه داری آلفونسو تو مشتمونه. نگران نباشید

رهبر انقلاب از اینکه هنوز در انقلاب پارک زوکوتی کسی کشته نشده کلی تعجب کرده و به همه کارگزاران و بادمجون دور قاب چینانش ماموریت داد تا به دنبال عکس ها و تصاویری از خون ریزی در نیویورک باشند تا تئوری انقلابی وی تکمیل گردد. سرانجام دو ماه بعد از شروع انقلاب دوم آمریکا (عنوانی است که رهبر از آن استفاده میکند. انقلاب اول به رهبری ژنرال جرج واشنگتن بر ضد انگلیس بود و این انقلاب بر ضد نظام سرمایه داری است) روز 17 نوامبر خبرگزاری ها عکسی از Brendan Watts یکی از اعضای جنبش وال استریت را اشغال کنید منتشر ساختند که در محاصره چند افسر پلیس با صورتی خون آلود برگشته تا مقابل دوربین های تلویزیونی ژست بگیرد. رهبر با الگوبرداری از انقلاب روسیه میخواهد به اعضای جنبش القاء کند که تنها با حمایت ملوانان و تفنگداران دریایی می توانند وال استریت را اشغال کنند. چند نفر یاد آوری می کنند که حمله به کاخ زمستانی تزار ربطی به اشغال وال استریت ندارد. رهبر گوشش بدهکار این حرفها نیست. رهبر انقلاب چنان در شبیه سازی انقلاب اکتبر و جنبش مدنی آمریکا پیش رفته که دائماً سراغ ناوگان بالتیک و شورش ملوانان کرونشتاد را می گیرد. وزیر دفاع یاد آوری میکند که آمریکا اصلاً ساحلی در بالتیک ندارد و برای ماست مالی قضیه به وی یاد آوری میکنند که قربان شاید منظورتان پایگاه دریایی نورفولک است رهبر سکوت میکند. دلش می خواهد سیگاری روشن کند یادش می آید که پزشکان سالهاست این کار را قدغن کرده و به جای آن لواشک آلو و انار را توصیه کرده اند.

گرفتاری اصلی اطرافیان ژنرال فرناندز آن است که چگونه این نکته را به وی تفهیم کنند که اعضاء جنبش خود را از هرگونه اقدام خشونت آمیز بری میدانند و همه فعالیتها و تظاهراتشان را صلح آمیز معرفی کرده و بیشتر در پی تغییر مسالمت آمیز نگرش ها و برداشتها هستند تا توسل به زور و قوه قهریه و تهاجم و حمله. همه اتفاقاتی که در پارک زکوتی می افتد با آن تئوریهای انقلاب که ژنرال فرناندز در مسکو فراگرفته زمین تا آسمان فرق دارد. وقتی در جلسه رسمی کابینه، فرناندز پیشنهاد کرد که تعدادی تفنگ برای حمایت از اعضای جنبش وال استریت به پارک زکوتی فرستاده شود، نفس در سینه همه اعضاء کابینه حبس شد. همه انتظارات ژنرال فرناندز رفته رفته به یاس تبدیل میشود. شهرداری نیویورک سعی دارد با اخراج معترضان پارک را نظافت کند. در مقابل سئوال ژنرال فرناندز که پرسیده بود مهمترین نیاز انقلابیون (این لفظی است که تنها ژنرال فرناندز جرات استفاده از آن را دارد) در حال حاضر چیست؟ وزیر امور خارجه جراتی به خود داد و گفت: قربان طبق درخواستهای خودشان آنها به چادر و چیپس سیب زمینی و کاغذ توالت و کاندوم بیشتر از همه چیز محتاجند. ژنرال فرناندز بلافاصه طبق عادتش مشابه سازی سریعی با انقلاب روسیه انجام داد و گفت: حدسم درست است آنها می خواهند به ارتش سفید ها (به فرماندهی مارشال کلچاک و دنیکین) در ولادی وستوک حمله کنند. وزیر فرهنگ به زحمت زیاد به ژنرال یاد آوری کرد که حالا سالهاست کسی از اصطلاح ارتش های سرخ و سفید استفاده نمی کند و این جوانان قصد ندارند از جای خود تکان بخورند.

کمیته ای که برای بررسی وضعیت سلامتی ژنرال فرناندز در وزارت بهداشت تشکیل شده سرانجام به این نتیجه رسید که باید برای سلامتی ژنرال تنها اخباری را به وی منتقل کرد که ایشان دوست دارند بشنوند. همه شبکه های تلویزیونی مستقل به دلیل تصویر کردن مظاهری از فرهنگ منحط غرب در لاس توناس بایکوت شده اند. آنها در هم آهنگی کامل با صهیونیزم و امپریالیسم از پوشش واقعی رویداد های پارک زوکوتی طفره میروند.

ژنرال روز به روز اختلال حواسش تشدید می شود. هفته قبل موقعی که سفیر کشور بورکینا فاسو میخواست استوار نامه های خود را به ایشان که در عین حال رئیس کشور هم هستند تقدیم کند، با اعتماد به نفس عجیبی به انقلابیون آمریکائی توصیه کرد وارد مذاکرات مربوط به تشکیل دولت ائتلافی با دولت سفید باراک اوباما نشوند. وزیر امور خارجه ایندولند یک ساعت وقت گذاشت تا به جناب سفیر مفهوم دولت سفید را حالی کند. ژنرال دیگو فرناندز به نماینده رسمی کشورش در سازمان ملل سپرده بود تا در صحن جلسه علنی مجمع عمومی اعلام کند که همه مردم آمریکا شماره حساب هایشان را اعلام کنند تا یارانه های کالاهای اساسی همانند مردم ایندولند از سوی بانک مرکزی ایندولند به حسابشان واریز شود. سرانجام وزیر دارائی ایندولند جراتی به خود داد و به رهبر انقلاب یاد آوری کرد که الان مدتهاست به دلیل تحریم هایی که امپریالیست ها بر ضد ایندولند اعمال میکنند، مبادله ارز و منابع مالی بین دو کشور متوقف شده است.

کمیته سری حفظ سلامتی رهبر انقلاب، سرانجام به این نتیجه رسیده اند که باید با نقل مصداق هایی از بحران های قبلی مالی آمریکا این نکته را روشن ساخت که سرمایه داری و لیبرال دموکراسی همیشه دچار بحران است ولی در عین حال مهارت غلبه و عبور از بحران ها را دارد. وزیر اقتصاد و دارائی پیشنهاد کرد که نشان دادن عکسهایی از فرانکلین روزولت رئیس جمهور آمریکا یواش یواش وی را با برنامه های وی (New Deal) آشنا سازند و به طور تلویحی ثابت کنند که کشوری که بتواند بحران اقنصادی به وسعت رکورد بزرگ سال 1929 را از سر بگذراند، به احتمال زیاد خواهد توانست از پس بحران های دیگری از این دست نیز بر آید. یک مقاله نویس اقتصادی روزنامه نیویورک تایمز این نکته را یاد آوری کرده بود که اقتصاد دنیای آزاد از بعد جنگ جهانی دوم تا کنون بیش از یک صد بحران را از سر گذرانده اند و مسلماً بر این یکی هم پیروز خواهند شد. اطرافیان ژنرال با ترس و لرز نسخه اسپانیائی کتاب رکود بزرگ سال 1929 اثر اقتصاد دان بزرگ آمریکائی جان کنس گالبریث John Kenneth Galbraith(1908-2006) که برای اولین بار سال 1955 به چاپ رسیده و بعد از آن هم مرتباً تجدید چاپ شده است را ارائه دادند. ژنرال چون اصولاً سرمایه داری را غیر انسانی و محکوم به زوال می دانست از مطالعه آن خود داری کرد. اطرافیان ژنرال دیگو فرناندز بعدها فهمیدند چون خودش کوتوله است همیشه از آدم های قد بلند متنفر بود. گالبریث 203 سانتیمتر قد داشت و از آن گذشته فردی بود کانادائی با اعقاب اسکاتلندی. همه اینها باعث شده بود که ژنرال معتقد باشد یک اسکاتلندی قدر بلند که از کانادا به آمریکا مهاجرت کرده نمی تواند هرگز حقایق سیستم سرمایه داری لیبرال دموکراتیک را افشاء کند.

ژنرال فرناندز گوشش به این حرف ها که دیگر خبری از جنبش وال استریت را اشغال کنید و یا به قول ایشان اصطبل های اوژیاس را تمیز کنید در رورنامه ها چاپ نمیشود، بدهکار نیست. این روزها، مرتب موسیقی فادو ی پرتغالی گوش میکند. این موسیقی با روحیه منفی و عزلت گزین مردم ایندولند کاملاً همسوئی دارد. عده ای نیز عنوان می کنند که رهبر انقلاب در جوانی عاشق دختری پرتغالی بوده و موسیقی Fadoرا به یاد آن روزها انتخاب کرده است. اطاق ژنرال پر است از سی دی ها و عکس هایی از خواننده معرف فادو Ramana Vieira. شایعات زیادی است که ژنرال عاشق این خوننده فادو شده که بیشتر وقتش را در سان فرانسیسکو میگذراند و آنجا می خواند. این موسیقی تنها به صورت مسکن عمل میکند و درد اصلی که همان شکست پیش بینی سقوط وال استریت تا اواخر ماه نوامبر بود، همچنان به قوت خود باقی است.

همه سیاستمداران در لاس توناس می دانستند که باید موضوع دیگری را به جای نهضت “اصطبل های اوژیاس را تمیز کنید” پیدا کنند و در همه رسانه های دولتی برای پر کردن اوقات مردم جار بزنند و یک جوری پیشبینی های خود در خصوص سقوط سرمایه داری را لاپوشانی کنند. ارزهای غربی و در راس آنها دلار نه تنها سقوط نکرد بلکه نرخ برابری آنها در مقابل چاپاتی روز به روز بالا رفت.

سرانجام فرصتی را که ژنرال و دوستان منتظر بودند از آسمان فرود آمد. در بازی محلی Batey که حتی قبل از آمدن اسپانیائی ها مردم جزیره خود را با آن سرگرم میکردند، اتفاقی افتاد که خیلی عادی بود ولی با اشاره رئیس رادیو تلویزیون دولتی در بوق و کرنا جار زدند و تشت رسوائی چند بازیکن بدبخت از پشت بام افتاد و صدای ناهنجاری داد. در زمین بازی یو شکل و در پایان مسابقه اعضای تیم برنده که از طرف مردم مثل قهرمانان افسانه ای تلقی میشدند، یکی از بازیکنان اشتباهاً دستش خورد به باسن نزدیک ترین یارش و شد کاری که نباید میشد. حالا دیگر اخبار مربوط به “اوژیاس را تمیز کنید” به کناری رانده شد و جنبش “بیش از 30 سانتیمتر به هم نزدیک نشوید” شروع شد. همه روزنامه و مجلات و رادیو تلویزیون ها در این خصوص که اگر فاصله بین دو بازیکن و یا فرد عادی از این بیشتر نزدیک شود، چه مصیبتی اتفاق خواهد افتاد مدتها قلم فرسائی کردند. دادگاه های ویژه برای تنبیه کسانی که این سنت باستانی را زیر پا بگذارند در همه کشور بر پا گردید. متخلفین به اشد مجازات محکوم میشدند.

چند نفر از نمایندگان دست چین شده مجلس ایندولند، کاسه داغ تر از آش شده و در باره اینکه چرا این فاصله استاندارد را رهبر 30 سانتیمتر تعیین کرده نه 31 سانتیمتر مقاله ها نوشتند. وزیر بهداشت در جلسه سالانه سازمان بهداشت جهانی هم صدا با نماینده کره شمالی اعلام کرد که باید در سطح جهان نیز نهضت (بیش از سی سانتیمتر نزدیک نشو) راه بیفتد تا دیگر امراض مانند ایدز و سرماخوردگی و زکام همه گیر نشود.
در فرودگاه بین المللی لاس توناس اولین تابلوئی که مسافران در هنگام پیاده شدن از هواپیما با آن روبرو میشوند شعار جدید ملی ایندولند و یا همان: No Cierre de mas de 30 Cm یعنی بیش از 30 سانتیمتر به هم نزدیک نشوید است. رهبر انقلاب، شعار ملی آمریکا را که E Pluribus Unum است و به معنای وحدت در عین کثرت است، بیش از حد مزوارانه میداند و شعار بیش از 30 سانتیمتر به هم نزدیک نشوید را از نظر عملی خیلی کاراتر تصور میکند. برای هم چشمی بیشتر با آمریکا به دستور ژنرال فرناندز متن لاتین شعار جدید ملی را که کسی چیزی از آن را نمی فهمید به جای عبارت اسپانیائی در اسکناس های یک میلیون چاپاتی حک کردند. مردم ایندولند در باره شعار ملی جدید هزاران جوک ساختند. سکه های نیکل و مسی با شعار جدید به زبان لاتین Non Magis Quam XXX Cm ضرب و به بازار عرضه شد تا به قول رهبر انقلاب چند هزار سال بعد در حفاری های باستان شناسی کشف و نشان دهنده وسعت پیشرفتهای ایندولند در زمان حکومت ژنرال دیگو فرناندز باشد.
البته شعار جدید مشکلاتی پیشبینی نشده زیادی را هم به همراه داشت. مسابقات کشتی و بوکس که مدعیان مجبور بودند بیش از 30 سانتیمتر به هم نزدیک شوند، متوقف شد. در اتوبوس های لاس توناس به دلیل رعایت این قانون همه توانستند نفسی به راحتی بکشند ولی 80 درصد مردم جا ماندند و نتوانستند به مقصد برسند. مادرانی که بچه های خود را تا در مدرسه بدرقه میکردند طبق قانون نمی توانستند بیش از 30 سانتیمتر به آنها نزدیک شده و ببوسند. برای حل این مشکلات اولاً قرار شد دیگر از لفظ بوسه که مفهومی سکسی و لب به لب دارد استفاده نشده و ماچ جایگزین آن شود. ماچ از روی گونه و حداکثر طول زمان آن 5 ثانیه است. وزارت امر به معروف و نهی از منکر با چاپ بروشورهایی ماچ استاندارد را تعریف و با توزیع 10 میلیون نسخه از آن به قول وزیر فوائد عامه آینده سالمی را برای ابناء وطن تضمین کردند.

خیلی زود همه نزدیکان رهبر انقلاب به این نتیجه رسیدند که این شعار دیگر کاربردی ندارد و بیشتر به دلیل مشکلات عملیش باید کنار گذاشته شود. وزارت بلایای طبیعی که به تقلید از روسیه تاسیس شده، با هدف جستجو و حل مشکلات فراروی تحقق شعار ملی به ریاست باجاناق رهبر انقلاب تشکیل شده تا بتوانند با رفع این معضلات برنامه های چشم انداز 2050 را که مطابق آن ایندولند از نظر تولید دم پائی و موز و چغندر و داروی نظافت به پای ایالات متحده خواهد رسید، محقق سازند.

آگاهان تبلیغاتی در لاس توناس در این فکرند که طوفان تبلیغاتی بعد چی می تواند باشد. برخی هم بر این تصورند که چرا با وجود آنکه دادگاهی در آمریکا قانوناً به معترضان اجازه داده که می توانند به پارک زکوتی بر گردند، چرا این کار را نمی کنند (و یا به تعداد کم در پارک جمع می شوند). هزاران تن چیپس که برای کمک به این معترضان در انبارهای ایندولند جمع شده دارند فاسد می شوند. دوباره دل دردهای ژنرال دیگو فرناندز شروع شده است. در تازه ترین اظهار نظر ها، دکتری از ایران برای درمان یبوست رهبر، مخلوطی از انار و ماست به ژنرال تجویز کرده، اطرافیان دنبال راه حل بهتر و نهائی تری هستند. رهبر انقلاب فوریه در سکوت های وحشتناک ساعات عصر پائیزی لاس توناس که انسان را به یاد قیامت و برزخ می اندازد زیر لب ماه های سال تقویم ایندولندی را زمزمه میکند و همزمان یک از انگشتان دستش را تا میکند تا حساب تعدادشان را داشته باشد: بره گریان، خاک بازان، جو زردان، خاک پران، گل ریزان، خرمن زنان، انگور شویان، برگ ریزان، سرما وزان، برف باران، راه بندان، گربه نالان (مصادف با 20 فوریه تا 20 مارچ). نزدیکان رهبر حکمتی در اینکار می بینند که عوام از درکش عاجزند. برخی هم دلداریش می دهند و سقوط سرمایه داری را عنقریب و قبل از شکوفه زدن درختان سیب گلاب دره می پندارند.

Meet Iranian Singles

Iranian Singles

Recipient Of The Serena Shim Award

Serena Shim Award
Meet your Persian Love Today!
Meet your Persian Love Today!