متن و ویدئوی چهار شعر تازه

ویدئوی چهار شعر تازه علی عبدالرضایی

«بار»
————————

مثل جنازه ای

تا خانه

کشانده بود مرا

گذاشته بود در گور و

خوابانده بود مرا

تا همین صبحی که چشم وا کردم

بینِ دو پستانِ کریستالی

گردنی کشیده

و دیده ای

که تاکنون ندیده بودم

این همان دختر نیست

که اول بار

همین دیشب

در بار دیده بودم؟

«گزارش صبحانه»
————————

یک تخم مرغِ دو زرده در تابه

دو فنجان

که کارِ یکی ش را خودم ساخته باشم و بعدی

مانده باشد هنوز منتظر

بر میزِ صبحانه ای یک نفره

که او برخیزد از خواب و

اویی در کار نباشد دیگر

پاره پنیری کپک زده

قطعه یی از سمفونیِ انتظارِ بکِت

تکه ای از بازوش

که نامش را گذاشته باشند باگِت

سفیدیِ دورِ نی نی

ننه ی دست نخورده ی چشمهاش

در فنجانی که بر میز می نشیند و

دست نخورده می رود در ظرفشویی

و دو تا صندلیِ متواری

که با هیچ فنی دور هم جمع نشوند

گزارشِ صبحانه ی من است

بعد از او

که بعد از من ندارد دلخوشی جز

به لندن رفتن از لندن

«امتناع»
————————

بر داغیِ تن خواهِ ماسه

پاهای لختِ زن

و بعد

گودیِ دلخواهِ کمر

و بعد

آدمکشی دیگر

باسن

دریای موجی

روی تن و اندامِ ساحل می کشد دست

نه می گذارد

و بعد

موجی که می گذرد

یکی

دو تا

سه تا

بر ماسه نقطه می گذارد

مردی که می گذرد

«گنجشک ها»
————————

بعد از هزار و یکشب خواندن

خوابیدن

از خانه خارج می شود یک جفت

در کوچه غوغا کرده اند

گنجشک ها

تا صفِ اتوبوس

پای درختی که جیک تو جیک

اشغال شده

بر گونه

درست سرِ سیاهیِ خال

مرد

اینگونه خالی می کند بوسه

زن هم برای اینکه شوی اشک ندهد

سرش را

یک کاره برمی گرداند

از گونه هاش که جای کبودِ ریمل پاک می کند

دوباره برمی گردد

گنجشکی

برشاخه دیگر نمانده

بقیه شعرها در صفحه ویدئو

علی عبدالرضایی

ژانویه 2012

Meet Iranian Singles

Iranian Singles

Recipient Of The Serena Shim Award

Serena Shim Award
Meet your Persian Love Today!
Meet your Persian Love Today!