Blog

اتاق آرام

در چوبین باز شد. وارد اتاق شدم. یک قالیچهٔ بختیاری. چند پشتی ترکمنی. اتاق کوچک. شب بود، هوا تاریک بود. یک فانوس در کنار اتاق.

Read More »

زمان نورد

خوشابحال دوستم. زمان نورده راننده ماشين زمان نوردی انگشت بزرگش روی آن شستی که از قهر و پشيمانی خلاصس کرده   خوشا بحالش دخل و

Read More »

Confused Theocracies

A person who tries to determine what is and is not part of a given religion is called a theologian. A government whose membership and

Read More »