از آنجا که ایران همواره اعلام کرده که برنامهٔ اتمی اش فقط برای مقاصد صلح آمیز است و به هیچ وجه به دنبال دستیابی به بمب اتمی نیست، ناچاراً در برابر این ادّعای اسرائیل که هدف ایران دستیابی به بمب اتمی به قصد حمله به اسرائیل است، مجبور به سکوت شده. این باور اسرائیل از دو بخش تشکیل شده است. اول اینکه ایران به دنبال دستیابی به بمب اتمی است و دوم اینکه ایران به محض دستیابی به یک یا دو بمب اتمی آنها را به سوی اسرائیل شلیک خواهد کرد. از آنجا که ایران گزاره اول را تکذیب میکند ناچاراً در مورد گزاره دوم هم سکوت کرده است.
اکثر کارشناسانی که برنامهٔ اتمی ایران را دنبال میکنند میفهمند که این دو گزاره مجزا هستند. آنها عمدتاً بر این باورند که ایران ممکن است به دنبال بمب اتمی باشد ولی هدف از این کار دفاعی است. ایران از حملهٔ عراق در سال ۱۹۸۰ تجربه بسیار تلخی دارد و رهبران ایران بر این باورند که اگر ایران یک قدرت اتمی بشود از خطر حملهٔ نظامی در امان خواهد بود. از نظر این کارشناسان دستیابی ایران به یک یا چند بمب اتمی یک خطر حیاتی برای اسرائیل و یا امریکا نخواهد بود.چرا که توان اتمی این کشورها به مراتب از ایران قوی تر است و در پاسخ به چنین حملهای ایران را نابود خواهند کرد.طبق این محاسبه ایران قدرت حملهٔ اتمی به هیچ کشوری را نخواهد داشت.چنین تحلیلی انگیزهٔ حمله به ایران را کاهش میدهد چراکه کشورهای غربی و اسرائیل در مییابند که اگر هم ایران به تعدادی بمب اتم دست یابد به حملهٔ اتمی متوصل نخواهد شد ولی ممکن است از نظر استراتژیک درد سرساز شود.
متأسفانه اضطراب برخی از مردم و سیاستمدارن یهودی از این تحلیل فراتر میرود. از یکسو برخی از آنها بر این باورند که رهبران ایران رفتار عقلایی ندارند و ممکن است بدون توجه به قدرت پاسخگویی اسرائیل دست به حمله بزنند. از سوی دیگر برخی یهودیان در اثر تجربه دردناک هالوکاست همواره با یک دلهرهٔ بسیار شدید نگران امنیت و بقای اسرائیل هستند و همیشه میخواهند هر تهدیدی را در نطفه خفه کنند. این افراد بطور ناخودآگاه خطر برنامهٔ اتمی ایران برای اسرائیل را بزرگتر از آنچه که هست میبینند. این اضطراب باعث میشود که این افراد از سیاستمدارانی که خواهان حملهٔ نظامی به ایران هستند حمایت کنند و خطرحمله به ایران را افزایش دهند..
هردوی این نگرانیها بی مورد هستند. رهبران ایران بارها نشان دادهاند که منطقی هستند ودست به اقداماتی نمیزنند که باعث عکسالعمل نظامی یک کشور قویتر شود. برای مثل حمایت ایران از گروههایی که با نیروهای امریکا در عراق مبارزه میکردند هرگز از حد خاصی فراتر نرفت که باعث درگیری مستقیم با آن کشور بشود.
اگر ایران به دنبال دستیابی به بمب اتمی باشد هدف از این برنامه دفاعی است نه تهاجمی. با توجه به حمایت کامل امریکا از کشورهای عرب خلیج فارس و اسرائیل، ایران قادر به حملهٔ اتمی به هیچ کشوری بدون مواجه شدن با یک تنبیه اتمی شدید نخواهد بود و بنابر این دست به چنین کاری نخواهد زد. لیکن متأسفانه شعارها و تهدیدهای ضّد اسرائیلی برخی از سران ایران از جانب گروهی از اسرائیلیها جدی گرفته میشود و بخود میگویند با توجه به این تهدیدها باید جلوی برنامه اتمی ایران را به هرقیمتی بگیریم.
ایران چون هر نوع علاقه به بمب اتمی را انکار میکند به ناچار در مقابل این باورها و اتهامت سکوت کرده است و در عوض تهدیدهای نظامی اسرائیل و امریکا را با تهدیدهای متقابل پاسخ میدهد.
با توجه به دلهرهٔ احساساتی برخی از یهودیان که در بالا تشریح شد استراتژی تهدید در برابر تهدید که از سوی ایران انتخاب شده ممکن است برای جلوگیری از حملهٔ نظامی اسرائیل کافی نباشد. شایسته است که ایران سکوت خود را در مورد اینکه اگر تسلیحات اتمی داشته باشد چگونه رفتار خواهد کرد، بشکند. دولت ایران باید به این سوال پاسخ بدهد که فرضا اگر به تعداد کمی بمب اتمی دستیابی پیدا کند چگونه رفتار خواهد کرد. استدلال منطقی در پاسخ به چنین سوالی میتواند باعث کاهش اضطراب اسرائیل و کشورهای غربی شود. اکنون هم که ایران میگوید قصد تولید سلاح هستهای نداری هیچکس این حرف را باور نمیکند بنابر این صحبت کردن از اینکه اگر داشته باشیم چگونه رفتار میکنیم آسیب بیشتری نخواهد زد.
کسانی که حرف ایران را باور نمیکنند اما منطقی به مقاصد ایران میاندیشند میگویند که هدف پنهان ایران از دستیابی به تسلیحات اتمی برای پیشگیری از حملات نظامی است.اگر ایران بتواند به نحوی یهودیان مضطرب را قانع بکند که حتی در صورت اتمی شدن به هیچ وجه قصد حمله به اسرائیل را ندارد، شاید از فشار این گروه از یهودیان بر دولتهای امریکا و اسرائیل برای حملهٔ نظامی به ایران کاسته شود.
ایران به دو طریق میتواند بر افکار این گروه از یهودیان تاثیر بگذارد. اول از طریق گفتگوی مستقیم (و در سرعت لزوم پنهان) با جامعه یهودیان در داخل و خارج از اسرائیل. این ارتباط به معنی گفتگو با دولت اسرائیل که ایران آن را به رسمیت نمیشناسد نیست و برای مثال میتواند در سطح نهادهای غیر دولتی انجام شود. قدم دوم تغییر در سیاست ایران در قبال جنگ اعراب و اسرائیل است. اگر ایران بجای تکروی و باز کردن یک جنههٔ مستقل در برابر اسرائیل به حمایت از سیاست جمعی اعراب در قبال اسرائیل بپردازد از نگرانی اسرائیل در مورد خطر ایران کاسته خواهد شد و در نتیجه تمایل اسرائیل برای حمله به ایران کاهش خواهد یافت.
به علاوه، سیاست تکروی ایران با مخالفت بسیاری از کشورهای عربی هم مواجه شده. تا قبل از بحران سوریه دولت ایران میتوانست ادّعا بکند که حداقل مردم عادی کشورهای عربی از موضع ایران حمایت میکردند و دید مثبتی نسبت به جمهوری اسلامی داشتند. اما این محبوبیت هم اکنون به سر آمده و اکثر اعراب سنّی مذهب با بدبینی به ایران نگاه میکنند. در چنین شرایطی چرخش از تکروی به سیاست همکاری و حمایت از موضع کشورهای عربی در مورد فلسطین، هم باعث کاهش دشمنی اسرائیل با برنامهٔ اتمی ایران میشود و هم به بهبود روابط ایران با اعراب کمک خواهد کرد. نادیده نگیریم که در سالهای اخیر چند کشور عربی هم پنهانی امریکا را به اقدام نظامی علیه برنامه اتمی ایران تشویق کردهاند
در خاتمه باید اضافه شود که حتی اگر ایران با این اقدامات خطر حملهٔ نظامی را کاهش دهد امریکا و متحدانش با توسل به ترفندهای های دیگر به تلاش خود برای توقف برنامهٔ اتمی ایران ادامه خواهند داد. این ترفندها عبارتند از تحریم اقتصادی، عملیات تخریبی و حمایت از گروههای جدایی خواه و مخالفان حکومت. لیکن هزینهای که این اقدامات بر ایران تحریم میکنند به مراتب کمتر از خسارت ناشی از حملهٔ نظامی است که زیرساخت صنعتی کشور را نابود خواهد کرد و توان دولت را برای دفاع از تمامیت عرضی کشور کاهش خواهد داد.
نادر حبیبی
دانشگاه برندیس
Recently by Nader Habibi | Comments | Date |
---|---|---|
کجایی | 4 | Sep 23, 2012 |
ایرانیان بر چند نوعند؟ | 10 | Jul 11, 2012 |