راه رسیدن به آزادی ۳ : بخش پایانی: “جبهه همبستگی ایرانیان” (Iranian Solidarity Front)
در بخش نخست [1]صحبت از این شد که رفراندوم در شرایطی که هنوز زمینه های لازم تبادل آزاد عقیده ها و آزادی و سازماندهی لازم وجود نداشته باشد ، هر چند در ظاهر دهان گیر و دموکرات مابانه باشد ولیکن در عمل و نتیجه همان گونه که در گذشته آزمون شده چیزی جز یک طبل خالی و بدون محتوا نخواهد بود. در بخش دوم [2] مقاله، پیشنهاد شد که همه نیروهای آزادیخواه و سکولار در گرد اهداف، پندار، گفتار و رفتار های مشترک همگامی کرده و تلاش در ایجاد یک دولت سکولار و آزادیخواه که در آن همه مردم و نیروها حق ابراز عقیده ، مناظره، انتخابات پارلمانی و غیره دارند ….داشته باشند و اینکه تنها در سایه یک سیستم غیر عقیدتی همه نیروهای آزادیخواه خواهند توانست با شرایط برابر تبلیغ افکار و نمایندگان خود کرده و در صورت داشتن بیشتر رای حتی میتوانند خواستار تغییر قانون اساسی به شیوه دلخواه خود شوند با شرط این که اصول اولیه سکولار بودن دولت، اتکا به رای مردم و اصول محور مشترک مانند حقوق بشر، برابری جنسی ( ماده ۲ قانون اساسی پیشنهادی) را احترام بگذارند .
هدف بخش پایانی این مقاله دعوت به ایجاد و سازماندهی یک “جبهه همبستگی ایرانیان” (Iranian Solidarity Front) برای عرضه جمعی آلترناتیو، راهکار و جایگزینی دیکتاتوری مذهبی نظامی کنونی با یک نظام دموکراتیک و سکولار میباشد.
***
در مسائل علمی ، دلیل قبول و رد یک تئوری، آزمایش و عمل پذیری آن میباشد. مسائل اجتمایی و سیاسی نیز مبری از این قانون کلی نمیباشند بجز این که آنها در آزمونه تاریخی قرار گرفته و یک طرز فکر پس از این که در عمل و به شکل های متفاوت در جامعه بار ها تکرار میشود، اگر نتیجه دلخواه را ندهد سر انجام، طرفداران روشن بین آن به این نتیجه میرسند، که آن تئوری یا طرز فکر عملی نبوده و فکر آلترناتیو های دیگر میفتند. از جمله آزمونه های اجتمایی که در صحنه تاریخی و مردمی ایران پس از ۳۱ سال به نتیجه نرسیده و وقت آن است به زباله دان تاریخ سپرده شوند به این قرار اند:
۱- تجربه جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن که شامل موادی مانند : ولایت فقیه، شورای نگهبان و سایر فلیتر های دین گرایی میباشد.
۲- تجربه سعی در رفرم و یا تداوم جمهوری اسلامی به شکل های مختلف از جمله تلاش های ابتدای انقلاب و همکاری توسط نیروهای میانه رو مذهبی و غیرمذهبی و حتی بعضی از نیروهای چپ گرا و غیره - که با گرفتن پستهای کلیدی مانند نخست وزیری، وزارت، ارتش،ریاست جمهوری و غیره باز هم به نتیجه با دوام نیانجامید
۳-تجربه مبارزه مسلحانه با رژیم توسط بعضی گروه های چپ گرا، و یا سعی در کودتا و سایر براندازی های نظامی و یا درگیریهای قومی و منطقه ای و غیره.
۴- تجربه سعی در گرفتن اکثریت رای توسط عناصر مذهبی که خواستار نظامی که بر اساس قانون اساسی خود جمهوری اسلامی عمل میکند با تحت کنترل گرفتن ریاست جمهوری با رای میلیونی مردم و یا گرفتن بسیاری از صندلی های مجلس شورای اسلامی توسط نمایندگان میانه رو مذهبی …
۵- تجربه اخیر همبستگی برای ریاست جمهوری موسوی تحت نظام کنونی که حتی پس از کسب رای ، با کودتای انتخاباتی و حمایت والی فقیه و شورای نگهبان به به عمل نیانجامید .
تجربه ۳۱ سال گذشته را همینطور میتوان به شیوه دیگری نگریست :
۱- عدم حمایت دائمی مردم از هر گونه تندروی چه از سوی حکومت، چه از سوی مخالفین آن
۲- عدم موفقیت آنانی که به شکل های متفاوت تلاش در تغییر درونی حکومت به یک نظام قانون پذیر و میانه رو دارند .
و از همه مهمتر ؛
۳- عدم موفقیت در جلب اکثریت مردم با تکروی گروهی، فکری، سلطه گری، خود محور بینی ، شعار دادن یا ضدیت و تکذیب یکدیگر
اگر هر یک از نیروهای مخالف رژیم با هر گونه طرز فکری ، صادقانه به گذشه بینش کنند، به سختی میتواند نتایج بالا را تکذیب کنند: چه سکولار، چه غیر سکولار، چه مذهبی، چه غیر مذهبی، چه چپ چه راست و چه آنان که در برحه هایی شریک در قدرت بودند و یا آنانی که هیچ زمان این امکان را نتوانستند بیابند . حتی این جمع بندی شامل طرفداران و زمام داران کنونی رژیم هم میشود که با این که تمام پست ها و رهبری های انتظامی، سیاسی و اقتصادی را در کنترل خود دارند باز هم تنها با دروغ، زور، زندان، شکنجه و اسلحه توانسته اند بر زمام قدرت تکیه کنند.
لیکن این بینش علمی و عملی با تمام بن بست هایش، پس از ۳۱ سال، در درون خود و به روشنی راه حل را هم ارائه میدهد. البته درک این راه حل ساده! خواهان برداشتن عینک خود مداری و دوری از هر گونه غرض می باشد:
راه حل همان همبستگی مردم و نیروهای مستقل ، آزادیخواه، سکولار و حتی غیر سکولار اگر اعتقاد به تبادل نظر در محیطی آزاد باشند، میباشد.
همان گونه که تکرار شد، اگر این نیروها با همبستگی و دور از تکروی و خود محوری و بلکه با هدف رسیدن به ایرانی آزاد، دموکراتیک و جدا دین که بر اساس قانون و حقوق بشر با یک دیگر همبستگی کنند، در اصل همان خواسته مردم ایران که چیزی جدا از خواسته های طبیعی هر انسانی نیست را جامه حقیقت خواهند بخشید.
در حالی که نظام دیکتاتوری مذهبی زمام امور را دارد، سوالی که هر ایرانی با هر عقیده ای میتواند از خود، هم فکران و رهبران خود بکند این است :
آیا روش های مختلف ۳۱ سال گذشته ما به نتیجه دلخواه خود رسیده است یا نه ؟
آیا در سایه یک نظام غیر عقیدتی و سکولار افکار خود را بهتر میتوانیم بیان کنیم و گسترش دهیم و یا اکنون ؟
آیا مخالفت بینشمندانه با طرز فکر دیگرانی که حرفشان را قبول نداریم در محیطی آزاد و دموکراتیک عملی تر است یا اکنون ؟
اگر به برتریت راه خود اعتقاد داریم، آیا در سایه حکومت قانون و مبری از برتری شخص یا گروه و عقیده مشخصی میتوانیم سعی در به دست آوردن رای و اعتماد مردم کنیم یا اکنون؟
پس آیا هنگام آن نیست که دست در دست دهیم و براهدافی که با هم اشتراک داریم تمرکز کنیم به جای درگیریهای بی نتیجه با یکدیگر در مورد روش های متفاوت رسیدن به آن اهداف مشترک !؟
و آیا قبول داریم اشکال ما :عدم باور به خود و دیگران، عدم همبستگی و عدم سازماندهی میباشد ؟
و آیا آن نیست که هر کدام از ما میتوانیم با دوستان، نزدیکان و حلقه تماسی خود شبکه هایی ترتیب دهیم و بدون زیر پای گذاشتن عقاید و هویت شخصی و گروهی خود، با اتکا به اصول مشترک، یک دست و همصدا این زنجیره همبستگی را مستحکم تر، طولانی تر و با انسجام تر کنیم ؟
لازمه شرکت و حمایت ”جبهه همبستگی ایرانیان” تنها یک باور است: اعتقاد به جدایی دین و دولت
اگر از دیگران انتظار داریم به آزادی افکار ما چه دینی و چه غیر دینی در محیطی مصالحت آمیز احترام بگذارند، ما نیز در مقابل وظیفه داریم به حقوق انسانی آنان احترام متقابل قائل شویم و لازمه این احترام متقابل، نظامی است که این گونه شرایط برابر را برای تمامی مردم ایران تضمین کند.
برای بهبود آینده ایران، بجای شروع و ایراد از دیگران ،نخست باید از خود شروع کنیم:
آیا زمان آن نیست که به جای پنداربه تفاوتها، گذشته و گسستگی …. به ارزش های مشترک، آینده و همبستگی بیاندیشیم؟ آیا پس از ۳۱ سال گسستگی از یکدیگر ، آماده همبستگی با همدیگر … برای آزادی، صلح و رفاه خود، فرزندان، خانواده، دوستان ،ملت و میهن خود هستیم؟
اتحاد و همبستگی تنها راه نجات ما ایرانیان و هر ملتی از زیر بار هر گونه استبداد بوده و خواهد بود… و اولین قدم این است که بگوییم: آری
Recently by David ET | Comments | Date |
---|---|---|
A must see on US economy | 9 | Aug 10, 2011 |
لولوی سر خرمن آمریکا و اسرائیل | 1 | Jul 31, 2011 |
Need an invitation to join GOOGLE + ? | 3 | Jul 26, 2011 |
Links:
[1] //legacy.iranian.com/main/main/blog/david-et-27
[2] //legacy.iranian.com/main/main/blog/david-et-29
[3] //iransecular.org/SummaryP.aspx