سرود چهارشنبه سوری

این سروده از طریق ایمیل بدست من رسید

 

بار دگر از دل خاکسترم / غرش غمهایم و چشم ِ تَرَم
آزر مزدایی پراکنده نور / قبله‌گه ماه و ستاره و هور
شنبه‌ی سوم ز پسین هفت روز / خیز ز جای و همه دیوان بسوز
آتش پرشور بگوید سخن / از جم و هوشنگ و شهان کهن
آنکه فریدون ز افسون خویش / بسته همی پیکر آن مارکیش
کاوه ی آهنگرِ فریادخواه / آتشی افروخت ز سینه چو آه
سوخت همی نامه ی بیدادگر / دوخت به چرمینه، رهایی گهر
بابکِ دین خرم ِخونین کفن / آزری ِسرخ به جامه و تن
باقر و ستار ز آزرگشسپ / بهر وطن، تافته با تیر و اسپ
بشنو تو اکنون سخنان امید / تا که ز آتش چه برآرد پدید
ای تو وفادار به آیین و کیش / آتشی افروز از آن سوزِ خویش
همچو سیاوش ز میانش گزر / برگسل از بندگی سیم و زر
مهر به میهن چو بود کیمیا / بهره‌ی ما فره و بخت ِ نیا
بار دگر غرش شیران گزشت / زوزه‌ی کفتار بمانده به دشت
آتش ِسوری چو برافراختیم / قبله‌ی زرتشت چو برساختیم
ابر ِسیه بگزرد از آسمان / بار دگر، نام وطن، جاودان

Meet Iranian Singles

Iranian Singles

Recipient Of The Serena Shim Award

Serena Shim Award
Meet your Persian Love Today!
Meet your Persian Love Today!