پاسخ به پرسشهای حجت اسلام کوثری در باره بهاییت

      150 سال است که قصد دارند احکام شرعي اسلام را از بین ببرند   پاسخ به پرسش هایی که درباره احکام بهاییان شده است. در هر دینی هم میشود برداشت های خوب و سازنده از آن داشت و یا تفسیر های مغرضانه و کوته بینانه.  دین مسیحیت با روز جلو رفت ولی باحتمال دین اسلام در اثر وسوسه شیادان و سیاستمداران شاید غرب و شاید شرقی به قهقرا کشانیده شد.  کوشیدن در راه علم و دانش که بهر زن و مرد مسلمان واجب است با سکوت مواجهه میشود و یا برادری و برابری هم همین طور و یا اینکه مسلمان کسی است که تنها بایست اشهد بگوید نیز کنار گذارده میشود و …   چیزهایی که در حتی قرآن هم نیست به عنوان دین بخورد مردم داده میشود.  اگر هر دو دین از جانب یک خدا آمده اند چرا ملتهای مسیحی آنقدر پیشرفت کرده اند و ملتهای اسلامی که در گذشته از لحاظ علمی بالاتر بوده اند اکنون سقوط علمی کرده اند؟  آیا ما روحانی های دلسوزی نداشته ایم که بخواهند فقر را ریشه کن کنند  و یا جهل وخرافات را از بین ببرند.  آیا کسانی که از حضرت بهاالله بد میگویند اصلا آثار اورا خوانده اند؟  آیا گفته های مدرن او که همه از آزادگی و آزادی بهره میبرند بد هستند تنها به جرم اینکه اکثر آقایان علما آنرا نپسندیده اند و به ذوق آنان خوش نیآمده در صورتیکه دنیا آنرا قبول کرده است.  منصفانه اگر وی را بعنوان پیامبر هم قبول ندارید بایست با مطالعه آثار او بدانیم که او یک متفکر بوده است و خردگرا.  امیددارم که این کار بدون هیچ گونه تعصبی دنبال شود شاید این مشگل هم که فعال گریبان مارا گرفته است حل شود.  هزاران نفر تنها بجرم اینکه بهایی بوده اند آواره  بی خانمان دربدر و کشته و یا شهید شده اند.  آیا اینکار ها منصفانه بوده است؟  ملغي سازند و قدرت را براي هميشه از دست علماي اعلام بگيرند» «بهائيان دشمنان سرسخت اصل و پايه فلسفه نظم ولائي هستند» آخرين اظهار نظر حجت الاسلام کوثري درباره فرقه ضالّه سخني در تأييد بعضي از مطالب جزوه «چهره واقعي بهائيّت» بسم الله الرّحمن الرّحيم. السّلام علي محمّد عبد الله و رسوله و علي آله الطاهرين المعصومين کلّهم اجمعين. و به نستعين. اما بعد: در جزوه يک صفحه اي که اخيراً در اينترنت پخش شده ادّعا مي شود که «فلسفه وجودي بهائيت منحرف کردن مسلمانان از مسير اصلي» است و توسط بهائيت «هرچه دين اسلام به آن اعتقاد دارد بي ارزش جلوه داده شده» و طبق اعتقاد بهائيان «با ظهور باب و بهاء شريعت اسلام الغا گرديده و دوره رسالت محمد مصطفي (ص) سپري شده است». سپس در آن جزوه به چند مورد از تعاليم بهائيان اشاره مي شود که همه دالّ بر منسوخ دانستن احکام شريعت انور دين مبين اسلام مي باشند. اين موارد عبارتند از: ادّعاي ميرزا حسين علي بهاء که نماينده مطلق خدا است, نسخ شريعت محمدي, منع دخالت در سياست و نهي از قيام بر عليه نظام ظلم و جور, وضع تقويم جديد با 19 ماه, تفاوت احکام روزه و نماز و حجّ بهائيان با احکام شرعي دين مبين اسلام (منجمله تغيير قبله و احکام وضوء و منع از نماز دست جمعي), اختلاف احکام زناشوئي بهائيان با شريعت مبين اسلام و لغو احکام نجاست.

از آنجائي که در جزوه نام برده فقط به اختصار سخن رفته و از طرفي ديگر آگاهي مردم ايران و کلّ امّت مسلمين در سر تا سر جهان بر انحراف بهائيان از راه راست و صراط مستقيم لازم و ضروري است, بنا برين در زير به مواردي ديگر از تعاليم آن فرقه ضالّه اشاره مي شود که في الواقع هر کدام تنها به حقّ خود دليل کافي شافي بر جدائي آنها از دين شريف اسلام و شريعت مبين محمدي (ص) و تضادّ با روايات معصومان مطهّران (ع) مي باشد.

 

1 – در احکام نماز نه تنها اداي نماز دست جمعي منع گرديده و نماز ديگري به جاي نماز اسلام گزارده شده است, بلکه صعود علماي اعلام و پيشنمازان بر منبر نيز حرام گرديده و بنابرين خواندن خطبه ممکن نيست. با اين حکم مردم بي سواد از هدايت رهبران رشيد و دانا محروم گشته, نهايتاً به گمراهي و ضلالت کشيده مي شوند و به «بئس المئوي و بئس المصير» راجع خواهند شد. ) آیا تمام مسلمانان نماز آنهم قضا نشده آنرا میخوانند که در این دین نماز ساده تر و کوتاه تر شده است  و متاسفانه از نماز جماعت استفاده های مادی و سیاسی آن بیشتر از استفاده های معنوی اش میباشد. و بیشتر به جانماز آبکشی تصور میشود تا نماز واقعی آیا اینطور نیست؟)

 

2 – صدور فتواي قتل و تکفير حرام گشته است. بنابرين اگر کسي ادّعائي بي اساس نمايد يا بر عليه نظام اسلامي قيام نمايد يا علماي اعلام را مورد طعن و سبّ و لعن قرار دهد و يا در شريعت دين شريف اسلام تصرّفاتي نمايد و به بدعت گذاري بپردازد و بدين سبب ايجاد فتنه و فساد نمايد, ديگر نمي توان او را به سزاي عملش رساند و با صدور فتوي توسّط علماي اعلام و راعيان اغنام به دار البوارش فرستاد. اين حکم باعث سستي سلطه روحانيون در حفظ و حمايت امّت مسلمين و تمييز بين حقّ و باطل خواهد گشت. (اکنون کسی به حرف کسی گوش نمی کند و در ثانی اینهمه مقامهای مثلا قضایی هستند که کارشان رسیدگی به خلافهای میباشد. فتوی قتل و تکفیر توسط یک عالم روحانی نمی تواند شاید منصفانه باشد و بایست توسط دادگاه و هیت منصفه رسیدگی شود.  میدانید که فردوسی و مولوی هم توسط همین آقایان مثلا علما تکفیر شدند)

 

3 – علاوه بر منع فتواي قتل و تکفير, بهائيان برگشت از دينشان را مجاز مي دانند و مرتدّ را به قتل نميرسانند. حتّي در بعضي از موارد که شخص مرتدّ به مخالفت و دشمني شديد پردخته با سستي و بي غيرتانه نسبت به او عمل نموده اند و حدّ اکثر او را «ناقض عهد» ناميده ترک معاشرت با او نموده اند. و حال آنکه چنين رفتاري موجب خلل در افکار عمومي مي گردد و اصل و پايه اعتقادات عوامّ کالاغنام را در خطر مي اندازد. بنابرين طبق ده ها روايت متواتر از معصومان (ع) و صحابه رسول اکرم (ره) به دلالت «من بّدل دينه فاقتلوه البتّة» جزاي مرتدّ قتل است, و همه مذاهب امّت اسلامي در اين مورد متّفق الرأي مي باشند. ( خوب اگر کسی تحقیق کرد و دید بهاییت بدرد معنویت او نمی خورد و خواست آنرا کنار بگذارد که نبایست گردنش زده شود؟  کشتن و بستن مردم برای خاطر عقیده شان و یا از ترش کشته شدن جانماز آب کشیدن که کاری درست نمی باشد.)

 

4 – بهائيان مانند بعضي از منافقين و «اصلاح طلبان» مي گويند که در شريعت انور اسلام احکامي «خشن» و «وحشي» موجود است و بنابرين با قطع کردن دست دزد و صليب زدن و بريدن دست و پا و سنگسار کردن و گردن زدن موافق نيستند. به اعتقاد آنها مثلاً اگر دزدي دو بار تنبيه شده ولي باز دزدي نمايد کافي است که او را از شهر بيرون کنند و يا علامتي بر روي پيشاني اش بگذارند تا سارق بودنش معلوم گردد. و حال آنکه اين مخالف احکام شريعت دين مبين اسلام مي باشد که طبق دستورات شارع اقدس بريدن دست هر دزد واجب است و همچنين طبق آيه 33 سوره مبارکه مائده صليب کشيدن و بريدن دست و پاي محاربين با خدا و پيامبر ضروري است تا سبب تنبّه اراذل و اوباش گردد. ( خودتان میدانید که امرا و شیوخ عرب میلیاردها دلار در بانکهای کافرستان ها ذخیره روز مثلا قیامت خود کرده اند حرمسرای های آنان دل دل میباشد و در اروپا و آمریکا هم در آغوش دلبران زیبا روی بسر میبرند و در خور خواب شهوت و قدرت غرق هستند. آیا این همه پول و ثروت واقعا از راه مشروع بدست آمده است یا دزدی ها مثلا قانونی یا حتی فرا قانونی چرا هیچ دادگاه عادلی به این جزایم وحشتناک رسیدگی نمی کند.  آیا واقعا این مردان معمولی میتوانند میلیاردها دلار ثروت داشته باشند بجز اینکه از راه دزدی و رشوه خواری و فساد و ظلم بدست آمده باشد آیا آنان واقعا مالیات خمس و زکوت این اموال غارت شده را داده اند  آنوقت یک مرد گرسنه و یا آفتابه دزد و یا دزد یک قرص نان بایست دستش قطع گردد  آیا این منصفانه است در صورتیکه دزدان کلان راحت نشسته اند دزدان خرده پا را تنبیه کنند؟)

 

5 – بهائيان احکامي مانند شلاق و تعزير را «شکنجه» و غير قانوني مي نامند و با اشاره به «حقوق بشر» که لفظي بي محتوي و خلاف اسلام است, مانع جلوگيري از فتنه و فساد مي شوند تا اشاعه فحشاء نموده امّت عفيف و معصوم مسلمين را از راه راست منحرف کنند. ( میدانید که اغلب مردم گنه کارند منتهی پشقابی که خانم بشکاند صدا ندارد.  انحراف دزدی فساد مخصوص طبقه اشراف و ثروتمندان و دولتمردان  هیچ گناهی نیست آنوقت به زور شکنجه بایست خرده پا هارا وادار به اعتراف کرد و اکنون مسلم شده است که اعترافات به زور هیچ ارزش قانونی ندارند.)

  6 – بهائيان با اعلام صلح و دوستي و معاشرت با همه ملل و مذاهب صرف نظر از دين و ايمان و اعتقاد افراد, حکم قِتال و جهاد را لغو مي دانند و تعبير معنوي از جهاد ارائه مي دهند. و حال آنکه ده ها آيه در قرآن کريم نازل شده مانند آيه 191 از سوره بقره «فاقتلوهم حيثما ثقفتموهم» و آيه 39 از سوره الانفال «قاتلوهم حتي لا تکون فتنة و يکون الدين کله لله» و همانطور روايت متواتر از نبي اعظم (ص) «اُمرتُ ان اقاتل الناسَ حتّي يقولوا ان لا اله الاّ الله» دالّ بر آن که دين مبين اسلام بايد با قدرت شمشير و سفک دمّ مشرکان ريختن خون کافران بر ساير مذاهب غالب گردد. البته بسي واضح و مبرهن است که هدف بهائيان از تعبير معنوي از جهاد و منع از خشونت نسبت به منافقان و قتل عامّ کفّار, کاستن از قدرت امّت اسلام و گرفتن غيرت مسلمين است, لا غير. ( دین برای وصل کردن آمده است نه برای فصل کرد و یا فاصله انداختن. اکنون همه قبول دارند که همه بشر با هم قرابت دارند و از نسل یک انسان هستند  حتی به گفته تورات  کتاب مقدس که همه زاده آدم و حوا هستند.  ملتهای دنیا هرکدام دارای فرهنگ و دین مخصوصی میباشند و دیگر فاصله ها از میان رفته اند و ما براحتی میتوانیم به هرکشوری که میخواهیم مسافرت کنیم و اگر قرار باشد معیارهای کهنه و قدیمی بکار گرفته شود شاید تمامی یا اکثر زنان آقریقا و غرب از نظر معیار های سخت بدکاره جلوه کنند.  در صورتیکه بامعیار های خودشان کاری عادی است.  ریشه همه ادیان یکی است و همه پیامبران و حتی فلاسفه هم با هم اختلاف های فاحشی نداشته اند.  این است که بایست اختلافات جزیی را کنار گذاشت چه که هر چیزی میتواند در زمان و مکانی دیگر متفاوت باشد و به عبارت دیگر چیزی مطلق نیست و نسبی است.  ما بایست همدیگر را دوست بداریم و بهم احترام بگذاریم و عقاید همدیگر را هم محترم بشماریم زیرا معیارهای فرق میکند. ممکن است که یک وطن پرست دو آتشه تمامی شیوخ عرب را قابل سنگسار کردن بداند نه زن بدبخت مفلوکی که از شدت بیچارگی مجبور بکار دردناک فاحشگی شده است.  ما بایست همه را صرف نظر از دین  ملیت  زبان و نژاد و جنس دوست بداریم این کجایش ایراد دارد؟)

 

7 – حسين علي بهاء مي گويد که چيزي نجس نيست و بايد با پيروان همه اديان و مذاهب معاشرت نمود. از اين گذشته آن مرد سعي نموده که با تأکيد بيش از حدّ بر نظافت و تميزي و با دستور شستن دست و پا و حمام کردن, توجّه مؤمنين را از اصل مهمّ قرآني «انّما المشرکون نجس» و از صدها روايت صحيح و متواتر معصومان و رساله هاي بي شمار علماي اعلام و بزرگان اسلاف در باره نجاست ذاتي کفّارِ سنّي , يهودي و عيسوي و زرتشتي منحرف سازد تا مرز بين پيروان فرقه ناجيه و  کفار باغيه برداشته خلل در نظام اسلامي ايجاد کرده نهايتاً منجر به عدم تمييز بين حقّ و باطل و هرج و مرج گردد.  (خوب اگر مسلمانان غربیها را نجس بدانند  مسلم است که آنان هم مسلمانان را نجس و کثیف خواهند دانست به عبارت دیگر نفرت نفرت ببار خواهد آورد.  حتی کسانی که با دستمال کاغذی خودرا پاک میکنند عقیده دارند که مسلمانان که با دست خود گه را میشویند کثیف هستند . خوب معیار فرق میکند  آنان تماس دست را با مدفوع کثیف و بد میدانند و بایست با دستمال کاغذی با آن برخورد مسلحانه کرد.  اگر ما انسانی را نجس بدانیم او هم مارا نجس خواهد دانست در ثانی پاک بودن که به دین ربطی ندارد.  مثل نجس ها هند آیا به نظر شما صیحیح است که مسلمان دیگران را نجس بداند؟ و آیا این منصفانه و عادلانه است؟  )

  8 – بهاء اجازه داده که پيروان خود با پيروان همه اديان ازدواج کنند و هر نوع محدوديت در اين باره را لغو کرده. ولي در اسلام ازدواج با کفار محدود به موارد خاص است و زن مسلمان هرگز نمي تواند با کافر ازدواج کند. و اين بدين سبب است که مبادا نعوذ بالله دست کافر نجسي دوشيزگان عفيف مسلمين و ناموس پاک مؤمنين را لمس کند.

( اکنون همه ملتها باهم تماس دارند و اگر کسی از کسی خوشش آمد و یک عشق و علاقه دوطرفه بوجود آمد آیا این ظالمانه نیست که به جرم دین عشق آنان را از بین ببرند؟ مگر این دوشیزگان مسلمان مورد آزار قرار نمیگیرند؟  )

 

 

 

    9 – به همين نحو بچه هاي بهائي نيز در انتخاب دين و مذهب خود آزادند. در صورتي که طبق روايات متواتر, اسلام دين فطرت است و اگر طفلي از پدر و مادر مسلمان زاده شود اکيداً مسلمان محسوب مي شود و اگر در سنّ بلوغ بخواهد تغيير مذهب بدهد و نسبت به اين نعمت الهي که مسلمان زاده شده, ناسپاسگزاري به جا آورد, حکم ارتداد وي ثابت مي گردد و فرض عين و وظيفه همه مسلمين است که او را به سزاي آن عمل شنيعش برسانند.  (آیا دین داری بایست با زور و سوقولمه باشد و اگر به کسی آزادی بدهند که دین خود را انتخاب کند آیا این بد است؟) 10 – بهائيان گاهي مدعي مي شوند که زن و مرد داراي حقوق مساوي هستند و اين با موارد متعدّد شريعت انور دين شريف اسلام در تضادّ است. مسلّماً زنها داراي قدرت بدني و نيز هوش و عقل کمتري مي باشند. در عين حال احساساتي هستند و غريزه جنسيشان به مراتب شديدتر مي باشد و تمايل بيش از حدّ به گناه و فساد دارند. بنابرين طبق آيه شريفه «الرجال قوامون علي النساء» نياز به قيّم و کفيل دارند و با آزادي بي قيد و حدود به فحشا کشيده مي شوند. به همين دليل شارع اقدس حکم حجاب و چادر را نازل فرموده تا جلو گيري از فساد اخلاقي شود و خانم ها عفت و عصمت خود را حفظ نمايند و به ناموس مسلمين محفوظ بماند. ولي بهائيان حکم حجاب را منسوخ مي دانند و به خانم ها اجازه شرکت در جلسات عمومي مي دهند و حتي با ايشان مشورت هم مي کنند و براي شرايط محرم و غير محرم هيچ اهميتي قائل نيستند! ( گرچه حضرت بهاالله این موضوع را صد پنجاه سال پیش گفت ولی اکنون می بینیم که زنان در همه جا طالب آزادی و مساوات هستند و مردان بسیاری هم از آنان حمایت میکنند بایست رای اکثریت محترم شمرده شود. حقوق مساوی زن مرد  یا مادر پدر چه ایرادی میتواند داشته باشد؟) 11 – بهائيان گويا معتقدند که دخترها را بايد به مدرسه و دانشگاه فرستاد و حقّ انتخاب همسر نيز با خودشان باشد. حتي به زنها حق رأي و انتخاب در محاقلشان هم مي دهند. البته براي هر شخص عاقل و عارفي بسي واضح و مبرهن است که با همين مشارکت زنان در روابط عمومي و اداريِ يک مذهب, تخم فساد و کساد آن کاشته شده است.مسلماً چنين اعتقادي سبب خلل در نظام اجتماعي خواهد شد و زنان را به بي شرمي و بي حيائي تحريک نموده آنها را از اطاعت شوهران و پدران و برادران خود باز ميدارد. ( آیا می شود که دختری و پسر را به زور وادار به داشتن اخلاق کرد؟  مگر داشتن مادر فاضله عیب است در ثانی دختر و زن بیسواد و ناآگاه خیلی زود تر و سریع تر گول میخورد.  کارگر من دخترش دیپلم گرفته بود من اورا تشویق کردم که بگذارد اگر دخترش میخواهد به دانشگاه برود.) 12  – در همين منوال است که بهاء سنّ بلوغ دوشيزگان را پانزده سالگي تعيين کرده و مدعي است که قبل از آن نبايد آنها را به نکاح در آورد (و تازه آن هم فقط با اراده خود دختر!) در صورتي که طبق امر شارع مقدّس اسلام و مطابق سنت اسلاف مؤمنين و سيره عقلاء و طبق رفتار «أسوة حسنه» و الگوي کامل مسلمين حضرت محمد مصطفي (ص), سنّ بلوغ دختر نه سالگي مي باشد. هدف بهائيان از اين امر بي خردانه و غير انساني اين است که دختر وقتي به سنّ معيني مي رسد اگر زير سلطه شوهر خود قرار نگيرد به عصيان و لجام گسيختگي کشيده مي شود و دست از اطاعت پدر خود و خداوند متعال هر دو برداشته مرتکب فسق و فجور خواهد شد. بنابرين ازدواج هرچه زودتر بهترين حفظ و حمايت از براي عصمت و عفّت آنها و ناموس مؤمنين صالحين است. ( این واضح است که  نه سالگی برای ازدواج برای اکثر دختران یک ظلم است و دختر بچه به دست مرد مسن تر از خودش تکه پاره یا پاره پوره خواهد شد.  در ثانی باز اگر دختری رشد زیادی داشته باشد و تمایلی برای ازدواج داشته باشد این دادگاه ها هستند که میتوانند با تایید دکتر رای برای ازدواج زودتر از سن قانونی بدهند این هم که بد نبود ؟) 13 – در بهائيت جزاي زنا و فحشاء پرداخت مبلغي طلا تعيين شده است و از اين گذشته عذاب شخص زاني به خداوند در آخرت محوّل گشته. در صورتي که در کتاب خدا قرآن مجيد حدّ زنا به 80 ضربه شلاق در ملاء عامّ تعيين گرديده و در روايات متواتر صحيح طبق رأي متفق همه مذاهب و مکاتب براي زناي محصنه حکم سنگسار وضع شده است.. پس بنابرين جزاي زنا بايد دنيوي باشد و اگر کسي قرار باشد با پرداخت مبلغي پول بخواهد قريزه جنسي خود ارضاء نمايد بايد از طريق شرعي يعني مطعه و صيغه و زواج المِسيَر اقدام نمايد تا از اين ثواب محروم نگشته مبلغي نيز نصيب راعيان شريعت مبين اسلام شود تا علماي اعلام صرف مساکين و يتيمان و امور مسلمين نمايند و جهت هدايت ملل کافره به دين مبين اسلام مصروف بدارند. ( خودتان میدانیدکه ثروتمندان هم نوع آزادی جنسی دارند وهمه نوع فاحشگی محترمانه را مورد بهره برداری قرار میدهند  آنان با داشتن ثروت زیاد هر دختر و یا هر مردی را که بخواهند به منزلهای بزرگ خود میبرند و هیچ کسی هم خبردار نمی شود. این فقرا هستند که یک ماچ خشک خالی شان سرصدا دارد.  ثروتمندان بکارتها را میدوزند و دختر ها پاره شده را باکره های بهشتی مینمایند. همانطور که حوریان بعد از هر جماع یا عمل جنسی دوباره باکره میشوند  اینها هم در روی زمین میشوند منتهی با کمک آقای دکتر جراح.  و بسیار از آنان به تله قانون هم نمی افتند.  و شاید هیچ یک از آنان به دام  قانون و شهدای عادل نیفتند.  اگر کسی به اخلاق و خدا عقیده ای نداشته باشد مسلم است که با دوز و کلک و جانماز آبکشی فرار خواهد کرد و جریمه ای براو تعلق نخواهد گرفت. شلاق و داغ و درفش هم مخصوص طبقه بی بضاعت است که هرکارش سرصدا دارد.  آیا فکر میکنید که فرزندان ثروتمندان جلق میزنند و با جنس مخالف خودکاری ندارند؟  ) 14  – بهاءالله برده داري را ممنوع کرده و حال آنکه در فقه مبارک دين مبين اسلام  و در کلام الله مجيد بارها و بارها به لزوم و شرايط برده داري براي حفظ نظام و سلطه اسلام تأکيد گرديده و صدها حکم شرعي در ارتباط با ديّه و نکاح و معامله و … تعيين گرديده. پس وظيفه اين احکام چه مي شود؟ آيا بايد گفت که اين علماي اعلام و خادمين اسلام و خدمت گذاران امت مسلمين و پايه گذاران فرهنگ واقعي ايران نعوذ بالله حرف بي هوده زده اند؟ سبحان الله! ربّ اللهمّ. لا تجمع بيننا و بين هؤلاء الملحدين المشرکين يوم الحشر ابداً. ( برده داری هم که اکنون در تمامی یا اکثر کشورهای جهان ممنوع است باز این گفته مال 150 سال پیش است که امروزه به حقیقت پیوسته و این از قلم یک دانای ایران تراوش کرده است .) 15  – بهائيان اعمال شنيعه فاسده مفسده را مانند موسيقي و رقص و شعر به زعم خود «هنر برجسته» مي نامند و از طريق آن ترويج فسق و فجور مي نمايند. دين مبين اسلام اين اعمال را منع کرده زيرا نهايتاً منجر به لجام گسيختگي مي شود و مانند «نارُ جحيم و ماءٌ حميم» نوع بشر را از درون خود به عاقبت وخيم و خسران مبين مي کشد. ( اینهم واضح است که موسیقی چه کلاسیک و چه سنتی دارای ارزش خاص است و با موسیقی مبتذل فاصله دارد. و رقص مثلا باله هم با رقصهای کثیف جنسی باز فرق دارد. در ثانی این به مرد و زنی مربوط میشود که میخواهند با هم برقصند و روحانی در این مورد چه میتواند بکند جز اینکه جانماز آبکشی را تقویت کند) 16  – بهائيان پوشيدن لباس ابريشم و مصرف طلا و نقره را بر خلاف شارع اقدس اسلام حلال مي دانند. (اکثر مردم امروزه ای حلقه های تلا برای مردان و یا حلقه های برلیان دار باز برای مردان استفاده میکنند.  و هرکس که بتواند لباسهای حریر و ابریشم و تلا نقره مصرف خواهد کرد. مگر شیوخ عرب زنانشان با لباسهای کتانی به بازارها میروند و یا کنف می پوشند؟     17 – بهائيان مي گويند که بايد از حکومت اطاعت کرد و تغيير اجتماعي از طريق تعليم و تربيت است, نه انقلاب مسلّح و ترور کردن افراد. و مجاز نمي دانند بر عليه حکومت ظالم قيام مسلّحانه کرد. و حال آنکه در دين مبين اسلام قيام بر عليه طاغوت و پادشاهان جور وظيفه هر مسلمان است تا احکام اسلام توسعه يابد و غالب و قاهر گردد. بهايان بي چاره مفلوک گويا دوچار سؤ تفاهمي قرار گرفته اند زيرا اطاعت بي شرط و قيد فقط از مقام معظم رهبري و حکومت اسلامي واجب است. و هر نوع مخالفت با آن به هر نحو که باشد به مثابه ضربه به نظم الهي و تضعيف سلطه اسلامي و توهين به اعتقادات مردم مي باشد و کساني را که ايجاد شورش مي کنند بايد في الفور اعدام نمود. ولي اين اصل ابداً به دوتلهاي ظالم و نظمهاي فاسد تعلق نمي گيرد.. (حکومت اکثریت همیشه بایست از طرف اقلیت محترم شمرده شود و گرنه بل بشو خواهد شد.  حال اگر اکثریت هم بیسواد و ابله باشند و یا خیانت کار و رشوه خوار و تمامیت خواه یا ماده گرا  باز بایست به احترام اکثریت بودن از آنان اطاعت قانونی کرد  نه اطاعت محض.  زیرا در غیر اینصورت به کشت کشتارهای وسیعی توسط عروسگان و جوانان شست شوی مغزی داده شده انجام خواهد شد. زیرا که اکثریت بودجه در اختیار دارد و حکومت میکند و مظلومانی که قیام کرده اند را بشدت سرکوب خواهد کرد و یاشاید نسل آنانرا از بین ببرند. در اینصورت حکمت حکم میکند که با شاخ گاو با پایین تنه برهنه نرویم  یا برویم؟ 18 – بهائيان اعتقاد به وجود امام دوازدهم محمد بن حسن عسکري (عج) که بيش از هزار سال است در غيبت به سر ميبرد و با شمشيري برّان ظاهر خواهد شد تا سيلي از خون کافران راه بياندازد و فرقه ناجيه را بر ساير ملل و مذاهب کافره باغيه ضالهّ پيروز سازد, – نعوذ بالله – خرافات مي نامند و مانند سنّي ها مي گويند که اصلاً امام يازدهم (ص) پسري نداشته و او را «قائم موهوم» مي خوانند.  (حتی حضرت محمد بیش از 63 نتوانست زندگی کند.  او که زنان خوب داشت و جوان  حال چطور امام دوازدهم میتواند هزار سال بیشتر زندگی کند؟  این با قانونها علمی امروزه درست در نمی آید مگر اینکه به آن چهره روحانی دهیم که مقصود این است که قدرت معنوی او نمرده است مثل اینکه سعدی زنده است .  و این روح روحانی ملکوتی میتواند به بدن هر انسانی دیگر هم نفوذ کند.  کشتن و بستن کار ی بیهوده  است و بایست که تعلیم و تربیت چنان خوب باشد که احتیاجی به کشتن نداشته باشیم  تازه تمام این کلمات میتوانند سمبولیک باشند  مثل کوری بی سوادی که واقعا شخص کور نیست و لی مثل کورها نمی تواندحروف را بخواند و مطلب را بفهمد.) 19 – از همه مهمتر بهاءالله با اعلام اين که به زعم خود قدرت از پادشاهان و از روحانيون گرفته و به دست ملت داده خواهد شد, کاملاّ منکر مشروعيت ولايت علماي اعلام بر انام کالاغنام شده و ضربه اي به ارکان نظام الهي که مبني بر اجتهاد روحانيون و فقها و تقليد عوامّ جهلاء مي باشد, وارد ساخته. بنابرين مخالفت هر مسلمان مطيع غيور و مخصوصاً هر روحاني عالم صالح با اين فرقه ضالّه مُضله اکيداً واجب مي باشد. ( تمام مشگل کنونی ما این است که علمای دینی با واسته برد زیاد علم و دانش در امروز نمی توانند که بر همه علوم تسلط داشته باشند مگر اینکه در آن علوم تحصیل کرده باشند. مثلا یک فقیه عالیقدر چطور میتواند جای یک پزشگ و جراح را بگیرد و یا در مقام یک ژنرال چهار ستاره فرماندهی کند و یا بعنوان یک مهندس  راهسازی نماید. این است که این همگان هستند که دارای همه اطلاعات هستند و میتوانند حکومت کنند.   و این مردم هستند که میتوانند با دانشهای زیاد خود حکومتها را بچرخانند نه فقیه ها که تنها شرعیات خوانده اند) والسلام. حجّة الاسلام عبدالکريم کوثري, نجف الاشرف ( در خاتمه امیدوار م که با کمک هم بتوانیم بهراهی مثبت برویم. )    منبع   اظهارات حجت الاسلام کوثری و فیلتر جمهوری اسلامی               چرا ما بایست در تمام زندګی درد سر دین را داشته باشیم؟   متاسفانه بعد از انقلاب باشکوه اسلام به زعامت فقیه و دانشمند قرن و زینت همه علما و فقها و چشم ه جوشان علم و دانش حضرت مستطاب جنت مکان خلد آشیان امام برحق و جانشین برحق امام دوازدهم حضرت قایم آل محمد حضرت الامان الایته العظمی الامام الخمینی الکبیر الموسوی الروح الله  ما هم بسبب داشتن فامیل بهایی اخراج شدیم در حالیکه در اسلام هرکس که اشهد بګوید مسلمان است  ما بایست فحاشی میکردیم تا مسلمان شناخته شویم.  همانطوریکه خودتان میدانید در سن بالای چهل سالګی بایست به کشوری دیګر برویم زیرا در کشور خودمان اخه شده بودیم.  خوب بچه ها هم که راضی به این سفر نبودند و میخواستند که پدرشان هر نوع وسیله ای در ایران برایشان تهیه کند.  بهر حال دشواری زندګی در خارج از ایران آنهم برای کسانی با سن بالای چهل و سابقه بیست سال کار خیلی دردناک و مشګل است که دوباره از صفر زندګی را شروع کنند. همراه با مشګلات دوباره مذهبی و ملی در کشور آمریک.  در کشوری که معیار هایش فرق میکند مردمش مارا نمی پذیرند قوانین آن درهم و پیچیده است  و کلاهبردار و دزدی که اینجا به نام بیزنس میګویند آزاد است. شرکتی بنام اینکه ګراند ګنفرانس است و برای همه کسانی میتواند از دولت فدرال کمک و وام با بهره بسیار ارزان بګیرد اولین دزدانی بودند که سرراه قرار ګرفتند و باګرفتن مبلغی بالای هزار دلار به بهانه اینکه کمک میکنند  کلاهبرداری کردند . در صورتیکه آنان هم همان کاری را میکنند که هرکس میتواند بکند.  بعد هم شرکتهایی که مثلا خانه را بقول خودشان ری فینسانس میکردند هر روز چند بار زنګ میزدند و وقتی خرشان از پل ګذشت یک وام با بهره بالا روی دستان ګذاشتند.  بعد ها بانکها که خیلی ساده وام میدادند تا اینکه شما یک بیزنس باز کنید و یا شرکتهای کارتهای اعتباری.  بعد هم چون شما زیاد قرض کردید و زیاد هم خرج کردید ناګهان مالیات خانه هم که آنرا بهتر  کرده بودند دوبرابر شد. و بالاخره ناګهان قیمت ها پایین میآیند … ثمره سالها کار و کوشش شما برباد میرود. اګر در ایران بجرم دین خانواده شما اخراج شدید اینجا هم بسبب کلاهبرداری های بین المللی غارت میشوید  میخواهند طبقه متوسط را ګوشمالی بدهند… مشګلات در غربت و یا در غرب پاشیده شدن خانواده ها و قربانی شدن مردم  شاید رهبران در سطح بالا باهم معامله اس کرده اند و یا سر رهبران ساده و رجز خوان را شیره مالیده اند و سرشان را کلاه ګذاشته اند که خوب تو رجز بخوان و مردم را مشغول کن ما هم به غارتهای خودمان ادامه میدهیم. خوب در اینجا هم مسیحیان متعصب مارا کافر و جهنمی میدانند منتهی جرات اذیت کردن را ندارند و یا تنها میخواهند مارا قبول نداشته باشند نه اینکه مانند هموطنان حذف فیزیکی کنند  اینجا هم ما بنام مسلمان همان مزایایی را داریم که در ایران به عنوان بهایی داشته ایم.  خوب از هر دو طرف مورد بی مهری واقع شده ایم  یکبار بنام بهایی و یک بار بنام مسلمان ضد یهودی و نیمه تروریست؟

Meet Iranian Singles

Iranian Singles

Recipient Of The Serena Shim Award

Serena Shim Award
Meet your Persian Love Today!
Meet your Persian Love Today!