ماکارونی در سفره ایرانی

ماکارونی در زمره غذاهای معمول ایرانی است که به طور هفتگی، ماهیانه یا هر ازگاه بر سر میز یا سفره خانواده های ایرانی ظاهر می شود. مارکوپولو در سفر خود به چین از “نودل” یا ماکارونی یاد می کند و پس از چندی ماکارونی جای خود را در سفره ایتالیایی ها باز می کند و کم کم به عنوان یکی از غذاهای ملی این مملکت شناخته می شود. اما ماکارونی چه طور به ایران آمد؟ ایرانیان از چه زمان شروع به استفاده از ماکارونی کردند؟ چه کسی طرز پخت آن را به ما یاد داد؟ شیوه تهیه ماکارونی در ایران با شیوه تهیه ماکارونی در ایتالیا و یا خارج از ایران کاملا متفاوت است. این تفاوت از کجا می آید؟

در گفتگویی با حسن مقدم، یکی از اولین تولید کننده های ماکارونی در ایران، تلاش کردم تا پاسخی برای برخی از این پرسشها بیابم:
“من با یک سری ایتالیایی که در کارهای دولتی مشغول به کار بودند، آشنایی داشتم که آنها از این غذا استفاده می کردند. من متوجه شدم که این غذا می تواند در سفره ایرانی جایی داشته باشد و شروع کردم با کمک گرفتن از ایتالیایی ها، توانستم یک واحد کوچکی در تهران به نام ماکارونی سیسیل ایجاد کردم. دستگاههای لازم و نیروی متخصص برای کار با این دستگاهها کار زیادی می برد. من ایتالیایی ها را که با دستگاهها آشنا بودند، با تراشکاری در سه راه امین حضور آشنا کردم. راهنماییهای این ایتالیاییها ، منبع ساخت اولین دستگاهها توسط این تراشکار ایرانی شد. آموزش کار با دستگاهها را هم در ابتدا همین ایتالیایی ها به ما یاد دادند و بتدریج نیروی متخصص خودمان را آموزش دادیم.
 
در سال 1342  شروع به تولید کردیم.  در آن زمان عمده غذای ایرانی ها آبگوشت و آش و به ندرت پلو بود. ابتدای تولید برای ما بدترین زمانها بود چرا که مردم محصول را نمی شناختند. ما با مراجعه به بازار و مغازه ها و … محصول را شناساندیم. خاطره ای از این موضوع دارم که روزی با چند بسته از این ماکارونی ها  در بازار قزوین می رفتم که کسی صدا زد که آهای جارویی، جارویی. من هم که جارو نداشتم، جوابی ندادم. اما او خود را به من رساند و گفت این جاروها کیلویی چند است؟ گفتم که این جارو نیست و ماکارونی است. گفت: ماکارونی چیه؟ من جواب دادم که خوراکی است و می پزند و می خورند. با اصرار از من خواست که چند بسته بخرد، اما من می دانستم که او طرز پخت و استفاده آن را نمی داند و دریافت پولی که او میدهد از جانب من درست نیست. به او اصرار کردم که این به درد شما نمی خورد و او پافشاری کرد.  در همین حین یکی از بازاری ها متوجه گفتگوی ما شد و او هم پرسید که این چیست. پس از توضیحات من، او پیشنهاد کرد که نمایندگی ما را در قزوین به عهده بگیرد. آقای توتونچی سالها با ما همکاری می کرد.
وقتی من محصول را شناساندم، مردم متوجه شدند  که محصولی آسان و کم وقت  و مغذی است و استقبال کردند. ما ایده پخت را از ایتالیایی ها گرفتیم و به طور شفاهی به مردم توضیح می دادیم که آب را بجوشانند، ماکارونی را بپزند و آبکش کنند و بعد با گوشت یا رب گوجه یا پنیر استفاده کنند. بعد از مدتی کوتاه متوجه شدیم که مردم ابتکار به خرج داده اند و خودشان مثل برنج ماکارونی را بعد از آبکش کردن دم می کنند و انواع و اقسام ته دیگها و سسها را درست می کنند.
 
در آن زمان، سال 1342، ماکارونی دیگری نبود. بعد کم کم به وجود آمدند: زهتاب، رما یا المپیاد. هیچ یک باقی نماندند، شاید رما باقی مانده باشد. ما اولین تولید کننده بودیم. در تهران، مشهد و تبریز چند نفر دیگر شروع کردند. ما با روزی 500 کیلو تولید شروع کردیم و به روزی 30 تن تولید رسیدیم.  پس از آن شرکت وما را تاسیس کردم. در سال 1358 واحد تولیدی پارس رشته را که اول پارس ورمیشل بود، ایجاد کردم. اما اسم خارجی آن مشکل ساز بود و نام آن را به پارس رشته تبدیل کردیم که محصول آن سعدین است.
اساسا بچه ها و نوجوانان خیلی ماکارونی دوست دارند، چون مثل کنسرو خشک آماده است، وقت کم می گیرد، مغذی و زود هضم است، استقبال می شود. غذایی متنوع است که می شود با آن سوپ، خوراک و پلو مانند پخت. به همین دلایل استقبال مردم از این غذا در حال افزایش است تا جایی که اکنون نزدیک به 3400-3500 واحد تولید ماکارونی در ایران وجود دارد. نوع تولید از ابتدا تغییر یافته گر چه غالبا اسپاگتی در اشکال مختلف مانند برنج است. امکان پیشرفت در این کار هست و می شود با ظرفیت بیشتر کار کرد، من در ایران کار موقعیت مناسبی برای جوانها می بینم که در صنایع غذایی وارد شوند. سن ما بالاتر می رود و توانمان کمتر می شود. نگرانیم که این شرکت هم مثل شرکتهای دیگر پس از ما باقی نماند.”

Meet Iranian Singles

Iranian Singles

Recipient Of The Serena Shim Award

Serena Shim Award
Meet your Persian Love Today!
Meet your Persian Love Today!