زماني گاندي در زندان بود. او عادت داشت پيوسته درباره ي راستي، درمورد ترك دنيا و عدم وابستگي فكر كند. در آن روزگار او عادت داشت براي صبحانه ده عدد خرما كه از شب قبل در آب خيسانده شده باشد بخورد. والاب باي پاتل Vallabhbhai Patel نيز با او در زندان بود. او در شگفت بود، “اين چه جور صبحانه اي است؟ فقط ده خرما؟ چگونه مي تواند كافي باشد؟”
او عادت داشت آن ده خرما را براي گاندي در آب نگه دارد. روزي فكر كرد، ” پيرمرد چگونه مي تواند بفهمد كه ده خرما بوده يا پانزده تا؟ او فقط آن ها را مي خورد.”