پرسید دانا از مینوی خرد، که با بیم و سخن دروغ زیستن بدتر است یا مرگ؟
مینوی خرد پاسخ داد که با بیم و سخن دروغ زیستن از مرگ بدتر است. چه برای زندگی هر کس شادی و خوشیِ گیتی لازم است و اگر شادی و خوشی گیتی را ندارد و بیم و سخن دروغ با اوست، (چنین زندگی) از مرگ بدتر است
(مینوی خرد، ترجمهی احمد تفضلی)
***********************************************************
احمد تفضلی در 16 آذر 1316 در اصفهان زاده شد .تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران گذراند و در سال 1335 دیپلم خود را از دارالفنون دریافت کرد. سپس در دانشکدهی ادبیات دانشگاه تهران به تحصیل ادامه داد. در سال 1338، در رشتهی زبان و ادبیات فارسی لیسانس گرفت . در فاصلهی سالهای 44 – 40 به لندن و پاریس سفر كرد و از جمله دورهی فوق لیسانس مدرسه زبانهای شرقی دانشگاه لندن را با موفقیت گذراند.او در سال 1345 درجهي دكتري در زبانهاي باستاني را از دانشكدهي ادبيات دانشگاه تهران دريافت كرد (موضوع پاياننامه: تصحيح و ترجمهي سوتكرنسك و ورشت مانسرنسك از دينكرد و سنجش اين دو نسك با متنهاي اوستايي، به راهنمايي دكتر صادق كيا). زنده یاد تفضلی از آن پس به ترتیب در اداره فرهنگ عامه، بنیاد فرهنگ ایران و دانشكده ادبیات دانشگاه تهران به كار تدریس و تحقیق پرداخت و در 1347 عضو هیئت علمی دانشگاه تهران شد. او از سال 1370 به عضویت پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی درآمد و از سال 1373 به معاونت علمی و پژوهشی همین فرهنگستان پذیرفته شد.دكتر احمد تفضلي عضو چند مجمع علمي داخلي و خارجي بود و در دوران خدمات علمي و دانشگاهي خود علاوه بر شركت در كنگرهها و نشستهاي ايرانشناسي، چندبار نيز به دعوت دانشگاههاي معتبر خارجي براي سخنراني و هم چنين تدريس به كشورهاي ديگر دعوت شد:
در تابستان 1363 و 1364 به دعوت دانشگاه كپنهاك به دانمارك، در پاييز 1367 به دعوت دانشگاه توكيو به ژاپن، در اسفند 1370 و فروردين 1371 به دعوت مدرسهي مطالعات عالي دانشگاه سوربون پاريس به فرانسه، در تابستان 1371 به دعوت دانشگاه پكن به چين، در تابستان 1373 به دعوت دانشگاه سن پترزبورگ به روسيه و در اسفند 1374 و فروردين 1375 به دعوت دانشگاه هاروارد به امريكا
به گفته دكتر ژاله آموزگار، از استادان مستقیم او در ایران میتوان به عبدالعظیم قریب، بدیعالزمان فروزانفر، جلال همایی، ابراهیم پورداوود، محمد معین، پرویز ناتل خانلری، ذبیحالله صفا ,صادق كیا و پروفسور یارشاطر اشاره کرد. از میان استادان خارجی او میتوان به هنینگ، بویس، مكنزی، بیوار، بنونیست و دومناش اشاره كرد. نگارش 10 جلد كتاب، گردآوری دو مجموعه (یادنامهی دومناش و جشننامهی استاد زریاب خویی)، 64 مقاله و نقد كتاب به زبان فارسی و 86 مقاله و نقد كتاب به زبان انگلیسی و فرانسه در نشریات معتبر علمی ایران و جهان ازجمله كارهای ارزنده و كارنامهی درخشان او در زندگی نسبتاً كوتاهش است
استاد ایرج افشار، پژوهشگر نامدار دربارهی مرگ تفضلی میگوید: «مرگ احمد تفضلی در جهان ایرانشناسی، طنینی بلند داشته است. زیرا كه همهی ایرانشناسان میدانند كه دانشمند توانایی از دست رفته است، آن هم در سالهای بهرهدهی. او میبایست و میتوانست دستِ كم 20 سال دیگر دانشجویان و دانشورزان فرهنگ ایران باستان را از گنجینهی پهناور آگاهیهای ژرف خود بهرهور سازد.»
دکتر علی اشرف صادقی گردآورندهی یادنامهی دكتر تفضلی نیز در ابتدای این كتاب مینویسد: « میان من و تفضلی 37 سال پیوند دوستی برقرار بود. تا آن كه پایان غمانگیز زندگی او این پیمان را گسست. او از معدود پهلویدانان طراز اول بود كه در محیط غیر علمی ایران با ارتباطات وسیعی كه با همكاران خود در سراسر جهان برقرار میكرده دانش خود را به روز نگه میداشت و سرانجام مظلومانه جان باخت.»
دكتر آموزگار یگانه، همكار و یار دیرینه تفضلی مینویسد: «دانشمندان بسیاری زاده شدهاند، عمری سپری كرده و درگذشتهاند. انسانهای واقعی و ارزندهای نیز بودهاند كه بخشی از عمر جهان را به خود اختصاص دادهاند. اما كم بودهاند آنهایی كه هم دانشمند بودند و هم انسان.احمد تفضلی ویژگیهایی برجسته نیز از لحاظ اخلاقی، علمی و عملی داشت كه او را بدل به یك شخصیت فرهنگی كم نظیر میكرد: اندیشه و روشی عالمانه داشت. برنامهریز بود و سازنده. سختكوش و پركار و همیشه با روی خوش پاسخگو و سایهدار بود. در مسائل علمی كمالطلب بود و در این زمینه به هیچوجه به كم و ناقص بسنده نمیكرد. در جلسات كمسخن میگفت، ولی همیشه آخرین و منطقیترین نظر را میداد. احساساتی به لطافت باران بهاری داشت. از شعر خوب لذت میبرد و در جوار كارهای علمی، رُمان میخواند و با موسیقی دمساز بود.
زندهیاد دكتر احمد تفضّلی در روز ۲۴ دی ماه ۱۳۷۵ هنگامی که با اتومبیل خود از دانشگاه تهران به سوی خانهاش در حرکت بود، حدود ساعت ۲ بعد از ظهر در شمیران ناپدید شد و حدود ساعت ۹ شب ماموران گشت پاسگاه انتظامی باغ فیض، جنازه او را با جمجمه شکسته و بدنی خونین و مجروح در کنار اتومبیلش پیدا کردند.
روحش شاد و یادش گرامی !
آثار و پژوهشها :
– واژهنامهی مینوی خرد: 1348
– ترجمهی مینوی خرد: 1354
– ترجمهی نخستین انسان و نخستین شهریار در تارخ افسانهای ایرنیان از آرتور كریستنسن (با همكاری ژاله آموزگار): 1364 و 1368
– ترجمهی شناخت اساطیر ایران از جان هینلز (با همكاری ژاله آموزگار): 1368
– اسطورهی زندگی زرتشت (با همكاری ژاله آموزگار): 1370
زبان پهلوی، ادبیات و دستور آن (با همكاری ژاله آموزگار): 1373– Anthologie de Zadsprm – (با همكاری فیلیپ ژینیو): 1993
– تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام (به كوشش ژاله آموزگار): 1378
جايزهها :
1. مدال درجه اول فرهنگ، 1335
2. جايزهي كتاب سال براي ترجمه و تحقيق كتاب نمونههاي نخستين انسان و نخستين شهريار در تاريخ افسانهاي ايرانيان، 1370
3. جايزهي كتاب برگزيده دانشگاههاي كشور براي همان كتاب، 1370
4. جايزهي گيرشمن از فرهنگستان كتيبهها و ادبيات فرانسه(يكي از پنج فرهنگستان تشكيل دهنده انستيتوي فرانسه)، اسفند 1372/ مارس 1994(اين نخستينبار بود كه اين فرهنگستان از دانشمندي ايراني قدرداني كرد)
5. جايزهي كتاب سال براي ترجمه گزيدههاي زادسپرم به زبان فرانسه، 1374
6. اهداي دكتري افتخاري ايرانشناسي دانشگاه دولتي سن پترزبورگ، شهريور1375 (او نخستين استاد از كشورهاي شرقي بود كه موفق به دريافت اين درجهي علمي شد)
7. جايزهي كتاب سال براي تاليف كتاب تاريخ ادبيات ايران پيش از اسلام، به كوشش ژاله آموزگار، 1377
*******************************
منابع:
مصاحبه دکتر جلیل دوستخواه :
http://www.tafazzoli.ilssw.com/pages.php?id=23&cat=art
http://www.komitedefa.org/text/tafazzol.pdf
http://www.asi.org.ir/fa/journal_concept.asp?ID=67
http://www.ketabname.com/main2/identity/?serial=110&chlang=fa&sell_type=internal