عیب می جمله بگفتی، هنرش نیز بگوی

ما هنوز در ابتدای راه هستیم


Share/Save/Bookmark

عیب می جمله بگفتی، هنرش نیز بگوی
by Mahvash Hariri
12-Feb-2009
 

آنچه که دائماً از ایرانیان برون مرزی می شنوی ، ناسزا گوئی و فحش و فضیحت نثار جمهوری اسلامی کردن است و بس . بدون هیچ رنگی از واقع نگری و ارزیابی بدون تعصّب همراه با دشمنی های شخصی و خصوصی.

سی سال است که ما می گوئیم آخوند ها که قادر به حکومت کردن نیستند و باید بارشان را به بندند و کلکشان را بکنندو هرساله هم بر خلاف نظرما  حکومت آنها قویتر و جا افتاده تر شده و شود.

من خورۀ خبر هستم و بیشتر اوقاتم به نگاه کردن  و گوش کردن به خبرها و تفسیر های خبری می گذرد. چند روز پیش برنامه ای بود در کانال سی. اِن. اِن که در آن خانم کریستین امان پور عدّه ای از متخصّصان و تجربه مندان سیاسی و اقتصادی دنیا را که در شهر دِوُس درکشور سوئیس گرد هم آمده بودند در برنامۀ خود میهمان داشت. ای کاش شما هم این برنامه را دیده بودید تا ببینید که کارشناسان عراق و افغانستان به ترتیب هوشیار زیباری ( وزیر خارجۀ عراق ) وعبد الّرحیم وردک ، وزیر دفاع افغانستان با چه احترام و بزرگ داشتی از ایران و نقش سازنده اش در آن کشورها سخن می راندند. هر دو معتقد بودند که اگر کمک های همه جانبۀ ایران نبود، وضع آنها به مراتب خراب تر از آن چیزی بود که امروز هست.

در برنامۀ "ملاقات با مطبوعات" هفتّۀ گذشته دیوید گرگوری مجری برنامه از مهمان هفته ، تام ریکز- خبرنگار واشنگتن پست-  پرسید که اقدامات امریکا در خاور میانه به نفع چه کشوری تمام شده است و او بدون درنگ پاسخ داد ، ایران.  ایران در حال حاضر بزرگترین قدرت در خاور میانه است. این مطلب مرا بیاد بازدیدهای جرج بوش، رئیس جمهور سابق امریکا و احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران از عراق می اندازد که اوّلی مجبور شد در دل تاریکی شب و با تدابیر شدید امنیّتی از بغداد دیدن کند و برای دوّمی فرش قرمز پهن شده بود با گل های سرخی که دختران جوان بدستش می دادند و عند الّزوم به پایش می ریختند. آیا این و نظائر این ارزیابی ها برای ما ، ایرانیان برون مرزی کافی نیست که لا اقلّ کمی بی غرضانه تر به حکومت ایران نظر بیندازیم.

خوب بیاد می آورم که یکی از عمده ترین شکایت های روشنفکران ایران پیش از انقلاب ، عدم استقلال سیاسی ایران و وابستگی شدید آن کشور به امریکا بود.  اگر در حال حاضر به سیاست خارجی ایران  نگاه کنید می بینید که در حقیقت ایران نوعی سیاست موازنۀ منفی که در زمان حکومت  دکتر مصدّق برقرار بود اتّخاذ کرده است. هیچکس نمی تواند هیچ نوع وابستگی نه تنها به آمریکا بلکه به هیچ کشور دیگری در حکومت ایران بیابد. شاید امروزه بتوان ایران را در آن قسمت از دنیا از زمرۀ مستقل ّترین کشور ها بشمار آورد. حتیّ مخالفان سرسخت جمهوری اسلامی هم نمی توانند - مگر غرض مندانه - منکر خودگردانی و استقلال ایران باشند. به این زودی خواسته های خود را فراموش کردیم!

آقای محمّد البرادعی در مصاحبه ای با فرید زکریا می گفت شما خود را به جای ایران بگذارید. اگر قدرتی مثل آمریکا ، شما را یکی از " سه محور شیطان " بنامد و مرتّب در پی نابودی شما باشد ، چه می کنید؟  آیا برای حفظ  خودتان اقدامی نمی کنید؟  آقای البرادعی در پاسخ این پرسش فرید زکریا که ایرانیان چگونه مذاکره و معامله می کنند ، جواب داد بسیار سخت ، هوشمندانه و بانقشه های دراز مدّت ، بر خلاف عربها که هیجانی هستند.

من بطور کلّی آدمی صلح طلب و بیزار از جنگ و جدال هستم با این همه وقتی که در خبرها می بینم و می شنوم که ایران اوّلین ماهوارۀ خود را به هوا می فرستد و بزودی به انرژی هسته ای و اتمی دست خواهد یافت ، احساس خوشحالی و غرور می کنم. در مصاحبۀ البرادعی و فرید زکریا که در بالا ذکر شد، هر دو معتقد بودند که وقتی تمام همسایه های ایران نظیر هند، پاکستان ، روسّیه مجهّز به سلاح های موشکی هستند چطور می شود ایران را مستثنی کرده برحذر داشت. ایده آل اینست که همۀ کشورها برنامه های موشکی خود را کنار گذاشته و نهایتاً نابود کنند ولی تا رسیدن آن روز نمی توان دیگر کشور ها را از این حقّ برکنار کرد.

  آخوند ها در درازنای این سی سال پس از انقلاب  ، ثابت کرده اند که سیاستمدارانی حرفه ای و بسیار با فراست هستند و نمی شود دست کمشان گرفت. بعلاوه ، فن آوران و فن سالاران بسیار کارآزموده ای با آنها همکاری نزدیک داشته و از پشت صحنه آن هارا حمایت می کنند.

آقای دکتر عبّاس میلانی در کتاب "داستان دو شهر: خاطرات یک ایرانی"  خود دو پاراگراف دارند در تأ یید فراست ، زیرکی و هوشیاری این بقول ما آخوند ها. داستان از این قرار است که دکتر میلانی در زندان با آقای رفسنجانی آشنا می شوند. چند سال بعد از این آشنائی ، هنگامی که استادان دانشکدۀ حقوق که دکتر میلانی هم یکی از آنهاست می خواهند موضوع آسیب رساندن معاون رئیس دانشگاه را توّسط دانشجویان خطّ امام به رفسنجانی که در آن زمان رئیس مجلس بود ، گزارش دهند ، هیأتی تشکیل می دهند و افراد هیأ ت که از آشنائی دکتر میلانی با رفسنجانی باخبر بودند از او می خواهند که با آقای رفسنجانی صحبت کند. این ملاقات را دکتر میلانی چنین توصیف می کند:

"ملاقات با معرّفی رسمی یک یک افراد شروع شد. وقتی که نوبت من رسید، رفسنجانی با کلماتی سرد، غیر مستقیم ولی بدون هیچ ابهام و گنگی به من فهماند که آشنائی گذشته را به یاد می آورد ولی آهنگ صدایش به طور وضوح روشنگر این مطلب بود که اگر چه ما تجربۀ مشترکی در گذشته داشته ایم ولی در حال حاضر این تجربه تضمین کنندۀ هیچ امتیازی نباید انگاشته شود. باید اقرار کنم که او به بهترین وجهی این نقش را بازی کرد." (ص ۱۷۷ کتاب)

و در جای دیگری از کتاب باز هم در بارۀ رفسنجانی می گوید:

"... وقتی که انقلاب آغاز شد ، رفسنجانی با حوصله و حسّ واقع بینی که داشت توانست خود را از مقام یک روحانی دست دوّم و بدوش کشیدن عنوان ننگین "کوسه" به مهم ترین و قدرت مندترین چهرۀ حکومت پس از خمینی برساند..." ( ص ۱۷۴ کتاب)

بنابر این می بینیم که تنها از روی لباس نمی توان در بارۀ افراد و از جلد کتاب نمی توان در بارۀ  محتوای آن  قضاوت کرد.

وامّا در مورد داخل کشور، اگر شما با دنیای مجازی و الکترونیکی در ارتباط باشید، روزی نیست که یکی دو تا ویدئو یا تصویر از سازندگی های عظیم، حیرت انگیز و خیره کننده که در ایران انجام شده و می شود ، دریافت نکنید.  بعنوان مثال ، شهر زیر زمینی کیش ، هتلی که در دل کوه و صخره ساخته شده ، هتل هائی که در شمال ایران ساخته شده ، بزرگ راه ها و برج های آن چنانی فقط مشتی هستند از خروار.

ایرانی ها در درازنای تاریخ ۲۵٠٠ سالۀ خود صبر و تحمّل زیادی از خود نشان داده و از بوته های گوناگون مشکلات ، سرافراز بیرون آمده اند. در این بُرهه از تاریخ نیز باید بردباری نشان بدهیم و سعی کنیم پیش رفتهائی را که شده است از روی غرض نادیده نگیریم و به جلو بردن ایران کمک کنیم و مطمئن باشیم که با کمتر شدن فشارهای خارجی بر ایران ، فشار های داخلی نیز کمتر خواهد شد.  و روزی نه چندان دور، ایران پس از گذراندن این دوره به آزادی های فردی رسیده و به یک دموکراسی واقعی دست خواهد یافت. فقط اگر کمی واقع بین و بی غرض باشیم. و یادمان باشد که فقط ایران است در آن منطقه که "رئیس جمهور سابق " دارد.  ما هنوز در ابتدای این راه هستیم.  

قصد داشتم در بارۀ کمبود ها نیزچند نکته ای ذکر کنم ولی آنقدر گفته و نوشته شده که تکرار مکرّرات خواهد بود و باعث ملال و کدورت خاطر. پس آن را به دیگرانی که تعدادشان چندان کم هم نیست ، وا می گذارم.

نکتۀ آخرین، می دانم که با گفتن این مطالب سیل ناسزاها و تهمت ها بسویم سرازیر خواهد شد وبرچسب هائی نظیر مُزدور و حقوق بگیر جمهوری اسلامی (برچسبی که راحت به همۀ دگر اندیشان زده می شود ) به من زده خواهد شد ولی وجدانم راحت است چون می دانم که من نه مزدور نه حتیّ موافق سرسخت جمهوری اسلامی هستم و نه هیچ گونه دستی در سیاست دارم  فقط کوششم بر اینست که بی غرضانه و بی طرفانه به قضایا بنگرم و هنرمِی را نیز نادیده نگیرم.

 مهوش حریری

وب نامه و کتاب نامه:

۱-  میز گرد اقتصاد جهانی در دِوُس ، سوئیس ( گرداننده کریستین امان پور)
http://select.daylife.com/topic/Christiane_Amanpou...

۲-  مصاحبۀ محمِد البرادعی با فرید زکریا
http://www.cnn.com/video/#/video/bestoftv/2009/02/...

۳-   ملاقات با مطبوعات   ( Meet the Press (
http://www.msnbc.msn.com/id/3898804/

۴-  تام ریکز   Tom Ricks    

۵-   داستان دو شهر: خاطرات یک ایرانی
نوشتۀ عبّاس میلانی

انتشارات میج ، واشنکتن، دی.سی ، ۱۹۹۶


Share/Save/Bookmark

 
default

تنها راه نجات همکاری و اتحاد است نه گروه گروه بازی

سهام الدین غیاثی (not verified)


We are all are slaves. Not only the women.
by Sahameddin Ghiassi (not verified) on Tue Mar 03, 2009 10:13 AM PST

مشگل ما مشگل زن و مردی نیست مشگل تفرقه است وگرنه زن و مرد هر دوی آنها یک واحد کاملی هستند . حال اگر استعمار سعی در تفرقه دارد و اینکه همه را گروه گروه کند تا دمار از روزگار همه در آورد این مطلبی دیگر است.

تنها راه نجات ما در وحدت است. و دوستی و اعتماد و همکاری که متاسفانه استعمار پنهان سعی در بین بردن همه اینها دارد.

من موافق مساوات و برابری کامل زن و مرد هستند. ولی میدانید که اکثر زنان این را قبول ندارند و میخواهند مرد قوی و تکیه گاهشان باشد.

زنانی که در آمریکا به بهانه های جزیی از همسرانشان جدا میشوند و یا در هنگام بیکاری و مسنی او را رها بحال خویش میسازند هم کم نیستند. پس در این میان تنها این زنان نیستند که قربانی میشوند بلکه زن و مرد با هم قربانی میشوند.

زنان هم با مرور زمان به کم محلی و بی اعتنایی به مردان به آنان امکان این را میدهند که به زن دیگری گرایش پیدا کنند. فکر کنم که بسیاری از مردان هستند که زن را بعنوان شریک و یار و همکار و همدم میخواهند و به تحصیلات و ایده های زن احترام میگذارند ولی همان زنان تحصیل کرده نیز به دنبال مردان موفق و پولساز هستند و افراد همطراز خود را از خود طرد میکنند و به دنبال فردی بیشتر و بهتر از خود هستند. و بدین ترتیب معیار آنان نه دوستی بلکه نوعی تجارت است که میخواهند متاع خود را خوب بفروش برسانند.

بدین ترتیب مردان خوش فکر و مهربان قربانی کم پولی میشوند و کنار گذاشته میشوند. و شارلاتانها و باصطلاح زرنگ ها با صرف مخارج و بردن قربانی خود به مجالس با شکوه دل و دین از قربانی میربایند. اگر معیار درست باشد و انسانیت و خوبی در مد نظر قرار بگیرد امکان قربانی شدن کمتر خواهد شد.

آنچه مهم است این است که از ماست که برماست. تا مادامی که خودخواهی و بی انصافی و معیار های تنها مادی پا برجاست و تا مادامیکه بی اعتنایی و بی تفاوتی حکم فرماست ما از این مشگلات خواهمیم داشت. و سیستم غارتگر میخواهد انسان ها را به دو گروه تقسیم کند بی تفاوت و بمن چه گویان ها و ظلم کنندگان. آنچه سیستم غارتگران بین المللی کنونی از آن وحشت دارد یکرنگی دانش خوبی پرهیزکاری دوستی و محبت و اعتماد و همکاری است که در آنصورت ثروتهای میلیارد میلیارد دلاری آنان در معرض خطر است. در آنصورت مشتریان مواد مخدر آنان مواد منفجره و گرگان تیز دندان و تفرقه افکنان دیو سیرت آنان کنار میروند.

یک دولت بدون احساس مسیول بودن و یک دادگستری بی تفاوت و گران یک سری پلیس و قاضی بی تفاوت مواد ایده آل انان است.

زنان و مردانی که باهم مخالف باشند . مذاهبی که با هم درجنگ و گریز باشند مدیرانی که دزد وفاسد و فاقد مدیریت باشند. جلادانی که کمر به قتل هم نوعنان بی گناه خود بسته اند.

دانش آموزی و یا دانشجویی که به معلم خود بی حرمتی میکند . مامور گرسنه ای که دست رشوه دراز کرده است. معلمی که وظیفه پدری یا مادر احساس نمیکند. بازپرسی که بی تفاوت است و کاری بکار کسی که قربانی شده است ندارد. همه و همه ایده آل غارتگران بین المللی است. . حال اگر کسی بخواهد دست کسی را بگیرد و کمکی کند بنام بی عرضه نام گذاری میشود و از دور خارج میگردد و باید در انزوا بسر برد. برو قوی شو اگر طعم زندگی خواهی که در نظام طبیعت ضعیف و دوستدار مردم منکوب است.

ملت های کهن دوباره متحد شوید. نیرنگ جهانخواران این بار چند دستگی و پریشانی ما است تا با خیال راحت مارا غارت کنند. اگر قرار باشد هرکس برای هر ایده ای که دارد کنار گذاشته شود که در آنصورت یک تعداد محدود شکننده باقی میمانند علی و حوضش. یکی را بعنوان زن بودن و یکی ر به عنوان چپی و یا راستی و یکی را بعنوان کم دین و یکی را بعنوان تندرو و دیگری را بعنوان متجدد و آن دیگر با نام سنت گرا. پس از این چهار تا نیمی آدم دیگر که میماند. در آنصورت برای غارتگران بین المللی کار بسیار ساده و آسان خواهد بود که در هنگامیکه مردم با هم بنام دین و ملیت و مذاهب مختلفه در جنگ و گریز هستند بیایند و ببرند مثل اینکه تا حال برده اند و هیچکس هم صدایش در نیامده است.

من در تهران یک معلم دانشگاه بودم و پدرم هم یک سرهنگ شهربانی بود و پدر وی هم یک آیت الله میانه رو مذهبی. مادر من بهایی بود ولی پدرم بوی اجازه نداده بو د که من با آداب بهایی آشنایی پیدا کنم و مثلا به درس اخلاق روزهای جمعه بروم.

من در آلمان در مدارس تدریس میکردم روزی که سرکلاس بودم دیدم که یک دختر که در روی صندلی جلویی نشتسه بود دارد گریه میکند. با نهایت دوستی جلو رفتم و پرسیدم گابی چرا گریه میکنی. با سادگی گفت آقای غیاثی آقای دکتر سیندلر گفته شما آلمانها اکنون آنقدر بدبخت شدید که اکنو ن یک شترسوار خاورمیانه معلم شماست و من هم دارم برای بدبختی ملت خودمان گریه میکنم که البته منظور شتر سوار من بودم.

شاید باور نکنید که من هما ن روز تصمیم گرفتم که به ایران باز گردم و این همه تف تف آلمانها را برای یاد
گیری زبانشان تحمل نکنم که برای ما هیچگونه احترامی قایل نیستند. من که بعد از مدتها دوندگی کار وآپارتمان پیدا کرده بودم دیدم که بایست عطایش را به لقایش بخشید و از گیر این مردم ملیت پرست آسوده شد. فردای آنروز در قطار نشسته بودم و از کیل به هامبورگ میرفتم که بلیت گرفته و به تهران برگردم. باری نزدیک ظهر به هامبورگ رسیدم و یکراست سراغ ایران ایر رفتم و از یکی از آشنایان خودم که در آنجا کار میکرد تقاضای بلیت فوری کردم.. و بالاخره همان روز سوار هوا پیما شدم و به طرف تهران پرواز کردم در هواپیما بود که فکر میکردم از یک زندان گریخته ام و بسوی آزادی در پروازم.

در هواپیما با خود میگفتم و شرط میکردم که دیگر تحت هیچ شرایطی تهران را برای کار و زندگی در خارج از ایران ترک نخواهم کرد. مگر ماموریت های اداری و دولتی.

باری در تهران در وزارت خانه ای مشغول کار شدم و عصر ها هم در آموزشگاهی زبانهای خارجی تدریس میکردم. و نیز در مدرسه آمریکایی و آلمانی هم کار میکردم. خلاصه تمام روز به فعالیت مشغول شده بودم.

تا اینکه جریانهای سال 57 پیش آمد. و من به حاشیه رانده شدم مدرسه آلمانی بسته شد و مدرسه آمریکایی هم بسته گردید. دوستان و فامیل میگفتند که فلانی برو بخارج تو که مدرک داری و زبان بلدی چرا اینجا مانده ای. در هنگامیکه در مدرسه آلمانی تهران معلم بودم حقوق و مزایای من که ایرانی بودم یک سوم و شاید یک پنجم حقوق و مزایای همکار آلمانی من بود. گرچه این اختلاف سرد کننده بود ولی خوب میشد از آن به عنوان انیکه آنان حق دوری از میهن را میگیرند قبول کرد.

گرچه تبعیض دردناک است و لی خوب تا حدودی میشد به علت دوری از کشورشان و یا اینکه معمولا آلمانها با همان حقوق و مزایای آلمان راضی به ترک کشورشان نیستند پذیرفت.

مدرسه آلمانی تهران بسته شد و جایش یک مدرسه کوچکتر بنام مدرسه سفارت آلمان گشوده شد. حال به تورم روز به روز ایران هر روز حقوق مزایای من نسبت به همکار آلمانی کمتر و کمتر میشد بطوری که دریافتی های آنان شاید یک صد برابر ما شده بود.

سیاست مدرسه سفارت آلمان هم فرق کرده بود و حقوق ایرانی ها را بطور یکسان پرداخت نمیکرد. و مثلا ایرانیان را بر ضد ایرانیان تحریک میکرد. در ضمن با وجود بودن چند نرخ برای ریا ل آنان مارکهای خود را در بازار آزاد میفروختند و با کمک سفارت با نرخ رسمی در ازای ریالهای فروخته شده مارک با نرخ اصلی دریافت میکردند. یعنی یک مارک را بیست تومان میفروخت و مثلا پنج تومان آنرا خرج میکرد و در ازای پانزده تومان باقیمانده 3 مارک پس میگرفت. حالا خودتان حساب کنید که چه کار پر منفعتی این تبدیل ارز شده بود .. مثلا اگر یک آلمانی یک ایرانی را میکشت و زیر ماشینش میکرد براحتی دیه را میداد زیرا سه برابر دیه پول اضافی دریافت کرده بود.

این بود که آلمانها میگفتند اگر کسی را با ماشین صدمه بزنند کاری سود آور است. خودتان حساب کنید که چه کار طاقت فرسایی بود که میان یک مشت آلمانی در ایران زندگی کنی و با تو همان رفتار را داشته باشند که در کشور خودشان با خارجیها داشته بودند.

من نماینده کارکنان و معلمین ایرانی و کارمندان محلی بودم این بود که ما دور هم جمع شدیم و یک نامه راجع به شرایط نوشتم و با بریده یک روزنامه انگلیسی چاپ تهران که نشان میداد مارک دارای سه نرخ است به آلمان پست کردم.

نمیدانم که چه شد و چگونه به سایر همکاران ایرانی برخورد کردند که همه کنار کشیدند و مرا تنها گذاشتند شاید به نحوی سبیلهای آنان را چرب کرده بودند. این بود که مدیر مدرسه مرا صدا کرد و گفت اگر یک نامه بنویسی که اشتباه کرده ای و نادرست نامه را نوشته ای ما با تو کاری نداریم وگرنه برایت درد سر تولید میکنیم.

من قبلا به یک مثلا دوست مقدار زیادی پول داده بودم که خانه اش را ترمیم کند و رهن بدهد و پولها را پس بدهد و او پول را که پس نداد که هیچ بلکه برای پس ندادن پول به دادگاهها نوشته بود که من به او پول قرض داده ام که دین او را عوض کنم. و با ارسال اظهار نامه به دانشگاه باعث اخراج من شده بود. و حالا هم که مدیر مدرسه آقای فریچ برای من خط و نشان میکشید. خلاصه من را از مدرسه سفارت آلمان اخراج کردند برای اینکه حاضر نشدم که از گفتن حق خودداری کنم.

شخص نابکاری که اموال مرا غارت کرده بود حال برای از بین بردن من هر کاری میکرد و هر تهمتی که میخواست به من میزد. از جاسوس سفارت آلمان گرفته تا جاسوس صیهونیست و غیره.

این است عدل و داد در آن زمانه. به ناچار من هم مجبور شدم از روی ناچاری عهد خود را بشکنم و دوباره سوار هوا پیما شوم و بخارج از میهن گرام بروم. زیرا که هم دوستان و هم فامیل به من خیانت کردند و دوستی و اعتماد و محبت مرا با بیشرمی و خیانت پاسخ دادند. و اینطور میشود نتیجه گرفت که سیستم پشت و نامریی میخواهد که دوستی ها و اعتماد ها را از بین ببرد و مردم را تا حد یک آدمک بکشاند.

sahameddin wrote on Mar 1
با سلام نمیدانم یادت هست که گفته سعدی را که میگفت ای که پنجاه رفت و در خوابی شاید این چند روز را دریابی. بهر حال فکر کردم شاید تجربه های من برای جوانتر ها راهی و خدمتی باشد. من داستانهای زیاد واقعی نوشته ام که نمیدانم کدام آنها میتوانند برای مردم مفید باشند. همانطوریکه نوشته ای زندگی مردم بهم در شرایطی خیلی شبیه هستند. مثلا دانشجویان طبقه متوسط مشگلاتشان نظیر هم دیگر است. و یا مردم زحمتکش و کارکن دارای مشگلات مشابه ای هستند. ولی بطور کلی سیستم موجود در دنیا مردم را دو دسته میکند یا بی تفاوت باش و کناره گیر و یا ظالم . آنانی هم که برای مردم میخواهند خدمت کنند با زور به کناری گذاشته میشوند. این است که تنها راه رهایی داشتن گروه های بیشمار مردم دوست و دانشمند است. یعنی اکثریت مردم بایست به زره دانش و بینش مجهز باشند. زیرا این همه دین و ملیت و تاثر های ملی و مذهبی و قومی و گروهی را چطور میتوان یک کاسه کرد. مثلا بایست صفات مشترک و مواردی که مردم با هم توافق دارند انها را مورد توجه داد و نه فرضیاتی که مردم را از هم دور میکنند. مثلا بین بی دین و با دین این مطالب میتواند مشترک باشد مهربانی با هم دوستی باهم بد بودن دزدی و فساد همکاری و همگامی انسانیت و خوبی اعتدال و همکاری و عدل و مساوات. احترام به عقاید دیگران و ارج نهادن به دانش و میبینی که میشود هزاران نقطه مشترک بین بی دین و با دین پیدا کرد. بعد ادیان را مورد مطالعه قرار داد و نکات مثبت و مشترک آنان را برجسته نمود وآنان را به همکاری دعوت نمود.

ولی اینکه مثلا شیعه بگوید راه من درست است و دیگران به راه خطا میروند و یا مسیحی بگوید که من راه درست را پیداکرده ام و دیگران راه اشتباه میروند

ولی متاسفانه سیستم حاکم بر جهان این را نمیخواهد آنان میخواهند نفرت و انزجار حکمفرما باشد تا بتوانند محصولات مخرب خود را بفروش برسانند. وگرنه روشن است که یک بچه کلیمی کلیمی میشود و یک بچه مسلمان مسلمان و یک بچه هندو هندو و همه آنان فقط برای یک اسم است که از هم جدا میشوند وگرنه در انسان بودن همه یکسان هستند. بعبارت دیگر اگر ما اصل مشترک را که همان خوبی و انسانیت همکاری و همراهی است برجسته کنیم و عوامل فرعی را که چونگه بایست عبادت کنند کنار بگذاریم و به شخص واگذار نماییم تا اندازه ای مشگل حل میشود.

مثلا اگر اسلام سعی کند که همه مردم را مسلمان کند و مسیحی سعی نماید همه مردم را مسیحی مسلم است که راهی دور و دراز و پر خطر و مشگل اتنخاب شده است.
در حالیکه اگر سعی کنیم مردم را همان طور که هستند دوست بداریم و نه اینکه سعی کنیم آنان را مثل خود نماییم مسلم است که مشگل حل شدنی است.

مثلا در آفریقا رابطه بین زن و مرد بسیار آزاد تر از اروپا و آمریکا است بدین معنی که مرد علاقه خود را به زن و یا دختر مورد نظر ابراز میکند و دختر و یا زن با او رابطه بر قرار میکند که این در فرهنگ آمریکایی که روابط محتاج به شناخت و رفت آمد و رستوران رفتن و معاشرت است نوعی فاحشگی است و یا رابطه بین دختر و پسر که بعنوان دوست پسر و یا دوست دختر ابراز میشود در فرهنگ خاورمیانه نوعی فاحشگی است. یا هندو ها بایست تمام ثروت خود را دودستی به داماد بدهند و این خانواده دختر ها هستند که به خواستگاری پسر ها میروند.

اگر قرار باشد یک فرهنگ و یا یک تمدن را با معیار های فرهنگی دیگر اندازه گیری کنیم مسلم است که راهی به خطا رفته ایم و اثرش جز بد گویی و نفرت و جدال چیزی نخواهد. بود. در خاطرات آتا تورک خواندم که سلطان عثمانی جدال در میان مردم کشور بزرگ عثمانی را به نفع خود میدانست و به آن دامن میزد حتی او نفرت و جنگ بین ترکان را دوست میداشت. و این راست است که حکمرانان غیر مردمی همیشه از این جدال و نفرت سود میبرند و چون مردم بخود مشغول میشوند لاجرم وقتی برای کنترل غارت و سو استفاده آنان ندارند و این ها از قانون تفرقه بینداز و حکومت کن سو استفاده مینمایند.

همانطورکه اسکندر گفته است که کارهای بزرگ را به اشخاص پست واگذار کن که همیشه میتوانی آنان را کنترل کنی. متاسفانه این قانون هم اکنون در جهان ما بکار برده میشود و با دامان زدن به اختلافات جزیی مردم کم شعور را مشغول و خود سرمایه آنان را غارت میکنند. تنها راه رهایی از این تله داشتن دانشگاه های مستقل و احترام به عقاید دیگران و بردباری و تساهل و قبول اینکه حتی قوانین هم مطلق نمی باشند و با زمان و مکان قابل تغییر میباشند.

جوانانی که از یک شکست عشقی به خودکشی دست میزنند و یا به دامان اعتیاد پناه میبرند و یا انان که در اثر ناملایمات زندگی به مرگ و نیستی پناه میبرند و برای زنده بودن و زندگی کردن خود عزا میگیرند همه محصول همین سیستم کذایی هستند که تخم بد بینی و فساد و بی تفاوتی و گرگ بودن و ظالمانه رفتار کردن را بما آموزش میدهد. یک دادگستری بی تفاوت و یک لشگر قاضی و بازپرس بی مصرف و بی تفاوت چگونه میتوانند عدل و داد را مراعات کنند. سرگرد شهربانی که بی غرور تقاضای دریافت وجه نقد رشوه دارد چگونه میتواند قانون عدالت را رعایت کند و یا قاضی گرسنه دادگستری که چشم به دستان رشوه دهنده دوخته است میتواند عدل را مجری باشد. یکی میگفت ایرانیان بجای تولید و کار و یگانگی به جنگ مشغولند جنگ بین مذاهب و مکتب های سیاسی و قومی و گروه بندی های متفاوت بی آنکه هیچ برداشت علمی از این گروه ها داشته باشند. جنگ آنان در حقیفت جنگ نام های مختلف است.


default

Cannot be balanced if cannot critique!!

by BRINK (not verified) on

Hariri is not balanced in her view, she simply lacks criticality - meaning the capacity to analyse issues beyond some broad statements. I think the author is teetering on the edge of a blind nationalistic position. Of course most of us take pride in achievement of Iran but what I try to steer clear from is delusion!
Are we independent or insular? Akhonds are clever and intelligent, of course they are! But so is the villager selling eggs and fresh produce in Day Markets in Iran. Would you have the latter leading your country? Well, too late, you pretty much do have it. The Mullahs are learning on the job. Perhaps this is OK, but guess what: the poor people of Iran are paying the price!
Iraqi and Afghan officials speak highly (and I would suggest with fear) of Iran? Of course they would. They are only acutely aware of the material and religious influence Iran has in their internal affairs.
Who pays for Iran's generosity toward these countries and others in the Middle-East?
And, sorry, but there is a real danger of being read as an IR apologist in your text.
Mullahs are very clever indeed but their interest does not always coincide with the interest of the Iranian nation. (who was the first in Iran to propose a name change for the Persian Gulf? wasn't ir Velayati???)
Also: I was back in Iran just 3 months ago. People are much more agitated, nervous, and I am afraid morally decedent, YES! Decedent than even 5 years before. This is the hidden price of the IR achievements (unless you like Herodotus think all "Persians" were decedent anyway!).
Just on your reference to infrastructure: Our roads are good?? In what sense? Engineering? Just drive around to learn. In terms of people's attitudes on the road? Well I suggest you take a drive in Iran. Are we law-abiding, caring and sharing and even civil people? again, hit the road in Tehran or Shiraz and discover for yourself!!! (a little clue: look at the death tolls.)
The good thing perhaps, coming out of the IR and for the few who care to think, is a critical appraisal of our traditions and religion. This is evidently missing in M Hariri's "balanced" view.


default

سرکار خانم بی

داریوش (not verified)


سرکار خانم بی شک هر کس با شنیدن نام وطنش و خصوصا پیشرفتهای ان دچار احساسات میشود ولی به چه قیمتی و پرداخت چه هزینه همین امروز یک جانباز جنگی که صد در صد خدمت گزار به وطنش بوده در جلوی مجلس خودش را اتش زده یا امار سو استفاده ها از درامدهای ملی بیداد میکند امار تورم از مرز 26 درصد به گفته بانک مرکزی گذشته
بقول معروف فکر نان کن که خربزه اب است
در مورد دکتر میلانی و رفسنجانی این حرکت رفسنجانی را به حساب فراست و وهوشیاری وی نگذارید بلکه به حساب بی چشم و روئی و گربه صفتیش بگذارید مگر دکتر میلانی درخواست شخصی از وی داشت که ان برخورد را باید ببیند


Shazde Asdola Mirza

Independant and crazy, so what? North Korea is like that too!!!!

by Shazde Asdola Mirza on

S.A.M (an official Khar Vazir)


default

دوست عزیر

rozhin (not verified)


دوست عزیر پیشنهاد می کنم خبرهایی که در مورد ایران می خونید رو با دقت تر بخونید و نگاه تحلیلی به اونها داشته باشین نه یک نگاه سطحی که ایران جاده داره و موشک داره و ... و دیگر اینکه من نمی توانم به حکومت داران کشورم صفت فراست و زیرک و ... را بدهم چراکه از نظر من حکومتداران فاسد کشورمون چنان آلوده ی قدرت و فساد شده اند که از دایره ی انسانیت خارج اند.


default

Dorood bar shoma

by Ali_1982 (not verified) on

khanume mohtaram Mahvash Harriri Dorood bar shoma.

Zende baad Irani SARBOLAND WA MOSTAGHEL.

Iran dar masire dorostist wa bedanid ke hagh bar batel pirooz hast.. Motoasefane kheiliha farib khordand wa farghe beine ENTEGHAD WA TAKHRIB ro nemifahmand.

ghorbane shoma wa BERAWID RAI BEDAHID.

Ali


Mohamad.Purqurian

سرکار خانم حريری

Mohamad.Purqurian


اطمينان دارم که خوب ميدانی در اين برداشت تنها نيستی و چه بسيار واقع بينان روشنفکر هستند که بين رقابت سياسی و مسئوليت دولتی تميز قائلند وکارنامه نمايندگان مردم (چه انتخابی، چه انتصابی، وچه ناشی از قانون اساسی) را تنها با نارسائيها بررسی نميکنند.  ولی درتفسير نوشته دکتر عباس ميلانی در رابطه با رفسنجانی نه تنها آنرا دليل حرفه ای بودن وفراست سياسی نميدانم، بلکه يکی از انواع کوته بينی هائی بود که ريشه های اساسیترين دشمن تراشيهارا آب بياری کرد.  توجه دارم که تآکيد شما بر "امتياز" ندادن وباصطلاح مخالفت با پارتی بازی است.  ولی حتمآ ميدانيد که اگر امروز رفسنجانی تنها سمبل پارتی بازی در ايران نباشد، يکی از مهمترينهاست. 

علاوه برآن هرچند نيروهای چپ در توده مردم نفوذ نکرده بودند ودر رقابت با ملاها واقعآ بازنده بودند ولی در الفبای سياسی حتی يک نارضايتی خيلی زياد است و رفسنجانی بجای اينکه سرد وخشک با ميلانی بر خورد کند، بايد از آشنائی مشترکش با وی حداکثر استفاده را ميکرد تا با جذب رقبای سياسی امکان رنجيدن وآلت دست شدن آنها را برای دشمنان واقعی ملت ايران به حد اقل برساند.  من يقين دارم دکتر ميلانيها با تمام وجود ميخواستند به ايران خدمت کنند ولی درعمل کتابهائی نوشتند که مثلآ مجازات اعدام هويدا بخاطر مسئوليتش در جدائی بحرين ازايران، آنچنان لوث شود که نه تنها دولتمردان آينده از آن عبرت نگيرند، بلکه احساس همدردی خواننده را با مجرم برانگيزند.  البته نحوه اجرای اين مجازاتها خود نشانه ديگری از خودکامگی و کوته بينی همين ملايان بود که امروز تقاص آنرا پس ميدهند وهر چند تلاش زيادی ميکنند که آب رفته را بجوی بازگردانند ولی اميدوارم خيلی کم و خيلی دير نباشد


MRX1

I wonder

by MRX1 on

Do you IRI apologists and Islamic lackeys ever take a break from chert o pert ? How dumb you think we are that we are now suppose to be now impressed by bunch of high rise buildings here and there built by thief’s stealing money belonging to Iranian people. This is after 30 years, with oil profits of over Half trillion dollars!!  We have lost our right in Caspian Sea (Second turkamanchai treaty) over night. Iranian gas fields are exploited by tiny Qatar in formerly known body of water Persian Gulf. The islands in there are being claimed by UAE and Arab world and if major military conflicts do happen, they will become part of UAE permanently. The oil industry is in awful shape due to mismanagement and lack of care in the past thirty years and it may collapse altogether within the next decade. Killing, rape, murderer and suffocation of Iran continue as we speak and the delusional among us think we have independence becuase some sheik pashemdin some where gve the mullah's compliment, go figure!

 


default

از اینکه

کامران (not verified)


از اینکه آخوندها در شارلاتانی و عوامفریبی نظیر ندارند چیز عجیبی نیست چون حرفه اجدادی انهاست اما اینکه آخوندها با هوش و با فراست هستند زیاده روی کرده اید .من اینجا روی تز دکتری خودم بیشترین تلاشم رو می کنم و تا کنون چندین مشکل در دفع آفات گیاهی را به شخصه درشهری که کار میکنم حل کرده ام و هیچ هم به آخوندها و راه و رسم آنها اعتقاد ندارم اما برای وطنم هر کاری میکنم...با این حال اگر آخوندها در مسند کار نبودند پیشرفت ما و هوش و فراست ایرانی خیلی بیشتر ازاینها بوده و هست.اینجا بهترین دانشجوی دوره فوق لیسانس ما را به بهانه ای رد صلاحیت کردند .کسی که خود استاد های ما از او و مقالاتش نمونه می اوردند.در مورد اینکه چرا آخوند نباید اتم داشته باشه بسنده می کنم به همان حکایت قدیمی چاقو را نباید به دست زنگی مست داد..کسی که سر و سینه هموطن خود چنین با بی رحمی سلاخی می کند چه انتظاری داری که بر سر دیگر ملل اتم نریزد...شما خیلی زود احساساتی شده اید...


default

If it was dependent of one

by marya (not verified) on

If it was dependent of one of those superpowers, it did not have to bribe the council members. Of course, USA also bribe those members for their votes.


default

Pesteh jan, open up ...

by mehrnaz (not verified) on

"Interesting that you don't deny that the IRI bribes other countries". Pesteh, I have no indication (neither have you) that Iran has bribed any country in the UN and the Security Council. I said the imposition of unjust sanctions on Iran indicates the bribery of the US both in the IAEA board and in the Security Council. However, the point I made was in relation to the faulty logic of the argument. So please do read it again. Of course, I agree with you that countries are interdependent and independence is a relative matter. For example, the US itself is not politically independent from Israel, by any stretch of imagination!!! And the UK is, to the acknowledgment of its own citizens, politically controlled and subservient to the US!!! At this point in time, our country, IRAN, is despite all shortcomings and domestic faults, politically independent and does not take orders from a foreign country. This does not mean that like any other country, it does not have to make deals and manoeuvres.

I have not been involved in any "hate-mongering, supremacist and bigoted western phobia". Could you be specific and give examples of what I have written to that effect? Of course, being a long anti-war activist, I am bound to oppose warmongers and expose them, but this has never been 'supremacist' (!) or hate-mongering. As far as the populations of countries are concerned I have never expressed anything but concern and belief in shared humanity. Perhaps you can go into my blog or read my comments or google me and read first hand before you jump into the familiar tone of hateful slander on this site.


default

Mehrnaz

by pesteh (not verified) on

with that logic of yours the US is the most politically dependent country

Interesting that you don't deny that the IRI bribes other countries. Your objection is that the US does that too, therefore, the US is independent and so is IRI.

What does that have to do with the price of beans.

Political independence is meaningless in a globalized world. We are all interdependent. You give some and you take some. Sometimes you give more than you receive and vice versa. Stop the hate mongering, supremacist, and bigoted western-phobia. How can you call yourself anti-war a la CASMII when you constantly pit one nation against another?


default

Thank you anonymous observer

by Behrooz (not verified) on

I believe you have stated the “Jaan e Kalaam”

The fact is that all of us in Iran love our country and would like very much for it to develop and progress. We draw no joy from reminding other of the problems and miseries on the ground. But the truth has to be told as it is.

We also can distinguish very well between our national interest and IRI’s political interest and the fact that these two are hardly compatible. Furthermore most of us can spot propaganda from miles away when we see one.

Those of us who are anti IRI and realistic still love our country (vatan) as much as everyone else and if there is a real progress we would proudly mention it.

However as hard as we look in this devastated landscape we can hardly spot any


default

Briber, you are funny ...

by mehrnaz (not verified) on

Is that why the security council passed all these resolutions against Iran?!!! Leaving aside your 'common knowledge' 'facts' (hahahaha), with that logic of yours the US is the most politically dependent country!!! Just spare some moment when you are not writing hateful letters against Iran, and look at the history of votes in the Security Council and the IAEA board and the record of arm-twisting and briberies by the US. There is no doubt that the forced isolation of Iran would make it vulnerable economically and politically and that the Iranian people are the ones who will have to pay heavy price for this. All the more reason for VATAN FOROOSHAN to be ashamed for their hypocrisy and short-sightedness.


Anonymous Observer

Behrooz and Ostaad

by Anonymous Observer on

First, thank you Behrooz for writing from Iran, and giving what is the typical sentiment of Iranians who actually live in Iran.  The reasoning in this article is to a great extent reflective of the out of touch, disillusioned Iranians who live outside of Iran and travel to Iran for a month or so each year to spend their western earned money on shops in northern Tehran, and in the process, marvel at the Milad Tower and all the “buildings” (you hear that word a lot on this site) that are built in Tehran.  All they need to do is to travel outside of Tehran to, let’s say, Zahedan, and they will see how the majority of Iranians really live and see the exact nature of the country’s development and progress.

And to my dear Ostaad: I would like to know what your definition of a developing country is.  According to the standards set by the UN, China and India, where almost half of the world’s population lives, are considered developing countries.  Here’s a Wikipedia link to it:

 http://en.wikipedia.org/wiki/Developing_country  

I think that you will be hard pressed to argue that India and China are not independent or sovereign nations. So, this whole bogeyman argument about “the west” trying to take any developing country’s independence away is a fantasy that can only be found in the annals of west-o-phobic Iranian (and perhaps non-Iranian) “Eyha Confederation” style extreme left.   

And, as far as Iran’s progress, Iran’s oil infrastructure is crumbling. In fact, a recent study in the journal of the National Academy of Sciences estimated that at the current rate of production, Iran’s oil revenue may even end in 2015 (in my opinion that is why they are warming up to the United States-they need technical assistance, and are not as technologically advanced as they are portrayed in Ms. Hariri’s piece).  Here’s a USA today report on that study:

http://www.usatoday.com/money/industries/energy/2006-12-26-iran-oil_x.htm

And as far as Iran being viewed favorably by the world…well, not so much!  That’s another IRI propagated myth.  Here is a link to an article about a 2007 BBC world survey that showed Iran, along with Israel and the U.S. as being the top three countries with a negative image among the world’s population.  Someone else had posted this article not too long ago on this site in a comment.  Please note that this survey included many Muslim countries as well:  

http://www.msnbc.msn.com/id/17474900/

So, in sum, I think that most Iranians are smart enough to spot IRI propaganda when they see it.  Firing a modified 1960’s vintage scud into space does not take away the fact that UNICEF has to come to the country’s aid in building basic schools in rural areas.  Here’s a link:

 http://iranian.com/main/albums/our-future

and neither does “Milad Tower”!!!  


default

To marya

by Briber (not verified) on

What "political" independance?

It is common knowledge that Iran has been constantly bribing Russia, China and God Knows how many other African and Latin American countries in the Security Council of the UN to buy their votes and favors.

Is that called POLITICAL independance? ... hahahahhahha


default

Thank you Ostaad

by Mehrnaz (not verified) on

Attacks and slanders against anyone who dares defend Iran's national rights as a 'mullah apologist' supporting abusive measures in Iran is routine, often accompanied by outright lies such as "5000 young men and women killed every day" as one commentator here 'testifies'. However, in addition to the habitual blinkers of indiscriminate hatred, there is also a profound ignorance in respect of the difference between independence and self-sufficiency, and independence and domestic democracy. I was going to define the meanings and give examples for those who genuinely in error, but reading your post, I believe you said it all brilliantly. Thank you.


default

The Usual Suspects

by Behrooz (not verified) on

Firstly to the usual suspect Ostad I should say that. pleeeeeeeeeeese mate do not try to fool me.Remember???? I been there, done that wrote, the book and made the movie.

This is always the case with the IRI agents and apologists to down play and generalize the crimes and treasons and incompetence of Mullahs. In their book if something happened before or is happening else where in another run down country run by another incompetent government that somehow makes it ok and should be accepted by us.

I never said that the Shah’s regime was perfect or did not make any mistake however the scale of treason and incompetence of mullahs is so great that is not comparable to any past regime.

I can only tell you about one memory of the time of Shah when the Imaraty ships attacked a patrol boat in Persian Gulf and Iran threatened to invade. As a result the authorities in Imamate were so scared that the prince of Dubai took a Quoran over his head in order not to get shot at and sounded to an Iranian warship in Persian Gulf After he was given permission to board, the prince kissed the hands of the Iranian Capitan in charge of the ship and apologized to him and all Iranian people for the unauthorized intrusion of their ship. That was only one of the smallest differences.

Now you might be happy only with a few empty rhetoric and slogans but for me I look at the trail of money and see who is profiting from the whole ordeal. The bottom line is that the only interest that the West or any other country might have in the Middle East in general and Persian Gulf particularly is access to cheap oil and a good market for their arms industry and mullahs have provided both. The very existence of mullahs as a destabilising factor in Middle east was enough for the West to deploy their navy to the region and take control of 80% of worlds oil resources and I promise you that if the oils runs out today or a better substitute is found all the western interest will melt faster that an ice cube in the oven

Also on the second Turkmanchay treaty I can assure you that the deal is signed sealed and delivered to Kremlin and is now being implemented in full force. One only needs to talk to fishermen of Gilaan and Mazanderaan to confirm this. Remember? I live here and you are not. Now, if you prefer to berry your head in sand and live in denial I guess that is your personal choice

After all one can awaken a person who is in deepest sleep but can never awaken him who is pretending to be asleep

Also to tell to Mahnaz that the baby you are talking about (in this case your revolution) was abused badly by the IRI cronies and drowned in the bath by Mullahs ages ago. Right now the only decent thing remaining to do is to berry the corps an move on.

I personally find it so funny how all on the IRI mouth pieces, declare themselves as independent and not political and yet they conveniently choose turn a blind eye to regimes misdeeds crimes and in competencies. But I can assure you that for the past 20 years we have been watching and studying the methods and strategies used by these agents. They never admit to their true intention and most of the times they even side with the opposition. But their main intention is to create doubts and division in the ranks of opposition. They try to convince us that IRI is not so bad at all and may be we should accept it because there is now alternative or may because they are to strong and we cannot challenge them. This is their mission and in order to accomplish that they resort to any mean including claming to be anti IRI and speaking against it.

However for people like me it is not the words that count but it is intention and outcome.

These people do not even have the decency and courage to come out of the closet and declare your true intention. This is just typical of the mullahs and their cronies.

The sad thing is that most of these people live in the West spending IRI's money and do not even have a first clue about the problems of our people or their true opinion on the so called “revolution” and its devastating outcomes. And yet they dare to declare themselves as our representative and talk in our behalf.

Also I should remind the author that comparing the traitor Mullahs to Dr Mosaddegh is a true insult to our intelligence and a betrayal to Dr Mosaddegh, his achievement and memory.

Finally to Abarmard. as much as it might surprise you, we the people inside Iran do not need vakil vasil. We can easily distinguish treaties from true servants of people.

The fact it that we are sick and tired your thirty years old propaganda, empty slogans, hollow promises and blaming your own incompetence and treason on other countries.

If the mullahs have not been effectively challenged for the past thirty years is because they killed imprisoned and tortured all the members of opposition. Remember the slaughter of 1368.tell me man when was the last time you visited Behesht Zahra Gate-ye Edami-ha. Do you even know how many members of opposition were killed by the IRI’s killing machine? If you believe that mass murder and torture is a good policy to get a government going you have a very sick mindset

Also another reason for this regime lasting for so long due to absence of a viable opposition with a clear mandate relevant to us the Iranian people and internal fighting between different factions.

However this is now changing rapidly and I promise you that we get our country back from these bi-vatan traitors and in a future not very far people like you will stand on trial in front of the people’s courts and pay for their treason so all you guys take my advice and just be careful about what you say or write as it would all be recorded in the memory of Iranian people and one day be held against you in the court of law


default

Geopolitical position??

by afrasiab (not verified) on

The mullahs geopolitical position was enhanced by the stupidity of Bush admin. NOT through sheer "genius" of mullocracy.

The notion that the mullahs are a "regional power" is highly laughable. US strategic blunders in Iraq and Afghnistan are responsible for the so-called Regime's power. The mullahs got lucky that the Bush admin removed their two mortal enemies, the Taliban and Saadam.


Iranyvaliazad

Failed to mention other reasons for being PROUD

by Iranyvaliazad on

Mahvash mentioned a few items that has made her very proud for example, moslem clerics buying North Korean, Pakestiani intellectual properties with petro dollar.  She has mentioned of so called doctor Millani and his encounter with Mass Murderer Rafsanjani (a.k.a Rasman Jani) .. wow, that really impressed me too .. "be roobah megan shahdet keeye, megh dombam". 

Many people have responded to Mahvash with their reasons to say that IRI is nothing but a blood sucking monster even if it buys and flies a million missles.  What mahvash needs to do is to counter these folks, including me, iby mentioning other reasons that make her proud ... like execution of political prisoners, imprisonment of citizens because they wear colorful cloths or in some instances "booths" for god's sake.  She can be proud because moselm clerics have been giving truck loads of petro dollar to Russian for 50's style nuclear plant and have forgotten to rebuild schools. . The list is too long to mention all in one post ... for starter .. go to YouTube and search for Iran and executions and what you will see is the tip of iceberg ... mahvash can be proud of the whole iceberg.

Do mahvash and folks like her believe that we live in Iran and have restricted access to information?!


default

ms hariri so many people

by das (not verified) on

ms hariri
so many people have responded well
what i can suggest you in short is that, to please
open your eyes and see the whole picture that what's going on in iri.


default

واردات مغایر استقلال نیست

marya (not verified)


واردات مغایر استقلال نیست شما اگر به آمریکا مسافرت کنید خواهید دید همه چیز ساخت چین هست پس آمریکا از همه کشورها وابسته تره!!! منظور استقلال سیاسه که به وضوح معلومه که ایران به هیچ کشوری باج نمیده و اینه که غرور آفرینه


Ostaad

Behrooz, et al. Every country has its own...

by Ostaad on

economic and social problems. New Orleans and Bam are suffering the same fate. The "Arabs" were challenging the three Persian Gulf Islands during the Shah as they are doing today. Iran lost Bahrain before the "akhonds" took over, and the "second Turkmenchay treaty" is a myth nothing is final as far as the Mazandaran sea energy resource demarcations are concerned. Homeless children and even whole families are abundant in the US, Israel and other more prosperous countries, and many import many items including energy from abroad in spite of their huge energy resources. The US is a good example. I am not going to respond to your long laudry list of real and imaginary problem of the Iranian society and its government, and I am certainly not going to defend the dismal human rights/civil rights record of the Iranian government. You certainly have some valid points there.

But I do agree with the premise of the article and that although a few Western governments who don't think Iran or any developing country for that matter deserver  a measure of sovereignty, self-determination and the ability to put its national interests first and not the usual hegemons, the rest of the world has quite a positive view about Iran. Show me one country that does not import large portions of the products it makes and/or consumes. Independence does not mean you live in a bubble with absolutely no problems. And I'm sorry Iran's friends don't meet you high standards of hygiene. The fact is Iran has housed, fed and educated millions of refugees from Iraq and Afghanestan while it was in dire need of help itself. Most of the Afghan women who lived as refugees in Iran went back with education and that is why most of the women publications there are in Farsi. This is the first time that the entire leadership cadres of Iraq and many in Afghanestan have lived in Iran for long periods of time, speak Farsi and hold Iran in high regards. Richard Holbrooke, Obama's current representative in Pakestan and Afghanestan, testified during a congregational hearing about Bosnia that if it were not for the Iranian arms sent to Bosnia via Croatia, the entire Muslim population of that area would be decimated.

The current Iranian government with all its oppression and despotism, is the only one which has maintained and enhanced Iran's geopolitical position, a feat that no other developing country has achieved yet. Of course the price for such porrooyee has been tremendous and that's why Iran has to pay double for its imports.

You and others who see the glass half empty are not living on a different planet, what separates you from reality are you blinders, which you can remove and let the sunshine in. You'll be amazed the wold is not black and white. 


default

Wow!

by Rajab. (not verified) on

You sound like a child who cries hard to get her toy, only to throw it away and run away as soon as the toy is delivered to her.

Whatever the twisted meaning of "independence" is in your mind, it appears not to be important enough for YOU personally (and the rest of IRI supporters cheering you) at all, or else it would have encouraged YOU to go and live under the "independent" islamic republic.

Don't you think that the people inside iran have the same needs and desires that you have and cannot make a living out of your version of "independence"? Or whatever is good for the goose, is not good enough for the gander in this case?

It appears that you do not follow what you preach, and it is only the people of iran that should continue to joy and be content with the slogans of 70s.

At least when shah gave a point to the foreigners, he got something in return. The IRI's receivers of the bribes have hardly anything useful to offer to iran. What is it that Hezbollah afforded to iran in return when it received $200M in 2006, according to Ayatollah Karroubi, the fund that belonged to children of iran? What is it that India and china gave iran in return for unprecedented 25-year-long gas and oil contracts at fire-sale prices. What it is that russia has given iran in return for billion of dollars delivered for an undelivered Chernobyl? ...


default

Abarmard

by FariborS Malekansari.D.M (not verified) on

Sorry Abarmard, your comment was edited for me. It was mistakenly sent to you.


default

Allah protect you both

by Rokgoo (not verified) on

Although your name is not islamic--your parent's choice--, your article proves that you are a good female muslim. May Allah protect you and brothe Mohammad Javid. Hopefully a moderator does not delete this one.


Abarmard

Mr./Mrs. Self righteous philosopher

by Abarmard on

I am not supportive of a regime that is based on religion. You show me a path to follow and a true representation of the Iranian people and I will gratefully follow your thoughts.

If things were as simple in Iran today as you would want to put it (I assume, since there is nothing that you have said about yourself except the fact that you are mad about my comment!) then what has happened in the last thirty years and why? What's the argument? What's the people's role in Iran in all this?

Iran has been played with because of oil and geopolitics. You are perhaps well aware of that. Here is my challenge to you and your likes, put in wording your objectives and the actions you would like to take to reach those objectives. Remember that if they are not based on realities, they are useless.

Unlike you, I think the people of Iran, who live daily with all the hassles and problems that you seem to know it all too well, know best what actions to take. That's the democracy that I would follow, and not you, like you, or anyone else who sits on top of their own Manbar and preach the imaginary "European" Iran.

Perhaps what you refer to me is what you are, Self righteous philosopher who blindly accuses those who disagree with his "democratic" belief. Do me at least one favor and tell me which history book or social book about Iran, the country as a whole and not the little neighborhood where you lived in at some point in time, you have read and studied to make you know Iran? I will read that so I'll have similar knowledge as you then we'll talk.


default

According to a poll by the

by mn (not verified) on

According to a poll by the Forsa Institute in Berlin, 25% of Germans think the Nazis had a good side, with reasons including the Autobahn network, inventing Volks Wagon, the only car that does not need water--low crime, full employment and respect for family values. 37% of the over 60s supported the idea its vast ingenious technological advances in building planes, weapons, and even anti-gravity technology.

These "positives" as a way of excusing the Nazi's ideology of hatred, genocide, or the massive amount of atrocities the Nazi party inflicted upon its own people and the world can legitimize their racist ideology.

The same principle applies to the IRI, no amount of technological advances will obsolve it from the unspeakable crimes pepetrated against humanity. In the eyes of all decent human being with morals, a fascist entity such as IRI will never have legitimacy unless you think God is blind and can't see the truth.

Those who whitwash the IRI crimes are morally bankrupt, unscrupulous, unprincipled cowards. They don't fear God or Allah or Islam.

End does not justify the means.


default

people inside Iran hate IRI even more!

by Amazed (not verified) on

"آنچه که دائماً از ایرانیان برون مرزی می شنوی ، ناسزا گوئی و فحش و فضیحت نثار جمهوری اسلامی کردن است و بس . بدون هیچ رنگی از واقع نگری و ارزیابی بدون تعصّب همراه با دشمنی های شخصی و خصوصی"

Déjà vu! funny I thought I had read somewhere such exact justification for his repressive rule once before from the late Shah!!!

Madame you must have been outside Iran for too long!

Just take a short trip to Tehran, Iran and catch a cab, you will hear the same "Naseza, fohsh e kahr o madar" against mullahs from people living inside Iran.


default

To Haj Agha Abarmard

by Self righteous philosopher (not verified) on

"كسانی همچو شما و من كه به هيچ حزب يا گروهی تعلق نداريم، از پيشرفت ايران با هر حكومتی خوشايند خواهيم شد"

Kindly refrain from accusing/labelling anybody who does not share your enormous enthusiasm and admiration for mullahtariat establishment in Iran.