قدرت مطلقه

شباهت بنیادین نظام ولایت فقیه و حکومت سلطنتی در ایران


Share/Save/Bookmark

قدرت مطلقه
by Bijan Pouyandeh
20-Aug-2011
 

امروز بخش قابل توجهی از مردم کشورمان و ایرانیان آگاه میدانند که “جمهوری” اسلامی از نظر سیاسی اقتصادی فرهنگی و اخلاقی ورشکستگی کامل رسیده است. این نظام ناتوان دربوجود آوردن حداقل شرایط برای شرکت شهروندان و نیروهای متنوع سیاسی در ساختمان کشوری آباد و آزاد بوده و هست. تداوم و حفظ این نظام با جنگ و بحران سازی وسرکوب گسترده ابتدایی ترین حقوق انسانی مردم کشورمان میسر گشته. آنچه مردم کشورمان در 32 سال گذشته از این نظام دیده اند گسترش فقر گسترش فرهنگ خرافات، تظاهر، دروغ گویی، ریا بوده است.

در این شرایط میلیونها ایرانی محبور به مهاجرت شده اند. فرار مغزها در در ابعاد وسیع ادامه دارد و درصد قابل توجهی از جوانان یا بیکارند و یا در اقتصاد بیمار دلال سالار نظام اسلامی به فعالیت های غیر مولد مشغولند.

با ورشکستگی نظام ولایت فقیه، طرفداران استبداد سلطنتی که خود نقشی اساسی در تداوم فرهنگ استبدادی و درنتیجه بقدرت رسیدن استبداد مذهبی داشته اند بسان ارواحی زنده شده سعی در دفاع و توجیه حکومت پادشاهی دارند. در این میان عده ای حقوق بگیر و با استفاده از تحریفات سعی در پاک کردن حافظه تاریخی دارند.

برای جلوگیری از تکرار اشتباهات تاریخی، میباید با تاریخ و عملکرد نظام های سیاسی آشنا بود. هدف این نوشته نشان دادن شباهت های بنیادین دو نظام سیاسی استبدادی ولایت فقیه و نظام سلطنت پهلوی علیرغم برخی تفاوت های این دو نظام است.

شکل گیری فرهنگ در هر جامعه ای متاثر از روابط اقتصادی، و زمینه های تاریخی در آن جامعه است. در کشور ما روابط اقتصادی بر اساس زندگی قبیله ای در برخی نقاط و تولید روستایی و روابط ارباب رعیتی و خان خانی در دیگر نقاط برای قرن ها وجود داشته است. در نتیجه فرهنگ غالب تحت تاثیر روابط قبیله ای و ارباب رعیتی شکل گرفته. توجه به این نکته ضروری است که شکل گیری فرهنگ و شیوه تفکر در ضمیر ناحود آگاه ما بوسیله تعلیم و تربیت خانوادگی و سپس آموزش و معیار های دینی و اجتماعی وسنتی درونی شده و ریشه دوانده.

ازنظر سیاسی دوپایه اصلی قدرت سیاسی در جامعه ما سلطنت و روحانیت بوده اند. بطور تاریخی این دو ارگان نقشی مهم در باز تولید فرهنگ استبدادی داشته اند. در نتیجه نظام سلطنتی و نظام ولایت فقیه دارای خصوصیات مشترکی هستند.

این خصوصیات مشترک عبارتند از:

1. نفی آزادی های سیاسی:

یک خصوصیت فرهنگ استبدادی وجود تک صدایی و نفی چندصدایی و سرکوب نیروهای سیاسی مستقل و جدا از قدرت حاکم است. وجود آزادی های سیاسی از جمله آزادی احزاب، آزادی مطبوعات، آزادی بیان، آزادی اجتماعات، آزادی سازمان های مدنی و آزادی حق انتخاب از ابزارهای اصلی برای ساختن روابط دمکراتیک در جامعه و کنترل و پاسخگو نمودن قدرت هستند. هر جامعه پیچیده ای برای حل بهینه مشکلات، چالش ها و مسائل جدید که بطور داتم بوجود میایند احتیاج به چرخش آزاد اطلاعات، وجود مطبوعات مستقل، سازمانهای مدنی و صاحب نظران و اندیشمندانی دارد که بتوانند در فضایی باز و قانونمند به بررسی و نقد و گفتگو برای حل مسائل و مشکلات بپردازند. سلطنت پهلوی و حکومت اسلامی با نفی آزادیهای سیاسی مانع رشد سیاسی، گسترش سازمانهای مدنی و در نتیجه باروری و خلاقیت اجتماعی و سیاسی گردیده اند. تک صدایی در نظام ولایت فقیه با شعار حزب فقط حزب الله و در دوران محمد رضا شاه با شعار حزب فقط حزب رستاخیر به جامعه تحمیل گردید. در چنین فضاهایی قدرت مطلقه پادشاه یا ولی فقیه حق تعیین سرنوشت ملت را نفی میکند.

2. وجود زندانیان سیاسی سرکوب و شکنجه و اعدام زندانیان سیاسی:

نفی حقوق مدنی و سرکوب احزاب و نظرات سیاسی منجر به تنش و انواع مبارزات علیه قدرت حاکم میگردد. در این شرایط راه حل نظام استبدادی ساختن زندانهای سیاسی، سرکوب و شکنجه و در برخی موارد اعدام مخالفان سیاسی است. برخی طرفداران استبداد سلطنتی با مقایسه هزاران اعدام در نظام جمهوری” اسلامی در جهت توجیه نظام استبدادی مورد علاقه خود برمیایند. حال انکه کیفیتی که مورد ستوال است نه فقط تعداد زندانیان و اعدام های سیاسی بلکه ماهیت نظام هایی است که در انان مقوله زندانی سیاسی و اعدام زندانی سیاسی وجود دارد . ستوال اینجاست که چرا باید انسانها را بخاطر عقایدشان به بند کشید؟ در کدام جامعه دمکراتیک و آزادی مقوله زندانی سیاسی و شکنجه و اعدام زندانی سیاسی وجود دارد؟

3. قانون گریزی:

در نظام های استبدادی، حکومت های مطلقه فردی و خودکامه، قانون و مفهوم قانون کمرنگ و بیرنگ میشود. چرا که حرف اخر را شاه یا ولی فقیه و یا نظامیان کودتاچی میزنند این موضوع چندین مشکل بوجود میآورد:

منطق و توجه به خواسته های عمومی جامعه جای خود را به خواسته های افراد در راس قدرت میدهد . زورگویی و خود کامگی بعنوان معیارهای غالب تقویت میشوند. فرهنگ استبدادی در ابعاد گسترده از طریق رسانه های عمومی و شیوه های تعلیم و تربیتی تقویت و بازتولید میشود. مسلما تعرض به حقوق انسانی و قانونی از طرف حکومت و قدرت حاکم بطور روزمره ، الگوی مثبتی برای اقشار نااگاه در رعایت و احترام به حقوق دیگر شهروندان نخواهد ساخت. در نتیجه بی قانونی و عدم احترام به حقوق فردی و اجتماعی تبدیل به هنجارهای غالب میگردنند. یک دلیل نقض ساده ترین قوانین رانندگی بصورت گسترده در این نظام ها شاید واکنشی است روانی به سرکوب های سیاسی و فرهنگی نظامی که برای انسانها ارزشی قاتل نیست.

4. فساد گسترده اقتصادی اداری و رانت خواری:

قانون گریزی و عدم دسترسی به اطلاعات سبب رشد فساد اقتصادی، عدم موفقیت پروژه های ملی، گسترش رانت خواری و اقتصاد دلالی میگردد. این عوامل در دراز مدت به بی ثباتی نظام های استبدادی دامن زده واین نظام ها را در برابر بحران های اقتصادی آسیب پذیرتر میکند.

خودکامگی در راس قدرت و عدم رعایت قانون حتی برای عوامل نظام استبدادی باعث ریزش نیروهای خودی و تشدید تضاد درون دستگاه های استبدادی میشود. عملکرد دو نظام ولایت فقیه و شاهشاهی نمونه بارزی برای این ادعاست. در این نظام ها دائما شاهد تقسیم مکرر نیروها و بسته شدن فزاینده دایره قدرت هستیم. در غیاب روابط دمکراتیک و احترام به قانون، فرماندهان نظامی بطور مرتب دچار انواع تصادفات و”سانحه” های هوایی میشوند و سیاست مداران قدیمی مورد غضب قرار گرفته مجبور به فرار شده و یا تبدیل به “سران فتنه” میشوند.

دکتر محمد مصدق رهبر جبهه ملی و مبارز راه آزادی و ملی شدن نفت بخاطر منافع بیگانگان با کودتا برکنار میشود. شاه بجای سلطنت حکومت میکند. با یک فرمان شاه یک شبه نظام چند حزبی( هر چند فرمایشی) تبدیل به نظام یک حزبی ( حزب رستاخیز) میگردد! در نظام اسلامی “نخست وزیر محبوب امام” و ریس مجلس آن جز سران فتنه میگردند. چرا که در این نظام ها قواعد بازی و قوانین حتی در چهارچوب قراردادی خودی ها نیزداتما به فرمان رهبر معظم و شاهنشاه آریامهر بزرگ ارتش داران نقض میشوند.

قدرت نامحدود و غیر پاسخگو بطور اجتناب ناپذیری فاسد میگردد.در نتیجه عقد قراردادهای خیانت بار و غارت منابع طبیعی تبدیل به امری عادی میگردد. غلبه روابط فردی بر قوانین و ضوابط منطقی، ضعف مدیریت کلان در نظام های استبدادی را دو چندان میکند . ضعف مدیریت بنوبه خود در جهت هدر دادن فرصت ها و منابع انسانی و طبیعی تضعیف این نظام ها در دراز مدت عمل میکند.

5. هدر دادن فرصت ها و منابع انسانی و طبیعی بخاطر حفظ منافع و قدرت عده ای معدود.

از آغاز تثبیت “نظام مقدس” اسلامی” بطور متوسط هر سال بیشتر از 100 هزار نفر با تحصیلات دانشگاهی به خاطر شرایط نامناسب و سلطه استبداد مذهبی ایران را ترک میکنند. 4.5 میلیون ایرانی در خارج از ایران زندگی میکنند. بسیاری دارای تخصص هایی باارزش هستند و در صورت وجود کشوری آزاد و دمکراتیک میتوانستند در جهت رشد و آبادانی و حل مشکلات جامعه تلاش نمایند. بهایی که مردم کشورمان برای فرار مغزها در سال پرداخت میکنند، از در آمد سالیانه نفت بیشتر است. نظام های استبدادی از فرار مغزهای آگاه و دردسر ساز استقبال میکنند. شاه خطاب به روشنفکران، آزادی خواهان و مخالفین خود میگفت هر که میخواهد پاسپورتش را بگیرد و برود! چرا که دیکتاتورها کشور را ملک شخصی خود میدانند.

عدم وجود مطبوعات و گفتمان آزاد در رابطه با اولویت ها ی اجتماعی باعث ادامه سیاست های فاجعه بار و غلط میگردد. غرامتی که مردم ایران برای جنگ 8 ساله ( نعمتی که ارزانی خمینی و” نظام مقدسش” شد) شامل صدها هزار کشته، صد ها میلیارد دلار خسارت و عقب ماندگی کشور برای سالها بود. در دوران حکومت سلطنتی در حالی که درصد بیسوادی بالای 50 درصد بود و کمتر از 8 هزار کیلومتر راه آهن داشیتم، سالیانه میلیارها دلارصرف خرید تجهیزات نظامی میشد. قرار بود ایران تبدیل به ششمین قدرت نظامی دنیا شود!

6. گسترش فقر بیکاری و نابسامانیهای اقتصادی و اجتماعی:

فساد و بی قانونی، روابط ناسالم قدرت و باند بازی باعث بابسامانی اقتصادی میگردد. قربانیان استبداد در این مرحله شامل اکثریت ملت خصوصا اقشار زحمتکش و حقوق بگیر میگردد. در کشورمان علیرغم درآمد های میلیاردی نفتی ثروت در دست اقشار معدودی متمرکز میگردد. در زمان شاه دربار و وابستگان شاه درآمدهای بی حساب داشتند و در نظام ولایت فقیه فرماندهان سپاه و بخشی از روحانیون اقتصاد کشورمان را کنترل میکنند. درواپسین سالهای نظام سلطنتی و در “آستانه رسیدن به دروازه های تمدن بزرگ” اطراف اکثر شهرهای بزرگ با پدیده زاغه نشینی و شکل گیری حلبی آباد ها و زورآبادها ها ومفت آبادها روبرو بودیم. امروز نیز با درامد سالیانه 70 میلیارد دلاری نفتی بیش از 40 درصد از هموطنان ما زیر خط فقر زندگی میکنند! درصد قابل توجهی از جوانان بیکارند. در هر دونظام با پدیده فروش اعضا بدن از جمله کلیه روبرو بوده و هستیم. با استبداد عدالت اجتماعی نیز نفی میگردد و شعارهای پوچ جای خود را به واقعیت غمگین کودکان خیابانی و کودکانی میدهد که در کوره پزخانه ها کار میکنند . کارگرانی که در فقر زندگی میکنند و کوچکترین اعتراضاتشان با سرکوب شدید کسانی روبرو میشود که دم از دفاع از محرومین میزنند.

7. سانسور نفی آزادی بیان و روشنفکر ستیزی و سنت گرایی:

یکی از مهمترین پیش شرطهای سلامت و رشد فرهنگی جوامع درجه آزادی بیان و عقیده و عدم وجود سانسور است. بزرگترین سرمایه هر جامعه ای شهروندان آگاه ومستولیت پذیری است که به حقوق خود و دیگران آگاهند. پیش شرط داشتن جامعه ای باز و پویا گردش آزاد اطلاعات، آگاهی شهروندان از مسایل و مشکلاتی است که در هر جامعه ای وجود دارند. انسانهای آگاه با نقد و بررسی موضوعات اجتماعی و فرهنگی میتوانند در رفع مشکلات و رشد اجتماعی بکوشند.

نظام های استبدادی از گردش آزاد اطلاعات و شهروندان آگاه و متشکل وحشت دارند. در نتیجه در جهت کنترل اخبار و اطلاعات و محدود کردن اگاهی شهروندان تلاش میکنند. بزرگترین اقشار مخالف استبداد روشنفکران و دانشجویان هستند. در این زمینه نیز نظام پهلوی و نظام ولایت فقیه عملکرد مشابهی داشته اند. جنبش های دانشجویی در برابر استبداد سلطنتی و استبداد مذهبی تلاشهای گسترده ای را سازمان داده اند و هر دو نظام سابقه ای ننگین در جهت سرکوب این جنبش ها داشته و دارند. 16 آذر و 18 تیر تنها دو روز و نمادهایی ماندگار از فعالیت های آزادی خواهانه و عدالت طلبانه دانشجویان در برابر استبداد پهلوی و استبداد مذهبی هستند. شعبان بی مخ ها و ده نمکی ها و چماقداران “هدیه های ” نظام های استبدادی به روشنفکران و دانشجویان هستند.

علیرغم ادعاهای طرفداران نظام سلطنتی، استبداد سلطنتی همانند نظام اسلامی نه تنها مروج مدرنیسم نبود، بلکه مدافع معیارهای سنتی و از نظر ایدتولوژیک جزم گر بوده است. چرا که مدرنیزم در رابطه با تفکر انتقادی و نقد قدرت، از جمله قدرت مطلقه کلیسا و پادشاهان و در ارتباط و در ادامه دوران روشنگری شکل گرفت. مدرنیزم را در مرحله اول باید در شیوه تفکر و روابط اجتماعی و ساختارهای سیاسی مدرن از جمله سازمانهای متنوع مدنی، آزادی عقیده و آزادی نقد، نفی شخصیت پرستی و رشد فرهنگ چند صدایی در جامعه جستجو کرد. و نه صرفا در تقلید و مصرف گرایی اجناس غربی. نظامی که قدرت مطلقه پادشاهش را موهبتی الهی میداند که از طرف خدا به مردم تفویض شده! نظامی که مبلغ تک صدایی و نفی تفکر انتقادی است و در سانسور عقاید و کتاب دستگاهی عریض و طویل راه میاندازد چگونه میتواند نظامی مدرن باشد؟ آیا اینکه در آستانه های رسیدن به “دروازه های تمدن بزرگ” و بعد از 50 سال سلطنت پهلوی اقشار قابل توجهی از مردم عکس آقا را در ماه دیدند دلیلی بر سطحی بودن درک از مدرنیزم و پوچی ادعای مدرنیته در نظام سلطنتی نیست؟ چگونه بعد از 50 سال سلطنت و مدرنیزم پبش از 50 درصد از جمعیت کشور بی سواد باقی میمانند.؟

8. سیاست خارجی بر ضد منافع ملی:

نظام های استبدادی پایه مردمی ندارند. در نتیجه اگر دست نشانده بیگانگان هم نباشند در روندی برای حفظ خود در برابر ملت حاضر به فروختن و حراج کردن ثروت های ملی و دخالت های بیمورد و گاه بحران سازی در جهت انحراف افکار عمومی میشوند. نظام جهل و جنایت ولایت فقیه در این مورد سابقه اسفناکی دارد. از کاستن سهم ایران در دریای خرز تا برباد دادن قرارداد های نفت و گازی و یا ناتوانی در توسعه یکی از بزرگترین ثروت های ملی ( توسعه میدان گازی پارس جنوبی) تا حمایت از گروههای بنیادگرا و ضد دمکراتیک. سابقه نظام پهلوی نیزشامل بر باد دادن ثروت های نفتی و بزرگترین خریدهای تسلیحاتی نا متعارف در جهت منافع شرکت های اسلحه سازی بوده است ( همان کاری که عربستان در حال حاضر انجام میدهد). همچنین فرستادن نیرو به ظفار و… نقش ژاندارمی منطقه برای برای منافع بیگانگان از دیگر دستاوردهای “سیاست مستقل ملی” در زمان محمد رضا پهلوی است. واگذاری بحرین تحت عنوان “رفراندم” از دیگر عملکردهای ستوال برانگیز دوران پهلوی است.

9. توسعه نا همگون مناطق و ستم مضاعف مذهبی ملیتی:

نظامهای استبدادی تمرکز گرا هستند. این نظامها با دستاویزهای قومگرایی (شونیسم) و یا ایدلولوژی مذهبی مروج انواع تبعیضات و نابرابری و بیعدالتی در حق اقلیت ها اقوام و ملیتهای ایرانی بوده و هستند. در این نظامها اقوام مختلف از حق تحصیل به زبان مادری خود در کنار یاد گیری زبان پارسی محروم هستند. از این زاویه نیز دو نظام استبدادی پهلوی و اسلامی عملکردی مشابه دارند. کافیست به فقر و عقب ماندگی اقتصادی هموطنان مان در کردستان، سیستان و بلوچستان و خوزستان و. .. توجه. کنیم تا به عمق تبعیضات و بی عدالتی این نظامها پی ببریم. این نظامها با مردم خود بیگانه هستند. معیارهای دمکراتیک در سیاست های آنان جایی ندارد. در نتیجه به جای واگذاری تصميم گيری ها ی محلی و استانی به نهادهای انتخابی همان محل در صدد کنترل و سرکوب خواسته و برخی حقوق ابتدایی این هموطنانمان هستند. این نظامها مانع از رشد موزون مناطق مختلف کشورمان شده و زمينه را برای تقویت تنش های قومی افزایش میدهند. تفکر استبدادی قادر به درک این واقعیت نیست که تنوع فرهنگی، قومی و زبانی باعث افتخار و همبستگی ملی همه ايرانيان خواهد بود. در مورد نظام جهل و جنایت دامنه تبعیضات مذهبی بخاطر خصوصیات ذهتی عقب مانده سران نظام ابعادی وحشتناک بخود گرفته و هموطنان مسیحی و سنی و زرتشتی و خصوصا و هموطنان بهایی از ستمی مضاعف در این مورد رنج میبرند.

10. استبداد و ترس، سرکوب جنبش های مدنی و بی ثباتی نظامهای استبدادی :

هر دو نظام اسلامی و سلطنتی با رشد اعتراضات مدنی دست به کشتار و قتل معترضان و شهروندان زدند. صد ها و شاید هزاران نفر در اعتراضات عمومی سالهای 56 و 57 بوسیله مزدوران حکومت نظامی به رگبار بسته شدند. آمار حداقلی از کشتار معترضین در این دو سال بیشتر از 3000 نفر بر اساس تخمینهای های محافظه کارانه منابع غربی است. نظام ولایت فقیه نیز در موارد متعدد از ابتدای بقدرت رسیدن اقدام به کشتار هموطنان ما در بسیاری از نقاط کشورمان کرده. در این نظامها تعداد دقیق قربانیان وحشی گری های نظامیان بسختی مشخص میشود. برای مثال هنوز آمار دقیقی از تعداد جانباخته گان در اعتراضات سال 88 در دست نیست! هیچ نظام دمکراتیک و متمدنی شهروندان بی سلاح را بخاطر اعتراضات خیابانی بصورت گروهی به قتل نمیرساند.

اگرچه ساختن زندان برای مخالفان سیاسی و آزادی خواهان، استفاده از انواع شکنجه، اعدام، و سرکوب فیزیکی اعتراضات مدنی از ابزارهای مهم نظامهای استبدادی برای بقا هستند؛ اما یکی از مهمترین ابزارهای سرکوب در نظام های استبدادی استفاده از سلاح ترس است. ترس مفهومی بنیادین و کلیدی در حفظ ساختار قدرت های سرکوبگر دارد. این مفهوم فقط به سرکوب فیزیکی محدود نمیشود.

کسانی که در زمان شاه زندگی کرده اند بیاد دارند که برخی، حتی در مهمانی های خصوصی، هنگام صحبت در باره او از ترس صدای خود را پایین می آوردند. معمولا نظام های استبدادی سعی در بزرگ نمایی قدرت سرکوب خود نیز دارند. برای مثال ادعا میشود که نیروی بسیج 20 میلیونی است، پاسدار احمدی مقدم ادعا میکرد که نظام “جمهوری” اسلامی قادر به کنترل و بررسی ایمیل میلیونها کاربر اینترنتی است! در زمان شاه ادعا می شد که میلیونها نفر برای ساواک کار میکنند! این شایعات گاه از جانب دستگاههای امنیتی پلیسی و گاه از طرف افراد ناآگاه تقویت و پخش میگردنند و به نوبه خود به تقویت احساس ترس از نظام یاری میرسانند.

اما استفاده از سلاح ترس نیز ابزار قابل اطمینانی در دراز مدت نیست. در این مورد نیز نظام های استبدادی در نهایت دچار مشکل میشوند. چرا که با تداوم سرکوب و نفی حقوق مدنی و بی عدالتی های اجتماعی و اقتصادی زمینه اعتراضات همیشه وجود داشته و جنبش های اجتماعی شکل میگیرند. یکی از خصوصیات پایه ای رشد جنبش های مدنی ریختن ترس و رشد اعتماد به نفس اقشار گسترده در تلاش هایشان برای حق تعیین سرنوشت و مبارزه با نظا م سلطه گر است.

نظام های استبدادی بخاطر نوع رابطه ای که با اکثریت جامعه بوجود میآورند. از اساس بی ثبات هستند. رابطه ای که بر اساس زورگویی و تمامیت خواهی عده ای معدود و نقض گسترده حقوق انسانی اقشار گسترده شکل میگیرد. ناتوانی ماهوی اینگونه نظام ها برای حل مشکلات اجتماعی و پاسخگویی به نیازهای اقشار مختلف در عمل زمینه ساز شرایطی ناپایدار میگردد. بی دلیل نیست که عمر این گونه حکومت ها بسیار کوتاه است.

بر این اساس دیگر شباهت بنیادین نظام ولایت مظلقه فقیه با نظام سلطنتی اجتناب ناپذیر بودن سرنگونی این نظام خواهد بود. آینده این گمان را ثابت خواهد کرد. باشد که ایرانیان دمکرات و آزادی خواه بتوانند با داشتن برنامه ای شفاف، سازماندهی موثر و اتحادی قدرتمند گامی جدی در جهت تحول دمکراتیک در کشورمان بردارند.

بیژن پوینده.

http://poyandeh.wordpress.com


Share/Save/Bookmark

 
P_J

Freenet! I Thank You For your Kind Comment!

by P_J on

There are no differences between the two despotic regimes!   Unless you are a Shahollahi/Hezbollah, Skinhead, Neo-Nazi or other EXTREME RIGHT Wing Fanatic, these are/were the facts on the ground!   And when their argument fails, they resort in rewriting history and getting into self-deception and other irrational behavior(s).

A good example would be the toppling of Col. Gadhafi that has been supported by the will of the overwhelming majority of Libyan people, yet there are small bands of loyalists, the Libyan Shahollahis, who are still resisting…going against the will of the majority of their own people.

He like Mohammad Reza Pahlavi had ROBBED Libya and the Libyans, amassing over $64 Billion dollars.

Again THANK YOU "freenet" for your kind words!

Best Regards,

P_J    


rashid

بینهایت تشابه و تفاوت

rashid


چند پرسش بطور نمونه :
بین فیل و مورچه تشابه بنیادین وجود ندارد ؟  اگر دارد فیل همان مورچه است ؟

تشابه بنیادین دو دولت آمریکا و جمهوری اسلامی ایران چه میباشد یا نمیباشد ؟

آیا  نسبت دادن صفت زشت یا زیبا و چاق یا لاغر و هر صفت دیگری بدون مقایسه و سنجش نسبیت آنها با دیگران ممکن است ؟

هر که مایل است پاسخ دهد 

Darius Kadivar

Hold On Folks What are We Debating about here ?

by Darius Kadivar on

Are we debating about two systems of government Monarchy Vs Republic ?

 

Or are we debating about two Personalities who each happen to have respectively embodied these two institutions at a given time in our country's history ?  

 

I am not sure we will get anywhere by merely expressing an emotional outburst and personal animosity for the persona's of Khomeiny and the Shah both of whom can equally be defended or criticized based on their record and political legacy.

 

Otherwise I do not see what makes a Jomhurykhah claim any more legitimate to a Constitutionalist outlook of Iran's future.

 

The major problem with the Iranian so called Intelligentsia is that we tend to "Moralize" the debate rather than get to the core of the matter.

 

People can agree to disagree on certain historical interpretations and even oppose one another from a philisophical or ideological perspective but you cannot merely dismiss another person's arguments if they are coherent.

 

At least The Younger Generation  seems to be less gullible  and openminded ...

 

Response to Homa Sarshar's Views on 1953 Coup

 

 

Constitutionalist Student Shares Views On Mohammed Reza Shah's Rule

 

Do you folks intend to answer them or their Legitimate Questions and Rebuttals by offering solid counter arguments to prove them wrong or by merely expressing your own personal Animosity and tastes ?

 

Otherwise this debate is, to put it bluntly, at best Sterile ...

 

 

 

 

 


freenet

اموزش در نظام های استبدادی

freenet


p_j

جالبه که شما فکر میکنید  تفاوتی  ماهوی بین این دو سیستم نیست. این  عمق درک
شما از این نوشته و آگاهی عمیق  شما رو  نسبت به مسابل سیاسی نشان میدهد.
بشما  واقعا باید تبریک گفت! استبداد و نظامهای استبدادی اشکال متفاوت دارند اما این دو نظام در  خصوصیات مهمی که در نوشته طرح شده شباهت های اساسی دارند .

------------------------------------------------------------------------------- afshinazad

بنظر شما سیستم های آموزشی که بجای  مستقل  و آزاد اندیشی و آموزش حقوق شهروندی و
انسانی  و تشوبق تفکر انتقادی خرافات  مذهبی و شخصیت پرستی  ( شاهی و شیخی)
را اشاعه میدهند نقشی در عقب ماندگی فرهنگی ندارند؟
آیا بهتر نبود بجای مزخرفات ملی میهنی  در زمان شاه و وصیت نامه امام  دانش
اموزان  در رابطه با مستقل فکر کردن  و یا  در رابطه با مسائل جنسی
آموزش میدیدند؟
آیا سیستم آموزسی در هر دو نظام اسلامی و  سلطنتی سنتی نبوده و نیستند؟


P_J

Mr. Bijan Pouyandeh....

by P_J on

Great analysis!   As you so logically and succinctly explained, and with great care…they don’t seem to be any differences between the two.

TOTALLY AGREE!

Regards,

P_J


afshinazad

freenet aziz

by afshinazad on

بنده با شما موافقم که تاریخ مهم است. ولی ۳۳ سال ما داریم یک جا قدم میزنیم. اگر از جبهه ملی بپرسی مصدق را میکنند خدا و شاه را هیولا و ۵۷ سال دروغ از هر طرف وارد مغز ایرانی میشود و اگر بخواهیم تاریخ را مقایسه کنیم بهتر است از ۲۰۰ سال قبل شروع کنیم ولی ما نه در قرن هجدهم و نه نوزدههم و نه بیستم زندگی میکنیم بلکه امروز قرن بیست و یکم است و جوانان امروز نه خمینی ونه شاه را دیده اند و برای جوانان ایران امروز ازادی اجتمایی و مدنی و اقتصادی قبل از سیاست است. دموکراسی با شناخت تاریخ اختراع نمیشود بلکه از درون خانوده ها و مدارس است که بچه از کودکی یاد میگیرد که با دیگران مهربان باشد و به یک غیر مسلمان نگوید که نجس هستش و نباید با انها دست داد و یا غذای انها را خورد . از کودکی بایستی ایرانی یاد بگیرد که احترام بگذارد به اقوام و مذاهب دیگر و انان را یک انسان مثل خود ببیند نه یک هیولا و یا دشمن. اگر جامعه ما این اموزش را نداشته باشد مهم نیست چقدر از تاریخ میدانیم.


freenet

چرا؟

freenet


از خود ستوال کنید  براستی دلایل نقض گسترده حقوق بشر  در هر دو نظام اسلامی و سلطنتی کدامند؟

پاسخ  این نکته چیست؟

 


freenet

afshinazad

by freenet on

در رابطه با نکاتی که مطرح کردید:

ملتی که تاریخ خود را نداند ناپذیر از تکرار اشتباهات خود است. وقتی اشتباهی یکبار تکرار میشود شاید بتوان آنرا به حساب شانس و اتفاق گذاشت. اما وقتی اشتباهات تاریخی بطور مکرر تکرار میشوند لازم است که ریشه یابی کرد.  بدانیم چرا بعد از بیشتر از صد سال از انقلاب مشروطبت که هدفش  قانون مداری و کنترل و پاسخگو کردن شاه و   رهبر و گسترش  عدالت اجتماعی بوده هنوز نه جامعه ای  قانون مدار داریم و نه نظامی پاسخ گو و نه عدالت اجتماعی.

هدف  این نوشته روضه خوانی در مورد گذشته نیست . هدف  بر خلاف بعضی ها تبلیغ شبانه روزی برای یک نیروی سیاسی خاص هم نیست.هدف درک مکانیزم های سرکوب، و ریشه های عقب ماندگی و نقش نظام های استبدادی در باز تولید و ادامه این بد بختی است. هدف ساختن ایرانی آباد آزاد و دمکراتبک است که در آن  شهروندان در ابراز عقابد آزاد باشند. اقتصادی مولد  وجود داشته باشد. مردم زندگی بهتر و نسل های آینده و جوانان  اینده روشنی داشته باشند

امروزه شعار در باره دمکراسی دادن  کار ساده ای است. اما باید دید که برنامه مشخص نیروها برای جلوگیری از بازگشت استبداد از نوع دیگر چیست.

خمینی هم قبل از رسیدن به قدرت دم از اتحاد میزد  و می گفت "همه باهم ". اما اتحادی که با کلی گویی و شعارهای عوام مانه   و داشتن برنامه مشخص نباشد نتیجه اش همان میشود که در سال 57 دیدیم جایگزینی یک استبداد با استبدادی به مراتب بدتر.

شاید لازم باشد بجای کلی گوبی ها متداول  قدری تامل و اندیشه کنیم. عناصر فرهنگ استبدادی و عقب ماندگی از جمله شخصیت  پرستی و دنباله روی کور کورانه را بشنایسم. هدف این نوشته  نه ادامه بحث های  تکراری بلکه تامل در  خصوصیات نظام های استبدادی است که در قرن گذشته   مانعی  جدی در برابر تحول دمکراتیک و ساختن ایرانی ازاد و اباد بوده اند و باعث گردیده انذ هر 15 یا 20 سال با بحران و اعتراضات گسترده و کشتار مردم بیگناه   و بی ثباتی روبرو بشویم

از خود ستوال کنید  براستی دلایل نقض گسترده حقوق بشر  در هر دو نظام اسلامی و سلطنتی کدامند؟


rashid

ده که هیچ 

rashid


ده که هیچ  میتوان هزار تشابه و هزاران تفاوت هم پیدا کرد و تا ابد هم پرگوئی کرد .  روزانه هزار هزار نوشته و گفته و غیره درباره ایران و توسط ایرانیان منتشر میشود که در اکثریت قریب به اتفاق آنها هم حسن نیت  وجود دارد . منتها خواسته یا ناخواسته دو گرایش که یکی به بهروزی و دیگری به سیه روزی ایران میانجامد هم  در همه جا به چشم میخورد .
دوران پهلوی هر چه بوده دوران اعتلای ایران بوده . خاک پاشیدن بر چهره شاهان پهلوی چیزی جز دشمنی با اصل  سرزمین ایران نیست هرچند سودای خدمت در سر باشد . تا میتوانند بگویند و بنویسند ، مهم اینست که ملت ایران گوشش به مرغان هرزه گو  بده کار نیست.

afshinazad

What is wrong with us?

by afshinazad on

Why not compare people in 192o's 50's 70's and now?No matter how much we learn every day about past and present are not enough for most of us to compromise, because most of us stock in past and specially people who are living in western countries. After 33 year of IR nightmare, still some people are blaming shah and yet never they asked themselves is shah is alive or dead? All the short coming are passed to shah and everything is shah shah and shah, so when are we going to forget about Mosadegh or shah or others and start concentrate for today and today everyone is blaming eachother. we don't need to compare past with present, what we need is work together for one goal free Iran, if you and I believe in democracy and respect each other’s rights, I don't believe we will have the system worst than IRI.We keep talking about how Syrian and or others are brave and they could reach to their wishes, but we never mention that they are united and we are not.Let’s stop blames and let's start respecting each other and compromise and work toward unity for better and free Iran, let’s topple this monster cleric regime and let’s free Iran from this monsters.

 


aynak

blank blank

by aynak on

 There is a list of similarities between 2 despotic systems of Saltanat Pahlavi and Salatant Ayatollahs.    Some people try to use the lack of memory/experience of the youth, to distort the history.   As a result they try to paint a rosy picture of what there was *TO JUSTIFY A RETURN TO THE SAME BANKRUPT SYSTEM*.

Sorry but there is no real choice between Saltanat-Pahlavi (which after 50 years ended up in Saltant-Ayatollahs) and now ending this in trying to get back on Salatant Pahlavi again, which is the definition of insanity:

Insanity: doing the same thing over and over again and expecting different results.
Albert Einstein

ایران برای همه ایرانیان
رای ایرانیان - دولت ایرانیان
نه ولایت وقیح نه پادشاه سفیه

 

 

 

 


comments

Life of blank in present US with the life of blank in 50s?

by comments on

The comparison in this blog is similar to compare my life in the last 20 years that I did not live in Iran with my own life in the last 20 years if I would have lived in Iran.  Then, to discuss what would have happened or what would not have happened.

What types of conclusions should we make from comparing the life of blank in present US with the life of blank in 50s?  Human rights subject in 60s was different from human rights public understanding at present. 

p.s. I am not certainly agree with the content of the blog either, but that's a more specific discussion.


Arj

Dear Amirparvizfor...

by Arj on

You do realize that you're making the case for IRI and Khmanenei, don't you? In everything you said, it's enough to replace Shah with Khamenei and monarchy with IRI to apply to the present situation in Iran. In other words you are indirectly, and perhaps inadvertantly, condoning what is being done in present day Iran by IRI by the logic (or lackthereof) you're invoking.

Indeed, just like Shah, Khamenei is presently the supreme commander of the military. Hence, according to your standards, he is doing "nothing unjust in not extending amnesty to foreign supported armed groups who had killed many in Iran themselves." And by the same token, "Death is never given for thoughts or points of view, it is given for active armed rebellion against the state." That is what IRI claims too -- that they are not killing anyone for their thoughts but those who seek to overthrow the regime! Therefore, "If the intent is treason and murder, then death is standard globally."

Furthermore, if "Iran was fighting on the side of the US Empire against the USSR Empire and so if you were a Marxist under those conditions you would be by definition committing Treason," IRI too, who sees itself in war with American empire, finds dissent punishable as treason! Can you see the irony in your claims, or should I go on?!

However, the main issue here is that the majority of Iranians are in pursuit of a society in which no one would be persecuted for their beliefs or lackthereof (be it Marxist or not) and in which no entity would have the authority to deny anyone the right to free speech and thought! While what you are arguing for is that Shah was righteous to infringe upon those rights while IRI is not. Well, there are scores of Hezbollahis who disagree with you and see that as their own privilege!    


aynak

......Marxist called on the killing

by aynak on

 

Amirparviz,

I hope you read back what you write, this is probably 3rd or 4th time you make somewhat thoughtless support of Pahlavi's without understanding the context or in this case the graveness of words uttered by  the Ex-Shah.

He is asked a very specific question:   Why are these people executed/killed.   Shah can explain  his response just as you are doing:   Say these guys committed murder,bombed some place etc etc.

However, that is NOT what he is saying.    He is using IDEOLOGY as the *REASON* for their murder.   Rember, this is the head of a state.    Did all Marxists get involved in armed struggle?

This  is as insane as saying because somone is a Muslim, or Bahai or humanist or .... I want to execute them.

What really scares me about you folks, is that you don't even see anything wrong *EVEN NOW* with what he said 40 years ago.   That means, not only have you not learned anything, but worse, proably you would do EXACTLY the same, if you thought of someone as ENEMY DeJur.

Fundamentally this is no different (we found yet another similarity) between you folks and those in power in Iran today, who want to kill the enemies of Islam.

There is a right or wrong *regardless* of who is in power.

 

 

 

 

 


amirparvizforsecularmonarchy

Aynak... Marxist called on the killing of all business owners

by amirparvizforsecularmonarchy on

Aynak Iran was fighting on the side of the US Empire against the USSR Empire and so if you were a Marxist under those conditions you would be by definition committing Treason.

One of the Roles of the Shah was Head of Irans Military, so he did nothing unjust in not extending amnesty to foreign supported armed groups who had killed many in Iran themselves.  Death is never given for thoughts or points of view, it is given for active armed rebellion against the state.

I met a marxist who is somewhat famous, because he is Irans longest serving political prisoner.  He was an accomplis to crimes, not armed himself.  So he received a lighter sentence and unfortunately for him after 10 years in jail and almost completing his sentence a regime change happened and the new IRI regime kept him for another 20-25 years. 

No person that is going to kill to remove a government is looking for pity from you aynak 40 years on, they know exactly what they are doing and the risks they face.  For that reason some choose to not kill, but provide other support.  If they win then guess what, the tables turn and the govt officials get killed.

If the intent is treason and murder, then death is standard globally.  Unless the person is mentally ill.  Aynak, gaining knowledge is a good thing.  I encourage you to seek more knowledge.


Mash Ghasem

رشید خان ، اتفاقا کاملا بر عکس

Mash Ghasem



این دولت و دستگاه حاکمه   است که "ملت" را میپرورد و بازتولید مینماید (تاکید بر "باز تولید" بمثابه فرایندی بسیار پیچده). دولت های مستبد، فاسد و
خونخوار ، محصولات خویش را دارند و دولتهای مردمی، کارگری ،و زحمتکشان
محصولات خویش را. رجوع کنید به تاریخ  جهان و ...

Amir Sahameddin Ghiassi

این خود ما هستیم که دیکتاتور می باشیم

Amir Sahameddin Ghiassi


شاید اکثر ما دیکتاتور هستیم منتهی آبی نمی بینیم  . کلاهبرداریهایی که در این زمان شده اصلا با زمان شاه قابل مقایسه نیست  دزدی و رشوه خواری هم همچننین  . اعتماد از دوستی ها و غارت دوستانی که بما اعتماد کردند  را نمیشود تقصیر حکومت ګذاست این خود ما هستیم که دیکتاتور بار آمده ایم  دیکتاتوری در بیشتر لایه های اجتماعی ما نفوذ کرده است؟


rashid

ملت ایران در راه شایسته خود

rashid


با وجود همه این بمباران های رسانه ای بر ضد ایران و به نام یا خیال هواداری از آن ، خوشبختانه عامه مردم توجهی به اندیشه ها یا الگوهای حکومتی تباه و به ظاهر دموکراتیک غربی ندارند . مردم ایران هنگامی که به تحول اساسی در اندیشه  خود برسند  نظام کشورداری شایسته خود را هم به وجود خواهند آورد . نسل امروز چیزی از فرهنگ و آئین کشورداری  دوران بزرگی ایران را نمیدانند ولی دشمنان آگاه این سرزمین میدانند و برای همین بود که شرق و غرب و شمال و جنوب بسیج شدند تا به بهانه مسائلی مانند استبداد فردی اصل نظام پرافتخار شاهنشاهی را از این سرزمین براندازند . اگر شاهان پهلوی و یا حکومت فعلی مستبد بودند و هستند معنی واقعی آن این است که اکثریت مردم ایران هم همین بودند و هستند . حکومت ها نماینده و بیانگر این استبداد یا اراده یا عقل عمومی یا هر چه شما بنامید هستند .

خرد مردم عادی آنچه را روشنفکران پرگو و سیاست بازان پر مدعا نمیتوانند  یا به نفعشان نیست بفهمند در یک عبارت کوتاه و همیشه درست چنین بیان کردند :  خلایق هر چه لایق

مشکل حکومتها نیستند مشکل ا صلی خود مردم هستند . ملت از دولت زائیده نمیشود بلکه دولت محصول ملت است . 

تا مردمانی  تباهی خود را به گردن حکومت میاندازند و تلاش میکنند ریاکارانه خود را پاک جلوه دهند  جز خواری و درماندگی بیشتر ، دستاوردی نخواهند داشت . دولت در مجموع آینه مردمش است و مردم نابخرد به جای اصلاح خود دوست دارند فقط آینه را بشکنند و تا چنین است این آینه شکستن ها هم پایانی ندارد . آینه گر عیب تو بنمود راست خود شکن آینه شکستن خطاست        

Darius Kadivar

Fate of Political Prisoners in Your Republic...

by Darius Kadivar on

HISTORY OF VIOLENCE: IRI's Reign of Terror Begins (BBC Report 1979)

 

We won't go far in this debate if this is supposed to be a competition of failed records your know ? ... 

 

SHEKAYAT KOJA ? Akbar Ganji say's Iran has less than 1000 Political Prisoners


 

Recommended Blog: 

 

 

Crown Prince Reza on importance of "Checks and Balances" of future regime 


aynak

Shah on why he kills political prirsoners

by aynak on

 

http://www.youtube.com/watch?v=NZdWOC9wlIs&feature...

Roll to the end:   Because they are Marxists!

ایران برای همه ایرانیان
رای ایرانیان - دولت ایرانیان
نه ولایت وقیح نه پادشاه سفیه

 

 

 

 


aynak

Khomanee on Mossadegh and his direct support for coup

by aynak on

 

http://www.youtube.com/watch?v=DZhbU5BHnms&feature...

How much more obvious can it be Khomanee's support for Kashani and Coup.   "If he had stayed (meaning Mossadegh), would have slapped the face of Islam (meaning, Ayatoolahs's, as Mossadegh believed in full right of religous practice, but separation of religous institutions from government).

ایران برای همه ایرانیان
رای ایرانیان - دولت ایرانیان
نه ولایت وقیح نه پادشاه سفیه

 

 

 

 


Roozbeh_Gilani

یک نظر سطحی از یک رشتی بی‌ سواد...

Roozbeh_Gilani


Could not help, looking at the picture,by where the smiling, bending khomeini was looking at, by Shah's erect position & where his hand was placed, as if vali faghih was about to kneel down in front of the Arya Mehr and perform a sexual favour on him, in return for the transfer of absolute power to himself.

Apologies for the rude intrusion into your excellent and to the point blog . 

"Personal business must yield to collective interest."


Darius Kadivar

Young Generation Indeed ;0))

by Darius Kadivar on


Arj

Indeed, what made the two

by Arj on

Indeed, what made the two main reactionary pillars of despotism (monarchy and theocracy) to turn against one another at the turn of the last century, were the incipient democratic aspirations of our people and their quest for a modern society inspired by pro-democracy shifts in the outside world -- the constitutional Revolution was in effect manifestation of such inspirations. 

Despite ill-fated attempt at various points to adapt to the nation's ideals (e.g. Rezashah's secular reforms, Shah's economic schemes and Khomeini's electoral and political changes), due to their inherent lack of respect for democratic principles, both monarchy and theocracy failed to address our people's longstanding demands for democray and liberty, let alone realise them! 

Nonetheless, the IT revolution and developments in global the communication systems have provided the suitable basis for the social networking forums in whuch the new genration of Iranians learn to exercise their democratric and civil rights in a virtual setting that would otherwise be too costly in the real world. In other words, once the older, bitter generation is out of the picture, this generation is poised to realize those century-long aspirations without the help of Shah or Sheikh (or should it read despite the effors of Shah or Sheikh!).


aynak

You forgot some additional key similarities

by aynak on

 

The --ruler-- in both systems, is above all laws.   In fact the ruler decides to close a party or do away with constitution, or define the constitution as he pleases.   Both in Pahlavis under khomaney and Khamaneyy we witnessed this.    Khamaney-ees most recent speech stating he will intervene, when *he feels" there is danger means he is above and beyond all laws.   In action ending multi-party system overnight by last Shah also highlights this feature.

The rulers in both countries need their heavy presnce in every aspect of life, and want to portray they are loved by all.   That is why they have the urge to have their  fucking picture on all public places. Be it on the currency, in public places or back of the books.    They appear to have a basic problem distingusishing between "Fear" of people and "Love" of people.  The Godzilla size statue/picture of Khamaneh-ee or Reza khan, installed by them and their need to be worshipped is so obvious no sane person can deny.

 

ایران برای همه ایرانیان
رای ایرانیان - دولت ایرانیان
نه ولایت وقیح نه پادشاه سفیه

 

 

 

 


freenet

جمهوری ایران

freenet


زمان حکومت فردی در ایران گذشته است. حکومت سلطنتی با سرنگون شدنش
بوسیله انقلاب 57 از نظر تاریخی پرونده اش بسته شد. نظام اسلامی نیز آینده
ای ندارد. آنچه باقی میماند تغییر قانون اساسی جمهوری اسلامی به قانون اساسی جمهوری ایران و انتخاب ریاست جمهوری بطور دوره ای است.

درجه موفقیت هر دولتی در جهت رشد معیارهای دمکراتیک در هر کشوری بستگی
به درجه شعور اجتماعی، آزادی های سیاسی( از جمله آزادی بیان، آزادی و
استقلال و تنوع رسانه ها و مطبوعات، قدرت سازمانهای متنوع مدنی و مکانیزم
های کنترل و پاسخ گو نمودن قدرت دولت دارد. بهترین سیستم دولتی برای
رسیدن به این اهداف نظام جمهوری است.

کسانی که برای بازگرداندن سلطنت به ایران صحبت از نظام های مشروطه در
اروپا میکنند نه درک درستی از مکانیزم تاریخی سلطنت در ایران دارند. و نه
درک درستی از تاریخ تحول نظامهای سیاسی در اروپا. سلطنت و دربار و دستگاه
روحانیت در ایران همیشه در جهت تشویق استبداد تک صدایی و سنت ونفی
آزادیهای سیاسی برای حفظ و یا کسب قدرت تلاش کرده اند.مثال های قرن اخیر
استبداد شاهان قاجار رضا خان و محمد رضا و دربارهای فاسد آنان بوده اند.
از طرف روحانیت با مارمولک هایی مثل شیخ فضل الله نوری، کاشانی و خمینی
روبرو بوده ایم که هر یک در نوبت خود در کنار سلطنت در جهت نفی آزادی و
تحول دمکراتیک و حفظ و کسب قدرت دستگاههای روحانیت و سلطنت تلاش کرده
اند
در واقع دو پایه اصلی استبداد در ایران سلطنت . روحانیت بوده است.
جناب رضا پهلوی اگر حسن نیت دارند و مساله شان بقدرت رسیدن و تاج و تخت نبوده بلکه
آنطور که ادعا میکنند هدفشان آزادی و دمکراسی در ایران است میتواند با
قبول نظام جمهوری بر اساس جدایی دین از دولت و پلورالیسم سیاسی در راه
این هدف با استفاده از منابع مالی قابل ملاحظه ای که از طرف پدر دیکتاتور و
خانواده ایشان از مردم ایران به غارت رفته تلاش کند. در انصورت ایشان بر
اساس توانایی های خود و مبارزه با استبداد کنونی و نقد استبداد خودی
میتواند از نظر سیاسی اعتبار کسب نماید و سپس به عنوان یک کاندیدای ریاست جمهوری درانتخابات آزادی که هر چهار سال یکبار برگذار خواهد شد شرکت نماید.
این کار باعث خواهد شد که آزادی خواهان در ایران بطور متمرکز تری بر علیه استبداد مذهبی مبارزه کنند. جبهه ای دمکراتیک و قدرتمند سریع
تر شکل بگیرد و ایرانیان دمکراتیک نگرانی کمتر داشته باشند. یعنی فکر سو
استفاده نیروهای محافظه کار و سنت گرایی که خواستار بازگشت حکومت سلطنتی به
ایران هستند.

پدر بزرگ ایشان نیز ظاهرا پس از بقدرت رسیدن با الهام از آتاتورک
برقراری نظام جمهوری در ایران را در نظر داشت اما میل به قدرت مطلقه
همراه با فشار های مشروعه خواهان ( جناب شیخ مدرس) ایشان را به طرف قدرت
مطلقه پادشاهی سوق داد و مانعی در برابر رسیدن به هدفهای انقلاب مشروطه که
محدود کردن قدرت شاه و قانون مداری بود گشت.


afshinazad

مقایسه گرگ با خروس

afshinazad


مقایسه گرگ با خروس
اگر ما ایرانیها میخواهیم مقایسه کنیم ، بهتر است عادل باشیم و بهتر است شروع کنیم نه چندان دور بلکه فقط یک صد سال بریم عقب در زمان و شروع کنیم عادلانه بهترین و بدترین کارهای زمان قاجار و پهلوی و اخوندها را بنویسیم و انها را کنار هم بگذاریم و مقایسه کنیم. انهایی که فکر میکنند فقط میشود گفت چون ازادی سیاسی نباشد دیگر هیچ ازادی وجود نخواهد داشت. زمان قاجار یکی از تاریکترین زمان ایران بوده که با شاهانی که کشور را برباد دادند واقیعت این خاندان  فرقی با حکومت کنونی نداشت،اگر در زمان پهلوی ازادی سیاسی حزبی نبود دلیلش همان احضاب سیاسی بودند. اول احزاب سیاسی خود فهم ازادی را بایستی داشته باشد، اگر جامعه ای که از اشتباهات و کوتاه فکریهای خود اگاه نباشد و هرمورد زندگی شخصی و اجتمائی و سیاسی در از دین و مذهب وخرافات راهنمایی بگیرد ان جامعه نه تنها درک و فهم دموکراسی را نخواهد داشت بلکه مثل سال ۵۷ کشور را به فرون وسطا خواهد برد. در زمان پهلوی تمام ازادیهای شخصی و اجتمایی و مذهبی واقتصادی  و اقوام و زنان و غیره وجود داشت که خیلی از ما در خارج زندگی میکنیم از ان ازادیهای زمان شاه استفاده میکنیم نه بیشتر از ان. .


Shazde Asdola Mirza

مقاله جالبی‌ است ولی‌ توجه فرمایید که ...

Shazde Asdola Mirza


Velayat Faghih and Imperial Majesty are merely two branches on the same tree trunk called Iran ... that's why they have dictatorship in common.

Dictatorship is the barbaric way of running the affairs of a backward and violent nation. That's why it is so prevalent among the 3rd world countries.

What the Iranians did in 1979 was simply the replacement of one dictator (Shah who had become absolutely disconnected from Iran's reality) with Khomeini (who appealed to the masses of displaced and retarded villagers).

What our intellectuals did not understand in 1979 (much to their pain and torture) is that a primitive and violent country cannot support democracy. Or in layman's terms; the retarded villagers don't have any patience for dialogue and discourse ... they will follow the biggest stick (Chomagh).


FACEBOOK