آزادي انديشه در حكومت اسلامي و مظلوميت انسان دگر انديش 


Share/Save/Bookmark

Azad
by Azad
15-Sep-2009
 

آزاد مراديان

 

مقاله آزادي انديشه در حكومت اسلامي ، تاملي است در مظلوميت انسان دگر انديش در كشورمان ايران. گستردگي اين بحث چنان است كه مشكل بتوان در يك مقاله به همه ابعاد آن پرداخت. به همين خاطر و در جهت اداي دين به موضوعي چنين مهم تصميم گرفتم به بخشي از آن كه سر كوب گسترده اقليتهاي مذهبي و اختصاصآ پيروان آيين بهايي است بپردازم. در همان حال تلاش شده است دلايل سياسي و عقيدتي اين امر، تناقضات موجود در قوانيني كه جمهوري اسلامي به ظاهر آن را راهنماي خود قرار داده است با عملكرد واقعي آنها كه همانا ضدّيت با آزادي و كرامت انسان است توجه گردد.

آزادي انديشه در حكومت اسلامي

ماده ی ٢ و ماده ی ١٨ منشور جهاني حقوق بشراعلام ميكند ، هر کسی آزادی فکر و عقیده دارد و می تواند بدون هیچ تمایزي خصوصا ً از حیث رنگ ، جنس ، نژاد ، مذهب ، عقیده ی سیاسی یا هر عقیده ی دیگر از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه ی حقوق بشر ذکر شده بهره مند گردد.

دولت ایران كه یکی از امضاء کنندگان منشور بین المللی حقوق بشر سازمان ملل متحد است و جمهوری اسلامی كه اكنون زمام امور مملكتي را بعهده دارد موظف به اجرای مفاد این منشور مي باشد. در بررسي عدم پايبندي به تعهدات بين المللي در ايران و در ميان كشورهايي با نظامهاي ايديو لوژيك ، بايد به ريشه هاي تاريخي و اجتماعي آن و نيز به تاثير روانشناسي فردي رهبران سياسي اين كشورها توجه نمود. به باور من بزر گترين دستاورد انسان مترقي در دنياي معاصر كه با كرامت انسان نزديكي كامل دارد همين منشور جهاني حقوق بشر ميباشد. هر گونه تقابل و تضاد با آن، بي حرمتي به كرامت ذاتي انسان است.

روي كار آمدن جمهوري اسلامي در ايران و قرار گرفتن حكومت در دست روحانيت شيعه فرصتي را براي اين گروه فراهم نمود تا آرزوها و تمايلات خود را كه در طي ١٤٠٠ سال جز در درون مباحث حوزوي جايي براي ابراز علني نداشت به محك تجربه بگذارند. روحانيت شيعه گر چه مشوق و راهنماي بيشتر سلسله هاي حكومتي ايران در طي حيات خود بوده اند و گاهآ نيز در تغيير نگرش قدرت مداران بسيار موفق عمل كرده اند، با اينحال هيچگاه خود زمام حكومت را در دست نداشته اند. نويد حكومت عدل اسلامي و دولت شيعي خيالي بود كه با تحولات ايران در سال ١٩٧٩ ميلادي به واقعييت تبديل شد.

با وقوع انقلاب اسلامي مذهب تشيع فرصتي يافت تا از ميان تحقير تاريخي خود به جبران گذشته اي بپردازد كه مالا مال از تنفر و كينه اي عميق از همه مذاهب و اديان و فرق ديني بود. مذ هب تشيع و مناديان آن مراجع بزرگ تقليد كه سالها در حوزه هاي دروس ديني تنفر از اديان و مذاهب تسنن و بهاييت را تدريس نموده بودند، اكنون فرصتي تاريخي را بدست آورده بودند كه ريشه همه اين مذاهب را قطع نمايند.

جاه طلبی ساده لوحانه بعنوان عنصری اساسی همواره در تحلیل شخصیت روانی کارگذاران رژیم ج.ا. ا. مورد استناد قرار گرفته است .آنها همواره ذکاوت خود را بیش از حد براورد نموده و بر اساس این تصور بدنبال اثبات رهبری خود بر جهان اسلام ، جهان مستضعفین و همه ئ دنیای استکبار زده می باشند تاكيد بر ادامه مبارزه تا توليد انرژي هسته اي و متقاعب آن ساخت موشك اسلامي با كلاهك هسته اي .حفظ امریکا بعنوان دشمن شماره یک و علم کردن دشمنان قدرتمند دیگردر اقصی نقاط جهان از یک سو و مظلوم نماییهای تاریخی از سوی دیگر دو روی سکه به ظاهر سیاستمدارانه این افراد میباشد . جاه طلبی ساده لوحانه این افراد و حفظ حیثیت، غرور و وقار و اجتناب از تحقیر حاصل از شکستهای پی در پی در عرصه های مختلف واکنشها ی خشونت آمیزی را در پی داشته است. سرکوب اقوام و مليتهاي ساکن ایران ، سرکوب احزاب و سازمانهای دگر اندیش ، سركوب اقليتهاي ديني ،شکنجه وزندان و اعدام آزادیخواهان و انقلابیون، ممنوع القلم کردن نویسندگان وروزنامه نگاران ، دستگيري و زنداني كردن دانشجويان و فعالين عرصه حقوق زنان و دهها نمونه دیگر واکنشها ي خشونت آمیزيست كه حاصل شکست های مکرر در عرصه اندیشه وعمل رژیم ج.ا.ا. می باشد . (فرد و بحران بی اعتمادی در جمهوری اسلامي، آزاد مراديان)

جمهوري اسلامي در طي سي سال گذشته تلاش فراواني را در جهت توجيه تضاد خود با بنيانهاي مباني جهاني حقوق بشر به عمل آورد. آنها توانستند با تكيه بر تعاريف خود از حقوق بشر ، جوخه هاي اعدام و تيرباران ، ترور، قتل و شكنجه دگر انديشان را تو جيه كنند، و آنگاه كه به بن بست توجيهي رسيدند از حقوق بشر اسلامي و منشور حقوق بشر اسلامي كه تاييد كننده همه قتل عامها، ترورها و شكنجه ها بود مدد بگريند.

در مقوله حقوق بشر اسلامي هر ايده اي مغاير با ايده دولتمردان اسلامي جرم محسوب مي گردد و اساسآ مقوله حقوق از همين زاويه تفسير مي شود.

جمهوري اسلامي زندان را وسيله اي سودمند براي كنترل افكار ، عقايد و مبارزه با اعتراضات شهروندان خود ميداند. آنان اساسآ منكر هر گونه زنداني سياسي يا عقيدتي در زندانهاي ايران هستند. بر اساس آمارهاي منتشره توسط جمهوري اسلامي تنها كمتر از بيست نفر زنداني سياسي و عقيدتي در ايران وجود دارند و بقيه كه آمار رسمي از حدود ١٦٠٠٠٠ نفر سخن به ميان آورده اند مجرم محسوب ميگردند.

در ميان اين مجرمين، جمع كثيري از دانشجوياني وجود دارند كه به دليل اعتراضات دانشجويي به مقامات دانشگاه، دفاع از آزادي عقيده و بيان، ابراز يك بيانيه دانشجويي و يا اعتراض مسالمت آميز به دست اندركاران حكومتي روانه زندان شده اند.

بسياري از هواداران احزاب سياسي در ميان اين زندانيان هستند كه هيچگاه به خشونتي متوسل نشده اند. بر اساس قوانين ايران نيز اساسآ هيچكدام از اين گروهها جرمي را مرتكب نشده اند، آنان فقط از حق شهروندي خود دفاع كرده اند.

عليرغم اينكه اصل ١٦٨ قانون اساسي بر حقوق شهروندي تاكيد دارد ، با اينحال تفسير فردي از اين قانون توسط دست اندر كاران بر اصل قانون مقدم بوده است. دولت كه خود بايد مدافع حقوق شهروندان باشد، آشكارا به تقابل با حقوق شهروندي بر خواسته است. محروميت از تحصيل، مشاغل دولتي و حتي غير دولتي، بيكار كردن افراد دگر انديش و تعميم و عموميت دادن آن به همه افراد خانواده ، خود مويد پايمال كردن حقوق اوليه شهروندي است

اساسآ در نظامهاي دمكراتيك ، جرم سياسي و عقيدتي وجود ندارد، وهيچكس را نمي توان به خاطر عقيده يا فكر زنداني ، شكنجه و محاكمه كرد. دولت اسلامي براي خود و دست اندركاران آن انچنان قداستي مي تراشد كه هر گونه نقد و رخنه اي بر آن را توهين به مقدسات مي داند و مستوجب تنبيه.

در بخشهاي از قانون اساسي ايران كه بي شك بر اساس قوانين كشورهاي مترقي نمونه برداري شده است، بر وجدان عمومي تاكيد شده است، با اينحال وجدان عمومي كه تبلور آن را ميتوان در وجود هييت هاي منصفه ديد ، هيچگاه در ايران اسلامي به مرحله عمل نرسيده است.

در بخشهايي از قانون اساسي ايران مصاديق جرم از نوع سياسي آن متوجه خود دست اندركاران جمهوري اسلامي است. مانند اصل ٣٢ كه تاكيد بر اين دارد كسي را نمي توان بدون تفهيم اتهام بازداشت كرد و يا بيش از ٢٤ ساعت نمي توان فردي را بازداشت نمود. اصل ٣٨ تاكيد دارد كه هر گونه شكنجه براي گرفتن اقرار يا كسب اطلاع جرم محسوب ميگردد و متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات ميشود ، توسط چه كسي ؟ خود اين تناقضي است كه ريشه در نفوذ اسلام ولايت فقيهي در ايران امروز دارد

اعدام، زندان، شكنجه و تهديد دگر انديشان تنها اختصاص به اعضا گروههاي سياسي مخالف جمهوري اسلامي نداشته است. بسياري از پيروان آيين ، اديان و مذاهبي كه با دين و مذهب حاكمان ايران در تضاد بوده اند از اين تجاوز به حقوق انساني خود بي بهره نشده اند.

بسیاری از اقلیت‌های مذهبی به عنوان یک شهروند، از حقوق اجتماعی خود محروم شده اند . محل كارو منازل آن‌ها بارها و بارها توسط ماموران امنیتی مورد تفتیش و بازرسی قرار گرفته است. بسیاری از آنها از محل كار ، و يا دانش‌گاه اخراج شده اند و حسینیه‌ها، خانقاه‌ها و محافل و مراکز مذهبی‌شان مورد حمله و هجوم نیروهای امنیتی و خودسر قرار گرفته است.

پيروان فرق اسلامي غير شيعه، سني ها، دراويش قادري و نقشبندي ، اهل تصوف و دراويش نعمت الهي، اهل حق و پيروان آيين يارسان به شيوه هاي مختلف از انجام مراسم ديني و آييني خود منع شده اند. تنها در سال ١٣٨٧، ١٣٩ شهروند سنی و ١٠٣ نفر از دراویش گنابادی بازداشت گرديدند و ١٦ نفر از شهروندان سنی مورد اعدام و یا ترور قرار گرفته و هم‌چنین به ٦ حسینیه و خانقاه دراویش گنابادی نیز حمله گرديد و نیروهای امنیتی آن‌ مکان‌ها را تخریب نمودند

اتهام جاسوسي به هموطنان كليمي و تهديد و ارعاب آنان همچنان ادامه دارد. هنوز اثرات اعدامهاي سالهاي اول انقلاب از حافظه آنان پاك نشده است. در خصوص مسيحيان هم سردمداران جمهوري اسلامي تبعيضي روا نداشته اند. جمهوري اسلامي به شدت باگرايش به مسيحيت بر خورد كرده است. تنها در سال ١٣٨٧، ٥١ شهروند مسیحی بازداشت شدند، ٨ نفر از آنان بعد از محاكمات ناعادلانه به زندانهاي طويل المدت محكوم گرديدند و در حال حاضر تعداد زيادي از اين افراد در زندان و يا در انتظار حكم زندان و حتي اعدام خود هستند. برابر قوانين اسلامي و شرع تشيع عمل اين افراد خروج از دين تعبير گرديده و در صورت اثبات محكوم به اعدام خواهند شد.

اگر چه زرتشتيان ايران در همه اين سالها تلاش كرده اند تا خود را از تهد يدهاي سر بازان گمنام اسلام مصون نگه دارند، با اينحال هر گاه خواسته اند از حقانيت دين خود سخني به ميان آورند به شدت سركوب شده اند. ترور فعالان زرتشتي در اروپا در سالهاي گذشته بي ارتباط با اين موضوع نبوده است. و اين در حالي است كه بنا به مفاد قانون اساسي ايران همه اين فرق ديني رسميت داشته و پيروان آن ميتوانند آزادانه مناسك ديني خود را به جا آورند.

اصولا باید بگویم که یکی از ويژگی‌های حکومت مذهبی عدم مدارای مذهبی‌ست. این تجربه‌ای‌ست که ما از دوران حکومت کلیسا در قرون وسطی، از جمهوری اسلامی و طالبان داریم و همچنین در تمام کشورهای اسلامی که مذهب همچنان نفوذ خود را نه تنها در حوزه‌ فرهنگی، که در حوزه سیاسی هم حفظ کرده است. اصولا در این کشورها می‌بینیم كه نسبت به آنچیزی که ما می‌گوییم تغییر مذهب حساس‌اند، تغییر مذهب دو نوع است: تغییر مذهب مثبت یا منفی. تغییر مذهب مثبت در شریعت اسلام پذیرفته شده است. یعنی یک غیرمسلمان به مذهب اسلام بگرود. این نه تنها ممنوع نیست، که خیلی هم، بقول خودشان، پسندیده است. ولی کسی که مسلمان زاده شده است نمی‌تواند تغییر مذهب بدهد. حتا در اصل ۱۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی که سه اقلیت مذهبی شناخته شده وجود دارند، وقتی توجه بکنید، اینها فقط حق انجام مراسم و تشریفات مذهبی‌شان را دارند. بنابراین، حق تبلیغ مذهبی ندارند،(گفتگوی کيواندخت قهاری عبدالکريم لاهيجي،صداي آلمان١٣٨٥)

جامعه بهايي ايران كه بزرگترين اقليت مذهبي را تشكيل ميد هند و بنابر گزارش منابع نزديك به آيين بهايي، بيش از سيصد هزار بهايی در ايران زندگی می کنند، در وضعييت به مراتب درد آور تري قرار دارند. بر اساس اصول و تعاليم آيين بهايي، بهائیان در هر کشوری که باشند تابع حکومت آن کشور بوده ، در سیاست دخالت نمی کنند و تنها در راه آبادی و سربلندی کشور خویش قدم بر می دارند . با اين حال قانون اساسی ايران آيين بهائيت را به رسميت نشناخته است و پيروان اين دين به شيوه هاي گوناگون مورد اذيت و آزار و تبعيض قرارگرفته اند . برابر اسناد و مدارك معتبر از زمان روي كار آمدن حكومت اسلامي تا سال ١٩٩٨ دست کم ۲۰٦ نفر از فعالين بهايی در ايران اعدام شده و يا به قتل رسيده اند(question.bahai.org)

روي كار آمدن آقاي احمدي نژاد، به گونه اي روشن تضاد دين و آيين حاكمان ايران با منشور جهاني حقوق بشررا نشان داد . آقاي احمدي نژاد اگر چه در بسياري از ادعاهايي كه در تبليغات انتخاباتي خود از آن صحبت كردند صادق نبودند، اما در نشان دادن اسلام واقعي به شهروندان كشورمان و مردم سراسر دنيا بسيار موفق بوده اند، و به خوبي نشان دادند كه در سركوب، ترور ، شكنجه و قتل عام دگر انديشان ، همه دستورات ديني را كه نماينده آن هستند، مو به مو اجرا ميكند.

روي كار آمدن آقاي احمدي نژاد، گروههاي حجتيه اي قديم و جديد از جمله طلبه هاي مدرسه حقاني را به مصدر قدرت كشاند، كسانيكه در طي اين سالها حفظ اسلام واقعي را در جنگ رودرو با هر گونه دگر انديشي سياسي و مذهبي ميديدند، اكنون فرصت آن را يافته بودند تا با كمك همه اهرمهاي قدرت در ايران به اين امر بپردازند. آنان حفظ و اقتدار خود را در كشتار دگر انديشان ديني منجمله بهاييان مي ديدند. جمهوري اسلامي به روشني در تعريف بهائی گری، از آن به عنوان جنبشی سیاسی - اجتماعی كه به دنبال شكستن اقتدار مذهبی و قدرت روحانیت شيعه در ایران بوده است نام مي برد

فشارهاي رواني و فيزيكي بر جامعه بهاييان ايران

حمله با بمب های آتش زا ، آتش زدن اموال شخصی اخراج آنان از محل كار و تحصيل ، پلمپ محل كار ، تخريب گورستانهاي بهاييان ،انتشار اسامی و مشخصات بهائیان همه شواهدی از دور جدیدی از برخوردهای خودسرانه و خشن با این جامعه مذهبی صلح طلب در ایران را دارد. در بسياري از شهرهايي كه بهاييان زندگي ميكنند ، اسامي آنان با مشخصات کامل و آدرس محل زندگي آنان ، به همراه استفتاء و آراء بعضی از مراجع اسلامی در جهت قلع و قمع آنان منتشر و به صورت وسیع توزیع شده است. عناصر تندرو و تحريك شده با اسپری اقدام به نگاشتن شعارهایی بر دیوار محل كار و زندگي آنان همچون "مرگ بر بهائی ، بهائی = با اسرائیل و کافر" در چند شهر ايران نموده اند. امامان جمعه درخطبه هاي نماز جمعه اين شهرها مردم را بر عليه آنان تحريك نموده اند و فضاي لازم براي حمله باورمندان حجتيه اي و جمكراني به پيروان آيين بهايي در حال آماده شدن است.

فشارهاي رواني و تخريب شخصييت رواني بهاييان اكنون به شكلي قانوني پيگيري ميشود به عنوان مثال فردي كه متهم به اعتقاد به آيين بهايي بوده است و اكنون هيچ ادعايي براي تبليغ دين خود ندارد، بايد به مدت مشخصي در کلاسهای تبلیغات اسلامی شركت كند و در صورت گرفتن تاييديه ازمدير کلاسهای تبلیغات اسلامی مي تواند زندان خود را به صورت تعليقي در آورد. فشار براي تغيير دين و اعلام انزجار از آيين بهاييت بصورت سيستماتيك در حال اجرا شدن است.

ادامه اين فشارها توسط حكومت اسلامي جامعۀ بهائی ايران را وادار به اعلام تعطیل شدن تشکیلات بهائی در ایران نموده و متعاقب آن بسياري از فعالان اين تشكيلات به وزارت اطلاعات احضار شده اند.

براي كسانيكه تاريخ وقايع ١٥٠ سال اخير ايران را مطالعه كرده اند اين نشانه ها خبر از يك فاجعه بزرگ مي دهد و به يقين مي توان گفت كه دشمنان آزادي و كرامت انسان در ايجاد جو ترس و وحشت در ميان بهاييان ايران موفق بوده اند.

به عنوان فردي كه وقايع چند دهه ايران را از نزديك دنبال كرده است و خود شاهد بسياري از آن وقايع بوده است حمله و سركوب بهاييان را آغازي بر يك حمله وسيعتر به همه دگر انديشان و باورمندان غير شيعي در ايران مي دانم. گزارشهاي منتشر شده در يكسال گذشته توسط مدافعان حقوق بشر در ايران و در خارج از ايران، گزارشات سالانه سازمان ديده بان حقوق بشر و عفو بين المل و گزارشات ادواري توسط اتحاديه اروپا و غيره همه و همه مويد اين ترس بين الملي از تكرار فاجعه اي ديگر در ايران است.

جمهوري اسلامي به خوبي ميتواند در مذاكرات خود با كشورهاي گروه ٥+١، حقوق بشر شهروندان خود را به معامله بگذارد، و اين واقعييتي است انكار ناپذير كه دولت اسلامي هر گاه پاي ميز مذاكره نشسته است ، نارضايتي خود را از حمايت طرفهاي مذاكره كننده از رعايت حقوق بشر در ايران ابراز كرده است. اسناد منتشر شده در جريان مذاكرات نمايندگان ايران و امريكا در عراق از خواست صريح ايران براي تحويل مخالفان رژيم صحبت شده است.

بازداشت و زنداني كردن فعالان آيين بهايي

برابر آمار رسمي منتشر شده در سال ١٣٨٥ شمسي قبل از روي كار آمدن آقاي احمدي نژاد، از ميان ١٤٦٤٨١ زنداني در زندانهاي ايران هيچ زنداني سياسي يا عقيدتي منتسب به آيين بهاييت در زندان وجود نداشته و در صورت وجود آن از بيان ارتباط آن با اين مذهب خودداري نموده اند. تنها در طي يكسال گذشته بيش از يكصد زنداني بهايي در ليست رسمي زندانيان و يا بازداشت شده گان قرار گرفته است. از ميان ليست ٥٢٦ زنداني سياسي و عقيدتي منتشره در پايان سال ١٣٨٧ شمسي توسط مجموعه فعالان حقوق بشر، ٢٢ نفر از آنان به اتهام پيروي از آيين بهايي در زندان بسر مي برند. در سال ١٣٨٧، ٤٢ شهروند بهایی بازداشت شده و به منازل ٣١ خانواده بهایی هجوم برده اند و ٤ بار قبرستان‌های مختلف‌شان تخریب شد ه است. هم‌چنین ٢٥ نفر از بهاییان، به دادگاه‌ها و مراکز امنیتی احضار گرديدند و خانه‌ هاي بسياري از هموطنان فعال بهايي مورد تفتیش قرار گرفته است. ١١ نفر از بهاییان مورد محاکمه و محکومیت قرار گرفتند و برای آن‌ها حکم‌های سنگینی صادر گرديد و نيز ١٤ دانش‌جوی بهایی در سال گذشته از تحصیل محروم شدند

مهوش ثابت ، فريبا کمال آبادي ، عفيف نعيمي ، سعيد رضائي ، وحيد تيزفهم، جمال الدين خانجاني و بهروز توکلي ، هفت رهبربهائيان ايران همچنان در بند امنيتي زندان اوين به سر مي برند. هفت فرد مذکور اعضاي کميته اي موسوم به كميته " یاران ایران "را تشکيل مي دادند که به امور روزمره جامعه بهائيان ايران رسيدگي مي کرد ، اين افراد تماما در محدوده زماني ١٥ اسفند ١٣٨٦ و ٢٥ ارديبهشت ماه ١٣٨٧ توسط نيروهاي امنيتي بازداشت و به بند ٢٠٩ زندان اوين منتقل گرديده اند.

از آن تاريخ تا کنون اين افراد همچنان در بند امنيتي ٢٠٩ زندان اوين نگهداري ميشوند و بعلت عدم دسترسي وکيل به مفاد پرونده و همچنين اطلاع رساني متضاد و غيرموثق صورت گرفته از سوي مسئولين اتهام آنان همچنان در هاله اي از ابهام است . آنان همچنان بلاتکليف و با قرار بازداشت موقت که بصورت مستمر تمديد ميشود به سر مي برند .

اين افراد چندي پيش با پايان يافتن تحقيقات اوليه از سلولهاي انفرادي خارج و به اتاقهاي عمومي بند ٢٠٩ و ميان ساير زندانيان اين بند منتقل گرديده بودند که در آخرين اقدام در اواخر ماه گذشته ، وزارت اطلاعات مجدداً اقدام به خارج نمودن آنان از اتاقهاي عمومي بند ٢٠٩ نمود و با قرار دادن آنان بصورت جمعي در سلولهايي تفکيک شده از ساير زندانيان عملاً آنان را از امکان زندگي جمعي و ارتباط با ساير زندانيان محروم نمودند

فعالان حقوق بشر در ايران در ديماه سال گذشته از دستگيري تعداد بيشتري از بهاييان در تهران و ساير شهرهاي ايران خبر ميد هند از جمله دستگيري خانم ژينوس سبحانی ( از همکاران مجموعه فعالان حقوق بشركه تا زمان مهر و موم دفتر کانون مدافعان حقوق بشر در اول دی ماه سال گذشته، منشی اين کانون و نيز کانون مشارکت برای پاکسازی مين بود.) ،

مسئولان این جامعه مذهبی در استانهاي مختلف ايران به ادارات اطلاعات و ستادهاي خبري وزارت اطلاعات احضار و كساني را كه حاضر به قبول حواسته هاي آنان نبوده اند دستگير كرده اند

دست اندركاران جمهوري اسلامي به صورت رسمي از دستگيري بهاييان درتهران بزرگ، مشهد ، شيراز، تبريز، سمنان ، همدان، قائمشهر ، ساري ، بابل، سنندج و كرمان خبر داده اند . تاكنون هيچ دليل مشخصي براي دستگيري آنان به خانواده هايشان ارائه نشده است وضعیت قضائی و اتهامات وارده به ایشان نیز کماکان در سایه ای از ابهام قرار دارد.

علی رغم انحلال تشکیلات غیر رسمی بهائیان در ایران، در برخی مناطق کشور، احضار گسترده بهائیان به وزارت اطلاعات، همچنان ادامه دارد. از افراد احظار شده تعهد گرفته ميشود تا در مراسم ديني خود شركت نكنند و آنان را تهديد به زندان و شكنجه در صورت برگزاري مراسم مذهبي خود كرده اند.

تخریب سیستماتیک قبرستانهای بهاييان

از جمله مشکلاتی که در کشور ایران برای بهاییان وجود دارد، و با روي كار امدن آقاي احمدي نژاد و گروه همفكر وي اين مشكل افزايش بيشتري يافته است می توان به تخریب سیستماتیک قبرستانهای بهاييان اشاره کرد که البته اين موضوع محدود به سالهای اخیر و مکان خاصی نمی شود. تخریب قبرستان‌های بهائی در تاریخ اخیر ایران بارها تکرار شده ‌است، اما اين موضوع از سال ١٣٨٦ (٢٠٠٧ميلادي ) رو به افزایش نهاده است . از جمله ی این قبرستان ها که در چند مرحله مورد تخریب شدید قرار گرفته است، مي توان به قبرستان بهاييان در درزیکلا شهر قائمشهر در استان مازندران، گورستان سمنان، ساري و شيراز اشاره كرد

محروميت از تحصيل دانشجويان بهايی

در سي سال گذشته جوانان بهايي از یکی از بنیادی ترین حقوق انسانی خود یعنی حق تحصیل محروم بوده اند این نقض گسترده و سیستماتیک حقوق جوانان بهایی در ایران تاثيرات درد آور و غير قابل جبراني بر پيروان اين آيين وارد نموده است كه به صراحت ميتوان گفت اين خسارات جبران ناپذير است.

بند ١ و بند ٢ ماده ی ٢٦ و همین طور بند ١ ماده ی ٢٧ از منشور جهاني حقوق بشر به صراحت اعلام ميكند که " آموزش عالی باید بر اساس استحقاق ،و به یکسان در دسترس عموم باشد و هرکس آزادانه حق بهره مندی در پیشرفت علمی و فواید آن دارد ." همچنین در ماده ی ٢٦ این اعلامیه ، هدف آموزش و پرورش ، گسترش حسن تفاهم ، دگر پذیری و دوستی میان ملت ها و تمام گروه های نژادی و دینی ذکر گردیده است.از سويي طبق مفاد قانون اساسی جمهوري اسلامي، براساس اصول ٣ ، ١٩ ، ٢٣ و ٣٠ دولت موظف است آموزش و پرورش را برای همه ی افراد ملت بدون هیچ گونه تبعیضی در تمامی سطوح فراهم نماید .

 

در طي اين سي سال دانش آموزان و دانشجويان بهايی مورد تبعيضات علني و غير علني در جهت ممانعت از ادامه تحصيل واقع شده اند. جوانان بهایی از ابتدای انقلاب برای تحصیل در دانشگاه با مشکل روبرو شده و طی اقدامی تحت عنوان " انقلاب فرهنگی " ، دانشگاه ها از دانشجویان و اساتید بهایی تصفیه شد. تا سال ١٣٨٣ جوانان بهایی حتی از حق شرکت در کنکور و آزمون ورودی دانشگاه نیز برخوردار نبودند اما در اثر فشار های بین المللی ، گزینه مذهب از فرم ثبت نام در کنکور حذف شده و بهائیان در اين سال برای نخستین بار توانستند در کنکور سراسری شرکت کنند.

در سال ١٣٨٣جوانان بهايي توانستند رتبه های بالایی در کنکورسرسري ايران کسب كنند اما باز هم از طريق واحد عقيدتي گزينش از ورود آنان به دانشگاه هاي دولتي جلوگیری به عمل آمد.

تنها در سال ١٣٨٥ ، حدود ١٧٨ نفر از جوانان بهائی توانستند به دانشگاه راه یابند که بعد از مدتی طبق بخشنامه ای محرمانه از سوي حراست وزارت علوم از ثبت نام آنان جلوگيري به عمل آمد .

دانش آموزاني كه با گذار از سد كنكور و مراحل مقدماتي آن موفق به ورود به دانشگاه و تحصيل در دانشکده های مختلف شده بودند به دلايل نامعلوم و گاهآ با دستور رسمي از سازمان سنجش آموزش کشور از انتخاب واحد و ثبت نام برای ترمهاي بعد ممنوع گرديده اند.

اين مشكلات در سالهاي اخير چندين برابر شده است. در کنکور سال ١٣٨٦ و ١٣٨٧ ، نتایج و نمرات اکثر جوانان بهائی به طور کل اعلام نشده و به صورت " نقص پرونده " در کارنامه ی آنان درج گردید. در سال ١٣٨٦ در حدود ٨٠٠ نفر نقص پرونده شدند که پس از پیگیری های زیاد ، دلیل این امر " بهائی بودن " افراد اعلام شده است.

چنین اقدامی اساسا ً با نام دین و تلاش برای بقای اسلام صورت می گیرد اما عده ای از نظريه پرداز حكومت اسلامي این اقدامات ضد انسانی نظیر محروميت بهائيان از تحصیل را با اتکا به نظریه ی نسبيت فرهنگي و این اصل که هر جامعه اي داراي مجموعه اي از آئين ها و ارزش هاي فرهنگي است ؛ توجيه مي کنند. بر این اساس ، آنان محروميت بهائيان از تحصيل را نه بي عدالتي و يا نقض حقوق بشر ، بلکه ناشي از فرهنگ و ارزش های موجود در کشور مي دانند . در نتیجه عده اي از نخبگان جامعه به دلیل باورهای دینی خود از تحصيل محروم مي شوند و عده اي ديگر با امتيازات و سهميه هاي مختلف جاي آنان را در دانشگاه مي گيرند چرا که در حقیقت حضور جوانان بهائي در دانشگاه را خطري براي ارزش هاي ايدئولوژيک و اسلامي تلقی می نمایند .

متاسفانه از تعداد دقيق افرادي كه در طي سي سال حكومت اسلامي از حق ادامه تحصيل در مقاطع آموزش عالي محروم شده اند اطلاعي در دست نيست. اگر فقط سالانه يكهزار نفر را از تحصيل محروم نموده باشند در طي اين سي سال به رقمي چندين هزار نفري مي رسيم.

اين حركت سيستماتيك در جهت محروم كردن جوانان بهايي از تحصيل در همه شهرهاي ايران در جريان است. هر روزه شاهد انتشار رنجنامه هايي از سوي دانشجويان بهايي هستيم كه آرزويي جز تحصيل و خدمت به كشور خود را ندارند. عليرغم همه فشارها دانشجويان اخراجي با نوشتن اعتراضات خود به دست اندركاران مملكتي، نمايندگان مجلس و انعكاس آن در رسانه ها و سايتهاي اينترنتي ، حكومت اسلامي را به چالش كشيده اند.

کمیته حقوق بشر مجمع عمومی سازمان ملل متحد طی قطعنامه ی ٣٠ اکتبر ٢٠٠٨ ، محرومیت جوانان بهائی از تحصیل در دانشگاه را محکوم نمود .

گستردگي ابعاد سركوب دگر انديشان در ايران كه بعضآ از ان به عنوان جنوسايد يا قتل عام سيستماتيك و برنامه ريزي شده دگر انديشان نام برده ميشود كماكان در ايران اسلامي ادامه دارد. ثابت قدمي جمهوري اسلامي در عدم تحمل دگر انديشان از بنياد فكري سرچشمه ميگيرد كه هيچگاه نمي تواند با مباني جهاني حقوق بشر، آزادي و كرامت انسان از در آشتي در ايد.

منابع: در نوشتن مقاله فوق از منابع زير استفاده شده است:

 

١.http://www.un.org/en/documents/udhr/index.shtml

universal declaration of human rights

٢. http://fa.wikipedia.org/wiki/قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

 

٣. http://hra-iran.net/index.php?option=com_content&v...

فواد نعیمی زندانی بهایی به دلایل نامعلومی از زندان به اداره اطلاعات شهرهای ساری و سپس قائمشهر منتقل گردید.

 

٤.http://hra-iran.net/index.php?option=com_content&view=article&id=482:54&catid=84:502&Itemid=219

حمله با بمب های آتش زا ، آتش زدن اموال شخصی و انتشار اسامی و مشخصات بهائیان شواهدی از دور جدیدی از برخوردهای خودسرانه و خشن با این جامعه مذهبی در ایران است.

٥. http://hra-iran.net/index.php?option=com_content&v...

نیروهای انتظامی در رویه ای غیرقانونی اقدام به بستن محل کسب یکی از بهائیان شهر ساری آقای انور مسلمی

وي پس از بازداشت توسط نیروهای امنیتی در تاریخ 2/9/87 و گذراندن مدت 23 روز در بازداشتگاه اطلاعات شهر ساری با قید ضمانت آزاد گردید.

٦..http://hra-iran.net/index.php?option=com_content&view=article&id=503:51&catid=84:502&Itemid=219

با مراجعه آقای ثابتی در تاریخ مذکور به ستاد خبری، ایشان بنا به دلایل نامعلومی بازداشت گردید

٧.. http://hra-iran.net/index.php?option=com_content&v...

خانم صهبا رضوانی ، به اتهامات : تبليغ عليه نظام ، تشكيل گروه غير قانوني جمع "خادمين سمنان " ، عضويت در گروه غير قانوني جمع " خادمين سمنان" به سه سال و هشت ماه حبس تعزیری توام به تبعید یکی از زندانهای استان تهران محکوم شد.

٨.http://hra-iran.net/index.php?option=com_content&view=article&id=529:254&catid=84:502&Itemid=219

ازداشت خانم طره تقی زاده، مسئولان دربند جامعه بهایی در شهر ساری به سه تن افزایش یافتند، پیش تر آقایان فيض الله روشن و فؤاد نعيمي از مسئولان این جامعه مذهبی

 

٩.http://hra-iran.net/index.php?option=com_content&view=article&id=545:6354&catid=84:502&Itemid=219

روز یکشنبه مورخ 27 /11 / 1387 شاهد حمله ی گسترده ای به قبرستان بهائیان در شهر سمنان واقع در سنگسر بودیم که منجر به تخریب گسترده ی قبرستان این جامعه درشهرسمنان شد

١٠.http://hra-iran.net/index.php?option=com_content&view=article&id=592:564&catid=84:502&Itemid=219

با پرتاب این ماده‌ی منفجره به سمت پنجره‌های آپارتمان 2 خانواده‌ی بهایی شهر سمنان به‌نام‌های پیراسته و پور‌حسینی، قصد آتش زدن این منزل را داشتند

١١. http://hra-iran.net/index.php?option=com_content&v...

سه دانشجوی پزشکی دانشگاه سهند تبریز به دلیل دیانت بهایی خود از دانشگاه اخراج شدند.

١٢. http://hra-iran.net/index.php?option=com_content&v...

بامداد مورخه 25 اسفندماه سال جاری فرد یا افرادی با هویتهای نامشخص اقدام به شعارنویسی بر دیوار تعداد زیادی از منازل بهائیان در شهر سمنان نمودند.

١٣.http://hra-iran.net/index.php?option=com_content&view=article&id=729:15&catid=143:107&Itemid=201

ليست زندانيان سال ١٣٨٧

١٤. http://hra-iran.net/index.php?option=com_content&v...

گزارش سالانه نقض حقوق بشر در ایران

. وهاييان در ايران، گفتگوی کيواندخت قهاری با عبدالکريم لاهيجي، صداي آلمان ٢١\١\١٣٨٥١٥. ١٥

http://akhbar.gooya.com/politics/archives/046461.p...

Locals plead for Iran's Baha'i captives. ١٦.

↑ 'بازداشت شش رهبر بهایی در ایران' ( بی بی سی فارسی،۲۶ا ردیبهشت۱۳۸۷)١٧

↑ رهبران دستگیر شده بهائیان ایران چه کسانی هستند؟(رادیو فردا،۲۷اردیبهشت١٨.

فرد و بحران بی اعتمادی در جمهوری اسلامي، آزاد مراديان http://www.vokradio.com/content/view/45/72/١٩.


Share/Save/Bookmark

more from Azad