وضع "زنان" در اسلام و در ايران


Share/Save/Bookmark

Friendly Notes
by Friendly Notes
25-Nov-2012
 

بمناسبت ٢۵ نوامبر روز جهانى رفع خشونت عليه زنان


موقعیت زنان در اسلام، همواره مورد اختلاف نظر بوده‌است... زنان در آیین‌های دینی عربستان پیش از اسلام، نقش تعیین‌کننده‌ای داشته‌اند؛ در عربستان سه ایزدبانوی مهم به نام‌های "لات"، "منات" و "عزی" مورد پرستش بودند و گروهی از زنان از جمله "لکعاء بنت عیص" در کعبه به خدمت بت‌ها مشغول بوده‌اند. چندشوهری در عربستان پیش از اسلام، کاملاً رایج بود. در قرآن، از زنده به گور کردن فرزندان دختر در عربستان قبل از اسلام، سخن رفته است. از احادیث و تواریخ نیز برمی‌آید که این عمل در جامعه عرب قبل از اسلام، کاملاً رایج بوده است. با این حال، راه زنان برای دست یافتن به مزایای اجتماعی هرگز بسته نبوده‌است. "خدیجه" دختر "خویلد" ثروتمندترین زنان قریش بود و "هن"د دختر "عتبه" بسیار قدرتمند بود و در "احد" در کنار مردان علیه سپاه اسلام می‌جنگید. با ظهور اسلام، زنده به گور کردن دختران که از آداب عرب بود، کنار گذاشته شد، در پیمان ازدواج به جای این که پدر دختر به دامادش کابین بپردازد، مقرر شد که شوهر به همسرش مهریه بپردازد. زنان حق مالکیت فردی به دست آوردند و حق میراث برای آن‌ها در نظر گرفته شد، در حالی‌که پیشتر فقط خویشاوندان مذکر حق ارث بردن داشتند
یکی از زنانی که در قرآن از وی نام برده شده‌است، "مریم" دختر "عمران" است؛ قرآن برخلاف انجیل حوادث زندگی "مریم" را از ابتدای تولد او دنبال می‌کند، و این‌که "زکریا" سرپرستی او را برعهده گرفت. در قرآن آمده‌است که از نزد خدا به "مریم" روزی بی‌حساب می‌رسید همچنین در قرآن، "مریم" بر تمامی زنان جهان برتری یافته‌است. "روح‌القدس" بر "مریم" نازل شده و فرزندی به نام "عیسی" به وی بخشید و "مریم باکره"، به "عیسی" حامله شد. قرآن، نام همسر "آدم" را مشخص نکرده‌است؛ هرچند در روایات نام "حوا" آمده‌است. خداوند، نخستین زوج انسانی را از نزدیک شدن به درخت منع فرمود. در قرآن، شیطان آن مرد و زن را وسوسه کرد و آن دو نافرمانیِ خدا را کردند و به کیفر خدایی گرفتار شدند. بنابراین، در قرآن سخن از این که همسر "آدم"، وی را اغوا کرد و او را به خوردن میوه ممنوع واداشت، نرفته‌است؛ و هر دو در گناه نخستین به اندازه‌ای برابر مقصر دانسته شده‌اند.
بنا به قرآن، "سارا" زن "ابراهیم" هنگامی که میهمانان خدا مژده ی ولادت پسری را به او می‌دهند، می‌خندد و با آن‌ها گفت‌وگو می‌کند. قرآن، اشارات گذرایی به مادر و خواهر "موسی" و همچنین دختران "شعیب"  و نیز به همسر "فرعون" که "موسی" را پذیرفت دارد و آن ها را  زنانی مؤمن می‌داند. در سوره نمل، داستان "سلیمان" و "ملکه سبا" آمده‌است. نام ملکه سبا در قرآن مشخص نشده‌است، اما در تفاسیر و احادیث نام "بلقیس" ذکر گردیده‌است. قرآن ملکه سبا را ملکه‌ای توصیف می‌کند که از هر چیز به او داده شده بود و تختی بزرگ داشت، او دعوت "سلیمان" را می‌پذیرد و نزد او می‌آید و با "سلیمان" تسلیم خدا می‌شود.
دیگر زنانی که در قرآن، به آن‌ها اشاره شده‌است؛ دو تن از همسران پیامبر اسلام هستند. مفسرین بر این که آن‌دو "عایشه" و "حفصه" بودند، اتفاق دارند. قرآن آن دو را به خاطر فاش کردن رازی که پیامبر به یکی از ایشان سپرده بود، سرزنش کرده و به توبه دعوت نموده‌است. از همسر "نوح" و همسر "لوط" هم‌چون دو نمونه از کسانی که کفر ورزیده‌اند، یاد می‌شود. آنان به همسران خود که مردانی نیک بودند، خیانت ورزیدند و به آتش دوزخ فرستاده خواهند شد
بر اساس حدیثی از صحیح بخاری، وقتی پیامبر اسلام شنید که "پوراندخت" دختر "خسرو" پادشاه ایران شده‌است گفت قومی که ولایت امر را به زنی بسپارند، هرگز رستگار نخواهند شد. طبری، رهبری زنان را جایز شمرده‌است. در صدر اسلام، زنانی چون "عایشه" و "سمره بنت وهب" در فعالیت‌های سیاسی شرکت می‌کرده‌اند. در دهه های اخیر، تعدادی از کشورهای مسلمان، شامل اندونزی، پاکستان، بنگلادش، ترکیه و قرقیزستان توسط زنان رهبری شده‌اند. نزدیک یک سوم پارلمان مصر شامل زنان بود

اولین زن مسلمان ایرانی : « ام الفارسیه » اولین زن ایرانی است که به دین اسلام گروید. عبد الله ابن عباس از قول سلمان فارسی نقل می کند : زنی اصفهانی را دیدم که در وصول به یثرب و دولت دریافت سعادت اسلام بر من سبقت گرفته بود و او مرا به سوی آن حضرت راهنمایی کرد ( ترجمه محاسن اصفهان – مافروخی ) برخی نیز اولین ملاقات سلمان فارسی با ام الفارسیه را در مکه ذکر کرده اند ( اسد الغابه ). در « اعیان الشیعه » ذکر شده که سلمان فارسی می دانست که یکی از زنان همشهری اش به حجاز آمده است. در آنجا پرس و جو کرد تا او را یافت و آن زن وی را برای شرفیاب شدن به به محضر رسول الله راهنمایی کرد : به نقل از کتاب مشاهیر زنان اصفهان تالیف دکتر محمد حسین ریاحی

نحوه پوشش و حضور اجتماعي زنان در صدر اسلام
منير پشمي معتقد است : « زنان در ديدگاه اسلام از كليه حقوق انساني اعم از سياسي، اجتماعي و اقتصادي به اندازه مردان بهره مند مي باشند. زنان صدر اسلام با حفظ پوشش و حجاب، در جامعه حضوري فعال و مثبت داشته اند. اين مقاله، با بررسي نگرش هاي موجود درباره پوشش زنان در صدر اسلام و علل پرده نشيني آنان در طول تاريخ، حضور زن در جامعه اسلامي در سه حوزه علمي، اجتماعي و اقتصادي را مورد بحث قرار داده و علت و تفاوت حضور اجتماعي زن در عصر نبوي و علوي با حاكمان بعدي را بيان مي دارد; زيرا آنچه كه در ميراث و تمدن اسلامي رخ داده حاصل عملكرد حاكمان بوده و با اصل اسلام و مبناي عمل به سيره نبوي و علوي تفاوت و فاصله زيادي دارد. با استناد به سيره، مي توان گفت: حضور زن در جامعه اسلامي مورد تاييد و تاكيد بوده است و هيچ گونه منعي براي آن وجود نداشته است».

زن در تاریخ صدر اسلام از حد پوشش تا حد معاشرت و اختلاط
حد پوشش : شواهد متعددی از قرآن حاکی از این نکته است که در جامعه عرب قبل از اسلام، زنان برای حضور در اجتماع، پوشش مناسب و مطلوبی نداشتند. نهی قرآن از متابعت از آن الگو و دستورات اصلاحی برای پوشش زنان، از برخی نقص‎ها و کاستی‏ها در پوشش زنان آن دوره و فاصله آن با پوشش مورد نظر اسلام حکایت دارد. برخی تاریخ‏پژوهان نیز این نکته را تأیید می‎کنند. مسئله پوشش زن در دو سوره از سوره‎های قرآن مطرح شده است. یک‎بار به طور اجمال در سوره احزاب آیه ۵٩ و بار دیگر با تفصیل بیشتر در آیه ٣١ سوره نور.
از آنجا که چگونگی پوشش زنان در جامعه صدر اسلام به گونه‏ای نبود که زیبایی‏ها و زینت‎های آنان را بپوشاند. قرآن آنان را به نحوه ی پوشش دستور می‎دهد، خداوند به منظور حفظ عفت جامعه، حتی زنان مسلمان را از نمایان کردن بدن خود بر زنان غیر مؤمن نهی می‏‎کند. در روایات علت این امر، بی مبالاتی زنان غیر مؤمن در توصیف زنان مسلمان برای شوهران خود دانسته شده است.
عایشه می‎گوید: پس از نزول آیه سوره نور زنان مهاجر، ضخیم‏ترین پوشش‏های پشمین خود را برش داده و با آن سرو گردن خود را پوشاندند. ام سلمه نیز نقل می‎کند که پس از نزول آیه پوشش در سوره احزاب، زنان انصار از منازلشان با پوشش‎های مشکی خارج می‎شدند، به گونه‏ای که به نظر می‏رسید بر سر ایشان کلاغی نشسته است.
قرآن در آیه‏ای دیگر زنان پیامبر را که باید سرآمد و الگوی زنان جامعه اسلامی باشند، از خودنمایی و ظاهر نمودن زیبایی‎ها در مقابل دیگران نهی می‎کند. با توجه به آیات دیگر قرآن، نمی‎توان زنان دیگر را از ممنوعیت تبرج و خودنمایی مستثنی دانست.
در روایاتی از رسول خدا محدوده حجاب و پوشش زن معین شده است. امام صادق از پدران خود از رسول خدا نقل می‎کند که فرمود: روا نیست زنی که به دوران عادت ماهیانه بلوغ رسیده جلو سر و گیسوان خود را آشکار کند.
در گزارش دیگری پیامبر به یکی از یاران خود سفارش می‎کند که به همسرش بگوید برای تهیه روسری از آستر استفاده کند تا زیر آن نمایان نباشد. زنانی نیزکه خود را با وضع جدید تطبیق نداده بودند، با اعتراض پیامبر روبرو می‏شدند. گزارش شده است که رسول خدا خطاب به اسماء دختر ابوبکر که از پوشش نازک استفاده کرده بود فرمود: "ای اسماء وقتی زن به سنی رسید که عادت ماهانه برای او اتفاق افتاد، جایز نیست که جز صورت و دست وی تا بالای مچ در معرض دید دیگران قرار گیرد".
حد معاشرت و اختلاط: اسلام با تجویز حضور اجتماعی زن، معاشرت سالم و دور از فتنه و فساد بین زن و مرد مسلمان را بدون اشکال می‎داند. نگاهی به تاریخ صدر اسلام حکایت از معاشرت، گفت‏وگو و تعامل بزرگان دین با زنان دارد. زنان برای اصحاب پیامبر روایت نقل می‎کردند، یا سخنان پیامبر را از زبان یاران وی شنیده و حفظ می‎کردند. همچنین پاسخ سؤال‎های متعدد علمی و شرعی خود را از پیامبر و یاران او می‎گرفتند و برای دیگران نقل می‎کردند. آنچه در فعالیت‏های اجتماعی زن ممنوع است اصل معاشرت او با مردان نیست، بلکه هوس‏انگیز بودن این معاشرت است. گام برداشتن، سخن گفتن و دیگر شئون معاشرت نباید به گونه‏ای هوس انگیز انجام گیرد.
با دقت در برخی از ایات الهی و روایات معصومان به نکته‏هایی در این زمینه می‏رسیم. قرآن هشدار می‏دهد همان‏ گونه که زن نباید نقاط تحریک ‏آمیز را پیش دید مرد نهد، نباید زمینه فساد را با حرکات هیجان‏انگیز و ایجاد صدا، از راه گوش فراهم سازد.در سوره نور ‏آیه ٣١ داریم برخی از زنان عرب خلخال به پا می‏کردند و برای اینکه بفهمانند خلخال به پا دارند، پای خود را محکم به زمین می‏کوبیدند، آیه آنان را از این عمل نهی می‏کند.
علاوه بر متانت و سنگینی در گام برداشتن و حرکات، وقار در سخن گفتن و متانت در کلام و جلوگیری از سخن هیجان‏انگیز نیز از جمله شرایط معاشرت سالم است. قرآن و روایات به موضوع سخن گفتن از دو منظر نگریسته‏ اند: آهنگ سخن و محتوای سخن. در سوره احزاب آیه ٣٢ خداوند دستور داده است که مراقب آهنگ سخن خود باشند، با ناز و نرمی سخن نگویند تا موجب طمع بیمار دلان شود. از طرفی در پی نهی از خضوع و نرمش در کلام، به سخن خوب و شایسته سفارش شده‏اند، چرا که گاهی موضوع سخن نیز تحریک کننده و هیجان انگیز است. در روایاتی زن و مرد از شوخی کلامی نیز نهی شده‏اند. از دیگر اموری که در معاشرت زن و مرد نهی شده است، زینت کردن زن و خوشبو کردن خود برای مردان نامحرم است. پیامبر زنی را که خود را برای خوشایند مردان نامحرم خوشبو کند در جایگاه زناکار دانست. در روایتی دیگر چنین زنی مستوجب لعنت الهی دانسته شده است.
مسئله دیگری که در تنظیم حریم معاشرت زن و مرد مطرح است نهی از خلوت کردن زن و مرد نامحرم است. فساد انگیز بودن چنین حالتی آنقدر مسلم و خطیر است که پیامبر در یکی از بیعت‏های خود با زنان از آنان پیمان گرفت که با مردان نا محرم در خلوت ننشینند.
جدا بودن مکان زنان از مردان در زمان پیامبر در مسجد و در محل استقرار در جنگ‏ها نشانه تلاش آن حضرت برای کم کردن زمینه اختلاط بین زن و مرد در جامعه اسلامی است. همچنین پیامبر در هیچ یک از بیعت‏ها با زنان دست نداد و دست ایشان هیچگاه دست نامحرم را لمس نکرد
 

زن مسلمان انقلابی ایران : حضور تعداد زیادی زن محجبه در خیابان‌های ایران در سال‌های انقلاب ۵٧ از صحنه‌های بسیار شگفت‌انگیز در ایران بود. این زنان با حجاب، زنان بی‌سواد تحت تاثیر روحانیون نبودند، بلکه تحصیل‌کرده و از طبقه متوسط شهری بودند که با چادر و روسری به خیابا‌ن ها آمده بودند تا به حکومت"نه" بگویند. ‎این زنان تحصیل‌کرده، در حالی که نمی‌خواستند مدرن باشند در عین حال نیز نمی‌خواستند عقب مانده و امل به نظر بیایند و در نتیجه به دنبال راهی برای شناخت خود و رسیدن به تعریف جدیدی از خود می‌گشتند.

نگاه تبعيض آميز اسلام به زن از راه قوانين اسلامى در ايران : تحت حاکميت استبداد قرون وسطايى جمهورى اسلامي، از طريق ايدئولوژى حاکم و نگاه تبعيض آميز اسلام به زن، فرو دستى زن و خشونت عليه زنان از راه قوانين اسلامی در ايران  نهادينه گشته ‌است.
 بر اساس چنين قوانين ارتجاعى است که: چند همسرى براى مردان آزاد است، زن صلاحيت سرپرستى فرزندش را ندارد، زن نصف مرد ارث ميبرد، زن حق انتخاب نوع پوشش خود را ندارد، زن صلاحيت قاضى شدن، آيت‌الله شدن، ولى فقيه شدن، رئيس جمهور شدن، رئيس مجلس شدن، آخوند شدن، و... را ندارد. همين ايدئولوژى اسلامى توجيه کننده اعمال ضد انسانى دستجات بسيجى و گروههاى امر به معروف و نهى از منکر و نيروهاى امنيتى و پاسداران رژيم اسلامى ايران است، که از هرگونه اهانت و تحقير و هتک حرمت به زنان ابايى ندارند، و ايران را به جهنمى براى زنان عموما و خصوصا زنان دگرانديش تبديل کرده‌اند. در همين چند روز اخير خبر سنگسارشدن چهار زن زندانى در رسانه ها وسايتها پخش شد. اين در حاليست که قوه قضائيه ايران منکر سنگسار است ودر ظاهرکشتن به اين شيوه را متوقف کرده است.
زندانها مملو از زنان مبارزى است که بر عليه قوانين زن ستيز و مرد سالار حکومت اسلامى دست به مبارزه اى حق طلبانه زده اند و زندانبانان آنها هرروزه نوع جديدى از شکنجه واهانت و اذيت و آزار را در مورد آنها بکار ميبرند.
در يکماه اخير ٩ زن زندانى سياسى و فعال اجتماعى ومدافع حقوق بشر به نام هاى: شيوا نظرآهاري، ژيلا بنى يعقوب، مهسا امرآبادي، ژيلا کرم زاده مکونتي، بهاره هدايت، نازنين ديهيمي، حکيمه شکري، نسيم سلطان بيگي، راحله ذکائي، که به اتهامات واهى زندانى هستند دست به اعتصاب غذا زدند. اين تصميم مرگبار را زندانيان مبارز نامبرده در اعتراض به بى حرمتى جنسي، و حرکت شنيعى که ماموران زندان در هنگام بازديد بدنى آنان کرده بودند گرفته‌اند، و اعلام کرده بودند تا وقتيکه مسئولين زندان از آنها عذرخواهى نکنند اعتصاب غذاى خود را ادامه خواهند داد.
اعتصاب غذاى اين زنان زندانى در حالى بود که؛ نسرين ستوده وکيل مدافع، بجرم دفاع از زندانيان زن و فعالان حقوق بشر، که بيش‌از يکسال و نيم است در زندان اوين بسر ميبرد، و در اعتراض به ممنوع الملاقات شدن و محروميت از ديدار فرزندانش بيش از  ۵٠ روز در اعتصاب غذا به سربرد
 
تحقير و توهين به زنان، تحقير و توهين به کل بشريت است. انسان های آزادی خواه و برابری طلب ، بايد نسبت به بی حقوقی زنان واکنش مناسب و پيگيری از خود نشان دهند.


Share/Save/Bookmark

more from Friendly Notes
 
P_J

Thanks Friendly Notes!

by P_J on

Women have been taking it on the chin for too long.   Partly because of the EDICTS of those screwy MALE created religions.

Men like to possess and dominate women, and don’t appreciate competition; all for SEX and the selfish pleasure of being the ONE the only ONE!

Unfortunately most of us do not think or realize the consequences of that behavior(s), its social impact and the FINAL cost of assaulting womanhood!

A psychologically damaged mother, responsible for the creation, upbringing and  education of the next generation would not do well if mistreated, insulted, discriminated and/or undermined.

A woman with crushed personality will not bring to life a generation that is self-assured, gutsy and self-confident; we are witnessing that, in the Islamic world; may be one of the main causes of OUR backwardness.  


Friendly Notes

Dear Salman

by Friendly Notes on

You are quite right. IRI is Islamic only by name!


Friendly Notes

Dear P_J

by Friendly Notes on

Thank you for your informative note. Here is a link that may interest you

http://en.wikipedia.org/wiki/International_Day_for_the_Elimination_of_Violence_against_Women


Friendly Notes

Dear Beautiful Azadeh

by Friendly Notes on

Thank you for your very educational and useful links.


salman farsi

Sisters and Brothers

by salman farsi on

Sister Azadeh

You are assessing the culture and customs of 1400 years ago by the tools of 21st century.Can you see the flaw in your argument sister?

 

Brother Friendly Notes,

Can you please first prove that the Republic of Iran is Ilsamic and then wecan continue the talk?

 

Sister P-J

 

If you marry mayn men, how can you tell whose is who when it come to bear babies? Think sister.

 

 

 

For an Islamic democracy


P_J

My 2 cents worth!

by P_J on

Islam has to be the most misogynistic religion, not that others are any better, but Islam has to be the worst!

Other religions have gone through some form of evolutionary process; i. e. Martin Luther and/or Reformation and others, but nothing has ever happened to Islam, in fact if anything we have gone backward, thanks to the expediency of our politicians, using religious leaders as political pawns, and the religious leaders who have sold their sole to the highest bidder.

And women were caught right in the middle of this mess, having support from no corner!

When Quran says that one man can be married to as many women as he desires; that edict alone destroys all the right(s) that women may have enjoyed.

If polygamy is unacceptable, then, let it be unacceptable across the board not just for one side or a specific sex!

Unfortunately, we have a long way ahead of us before these problems are dissolved!


Azadeh Azad

The Islamic Laws themselves are violence Against Women

by Azadeh Azad on


Friendly Notes

Dear Salman Farsi: Q

by Friendly Notes on

چرا در جمهورى اسلامي ایران ، مقام زن رفیع نیست ؟
ژاله احمدی، پزشک و پژوهشگر، در «دائره المعارف زنان و فرهنگ اسلامی»، می‌نویسد در بین سال‌های ۶۰ تا ۶۶ هزاران زندانی سیاسی زن بازداشت شده و در زندانهایی مانند اوین و گوهردشت نگاهداری شدند. بگفته احمدی این دسته از زندانیان که تحت نظارت نزدیک توابین و ناظران زن و در دستان محافظان مرد زندان قرار داشتند که آنها را شکنجه داده، به آنها تجاوز کرده، با آنها ازدواج کرده یا آنها را اعدام می‌کردند...
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%B2_%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C_%D8%A8%D9%87_%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86


salman farsi

مقام رفیع زن در اسلام

salman farsi


 

امتيازات مقام زنان

قرآن کریم ویژگی­های منحصر به فردی را برای زنان بر می­شمرد که برخی از آنها عبارت­اند از:

الف- زن و تکثیر نسل انسان

خداوند متعال در این باره می­فرماید:

«نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُواْ حَرْثَكُمْ أَنىَ‏ شِئْتُم‏»[9]

«زنان شما کشتزار هستند پس به کشتزارهايتان نزديک شويد هرگاه که خواستيد.»

در اينجا زنان تشبيه به مزرعه شده‌اند و اين تشبيه ممکن است براي بعضي سنگين آید که چرا اسلام درباره‌ي نيمي از نوع بشر چنين تعبيري کرده است؟ در حالي که نکته‌ي لطیفی در اين تشبيه نهفته شده، در حقيقت قرآن مي‌خواهد ضرورت وجود زن را در اجتماع انساني نشان دهد که زن وسيله‌ي خاموش کردن شهوت و هوسراني مردان نيست بلکه وسيله‌اي است براي حفظ حيات نوع بشر، اين سخن در برابر آنها که نسبت به جنس زن همچون يک بازيچه يا وسيله هوسراني مي‌نگرند هشداري محسوب مي‌شود.[10]

وجود چنين جايگاهي برای زن، مسئوليت و وظيفه‌ي او را در مرتبه‌ي انساني بسيار سنگين کرده تا آنجا که اگر وظيفه انساني را با وجود چنين جايگاهي ترک مي‌گويد، پايه و اساس فساد اخلاقي خواهد شد و اگر مسئوليت الهي حق را در اين جايگاه عظيم تن دهد سعادت فردي و اجتماعي را تضمين کرده است به جهت وجود چنين جايگاه ممتازي، دامان زن، مدرسه‌ي انسان­سازي و او خود مربي اين مدرسه انساني است.

آري رحم زن ديندار، کشتزار مناسبي جهت پرورش انسان الهي مي‌باشد.[11]

ب- زن و ايجاد آرامش

خداوند متعال در آیات متعددی زن را مایة آرامش زندگی معرفی می­کند:

«مِنْ ءَايَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكمُ مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُواْ إِلَيْهَا»[12]

«و از نشانه‏هاى او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد.»

خداوند متعال در اين آيات، آفرینش زنان را که مایة آرامش­بخشی به زندگی است را از نشانه­های خود معرفی می­کند. به راستي وجود همسران با اين ويژگي­ها، براي انسانها که مايه‌ي آرامش زندگي است يکي از مواهب بزرگ الهي محسوب مي‌شود و اگر کسي تفکر و تعلق کند متوجه مي‌شود که اين دو جنس مکمل يکديگرند و مايه‌ي شکوفايي و نشاط و پرورش يکديگر مي‌باشند و زن است که کانون خانواده را گرم و با نشاط نگه مي‌دارد و باعث رشد و کمال انسان مي‌شود.[13]

آري خداوند متعال همسر بودن زن را آيه‌ي خويش خوانده و اثر وجودي او را سکون دانسته. و اين خود دلالت بر ويژگي ممتازي دارد که در زن وجود دارد.

ج- زن و مقام مادري

از دیگر ویژگی­های ممتاز زنان که سیمایی انسانی و رحمانی به آنها بخشیده است، شأن و منزلت مادری است. خداوند متعال در این باره می­فرماید:

«وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ إِحْساناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ كُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً ...»[14]

«ما به انسان توصيه کرديم که به پدر و مادرش نيکي کند، مادرش او را با ناراحتي حمل مي‌کند و با ناراحتي بر زمين مي‌گذارد و دوران حمل و از شير بازگرفتنش سي ماه است.»

در اين آيه لزوم حق­شناسي در برابر مادر یادآور شده و بر سه محور اساسی تأکید می­شود:

الف. دوران حمل: قرآن کریم در این آیه رنج­ها و مرارت­های مادران را در دوران حمل خاطرنشان می­سازد؛ «حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً»

ب. وضع حمل: بر اساس این آیه مادران به هنگام وضع حمل نیز سختی و رنج فراوانی را متحمل می­شوند؛ «وَضَعَتْهُ كُرْهاً»

ج. دوران شیردهی: دوران طولانی مدت شیردهی نیز یکی دیگر از مقاطع پر زحمت دوران زندگی مادران است که در این آیه مورد تأکید قرار گرفته است. «حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً»

وی در طول اين سي ماه بزرگ­ترين ايثار و فداکاري در مورد فرزندش انجام مي‌دهد، چنانکه با صبر و حوصله تمام نيازهاي فرزند را تشخيص داده و برآورده مي‌کند.

مسأله نيکي به پدر و مادر از اصول مهم انساني است که حتي کساني که پايبند به دين مذهبي نيستند نيز به طور فطری والدین را محترم می­شمارند. بنابراين به فرمان خداوند بايد در مقابل خدمات بزرگ پدر و مادر نيکي­هاي بزرگ و برجسته انجام شود.[15]

و منظور نمودن اين موضوع از جانب خداوند، خود اظهار قدرداني از زحمات مادر و محبت مادري اوست.

در حديث آمده که مردي نزد رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) آمد و عرض کرد: «مَن اَبَّر؟ قال امُک قال ثُمَّ مَن؟ قال: امّک. قال: ثُمَّ مَن؟ قال: امّک. قال: ثُمَّ مَن؟ قال: اباک.» [16]

اي رسول خدا به چه کسي نيکي کنم؟ فرمود: به مادرت، عرض کرد بعد از او به چه کسي؟ فرمود: به مادرت براي سومين بار عرض کرد: بعد از او؟ فرمود به مادرت، و در چهارمين بار وقتي اين سؤال را تکرار کرد فرمود: به پدرت.

نتيجه اينکه، يک زن، نقش عظيمي در ايجاد آرامش و محبت در زندگي و نقش پرورش جنين سالم و تربيت صحيح فرزندان در مسير الهي، مي‌تواند داشته باشد. و به خاطر همين است که اسلام تأکيد بر ماندن زن در جايگاه عظيم انساني‌اش دارد.

در تاريخ شاهد آنيم که مردان بزرگ جهان، موفقيتشان، مرهون پاکي ولادت آنها و تربيت صحيحشان در زندگي بوده است.

http://intjz.net/maqalat/t-zan%20dar%20Quran.htm#_Toc264975241  

For an Islamic democracy


Friendly Notes

Dear All-Iranian

by Friendly Notes on

You are right; thank you. In English media he is callec as "Qatar’s Emir Sheikh", not King or Sultan. Here is an example: http://www.anorak.co.uk/263511/royals/queen-and-qatars-emir-play-dress-ups-at-harrods-photos.html/ 


All-Iranians

Jenab-e Friendly

by All-Iranians on

ما که شنیده بودیم "امیر قطر" و یا "شیخ قطر" ، از کی تا حالا ایشان "پادشاه قطر" شده؟!


Friendly Notes

Dear Zendanian

by Friendly Notes on

"Challenging that mentality and world view in all its aspects remains a great long term struggle".   Very well said; Thank you


Friendly Notes

Dear All-Iranian

by Friendly Notes on

Thank you for your comment. Here is also a link about one of the Iranian women that may interst you

زن ایرانی پادشاه قطر

http://0000.afblogfa.com/post543.php


Friendly Notes

Dear Faramarz

by Friendly Notes on

Thank you for your very meaningful comment. Here is also a poem about Iranian women that may interst you

زن در فرمانفرمایی آخوندی: قصیده ای از دکتر اسماعیل خویی

http://alafake.wordpress.com/2008/07/17/%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A2%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D9%82%D8%B5%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF/


Zendanian

Mullah's anti-women, male-chauvinist mentality is well ingrained

by Zendanian on

within Iranian society as a whole. And its not just limited to male-chauvinist men. Many religious, traditional women have also internalized such views.

So opposing mullahs is only the very begining. Challenging that mentality and world view in all its aspects remains a great long term struggle.

And thank you for a great blog.


All-Iranians

Mullahs and pro-Mullahs must go to hell

by All-Iranians on

Thank you Jenab-e Friendly Notes.   Many Iranians believe the situation cannot be changed unless all Mullahs and pro-Mullahs go to hell!


Faramarz

وضع اسفناک زنان در ممالک مسلمان

Faramarz


 

 

Thank you Friendly Notes.

The only places on the face of the earth where Muslim women enjoy some degree of freedom and equal rights are in the western democracies and in democratic countries where Islam is not the dominant religion, like India or Singapore.

So in order to solve this problem, the Muslim countries of the Middle East should do two things; become democratic and, the majority of the population should convert to some other faith!  


Friendly Notes

Correction

by Friendly Notes on

In the first part of the blog, this line

"خدیجه" دختر "خویلد" ثروتمندترین زنان قریش بود و "هن"د دختر "عتبه" بسیار قدرتمند بود

should read as

"خدیجه" دختر "خویلد" ثروتمندترین زنان قریش بود و "هند" دختر "عتبه" بسیار قدرتمند بود