مساله سرنگونی رژیم سیاه اندیش جمهوری اسلامی


فقر، بیکاری ، گرانی و تورم روزافزون قدرت خرید امرار و معاش روزمره زنذگی مانند نان، ماست، پنیر و... را از مردم گرفته است. میلیونها نفر شبها را بدون شام سپری می نمایند. بسیاری از مردم که بیماری های مزمن و خطرناکی را نیز دارند بخاطر محارج سنگین دارو و بیمارستان شانس زنده ماندن را دیگر ندارند و انتطار مرگ را در سرمای سرد و در اتاقهای تاریک خود می کشند.

برغم اینکه تشدید روزافزون تحریمهای افتصادی و جنگ میان باندهای درونی قدرت ، رژیم را در ضعیفرین موقعیت خود قرار داده است، اما تاکنون هیچ اثر سازنده ای در درون جامعه برای تغییر این رژیم از سوی کنشگران ،نیروهای سیاسی و مردم پدید نیامده است، به بیان دیگر رژیم بدون هیج دغدغه ای به سیاست سرکوب و کشتار خود ، برای پایداری و استمرارش ادامه می دهد. شوربختانه برغم وجود وضعیت دهشتناک اقتصادی مردم و اعتراضات روزافزون کارگران و نهادهای اجتماعی دیگر، هنوز شورش یا اعتزاض قهرآمیزی که برای رژیم خطر آفرینی نماید، شکل نگرفته است.
بدون تردید اراده نود ونه درصد از مردم را حاکمیت مثلث پلید آخوند، بازاری و پاسدار طی سی و چهار سال گذشته بطور سیستماتیک مسخ نموده و با نهادینه ساختن سرکوب و کشتار هر روزه خود هر گونه استقلال فکری یا احساس مسئولیت پذیری را از آنها سلب کرده است. این تصویر جامعه ایست که روابطش را فرهنگ استبدادمنشی متجلی می سازد.

به استناد قوانین علوم اجتماعی شورشهای اجتماعی نه زمان می شناسند و نه مکان و باید در جامعه ای که ناهنجاریهای اسفناک سیاسی و اقتصادی عملا آنرا در سیطره خود قرار داده ، هر آن بطور خودجوش شکل بگیرند. اما در جامعه مستبد اسلام زده ما تاکنون هیچ چشم اندازی از یک اعتراض سراسری یا حتی منطقه ای دیده نمی شود. برعم اینکه فقر افتصادی و معضلات بیشمار دیگر اجتماعی /فرهنگی، قدرت خرید امرار و معاش اولیه زندگی را عملا از مردم گرفته است، اما رزیم سیاه اندیش جمهوری اسلامی بدون هیچ دغدغه ای به سیاست سرکوب و کشتار خود ادامه می دهد و با مردم همانند بردگان خویشتن برخورد می نماید، که جزسر سپردگی اجازه هیچ نقش آفرینی دیگری را ندارند.

پرسش این است که چگونه می توان این رژیم سیاه اندیش را که با
ایدئولوژی مذهبی اش مانند یک غده سرطانی در درون افکار مردم ریشه دوانیده و عملا تفکر استبداد منشی را در میان جامعه ما نهادینه ساخته است، تغییر داد؟؟؟
آیا نیروهایی که خویشتن را اپوزیسیون می نامند می توانند در سرعت بخشیدن این تغییر نقش بسزایی را ایفا نمایند ؟؟
در این تردیدی نیست، که شرایط اسفناک اقتصادی کنونی آبستن یک تحول و دگرگونی اجتناب ناپذیری می باشد، اما آیا به استناد فرهنگ استبداد منشی نهادینه شده میان اقشار مختلف مردم، این تغییر تحقق پذیر خواهد بود؟؟؟
آنچه مسلم است، آن نیرو ، سازمان یا حزبی می تواند، قدرت سیاسی آینده ایران را در دست بگیرد که بتواند مردم را سازماندهی نماید. آرمین آرمان

Balatarin
All Posts

Comments 1 Pending 0

Sort comments:
Ashianeh

Ashianeh Raise your words, not your voice It is rain that grows flowers, not thunder. Rumi

Report

آیا هرگز گمان می بردیم که حکومت سوریه با آن ارتش قدرتمند ش از هم بپاشد؟ تردیدی نیست که جمهوری اسلامی خمینی/خامنه ای با ابزار سکوب بسیار پیشرفته تری مجهز است و همین دور اندیشی تا کنون عامل پا برجایی آن بوده است؛ ابزاری که از چندی پیش فرستادگان رژیم سرگرم بهره برداری از آنها درسوریه نیز هستند. اما به یاد بیاوریم که هیچ حکومت استبدادی عمر جاودانه ندارد و رژیم کنونی ایران نیززوتر از آنچه تصور کنیم ازهم خواهد پاشید. خوشبختانه مستبدان از تاریخ درس نمی آموزند.