Advertise here

کار پردازان انگلیس در ایران : ٦٢ - نظریاتی از ایرج پزشکزاد و عبدالرضا داوری

 

 

/////////////////                ایرج پزشکزاد               /////////////////

 

در مقاله ای تحت عنوان "سخنرانی پزشکزاد: آیا مشروطیت کار انگلیسی ها بود" ، مسعود بهنود روزنامه نگار ، در ٢٧ آبان ١٣٨٦ نوشت :

ایرج پزشکزاد، از مهمترین طنزپردازان معاصر ایران و خالق شخصیت دائی جان ناپلئون، در قلب انگلستان، در شهر لندن به دائی جان ناپلئونی ترین سئوال تاریخ ایران پاسخ گفت: "آیا انقلاب مشروطیت ایران کار انگلیسی ها بود؟". این برنامه که به مناسبت بیست و پنجمین سال فعالیت کانون ایران در کتابخانه مرکزی شهرداری محله قدیمی و ایرانی نشین کنزینگتون برپا شد، با استقبال وسیع ایرانیان مقیم لندن همراه بود که یک ساعتی پای صحیت خالق دائی جان ناپلئون نشستند که قصد داشت به آن ها ثابت کند برخلاف نظر دولتمردان امروز جمهوری اسلامی و بعض نویسندگان، انقلاب مشروطیت ایران نمی تواند کار کسی به جز ایرانیان بوده باشد. از آقای پزشکزاد تاکنون دائی جان ناپلئون، ماشالله خان در بارگاه هارون الرشید، خانواده نیک اختر، حافظ ناشنیده پند، انترناسیونالیسم بچه پرروها، مروری بر روابط چین و شوروی، مروری بر تاریخ انقلاب مشروطیت، طنز فاخر سعدی، مروری بر انقلاب کبیر فرانسه و مروری بر انقلاب اکتبر، پانزده خرداد، مصدق باز هم مصلوب و چند ترجمه برجاست که بیش تر آن ها در ایران و بعضی در آمریکا و نقاط دیگر گیتی منتشر شده است. پزشکزاد علاوه بر طنزنوشته هایش که به زبان های غیر فارسی هم ترجمه شده، به عنوان یک دیپلمات قدیمی [سفیر سابق]، مترجم و پژوهشگر نیز شناخته می شود. وی در ابتدای سخنان خود بازگفت که در همه عمر مفتخر بدان بوده است که ایرانیان صد سال قبل با انقلاب مشروطیت خود اولین جامعه در منطقه آسیا و آفریقا بودند که محدودیت هائی برای استبداد ایجاد کردند.
آقای پزشکزاد با رد ادعاهایی که دال بر انگلیسی بودن انقلاب مشروطیت در برخی از اسناد آمده، ربط انگلیسی ها را با مشروطه خواهان موهوم دانست و با ذکر شواهدی، از جمله گفته های علنی سران جمهوری اسلامی نشان داد که روحانیون قصد دارند روایت تازه ای از مشروطیت را به عنوان کتاب های درسی و آموزشی ترویج دهند. بر اساس ادعای خالق دائی جان ناپلئون که منبع و ماخذ آن را نیز مشخص کرد، کتاب های تاریخ روابط ایران و انگلیس نوشته محمود محمود و غربزدگی نوشته جلال آل احمد، اساس بازنویسی استادان جمهوری اسلامی از تاریخ مشروطیت است. پزشکزاد گفت در هر دو این کتاب ها انقلاب مشروطیت ایران کار انگلیسی ها دانسته شده با تاکید بر نقش شیخ فضل الله نوری به عنوان شهید راه آزادی که گویا قصد تاسیس جمهوری اسلامی را داشته اما دولت انگلیس با انحراف مسیر نهضت آن را به تاسیس سلطنت مشروطه با قانون اساسی شبیه به بلژیک تبدیل کرد. ایرج پزشکزاد با نقل بخش هائی از نوشته های محمود محمود و جلال آل احمد آنان را دارای بیماری دائی جان ناپلئونی خواند که بر اساس جو زمان همه امور را زیر نظر انگلیسی ها می دانستند و به همین جهت انقلاب مشروطیت را هم استثنا ندانسته و کار بزرگ ایرانی را که قبل از هر کشور آفریقائی و آسیائی استبداد را سرکوب کرده و شاه و روحانیت را زیر قید قانون درآوردند کوچک انگاشته اند.
خالق دائی جان ناپلئون بعد از این مقدمه با خواندن مقاله ای که بخشی از تازه ترین کتاب وی با نام گلگشت های زندگی [خود زندگینامه نویسنده] حکایت روزی را بازگفت که از لس آنجلس با هواپیما عازم واشنگتن بوده است و مشغول نوشتن این مقاله، اما کسی که کنار وی نشسته بود با دیدن خط فارسی به شوق می آید و خود را معرفی می کند که یکی از وزیران صاحب علم رژیم پهلوی بوده است. پزشکزاد در روایت این ماجرا بازگفت که چون حتم داشته است که اگر خود را بشناساند همه روز را باید به گفتگو درباره دائی جان ناپلئون به سر کند، از این کار صرف نظر می کند و خود را با نام ابراهیمی معرفی می کند اما این هم مانع نمی شود که هموطن شروع به سخن کند و از گذشته ها بگوید تا سرانجام بدان جا رسد که در انتخابات آمریکا [که در آن زمان در جریان بوده] عامل تعیین کننده انگلیسی ها هستند. "با چشمان برآمده پرسیدم انگلیسی ها در انتخابات ایالات متحده هم اثر دارند. هموطن گفت کجا ندارند. در همین کشور خودمان چه کار ها که نکرده اند از مشروطیت تا به امروز. بعد خودشان رفته اند و کتابی نوشته اند به اسم دائی جان ناپلئون که ما را بفریبند که نفوذشان را مسخره بگیریم. با تعجب پرسیدم یعنی نویسنده سوء نیت دارد. هموطنم گفت نه نه خیر. ایشان حسن نیت تمام دارد اما به کی؟ به همان انگلستان."
با نقل حکایت پزشکزاد ایرانیان حاضر در جلسه با صدای بلند خندیدند، و سخنران برای آن که نشان داده باشد که چقدر تفکرات دائی جان ناپلئونی در ذهن ایرانی ها سابقه و نفوذ دارد از دوران کودکی خود بدان چاشنی کرد؛ روزی که از مدرسه برای استقبال از ولیعهد وقت و همسر مصری اش فوزیه به خیابان ها کشانده شدند و در بازگشت وی گم شد. وی گفت: "ساعتی طول کشید تا توانستم خود را به خانه مان در سه راه امین حضور برسانم. در آن جا خانم ها، محله را به هم ریخته بودند و حالا شادمانه پسر بازیافته را بغل کرده بودند. در همان حال پدرم که پزشکی تحصیل کرده بود، فریاد برداشت بابا انگلیسی ها می خواهند تخم و ترکه سلطنت ایران را به مصر بدوزند، بچه های ما چه گناه کرده اند."
پرسش و پاسخ را خانمی روان پزشک گشود که با اشاره به تخصص خود به مصاحبه ای با دکتر دیوید اوئن، وزیر خارجه پیشین بریتانیا، اشاره کرد که در آن گفته زمانی که برای دیدار رسمی از مسکو عازم آن شهر بوده از سوی نخست وزیر ماموریت گرفته که موقع دست دادن نبض برژنف را بگیرد تا معلوم شود که شایعه بیماریش تا چه اندازه درست است.  خانم پرسشگر با تاکید بر این که پس درست است آن ها که می گویند یک کاسه ای زیر نیم کاسه انگلیسی ها هست، نشان داد که توضیحات بعدی آقای پزشکزاد هم وی را قانع نکرده است. به خصوص که به یاد آورد که در خاطرات سفیر بریتانیا در دوران انقلاب خوانده است که "ما از بیماری شاه خبر چندانی نداشتیم!". پرسش کننده که با حرارت سخن می گفت، اضافه کرد "اگر زیر سر انگلیسی ها نبوده من نمی دانم ترکیه و سعودی را بعد جنگ جهانی دوم کی ساخت و بحرین را کی از ما جدا کرد. اگر این ها نشان حضور و نفوذ نیست، پس علامت چیست؟" پزشکزاد جواب داد علامت ظهور دائی جان. بیشتر:
http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2007/11/071118_mv-mb-pezeshkzad.shtml

 

 

دکتر عبدالرضا داوری در مصاحبه با روزنامه اعتماد گفت : بانک مرکزی نتوانسته بازار ارز را از بحران خارج سازد.البته دلیل آن را نباید در عدم استقلال بانک مرکزی از دولت جستجو کنید بلکه به زعم بررسیهای کارشناسی اتفاقا باید بخشی از بحرانهای اخیر ارزی را در استقلال احتمالی برخی لایه های کارشناسی حاضر در بانک مرکزی از دولت و نظام جستجو کرد! برای توضیح این مطلب ابتدا لازم است در خصوص تاریخچه تاسیس بانک مرکزی صحبت کنم. بانک مرکزی ایران در واقع امتداد تشکیلات بانک شاهی ایران است که در اواخر دوران قاجاریه با مجوز ملکه انگلیس در ایران تاسیس شد که توسط عوامل انگلیس مدیریت می شد. در زمان اشغال ایران توسط متفقین، حسن مشرف الدوله نفیسی که وزیر دارایی و از چهره های وابسته به انگلیس بود با هماهنگی بانک ملی ایران که از تغییر نام بانک شاهی ایجاد شده بود و در آن زمان وظایف بانک مرکزی فعلی را بر عهده داشت، به طور ناگهانی ارزش ریال ایران در برابر پوند انگلیس را تا بیش از چهار برابر کاهش داد! به این ترتیب ارتش انگلیس در ایران توانست با هر یک پوند چهار برابر بیشتر از قبل خرید کند.
با تصمیم خائنانه بانک ملی وقت،به یکباره بودجه سالانه ارتش انگلیس مستقر در ایران از ١٥ میلیون پوند به کمتر از چهار میلیون پوند کاهش یافت! شواهد زیادی وجود دارد که نشان میدهد عوامل انگلیسی حاضر در بانک شاهی در طول زمان خود را باز تولید و تکثیر نموده تا ریشه های انگلیسی این نهاد کلیدی پولی کشور در دست انگلوفیلها (دوستاران انگلیس) باقی بماند و یکی از اقدامات مهم مرحوم مصدق که در تاریخ هم کمتر به آن اشاره می شود و اهمیت آنهم کمتر از ملی شدن صنعت نفت نبود تعطیل کردن بانک شاهی در سال ١٣٣١ است که به تخریب نظام پولی ایران مشغول بود.این مساله تا سالها پس از انقلاب هم ادامه داشته است. در یکی از اسناد تازهیاب وزارت خارجه انگلیس مربوط به سال ١٩٨١ میلادی (١٣٦٠ شمسی) به جلسه یکی از معاونان بانک مرکزی ایران با دبیر اقتصادی سفارت انگلیس در تهران و ارائه اطلاعات محرمانه از تصمیمات اقتصادی دولت جمهوری اسلامی اشاره شده است. نکته طلایی این سند آن است که از نام این معاون بانک مرکزی ذکری به میان نمی آورند در حالیکه در تمام اسناد مربوط به ایران اسامی افراد مرتبط با سفارت انگلیس ذکر می شود.
این موضوع نشان از تسلط و اشراف انگلیس بر مرکز فرماندهی سیاستهای پولی ایران حتی در سالهای پس از انقلاب دارد و انگلیس نمی خواهد شبکه مرتبط با خود را در بانک مرکزی از دست بدهد و همین نکته ظریف نشان می دهد معاون وقت بانک مرکزی در سال ١٣٦٠ که اسم او را نمی دانیم همچنان شبکه ای را در بانک مرکزی هدایت می کند که اسمش فاش نمی شود.به طور کلی در پاسخ به پرسش شما باید بگویم که استقلال بانک مرکزی در یک کشور در حال توسعه یک شعار انحرافی است. بخشی از اظهارنظرهایی هم که در این باره در رسانه ها مطرح می شود احتمالا برای حفظ انگلوفیل های (طرفداران سیاست انگلیس در ایران) مقیم بانک مرکزی و جلوگیری از حذف آنهاست. در  کشورهای در حال توسعه شما نیاز دارید به یک موتور بزرگ به نام دولت که بار توسعه را بکشد.  در کشورهای غربی که به نرخ توسعه مناسبی دست یافته اند بانک مرکزی در یک محیط آرام می آید و داور بازی می شود. اما در کشوری مانند ایران دولت به عنوان مجری توسعه باید بتواند منابع مالی محدود خود را را مدیریت و توزیع بهینه کند، اگر فرمان بانک مرکزی بهعنوان مرکز فرماندهی سیاستهای پولی در اختیار دولت نباشد، دولت نمیتواند کاری از پیش ببرد.مثلا دولت تصمیمی درباره توسعه بخش صنعت اتخاذ میکند و در مقابل بانک مرکزی نرخ بهره را رقمی اعلام میکند که برنامه های دولت را به چالش می کشاند. من معتقدم در  طول ٣٣ سال اخیر لایه هایی از تصمیم سازی هایی که در بانک مرکزی صورت می گیرد تحت تاثیر همان شبکه متمایل به انگلیس و انگلوفیلی است. بیشتر:
http://www.inn.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=0&Id=104242&Rate=0

 

نظر شما چیست؟

Balatarin

Comments 10 Pending 0

Sort comments:
Persa

Persa این نیز بگذرد


وقتی آیندگان این مقاله را میخوانند و در مورد نقش مهم و فعال انگلستان در پایه گذاری و رهبری همین امروز جمهوری اسلامی دچار لرزش بدنی وفکری میشوند و با عصبانیت یاد دایی جان ناپلئون می افتند، باید به این سوال پاسخ دهند: شما که منبع اطلاعات موثقی دارید بفرمائید "چه زمانی انگلستان در و دکان را تخته کرد و از ایران رفت و دلیل رفتنش و رها کردن آن خان یغما چه بود؟ واقعیت آنستکه نقش انگلستان در ایران انگشت گذاشتن و حمایت مخفیانه از خائنین به ایران بوده و هست. اکثر خائنین به ایران نیز در بینشان هم کراواتی بوده و هم عمامه دار وجود داشته و این ادامه دارد. پزشکزاد کوچکتر از آنستکه بتواند تمام ایرانیان را گمراه کن و اگر راست میگوید برود و کتابی بنویسد و بما ثابت کند که آنروز فرخنده خروج انگلستان از ایران چه موقع بود که ما ملت حالی مان نشد. در خاتمه بمناسبت فرارسیدن سال نو این قطعه زیبا از شاعر بزرگ معاصر را گوش بدهید خیلی آموزنده است و آنها که به نفوذ انگلستان در ایران امروز شک دارند به آن باید هروز ناشتا گوش کنند


&feature=player_embedded

AllIranians

All-Iranians Previous Contributions: http://iranian.com/main/member/all-iranians.html ++++++++++ Our greatest glory is not in never falling, but in rising every time we fall: Confucius

Jenab-e S. Mozoon Thank you for your revisit and for your input. Did you notice this very interesting piece in his blog?

نفی نظام امت و امامت در اندیشه سیاسی هاشمی رفسنجانی

ّواکاوی اندیشه سیاسی حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی و نحوه نگرش وی به عرصه قدرت واجد اهمیت شایانی است که می تواند با ارائه تصویری درست از این نگرش ، رفتارها و کنشهای سیاسی وی را بهتر درک نمود. حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی در گفتگو با صادق زیباکلام که در کتاب "هاشمی بدون روتوش" منتشر شده است ، ساختار سیاسی مورد نظر و مطلوب خود را ساختار توسعه گرای دمکراتیک امریکا که متشکل از دو حزب سیاسی فراگیر و با مشارکت سیاسی محدود شکل گرفته است ، معرفی می کند.
http://www.turbulence.blogfa.com/

AllIranians

All-Iranians Previous Contributions: http://iranian.com/main/member/all-iranians.html ++++++++++ Our greatest glory is not in never falling, but in rising every time we fall: Confucius

Jenab-e Mr. Fozolie Thank you for your visit and for your input. You may also like to view this:

“The mirror can lie.
Doesn't show you what's inside.
And it, it can tell you you're full of life.
It's amzing what you can hide just by putting on a smile”: Demi Lovato

http://www.goodreads.com/quotes/175995-the-mirror-can-lie-doesn-t-show-you-what-s-inside-and

SokhananeMozoon4

SokhananeMozoon Interested in Art & Culture

وبلاگ عبدالرضا داوری:

عبدالرضا داوری متولد فروردین 1352
دانش آموخته دکترای مهندسی مکانیک
دانش آموخته دکترای اقتصاد از دانشگاه کارلینس نیویورک
عنوان پایان نامه دکتری:
INTERACTION OF BANKING OPERATIONS WITH INDUSTRIAL GROWTH
IN DEVELOPING COUNTRIES
عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی
مشاور عالی کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی

http://www.turbulence.blogfa.com/

fozolie

Mr. Fozolie Leaving Iranian owing to the unashamed censorship. This site is no longer representative of Iranians.

This is a national disease, and frankly I have not time for this sort of slander against people who are not here to defend themselves. How could you in the Iranian society then talk openly about rational thinking? Now it is being used to smirch the characters of people who wanted to modernize Iran. That is why Freemasonary should be avoided.

Stop blaming the Brits or this or that Johnny Foreinger. If they can recruit Iranians to do their bidding then there is something rotten about our society. Think about that. It is time to take responsibility. If you want someone to blame look in the mirror!

AllIranians

All-Iranians Previous Contributions: http://iranian.com/main/member/all-iranians.html ++++++++++ Our greatest glory is not in never falling, but in rising every time we fall: Confucius

Jenab-e Persa

Thank you for your visit and for your input. You may also like to view this:

تحلیل و برآورد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی امریکا این بود که جریان نخبگان در ایران انگلیسی است و این جریان عمدتا ریشه در لژهای فراماسونری دارد و امریکا از طریق حمله به لژهای فراماسونری می تواند این نخبگان قدیمی انگلیسی نظیر شریف امامی و حسین علا و حکیم الملک را در ایران منزوی کند. دستگاه اطلاعاتی امریکا با همین هدف پرونده فراماسونرهای ایرانی و نخبگان انگلیسی را در اختیار اسماعیل رائین قرار داد و اسماعیل رایین هم آن کتاب چهار جلدی فراموشخانه و فراماسونری در ایران را نوشت و کتاب حقوق بگیران انگلیس در ایران را نوشت و نیز کتاب اسرار خانه سدان را نوشت و این پروژهای بود که دستگاه اطلاعاتی آمریکا برای بالا کشیدن نخبگانی نظیر منصور و هویدا پیاده سازی کرد. در مقابل انگلیسیها هم با طراحی شاپور ریپورتر و با زیرکی تمام ابتدا در اواسط دهه 40 کتاب میراث خوار استعمار به قلم دکتر مهدی بهار را علیه امریکا و شرکتهای نفتی امریکایی منتشر کردند و سپس از طریق انتشار و پخش کتاب و سریال دایی جان ناپلئون تلاش کردند با بکارگیری زبان قوی سینمایی کسانی که به نفوذ و دخالت انگلیس در ایران معتقد هستند را یا مانند دایی جان ناپلئون افرادی متوهم و یا مانند مش قاسم افرادی ساده لوح جا بیندازند. در مقابل هم ماجرای دخالت انگلیس در ایران را به شوخیهای رندانه شوهر خواهر دایی جان ناپلئون که مستاجر هندی اش را به عنوان فرمانده قشون انگلیس معرفی می کرد مشابهت دهند. بنابراین کتاب و سریال دایی جان ناپلئون هدفی جز مبری کردن سیاست های انگلیس در ایران را دنبال نمی کرد و سوال شما هم نشان می دهد که در این هدف خود کم موفق نبوده اند! جریان انگلیس در ایران آنچنان پیچیده عمل می کرد که فقط امروز و پس از آشکار شدن اسناد گذشته می توان به پیچیدگی آنها پی برد
http://www.inn.ir/NSite/FullStory/Print/?Id=104242

Persa

Persa این نیز بگذرد

گنجینه ایست، با سپاس فراوان - هر ایرانی باید آن قسمت که در مورد اختلاس مالی توسط خاوری است بخواند و نقش انگلیس و کانادا را دریابد

Persa

Persa این نیز بگذرد

Well, the alternate thinking is that of all the characters named in the article perhaps the only one that was telling the truth and understood the reality was the passenger in the airplane. The damage that DJNapoelon’s novel inflicted on Iranian psyche to hesitate and shy away in naming their most notorious enemy is far graver than the attempt by the IRI to rewrite the history. British influence and interference in Iranian affairs knows no boundary. Pezeshkzad is simply a gullible chap who wrote a book, and his expertise should end there. If he worked for the IRI, today he could have been a Hojatoleslam. People are welcome to believe him, but one can’t fool all of the people all of the time. In fact going back to so many great articles that you have been writing to expose some of the British agents in Iran; it would be naïve for us to let this Iraj khan to get away with his denial. He is suffering from a denial of the truth syndrome, regardless of how many people laughed at his novel.

AllIranians

All-Iranians Previous Contributions: http://iranian.com/main/member/all-iranians.html ++++++++++ Our greatest glory is not in never falling, but in rising every time we fall: Confucius

SokhananeMozoon4

SokhananeMozoon Interested in Art & Culture

Thank you for your informative articles. Who is Abdolreza Davari?