Advertise here

نخستین نوروز بی‌ شاه

 

 

بد نیست در این ایام نوروزی یادی از سی‌ و چهار سال پیش کرده و به یاد آوریم که چگونه "ژورنالیست"‌های "پیشرو" آنزمان و دموکراسی جویان این زمان  به استقبال انقلاب رفتند.  این بار نوبت را میدهیم به سخنور رادیوی لوس آنجلسی صدای ایران و مقاله‌ای که از ایشان در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۵۷ در مجله تهران مصوّر به چاپ رسید. نکته جالب توجه در این مقاله "شاه زدائی" جناب مهری از نوروز و تعبیرات عرفانی ایشان از قصد و نیت شاعران و عرفائی نظیر حافظ می‌‌باشد. به گوشه هایی از مقاله "تاریخی" توجه بفرمایید.

 

پس از دوهزار و پانصد سال، نخستين نـوروز بی شاه را می گذرانيم.
درود می گوئيم بر نخستين نوروز در درازای بيست و پنج قرن استبداد سياه و سپيــــد.
آری اين نخستين نوروز اين ملت است ... و چــه ملتی ... 
ملتی که جان به در می برد، از بيست و پنج قرن ظلم هر روزه جان به در برده. اين ملت می داند چگونه جان به در بّـرّد.
اين ملت، در اين بيست و پنج قرن سياه که به اندازهء بيست و پنج هزار قرن بر او سنگينی کرد، آموخت که رنج و بی داد را چگونه از سر بگذراند.
اين ملت آموخت و آموخت ... به ادبياتش نگاه کنيد، سر به سر سکوت است، سکوت سياسی، اما سکوتی که بانگ بر می دارد، در سکوت اين ملت، همواره انتظار موج می زد، انتظار نوروز ...

دوهزار و پانصد سال، همه نغمه سرايان نوروز، نغمه در گلو شکستند و آرزوی نوروز را به گور بردند. با اين همه، آن ها زنده اند، انقلاب امروز، انقلاب تمام ديروز است. انقلاب تمام ديروزها، حسرت همهء حافظ ها، همهء عارف ها، همهء جويندگان گنج مقصود، همهء توده های گمنام اين بيست و پنج قرن. همهء آن ها چنين روزی را می خواستند. 


اينک همـهء تاريخ ايران، اولين نوروز بی شاه را جشن می گيــردينک همـهء تاريخ ايران، اولين نوروز بی شاه را جشن می گيــرد، آن حلقه های بهم پيـوسته زنجيری که ملت ايران نام دارد؛
و دوهزار و پانصد سال را به هم پيوند می دهد، آری، همه ملت ايران، از آغاز تاکنون، همه در اين جشن پايکوبی می کنند.

سال، بی شاه آغاز می شود. و فارغ از حضور خودکامـهء او.
مـا حماسه خوان اين انقلابيم، سرود خوان نوروز بی شاهيـم.

 
تصویر: بزم نوروزی در دربار فریدون

Balatarin

Comments 64 Pending 0

Sort comments:
Mehrban

Mehrban

Interesting piece from Bahmani, thanks for sharing. I will email it to friends who probably will not be my friends after reading it, no matter all disclaimers I may make.

Mehrban

Mehrban

BTW, Sachler may be a small museum but by no means it is insignificant. The cylinder is also going to be in the Metropolitan Museum of Art in New York a very serious institution.

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

حــالـیـــــــا مـصــلحـت وقـت در آن می‌بـیـنــم
که کـشـم رخت به میخانه و خوش بـنـشیـنـم

جـز صـُـراحیّ و کـتـــــــابـم نـَبـُـوَد یـار و نـدیــم
تـا حریـفــــان دغـــا را به جـهــــان کـم بـیـنــم

بـس کـه در خـرقــه‌ی آلــوده زدم لاف صـَـــلاح
شـرمـســــــار از رخ سـاقـیّ و مـی رنـگـیـنـم

جـام مـِـیْ گـیــرم و از اهــل ریــــا دور شــــوم
یـعـنـی از اهـل جـهــان پـاک دلی بـگـزیـنــم

سـر بـه آزادگـی از خـلـق بـر آرم چـون ســــرو
گـر دهـد دسـت که دامـن ز جـهـان در چـیـنـم

بـر دلم گـَرد ستـم‌هـا ست ، خـدایـا مـپـسـنـد
کـه مـُـکـــــــدّر شـود آیـیـنـــه‌ی مـهــر آیـیـنــم

مـن اگـر رنــــــــد خـرابـاتـم و گـر حافظ شـهــر
ایـن مـتـاعـم که تو بـیـنـی و کـمـتـر زیـنـم

سیـنـه‌ی تـنـگ مـن و بـار غـم او هـیـهـات
مـــرد ایـن بـار گـران نـیـسـت دل مـسـکـیـنـم

بـنــــده‌ی آصـف عـهـــــدم دلـم از راه مــبـَــر
کـه اگـــــر دَم زنـم از چـرخ بـخـواهـد کـیــنـم
-----------------------
این نیز فال حافظی برای انگلوخان، که صبح اول صبحی باز این حقیر را راه انداخت. آخر هفته خوبی داشته باشید. اند آ هاپی ایستر.

trawetsdor

trawetsdor

مصاحبه * با محمد قائد درباره فصل ِ «مردی که خلاصه خود بود» از کتاب «دفترچه خاطرات و فراموشی»**. چند دقیقه وقت صرفش کنید. جای تأمل داره. کاش بقیه مون هم سعیی در تفکر و نگارش دقیق و خونسرد میکردیم.
*http://www.mghaed.com/interviews/shamlu.htm
**http://mghaed.com/books/Diaries/Obit.Shamlu.PDF
شهبانو دور خودش توی دفتر فرح هنرمند و شاعر جمع میکرد. دربار بهش ایراد میگرفت که چپی پرورش میده. رفقا به ملکه فحش میدادن که داره مخ ها رو کنترل میکنه. الله اعلم.
جهت رعایت بالانس این هم از aban-9 که داره زیر ترافیک ایرانیان.کام له میشه.
http://iranian.com/posts/view/post/10461

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

با تشکر از یادآوری مجدد از یکی از بهترین نویسندگان معاصر ایرانی : محمد قائد، و همچنین یادآوری جنبه های مثبت فرهنگی در دفتر خانم فرح پهلوی.
یکی از "آثار" به جا مانده از آن دوران عکسی از شاملو با پاپیون و خندان هنگام گرفتن یک جایزه یا نشان هنری از فرح پهلوی میباشد.
زیر قسمتی کوتاه دیگر از قائد در مورد شاملو است.
با تشکر مجدد.
http://www.mghaed.com/essays/farewell/Death_of_a_compulsive_preacher--Epilogue.htm
"... دربارهٔ درگذشتگان، به‌رغم ترغیب اهل نشر و مطبوعات،‌ بیش از یک بار اظهارنظر نکرده‌ام. استثنا در مورد احمد شاملو به این سبب بود که چند بار پیرامون فصل کتابم دربارهٔ او با من مصاحبه کردند، نه اینکه (به‌اصطلاح شاعران قدمایی) تجدید مطلع کرده باشم.



پس از انتشار دفترچهٔ‌ خاطرات و فراموشی یکی از فرزندان احمد شاملو تلفن زد برای مقاله‌ دربارهٔ شاعر تازه‌درگذشته که به انتهای کتاب افزوده بودم تشکر کند و گفت پدرش بازگشت به ایران و آشناشدن با فلانی را از معدود برکات انقلاب 57 می‌دانست. اما در مراسم سالگرد درگذشت شاعر، با لحنی لاتی تهدید کرد "حالتو می‌گیرم." ظاهراً نظرش را دربارهٔ متنی که بعید بود چیزی از آن فهمیده باشد عوض کرده بودند. دست کم سه ناشر به من گفتند آن مطلب اثری کلاسیک شده است و پیشنهاد گسترش آن تا حد کتابی مستقل دادند. گفتم آب‌بستن به فصلی چهل‌صفحه‌‌ای یعنی اضافه‌کردن گاسیپ و نقد شعرهای متوفیٰ ، و علاقه‌ای ندارم. در آن متن از واردشدن در بحث کتاب کوچه هم پرهیز کردم زیرا مالکیت معنوی و حقوقی آن متعلق به آیداست...."

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

انگلو خان چگونه است که شما و دیگر سلطنت طلبان فقط موافقین خمینی و جمهوری اسلامی به یادتان می آیند، اما از مخالفین خمینی و جمهوری اسلامی یک کلام به ذهنتان خطور نمیکند.
در جهت رفع این فراموشی فرصت طلبانه، آرشیو مجله " کتاب جمعه" به سردبیری زنده یاد احمد شاملو برای شما و دیگر سلطنت طلبان کم حافظه در اینجا درج میشود.
آن موقعی که شما و دیگر هم کیشانتان در خارج کشور بودید، شاملو زیر دماغ جمهوری اسلامی ٣٦ شماره از این نشریه هفتگی " کتاب جمعه" را منتشر کرد.
البته "کتاب جمعه" فقط یک نمونه از نشریات مستقلی بود که هم علیه سلطنت و هم علیه استبداد مذهبی بودند، ده ها و صد ها نمونه دیگر نیز میتوان آورد .
به قول آن تصنیف خانم "آکی " بنایی :
" فهمت بره بالا."

http://irpress.org/index.php?title=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8_%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%87

P.Galenous

P_J. An Iranian!

That is a disease called the "selected memory syndrome"; it inflicts only the Shahollahi/Hezbollah club's cult members!

Roger_Rabbit

Roger_Rabbit Framed

P_J joon

Your innocence is so refreshing :))

By the way, why are you so clumsy when it come to show off time? The pseudo-leftists (like our friend) suffer from a terminal disease commonly known as selective amnesia (selective memory loss) which usually happens after receiving a traumatic head injury or shock. In their case the shock happened after they found that all their support for Khoemini's revolution was not only unrewarded but led to their own demise.

Research is being done to find a treatment for selective amnesia but our pseudo-leftists are terminally incurable.
You can see the evidence in this very blog :)))

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

It's worse than just selective memory. It's called being used to selling your country and its people to the highest bidder.
After 34 years these monarchists still fail to understand what it means to live in a single party state (like Iran under Rastakhiz) run by a political police apparatus ( that would be SAVAK).
All they know is that their king is a shadow of god, and all that garbage

P.Galenous

P_J. An Iranian!

And don't forget that the difference(s) between the Shahollahis/Hezbollah regime and that of Velayat-e-Faghih is nonexistent and null. They both promote and advocate the brutal and undemocratic "one man" rule, and as you mentioned, carry out torture and death by SAVAK for the opponents and the freedom lovers. It happened during the reign of terror of M R Pahlavi, the traitor, as it is happening today and NOW, as we speak, figuratively!

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

Actually there are many differences between a theocracy and a fascistic monarchy, although leader worship remains the same in both. One is roh'ollah the other zel'ollah.
Shah also had some gargantuan modernization programs which very much had the opposite result; pushed Iran backward, not forward.
This was a consequence of the massive land reform which drove millions of country folks into cities, but couldn't absorb them in the economy. Meanwhile we had many shanty towns, and slums, a displaced population which provided a captive audience for the religious establishment. The latter of course devolved into: Islamic Republic of Hell.
Heck of a job.

Roger_Rabbit

Roger_Rabbit Framed

When will our pseudo-leftists break away from their cockeyed reading of history? I guess never..

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

When will morally and politically bankrupt, monarchists open their eyes are realize shah was responsible for:
- creation of all those slums and shanty towns in every major city in Iran.
- expansion of all those shia religious institutions under his rule (from hossanieh, mehdieh, tekeih, khanghah. masjid,...)
- compelete destruction of Iranian Civil Society, through the rule of SAVAK and creation of Rastakhiz.

Put all these together and what do you get?
You get: Islamic Republic of Hell.

Heck of a job.

Problem with the monarchist lot is that they think all Iranians are as obtuse and forgetful as monarchists are, which is obviously not the case.

Roger_Rabbit

Roger_Rabbit Framed

Boy o boy :))

Karl Marx must have had our "revolutionary phrase-mongering" friend in mind when he wrote:

"ce qu'il y a de certain c'est que moi, je ne suis pas Marxiste"

As if he had him standing right in front of him.

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

Karl is only one, of tens and hundreds and thousands of writers in the Workers' movement. He had many achievements, and some limitation, like any other thinker. In the Workers' movement all writers and thinkers come
and go, it is the Workers' movement that always lasts.

It goes to show the utterly hypocritical (though hypocritical doesn't even begin to describe monarchists' duplicity) nature of monarchists, in how they were executing (Jazani,...) and torturing Leftists in Iran, while they were in power, and now they're "quoting" from Karl in here.

"There is something in human history like retribution; and it is a rule of historical retribution that its instrument be forged not by the offended, but by the offender himself. The first blow dealt to the French monarchy proceeded from the nobility, not from the peasants." New York Daily Tribune, September 16, 1857.

We could all see how this also applied to monarchy in Iran.
Cheers

Roger_Rabbit

Roger_Rabbit Framed

Karl?!!!

Since when you and the great man know each other on first name terms? Oh,sorry, I forgot that pseudo-leftists need to identify themselves with the great man more that the genuine socialists.

And there is a difference between a hypocrite and an unbiased and fair person but that is not easy for a pseudo-leftist to fathom.

Work harder on yourself Ghasem.

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

I always call my great teachers by their first name. We don't treat them like god's. We respect them based on a critical attitude.
Since when Marxist executing and Marxist torturing monarchists consider Karl a great man.
Or is it that he is a great man but his Iranian students need to be executed and tortured to understand the materialist conception of history?
Have you heard the story about Dr. Taghi Arani's "trial," when the prosecutor said that Arani had a book from "Fredrick The Englisi," and that's why Arani was a foreign agent!
You monarchists have not evolved all that much since then.

Roger_Rabbit

Roger_Rabbit Framed

Karl Marx would roll in his grave to see how incompetent and undeserving his pseudo-students in Iran have been. They have brought shame to the doctrine of the man. As you are no doubt well aware of it :))

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

Despite the most violent repression from IR, the Kurdistan Organization of Communist Party of Iran, Komola has repeatedly demonstrated the organizational capacity, combined with a social, political legitimacy and leadership to successfully called for, and organized two General Strikes, (not one but two) in the heart of resistance to IR, Kurdestan.
Such organizational, political achievements are based on a 34 years long history of the most spirited resistance to IR in the entire country. While monarchist were sucking Somagh.
شرکت حزب کمونیست ایران در کنگره بین الملل انترناسیونال4
http://iranian.com/posts/view/post/10823
مراسم گرامیداشت گردان شوان در مقر مرکزی کومه له و در مزار رفقای جانباخته
http://iranian.com/posts/view/post/11056
پیام کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران به مناسبت آغاز سال نو
http://iranian.com/posts/view/post/11164

Roger_Rabbit

Roger_Rabbit Framed

دوست گرام

از اینکه در بالا بردن "فهم" بنده به خانم اکی بنائی متوسل شدید سپاسگزارم! . ولی‌ چون در مورد "مخالفان" جمهوری اسلامی فرمودید و از معبودتان جناب شاملو یاد کردید لازم دیدم نکته‌ای را درباره واژه "مخالف" و حافظه گزینشی شما یاد آور شوم. "مخالف" داریم تا "مخالف". یکی‌ "مخالف" میشود و جز چند صباحی که بخاطر عشقبازی با حزب توده به زندان می‌‌افتد و بعد هم از صدقه سر همان حکومت دیکتاتوری به سر کار و زندگی‌ خویش باز میگردد و از شاغل شدن در وزارت کشاورزی گرفته تا سر دبیری فردوسی‌ و به جز چند مورد معدود به چاپ نشریه یا انتشار آثارشان پرداخته و حتی شعر حماسه سیاهکل می‌‌گویند کسی‌ با ایشان کار نداشته و با سلام و صلوات راهی‌ لندنشان میکنند که از آنجا به نشر اباطیل پرداخته و هرچه زودتر به ریشه کن شدن حکومت "ستم شاهی‌" مشرف شوند. بعد هم در حکومت انقلابی‌ ۳۶ شماره مجله "مخالف" چاپ کرده و پس از یک‌سال و اندی که دیگر مطلبی برای گفتن نمانده حوصله سانسور چیان را سر برده و نشریه توقیف میشود. سپس "مخالف" معبود شما به تور دور دنیا رفته و همه جا دم از مخالفت با رژیم زده پس از آنکه پاته‌های رژیم را حسابی‌ میلرزانند با سلام و صلوات به ایران بر گشته نه یک روز زندان رفته و نه یک وعده شام و ناهار از دست میدهند. این یک نمونه "مخالف" مورد علاقه شما هست که بسیار مطبوع رژیم اسلامی واقع میشود:

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%B4%D8%A7%D9%85%D9%84%D9%88

اینهم یکی‌ دیگر "مخالف" همان رژیم بود که بنده مانند شما از حافظه‌ام پاکش نکرده و هرگز هم نخواهم کرد. فقط یک کتاب و چند نامه نوشت و از خود اسطوره‌ای به جا گذاشت:

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D9%84%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1_%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF%DB%8C_%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

بسیار "ممنون" بابت از خود سازی یک واژه ی تازه ی فارسی "گرام".
ما که هر کجا جستیم چنین لغتی ندیدیم.
مثل اینکه فقط در حیطه تاریخ معاصر ایران نیست که پندار اکرم خانم بنائی در "بالا رفتن فهم" لازم میباشد.

و اما اصل داستان:
این فقط در ذهنیت "ظل الله" ی ، مستبد سلطنت طلبان است که جایی برای نقد و سنجش و تحمل نمی ماند.
جایگاه شاملو در تاریخ و فرهنگ معاصر ایران بسیار ثابت تر از آن است که به فکر شما برسد. نگاهی کوتاه به اینترنت بزنید تا وسعت و نهادینه بودن این مقام تاریخی به دستان بیاید.
و بر خلاف تصور (با کمال احترام) ابلهانه ی شما هیچ رابطه ی "معبودی" نیز در کار نیست.
شاملو بیش از نیم قرن فعالیت فرهنگی داشته که بخش عظیم و عمده ی آن مثبت و قابل تایید همگان است.
وی مانند هر انسان دیگری مقداری نیز اشتباهات و محدودیت خاص خود را داشت.
اتفاقا یادتان رفت که اضافه نمایید که شاملو قبل از توده ی بودن، ناسیونالیست دو آتشه ی بود و هزینه ی آن را نیز پرداخت کرد.
اکثریت قریب به اتفاق انسانها ی آزاده در طی زندگی متحول شده و تکامل پیدا میکنند.
البته این داستان در مورد موجوداتی که "حزب الله" و "ظل الله" خطاب میشوند فرق میکند.
در باره ی مزخرفات شما در مورد " بسیار مطبوع رژیم اسلامی واقع شدن" فقط این کافی که تا به حال تقریبا هر سال، حداقل یک بار سنگ مزار شاملو تخریب میشود، که تا به حال همواره توسط خوانندگان آثار او بازسازی شده است.

و اما از حافظه ی فرصت طلب "ظل الله" یون همین کافی که، این حقیر تقریبا تنها کسی بودم که چه در آی. سی . سابق و چه در این ورژن نیمچه شده همواره داستان "شیخ صنعان" شاهکار زنده یاد علی اکبر سعیدی سیرجانی را به عنوان مثالی عالی از ادبیات مقاومت به یاد همگان میاورم.
آیا اصلا آن داستان سعیدی سیرجانی و شرایط چاپش به یادتان می آید؟
این عبارت شما که سعیدی سیرجانی " فقط یک کتاب و چند نامه نوشت" نیز به نظر میرسد مانند واژگان "گرام" فقط ساخته و پرداخته ذهن شماست و به جهان حقیقی ربطی ندارد.
پایین فهرستی از آثار علی اکبر سعیدی سیرجانی که کماکان موقوف میباشند. روحش شاد.

شیخ صنعان (۱۳۵۸)
در آستین مرقع (۱۳۶۳)
ای کوته‌آستینان (۱۳۶۷)
سیمای دو زن (۱۳۶۷)
ضحاکِ ماردوش (۱۳۶۴)
ته بساط (۱۳۶۹)
بیچاره اسفندیار (۱۳۶۹)

Roger_Rabbit

Roger_Rabbit Framed

دوست "گرام" تر از گرام!

البته از "شبه - چپی"‌های مقیم در این سایت انتظاری بیش از سواد سطحی داشتن نمی‌‌رود چراکه هرچند از ادبیات فارسی‌ بهره‌ای نبرده اند که هیچ حتی با ادبیات محاوره‌ای که بیشتر در راستای شبه فرهنگ شبه‌‌ - چپی هاست نیز بیگانه اند. چون شبه - چپی‌ها فاقد فرهنگ بحث هستند و فقط برای بالا بردن سطح سوادشان به دو کلمه بسنده می‌کنم: شکسته نویسی!

این طور که می‌‌بینم شبه - چپی‌هایمان فقط به داشتن سواد سطحی مزیّن نیستند بلکه از نعمت "یک فعل و انفعال ساده انتزاعی" نیز بی‌ بهره اند. وقتی‌ که لینک به سایت سعیدی سیرجانی که شامل تمام آثار و کتبش میباشد داده شده آنوقت شبه‌‌ - چپی گرام ما منظور از "یک کتاب و چند نامه" را همانطور می‌‌فهمد که مش قاسم می‌‌فهمید: " والا آقا دروغ چرا - تو غیاث آباد ما یه نفر بود که میگفت بابام سیرجانی فقط یه کتاب و چندتا نامه نوشته در حالیکه لیست پنجاه تا کتاب سیرجانی زیر بغلش بود!!"

حالا اگر گفتی‌ کدوم کتابش سرش رو به باد داد می‌فهمم فقط کپی‌ برداری بلد نیستی‌ :))

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

٣٢ سال پیش که ما داستان "شیخ صنعان" را در نشریاتمان چاپ میکردیم، دوستان مشغول مکیدن سماق بودند.
تو که انقدر همه چیز سرت میشه،چرا حداقل داستان "شیخ صنعان" و حکایت چاپ آن در یکی از روزنامه ها را برای ما تعریف نمی کنید؟
تو اگر چیزی از زندگی سعیدی سیرجانی سرت میشد، میفهمیدی که از زمان نبشتن "شیخ صنعان" وی یک هدف بود.
داستانهای چاپ شده در نشریه ی "کتاب چراغ" که دیگر به جای خود. حالا برو پیدا کن که "کتاب چراغ" چه بود و داستانهای سیرجانی در آنجا کدام بودند. شاید فهمت بره بالا، شایدم نه.

و اما اصل قضیه: سلطنت طلبان فرصت طلب بی حافظه، هیچ وقت نمی توانند از نویسندگانی مانند هوشنگ گلشیری، غلامحسین ساعدی، مصطفی رحیمی، احمد شاملو، هدایت متین دفتری، و ده ها و صد ها و هزاران نویسنده دیگر ،که از روز اول هیچ توهمی نسبت به رژیم نداشتند، نامی به میان بیاورد. برخی از آنان مانند شاملو که چندین و چند مدتی قبل از قیام و انقلاب بی هیچ تعارف نظر خود را در مورد خمینی به همه میگفت.
در فرصت طلبی، بیسوادی و بی اصولی سلطنت طلبان حدی نیست.

Roger_Rabbit

Roger_Rabbit Framed

عرض نکردم شبه - چپی‌های ما فقط کپی برداری بلدند و یک سوال ساده را قادر به جواب نیستند.



فرمودید که هزاران نویسنده !! شبه چپی نسبت به ماهیت امام توهمی نداشتند؟!!! حتما از همین رو بود که به انقلاب تحت رهبری امام پیوستند و بلافاصله به آستان بوسی حضرتش رفتند؟

http://iranian.com/posts/view/post/8335

خنده آور‌ترین مدعا اینست که معبود شبه چپی‌ها یعنی‌ امام احمد شاملو نظر خود را بی‌ تعارف در قبل از انقلاب به "همه" میگفت! ممکن است شبه چپی "گرام" ما نمونه‌ای از مندرجات "بی‌ تعارف" ایشان را که در نشریه ایرانشهر به سر دبیری شخص امام شاملو و در زیر سایه و عنایات سایر شبه چپی‌های مقیم بی‌ بی‌ سی‌ فارسی‌ در لندن به چاپ میرسید برای روشن شدن اذهان عمومی‌ در این سایت منتشر کنند؟



یکی‌ نظیر امام شاملو را فقط به سنگ قبرش آسیب میرسانند و دیگری نظیر سعیدی سیر جانی را به ژرفای قبر می‌‌فرستند. تفاوت از زمین تا آسمان است.

خوشوقتم که می‌‌بینم که هرچند شبه چپی‌هایمان از سواد تهی و از قدرت استدلال عاری هستند ولی‌ از وقاحت غنی میباشند.

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

توانایی ذاتی و انداموار (ارگانیک) سلطنت طلبان در وقاحت و بیشرمی، وطن فروشی و خیانت ورد زبان خاص و عام است و بی نیاز به توضیح.
هنوز نگفتید اصلا داستان "شیخ صنعان" را تا به حال خوانده اید، یا مطالعه آن نیز می باید جزو بخش "بالا رفتن فهم" بعدا اضافه شود.
شما که دست به پرونده تان بسیار خوب است (که حتما از تعلیمات ساواک و حزب رستاخیز برمیخیزد) برای ما بگویید، هوشنگ گلشیری و مصطفی رحیمی چه گفتند؟ شکری پاک نژاد؟ هدایت متین دفتری؟....
بلاهت و عقده ی شما در مورد شاملو به حدی است، که نیاز به توصیف ندارد.
البته عقده ی تاریخی شما در مورد دکتر محمد مصدق در صدر جدول است.

Roger_Rabbit

Roger_Rabbit Framed

دوست گرام



اولا خدا را شکر که هوای تورنتو هنوز سرد و زمستانیست وگرنه اینطور که شما عصبانی شده و کف بردهان میاری و با توجه به اضافه وزن جنابعالی می‌ترسم که فشار خون بالا رفته و خدای ناکرده سکته کرده و مسئولیتش را هم به گردن بنده بیاندازید. شما دوستان شبه چپی همین که نقصان بضأعت علمی‌ و عقلی خود پی‌ می‌برید جبهه گرفته و میخواهید با سوال کردن از دیگران کمبود‌های خود را جبران کنید. پیشنهاد می‌کنم که اگر مایه‌ای دارید بلاگی نوشته و در آن از ائمه شبه چپ و کمالات ایشان نمونه بیاورید. حالا هم شما بفرمایید یک لیوان آب خنک میل کرده و بقول همشهریاتون "کول داون" :))

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

شما که دست به پرونده تان بسیار خوب است برای ما بگویید، هوشنگ گلشیری و مصطفی رحیمی چه گفتند؟ شکری پاک نژاد؟ هدایت متین دفتری؟....

Roger_Rabbit

Roger_Rabbit Framed

" اگر مایه‌ای دارید بلاگی نوشته و در آن از ائمه شبه چپ و کمالات ایشان نمونه بیاورید"

بی‌مایه زبون باشد هر چند که بستیزد (سعدی)

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

علم چندانکه بیشتر خوانی
چون عمل در تو نیست نادانی
نه محقق بود نه دانشمند
چهارپایی برو کتابی چند
آن تهی مغز را چه علم و خبر
که برو هیزمست یا دفتر

مجسمه بلاهت ، هوشنگ گلشیری پدر داستان نویسی معاصر در ایران است.
واقعا یک فرد باید در چه درجه از نادانی وبی معرفتی درگیر باشد که "نمونه" از غولهایی مانند هوشنگ گلشیری بطلبد.
برای شروع سواد آموزیتان در ادبیات معاصر فارسی، اول برو داستان "فتح نامه مغان" را بخوان تا فهمت بره بالا.
کرام الکاتبین هم در وقاحت و پلشتی ظل الله یون متحیر میماند.

Reza1348

Reza1348

عید نوروز بر تو ایرانی وطن پرست مبارک باد. رجاله های بی وطن و خاین به تاریخ پر افتخار کشورمان از جمله مهری و مسعود بهنود سر دبیر و ناشر ان زمان تهران مصور که اندره ویتلی وار به نوشتن مقالهای توهین امیز به ایران و ایرانی مشغول بودند باید به مردم ایران معرفی شوند. جالب اینکه این حضرات تا اخرین لحظه از مواهب مالی جراید و بورس تحصیلی در اروپا بهره مند بودند. ارزومندم یزدان پاک همه خاینین را به اتش رسوایی بسوزاند.

G.Rahmanian

G. Rahmanian

The piece above reminded me of the writing classes in the grade schools in Iran.

farhangpooya

farhangpooya In all situations, in or outside power, social problems require social solutions (در همه شرايط، در حاكميت و يا خارج از حاكميت، مشكلات اجتماعى راه حل هاى اجتماعى طلب مى كنند)

راجر ربيت
به مهمونات بگو يه سرى هم به خانه ما بزنن
http://iranian.com/ahosseini
اتوپ نارنجى من روى صفر مونده

farhangpooya

farhangpooya In all situations, in or outside power, social problems require social solutions (در همه شرايط، در حاكميت و يا خارج از حاكميت، مشكلات اجتماعى راه حل هاى اجتماعى طلب مى كنند)

يه توپ دارم نارنجيه
چه توپ استرنجيه
ميزنى زمين هوا ميره
نميدونى تا كجا ميره
مدرنه و هوا داره
يه سنسور صدا داره
اگر كه "راست" بگى بهش
ميكنه كلى اون جهش
اونم ز راست افراطى
راست و چپ قاطى پاتى
اگر بگى ز راستيا
ز اسرائيل و امريكا
يا بگى رضا شاه
يه دفعه مى پرده هوا
اما اگر مخالفت
بكنى با اين جماعت
يا كه تو ضد جنگ باشى
ضد توپ و تفنگ باشى
طرفدار دموكراسى
ضد هر نوع بوروكراسى
گوش به حرفت نمى بره
اصلاً تكون نمى خوره
وقتى اينو بخونه
فقط رو صفر مى مونه

Roger_Rabbit

Roger_Rabbit Framed

حسینی‌ جان داری خوب جلو میری برادر سبک خوبیه (هادی خرسندی). البته عروض معروض هنوز سوخت و سوز میخواد مثلا اینجا یه مرتبه از دنده ۲ میری دنده ۴:


اگر كه "راست" بگى بهش
ميكنه كلى اون جهش

فعلاتن مفاعلن فعلن
خفیف مخبون محذوف

ولی تمرین کنی‌ درست می‌شه.

JavoonDeerooz

JavoonDeerooz

Let's be fair to Mr Mehry or Mohry ( I don't know the correct pronunciation of his name). He was advocating change when 99% of Iranians where advocating change. But to his credit, he saw the downward trend and was willing to stick his neck out only 1 month after revolution when most of other intellectuals chose to close their eyes and even support the anti democratic trends for much longer. I don't know of anyone else who spoke out so courageously against the start of dictatorship movement. I challenge all his critics to go back to their own actions immediately after the revolution and let he who hasn't sin himself cast the first stone

Roger_Rabbit

Roger_Rabbit Framed


"I don't know of anyone else who spoke out so courageously against the start of dictatorship movement."

Thought you might be interested in this article that was published at the time when nobody would dare to support Bakhtiar.


http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/08/110802_l10_bakhtiar_20th_anniv_mahshid_amirshahi.shtml

Also there is anothor example of courageous liberal thinking by the late Shahrokh Meskoob whose article I cannot find any online referece to but it was titled:

"Magar Emam Eshtebah Nemikonad".

P.Galenous

P_J. An Iranian!

RR! You always came across priding yourself in being a rabid anti Qajar? Then WHY and HOW has that suddenly changed? When you are quoting someone by the name of "Amirshahi" !!!??? A woman with Qajar lineage!

PS: could you tell me what shebheh- chapi is? Never heard that before, is this another one of your creations.

Roger_Rabbit

Roger_Rabbit Framed

Unlike you P_J joon I am not blind with prejudice. hope you get the answer, though I doubt it.

Oh, "shebhe chapi" you asked.? Well dear boy am I surprised that you have never heard of them? Hardly! (lol) There are tonnes of things that you have never heard of but don't despair you are still young and the night is long :))

a shebhe-chapi is a pseudo-leftist i.e. one who lives in a state of self-delusion and thinks of oneself as leftist but indeed is a mini-fascist, an idol worshipper and a disgrace to the original socialist doctrine. As our good friend Karl Marx said in a reference to the French pseudo-leftists who used the material conception of history as an excuse for "not studying history" (like our Geram Friend here):

"For all I know I am not a Marxist".
which includes a great of majority of the Iran's pseudo left.

Got it?

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

You 'knowledge" of English language remains as ridiculous as your "expertise" on Iranian history.
The term "Shebhe" is a Persian translation of "Neo" in English.

Neo is defined, in all English dictionaries, as :
"(used as a combining form) recent or new; "`neo' is a combining form in words like `neocolonialism'".

Meaning that it does not have any negative connotation.

Even grade school children know the difference between "Neo," and "Pseudo," but obviously you don't.

The only thing missing from a "material conception of history" was the "interpretation" of an illiterate monarchists, and now we have it.
Is that what they meant by the concept of "Totality" all along?

Roger_Rabbit

Roger_Rabbit Framed

For the attention of the Toronto residing illiterati:

pseudo
پیشوند بمعنی ' کاذب ' و ' ساختگی ' و ' دروغ'

pseudo hardware
شبه سخت افزار

pseudo operation
شبه عمل ، عملواره

pseudo random number
عدد شبه تصادفی

pseudocarp
میوه کاذب ، میوه فرعی ، شبه میوه

pseudoclassic
شبه کلا سیک ، کلا سیک کاذب

pseudocode
شبه برنامه ، شبه دستور الملها

pseudoinstruction
شبه دستور العمل

pseudolanguage
شبه زبان ، زبانواره

pseudonym
اسم مستعار ، تخلص

pseudonymous
دارای تخلص ، وابسته به نام مستعار

pseudopod
شبه پا ، پای کاذب ، تجسم واضح روح

pseudopodium
شبه پا ، پای کاذب ، تجسم واضح روح

pseudopregnancy
ابستنی کاذب ، شبه ابستنی

pseudosalt
شبه ملح ، شبه نمک

pseudoscience
مجموعه تلوریها وفرضیه ها وروشهایی که بغلط علمی قلمداد میگردند ، شبه علم

pseudotuberculosis
شبه سل ، سل کاذب

Pseudo (spurious، sham، pseud) پيشوند بمعني ' كاذب ' و 'ساختگي ' و ' دروغ '

http://dic.abadis.net/

http://www.farsidic.com/Default.aspx

http://www.loghatnaameh.org/dehkhodasearchresult-fa.html?searchtype=0&word=2LTYqNmHIA%3d%3d

Now who is "making up stories" so badly and so pathetically Ghasem joon?

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

خود گویی و خود خندی عجب شخص هنرمندی.
شما ده تا مثال اینجا موافق "ترجمه" خودتان می آوری، اما میتوانی صد تا مثال دیگر از ترمینولوژی های زمین شناسی و مردم شناسی در تایید تعریف من از "شبه" بیاوری.
اگر کمترین آشنایی با ادبیات چپ جهانی داشتی، میفهمیدی که معادل چپ کاذب یا چپ قلابی همواره "سودو لفت" یا "فیک لفت" میباشد.
شما هیچ وقت یک مثال از ادبیات چپ مبتنی به باری منفی در واژه "نئو لفت" نمیتوانی پیدا کنید. چون وجود ندارد. نه تنها باری منفی در "نئو لفت" نیست، که خیلی اوقات نیز چپ جدید " نیو لفت" نیز برابر و مساوی با "نئو لفت" قرار گرفته میشود.
شما که هنوز اندر خم چپ قدیم هستید، چپ نو پیشکشتان.
یعنی کماکان فهمت بره بالا.

Roger_Rabbit

Roger_Rabbit Framed

همه می‌دونن که قاسم خنگ خدا بود ولی‌ بابا تو روی اون مرحوم رو سفید کردی. اصلا کی‌ حرف از "نئو" زده غیر خودت. خودت واسه خودت یه معنی قلابی می‌سازی بعدشم میگی‌ چرا بقیه به‌‌ تو تاسی‌ نمیکنند!! چپی‌های قلابی و کاذب چون از شبه‌‌ چپ خوششون نمیاد واسه خودشون یه ترجمه قلابی نظیر خودشون درست کردن اسمش هم رو گذاشتن "نئو لفت"!! ولی‌ من صبرم زیاده. هرچقدر شاگرد خنگ باشه من از رو نمیرم ؟))

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

تا دیروز از چپ سنتی گرفته: بیژن جزنی و یارانش، تا چپ نو مانند مصطفی شعاعیان و غیره را می کشتید و شکنجه میکردید.
هنوز در اینجا روزانه با استفاده از آواتارهای مختلف از ساواک به مثابه سازمان "حقوق بشر" دفاع میکنید.
و حالا اینجا سخنوری که چپ نو یعنی چه؟
آیا واژگان وقاحت حتا نزدیک به تعریف این دورویی عظیم میباشد؟

Roger_Rabbit

Roger_Rabbit Framed

مشکل رفقای "شبه چپ" (که البته خودشون رو "چپ نو" صدا میکنند - تغییر اسم باعث تغییر ماهیت قلابی این جماعت نمی‌شه) این است که (۱) نمی‌‌توانند باور کنند که همه مثل آنها از تعصّب کور برخوردار نیستند و (۲) نسیان گزینشی این قوم پوشالی از یادشان برده که چریک‌های فدایی و سایر اقوام از همان قبیل متعهد به جنگ مسلحانه بودند و در اردوگاه‌های فلسطینی جرج حبش و یا چین و کوبا تحت نظر "کشیش‌های یسوعی"تعلیم حفاظت از حقوق بشر میدیدند!!!

میگم تا وقت داری برو یه پاینت مولسون بزن شاید حافظه ات برگرده.



البته شکنجه و اعدام هردو مذمومند ولی‌ هچکدام از طرفین معصوم نبودند.

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

حیف که کتاب "پنج معصوم" از هوشنگ گلشیری را نخوانده ی و نمیدانی، وگرنه میفهمیدی که این کلیات گویی ات چقدر مبتذل است.
نقدی که در متن یکی دیگر از آثار گلشیری، داستان "هر دو روی یک سکه هستند" به کل جنبش چریکی نهفته است، در ادبیات سیاسی ایران بی سابقه میباشد.
اتفاقا بهمن فرمان آرا یکی از داستانهای "پنج معصوم " را به فیلم در آورد. اگر گفتی کدام بود، نشان میدی به آن بیسوادی و خرفتی هم که به نظر میاید نیستی.

و اما شما و "چپ "
چپ نو و چپ سنتی و... به طور کلی هر جریان "چپ" به هر نام و نشان اگر که:
-جایگاه و پایه ی در طبقه کارگر نداشته باشد،
-به زبان روزمره ی آنان نتواند حرف بزند،
-با مشکلات همیشگی و ساختاری زندگانی آنان آشنایی ملموس و انداموار نداشته باشد،
-پیشرو مبارزات صنفی کارگران نباشد و...غیره
بدرد در کوزه می خورد.
بنابراین، پیش نهاد من به شما نیز این است که، "چپ نو" و " چپ سنتی" و...را در کوزه بگذارید آبش را بخورید، صفاش بیشتره.
"آشامیدنی" های آخر هفته ی این حقیر ، به دستور اکید دکتر، فقط گینس و ویسکی ناب ایرلندی است. که بسیار واجب است و باید رعایت بشود.
ِاند آو د کانورسی ِشن.

Roger_Rabbit

Roger_Rabbit Framed

حالا هی‌ تو بمن بگو بی‌سواد من بتو بگم بیسواد. آخرش چی‌؟ مشکل شما شبه چپی‌ها اینه که اطمینان به نفس یوخ. تا یکی‌ دو کلمه میگه که شما بلد نیستد فوراً دست و پاتون می‌لرزه و حالت دفاعی به خودتون می‌گیرید. بابا جون کسی‌ کارت نداره نترس. من که هیچوقت ادعای سواد نکرده‌ام ولی در خالی‌ کردن باد و فیس اونایی که ادعای سواد می‌کنن تا حالا موفق بودم - نمونه ش خودت.



در ضمن دفعه دیگه که خواستی یکی‌ رو امتحان کنی‌ سوالات اینقدر مشکل نپرس. یه سوالی در حد فهم و سواد خودت بپرس که جوابشو خودتم بدونی. مثلا معصوم اول از پنج معصوم رو توقیفش کردن چون گفتند سایه‌های بلند باد بی‌ سایه ولی‌ تو اینو نمیدونی که چرا فرمان آرا ممنوع الخروج شد ولی‌ شاملو نشد!!



تو "درینک" هاتو رو هم به یاد "آی‌ ار ا" می‌خوری؟ بابا تو دیگه خیلی‌ بت پرست شودی. حکمتیست حسودی‌شون می‌شه ها.

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

شما که خیلی اعتماد به نفس دارید، چرا هیچوقت نقدهای گلشیری و آثاری مانند "هر دو روی یک سکه هستند" را به یاد نمی آورید؟
چونکه صرف نداره.
پس این چند میلیون ایرلندی هم که گینس و ویسکی مینوشند، همشون سمپات "ارتش جمهوری خواه ایرلند" هستند و خودشون خبر ندارند.
اما عوضش شما از "سمپاتی" های کل ملت ایرلند باخبرید. ماشاالله به ذکاوت ایرانی جماعت!
ِاند آو د کانورسی ِشن.

Roger_Rabbit

Roger_Rabbit Framed

Yeah this is really the end of conversation, I am getting bored with the Iranian pseudo-left's lack of humor. Here is to Ireland to make you happy:

Erin go Bragh!

And here is for the last time (in this blog) over to you mate :)

Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

Since you're also in an Irish mode, here is a little folk song.
Also keep in mind that April 24th is only a month away, " A terrible beauty was born."

Tiocfaidh Ar La, in Gaelic means "Our time will come." Enjoy.

SAM Song - Banda Bassotti

SAM Song
Gerry O'Glacain

Well I have been a Provo now for 15 years or more
with armalites and mortorbombs I thought I knew the score
But now we have a weapon, we've never used before
The Brits are looking worried - and their going to worry more!

Tiocfaidh Ar La, sing Up the Ra
SAM Missiles in the sky

I started off with petrol bombs and throwing bricks and stones
With a hundred more lads like me I never was alone
But soon I learned that bricks and stones won't drive the Brits away
It wasn't very long before I joined the IRA

Then there came Internment in the year of '71
The Brits thought we were beaten, that we were on the run
On that early August morning they kicked in our back door
but for every man they took away, they missed a hundred more

I spent eight years in the cages, I had time to think and plan
for though they locked away a boy, I walked out a man
and there's only one thing that I learned while in their cell I lay
the Brits will never leave us, until they're blown away!

All through the days of hunger strike I watched my comrades die
while in the streets of Belfast you could hear the women cry
I can't forget the massacre that Friday at Loughgall
I salute my fallen comrades, as I watch the coppers fall