Advertise here

هارمونیکا باگ

Balatarin

 

 

انتشارات مک گراهیل بسال 1975 کتابی بنام «جنایتکاران الکترونیکی» بقلم «رابرت فار»  را بقیمت 75 سنت منتشر کرد. در آن کتاب آمده است: <بکمک این وسیله می توان در حالیکه گوشی تلفن روی دستگاه قرار دارد کلیهء صحبت های حاضرین در اتاق را بی آنکه خود خبر داشته باشند از راه دور شنید.> نام این وسیله «

هارمونیکا باگ»  یا « اینفینتی ترانسمیتر» می باشد. اگر نام این وسیله را بلاتین به گوگل بدهید هنوز هم حدود 1,630,000 مورد را اعلام میکند. در همان سالها، مقامی ساده لوح به دوربین « بینه کولر ویزیون نویی » خود ، از همین تکنولوژی ها، اشاره کرد که بکمک آن میتوان در تاریکی شب اشخاص و اشیاء را همانند روز رؤیت کرد، اما اورا «گوساله» نامیدند. همان سال های 1356 و 1357 را میگویم که ایران آبستن حوادثی بود. آن زمان اگر کسی نیوزویک را که فقط 50 ریال قیمت داشت میخواند در صفجات اول این مجله اختراعات و تکنولوژِی های جدید منجمله نام همان «بینه کولر ویزیون نویی » را می دید. در مصر هم همین اتفاق افتاد. بی سوادی فرماندهان مصری موجب گردید تا نیروی هوایی مصر در یک یورش نظامی توسط شکاری های اسرائیل بکل منهدم شود. اگر فرماندهان نیروی هوایی مصر مجلهء «آویت سیون» بزبان انگلیسی که در دکهء روزنامه فروش ها یافت میشد را ورق زده بودند و می خواندند در می یافتند که جت های شکاری اسراییل می توانند در سطح زمین و خارج از برد رادار ها پرواز کنند و اهداف خود را بزنند، اما خلبان های مصری در پایگاه های خود با خیال راحت نشسته و مشغول کشیدن قلیان بودند که کار انهدام باتمام رسید. حالا روی سخنم با شماست، حاج آقایی بازاری که  «30تی زن» شدی و من اسم شما را گذاشته ام «حاج مستر»، آیا میدانی که هر آنچه توی این 34 سال در باره صیغه جات شرعبه و لا شرعیه با دلال مربوطه توی امریکا یا جزایر کارائیب کنار تلفن گوشی سرجایش حرف زدی ممکن است بگوش کسانی خارج از «پنت هوست» منجمله عیال روستائی یاسه رسیده باشد؟ آیا میدانی که بعد از منسوخ شدن هواپیما های شناسایی «بلک برد» اینک قمر های مصنوعی و هواپیما های معروف به «دران» یا «زنبور» شبانه روز می توانند از رد چرخ وسایل خاکبرداری و حتی شماره کمپرسی ها عکس های  واضح بگیرند؟ حاج آقا  خیلی وخته حسابی بند را آب داده ای. چرا رنگ باختی؟ این لپتابی که اخیرآ یک ناهموطن توی لندن دزدیده و آورده خانه برای تلفن زدن، بی آنکه خود بداند هم تصوریش را مخابره کرده، هم مختصات جغرافیایی اش را و هم مکالماتش و هم زبونم لال کارهای دزدکی دیگرش را. بمحض وصل شدن به اینترنت دستگاه به صاحب اصلی خود مراتب مسروقه شدن را مخابره کرده. حاج آقا «ددم وای» گفتن کافی نیست.  آیا میدانی که خواندن کتاب نوش آفرین و امیر ارسلان رومی و حسین کرد شبستری (شک دارم که خونده باشی) و آکهی ترحیم سواد نمیاره. بخاطر همین بود که خواستند دانشگاه درست کنند. افتتاح: جمعه 24 اسفند سال 1313 شمسی یعنی هفت سال قبل از تبعید شدن بانیش رضا شاه که< تحت نظر نیروهای بریتانیایی (سایه اش بر سر شما مستدام باد!)ازبندرعباس با کشتی ازایران خارج شد (کردند). ابتدا او را به سمت هند بردند. بعد به جزیره موریس منتقل شد و بالاخره درآفریقای جنوبی در شهرژوهانسبورگ تحت نظر قرار گرفت (یعنی زندانی شد). نقل از ویکیپدیا.> آیا میدانستی که ایران در سال 1971 کامپیوتر «آی بی آم 360 » و بعدآ هانیول آورد و تو هنوز هم با چرتکه حساب میکنی که بعلت زیاد شدن رقم های پولهای باد آوردت فلان گیجه گرفتی؟

 

Balatarin

aban-9 @aban9

The best criterion to judge people, dead or alive, is to read their works, not their CV.

Withheld

Comments 2 Pending 0

Sort comments:
trawetsdor

trawetsdor

وقتی برادران ِ فلسطینی احساس ِ زرنگی کردن زمینها رو سه برابر ِ قیمت به پسرعموهای ِ یهودی فروختن. حجره نشینی پیشه کردن، تسبیح انداختن و دمپایی پلاستیکی فروختن. بنی اسرائیل زیر آفتاب بیل زد و صحرا را کرد گلستون. تا تنبل در جهانه غاصب در نمیمانه.
با یکی از سرمایه دارانی ِ که از سرِ احتیاط ْ تجارت وخانواده رو راهی ِ شیخ نشینهای ِ خلیج کرده بود در یک مهمانی چاق سلامتی میکردم. بهش گفتم اگه شما بازاری ها داوطلبانه خرج و دخل رو توی دفتر دستک وارد میکردین تو مملکت ِ خودمون هم سیستم ِ مالیاتی بطور جدی پا میگرفت. باورش نمیشد بشه توی مملکت ِ ایران مثل ِ ولایت ِ عرب نشین ِ دبی قانون اجرا کرد. یواشکی در ِ گوشم گفت به جای ایراد گیری از تجار ِ زحمت کش ِ بازارْ کتاب ِ «دستهای پنهان» رو بخونم. یه جلدشو توی کتاب خونش تکیه داده بود به قصه امیرارسلان.

aban9

aban-9 The best criterion to judge people, dead or alive, is to read their works, not their CV.

کش رجیستر از اسمش پیدا ست که باید دریافت و پرداخت نقدی را ثبت کنه و مالیات را مستقیمن بپردازه اما این وسیله گران فقط بجای کشوی دخل قدیم و ندیم بکار میره و برای ظاهرسازیه. حاج مستر انواع و اقسام دفتر و دستک داره. مثلن، در مورد واردات از چین همین حاج آقا طی مکاتبه از طریق مترجم (مترجن) چنین می نویسد: پس از حمد و ثنای فراوان خدمت شما و خانواده محترم امید وارست که بسلامت بوده باشید. چنانچه از احوالات اینجانب نوکرت بخواهی بحمدالله نعمت سلامتی حاصل.. باری مستر دینگ دونگ دانگ، «پی لیز» سه تا فاکتور برای ما صادر کن. یگ فاکتورنصمه نیمه قیمت برای گمرکی ها که عوارض کمتر بدیم. یگ فاکتور چند برابر برای فروختن کالا بصورت عمده فروشی تا موقع معامله قسم ها و آیه ها راست باشه و بالاخره یگ فاکتور واقعی برای چاکرت : {این یکی را توی زادالمعاد یا امثال اون میذاره تا خدا بش برکت بده.}