Advertise here

همبستگی

Balatarin

 

بیا بگو! بیا اقلن این فقط یکبار را

با این دروغ شنیده از دهان این و آن

نه به خاطر مصلحت خوبان

فقط بخاطر عصمت پاک حقیقت هان

همین یکبار را

به راستی اعتراف کن

 

بیا بگو که در این خرابه مسلخ خونین

کنار شاهدان حقیقت گلگون

آفتاب، تکه ابری را برده شد از این اتفاق

 

و من آن شب را به تلخی یاد دارم: زمستان بود

یکی شیدا  ز درد بلبلی نالید

یکی دیگر زخون بیگناهی چکان بر دشنه اش، بالید

یکی دیگر به کنج دخمه ای تاریک

به ناخن می کشید خط و نشان روزهای رهایی را

 یکی آنجا، در کنار آن یکی جان میداد

یکی دیگر نمی دانست، ولی مستانه می خندید

یکی آنجا، می چشید شهد شیرین انتقام سرخ را

یعنی که: ما اینجاییم و همیشه همین جا خواهیم بود

بر این نقطه که ما را سالهای پیش از آن نشان دادند

همانجا بر سکوی سرخ خطابه

همانجایی که یاران، ما را به پیشاهنگی صدا کردند

و بشارت دادند ما را از روزی که

همه در صفهای صداقت، با هم خواهیم بود

 و آنهایی که رها کردند عزیزانشان را بی جان در خیابان ها

و با هم یکصدا خواهیم شد در خواندن

سرود "یک جهان" را زیر لب

یعنی که: با شمایم!  هان مردمان کوچه بن بست

این زمان را برای آسودن شرم باید داشت

یکی باید شد، بپا باید خاست، دوست باید داشت

 

ابوالفضل معزی، تگزاس 2012

Balatarin

aboli_moezzi @aboli_moezzi

ابوالفضل معزی نویسنده متعهد ادبیات اعتراضی است .تا کنون چهارکتاب مجموعه داستان های کوتاه (ملاقات با زنان استثنایی، آخرین ضجه های اکبر تنها، گذر کولیان) و رمان طویل کیجانی ها از او منتشر شده است که از طریق سایت آمازون دات کام در خدمت هموطنان می باشد

amazon.com (aboli Moezzi)

Comments 3 Pending 0

Sort comments:
Zendanian

Zendanian An injury to one is an injury to all.

"یکی آنجا، می چشید شهد شیرین انتقام سرخ را"
لحن انتقام گرایانه ی شاملو و لاهوتی را به خاطر میآورد.

aboli_moezzi

aboli_moezzi ابوالفضل معزی نویسنده متعهد ادبیات اعتراضی است .تا کنون چهارکتاب مجموعه داستان های کوتاه (ملاقات با زنان استثنایی، آخرین ضجه های اکبر تنها، گذر کولیان) و رمان طویل کیجانی ها از او منتشر شده است که از طریق سایت آمازون دات کام در خدمت هموطنان می باشد

گرم کردی محفل ما را ....نفست همیشه گرم باشد.