Advertise here

Untitled

Balatarin

  • RE: The story of Si morgh‏
Picture of Sahameddin Ghiassi
  • Sahameddin Ghiassi
    Edit profile details
 
 
From: Amireh Sanaz Khaton Ghiassi (sghiassi_fhc@hotmail.com) Sent: Wed 12/26/12 5:59 PM To:  
 
 
داستان سیمرغ
حتما شما هم نامی از داستان سیمرغ افسانه ای شنیده اید که عطار در باره آن نوشته است که مرغان عالم تصمیم گرفتند برای یافتن سیمرغ افسانه ای عازم شوند که گویا در قله قاف زندگی میکرد.  در این رهگذر بیشتر مرغان تلف شدند و تنها سی مرغ که هدایت آنان با هدهد بود توانستند به قله عظیم قاف افسانه ای برسند  درآنجا جز خود یعنی سی مرغی که باهم پرواز کرده بودند سیمرغی دیگر ندیدند. دانستند که سیمرغ یعنی همان سی مرغی که در اثر کوشش و تلاش به دیداری سی مرغ رفته اند.
بعبارت دیگر اگر تمامی مردمان دنیا باهم همداستان و متحد شوند و باهم همکاری کنند میتوانند به دیدار سیمرغ برسند. اگر تریلیونها دلاری که ما صرف نفرت  جنگ کینه میکنیم صرف رفاه ایجاد کار مدرسه دانشگاه و صرف تحقیق شود ما خواهیم توانست که بسیاری از مشگلها را حل کنیم که اکنون گریبان بشریت را گرفته است.
متاسفانه شیادان مذهبی  اجتماعی  و رهبران گروه ها و ایست های مختلفه اجازه نمی دهند که وحدت عالم انسانی به واقعیت برخورد کند. و همچنان بصورت رویایی دست نیافتنی باقی بماند. اگر مردم امروز را با مردم مثلا صد سال پیش مقایسه بکنیم  می بینیم که بسیاری از مشگلات را حل کرده ایم.  رفت آمد بسیار آسان تر شده است بسیاری از مرضها و بیماریهایی که قبلا قابل علاج نبودند امروز براحتی معالجه میشوند. ولی هنوز هم شیادان نمی گذارند مردم در رفاه و اسایش و با برخورداری از عقل خرد و منطق زندگی کنند.  آنان را بصورت آدمک ها در میآورند و بجان هم می اندازند. آنان با داشتن  هوش و ثروتهای بیکران هرکاری که بخواهند انجام میدهند تا انسانها برده و بره آنان باشند.  اختلافهای نژادی   دینی  ملیتی و قومی را مرتب تشویق میکنند و برروی آن سرمایه گذاریهای عظیم میکنند تا ما همچنان در بی خبری و تنگ نظری و کوته بینی دست ‌پا بزنیم.  شاید همه دینهای را با خرافات از قصد شوم خودشان آلوده کرده اند و اینک در نظر دارند که حتی بین بی دینان و با دینان نزاعی خرد کننده و برنامه ریزی شده را در جریان بیاندازند.  دینهای الهی آلوده به انواع و اقسام خرافات  بی پایه همچنان  شمشیری آخته شده اند که برای گردن زدن بی دینان آماده میشوند. 

خدایی ناشناخته که در عظمت و بودن یا نبودنش  ما هیچگونه رایی نداریم و نه ثابت کردن خدایی او از عهده ما مثلا مخلوق او توانایی داریم و نه همه دانشمندان ما در رد  و نبود او توانایی دارند و هر دوی ما عاجز در این مرحله هستیم قاعدتا نبایست سر موضوعی که توانایی اثبات و یا انکار آنرا نداریم باهم وارد بحث شویم. چون یک دور باطل است.  بلکه ما بایست نکات مثبت دینهای را که هنوز به خرافات آلوده نشده اند را چراغ رهنما خود قرار دهیم.  مثل   گفتار نیک   کردار نیک   اندیشه نیک      یا دیگران را مثل خودتان دوست  بدارید   یا دشمن خود را دوست بدارید    یا ای اهل عالم  سراپرده یگانگی در دنیا بلند شده است  بچشم بیگانگی در هم ننگرید. یار برای تحصیل تا چین هم شده بروید  یا آموزش و علم بر هر زن و مرد مسلمان واجب است و.....هزارها نکته مثبت دیگر که بین بی دینان و با دینان مشترک ا ست    مانند ای دوست در روضه قلب جز گل عشق مکار    و....    این همه جنگ جدل حاصل کوته نظری است    چون دورن پاک کنی حرم دیر یکی کعبه  بت خانه یک ی است. 


 
 
>

Balatarin

Comments 11 Pending 0

Sort comments:
SahameddinGhiassi

Sahameddin Ghiassi Saham Ghiassi

چگونه میتوان بر مشگل های موجود چیره شد؟

مشگل اصلی مردمان و یا ملت های دربند ما همانا غارت طمع دزدی فساد رشوه خواری است که همراه با کم سوادی یا بیسوادی و تعصبهای مرد افکن و دخالت های منفی خارجی هایی که تنها دنبال منافع خود هستند وبا کسانی از ما طرف میشوند که آنان هم تنها فکر منافع شخصی خود هستند نه منافع ملی و مردمی ما را به این روز سیاه نشانده است. دیکتاتوری که شاید در تک تک ما باشد نیز زمینه همین تربیت استعماری و استحماری است. درصد ناچیزی از مردم دنیا که بر دنیا حکم میرانند تنها به این وسیله است که میتواند خودشان را ثابت و مارا گمراه کرده از بین ببرند. این درصد ناچیز که شاید بسیار کمتر از یک درصد هم باشند با در دست داشتن منابع بی نهایت مادی و اجیر کردن ما برضد خودمان به ما حکومت جابرانه ای روا میدارند.

تفرقه افکنی و آتش بیار بودن برسر اختلافهای حتی جزیی و نیز گسترده کردن نفرت فحشا بیکاری اعتیاد و بی سوادی همراه با غرور و تعصب و دادن تفنگ به دست مردان و دیگران که هم دیگر را قتل عام کنند نیز از نشانه های برنامه های ریخته شده آنان است. مثلا در حالیکه در آمریک سیاه سفید زرد سرخ باهم زندگی میکنند و کاری بکار هم ندارند در کشورهای ما برادر تفنگ به دست گرفته برادر دیگر را میکشد چرا چون مثل او فکر نمی کند یا تحریک شده است که قاتل برادر خود باشد. دکتر نجیب الله یک رییس جمهور بود وهمه هم قبول دارند که اهل رشوه خواری و دزدی و جمع ثروت نبود ولی آنان برای منافع خود دیگران را برضد او تحریک کردند تا اورا به دار آویزان کنند. مگر در آمریک هم وقتی یک رییس جمهور با رییس جمهور دیگری عوض میشود رییس جمهور قبلی بایست به دار آویخته شود؟ نه این تنها برای کشورهای ماست که هر وقت رییسی بایست عوض شود قبلی باید اعدام گردد.

چرا رهبران ما از همین مثلا دموکراسی الکی که در غرب هم کپی نمی کنند؟ آزادی برای تمامی دینها و حتی بی دینان همانطوریکه در آمریک هست. مگر با زور چپان کردن میتوان مردمی دیندار تحویل جامعه داد. مگر به زور نماز خواندن ویا روزه گکرفتن مشگلهای مارا حل میکند؟ تمامی کسانی که کاری جنایی نکرده اند بایست آزاد باشند آنانی که به اشتباه مرتکب کمی فساد و رشوه خواری شده اند هم میتوانند از عفو عمومی استفاده کرده مالهای حرام را به بیت مال مردم ویا صندوق دولت واریز کنند. آیا هیچ دینی رشوه خواری و دزدی را حلال کرده است؟ پس در مرحله یک همه بایست آزاد باشند تا طبق اعتقادات خود شکرگذاری یا عبادت کنند. خدایی که در همه دینهای ابراهیمی و حتی دینهای دیگر یکی است پس دعوا سر دین و خدا کاری بیهوده و غیر انسانی است. مگر مثلا حضرت محمد با حضرت عیسی در بهشت یا در درگاه خداوند با هم دعوا میکنند. پس ما که پیروان آنان هستیم چرا بایست دعوا بکنیم آنهم در موردی که نه معلومات آنرا داریم و نه بما وحی رسیده است که مثلا یهودان کافرند و ... بگذارید که مشگل دینها را خود خدا که سازنده و ارسال کنند آن هست حل کند نه ما از جانب وی؟ مثلا اگر ما بتوانیم تمامی مسلمانان اسمی یا واقعی را زیر یک پرچم گرد آوری کنیم و همه مسلمانان جهان را باهم متحد بسازیم و نیز همه کشورهای مسلمان باهم اتحاد داشته باشند آنوقت نیروی عظیمی هستیم که غارتگران بین المللی براحتی نمی توانند برنامه های خود را برسر ما خالی کنند. یا پیاده نمایند. علاوه بر مسلمانان تمامی کسانی که در کشورهای مسلمان هستند و تابعیت آن کشورهای را دارند بایست شهروند درجه یک و مساوی با مسلمانان حساب شوند تا آنان هم مهر مسلمانان را به دل بگیرند نه اینکه آزرده باشند. تصور کنید بالای یک میلیارد مسلمان با اینهمه کشورهای پراز نعمت و مواد اولیه و داشتن اینهمه دانشمندان مسلمان ماهم میتوانیم ابر قدرتی مثل آمریک یا چین باشیم. آیا غیر از این است.

متاسفانه اکنون حتی کشورهای هم زبان با هم در نفرت بسر می برند. تمامی ملتهای خاورمیانه و شمال آفریقا و آسیای مرکزی در گذشته ها یک کشور بوده اند و حالا هم بایست باهم متحد باشند. و بصورت فدرال اداره شوند چیزی نظیر ایالات و ولایات متحده آمریک یا اتحادیه اروپ. ما بایست در پی عوامل وحدت آفرین باشیم و دین را بایست وسیله وحدت کنیم نه خشم نفرت بین سنی شیعه بهایی صوفی نقش بندی و کرد و.وو. وحدت در کثرت همانطوریکه حضرت سعدی حضرت حافظ و حضرت مولوی رومی فرموده اند. ما با داشتن این چنین ادبیات غنی و راه رسم بها دار متاسفانه بقول مولوی هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم. کسانی مثل طالبان و القاعده که مثلا عظمت اسلام را میخواهند بایست بدانند که امروزه عظمت در کشت کشتار و قتل عام کودکان وزنان در کنار جاده ها نیست این تنها راهی است که مارا به قهقرا میکشاند که هدف استعمار گران است. اگر آنان واقعا عظمت ملتهای مسلمان را میخواهند بایست برای تفرقه فکری کنند برای بیسوادی و کم سوادی مردم راهی پیدا کنند بایست مشگل فقر و بیکاری و بی هنری و بی صنعتی را حل کنند نه اینکه آدمکشهای انتحاری تربیت کنند و به جان مردم بیندازند و مایه خوشحالی ابر قدرتها و قدرتهای پشت پرده آنان شوند.

اگر آدمهایی نظیر بن لادنها واقعا از خواری و ذلت مسلمانان ناراحت هستند بایست برای آنان باشگاه ورزشی ایجاد کار ایجاد دانشگاه و بیمارستان شفا خانه و راهنما تاسیس کنند نه بمب کشت کشتار؟ امروز برنده واقعی در المپیادهای علمی و ورزشی هستند که عظمت میآورند و دانشمندان که برای رفاه و آسایش خدمت میکنند نه آدمکشان حرفه ای که برای پول و ثروتهای حرام فعالیت میکنند. رهبران ما یا میخواهند با جنگ و کشتار و بی هنری و بی سیاستی مردم را تحت فشار قرار بدهند یا با دزدی و فساد خودتان ببینید که رهبران شیوخ عرب در چه کاخهای طلایی زندگی میکنند و چه قدر در عیش عشرت شهوت و غرور غرق شده اند که خودشان را خدا می پندارند. وبرای مردم پشیزی ارزش قایل نیستند. این چه رهبری است که در هواپیمای ساخته شده از طلا پرواز میکند و کودک فلسطینی آب ندارد که بنوشد و برسرش بمب و خمپاره می بارد؟

دزدان غارتگران فاسدان و بی هنران و مغروران خدا ناپرست باهم متحد هستند و دینها را وسیله ای برای فساد قرار داده اند. آنان دست محکوم بینوایی را که از سربدبختی لقمه نانی دزدیده است قطع میکنند ولی خودشان میلیاردها ثروتها و سرمایه های ملی کشور را بنام خودشان در بانکهای کافرستانها خوابانیده اند و دستهایشان هم قطع نمیشود.

کمونیست کاپیتالیست تروریست امپریالیست و سایر ایسم ها و مکتب های اجتماعی و رهبران شیاد دینها باهم متحد هستند و مثل قیچی مردمان عادی را خرد میکنند. ظاهرا باهم تفاوت دارند و درست مثل تیغه های قیچی عکس هم عمل کرده مردم را در لابلای آن خرد میکنند. تنها رهبران دلسوز میتوانند مارا نجات بدهند که باسیاست و علم مارا از چنگال غارتگران بین المللی و پادوهای محلی شان یا ملی شان نجات بخشند.

در کشورهایی با تورم ثروتهای و سرمایه کوچک را نابود میکنند و در آمریک با رکود اینکار را میکنند. براحتی وام میدهند وبهره پایین می خواهند بعد که آلوده وام بانکها شدی بهره ها را بالا میکشند و از طرف دیگر رکود اقتصادی قیمتها را پایین میاورند و در نتیجه تمامی دسترنج خود را که بعنوان پیش قسط داده ای غارت میکنند. شاید امریک در بیخانمان کردن مردم طبقه متوسط بسیار تجربه داشته باشد سیستم قضایی آمریک تنها برای ثروتمندان درست شده است اگر کسی پول وکیل نداشته باشد دسترسی به مثلا قاضی برایش غیر ممکن است و در نتیجه غارت شده راه بهیچ جایی ندارد. بدین ترتیب در کشور مثلا دمکرات و آزاد آمریک مردم شیاد آزادند که دیگران را غارت کنند وپلیس و دادگاهها بی تفاوت هستند. شرکتهای بیمه و بانکها براحتی تمامی هستی مردم را می مکند و تازه غارت شده مسول تمامی خساراتی است که از راه تورم به او وارد شده است.

SahameddinGhiassi

Sahameddin Ghiassi Saham Ghiassi

بسم الله الرحمن الرحیم بنام خداوند جان خرد کزو اندیشه برتر نگدرد

... ریاست محترم دانشکده ادبیات و علوم انسانی قسمت زبانهای خارجی زبان انگلیسی

اینجانب سید سهام الدین غیاثی افجه دانشجوی دوره فوق لیسانس زبان انگلیسی دانشگاه مرکزی فلوریدا واقع در اورلاندو که حدود ۱۵ واحد را نیر با الف و ب گذارانده ام و نیز دارای مقاله های تحقیقی و داستانی به زبان انگلیسی هستم میخواهم بجهات مشگلات پولی بقیه ادامه در...سم را در دانشگاه تهران که قبلا از آن دانشگاه هم فارغ التحصیل شده ام بگذارانم ضمنا من در دوره فوق لیسانس زبان آلمانی دانشگاه آزاد دانشجو بودم و در همان دانشگاه هم تدریس زبان آلمانی میکردم. ما دارای موقوفاتی هستیم که بایست صرف دانشگاه ها و دانشجویان شود و اینکار را هم بعد از درگذشت پدرم و برادر برزگم میخواهم برای استفاده دانشجویان ایرانی مورد استفاده آنان اقدام نمایم. در اورلاندو هم من دارای یک مدرسه شبانه روزی هستم که دارای مزرعه پرورش مرغان ماکیان ماهی هم هست دانشجویان هم میتوانند اینجا هم کار کنند و هم تحصیل و هم زندگی و شاید احتیاجی به ارسال ارز از ایران را نداشته باشند.. بهر حال این یک خدمت ملی به دانشجویان ایرانی خواهد بود که از دربدری و آوارگی آنان را نجات خواهد داد.

با احترام سید سهام الدین غیاثی افجه

SahameddinGhiassi

Sahameddin Ghiassi Saham Ghiassi

زندگی در کشورهای مثلا عقب افتاده برنامه ریزی برای برده داری و نوکرداری.

همیشه گروهی از مردم مثلا با هوش و یا بسیار زیرک سعی داشته اند دیگران را اسیر و برده خود کنند تا بتوانند زندگی های باشکوهی داشته باشند. گروهی از زور بازو استفاده کرده و مردم را رام خود نموده بودند و با داشتن نوچه ها و شاگردان خود زندگی بهتری برای خود تهیه کرده بودند. گروهی با تجارت و خرید فروش و گرانفروشی کم فروشی خیانت دزدی فساد از راه های مثلا مشروع و یاحتی غیر مشروع به سرمایه های کلان رسیده اند. دیگرانی با تکیه به علم و دانش یا هنر و سخنوری خود شاعر نویسنده های معروف و غیره به ثروت و مکنت رسیده اند. و در آخر گروهی هم به عنوان دیندار رهبران جامعه دینداران شده اند و گروهی هم به عنوان رهبران بی دینان مردم را سرکیسه کرده اند. مردم هم که در فکر پیدا کردن راهی و گریز از مرگ و نیستی بودند هرکدامشان به نحوی جذب گروهی شده اند.

آنچه مسلم است رهبران وبزرگان همگی این گروه ها به غیر از تعدادی از آنان که دلسوز مردم و مردم دوست و مردم نواز بوده اند بیشترین آنان پس از رهبری و دیدن برق طلا و زنان زیبا که متاسفانه جذب ثروت وقدرت میشوند راه خود را کج کرده اند. این نوع مرض متاسفانه در تمامی لایه های اجتماعی مثل یک خوره خود را جا کرده است. بطوریکه رشوه خواری ودزدی اموال دولتی و کلاهبرداری و غارت را نوعی زرنگی و هشیاری قلمداد میشود. آنچه که معلوم است وقتی فساد در جامعه ای ریشه بدواند اکثر مردم خواسته و یا ناخواسته دنباله رو فاسدان میشوند و خودشان هم به نوعی به دزدی های کوچک روی میآورند. در نتیجه اعتماد و اطمینان و انسانیت ودوستی ها یکسره کنار گذارده میشود و معیار پول تلا ثروت جایگزین آنان میشوند.

اگر ما با یک دیده با انصاف نگاه کنیم خواهیم دید که در این ماجری همه ما متضرر میشویم و تنها گروهی کوچکی از ما که همانا بقولی یک درصدیها هستند برنده گان واقعی هستند. کافی است با اندیشه ای بیطرف به قضاوت بنشینیم و ببینیم که چه کنیم.

رهبران با دینان بی دینان را مورد حمله قرار میدهند و به آنها تهمت کفر الحاد میزنند و بعضی ها هم خونهایشان را مباح میفرمایند. حتی بعضی از همین رهبران مثلا معنوی و روحانی جامعه نفرت و کینه بین دو مذهب را دامان میزنند و تخم نفاق و تنفر را در دل انسانهای ساده میکارند تا خودشان بهره هایش را درو کنند. نفرت بین کاتولیک ها و سایرین مذهب های مسیحی و یا نفرت بین شیعه ها و سنی ها و سایر فرقه های اسلامی که حتی پسوند ضاله راهم به دمشان بسته اند در صورتیکه تقریبا همه یک مطلب را میگویند. ولی همان مطلب را که از دهان دیگری با کمی تغییر گفته شود کفر میشمارند. همین دیروز تنها 100 نفر شیعه بی گناه به دست جنگوی ها در پاکستان کشته شدند؟

اول ثابت کردن خدا با معیارهای علمی ما میدانید که اگر همه روحانیون و دانشمندان وابسته آنان جمع شوند نمی توانند با دانش امروزی ما خدا را ثابت کنند. و همه آنان در عجز خود گواهی خواهند داد. یا علم ما ناقض است و یا عظمت خدای آنچنان که ما از ثبوت آن با عقل ناقص و دانش غیر کافی خود عاجزیم. همین طور اگر تمامی دانشمندان و فلاسفه غیر مذهبی دور هم جمع شوند باز نمی توانند که وجود یک هوشمند را انکار کنند آنجا که علم شان به انتها میرسد آنان هم از عجز و ناتوانی خود خبر می دهند. اگر با دیده انصاف بنگرید مثلا یک هواپیما را که پرواز میکند در نظر بگیرید خواهید دید که با چه وسایل پیچیده ای مجهز شده است تا بتواند پرواز کند. یا طراحی کامل و یک ساخت و ساز بی نهایت مشگل و دقیق. هیچ کس نمی تواند ادعا کند که هواپیما خود بخود ساخته شده است. بلکه دارای یک نقشه دقیق طراحی شده است و یک گروه مهندس و کارشناسان درجه یک در ساخت آن همکاری کرده اند. تا یک شی ساخت دست ما به پرواز درآید. حالا شما یک پشه حقیر را در نظر بگیرید که یک مجموعه کامل است با همان تکنیک های پرواز اوج گرفتن نشستن تغییر مسیردادن با پاهایی که دارای عضله و اعصاب است ودر همان بدن بی نهایت کوچک دستگاه های پیچیده ای بکار رفته است از دستگاه گردش خون گرفته تا دستگاه تولید مثل. سازنده این پشه و سایر حیوانان و گیاهان و حتی سنگها کیست؟

در فضایی که عظمت آن میلیاردها سال نوری است و در جهان بیکرانی که میلیاردها خورشیدها وسیاره در راه های آسمان درحرکت است که کره زمین در برابر آنان دانه غباری هم نیست و همه این اقیانوسها و آبهایی که در فضا معلق هستند دانه های آبی هم نیستند ویا در برابر اقیانوسهای بیکران فضایی قطره آبی هم بحساب نمی آیند کار ما چیست؟
آیا همه پیامبران و فلاسفه مارا به عشق و دلداده گی رهبری نه کرده اند. آیا همه پیامبران جز سوز عشق بما درسی دیگر هم داده اند. حافظ سعدی مولوی و عطار چه گفته اند. همه آنان خواسته اند که ما به خوشبختی دوستی مهر و اتحاد برسیم.

ولی ما چه میکنیم برای خاطر مشتی تلا همدیگر را مثلا لو میدهیم به حق دیگران تجاوز میکنیم از دوستی و اعتماد دیگران سو استفاده میکنیم برای خاطر یک کمی زندگی بهتر دیگران را که بما کمک یا اعتماد کرده اند را بخاک سیاه می نشانیم و به بهانه دین مذهب ملیت نژاد دیگران را مورد بعض و غضب قرار داده اموالشان را غارت میکنیم. و تمامی تقصیر ها را هم گردن دیگران دولتها و رژیم ها می اندازیم. البته درست است که دولتهای بد و غارتگر هستند ولی ما چرا بایست دنباله رو بدیها و عیب ها باشیم.

اختراعات و اکتشافات در این دویست ساله اخیر بسیار زیاد بوده است. راه های بین ملل کوتاه تر شده است انسانها با راحتی بیشتری با هم در ارتباط هستند یادگیری زبانها آسان تر شده و برخورد با سایر فکرها و عقیده ها و تمدن ها بیشتر شده است. ولی متاسفانه همان خوی زیاده طلبی قدرت خواهی برده طلبی خود شیفتگی و حسادت طمع دزدی و غارت و جنایت هم در ما زیاد شده است. اگر روزنامه ها را بخوانید شاید از انسان بودن خودمان هم شرمگین بشویم. پدری مثلا هنرمند معروف به دختر 5 ساله اش تجاوز جنسی کرده است. جوانی با مسلسل تعداد زیادی کودک را کشته است. بانکها دزدیهای میلیارد دلاری کرده اند. فساد و رشوه خواری در دنیا غوغا میکند.

دولت آمریکا پنج تریلیون دلار خرج جنگ کرده است در چین بجای مواد سالم خوراکی حتی در شیر بچه ها مواد کشنده مخلوط کرده اند تا استفاده بیشتری بکنند. برای زود تر بزرگ شدن مرغها به آنان مواد هورمونی خطرناکی میدهند تا استفاده بیشتری یکنند. سرتان و چاقی زیاد شده است و علتش هم مواد آلوده ای هستند که سرمایه داران برای غارت و استفاده های بیشتر از آنان استفاده میکنند. ظلم بی تفاوتی دزدی فساد میرود تا انسانها را بصورت ربات ها وآدمک هایی بی احساس تکامل دهد؟

معلمان حتی در آمریک هم اجازه ندارند که درست تدریس کنند زیرا پدر مادران مخالف هستند آنان میگویند بچه های برای خوش گذرانی وتفریح و دختربازی به مدرسه آمده اند نبایست زیاد درس بخوانند خسته میشوند. جمله این مشگل من نیست بمن چه یک جمله کاملا عادی در آمریک است. البته در بیشتر کشورها هم وضع از این بهتر نیست قانون تنها در اختیار کسانی هست که میتوانند وکیل استخدام کنند. در آمریک کسی که پول ندارد پیش بدهد تمامی حقوق قانونی او پایمال است.

رییسان جمهور که مثلا در کشورهای مثلا دمکرات از صندوقها سر در میآورند قبلا توسط شرکتهای بزرگ و غول با خرجهای بسیار خوب معرفی شده و برایشان تبلیغ کرده اند مسلم است که رییسان جمهور هم به نحوی وابسته به همان شرکتهای بزرگی هستند که برایشان میلیونها دلار هزینه کرده اند.

اگر رهبران کشورهای دنیا دلسوز مردم بودند و دنبال غارت و ثروت اندوزی نبودن بسیاری از مشگلها حل میشد. با خرج همان تریلون دلارها میشد تمامی بی سوادی در دنیا را از بین برد. گفته شده که بیش از نیمی از محصولات تولید شده ضایع میشوند و دور ریخته میگردند درحالیکه قابل استفاده هستند ولی سرمایه داران نمی خواهند محصول خود را ارزان بفروشند پس آنرا از بین میبرند درحالیکه در کشورهای دیگر مردم گرسنه هستند آنان خوراک خوب و قابل استفاده رامعدوم میکنند.

درحالیکه در کشورهای عربی شیوخ عرب در قصرهای هزار یک شبی زندگی میکنند ومیلیارد ها دلار وشاید تریلیونها دلار مردم را دزدیده اند وبنام خود ثبت کرده اند دست دزد بینوایی را قطع میکنند و خودشان در پناه اسلام ساختگی شان درشهوت رانی و عیش عشرت و دزدی فساد زندگی میکنند. در صورتیکه به عنوان رهبر اسلامی موظف هستند وسایل تحصیل زن ومرد مسلمان را حتی درکشور چین هم شده فراهم کنند درحالیکه اینکار ها را نمی کنند.

یک شبکه بین المللی از دزدان و غارتگران دست در دست هم داده مردم را بجان هم میاندازند و خودشان سرمایه های ملی مردم را غارت میفرمایند و گویا مردم هم چاره ای ندارند که سرهم راکلاه بگذارند و همدیگر را برای زندگی یک کمی بهتر غارت کنند.

اگر زندگی گلادیاتورها را ملاحظه کنید می بینید که ثروتمندان میلیاردی آن زمان جوانان را پرورش ورزشی ونظامی میدادند بعد آنان را بجان هم میانداختند تا یکی دیگری را بکشد و این تفریح آنان بود. به عبارت دیگر آنان از سادگی و بی سوادی مردم عادی سو استفاده میکردند و آنان با بجان هم میانداختند تاهمدیگر را بکشند.

همان سیستمی که بین جوانان حتی آمریک مواد مخدر پخش میکنند تا آنان برایشان زمینه ساز و خطرناک نشوند و بکار های بیهوده مشغول باشند. همین طور بیشتر ارتشهای جهان نیروهای پلیس و نظامی دنیا در اختیار ثروتمندان غارتگر است که تا از دزدی و غارتهایشان دفاع کنند. برنامه های طوری تنظیم شده است که گروهی همیشه فقیر باقی بمانند وگروه اندکی تمامی ثروت های ملی مردم را دراختیار داشته باشند. باتورم سرمایه کوچک مردم را غارت میکنند و وقتی در کشوری تورم نباشد با دادن وامهای ساده مردم را با رکود غارت میکنند. درکشورهایی که تورم هست بانکها براحتی وامی نمی دهند زیرا بهره هایی که میگیرند از تورم بسیار کمتر است وام در این کشورها به حاکمان تعلق دارد نه به مردم عادی ولی در کشورهایی که پول در اختیار دولتها نیست و مستقل است و تورم نیست یا خیلی ناچیز است بانکها با زور و تبلیغ به مردم عادی وامهای کلان میدهند وتمامی پیش قسط هایشان راغارت میکنند.

اگر در کشورهای فقیر رشوت خوری باب است در کشورهای مثلا دمکرات هم اگر پول نداشته باشی که به وکیل بدهی کلاهت پس معرکه است. غارتگران دزدان عظیم شان با هم متحد هستند و دانشمندان خود فروخته را برای برنامه ریزی استخدام میکنند تا دمار از روزگار ما درآورند. جوانان مارا متعاد میکنند تا مشگلی ودرد سری برایشان نباشند. درکشورهای دیگر آنان را مرتب در محرومیت های جنسی نگه میدارند تا عصبی و ناراحت باشند. بیکاری بی برنامگی فشار محرومیت های جنسی ورزشی و نداشتن تفریحات سالم آنان را بسوی راه های کج هدایت میکنند. بسیاری از آنان خود کشی میکنند زیرا تاب دیدن اینهمه دزدی جنایت و فشار روحی را ندارند. گروهی هم به کارهای ناباب روی میآورند و آدمک دزدان عظیم شان میشوند.

ایسم های وارداتی همراه با مذهب های ساختگی مردم مارا رو در روی هم قرار داده تخم نفرت را در آنان میکارند. مگر نه این است که به دست ما افغانها بهترین سلاحها را دادند تا همدیگر را بکشیم. مگر هنوز هم با بمب گذاری و کشتن مردم بیگناه ما نمی خواهند ازما زهره چشم بگیرند؟

اگر انسانهایی نظیر بن لادن واقعا میخواستند که مسلمانان سروری کنند بایست برای آنان دانشگاه بیمارستان کارگاه مدرسه های صنعتی ورزشی بالندگی می ساختند نه اینکه به دستشان تفنگ های الکترونیک و پیشرفته بدهند تا همدیگر را قتل عام کنند؟

اگر همه رهبران ما دلسوز مردم ما بودند و برای مردم کار تولید خوب نه مسموم دانشگاه ورزشگاه بیمارستان شفا خانه مسکن آبادانی میکردند آیا ما اینمهمه مشگل داشتیم. نه آنان ترجیح میدهند که ما بنام های ابلهانه بجان هم بیفتیم و آنان را در غارتگریهایشان آزاد بگذاریم. انسانهای بیسواد مغرور و ظالمی را برگرده های ما سوار کرده اند که باکشتن وبستن و اختلاف اندازی بین ما و تفرقه مارا از هم متفرق سازند تا بتوانند دزدیهای کلان خود را انجام دهند. میلیارد ها کمک های بین المللی توسط عده ای معدود غارت شد و بدنامی اش برای مردم باقی ماند.

تنها راه چاره ما این است که ماهم مثل غارتگران دزدان عظیم شان باهم متحد باشیم برعلیه هم بیهوده نجنگیم سرمایه های خود را در راه تولید و دانش بکار بیاندازیم به مردم خودمان آموزش دهیم که بجای نفاق و بی تفاوتی دوستی واتحاد را انتخاب کنند. علم را گرامی بداریم و از خرافات دوری کنیم. بجای کینه های پوچ ساخته شده دست استعمار و استحمار بین المللی دوستی و همکاری را جایگزین کنیم. نفرتهای بین مذهب های مختلف قومیت های مختلف را از بین ببریم و زبان نژاد مذهب ملیت قومیت رنگ پوست و چهره را سبب اختلاف نکنیم اگر به مذهب هم اعتقاد داشته باشیم که همه ما فرزندان آدم و حوا هستیم پس باهم خواهران وبرادران هستیم. نفاق دورویی فساد را از خودمان دور سازیم و تسلیم خواهش های دلمان نشویم. اگر اجتماع هم به این صفات ارج دهد دیگر دزدان عظیم شان هم برای خاطر احترام و داشتن قدرت و شاید آبرو دنبال فساد و دزدی نخواهند رفت. ولی تامادامیکه ما به ثروتهای نامشروع احترام میگذاریم دزدی و فساد هم پابرجا خواهند ماند. ما اگر باهم دوستانه رفتار کنیم هم همگی سالم خواهیم ماند و هم خوراک کافی برای همه هست و نیز میتوانیم ثروتهای عظیمی که خرج جنگ و قتل غارت میشود را در راه علم و دانش مصرف کنیم وبسیاری از مشگلهای کنونی را حل نماییم.














مرگ مادر درد عمیق است و متاسفانه بسیاری از ما هنگامیکه نبودیم مادرهایمان را از دست دادیم. مادرانی که با فداکاری مارا بزرگ کردند وبه اجتماع تحویل دادند. همه ما مردنی هستیم و ایکاش صاحبان زر وزور بخصوص غیرمشروع میدانستند که آنان هم بکاروان مرگ خواهند پیوست و اینقدر مردم را آزار نمی دادند و دربدر نمیکردند.

SahameddinGhiassi

Sahameddin Ghiassi Saham Ghiassi

ازماست که برماست. ما باید قبول کنیم که خودمان هم تقصیر داریم یا ؟

اگر چه اکنون رسم است که همه تقصیر ها را ما گردن دیگران بیندازیم و خودمان را معصوم جلوه دهیم و تنها ابر قدرتهای دستهای پنهانی رهبران خطا کار را مقصر بدانیم ولی متاسفانه نمی خواهیم بگوییم که باز این ما هستیم که دست آنان می باشیم و همه مشگلات توسط خود ما نود نه درصدیها یا توده اکثریت مردم اجرا میگردد.

اگر همه ما دنبال عدالت باشیم مسلم است که کسی نمی تواند به ما زور بگوید یا حقوق مارا پایمال میکنند.
1- ولی عده ای ازما همین نود نه درصدیها برای خاطر آلف علوفی استخدام غارتگران میشوند وبرای منافع آنان حتی از جان خود هم مایه میگذارند. آنان برای خاطر منافع مادی و شخصی خود حاضرند که از بی عدالتی و فساد طبقه قدرتمند دفاع کنند.
2- بیشترین ما بی تفاوت شده ایم وتا مادامیکه تیغ به زیر گردن ما نرسد کاری بکار کسی نداریم. متاسفانه این موضوع بین المللی است و تفریبا در تمامی دنیا سیستم های حاکم بین المللی سعی دارند که مردم را نسبت بهم و نسبت به مردم دنیا بی تفاوت کنند و کلمات قصار این مشگل من نیست بمن چه تقریبا دربین تمامی مردمان بخصوص غرب و یا کسانیکه در تحت تاثیر تمدن غرب هستند نهادینه شده است. عده ای هم سعی میکنند که قربانیان خود را از قشری انتخاب کنند که نتوانند به آنان ضرر بزنند یا حق خودشان را بگیرند. برای شما میتوانم مثالهای بسیاری بزنم که مثلا دوست به دوست اعتماد میکند و اموالش را میخورد و بعد میگوید ما در کشور قانون داریم برو از طریق قانونی اقدام کن. 3- طبقه بندی شده ها و اینکه مثلا فلانی بی دین است و مسلمان نیست و میشود سرش را کلاه گذاشت و دستگاه هم از او حمایت نمیکند. همین طور بی دینان براحتی میخواهند سر بادینان را کلاه بگذارند و بقیه اش معلوم است که مثلا برخی از مسلمانان سر بهاییان را کلاه میگذارند زیرا میدانند که با این بهانه که آنان بهایی هستند براحتی میتوانند در امان بمانند و زیاد برایشان سخت گیری نخواهند کرد. اگر همین طور ادامه بدهیم 4- قشر بعدی مسلمانان یا نیمه بهاییانی هستند که به دوستان یا فامیل بهایی خود اعتماد کرده اند ( مقصود من از نیمه بهاییان کسانی هستند که دارای پدر بهایی هستند و مادر مسلمان و این را یکی از شاگردان من سالها پیش گفت. ابتدا من مقصودش را نفهمیدم ولی بعد متوجه شدم که براستی در جامعه از آنان بعنوان نیمه بهایی و نیمه مسلمان استفاده میشود. نه بهاییان آنان را بهایی کاملی میدانند نه مسلمانان آنان را مسلمان قبول دارند. عملا آنان نمی توانند یک دین را انتخاب کنند زیرا دارای دو فامیل هستند و کسی به تصمیم آنان اهمیتی نمی دهد. )
ممکن است که ایراد گرفته شود که این درست نیست و مردمی که نیمه بهایی هستند براحتی به عنوان بهایی قبول میشوند ولی تجربه من نشان داده است که اینطور نیست و این تنها یک حرف است. زیرا مثلا در ازدواج اینان هر دو طرف بهایی و مسلمان سعی دارند که از آنان فاصله بگیرند مگر اینکه پوین های دیگری در میان باشد.

البته درست است که دستگاه بین المللی چپاول برای ما برنامه ریزی میکند ویا بدست غارتگران ملی محلی گرفتار شده ایم ولی اگر ما باهم متحد باشیم و از حقوق هم دفاع کنیم و بی تفاوت نباشیم هیچ قدرتی توانانی این را ندارد که به ما ظلم کند یا مارا غارت نماید.
مثلا وقتی متوچر پسرخاله ناصر از کار برکنار شد چون بهایی بود ناصر نیمه بهایی به کمکش رفت ولی او عوض قدردانی همه سرمایه ای که به او امانت داده شده بود را از بین برد. در این میان دولت ویا برنامه ریز بین الملل وجود نداشت بلکه این متوچر بود که از اعتماد کمک و دوستی پسرخاله اش نهایت سو استفاده را کرد.





در سایر کشورها هم با رکود یا ضد تورم سرمایه کوچک طبقه متوسط را غارت میکنند در آمریک بانکها به زور وام میدهند بعد که قیمت ها پایین آمد مبلغ قبلی را با نرخ بالا مطالبه میکنند.

مساله در اینجاست که سیستم با تفرقه بین مردم میخواهد زیر آب طبقه متوسط را هم بزند و همه را فقیر نمایند تا همه دست به دهن بوده آدمک های تریلیونهای قدرتمند و فاسد بشوند. عملا بیشتر رژیمهای کنونی جهان از آدمهایی وابسته طماع دزد فاسد غارتگر شیاد بی انصاف و خود شیفته و... درست شده است و رهبران اکثر کشورهای دنیا تنها به فکر منافع خود و گروه هایشان و کسانی هستند که آنان را به قدرت رسانیده اند و برایشان پول خرج نموده اند. آنان با دسته بندی کردن مردم به با دینان و بی دینان نیروی سازنده هر دو طرف را که از طبقه متوسط و یا فقیر هستند از بین می برند بعد هم تفرقه های دیگر بین دینهای مختلفه را برنامه ریزی میکنند. مثل تفرقه بین شیعه و سنی و... بهایی و بابی یا مسلمان و... کرد ترک عرب عجم و... بی دین با دین و غیره. چرا در میان ثروتمندان میلیاردی این اختلاف ها نیست چرا آنان بی دنیانهایشان با با دینداراهایشان در تضاد نیستند؟
متاسفانه نود نه درصدیها به خواب خرگوشی فرو رفته اند و اینکه رهبران دلسوزی ندارند و خودشان هم عملا برضد هم کار میکنند و از اتحاد همکار وهمیاری با هم فرار میکنند. گرچه دستهای قدرتهای بین المللی و دستهای پنهانی پشت سر آنان این مشگل ها را درست کرده اند ولی این خود ما نود نه درصدیها هستیم که باهم متحد نبوده و بجان هم می افتیم.
آنان در بعضی از کشورها با تورم مردم را غارت میکنند در این کشورها بانک ها وام نمی دهند و مردم مجبورند که پس اندازهای جزیی خود را در بانکها نگه داری کنند گرچه بیشتر مردم در این کشورها به بانکها اعتماد ندارند و پس اندازهای خود را به طلا و یا فرش ویا ساختمان تبدیل میکنند ولی باز بسیاری از مردم ضعیف ثمره سالها کار خود را که بصورت اسکناس در بانکها پس انداز کرده اند با تورم از دست میدهند. در کشورهایی که تورم نیست بانکها به مردم با تبلیغات کوبنده وام میدهند و مردم هم وام ها را میگیرند ومثلا با آن خانه اضافی میخرند قیمت خانه یا هرچه که خریده اند 50% پایین میآید ولی بانکها تمامی پول را میخواهند و درنتیجه فرد غارت میشود. تا مادامیکه ما نودنه درصدیها باهم متحد نیستیم آنان مارا توسط استخدام افراد از خود ما سرکوب میکنند و سرمایه های مارا غارت میفرمایند. ما سرهم کلاه میگذاریم و اعتماد ها و دوستی ها را قربانی میکنیم تا کمی بیشتر درآمد داشته باشیم و در نتیجه ما در مقابل هم قرار میگیریم. دزدان عظیم شان هم مارا به دزدیهای و رشوه خواریهای کوچک تشویق میکنند که ما هم آلوده سیستم بشویم. بما عملا بی تفاوتی و اینکه تنها فکر منافع شخصی خودمان باشیم را تزریق میکنند. سیستم های بی تفاوت اداری و باد گستری و باد گاهها حتی در آمریکا هم در ید طبقه ثروتمند هستند و تنها برای منافع آنان فعالیت میکنند و به قربانیان طبقه متوسط کاری ندارند. تمامی حتی سیستم مثلا دمکراتیک دادگاه های آمریک در اختیار ثروتمندان است اگر پول فراوان نداشته باشی که پیش به وکیل بدهی هیچ صدایی نداری و ظلم بر تو مبارک است. شیادان آمریکایی بدون هیچ واهمه ای بنام اینکه کشور ما کشور آزادیها هست مردم را غارت و حواله سیستم بمن چه دادگاه های آمریکایی میدهند. که یک مشت آدم بی تفاوت ویک مشت وکیل پولکی آنرا اداره میکنند.

SahameddinGhiassi

Sahameddin Ghiassi Saham Ghiassi

خیلی دلم میخواست که سکوت میکردم ولی با خواندن روزنامه ها و گرفتاریهای مردم نمیشود بی تفاوت ماند درست همان چیزی که سیستم دارد شب روز به ما میگوید اگر میخواهی کاری بکارت نداشته باشند یا بی تفاوت باش یا ظالم؟

اکنون اگر شما به نوشته های دیگران توجه کنید می بینید که پراز فحش دادنها و توهین هاست و بجای همدلی وحدت و همکاری درست در نقطه مقابل قرار گرفته اند فحشکار بد دهنی فحش های حتی فانوسی یا ناموسی و بد بیراه گفتن به هم هرکس میگوید من علامه دهر هستم من درست میگویم من صحیح میگویم ودیگران بیراهه میروند. هر دینی و هر ملیتی و هر گروهی میگوید من درست هستم ودیگران غلط. نتیجه اینکه ما بهم مشغولیم و آنان مشغول غارت کشورهای ما. و مسخره کردن ما. من بخوردن خوراکهای مسموم دیگر عادت کرده ایم و خودتان ببینید که هوای مسموم خوراک مسموم و فکرهای مسموم دارد مردم کشورهای مارا از پا در میآورد. ماشاالله که رهبران ما هم که فکر زر و زور بازی هستند و کاری بکار ما ندارند.

امپریالیست کمونیست سویالیست تروریست مذهبیسم و رهبران فاسد آنان تنها چیزی که میخواهند سوار شدن بر امواج نفرت مردم است که بتوانند کیسه های خود را پر کنند. کدامیک از اینان فکر مردم ما بوده اند. همه شان میخواهند گلیم خود را از آب بیرون بکشند. متاسفانه ماهم بدون آگاهی و صرف با دیدن تبلیغات کوبنده آنان دنباله روشان شده ایم. خودتان ببینید که یکی بنام دین در قصرهای تلا زندگی میکند ویکی دیگر اعدام میشود یکی از قبل دین به مقام ثروت مکنت اعتبار میرسد ودیگری نان خود را هم از دست میدهد. هریک از ما بنا بر تاثیر محیط خود دارای یک دین یا بی دین یا با یک زبان و فرهنگ بزرگ شده ایم دلیلی ندارد که با هم ضد باشیم. بقول کسی میگفت که همه این دینها و مرام های سیاسی و اجتماعی درست مثل قیچی عمل میکنند که ظاهرا با هم ضد هستند و مقابل هم قرار گرفته اند درحالیکه مردم بیگناه عادی در وسط تیغه های این قیچی مرتب خرد میشوند.

آیا سران مذهب های مختلف و یا مرام های اجتماعی مختلف مثل مردم عادی دنباله روشان در فقر و ناراحتی یا حتی بصورت طبقه متوسط زندگی میکنند؟ حضرت عیسی در کنار خیابان ها و در بیابانها میخوابید ولی کشیش های ثروتمند در قصرهای تلا زندگی میکنند. رهبران کمونیست و کاپیتالیست امپریالیست تروریست و رهبران شیاد مذهبی در بهترین مکانها با بهترین وسایل زندگی میکنند و ما مردم عادی در قهر و ناراحتی و کمبود ها زندگی میکنیم. آنها متحدند و ما متفرق آیا غیر از این است. ما با هم در جنگ و ستیز هسیتم و آنان متحد و درحال نوشیدن جامهای شراب و خوردن کباب؟

راه کدام است بیایید ماهم که طبقه های متوسط فقیر و محروم هستیم با هم متحد بشویم سعی کنیم که خودمان تولید کنیم تا محتاج خوردن خوراکهای آلوده به انواع اقسام هورمونها و نگهدارنده های آنان نباشیم. هرکس بایست سعی کند با هر نوع فکر و اندیشه ای که دارد با همسانان خود متحد باشد و فکر انرژی مال و وقت خود را بیهوده تلف نفرت پراکنی و آلت دست شدنها نکنیم. بگذارید سرمایه داران غارتگر و رهبران دزد و فاسد خودشان باهم در بیفتند نه اینکه شما را سپر بلا کنند.

ما بایست وقت خود را صرف تولید تحصیل همکاری باهم کنیم نه اینکه به اسم با دین و بی دین مسلمان مسیحی کرد ترک لر عرب و... بهایی بابی بهایی مسلمان به جنگ هم برویم . تنها راه رهایی ما اتحاد است اتحاد تمامی مردم در بند طبقه متوسط و فقیر. ما در حقیقت دو گروه هستیم غارتگران و غارت شده گان غارتگران باهم متحد هستند و مدام مارا گروه بندی کرده بجان هم میاندازند تاخودشان بدون سرخر سرمایه های ملی مارا غارت کنند و باهمکاری دزدان عظیم شان بین المللی ثروتهای مارا بربایند. و ماهای گروه بندی شده و طبقه بندی شده هم با هم در زد خورد هستیم. و گروه هایی از مارا هم با ثروتهای ملی خودمان که بر آنها چنگ انداخته اند استخدام میکنند و بجان ما می اندازند. تمامی امکانها مال آنان است و تمامی ناراحتی ها مال ما؟ آیا این یک راه عدالت است؟

دو نفر تحصیل کرده با یک مدرک یکی میلیاردها دلار ثروت دارد ویکی حتی استخدام هم نمی شود و از بیکاری و بی برنامگی به گروه های غارتگر پناه می برد.
اگر ماهم مثل آنان اتحاد داشته باشیم مسلم است که زیر زنجیر غارتگریهای آنان نخواهیم رفت. کشورهای آنان اتحادیه اروپ ولایات متحد آمریک هست وکشورهای ما کردستان عراق کردستان ایران ترکیه سوریه و... کردهای مارا در چندین کشور تقسیم بندی کرده اند و خودشان با انواع اقسام ملیتها نژادها زبانها یک ولایات متحده درست کرده اند؟ کشورهای مارا بطور مصنوعی تقسیم کرده اند و خودشان متحد؟ پارسها در چندین کشور تقسیم شده اند و برسر هرکدامشان یک خود خواه ویک تمامیت طلب سوار کرده اند تا از اتحادشان جلوگیری کنند. امپراطوری بحرین درست کرده اند و یک سنی را سوار اکثریت شیعه کرده اند. شیوخ عرب را سوار مردم بی پناه عرب شده کرده اند. با حربه دین ملیت نژاد زبان بجان مردم افتاده اند و تخم نفرت کشت میکنند. به دست برادران آریانا یا خراسانی یا افغانستانی ما تفنگ داده اند که همدیگر را بنامهای پوچ کمونیست کاپیتالیست امپریالیست تروریست شیعه سنی و طالبان ظالمان بکشند. و بردار آویران کنند و در پای آن شادی کنند. طمع ثروت غیرمشروع اندوزی غارت دزدی فساد رشوه خواری کشتار دگر اندیشان و دیگران افسانه قهر و کینه و نفرت بین بی دینان و با دینان همه آثار شوم آنانی است که مارا بجان هم انداخته اند.
متاسفانه حتی گفته های بزرگان ما هم دیگر گویا اثری ندارد. درحالیکه مردم ما در فقر و فلاکت زندگی میکنند ثروتمندان ما به حج میروند که گفته حضرت مولانا را گوش نمی کنند ای بیخبران کجایید کجایید محبوب در اینجاست بیایید بیایید محبوب تو همسایه دیوار به دیوار تو در بیابان حیران وسرگردان چرایی

یا حضرت سعدی بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش زیک گوهرند چو عضوی بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار توکز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی . حضرت مسیح همدیگر را دوست بدارید همچنانکه من شما را دوست داشتم دشمن خود را هم دوست بدارید و به او محبت کنید. اگر کسی از شما پیراهنتان را خواست کت خود را هم به او بدهید. اگر کسی به گونه راست شما سیلی زد گونه چپ خود را هم به او عرضه کنید. اگر کسی از شما خواست که با او یک کیلومتر راه همراهی کنید با او دوکیلومتر بروید مردم را دوست بدارید و از بدیهای آنان را گذشت کنید. یا حضرت محمد اگر علم در چین هم هست بروید و آموزش ببینید دانشجویی و دنبال علم رفتن وتحصیل برهر مرد و زن مسلمان فرض و واجب است. حضرت بهاالله اگر دین مایه ناراحتی و نفاق است بی دینی بهتر است یا همه شما باریک دارید و برگهای یک شاخسار به چشم بیگانگی درهم ننگرید که سراپرده یگانگی در عالم برپاشده است که همه شما گلبرگهای یک گلبن هستید. حالا آیا هیچ یک از این دستورها بطور کامل عمل میشود و توسط همگان مورد عنایت قرار میگیرد؟ اگر عمل میشد که ما اینهمه مشگل نداشتیم. نگذارید که عشق بمیرد و ما تا ابد در فکر جمع مال منال غیر مشروع باشیم و از هر راهی و از هر دری فکر غارت دیگران باشیم و تخم کینه فساد را پراکنده کنیم بیایید با دوستی و اتحاد این زندگی را برای همه شیرین سازیم و ماهم مثل غارتگران و ثروتمندان با اموال غیر مشروع با اعداد نجومی باهم متحد باشیم.

SahameddinGhiassi

Sahameddin Ghiassi Saham Ghiassi

متاسفانه ما انصاف نداریم کارهای ما با افراط و تفریط همراه شده است.

میگویند نادرشاه افشار که سنی بود خیلی سعی داشت که بین شیعه ها و سنی ها در ایران برخوردی صورت نگیرد که میگفت اینها به نفع اروپاییان تمام خواهد شد. اکنون که سیستم در حال برنامه ریزی است که نفرت وکینه ای بسیار برعلیه دینداران و بی دنیان در عالم پیاده کند ما بایست خیلی خوب مواظب باشیم که دوباره در دامهای گسترده شده شان نیفتیم.
فرض کنید شما دوستی دارید که مسلمان است نماز میخواند روزه میگیرد بمال مردم دست درازی نمیکند دروغ نمی گوید فتنه گری نمی کند دست دل پاک است به زن و دختر مردم با چشم پاک نگاه میکند. دزدی نمی کند روشوه نمیگیرد. آیا این دوست برای دوستی خوب نیست؟ زیرا مثلا شما ضد دین شده اید؟

برعکس کس دیگری خودش را مسلمان متعصب میداند نماز میخواند والعفو والعفو میگوید روزه میگیرد ولی روشوه هم میگیرد دزدی هم میکند نگاهش هم هیز است و به دختران وزنان دیگران هم تجاوز میکند. آیا این شخص برای دوستی خوب است؟

معیار ما بایست انسان بودن وخوب بودن و والا بودن افراد باشد نه دین آنان یا نژادشان یا قومیت شان. تعصب زشت است کسی را وادار به انجام کاری کردن زشت است. البته بدون مزد؟ یادم میآید یکی از دوستان پدرم به پسرش اگر نماز میخواند ویا روزه میگرفت مبلغی خوبی میداد. پسر هم سر نماز میگفت دورکعت نماز برای گرفتن بیست تومان بجا میآورم قرب الله؟ اگر کسی بی دین باشد ولی انسانی آزاده و والا باشد چه مانعی دارد. یا برعکس اگر کسی انسانی والا باشد ولی دیندار هم باشد باز چه مانعی هست؟ دینها معمولا برای بهتر کردن آمده اند نه برای ایجاد نفرت تنفر و کشت کشتار.
مثلا سیاه پوستان میگویند که انسان سفید مارا برده کرده است درصورتیکه این رهبران سیاه خود آنان بودند که در آفریقا آنان را به دلالان برده داری میفروختند و نیز این رییس جمهوری سفید پوست آمریکا بود که برای آزادی آنان جان خود را هم از دست داد آبراهام لینکلن برای خاطر آزادی سیاه پوستان انسانهای سفید زیادی جان دادند. جنگهای انفصال جوانان زیادی از سفید پوستان را که برای آزادی سیاه پوستان میجنگیدند قربانی گرفت. یادم هست هنگامی که در آفریقا تانزانیا معلم بودم سیاه پوستان میگفتند ما از گیر برده گی سفید پوستان راحت شدیم و حالا سیاه پوستان میخواهند مارا برده خود کنند و یک پوستر نشان میداد که دیروز سفید پوستان برگرده ما سوار بودند و امروزه سیاه پوستان بر گرده ما سوارند.
خودتان انصاف داشته باشید که جنگ خانمانسوز بین ایران و عراق برای کی منفعت داشت؟ جوانان بی گناه هر دوکشور به خاک خون در غلطیدند و کشورهای سازنده مواد منفجره و اسلحه بهر طرف آنقدر اسلحه میدادند که هیچکدامشان برنده جنگ نشوند؟ یک جنگ بی حاصل هشت ساله که تمامی توان وانرژی مردمان هر دو سامان را گرفت وثروتهای ملی آنان را بباد داد وبه جیب سرمایه داران شرکتهای بیمه و سازنده مواد جنگی سرازیر کرد آیا غیر از این است؟ جنگی که بین عربهای کافر سنی و شیعه های مسلمان مثلا شروع شد. ما میدانیم که هم شیعه ها سنی هارا کافر میدانند و هم سنی ها شیعه هارا خارج از دین و غیر مسلمان ونجس میدانند البته نه همه آنان؟ نفرت بین متعصبان هر دو دین یا مذهب خانمان برانداز است. همین طور نفرت بین فرقه ضاله بهایی از نظر متعصبان شیعه و شیعه شنیعه از نظر متعصاب بهایی؟ همین طور نفرت بین بهاییان و مسلمانان خانمان برانداز است با وجود اینکه بهاییان می بایست معتقد باشند که نبایست تعصبی در دین داشته باشند و رهبر آنان با هوشمندی گفته است که تعصب خانمان برانداز است و اگر دین مایه نفرت باشد بی دینی بهتر است ولی باز هستند بهاییان متعصبی که دست کمی از همتایان شیعه خود ندارند.
همچنین نفرت بین تازی عرب و پارسی عجم یا ترک کرد و پشتون و هزاره و... همه ساخته پرداخته سیاست های استعماری هست. که آن یک درصدیهای با بجان هم درانداختن 99 درصدیها خود در مسند آقایی یا خانمی نشسته اند وما بجان هم افتاده ایم زیرا درآمدها ما کم شده و مارا مجبور میکنند که به دروغ گویی فساد رشوه خواری روی آوریم. مارا از خانه خانواده خود دور میکنند تا در کشورهایشان کار کنیم وزن فرزند خود را رها سازیم. مارا برعلیه هم شست شوی مغزی میدهند تا با هم متحد نباشیم.

همین صفحه را نگاه کنید پراز فحش های رکیک است. که بعنوان مثلا کامنت گذاشته اند بدون اینکه مطلبی را بخوانند به نویسنده آن فحش حرف زشت ومتلک میگویند. ما با این تفرقه ها و با این منم منم کردنها به هیچ جایی نخواهیم رسید ما بایست از لحاظ علمی توانا از نظر عقلی با انصاف و منصف از نظر انسانی دوستدار هم باشیم وگرنه راهی بجایی نخواهیم برد اگر وحدت و دوستی بین ما حکمرانی نکند. با تحمیل عقاید خود و خوار کردن دیگران هم از مرحله پرت شده ایم. مثلا گفته بچه آخوند به دیگران کاری خطا است همانطوریکه در بین همه مردمان خوب بد هستند در بین آخوند ها بد وخوب زیاد هستند. خطای یکی را نبایست به پای همه نوشت از جز بد نمیتوان کل را خطا کار دانست. آخوند هایی هم هستند که در مال مردم خور هستند نه دزد و نه بی انصاف. حالا اگر موقعیتی پیش آمده و صدها یا شاید هزاران به جمع آخوند ها پیوسته اند چون نان آب دار است این نبایست به ظلم به آخوندهایی که انسانند منجر شود. مثلا اگر یک بهایی اموال شما را دزدید آیا انصاف است که همه بهاییان را دزد بدانیم؟ والا بودن انسانها ربطی به شغل و دین و یا مقام آنان ندارد.
این خطا است که جرم یک نفر را بحساب گروهی بنویسم. مثلا اکنون افغانهایی از ایران و پاکستان متنفرند زیرا فکر میکنند سیاست های این دوکشور به ضرر آنان است. در صورتیکه اغلب ایرانیان افغان ها را برادران هم میهن خودشان میدانند.

دوست من در کودکی در بین بچه های مسلمان بنام بچه بابی سگ بابی و... معرفی میشد و در بین بچه های بهایی بچه آخوند بچه مسلمان بچه سید؟ در بزرگی هم یکبار در ایران به عنوان بهایی از کار اخراج شد و مورد بی مهری دوستان مسلمانش واقع شد غارت گردید و هم در ایران وآمریکا فامیل بهایی اش اورا بنام مسلمان اورا کنار زده و غارتش فرمودند. زیرا دین حربه ای در دست دو کسان بود تا از آن به عنوان کار آمدی سو استفاده کنند. در صورتیکه در بین مسلمانان وبهاییان انسانهایی بسیار خوب و والا هم کم نیست؟

نظر من این است که نگذارید که دین مذهب ملیت نژاد بین ما تفرقه ایجاد کند تا سیستمهای غارتگر از ما متفرق سو استفاده کنند. بیایید ماهم باهم متحد بشویم تا تریلیون ها و هزار هامیلیاردها دلاری که کشورهای ما غارت میشود سرعتش کند شود. دیگر همه ما میدانیم که شیوخ عرب که با استعمار واستحمار ساخته اند بنام اسلام سرمایه های ملی مارا تاراج کرده و میکنند و ما باهم برسر شیعه و سنی درگیر شده ایم. یا بی دین و بادین ویا عرب عجم ترک کرد و.... هزاران بهانه و تفرقه دیگر. به امید پیروزی و اتحاد تمامی مردم غارت شده جهان و تمامی مردم فقیر و طبقه متوسط 99 درصدیها؟

SahameddinGhiassi

Sahameddin Ghiassi Saham Ghiassi

زندگی در کشورهای مثلا عقب افتاده برنامه ریزی برای برده داری و نوکرداری.

همیشه گروهی از مردم مثلا با هوش و یا بسیار زیرک سعی داشته اند دیگران را اسیر و برده خود کنند تا بتوانند زندگی های باشکوهی داشته باشند. گروهی از زور بازو استفاده کرده و مردم را رام خود نموده بودند و با داشتن نوچه ها و شاگردان خود زندگی بهتری برای خود تهیه کرده بودند. گروهی با تجارت و خرید فروش و گرانفروشی کم فروشی خیانت دزدی فساد از راه های مثلا مشروع و یاحتی غیر مشروع به سرمایه های کلان رسیده اند. دیگرانی با تکیه به علم و دانش یا هنر و سخنوری خود شاعر نویسنده های معروف و غیره به ثروت و مکنت رسیده اند. و در آخر گروهی هم به عنوان دیندار رهبران جامعه دینداران شده اند و گروهی هم به عنوان رهبران بی دینان مردم را سرکیسه کرده اند. مردم هم که در فکر پیدا کردن راهی و گریز از مرگ و نیستی بودند هرکدامشان به نحوی جذب گروهی شده اند.

آنچه مسلم است رهبران وبزرگان همگی این گروه ها به غیر از تعدادی از آنان که دلسوز مردم و مردم دوست و مردم نواز بوده اند بیشترین آنان پس از رهبری و دیدن برق طلا و زنان زیبا که متاسفانه جذب ثروت وقدرت میشوند راه خود را کج کرده اند. این نوع مرض متاسفانه در تمامی لایه های اجتماعی مثل یک خوره خود را جا کرده است. بطوریکه رشوه خواری ودزدی اموال دولتی و کلاهبرداری و غارت را نوعی زرنگی و هشیاری قلمداد میشود. آنچه که معلوم است وقتی فساد در جامعه ای ریشه بدواند اکثر مردم خواسته و یا ناخواسته دنباله رو فاسدان میشوند و خودشان هم به نوعی به دزدی های کوچک روی میآورند. در نتیجه اعتماد و اطمینان و انسانیت ودوستی ها یکسره کنار گذارده میشود و معیار پول تلا ثروت جایگزین آنان میشوند.

اگر ما با یک دیده با انصاف نگاه کنیم خواهیم دید که در این ماجری همه ما متضرر میشویم و تنها گروهی کوچکی از ما که همانا بقولی یک درصدیها هستند برنده گان واقعی هستند. کافی است با اندیشه ای بیطرف به قضاوت بنشینیم و ببینیم که چه کنیم.

رهبران با دینان بی دینان را مورد حمله قرار میدهند و به آنها تهمت کفر الحاد میزنند و بعضی ها هم خونهایشان را مباح میفرمایند. حتی بعضی از همین رهبران مثلا معنوی و روحانی جامعه نفرت و کینه بین دو مذهب را دامان میزنند و تخم نفاق و تنفر را در دل انسانهای ساده میکارند تا خودشان بهره هایش را درو کنند. نفرت بین کاتولیک ها و سایرین مذهب های مسیحی و یا نفرت بین شیعه ها و سنی ها و سایر فرقه های اسلامی که حتی پسوند ضاله راهم به دمشان بسته اند در صورتیکه تقریبا همه یک مطلب را میگویند. ولی همان مطلب را که از دهان دیگری با کمی تغییر گفته شود کفر میشمارند. همین دیروز تنها 100 نفر شیعه بی گناه به دست جنگوی ها در پاکستان کشته شدند؟

اول ثابت کردن خدا با معیارهای علمی ما میدانید که اگر همه روحانیون و دانشمندان وابسته آنان جمع شوند نمی توانند با دانش امروزی ما خدا را ثابت کنند. و همه آنان در عجز خود گواهی خواهند داد. یا علم ما ناقض است و یا عظمت خدای آنچنان که ما از ثبوت آن با عقل ناقص و دانش غیر کافی خود عاجزیم. همین طور اگر تمامی دانشمندان و فلاسفه غیر مذهبی دور هم جمع شوند باز نمی توانند که وجود یک هوشمند را انکار کنند آنجا که علم شان به انتها میرسد آنان هم از عجز و ناتوانی خود خبر می دهند. اگر با دیده انصاف بنگرید مثلا یک هواپیما را که پرواز میکند در نظر بگیرید خواهید دید که با چه وسایل پیچیده ای مجهز شده است تا بتواند پرواز کند. یا طراحی کامل و یک ساخت و ساز بی نهایت مشگل و دقیق. هیچ کس نمی تواند ادعا کند که هواپیما خود بخود ساخته شده است. بلکه دارای یک نقشه دقیق طراحی شده است و یک گروه مهندس و کارشناسان درجه یک در ساخت آن همکاری کرده اند. تا یک شی ساخت دست ما به پرواز درآید. حالا شما یک پشه حقیر را در نظر بگیرید که یک مجموعه کامل است با همان تکنیک های پرواز اوج گرفتن نشستن تغییر مسیردادن با پاهایی که دارای عضله و اعصاب است ودر همان بدن بی نهایت کوچک دستگاه های پیچیده ای بکار رفته است از دستگاه گردش خون گرفته تا دستگاه تولید مثل. سازنده این پشه و سایر حیوانان و گیاهان و حتی سنگها کیست؟

در فضایی که عظمت آن میلیاردها سال نوری است و در جهان بیکرانی که میلیاردها خورشیدها وسیاره در راه های آسمان درحرکت است که کره زمین در برابر آنان دانه غباری هم نیست و همه این اقیانوسها و آبهایی که در فضا معلق هستند دانه های آبی هم نیستند ویا در برابر اقیانوسهای بیکران فضایی قطره آبی هم بحساب نمی آیند کار ما چیست؟
آیا همه پیامبران و فلاسفه مارا به عشق و دلداده گی رهبری نه کرده اند. آیا همه پیامبران جز سوز عشق بما درسی دیگر هم داده اند. حافظ سعدی مولوی و عطار چه گفته اند. همه آنان خواسته اند که ما به خوشبختی دوستی مهر و اتحاد برسیم.

ولی ما چه میکنیم برای خاطر مشتی تلا همدیگر را مثلا لو میدهیم به حق دیگران تجاوز میکنیم از دوستی و اعتماد دیگران سو استفاده میکنیم برای خاطر یک کمی زندگی بهتر دیگران را که بما کمک یا اعتماد کرده اند را بخاک سیاه می نشانیم و به بهانه دین مذهب ملیت نژاد دیگران را مورد بعض و غضب قرار داده اموالشان را غارت میکنیم. و تمامی تقصیر ها را هم گردن دیگران دولتها و رژیم ها می اندازیم. البته درست است که دولتهای بد و غارتگر هستند ولی ما چرا بایست دنباله رو بدیها و عیب ها باشیم.

اختراعات و اکتشافات در این دویست ساله اخیر بسیار زیاد بوده است. راه های بین ملل کوتاه تر شده است انسانها با راحتی بیشتری با هم در ارتباط هستند یادگیری زبانها آسان تر شده و برخورد با سایر فکرها و عقیده ها و تمدن ها بیشتر شده است. ولی متاسفانه همان خوی زیاده طلبی قدرت خواهی برده طلبی خود شیفتگی و حسادت طمع دزدی و غارت و جنایت هم در ما زیاد شده است. اگر روزنامه ها را بخوانید شاید از انسان بودن خودمان هم شرمگین بشویم. پدری مثلا هنرمند معروف به دختر 5 ساله اش تجاوز جنسی کرده است. جوانی با مسلسل تعداد زیادی کودک را کشته است. بانکها دزدیهای میلیارد دلاری کرده اند. فساد و رشوه خواری در دنیا غوغا میکند.

دولت آمریکا پنج تریلیون دلار خرج جنگ کرده است در چین بجای مواد سالم خوراکی حتی در شیر بچه ها مواد کشنده مخلوط کرده اند تا استفاده بیشتری بکنند. برای زود تر بزرگ شدن مرغها به آنان مواد هورمونی خطرناکی میدهند تا استفاده بیشتری یکنند. سرتان و چاقی زیاد شده است و علتش هم مواد آلوده ای هستند که سرمایه داران برای غارت و استفاده های بیشتر از آنان استفاده میکنند. ظلم بی تفاوتی دزدی فساد میرود تا انسانها را بصورت ربات ها وآدمک هایی بی احساس تکامل دهد؟

معلمان حتی در آمریک هم اجازه ندارند که درست تدریس کنند زیرا پدر مادران مخالف هستند آنان میگویند بچه های برای خوش گذرانی وتفریح و دختربازی به مدرسه آمده اند نبایست زیاد درس بخوانند خسته میشوند. جمله این مشگل من نیست بمن چه یک جمله کاملا عادی در آمریک است. البته در بیشتر کشورها هم وضع از این بهتر نیست قانون تنها در اختیار کسانی هست که میتوانند وکیل استخدام کنند. در آمریک کسی که پول ندارد پیش بدهد تمامی حقوق قانونی او پایمال است.

رییسان جمهور که مثلا در کشورهای مثلا دمکرات از صندوقها سر در میآورند قبلا توسط شرکتهای بزرگ و غول با خرجهای بسیار خوب معرفی شده و برایشان تبلیغ کرده اند مسلم است که رییسان جمهور هم به نحوی وابسته به همان شرکتهای بزرگی هستند که برایشان میلیونها دلار هزینه کرده اند.

اگر رهبران کشورهای دنیا دلسوز مردم بودند و دنبال غارت و ثروت اندوزی نبودن بسیاری از مشگلها حل میشد. با خرج همان تریلون دلارها میشد تمامی بی سوادی در دنیا را از بین برد. گفته شده که بیش از نیمی از محصولات تولید شده ضایع میشوند و دور ریخته میگردند درحالیکه قابل استفاده هستند ولی سرمایه داران نمی خواهند محصول خود را ارزان بفروشند پس آنرا از بین میبرند درحالیکه در کشورهای دیگر مردم گرسنه هستند آنان خوراک خوب و قابل استفاده رامعدوم میکنند.

درحالیکه در کشورهای عربی شیوخ عرب در قصرهای هزار یک شبی زندگی میکنند ومیلیارد ها دلار وشاید تریلیونها دلار مردم را دزدیده اند وبنام خود ثبت کرده اند دست دزد بینوایی را قطع میکنند و خودشان در پناه اسلام ساختگی شان درشهوت رانی و عیش عشرت و دزدی فساد زندگی میکنند. در صورتیکه به عنوان رهبر اسلامی موظف هستند وسایل تحصیل زن ومرد مسلمان را حتی درکشور چین هم شده فراهم کنند درحالیکه اینکار ها را نمی کنند.

یک شبکه بین المللی از دزدان و غارتگران دست در دست هم داده مردم را بجان هم میاندازند و خودشان سرمایه های ملی مردم را غارت میفرمایند و گویا مردم هم چاره ای ندارند که سرهم راکلاه بگذارند و همدیگر را برای زندگی یک کمی بهتر غارت کنند.

اگر زندگی گلادیاتورها را ملاحظه کنید می بینید که ثروتمندان میلیاردی آن زمان جوانان را پرورش ورزشی ونظامی میدادند بعد آنان را بجان هم میانداختند تا یکی دیگری را بکشد و این تفریح آنان بود. به عبارت دیگر آنان از سادگی و بی سوادی مردم عادی سو استفاده میکردند و آنان با بجان هم میانداختند تاهمدیگر را بکشند.

همان سیستمی که بین جوانان حتی آمریک مواد مخدر پخش میکنند تا آنان برایشان زمینه ساز و خطرناک نشوند و بکار های بیهوده مشغول باشند. همین طور بیشتر ارتشهای جهان نیروهای پلیس و نظامی دنیا در اختیار ثروتمندان غارتگر است که تا از دزدی و غارتهایشان دفاع کنند. برنامه های طوری تنظیم شده است که گروهی همیشه فقیر باقی بمانند وگروه اندکی تمامی ثروت های ملی مردم را دراختیار داشته باشند. باتورم سرمایه کوچک مردم را غارت میکنند و وقتی در کشوری تورم نباشد با دادن وامهای ساده مردم را با رکود غارت میکنند. درکشورهایی که تورم هست بانکها براحتی وامی نمی دهند زیرا بهره هایی که میگیرند از تورم بسیار کمتر است وام در این کشورها به حاکمان تعلق دارد نه به مردم عادی ولی در کشورهایی که پول در اختیار دولتها نیست و مستقل است و تورم نیست یا خیلی ناچیز است بانکها با زور و تبلیغ به مردم عادی وامهای کلان میدهند وتمامی پیش قسط هایشان راغارت میکنند.

اگر در کشورهای فقیر رشوت خوری باب است در کشورهای مثلا دمکرات هم اگر پول نداشته باشی که به وکیل بدهی کلاهت پس معرکه است. غارتگران دزدان عظیم شان با هم متحد هستند و دانشمندان خود فروخته را برای برنامه ریزی استخدام میکنند تا دمار از روزگار ما درآورند. جوانان مارا متعاد میکنند تا مشگلی ودرد سری برایشان نباشند. درکشورهای دیگر آنان را مرتب در محرومیت های جنسی نگه میدارند تا عصبی و ناراحت باشند. بیکاری بی برنامگی فشار محرومیت های جنسی ورزشی و نداشتن تفریحات سالم آنان را بسوی راه های کج هدایت میکنند. بسیاری از آنان خود کشی میکنند زیرا تاب دیدن اینهمه دزدی جنایت و فشار روحی را ندارند. گروهی هم به کارهای ناباب روی میآورند و آدمک دزدان عظیم شان میشوند.

ایسم های وارداتی همراه با مذهب های ساختگی مردم مارا رو در روی هم قرار داده تخم نفرت را در آنان میکارند. مگر نه این است که به دست ما افغانها بهترین سلاحها را دادند تا همدیگر را بکشیم. مگر هنوز هم با بمب گذاری و کشتن مردم بیگناه ما نمی خواهند ازما زهره چشم بگیرند؟

اگر انسانهایی نظیر بن لادن واقعا میخواستند که مسلمانان سروری کنند بایست برای آنان دانشگاه بیمارستان کارگاه مدرسه های صنعتی ورزشی بالندگی می ساختند نه اینکه به دستشان تفنگ های الکترونیک و پیشرفته بدهند تا همدیگر را قتل عام کنند؟

اگر همه رهبران ما دلسوز مردم ما بودند و برای مردم کار تولید خوب نه مسموم دانشگاه ورزشگاه بیمارستان شفا خانه مسکن آبادانی میکردند آیا ما اینمهمه مشگل داشتیم. نه آنان ترجیح میدهند که ما بنام های ابلهانه بجان هم بیفتیم و آنان را در غارتگریهایشان آزاد بگذاریم. انسانهای بیسواد مغرور و ظالمی را برگرده های ما سوار کرده اند که باکشتن وبستن و اختلاف اندازی بین ما و تفرقه مارا از هم متفرق سازند تا بتوانند دزدیهای کلان خود را انجام دهند. میلیارد ها کمک های بین المللی توسط عده ای معدود غارت شد و بدنامی اش برای مردم باقی ماند.

تنها راه چاره ما این است که ماهم مثل غارتگران دزدان عظیم شان باهم متحد باشیم برعلیه هم بیهوده نجنگیم سرمایه های خود را در راه تولید و دانش بکار بیاندازیم به مردم خودمان آموزش دهیم که بجای نفاق و بی تفاوتی دوستی واتحاد را انتخاب کنند. علم را گرامی بداریم و از خرافات دوری کنیم. بجای کینه های پوچ ساخته شده دست استعمار و استحمار بین المللی دوستی و همکاری را جایگزین کنیم. نفرتهای بین مذهب های مختلف قومیت های مختلف را از بین ببریم و زبان نژاد مذهب ملیت قومیت رنگ پوست و چهره را سبب اختلاف نکنیم اگر به مذهب هم اعتقاد داشته باشیم که همه ما فرزندان آدم و حوا هستیم پس باهم خواهران وبرادران هستیم. نفاق دورویی فساد را از خودمان دور سازیم و تسلیم خواهش های دلمان نشویم. اگر اجتماع هم به این صفات ارج دهد دیگر دزدان عظیم شان هم برای خاطر احترام و داشتن قدرت و شاید آبرو دنبال فساد و دزدی نخواهند رفت. ولی تامادامیکه ما به ثروتهای نامشروع احترام میگذاریم دزدی و فساد هم پابرجا خواهند ماند. ما اگر باهم دوستانه رفتار کنیم هم همگی سالم خواهیم ماند و هم خوراک کافی برای همه هست و نیز میتوانیم ثروتهای عظیمی که خرج جنگ و قتل غارت میشود را در راه علم و دانش مصرف کنیم وبسیاری از مشگلهای کنونی را حل نماییم.














مرگ مادر درد عمیق است و متاسفانه بسیاری از ما هنگامیکه نبودیم مادرهایمان را از دست دادیم. مادرانی که با فداکاری مارا بزرگ کردند وبه اجتماع تحویل دادند. همه ما مردنی هستیم و ایکاش صاحبان زر وزور بخصوص غیرمشروع میدانستند که آنان هم بکاروان مرگ خواهند پیوست و اینقدر مردم را آزار نمی دادند و دربدر نمیکردند.

SahameddinGhiassi

Sahameddin Ghiassi Saham Ghiassi

متاسفانه ما بجای وحدت بسوی تفرقه داریم میرویم. و هر مطلبی را زمینه یک تفرقه و ضدیت بکار می بریم.

کسی که در خانواده روحانی و مسلمان بسیار متدین و معتقد بدنیا آمده باشد معمولا مسلمان میشود حالا بعضی ها چطور میخواهند که از وی یک ضد دین بسازند. ما متاثر از محیط خود هستیم وباورهای پدران مادران و اطرافیان خود را براحتی لااقل در سن های پایین قبول میکنیم.

پدرمادری که از مثلا دین اسلام صدمه زیاد خورده اند و مثلا مجبور به ترک میهن گشته ویا کار و زندگی خود را به این بهانه که مثلا دیندار نیستند از دست داده اند مسلم است که فرزندان آنان عملا ضددین اسلام خواهند شد. زیرا این تصور در آنان هست که اسلام زندگی آنان را ازهم پاشیده است. ما در هر بستری که زندگی کنیم معمولا از آن نوع تمایلات داریم که دیگران و اطرافیان ما داشته اند. بعضی وقتها زندگی در یک محیط دیگر ممکن است که تمامی باورهای قبلی مارا از بین ببرد.

آتاتورک بی حجابی را در ترکیه امروزی خیلی آرام و بدون زور پیاده کرد و کاملا اختیاری بود. البته من این را خوانده ام ولی رضا شاه آنرا با زور در ایران پیاده کرد. وقتی دانشجویی از کشورهای ما به غرب میرود فکر میکند که همه آنان بی بند بار و هرکی به هرکی هستند. مثلا اگر دختری از وی تقاضای رقص کند یا اورا ببوسد فکر میکند که این دختر عاشق دلخسته اوست در حالی در تمدن آنان بغل کردن ودرآغوش گرفتن و بوسیدنهای کوتاه تنها یک رسم دوستانه است نه یک راه عاشقانه.

شاید در کل دنیا غارتگران و شیادان بین المللی با داشتن سرمایه های افسانه ای از همین اختلاف تمدن ها و دینها و بی دینها سو استفاده های کلان میبرند تا بتوانند سلاحها و مواد منفجره و مخدر خود را بفروشند و با گرفتن حق بیمه های کلان مردم را غارت نمایند.

متاسفانه ماهم این شگرد آنان را متوجه نیستیم و نمیدانیم که آنان از جمله معروف تفرقه بیانداز غارت کن حکومت کن سو استفاده میکنند. مشگل اکنون ما بی دینی با دینی و یا داشتن افکار مختلف و توجه به مکتب های اجتماعی و مذهب های گوناگون نیست بلکه مشگل ما نداشتن تحمل و تساهل با هم است. ما بجای اتحاد برای مسایل مهم تر به جزییات و مسایل فرعی چسبیده ایم و مسله های کلی را کنار گذارده ایم. مثلا یک جوان آریایی یا افغانی و یا خراسانی که هرسه نام یک کشورهستند از غارت میلیارد دلاری کشورش آنقدر غیرتی نمیشود که از دیدن دست دادن یک زن آریانایی با یک مرد؟ محرومیت های جنسی که شاید برنامه ریزی هم شده باشد تمامی فکرهای جوانان مارا به مسایل جنسی منحرف کرده است و جلق زدنهای بیشمار آنان را تقریبا روانی کرده است. خشم همراه با جنون جنسی آنان را به پدران ومادران و دیگران که با آنان زندگی میکنند بعضی موقع ها غیر قابل تحمل است. متاسفانه سیستم های ما با کنار گذاردن این مشگل جوانان و بی اهمیت کردن آن و یا حتی تابو نمودن آن هیچ کمکی به حل این مشگل نمی کنند. گرچه اسلام هم با قراردادن ضیغه خواسته است که این مشگل را طوری حل کند ولی مردمان ما به ضیغه یا ازدواج محدود و آسان راضی نیستند و آنرا قبول ندارند. وحتی آنرا نوعی فاحشگی میدانند. کما اینکه مثلا روحانیون ثروتمند و با نفوذ که این مطلب را ادا میکنند خودشان حاضر نیستندکه مثلا دخترانشان صیغه شوند.

انتقاد کردن بسیار آسان است ولی حل کردن مشگلها دشوار. اینک همه ما میدانیم که فساد و روشوه خواری یکی از عاملهای پیشرفت شده است. اگر کسی دزدی کند رشوه بگیرد اگر دستش رو نشود به زرنگی مشهور میشود. ولی اگر دمش به تله بیفتد آنوقت است که مثلا رسوا میگردد. بیشتر کسانی که سرمایه های کلان دارند اگر متخصص های بسیار کمیاب نباشند از راههای مثلا غیر قانونی مثل احتکار دزدی رشوه خواری کم فروشی یا گران فروشی و بند بست این ثروتهای غیر مشروع را جمع آوری کرده اند . فرزندان آنان در کمال راحتی و رفاه بسر میبرند واحترام اجتماعی آنان هم محفوظ است. مسلم است که این فرزندان از کشیدن محرومیت ها برکنار هستند و همه چیز برای آنان مهیا است. اگر کمی عقل داشته باشند راه زندگی خوب برای آنان هموار است و اگر به دام اعتیاد نیفتند میتوانند زندگی خوبی داشته باشند. مثلا با گرفتن معلمان خصوصی حتی لیسانس و دکتری هم بگیرند خانه های مجلل داشته باشند و در کنارشان همسرهای زیبا هم رفت آمد کنند.

من دیده ام که مثلا پسری با تمایلات بسیار مادی و غیر مذهبی و به نوعی افکار کمونیستی با یک دختر مثلا کشیش ازدواج کرده است و آنان با داشتن فکرهای کاملا متضاد یکدیگر باهم در کمال رفاه و آسایس و تساهل زندگی میکنند. در صورتیکه یا دختر مثلا شیعه که با یک پسر سنی از طبقه متوسط عروسی کرده است مدام دعوای مذهبی دارند.
متاسفانه تمامی اختلاف ها و تفرقه ها مخصوص ما طبقه متوسط و فقیر است که طبقه های سوپر ثروتمند باهم متحد در غارت های بین المللی هستند. درحالیکه ما به عنوان مثلا بهایی مسلمان مسلمان و یهودی ترک فارس عرب عجم بی دین با دین و...رشتی و تهرانی لر کرد ترک کرد و... باهم در ستیز هستیم آنان به ریش همگی ما میخندند و براحتی تریلیونها دلار اسلحه و مواد منفجره و مواد مخدر خود را بما میفروشند ومستقیم و غیر مستقیم مارا تشویق به برادر کشی و جنگ نزاع تحریک میکنند.
ما همه وابسته به گذشته خود بوده و با تاثر از باورهای خود به نبرد باهم می پردازیم در صورتیکه همه چیز عملا مطلق نیست و تابع شرایط است و بستگی به نوع زندگی و روش مردم و تمدن وباورهای مردمان دیگری دارد. در گذشته بنا به بعد مسافت هر ملتی و هر کشوری تقریبا از هم جدا بود وهرکسی راهی را میرفت. ولی اکنون علاوه بر نفوذ غارتگران بین المللی بر دنیا که یک درصدیها هستند و بیش از 40% منابع و ثروت دنیا را در اختیار دارند و میخواهند هم داشته باشند وبرای این منظور از اختلافهای ما سو استفاده کرده مارا در مقابل هم به صف آرایی تشویق میکنند ووسایل آنرا در اختیار ما میگذارند با سو استفاده از وسایل ارتباط جمعی که در دسترس آنان است هرچه را که بخواهند به ما تلقین میکنند. و با دادن اطلاعاتی که میخواهند برای ما راه رسم میسازند. از دیندار خرافاتی گرفته تا دیندار مثلا روشنفکر از بی دین خرافاتی گرفته تا بی دین تحصیکرده و روشنفکر همه به نوعی زیر سلطه آنان هستیم. چرا زیرا آنان ثروت دارند اتحاد دارند بعضی از مارا به دورن خود راه میدهند مارا استخدام میکنند تا دیگران را سرکوب کنیم. دینها را علیه دینها بکار میگیرند وبی دینها را علیه با دینها به خدمت میبرند.

نژادها راعلیه هم آموزش میدهند و ملتهای را برضد هم تحریک میکنند. تا آتش نفاق و جنگ شعله ور باقی بماند ومردم در آسایش و رفاه نباشند تا به غارت آنان پی ببرند. آنان افرادی ابله و بی شعور را به مقامات عالی میرسانند تا مردم را به خرافات و بیسوادی و ظلم جور رهنمایی کنند. دیوانه ای چون هیتلر را بجان یهودیها می اندازند و آنان را قتل عام میکنند. دیوانه دیگری را علم میکنند تا مردم را نابود سازد استالین را پرورشی میدهند تا به کشتن مثل آب خوردن بنگرد. دیوانه دیگر هم که معرف حضورتان هست و احتیاج به تکرار نیست.

در آفریقا عمل جنسی کاملا یک مساله عادی هست و هر پسری خواست میتواند به سمت دختری برود و دختران هم آنطور تربیت شده اند که نه نمیگویند. آبستن شدن دختران هم برای پدرمادرها عادی است مثل مثلا آب خوردن. در خاورمیانه این عمل به کشتن وسنگسار کردن همراه است و هیچ پدر مادری حاضر نیست به دختر حامله شده خود بدون ازدواج کوچکترین رحمی کند شاید استثناهایی باشند. در غرب دختر و پسر بایست همدیگر را بشناسند تا به سکس بپردازند و به راحتی آقریقیا نیست.

درهند خانواده دختر برای دختر خود همسر پیدا میکند وبرای داماد خرج میکنند در خاورمیانه عکس این است. و در سایر کشورها نوعی دیگر. حالا آیا بایست سر این معیارهای قرار دادی ما باهم به نزاع و قتل هم بپردازیم؟ آنچه در مثلا خاورمیانه فاحشگی میتواند نام بگیرد در مثلا غرب کاملا عادی است و در آفریقیا کاملا طبیعی میباشد. حالا یک پسر جلقو خاورمیانه با آن همه عقده های جنسی چطور میتواند توسط غارتگران به تروریستی بیرحم تبدیل شود که دیگران را براحتی مثلا برای اینکه بهم دست داده اند یا همدیگر را بوسیده اند بکشد؟ غارتگران بین المللی از این اختلاف تمدنها سو استفاده های میلیارد دلاری کرده میکنند و تا مادامیکه ما باهم متحد نباشیم خواهند کرد. حمله به معیار های دیگران مشگلی را حل نخواهد کرد. ما بایست معیارهایمان را برای خودمان و یا کسانی که به آن عقیده دارند نگه داریم وگرنه کار همین است که هست.

تنها راه رهایی ما علم دانش تحصیل کردن تساهل داشتن و باهم مدار کردن است وگرنه همه ما آدمکهایی خواهیم بود که آب به آسیاب دشمن غدار میریزیم. و آلت دست همان غارتگران میلیارد و تریلیون دلاری شرق غرب شمال جنوب خواهیم بود. یادتان باشد که آنان متحد هستند و ما متفرق. هی برای هم شمشیر نکشیم بلکه با دوستی و علاقه مشگلهای بین خودمان را حل کنیم و مقلدهای بی شعور آنان نشویم که از همه سو استفاده خواهند فرمود. احترام عدالت وتساهل و تحصیل و گذشت تنهاراه هایی است که میتواند مارا از بردگی و بره گی برهاند. کنار نهادن خرافات و قبول نسبی بودن معیارها اصلی کلی است.

SahameddinGhiassi

Sahameddin Ghiassi Saham Ghiassi

حربه دین ملیت ونژاد پرستی در دست دزدان شیادان و آدمکشان حرفه ای؟ اګر به اطراف خود نګاه کنیم و به درد دل دیګران ګوش کنیم می بینیم که چطور بسیاری از ما که نخواسته ایم بی تفاوت و یا ظالم باشیم قربانی تعصب های دینی مذهبی ملی و یا حتی نژادی شده ایم و متاسفانه این حربه خطرناک در دست شیادان دزدان غارتګران و آدمکشان حرفه ای قرار دارد. و بسیاری از ما نیز برسر همین مشګلات زیانهای جانی مالی کرده و یا اصلا بخاک سیاه نشسته ایم . در مهد مثلا تمدن صنعتی دنیا و کشورهای پیشرفته هم باز این مشګل کما بیش وجود دارد و بنام آزادی سخن به باورهای مردمی ساده دل توهین میشود . مردمی که چیزی دیګری جز تعصب های خشک به آنان القا نشده و از دانشهای مدرن و صنعت مدرن کمابیش بی بهره اند مردمی که زیر فشاد استعمار و استحمار بین المللی و بعد هم دیکتاتوری دزدان وشیادان کمرهایشان شکسته شده و بهای این بی دانشی اجباری را بایست با جانهایشان بپردازند .
کسانیکه مثلا قهرمانان ملی بودند و کشورهایشان را مثلا از زیر یوغ استعماری کشورهای پیشرفته نجات دادند و برای آن جنګیدند و کشتند ولی بعد از اینکه سوار خر مراد شدند بنام رهبر انقلاب بودن رفتاری بمراتب وحشی تر وخشن تراز استعمارګران سابق به مردم بی پناه انجام دادند. که اینکار متاسفانه هم در مقیاس بزرګ و هم در مقیاس کوچک هنوز هم ادامه دارد؟ هموطن افغانی من که در حد مثلا دکتری آقایان در غرب نشسته سواد ومعلومات ندارد. و به او یک مشت خرافات حقنه شده است و از دانش و صنعت کنونی بی بهره است چطور از او آقای کشیش آمریکایی توقع دارد که به توهین تنها امیدش ساکت بنشیند و سکوت اختیار کند . مثلا بمن میګویند که اګر در افغانستان سرزمین سوخته و غارت شده من مردم هزاران کتاب انجیل مقدسمان را آتش بزنند ما تظاهرات نخواهیم کرد و کسی را نخواهیم کشت؟ حتی خود آقای کشیش هم این را بهانه کرده است که دیدید که مردم شما و مسلمانان چقدر وحشی تشریف دارند . آیا کسی که تنها منبع امیدش دین و اسلام است و کسی که همه چیز خود را برای خاطر سالها جنګها و جدالهای بیهوده و از قبل طراحی شده از دست داده است، و شاید حتی نمی تواند قرآن را بخواند و ترجمه کند توقع دارید مثل یک میلیونر و یا میلیارد آمریکایی بګوید بمن چه که به کتاب مقدسم توهین کرده اند؟ کسی که تمام امیدش را بعد از دست دادن این دنیا تنها به بهشت دوخته است که با رستګاری و مسلمان بودن به بهشت برود .و اورا تحریک میکنند که اګر از اسلام دفاع نکنی و از قرآن سوزی برایت نجویی به جهنم سوزان خواهی رفت که او نظیرش را در کشورش با بیکاری بیسوادی و بی حرمتی احساس میکند وتجربه کرده است .
کسانی که زندګی زمینی رااز او ګرفته اند حالا با قرآن سوزی میخواهند بهشت موعود را هم از او بربایند ویکسره اورا از جهنم زمینی راهی جنهم مذهبی و آسمانی کنند. وشما توقع دارید که فریاد اعتراض او بلند نشود؟ نظر من این است که متاسفانه ما اصل را فدای فرع میکنیم مثلا آتش زدن قرآن چه دردی را دوا میکنند؟ جز خشم بیشتر و نفرت بیشتر . ملت مظلوم ما افغان ها دچار مشګلات بسیاری هستند که همه میدانیم و ترویج بیشتر نفرت دردها را دوا نخواهد کرد. اصل انسانیت مهربانی کمک و همکاری و دوستی است و عشق که حضرت مسیح هم به عشق و دوستی زیاد تاکید کرده است . ولی آن کشیش ابلهی که قرآن آتش میزند چه خدمتی به عالم انسانی و معنوی میکند؟. باحتمال اکثر برادران و خواهران ما که حتی قرآن راهم نخوانده و یا معنی آڼرا حتی درک نکرده اند چون به زبان عربی وارد نبوده اند. ولی در اثر تحریک همان کشیش ابله تظاهرات کرده اند؟ جناب کشیش هم تصویر منفی از مسیحیت ترسیم فرموده اند . درست مثل کسانیکه که حتی یک کتاب بهایی یا بابی نخوانده اند و حکم به ضاله بودن این دین میدهند و یا میکنندو یا مومنان ای دین را کافر و ...؟ دینها ظاهرا برای تسکین آلام بشری مثلا ظهور کرده اند نه اضافه کردن آلام بیشتری برای مردم؟ آیا این تقصیر مردمی است که مقلد نګاه داشته شده اند و تمامی فکرشان به این است که آقا چه میګوید؟ و اګر آقا خریداری شود و برای منافع ابرقدرتها بخدمت ګرفته شود تکلیف مقلدان مظلوم چه میشود؟ مشګل ما جهل است خرافات است بیسوادی است و تمامیت خواهی و غرورهای ناشی از بیسوادی است .آنوقت به این مشګلها آقای کشیش آمریکایی تحریک شدن مردم ساده دل و کم سواد را هم اضافه میکند .که ساده دلان برای از دست ندادن بهشت مجبور هستند بنا به توصیه رهبرانشان اعتراض هم بکنند؟ مشګل دیګر ما بیکاری تورم نداشتن دانشګاه و مدرسه های تخصصی و فنی است و نیز مشګل نداشتن رهبران تحصیکرده فهمیده ودلسوز و سالم که تنها فکر منافع خودشان نباشند و جیبهای خود و حسابهای بانکی شان را تلنبار از دلارهای نفتی و غیرنفتی نکنند؟ مشګل ما شیوخ میلیاردی هستند که با ثروتهای نامشروع کشورهای مارا فقیر تر کرده اند و آن ثروتهای نجومی را به غرب سرازیر کرده اند عوض اینکه برای ملت خودمان دانشګاه کار و رفاه ایجاد کنند که این ثروتهای باد آورده غارت شده هم در نهایت به جیب اربابان اصلی اروپایی و آمریکایی خواهد سرازیر شدن؟
ری نداشته و ندارند و وابستګی ظاهری آنان به دینها و جانماز آبکشی هایشان هم برای خر کردن دیګران است وګرنه کجای قرآن نوشته شده است که مسلمان بودن هرکس با توهین به دینهای دیګر قابل قبول است. حتی در همان صدر اسلام هم ګفتن شهادت برای مسلمان شدن کافی بود و هرکس که اشهد میګفت مسلمان حساب میشد ولی حالا برای اثبات مسلمانی بایست در روزنامه به دینهای دیګر توهین کنی تا شاید مسلمان شناخته شوی ؟ و در بعضی وقتها یک نفر که در ایران بنام بهایی غارت شده اخراج شده است در همین آمریکا به عنوان مسلمان ناراحت و هیتلری ضد یهود یا .. باز هم مورد غارت و بی مهری قرار میګیرد که می بینید که حتی بعضی از بهاییان هم که آنهمه دستورات مدرن و خوب دارند باز در موقع ضرورت از همتایان مسلمان خود در بی انصافی غارت و بی مهری چیزی کم نمی آورند؟ یادم میآید هنګامیکه در آلمان دانشجو بودم آلمانی ها اتاق هایشان را به خارجی بخصوص خاورمیانه ایها اجاره نمی دادند و دلیل شان هم این بود که اینها اینجا میآیند کثیف هستند دختران ما را حامله میکنند و بعد میروند و حالا تاوان و یا خسارت کسانی که اینکار هارا کرده بودند بایست دانشجویانی دیګری پس بدهند که تنها برای تحصیل به آلمان آمده بودند نه برای حامله کردن دختران مثلا دست دلباز آلمانی؟
یک روز هم پرفسور آلمانی سرکلاس میګفت شما شرقی ها اینجا میآیید و از دانشګاه های ما استفاده میکنید که خودتان ندارید از زندګی خوب ما استفاده میکنید از غذای خوب ما استفاده میکنید بعد هم دختران بی ګناه مارا که با عشق و علاقه بسوی شما آمده اند حامله میکنید و بعد هم با ګرفتن مدرک خود مارا ترک میکنید و میروید تا در کشور خودتان دوباره با یک دوشیزه دست نخورده ازدواج کیند؟ بودندبسیاری از دانشجویان خاورمیانه ای که نتوانستند اتاقی اجاره کنند و مدتها در هتلهای ازران قیمت ماندند ولی درنهایت مجبور شدند که کشور آلمان را بدون دریافت مدرک ترک کنند زیرا آلمانهای چوب دیګران را به بدنهای آنان میزدند و آنان بایست جریمه دیګران را بپردازند و تحصیل خود را نیمه کاره رها کنند و برګردند خوب مسلم است که دانشجویان ثروتمند همان رویه سابق را ادامه میدادند و ګناه کارهایشان به پای دیګران هم نوشته میشد . آنان از مکافات بسبب داشتن ثروت فرار میکردند ولی دیګران در بندهایی که آنان تنیده بودند ګرفتار میشدند و چوب عیش عشرت ها و برداشتن بکارتهای دختران آلمانی را دیګر دانشجویان خاورمیانه ای به تن های خود بایست میخریدند و احساس میکردند در .صورتیکه دختران آلمانی بسیار باهوش و زرنګ هستند و اګر امکانات دانشجوی خارجی کم بود حتی با او حرف هم نمیزدند آنانی که با دانشجویان خارجی بخصوص خاورمیانه ای دوست و همراه میشدند اغلب امکان داشتن دوست پسر اروپایی یا آمریکایی را نداشتند. خوب می بینید که کسی دیګر کاری زشت کرده و کسی دیګری تنبیه شده است . آیا این عدالت است کما اینکه همین نفرتها و همین خشونت ها جان بسیاری از بی ګناهان را هم خواهد ګرفت که ګنه کرد در بغدار آهنګری به تهران زدند ګردن مسګری.
ملتهای ما از یک طرف بایست بخاطر داشتن نفت و مواد اولیه خام بار غارت و سیاستهای خشن دولتهای استعمار ګر را بدوش بکشد و از طرف دیګران دیکتاتوران مثلا ملی و محلی برای غارت مردم را مورد آزار و اذیت قرار میدهند تا سرمایه هایشان را غارت وخودشان را بکشند. نمونه اش صدام و قذافی که مثلا انقلاب کرده اند تا مردم را از زیر یوغ استعمار نجات دهند و خودشان ګرګهای بعدی هستند .ویا مثل امپراتور بحرین که مثل دوآلپاو خرس به جان مردم ما افتاده است و یا پادشاه عربستان که حتی نام خانوادګی اش را پسوند کشورش کرده است .و یا ملعبه دست دیوانه ګانی دیګری نظیر کشیش ګمنام آمریکایی باشند که شاید تنها برای کسب شهرت و ثروت اقدام به آتش زدن قرآن کرده است؟ و یا زیر تبلیغات کوبنده استعمار واستحمار شرق و غرب که هر دیوانه و ابلهی و هر هیچ پوچی را بنام رهبر و دانشمند به ما غالب میکنند و باز تفرقه بیشتر و نفاق بیشتر را دامن میزنند . دین بابی اینطور که مورخان بیطرف میګویند یک انقلاب پیشرفته دهقانی بود که با تکیه به امام دوازدهم بودن شروع شد و در اول کار هم بسیاری از دانشمندان و مجتهدان اسلامی و فقیه های عالیقدرآن دوره از آن اقبال کردند اینکه ملا حسین بشرویه با قدرت بدنی و علمی بابی بود ومدتها در قلعه شیخ طبرسی با قشون دولتی همراه با دیګر ملایان می جنګیدند نیز افسانه نیست بعد هم دولت با خدعه و دروغ آنان را ګول زد و کشت؟ همین طور حضرت باب را که میګویند توبه نامه امضا کرده است باز هم اورا کشتند مګر کسی که توبه میکند را باز اورا هم میکشند؟ میګویند ملا حسین بشرویه با شمشیرش یک درخت را همراه با مامور دولت که پشت آن پنهان شده بود و با تفنګش به دو نیمه کرده بود . و یا از علم و دانش و سخنوری طاهره که باز بابی بوده است تاریخ ګواهی میدهد زنی که در آن سالهای تیره و تار که مردم غرق در خرافه ها و جهالت بودن ترک حجاب کرد و بی پرده به میان مردان آمد و با آنان به بحث های علمی می پرداخت که همه آنان به دست ناصرالدین شاه دیوانه هشتاد زنه قتل عام شدند؟
حضرت بهاالله هم که بعد از حضرت باب پیشوا شد با دستورهای پیشرفته به پیش آمده بود مثل طرح دیوان بین المللی عدالت خانه یا دادګاه های بین المللی داشتن زبان بین المللی تساوی زنان و مردان، تعدیل معیشت عمومی رهبران ابله دیوانه ما که نظیرشان اکنون دامن ګیر خودتان هم شده اند جز غارت کشتار و دزدی و فساد هنری دیګ و سهیم شدن کارګران در سود های کارخانه ها. تعلیم و تربیت عموی و مجانی صلح عمومی و اینکه اګر دین مایه نفاق و ناراحتی است بی دینی بهتر است و ای دوست در روضه قلب جز ګل عشق مکار. و یا ترک تقلید و دانش آموزی و تحری یعنی جستجوی حقیقت و ارج نهادین به استادن سخن نظیر سعدی و حافظ و مولوی و... که همه برای پیشرفت کشور های عقب افتاده بسیار مهم بوده اند و اګر دقت کنید این طرحها پیش از حتی مطرح شدنشان و اجرا شدنشان در غرب پیشرفته در شرق افسانه ای ازآنها ګفته شده و نوشته شده بود حالا من نمیدانم که به چه عنوانی همه این ها یعنی آقایان فقها یا بعضی از آنان اینها را ضاله میدانند؟ تنها سخن درستی که من شنیدم این بود که آقای دکتر شهابی ګفت که اګر حضرت بهاالله به تعصب عمیق اسلامی مردم توجهی میکرد که مردم عامی و بیسواد این تعصبات وخرافات تا مغز استخوانهایشان رسوخ کرده بود و این تعصب و خرافه رخنه درتمامی اعضای کشوری هم نفوذ کرده بود .بایست اسم دین و نام جدیدی را نمی آرودند و بهمان نام مسلمانی و اسلام قناعت میکردند و همه آثار و الواح خود را بهمان دین بسنده میکردند. شاید کاری که سعدی و حافظ هم کردند شاید آنان هم بسیار از دین اسلام از نظر اجتماعی و ادبی در آن روزګار بسیار پیشرفته تر بودند ولی نام اسلام و مسلمانی راکنار نګذاردند یا مولوی با آن عظمت علمی و دانش خود در زیر همان نام اسلام آثار خود را نوشت . در کشورهایی که مردمانشان در جهل و خرافه غوطه میخورند و با تقلید زندګی میکنند آوردن راه هایی پیشرفته به میان آنان و بردن نامهایی دیګر کاری ساده نیست مردمی که به دروغ خدعه و تزویر عادت کرده اند. نشان دادن علوم جدید به آنان با ناراحتی ممکن است روبرو شود درست مثل همان کسی که مار را مینوشت و آنکس که تصویر مار را میکشید؟
درست مثل کسی که هیچ معلومات بهایی یا بابی ندارد و هیچ کتابی از آنان نخوانده است ولی با نهایت اصرار آنان را فرقه ضاله میخواند . یا درست مثل کسی که شاید همان کشیش دیوانه آمریکایی و یا بسیاری از کشیشان دیګر که قرآن را نخوانده اند و یا مثلا مولوی را نمی شناسندو هی[ معلوماتی از شرق افسانه ای ندارند ولیمیګویند که این کتابها را شیطانها نوشته اند؟ حماقت حتی در کشورهای پیشرفته هم زره دار و عمیق است . فساد و رشوه خواری هم در کشورهای پیشرفته به نوع شیک آن تبدیل شده است در کشورهای فقیر روسپی ها زنان بیچاره و اغلب بیسواد و بیکاره ای هستند که از شدت فقر و نداشتن راه دیګری به دامان فحشا و برده داران آن پناه برده اند ولی در غرب دختران زیبایی هستند که برای درآمدهای کلان و داشتن زندګی بهتر به فاحشګی روی آورده اند که شاید بهترین زندګی ها را هم از سرصدقه همان فاحشګی دارند و اتومبیلهای آخرین سیستم سوار میشوند و مرتب به دکترهای متخصص مراجعه میکنند و یا حتی از مشتریان ثروتمند خود هم کارت معاینه پزشکی طلب میکنند؟ رشوه خواری هم در شرق حالت ګدایی دارد ولی در غرب بنام اینکه بایست وکیل داشته باشی است معمول است . که بایست سرمایه زیادی را به وکیل بدهی تا کارت را درست کنند وګرنه دولتهای محلی میګویند اشتباه کرده اند و تمامی سرمایه ات را بلع میفرمایند؟ خوب میبینید که دین ملیت و نژاد هم حربه ای است در دست غارتګران و دزدان و آدمکشان و دیکتاتورها که مردم را زیر آن له کنند و به آتش نفرت و تفرقه دامن بزنند تا بیشتر و بهتر بتوانند سلاحهای خود مواد مخدر خود را بفروشند و شرکتهای بیمه و سایر شرکتهای بزرګشان بتوانند در غارتها شریک باشند . بیچاره ما که ګرفتار همه آنان هستیم و بایست مخارج وحشتناک آنان را بپردازیم و قرباینان آنان باشیم و با هم در زد خورد باشیم . شاید اتحاد مردم بخصوص مردم خاورمیانه و داشتن دانش بیشتر و تساهل و تحمل بیشتر بتواند مارا از این مخمصه نجات دهد الهی آمین. امیدواریم که همه به خوبی و انسانیت چنګ بیاندازند نه به فرعها. که دینها و مکتبهای اجتماعی برای این درست شده اند که دردهای بشر را تسکین دهند نه اینها به این دردها مواردی ناراحتی و دردهای تازه هم اضافه بفرمایند اینهم یک حوری زمینی شاید هم آسمانی که به دیدار مقبره میرود خوب دست ما که به حوری بهشتی نمیرسد این نقد بګیر دست از آن نسیه بدار؟
کشورمارا پاره پاره کرده اند و اکنون هم سعی دارند مردم ما را بر علیه هم ګروه بندی کنند و اینکه بزرګان ایران بزرګ را میخواهند بین ما مثلا تقسیم کنند؟ خوب این هم یکی دیګر از دست آورده های استعمار است و بس
ابن سینا مربوط به تمام مردمی هستند که در قدیم در ایران بزرگ و یا امّپراتوری ّپارس زندگی میکردند ماهمه یک ملت هستيم ودستهای استعمار واستحمار ما از هم جدا کرده است تمامی کشورهايی مثل افغانستان تاجیکستان ازبکستان ترکیه و سایر کشورهایی که در قدیم یک کشور بودند همانقدر به برزگان خود بایست افتخار يکنند که مردمی که در ایران کوچک شده امروزی و سیاسی امروزی زندگي میکنند؟ دعوی سر افتخارات همه مردم ایران زمين قديم شاید تنها به نفع استعمار گراني باشد که میخواهند بیشتر از این بین ما تفرقه بیاندازند وگرنه تمامي خاورمیانه شايد با هم مخلوط شده و یک نژاد باشد کشورهایي که تازه تاسیس شده اند و حتی اسم خانوادگی یک خاندان هم به آخر اسم آنان اماله شده است همگی ساخته و ّپرداخته دست استعمار هستند مثل کشور عربستان سعودي فک فامیل يک خانواده که باکمک استعمار بین المللي به پادشاهی رسیده اند وی ا امّپراتوری بحرين که ساخته دست استعمار سرخ و سیاه است تا ما باهم متحد نشویم امکان ّپبیشرفت نخواهیم داشت آیا غیر از این است

SahameddinGhiassi

Sahameddin Ghiassi Saham Ghiassi

متاسفانه نفرت های کور است که کشورهای مارا برباد داده است اتحاد دوستی و فراموش کردن ګذشته های پردرد. همه ما برادریم و همه ما خواهران و برادران هم هستیم. در میان همه قومها و ملت ها بد خوب هستند.
.مشګل ما مشګل تعصب های کور است که متاسفانه بین ملتهای ما انداخته اند خودشان متحدند و ما متفرق ولایات متحده آمریک اتحادیه اورپ ولی ما امپراتوری بحرین کشورهای برضد هم تحریک شده کردستان و... چاره درد ما فقط اتحاد انسانها ست بدون دست داشتن دزدان و غارتګران بین الملی محلی و ملی؟
ما نباید که دزدی و فساد یک جمع را بنام یک ملت بنویسم. ملتهای ما جدا از طبقه هایی هستند که دزدی و فساد میکنند و یا بمردم ما خیانت. مردم ما بایست با هم متحد باشند و برای خاطر یک مشت دزد و فاسد همه ملت را دزد و فاسد بدانند و نفرت بین ملتهای مارا پخش کنند. در میان همه مردم همه جور آدمی یافت میشود. دزد افغان وجود دارد افغان فاسد هم هست نوکر های استعمار بین المللی هم افغان هستند و هم سایر ملت ها. افغانهای والا و انسان ومردم دوست و وطن پرست هم کم نیستند. همینطور در بین سایر ملتهای ما. ایران نام یک فلات قاره ا ی است و نام یک گروه نیست. در ایران بیش از یازده ملت زندگی میکنند و یازده زبان دارند. کردها در بیش از پنج کشور پراکنده هستند.پارسها در بیش از ده کشور پراکنده هستند. بیایید در اتحاد بسر ببریم تا مشگل ها حل شوند. تمامی کشورهای ما از قزاقستان گرفته تا عراق همه یک ملت هستند که از ملتهای گوناگون ترکیب یا تشکیل شده اند. بیایید که با فراموش کردن دردها با هم همکاری کنیم و کشورهای خود را دوباره بسازیم. ممکن است ملتهای ما را برضد هم تحریک میکنند. ورگرنه چنگیز خان چه ربطی به الان دارد مگر پسر را برای جرم پدر زندان میکنند. که ای اهل عالم همه برگهای یک درخت هستید و گلبرگهای یک گل. نگذاری که یک مشت شیاد و قالتاق و آدمهای حریص و دزد بر ماحکومت کنند و مارا برضد هم بشورانند تا خودشان از آب گل آلوده شده ماهی بگیرند کاری که کرده اند بما تفنگ داده اند تا همدیگر را بکشیم؟ بین ما نفرت پراکنده اند تا باهم متحد نباشیم. دزدان محلی و پادوهای ملی و محلی شان را برما حاکم کرده اند تا نفرت بما تزریق کنند. سرمایه های ملی مارا غارت میکنند و جوانان مارا به سکس اعتیاد بی کاری بی دانشگاهی مشغول میکنند. غیرتهای کور را به جوانان ما تزریق کرده اند تا آنان از اصل دست برداشته به فرع بپردازند. پیکان های خود را به تعصب دزدی فساد غارتگری حرص طبقه های حاکم متوجه کنید نه به مردم بیگناه قربانی شده ما؟




چه تازی چه پارسی همه ما به نوعی قربانی هستیم آیا آن شیخ عرب که سوار اتومیبل ساخته شده از تلا میشود و با هواپیمای ساخته شده از تلا پرواز میکند و درقصرهای سلطنتی در گرمابه های ساخته شده از عاج فیل غسل جنابت میکند و مه رویان همه دنیا را در قصرهای خود گردآوری کرده است تازی است یا آن دانشجوی تازی عرب که در آمریکا ظرف شویی میکند تا مخارج تحصیل خود را بدهد؟ آیا آن کسانی که میلیاردها دلار سرمایه ملی مارا غارت میکنند ایرانی هستند یا آن جوانی که با پاک کردن توالتهای آمریک درس میخواند؟ تقسیم بندی تازی پارسی عرب عجم ترک کرد و... اشتباه هست. ما یک ملت هستیم که از ملتهای بسیاری تشکیل شده ایم. حمله به ملیت ها اشتباه است ولی حمله به دزدان و دغلان و شیادان خوب و عالی. مشگل ما مشگل تازی پارسی نیست مشگل یک مشت دزد است که در زیر عبای اسلام پنهان شده اند. همه ملت های خاورمیانه آسیای میانه و شمال آفریقا یک ملت هستند که از ملت های بسیاری تشکیل شده اند. گفتن و تاختن به تازی یعنی عربها راهی کور است. آنان هم مثل ما غارت شده اند توسط همان کسانی که از حربه دین همچون دشنه ای برای غارت مردم سو استفاده فرموده اند.

مشگل در اینجاست که این خود ما هستیم که دیکتاتور هستیم ویا دیکتاتور پرور. نبرد ما هم با مشگل نیست بلکه با باورهای دیگران است که ما باورهای خود را درست و صحیح می پنداریم و پندارهای دیگران را غلط و غیر قابل قبول. اسلام گفته است که طلب علم بر هر زن و مرد مسلمان فرض و واجب است. آیا رهبران مثلا مذهبی اینکار را میکنند یا کشورهای اسلامی پراز بیسواد کم سواد است؟ رهبران کشورهای اسلامی سرمایه های ملی را خرج خودخواهی های خود میکنند یا شهوت رانی کیف عیش و نوش و سوار شدن بر ماشین های ساخته شده از تلا. و مردم هم از کمبود سواد و داشتن خرد کافی در رنج و عدابند. حتی اگر به کشورهای مثلا پیشرفته بروند باز سرمایه های ملی کشورهایشان آنان را حمایت نمی کند بلکه دربست این سرمایه در اختیار قلدران و غارتگران ملی محلی و بین المللی هست که با هم دست به یکی کرده و مردم را غارت میکنند. یا اسلام گفته که اگر علم در کشور چین هم تعلیم داده میشود بایست مسلمانان به آنجا بروند. آیا رهبران کشورهای اسلامی از دانشجویان حمایت مادی و معنوی میکنند؟ یا اینکه سرمایه های ملی را تاراج مینمایند و آیا بایست این مشگل را بحساب اسلام نوشت یا مردم دزد و غارتگری که از حربه دین اسلام سو استفاده میکنند.

ماهم که همه مثل قهرمانان دون کیشوتی مشغول جدال با آسیاب هستیم. در صورتیکه مشگل در جایی دیگر است. ریشه فساد بایست از بین برود. بی تفاوتی ظلم حرص آز دزدی رشوت خواری بیسوادی جهل تعصبهای کور نداشتن حداقل زندگی غارت های میلیارد دلاری از سرمایه ها مردم وملتهای ما. این است که تقسیم مردم به تازی پارسی و غیره شاید درست نباشد زیرا در همه ملتهای بد خوب ها هستند و این است که بایست تقسیم بندی به این ترتیب باشد دزدان دغلان غارتگران و سایرین که متاسفانه سایرین برضد هم گروه بندی تقسیم بندی شده و فعلا بجان هم افتاده اند تا دزدان و دغلان و غارتگران بی مشگل مشغول غارتگریهای خویش باشند.

برای روشن شدن موضوع چند مثال میزنم. کامیونی به ماشین پیکار سواری خورد و آنرا له لورده کرد. شوفر کامیون پایین آمد من اورا گرفتم زیرا میخواست فرار کند و از دادن خسارت شانه خالی نماید. صاحب پیکان پیدایش شد ولی در عقب ایستاده و به کمک من نیامد گویی من بایست از مال او دفاع کنم و او ساکت در گوشه ایستاده باقی بماند. بعد از زد خورد مفصلی که حتی راننده کامیون برای من چاقو هم کشید مردم جلو آمده و بیمه نامه وی را گرفتند. و در ضمن مردم میگفتند که راننده پیکان چه مرد آقایی بود حتی جلو هم نیآمد؟ شب هنگام راننده کامیون همراه با صاحب پیکان به درب خانه من آمدند که آیا من میتوانم پولی به صاحب پیکان بدهم؟ آیا ملتی که این چنین بقولی زرنگ است و میخواهد حتی خسارت را هم از کسی بگیرد که هیچ ربطی به موضوع نداشته و خواسته است که تنها کمک کند میتواند به استقلال برسد؟ عملا به من و امثال من میگویند که اگر بی تفاوت بودی ویک بمن چه میگفتی دیگر اینهمه درسر نداشتی.

مثال دو در داستان جلال خواهر جلال میخواست که درس بخواند و جلال تا آنجا که میتوانست به او کمک و همراهی کرد. آخر سر فروغ خواهر جلال دوقورت نیمش هم باقی بود. جلال که در همه زندگی اش خواهر را کمک کرده بود حالا که نمی توانست کمک کند مورد بی مهری خواهر قرار گرفت. وی میگفت که اگر به آمریک برای تحصیل نیآمده بود درتهران شوهر بهتری میکرد و همه تقصیر جلال است که اوراکمک کرد که درس بدبختی بخواند و یک عمر خود را از زندگی برای خاطر تحصیل عقب انداخت. اگر جلال به خواهر کمک نمیکرد میگفت که آری برادر من مرا زود شوهر داد که از دست من راحت شود و من از همان جوانی بجای تحصیل به شستن کهنه گویی پرداختم. درست نظیر همین حرف را من از خواهر دیگر شنیدم که میگفت پس از مرگ پدر مرا زود شوهر دادند که از دستم خلاص شوند. نتیجه اگر جلال بی تفاوت بود و به خواهر کمک نمیکرد باحتمال دوستی لااقل ظاهری آنان باقی می ماند.

ناصر که به عنوان بهایی اخراج شده بود ولی عملا چون پدرش مسلمانی دو آتشه بود از بهاییت اطلاعاتی وسیع نداشت. او به دوستان مسلمان خود اعتماد کرد آنان سراورا کلاه گذاشتند به پسرخاله بهایی خود متوچر و عفریته همسرش که با او خیلی مهربان بودند و مثلا غمخوارش شده بودند اعتماد کرد . آنان هم کلاهی بزرگتر سرش گذاشتند و بعد هم مثل خواهر جلال اورا لجن مال کردند. نتیجه سه بی تفاوت بودن ناصر و یا اعتماد نکردنش به متوچر اورا از غارت اموالش نجات میداد. خوب در حالیکه بهاییان در ایران اینطور مورد ظلم و جور آزار و اذیت هستند وبازهم اینگونه ظالمانه خیانت میکنند از این چنین ملتی چه میشود انتظار داشت؟

من به دوستم بنام مرتضی موسوی خواهر آبادی اعتماد کردم درحالیکه مثل دانه های ذرت بالا پایین میپرید و گریه زاری میکرد که احتیاج به پولی دارد که بتواند ساختمان بهجت آبادش را تعمیر و کرایه رهن بدهد و بیست روزه پول میخواهد که آنجا را مرتب کند. وی غارت اموال مرا بمدت هفت سال طولانی کرد و پس از هزارها تهمت که بمن زد و ناراحتی های بسیاری برای من ایجاد کرد مثلا دادگستری شق قمر کرده به پس دادن اصل پول من رای داد و با آن تورم بی سابقه مسلم است که او برنده بود و با خرج کردن مقداری از پول خودم برعلیه من توانست موضوع را هفت سال طولانی کند. خوب اگر من به اشگها و ناله های موسوی بی اعتنا بودم مسلم است که علاوه بر داشتن دوستی مثل او که میگفت حاضر است بمیرد و مرا در ناراحتی نبیند اینهمه ضرر مادی و معنوی هم نمیکردم. آیا با این چنین ملتی که به وی کمک میکنی نیش میزنند میشود به استقلال رسید؟

من اول فکر میکردم که موسوی خوار آبادی یکی است و دیگران بهتر است بعد دیدیم که دیگران هم دست کمی ازوی ندارند اگر همان آب را ببینند شناگران ماهری هستند.

خیانت در امانت خیانت در دوستی و اعتماد و سو استفاده کردن از هم کاری بسیار زشت است. مثلا دوستانی دیده ام که بسیار ظاهرا صمیمی بودند ولی بموقع برای خاطر صنار سی شاهی طرف را لو داده اند که مثلا مادر وی بهایی است و او بهاییان را دوست دارد. کسانی هستند که حتی یکبار در ایران به عنوان بهایی اخراج و آزار دیدند ویکبار هم در آمریک بهاییانی که میخواستند ازآنان سو استفاده کنند این بار به عنوان مسلمان مورد بی مهری واقع شده اند. خوب آیا این مشگل دینی است که مرتب به ترک تعصبات و دوستی باهم و دوستی با تمامی اهل عالم سفارش کرده است.

پس مشگل از خودماست که دیکتاتور هستیم منتهی دستمان به دم گاوی بند نیست اگر دستمان به دم گاوی بند شد و دیکتاتور نشدیم آنوقت درست است؟ تواضع زه گردن فرازان نیکوست گدا گر تواضع کند خوی اوست.
دیده زعیب دیگران کن فراز چهره خود بین در او عیب ساز. همه ملتهای ما چه تازی و چه پارسی چه تورانی و چه ایرانی چه پشتون و چه کرد و.... همه ما زیر مهمیر ظلم هستیم و غارتگران از همین اختلاف های ما سو استفاده کرده مارا بجان هم انداخته و خودشان خوشه چینان هستند. بیایید ماهم با هم متحد شویم و دست همدیگر را گرفته به جنگ با هیولای ظلم بی سوادی طمع حرص تعصب بی خردی و خود بزرگ بینی برویم که ریشه تمامی مصیبت ها آنجاست.

اینهمه جنگ جدل حاصل کوته نظری است چون دورون پاک کنی حرم دیر یکی کعبه بت خانه یکی است.

ای بی خبران کجایید کجایید محبوب در اینجاست بیایید بیایید؟ محبوب تو همسایه خانه بخانه تو در بیابان خرابه ها حیران چرایی. ای اهل عالم سراپرده یگانگی در عالم برپا شده است بچشم بیگانگی بهم ننگرید که همه باریک دارید وبرگهای یک شاخسار و گلبرگهای یک گلبن. چه پارسی په تازی چه ترک چه بخارایی و چه تاجیک وچه کردستانی و... چه اسماعیلی چه شیعه دوازده امامی چه بابی چه بهایی چه مسلمان چه چه مسیحی و....مشگل ما آن یک درصدیهایی هستند که بیش از چهل درصد ثروت عالم را قبضه کرده و با استخدام خود ما برعلیه خود ما مارا دانسته یا ندانسته به جنگ باهم تشویق میکنند. نه بی دنیان میتوانند ثابت کنند که خدایی نیست و نه بادینان توانانی ثابت کردن حضرت احدیت را دارند پس بیایید با اتحاد تمامی مشگل ها را حل کنیم وبجای نفرت عشق و بجای بی دانشی و تعصب دانش و علم و بجای کینه دوستی و... را بکار ببریم. خواهید دید که همه مشگلها حل خواهد شد. عدالت برقرار و انسانها آدمهایی واقعی خواهند گشت. امیر