Advertise here

Urgent Action: Let's save Reza Shahabi Reza Shahabi on hunger strike since December 17, 2012 Free Reza Shahabi Now (Use Sample Protest Letter below)

Urgent Action: Let's save Reza Shahabi Reza Shahabi on hunger strike since December 17, 2012 Free Reza Shahabi Now (Use Sample Protest Letter below) ----------------------------------------- Please send your protests letters to:,,;;,,,;;;; --------------- ... Continue reading »


Comments 4 Pending 0

Sort comments:

Zendanian An injury to one is an injury to all.

ائتلاف "کارگران آمریکا علیه جنگ"US Labor Against War

ما خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط رضا شهابی و کلیه فعالان کارگری زندانی در ایران، از جمله شاهرخ زمانی، محمد جراحی، بهنام ابراهیم زاده و پدرام نصرالهی، هستیم.

۲۷ دسامبر ۲۰۱۲

موضوع: رضا شهابی و دیگر رهبران کارگری زندانی را آزاد کنید

من این نامه را به نمایندگی از ائتلاف "کارگران آمریکا علیه جنگ"* می نویسم که به تداوم اذیت و آزار فعالین کارگری و نقض فاحش حقوق کارگران در ایران اعتراض خود را اعلام نماییم. ما کماکان شاهد هستیم که بسیاری از فعالین کارگری در ایران به طرز وحشیانه ای مورد اذیت و آزار قرار گرفته و به ناحق در زندان هستند.

من مشخصا به طور جدی نگران سلامت و تندرستی رضا شهابی هستم. رضا شهابی، عضو هیئت مدیره و خزانه دار سندیکای کارگران شرکت اتوبوسرانی تهران، تا کنون بیش از دو سال و نیم می باشد که در زندان به سر می برد. شهابی در طول بازجویی مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته بود. او در تاریخ ۲۴ جولای ۲۰۱۲ مورد عمل جراحی در ستون فقرات گردنی قرار گرفت. پزشکان توصیه کرده اند که کمر ایشان نیز باید مورد درمان قرار بگیرد. بر خلاف توصیه پزشکان، شهابی به بند ۳۵۰ زندان اوین در تاریخ ۱۴ اگوست ۲۰۱۲ برگردانده شد. از آن زمان تا کنون، سلامت وی به شدت رو به وخامت گذاشته شده است. در تاریخ ۱۷ دسامبر ۲۰۱۲، رضا شهابی در اعتراض به رفتار تهدید آمیز زندانبانان و همچنین تداوم عدم درمان مناسب پزشکی دست به اعتصاب غذا زده است. وی همچنین از مصرف هرگونه دارویی خودداری کرده است.

ما قویا حبس و احکام ناعادلانه علیه رضا شهابی و دیگر فعالان کارگری را محکوم می کنیم. ما همچنین اذیت و آزار مداوم و بازداشت فعالین کارگری در ایران را محکوم کنیم. ما خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط رضا شهابی و کلیه فعالان کارگری زندانی در ایران، از جمله شاهرخ زمانی، محمد جراحی، بهنام ابراهیم زاده و پدرام نصرالهی، هستیم.

مایکل آیزنشر

هماهنگ کننده کشوری

"کارگران آمریکا علیه جنگ"

Michael Eisenscher
National Coordinator

U.S. Labor Against the War (USLAW)

* "کارگران آمریکا علیه جنگ" ائتلافی از بیش از ۱۹۰ تشکل کارگری در ایالات متحده آمریکا است که به پایان دادن فوری به جنگ در افغانستان، کاهش هزینه های نظامی، هدایت منابع به رفع نیازهای داخلی، و نظامی زدایی از سیاست خارجی ایالات متحده، از جمله پایان دادن به تحریم و تهدید علیه ایران، متعهد هستند (ترجمه از متن اصلی نامه در ذیل).

ترجمه و بازتکثیر از اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

Translated and redistributed by: International Alliance in Support of Workers in Iran (IASWI) /

U.S. Labor Against the War (USLAW)

Release Reza Shahabi and other detained labor leaders

Reza Shahabi must be immediately released and promptly treated.

December 27, 2012

I am writing on behalf of U.S. Labor Against the War (USLAW)* to protest the continued persecution of labour activists and the gross violation of workers' rights in Iran. We continue to witness many labour activists brutally persecuted and unjustly imprisoned in Iran.

In particular, I am seriously concerned about the health and well being of Reza Shahabi. Reza Shahabi, the executive board member and treasurer of the Syndicate of Workers of Tehran Bus Workers' Company, has been incarcerated for more than two and half years. Shahabi was severely beaten during his interrogation in detention. He underwent a cervical spine operation on July 24, 2012. Medical doctors have been recommending treatment of his back as well. Contrary to doctors' recommendations, Shahabi was sent back to Ward 350 of Evin prison on August 14, 2012. Since then, his health has been drastically deteriorated. On December 17th, 212, Reza Shahabi went on a hunger strike to protest intimidating behaviour of his jail guard as well as the continued lack of proper medical treatment. He has also refused to take any medication.

We strongly condemn the unjust arrest and sentence against Reza Shahabi and other labour activists. We also denounce ongoing persecution and arrests of labour activists in Iran. We demand the immediate and unconditional release of Reza Shahabi and all detained labour activists in Iran., including Shahrokh Zamani, Mohammad Jarahi, Behnam Ebrahimzadeh, and Pedram Nasrolaahi.

Michael Eisenscher
National Coordinator
U.S. Labor Against the War (USLAW)

* USLAW is a coalition of more than 190 labor organizations in the United States that are committed to immediately ending the war in Afghanistan, cutting military spending, redirecting resources to meeting domestic needs, and demilitarizing U.S. foreign policy, including ending the embargo and threat against Iran.

Sent to:;;;;;;;;;;;



Dear Zendanian, I left you a note on the blog about the book club, It read;

["Zendanian jaan, open your eyes, I'm just sayin" ]

The comment was quickly deleted by the blogger Sayyadeshaer aka aldause.

One a different note, thank you for all your efforts on behalf of the political prisoners in Iran. As a sign of respect to the topic of this blog I will not make any more unrelated comments on this thread.


Sayyad Sha'er visit:

I deleted the comment because I feel its another assumption of my political views. Let me get it out there: I ascribe to Chomsky, Baudrillard, and Hedges, I don't like the regime in Iran, but I don't believe that Iran should be attacked from the outside or should be subjected to another coup. I am an Atheist and half Kurdish. I see the faults in Iran's culture- some stemming from Islam, some from tribalism, some from pre-Islamic culture, and some from Iran's political situation in the last 300 years. I am a student of counseling psychology and write about several topics- psychology, sociology, and military history, the last being a personal hobby of mine. I have NEVER BEEN TO IRAN, not even once in my life. I don't even have an Iranian passport, and I don't want to do sarbazi given my age nor do I have the money to bypass it. I don't view the regime as any different from most Iranian regimes, due to Iran's history of being used by foreign powers. They are just the latest in a long line of fabricated regimes. I don't ascribe to a particular ideology.

Last time this stuff happened a huge verbal argument erupted. I kindly ask you, if you are to post in my blogs, to refrain from perpetuating accusations made by flamers. Not only are these accusations hurtful, but they can actually put someone wrongfully in danger.


Sahameddin Ghiassi Saham Ghiassi

حربه دین ملیت ونژاد پرستی در دست دزدان شیادان و آدمکشان حرفه ای؟ اګر به اطراف خود نګاه کنیم و به درد دل دیګران ګوش کنیم می بینیم که چطور بسیاری از ما که نخواسته ایم بی تفاوت و یا ظالم باشیم قربانی تعصب های دینی مذهبی ملی و یا حتی نژادی شده ایم و متاسفانه این حربه خطرناک در دست شیادان دزدان غارتګران و آدمکشان حرفه ای قرار دارد. و بسیاری از ما نیز برسر همین مشګلات زیانهای جانی مالی کرده و یا اصلا بخاک سیاه نشسته ایم . در مهد مثلا تمدن صنعتی دنیا و کشورهای پیشرفته هم باز این مشګل کما بیش وجود دارد و بنام آزادی سخن به باورهای مردمی ساده دل توهین میشود . مردمی که چیزی دیګری جز تعصب های خشک به آنان القا نشده و از دانشهای مدرن و صنعت مدرن کمابیش بی بهره اند مردمی که زیر فشاد استعمار و استحمار بین المللی و بعد هم دیکتاتوری دزدان وشیادان کمرهایشان شکسته شده و بهای این بی دانشی اجباری را بایست با جانهایشان بپردازند .
کسانیکه مثلا قهرمانان ملی بودند و کشورهایشان را مثلا از زیر یوغ استعماری کشورهای پیشرفته نجات دادند و برای آن جنګیدند و کشتند ولی بعد از اینکه سوار خر مراد شدند بنام رهبر انقلاب بودن رفتاری بمراتب وحشی تر وخشن تراز استعمارګران سابق به مردم بی پناه انجام دادند. که اینکار متاسفانه هم در مقیاس بزرګ و هم در مقیاس کوچک هنوز هم ادامه دارد؟ هموطن افغانی من که در حد مثلا دکتری آقایان در غرب نشسته سواد ومعلومات ندارد. و به او یک مشت خرافات حقنه شده است و از دانش و صنعت کنونی بی بهره است چطور از او آقای کشیش آمریکایی توقع دارد که به توهین تنها امیدش ساکت بنشیند و سکوت اختیار کند . مثلا بمن میګویند که اګر در افغانستان سرزمین سوخته و غارت شده من مردم هزاران کتاب انجیل مقدسمان را آتش بزنند ما تظاهرات نخواهیم کرد و کسی را نخواهیم کشت؟ حتی خود آقای کشیش هم این را بهانه کرده است که دیدید که مردم شما و مسلمانان چقدر وحشی تشریف دارند . آیا کسی که تنها منبع امیدش دین و اسلام است و کسی که همه چیز خود را برای خاطر سالها جنګها و جدالهای بیهوده و از قبل طراحی شده از دست داده است، و شاید حتی نمی تواند قرآن را بخواند و ترجمه کند توقع دارید مثل یک میلیونر و یا میلیارد آمریکایی بګوید بمن چه که به کتاب مقدسم توهین کرده اند؟ کسی که تمام امیدش را بعد از دست دادن این دنیا تنها به بهشت دوخته است که با رستګاری و مسلمان بودن به بهشت برود .و اورا تحریک میکنند که اګر از اسلام دفاع نکنی و از قرآن سوزی برایت نجویی به جهنم سوزان خواهی رفت که او نظیرش را در کشورش با بیکاری بیسوادی و بی حرمتی احساس میکند وتجربه کرده است .
کسانی که زندګی زمینی رااز او ګرفته اند حالا با قرآن سوزی میخواهند بهشت موعود را هم از او بربایند ویکسره اورا از جهنم زمینی راهی جنهم مذهبی و آسمانی کنند. وشما توقع دارید که فریاد اعتراض او بلند نشود؟ نظر من این است که متاسفانه ما اصل را فدای فرع میکنیم مثلا آتش زدن قرآن چه دردی را دوا میکنند؟ جز خشم بیشتر و نفرت بیشتر . ملت مظلوم ما افغان ها دچار مشګلات بسیاری هستند که همه میدانیم و ترویج بیشتر نفرت دردها را دوا نخواهد کرد. اصل انسانیت مهربانی کمک و همکاری و دوستی است و عشق که حضرت مسیح هم به عشق و دوستی زیاد تاکید کرده است . ولی آن کشیش ابلهی که قرآن آتش میزند چه خدمتی به عالم انسانی و معنوی میکند؟. باحتمال اکثر برادران و خواهران ما که حتی قرآن راهم نخوانده و یا معنی آڼرا حتی درک نکرده اند چون به زبان عربی وارد نبوده اند. ولی در اثر تحریک همان کشیش ابله تظاهرات کرده اند؟ جناب کشیش هم تصویر منفی از مسیحیت ترسیم فرموده اند . درست مثل کسانیکه که حتی یک کتاب بهایی یا بابی نخوانده اند و حکم به ضاله بودن این دین میدهند و یا میکنندو یا مومنان ای دین را کافر و ...؟ دینها ظاهرا برای تسکین آلام بشری مثلا ظهور کرده اند نه اضافه کردن آلام بیشتری برای مردم؟ آیا این تقصیر مردمی است که مقلد نګاه داشته شده اند و تمامی فکرشان به این است که آقا چه میګوید؟ و اګر آقا خریداری شود و برای منافع ابرقدرتها بخدمت ګرفته شود تکلیف مقلدان مظلوم چه میشود؟ مشګل ما جهل است خرافات است بیسوادی است و تمامیت خواهی و غرورهای ناشی از بیسوادی است .آنوقت به این مشګلها آقای کشیش آمریکایی تحریک شدن مردم ساده دل و کم سواد را هم اضافه میکند .که ساده دلان برای از دست ندادن بهشت مجبور هستند بنا به توصیه رهبرانشان اعتراض هم بکنند؟ مشګل دیګر ما بیکاری تورم نداشتن دانشګاه و مدرسه های تخصصی و فنی است و نیز مشګل نداشتن رهبران تحصیکرده فهمیده ودلسوز و سالم که تنها فکر منافع خودشان نباشند و جیبهای خود و حسابهای بانکی شان را تلنبار از دلارهای نفتی و غیرنفتی نکنند؟ مشګل ما شیوخ میلیاردی هستند که با ثروتهای نامشروع کشورهای مارا فقیر تر کرده اند و آن ثروتهای نجومی را به غرب سرازیر کرده اند عوض اینکه برای ملت خودمان دانشګاه کار و رفاه ایجاد کنند که این ثروتهای باد آورده غارت شده هم در نهایت به جیب اربابان اصلی اروپایی و آمریکایی خواهد سرازیر شدن؟
ری نداشته و ندارند و وابستګی ظاهری آنان به دینها و جانماز آبکشی هایشان هم برای خر کردن دیګران است وګرنه کجای قرآن نوشته شده است که مسلمان بودن هرکس با توهین به دینهای دیګر قابل قبول است. حتی در همان صدر اسلام هم ګفتن شهادت برای مسلمان شدن کافی بود و هرکس که اشهد میګفت مسلمان حساب میشد ولی حالا برای اثبات مسلمانی بایست در روزنامه به دینهای دیګر توهین کنی تا شاید مسلمان شناخته شوی ؟ و در بعضی وقتها یک نفر که در ایران بنام بهایی غارت شده اخراج شده است در همین آمریکا به عنوان مسلمان ناراحت و هیتلری ضد یهود یا .. باز هم مورد غارت و بی مهری قرار میګیرد که می بینید که حتی بعضی از بهاییان هم که آنهمه دستورات مدرن و خوب دارند باز در موقع ضرورت از همتایان مسلمان خود در بی انصافی غارت و بی مهری چیزی کم نمی آورند؟ یادم میآید هنګامیکه در آلمان دانشجو بودم آلمانی ها اتاق هایشان را به خارجی بخصوص خاورمیانه ایها اجاره نمی دادند و دلیل شان هم این بود که اینها اینجا میآیند کثیف هستند دختران ما را حامله میکنند و بعد میروند و حالا تاوان و یا خسارت کسانی که اینکار هارا کرده بودند بایست دانشجویانی دیګری پس بدهند که تنها برای تحصیل به آلمان آمده بودند نه برای حامله کردن دختران مثلا دست دلباز آلمانی؟
یک روز هم پرفسور آلمانی سرکلاس میګفت شما شرقی ها اینجا میآیید و از دانشګاه های ما استفاده میکنید که خودتان ندارید از زندګی خوب ما استفاده میکنید از غذای خوب ما استفاده میکنید بعد هم دختران بی ګناه مارا که با عشق و علاقه بسوی شما آمده اند حامله میکنید و بعد هم با ګرفتن مدرک خود مارا ترک میکنید و میروید تا در کشور خودتان دوباره با یک دوشیزه دست نخورده ازدواج کیند؟ بودندبسیاری از دانشجویان خاورمیانه ای که نتوانستند اتاقی اجاره کنند و مدتها در هتلهای ازران قیمت ماندند ولی درنهایت مجبور شدند که کشور آلمان را بدون دریافت مدرک ترک کنند زیرا آلمانهای چوب دیګران را به بدنهای آنان میزدند و آنان بایست جریمه دیګران را بپردازند و تحصیل خود را نیمه کاره رها کنند و برګردند خوب مسلم است که دانشجویان ثروتمند همان رویه سابق را ادامه میدادند و ګناه کارهایشان به پای دیګران هم نوشته میشد . آنان از مکافات بسبب داشتن ثروت فرار میکردند ولی دیګران در بندهایی که آنان تنیده بودند ګرفتار میشدند و چوب عیش عشرت ها و برداشتن بکارتهای دختران آلمانی را دیګر دانشجویان خاورمیانه ای به تن های خود بایست میخریدند و احساس میکردند در .صورتیکه دختران آلمانی بسیار باهوش و زرنګ هستند و اګر امکانات دانشجوی خارجی کم بود حتی با او حرف هم نمیزدند آنانی که با دانشجویان خارجی بخصوص خاورمیانه ای دوست و همراه میشدند اغلب امکان داشتن دوست پسر اروپایی یا آمریکایی را نداشتند. خوب می بینید که کسی دیګر کاری زشت کرده و کسی دیګری تنبیه شده است . آیا این عدالت است کما اینکه همین نفرتها و همین خشونت ها جان بسیاری از بی ګناهان را هم خواهد ګرفت که ګنه کرد در بغدار آهنګری به تهران زدند ګردن مسګری.
ملتهای ما از یک طرف بایست بخاطر داشتن نفت و مواد اولیه خام بار غارت و سیاستهای خشن دولتهای استعمار ګر را بدوش بکشد و از طرف دیګران دیکتاتوران مثلا ملی و محلی برای غارت مردم را مورد آزار و اذیت قرار میدهند تا سرمایه هایشان را غارت وخودشان را بکشند. نمونه اش صدام و قذافی که مثلا انقلاب کرده اند تا مردم را از زیر یوغ استعمار نجات دهند و خودشان ګرګهای بعدی هستند .ویا مثل امپراتور بحرین که مثل دوآلپاو خرس به جان مردم ما افتاده است و یا پادشاه عربستان که حتی نام خانوادګی اش را پسوند کشورش کرده است .و یا ملعبه دست دیوانه ګانی دیګری نظیر کشیش ګمنام آمریکایی باشند که شاید تنها برای کسب شهرت و ثروت اقدام به آتش زدن قرآن کرده است؟ و یا زیر تبلیغات کوبنده استعمار واستحمار شرق و غرب که هر دیوانه و ابلهی و هر هیچ پوچی را بنام رهبر و دانشمند به ما غالب میکنند و باز تفرقه بیشتر و نفاق بیشتر را دامن میزنند . دین بابی اینطور که مورخان بیطرف میګویند یک انقلاب پیشرفته دهقانی بود که با تکیه به امام دوازدهم بودن شروع شد و در اول کار هم بسیاری از دانشمندان و مجتهدان اسلامی و فقیه های عالیقدرآن دوره از آن اقبال کردند اینکه ملا حسین بشرویه با قدرت بدنی و علمی بابی بود ومدتها در قلعه شیخ طبرسی با قشون دولتی همراه با دیګر ملایان می جنګیدند نیز افسانه نیست بعد هم دولت با خدعه و دروغ آنان را ګول زد و کشت؟ همین طور حضرت باب را که میګویند توبه نامه امضا کرده است باز هم اورا کشتند مګر کسی که توبه میکند را باز اورا هم میکشند؟ میګویند ملا حسین بشرویه با شمشیرش یک درخت را همراه با مامور دولت که پشت آن پنهان شده بود و با تفنګش به دو نیمه کرده بود . و یا از علم و دانش و سخنوری طاهره که باز بابی بوده است تاریخ ګواهی میدهد زنی که در آن سالهای تیره و تار که مردم غرق در خرافه ها و جهالت بودن ترک حجاب کرد و بی پرده به میان مردان آمد و با آنان به بحث های علمی می پرداخت که همه آنان به دست ناصرالدین شاه دیوانه هشتاد زنه قتل عام شدند؟
حضرت بهاالله هم که بعد از حضرت باب پیشوا شد با دستورهای پیشرفته به پیش آمده بود مثل طرح دیوان بین المللی عدالت خانه یا دادګاه های بین المللی داشتن زبان بین المللی تساوی زنان و مردان، تعدیل معیشت عمومی رهبران ابله دیوانه ما که نظیرشان اکنون دامن ګیر خودتان هم شده اند جز غارت کشتار و دزدی و فساد هنری دیګ و سهیم شدن کارګران در سود های کارخانه ها. تعلیم و تربیت عموی و مجانی صلح عمومی و اینکه اګر دین مایه نفاق و ناراحتی است بی دینی بهتر است و ای دوست در روضه قلب جز ګل عشق مکار. و یا ترک تقلید و دانش آموزی و تحری یعنی جستجوی حقیقت و ارج نهادین به استادن سخن نظیر سعدی و حافظ و مولوی و... که همه برای پیشرفت کشور های عقب افتاده بسیار مهم بوده اند و اګر دقت کنید این طرحها پیش از حتی مطرح شدنشان و اجرا شدنشان در غرب پیشرفته در شرق افسانه ای ازآنها ګفته شده و نوشته شده بود حالا من نمیدانم که به چه عنوانی همه این ها یعنی آقایان فقها یا بعضی از آنان اینها را ضاله میدانند؟ تنها سخن درستی که من شنیدم این بود که آقای دکتر شهابی ګفت که اګر حضرت بهاالله به تعصب عمیق اسلامی مردم توجهی میکرد که مردم عامی و بیسواد این تعصبات وخرافات تا مغز استخوانهایشان رسوخ کرده بود و این تعصب و خرافه رخنه درتمامی اعضای کشوری هم نفوذ کرده بود .بایست اسم دین و نام جدیدی را نمی آرودند و بهمان نام مسلمانی و اسلام قناعت میکردند و همه آثار و الواح خود را بهمان دین بسنده میکردند. شاید کاری که سعدی و حافظ هم کردند شاید آنان هم بسیار از دین اسلام از نظر اجتماعی و ادبی در آن روزګار بسیار پیشرفته تر بودند ولی نام اسلام و مسلمانی راکنار نګذاردند یا مولوی با آن عظمت علمی و دانش خود در زیر همان نام اسلام آثار خود را نوشت . در کشورهایی که مردمانشان در جهل و خرافه غوطه میخورند و با تقلید زندګی میکنند آوردن راه هایی پیشرفته به میان آنان و بردن نامهایی دیګر کاری ساده نیست مردمی که به دروغ خدعه و تزویر عادت کرده اند. نشان دادن علوم جدید به آنان با ناراحتی ممکن است روبرو شود درست مثل همان کسی که مار را مینوشت و آنکس که تصویر مار را میکشید؟
درست مثل کسی که هیچ معلومات بهایی یا بابی ندارد و هیچ کتابی از آنان نخوانده است ولی با نهایت اصرار آنان را فرقه ضاله میخواند . یا درست مثل کسی که شاید همان کشیش دیوانه آمریکایی و یا بسیاری از کشیشان دیګر که قرآن را نخوانده اند و یا مثلا مولوی را نمی شناسندو هی[ معلوماتی از شرق افسانه ای ندارند ولیمیګویند که این کتابها را شیطانها نوشته اند؟ حماقت حتی در کشورهای پیشرفته هم زره دار و عمیق است . فساد و رشوه خواری هم در کشورهای پیشرفته به نوع شیک آن تبدیل شده است در کشورهای فقیر روسپی ها زنان بیچاره و اغلب بیسواد و بیکاره ای هستند که از شدت فقر و نداشتن راه دیګری به دامان فحشا و برده داران آن پناه برده اند ولی در غرب دختران زیبایی هستند که برای درآمدهای کلان و داشتن زندګی بهتر به فاحشګی روی آورده اند که شاید بهترین زندګی ها را هم از سرصدقه همان فاحشګی دارند و اتومبیلهای آخرین سیستم سوار میشوند و مرتب به دکترهای متخصص مراجعه میکنند و یا حتی از مشتریان ثروتمند خود هم کارت معاینه پزشکی طلب میکنند؟ رشوه خواری هم در شرق حالت ګدایی دارد ولی در غرب بنام اینکه بایست وکیل داشته باشی است معمول است . که بایست سرمایه زیادی را به وکیل بدهی تا کارت را درست کنند وګرنه دولتهای محلی میګویند اشتباه کرده اند و تمامی سرمایه ات را بلع میفرمایند؟ خوب میبینید که دین ملیت و نژاد هم حربه ای است در دست غارتګران و دزدان و آدمکشان و دیکتاتورها که مردم را زیر آن له کنند و به آتش نفرت و تفرقه دامن بزنند تا بیشتر و بهتر بتوانند سلاحهای خود مواد مخدر خود را بفروشند و شرکتهای بیمه و سایر شرکتهای بزرګشان بتوانند در غارتها شریک باشند . بیچاره ما که ګرفتار همه آنان هستیم و بایست مخارج وحشتناک آنان را بپردازیم و قرباینان آنان باشیم و با هم در زد خورد باشیم . شاید اتحاد مردم بخصوص مردم خاورمیانه و داشتن دانش بیشتر و تساهل و تحمل بیشتر بتواند مارا از این مخمصه نجات دهد الهی آمین. امیدواریم که همه به خوبی و انسانیت چنګ بیاندازند نه به فرعها. که دینها و مکتبهای اجتماعی برای این درست شده اند که دردهای بشر را تسکین دهند نه اینها به این دردها مواردی ناراحتی و دردهای تازه هم اضافه بفرمایند اینهم یک حوری زمینی شاید هم آسمانی که به دیدار مقبره میرود خوب دست ما که به حوری بهشتی نمیرسد این نقد بګیر دست از آن نسیه بدار؟
کشورمارا پاره پاره کرده اند و اکنون هم سعی دارند مردم ما را بر علیه هم ګروه بندی کنند و اینکه بزرګان ایران بزرګ را میخواهند بین ما مثلا تقسیم کنند؟ خوب این هم یکی دیګر از دست آورده های استعمار است و بس
ابن سینا مربوط به تمام مردمی هستند که در قدیم در ایران بزرگ و یا امّپراتوری ّپارس زندگی میکردند ماهمه یک ملت هستيم ودستهای استعمار واستحمار ما از هم جدا کرده است تمامی کشورهايی مثل افغانستان تاجیکستان ازبکستان ترکیه و سایر کشورهایی که در قدیم یک کشور بودند همانقدر به برزگان خود بایست افتخار يکنند که مردمی که در ایران کوچک شده امروزی و سیاسی امروزی زندگي میکنند؟ دعوی سر افتخارات همه مردم ایران زمين قديم شاید تنها به نفع استعمار گراني باشد که میخواهند بیشتر از این بین ما تفرقه بیاندازند وگرنه تمامي خاورمیانه شايد با هم مخلوط شده و یک نژاد باشد کشورهایي که تازه تاسیس شده اند و حتی اسم خانوادگی یک خاندان هم به آخر اسم آنان اماله شده است همگی ساخته و ّپرداخته دست استعمار هستند مثل کشور عربستان سعودي فک فامیل يک خانواده که باکمک استعمار بین المللي به پادشاهی رسیده اند وی ا امّپراتوری بحرين که ساخته دست استعمار سرخ و سیاه است تا ما باهم متحد نشویم امکان ّپبیشرفت نخواهیم داشت آیا غیر از این است