Advertise here

الله حیا ندارد ، حرفش چرا ندارد

الله حیا ندارد ، حرفش چرا ندارد

دایم بلا فرستد، غیر از بلا ندارد

هم چوبکی به دستش، چوبک زند کسان را

چوبش صدا ندارد، چون زد دوا ندارد

گه استخوان فشارد، گه داغ می گذارد

دیوانه ای که زنجیر، بر دست و پا ندارد

رفته جهان سرشته، بعدش کتاب نوشته

این بی سواد کمی علم، محض شفا ندارد

جای علوم عقلی، دایم متل بگوید

از یوسفی که در چاه، یک خرده جا ندارد

خلاق این جهان است، معمار پر توان است

خود رفته در مکعب، جز آن سرا ندارد

مکار ماکرین است، پیوسته در کمین است

پر خشم و قهر و کین است، مهر و صفا ندارد

گوشش نمی پسندد، جز عرعر موذن

خلقش همیشه تنگ است، میل غنا ندارد

خودخواه و خشک مغز است، طماع و حیله ورز است

آخوند روی عرش است، اما عبا ندارد

از رهزنان و دزدان، لشگر بپا نموده

جز حکم قتل و غارت ، این پر جفا ندارد

حمد و ثنا فرستد ، غارتگر بدو را

با زارعین خیبر، لطفی روا ندارد

بد ریستند بر ایران، غارتگران تازی

گویا حجاز و حومه، بیت الخلا ندارد

این است اگر که خالق، ابلیس از اوست بهتر

تا کی کنی نمازش؟ شیطان دعا ندارد

 

 

 

 

 

 

 

 

Balatarin

Comments 36 Pending 0

Sort comments:
farhangpooya

farhangpooya In all situations, in or outside power, social problems require social solutions (در همه شرايط، در حاكميت و يا خارج از حاكميت، مشكلات اجتماعى راه حل هاى اجتماعى طلب مى كنند)

جناب د عزيز
ما در دنياى معلمى حق داد زدن و يا توهين و حتى كنايه نداريم. در چارچوب قوانين آموزشى ما موظفيم كه اگر دانشجويى خطا كرد با دليل و منطق خطاًى دانشجو را به او گوشزد كنيم و او را از عواقب چنين عملكردى آگاه و آشنا كنيم. حال توجه داشته باشيم كه در طول تاريخ در تمام كشورهاى جهان ودر تمام شهرها قصر پادشاه و يا حاكم منطقه ديوار به ديوار به مسجد و كليسا به هم چسبيده است و به عنوان يك وسيله تحميق عليه مردم بكار گرفته شده است. اين در شهر هاى اروپايى بيشتر مشهود است. وجود قدرت و ثروت در دست عده محدودى نياز به چنين دستگاهى دارد. بوش، رامنى، نتن ياهو،مركل،كامرون، بلر، پوتين، خامنه اى همه به اين دستگاه تحميق نياز دارند. اثرات اين تبليغات و مناسبات و روابط موجود حتى افرادى را كه مذهبى نيستند وادار ميكند كه به حلقه هاى متصل به قدرت در كليسا، مسجد، ... بپوندند. مذهب آنقدر با زندگى مردم پيوند خورده كه تقريباً بصورت يك پديده ژنتيك تبديل شده. اگر توجه بفرماييد من در همين شعر به خدايى كه صاحبان قدرت آفريده اند بى رحمانه حمله كرده أم و جاى ديالوگ را با آن ها كه خداى رحمان و رحيم اعتقاد دارند باز گذاشته ام. صاحبان قدرت هزار ان وسيله تحميق و تحميل دارند. بنا بر اين به نظر من ما بايد با ظرافت، متانت، خوش رويى و با صبر و بردبارى و با ارائه دليل و منطق به كار خود ادامه دهيم.
بنظر من در درجه اول بايد به اپوزيسيون ايران از چپ تا راست بقبولانيم كه به نظرات مردم توجه بيشترً داشته باشيد. من مقالات دكتر باقر زاده در مورد ايجاد پارلمان ايرانيان خارج از كشور به عنوان يك بازوى قدرت در برابر جمهورى اسلامى توصيه مى كنم.
از اين فرصت استفاده ميكنم و به همه دوستان عزيز سال جديد را تبريك ميگويم.

divaneh

divaneh

جناب حسینی عزیز عقاید ما بسیار به هم نزدیک است و من نیز معنقدم که دین همیشه وسیله ای در دست قدرتها برای تحمیق انسانها بوده است. من اما فکر نمی کنم که رهبران غربی احتیاجی به دستگاه دینی داشته باشند چرا که دین نقش بسیار کمرنگی در جوامع اروپائی (امریکا به نظر مذهبی تر است) دارد. رهبران غربی حال خود را به سرمایه داران عمده و صاحبان رسانه های بزرگ نزدیک می نمایند که گاه ممکن است افراد و گاه شرکتهای چند ملیتی باشند. کنترل قدرت عملاَ در دست این شرکتهای بزرگ است و نه کلیساها که یکی پس از دیگری تبدیل به بار و کلوپ شبانه می شوند. آن چه مذهب را تبدیل به یک خطر جدی می نماید این است که قدرت تفکر و منطق و داوری را از افراد سلب می نماید و جای این صفات انسانی را با منبعی غیبی که راستی اش را باید بدون چون و چرا قبول نمود عوض می نماید.به همین دلیل حتی آنهایی که به خدای رحمان و رحیم معتقدند استعداد تبدیل شدن به مهره ای برای خشونت دینی را دارا می باشند. آموختن این که خدائی وجود دارد که رحمان و رحیم است خود نوعی تحمیق است که می تنواند نتایج زیانباری داشته باشد و نشانگر بی اعتمادی ما به خرد مردم است.
بنده نیز با ایدۀ دکتر باقر زاده برای تشکیل پارلمانی خارج از کشور بسیار موافقم اما متاسفانه از این پیشنهاد ایشان اقبال زیادی به عمل نیامد. سال نو را دگر باره به شما تبریک می گویم.

farhangpooya

farhangpooya In all situations, in or outside power, social problems require social solutions (در همه شرايط، در حاكميت و يا خارج از حاكميت، مشكلات اجتماعى راه حل هاى اجتماعى طلب مى كنند)

با درود به دوست عزيز جناب د
تمام حرف هايى كه شما زديد حرف دل من است. اصولا شما وقتى كه با پديده موهومىى همچون خدا آغاز مى كنى تمام حرف ها و عملكرد هاى غير منطقى ديگر به طور سلسله وار به آن پيوند مى خورد. خدايى كه جهان را آفريده پيغمبر مى فرستد ، پيغمبر هر آنچه خواست به اسم آيه نازل شده به خورد مردم مى دهد و الى آخر. زمان انقلاب بعضى از جريانات چپ شمشير را از رو بسته بودند و با دادن شعارهاى آرمان خواهانه و ايده آليستى به مردم جامعه بى طبقه كمونيستى وعده ميدادند و ما جوانان بى تجربه و زود باور اين حرف ها را قبول ميكرديم. حالا بسيارى از همان كمونيست هاى دو آتشه تحت عنوان مدرنيسم شديداً با آرمانگرايى مخالفت مىكنند و بر اين باورود كه يك گام عملى بهتر از صد شعار آرمانخواهوانه است. و در اين راستا تا آنجا پيش ميروند كه مىگويند مىبايست مثلاً در دسته هاى سينه زنى شركت كرد و و به آن سمت و سوى ترقي خواهانه داد. اما مسلماً هر دوى چنين راه حل هايى دو روى يك سكه مىباشند از ديد من تند روى تاثير معكوس مي گذارد وبا كند روى ما بايد تا أبد صبر كنيم. فحاشى، لخت شدن هل شدن ها، قرآن آتش زدن تاثيرات مخربى دارند. من يك معلم هستم. بيش از ٥٠ درصد محصلان من مذهبى و بيشتر آن ها مسلمانانند. بسيارى از اين ها با وجوديكه ميدانند من شديدا ضد مذهبى هستم به من احترام ميگذارند. من با دوست بهايى خود نيز رابطه بسيار دوستانه اى دارم و با ايشان مرتب به بحث و گفتگو ميپردازم و علي غم اختلافات عميق عقيدتى من به ايشان و ايشان به من احترام ميگذارند و متاسفانه و يا خوشبختانه چاره اى جز اين نداريم.
در مورد شعر، من دوست بسيار فرهيخته اى دارم كه مرتب ايرادت كار من را گوشزد ميكند و مى گويد كه كه بايد محتواى خوب را در يك غالب خوب عرضه كنى كه طبيعتاً كار من را دشوار ميكند. علي غم تمام همه مشكلات
كه در كار من هست من فكر مىكنيم ايشان درست مىگويد. اگر كار ما درست باشد سايت هاى مختلف، را يو تلويزيون هاى و نشريات مختلف آن چاپ و پخش مىكنند. بنا بر اين بد نيست اين نكات را تا ميتوانيم رعايت كنيم.
در رابطه با مسائل سياسى، بنظر من ما بايد در خودمان رفرم ايجاد كنيم. اپوزيسيون ايران به هيچيك از مناسبات دموكراتيك پا بند نيست. عادت شده كه عده اى بدون پشتبانه مردمى هر آنچه ميخواهند به اسم .
مردم ايران بيانيه صادر مى كنند. ما تا زمانى كه اين مسائل را حل نكنيم كار به جايى نخواهم برد بار ديگر پوزش از روده درازً.
موفق و پيروز باشيد
ع حسينى

divaneh

divaneh

با سپاس بنده نیز در این عقاید با شما شریک هستم و باور دارم که باورهای موهومی مانند خدا و مذهب بسیار خطرناک هستند چرا که مسئولیت و تصمیم گیری را از افراد سلب و در اختیار قوای موهوم می گذارند. خود بهتر از من می دانید که زمانی که افراد از خود سلب مسئولیت می کنند هر جنایتی آسان و هر حماقتی موجه می شود.

من نیز با تندروی مخالفم اما فکر می کنم که با تعارف هم کار پیش نمی رود و مسائل غیر عقلانی را باید مستقیماَ هدف قرار داد. نه با فحش و توهین و قرآن آتش زدن واز این قبیل بلکه با زیر سوال بردن و یا استهزاء باورهای موهوم و بی پایه. حال اگر برخی هر گونه انتقاد از باورهایشان را توهین می شمارند این دیگر مشکل آنها است. اما اکثریت آنها نیز نخواهند توانست انتقادات را به راحتی فراموش نمایند. من از لخت شدن اعتراضی بانوان کاملاَ حمایت می نمایم و فکر می کنم گروهی افراد مذهبی که آن را زننده می یابند می توانند زنندگی واقعی را در زن ستیزی های دینی بیابند. به نظر من هر جنبشی چه جنبش زنان و چه جنبش لائیک متشکل از حرکتهای کوچک دیگری است که برخی بسیار سازشکارانه و برخی بسیار تند رویانه و اکثریت میان این دو قرار دارند. از این رو فکر نمی کنم که حرکتهای تند رو به خودی خود باعث شکست و یا موفقیت جنبش شوند اما در پیشرفت آن نقش قابل ملاحظه ای دارند.

من هم چون شما امیدوارم که رفرمهای سیاسی و فرهنگی در میان ایرانیان ایجاد شود و بتوانیم احزابی داشته باشیم که بلندگوی واقعی خواستهای مردم باشن اما متاسفانه هنوز به این هدف نزدیک نشده ایم.

برای شما سالی خوش و مملو از موفقیت و تندرستی آرزو می نمایم.

khalehmosheh

khaleh mosheh

ماشالله ماشالله چه شعر جالبی نوشتید . انشالله خدا خودش کمک میکنه و این جهالته دین را ور میندازه .

divaneh

divaneh

خدا از زبانتان بشنود خاله موشه جان.

khalehmosheh

khaleh mosheh

متشکرم جناب دیوانه عزیز.من در این مورد یک نذر به امام سجاد کردم و میخاهم در ءلالیلات المراج ' چند رکعت نماز و دعا بجا بیارم.

farhangpooya

farhangpooya In all situations, in or outside power, social problems require social solutions (در همه شرايط، در حاكميت و يا خارج از حاكميت، مشكلات اجتماعى راه حل هاى اجتماعى طلب مى كنند)

جناب د عزيز نمى دانستم كه شما شعر نيز مى سرائيد. با توجه به اينكه اولين شعرى است كه منتشر كرده ايد شعر شما از كيفيت نسبتاً خوبى برخوردار هست. البته بسيار سخت هست كه هم مطلب را برسانى و هم اينكه وزن و قافيه را آنچنان كه فردوسى. سعدى و حافظ رعايت ميكنند رعايت كنيم. به عنوان مثال اگر به اشعارفردوسى مراجعه كنيم مى بينيم كه اكثر اشعار فردوسى بر وزن "توانا بود هر كه دانا بود" سرو ه شده است و اين هجاهاى كوتاه و بلند در هر بيت دقيقا در جاى خود مى باشد. البته اين كار نه تنها ذوق و استعداد شاعرانه مى خواهد بلكه اگر بخواهد مطلب طنزى را نيز در آن بگنجاند به دشوارى آن ده ها برابر اضافه ميكند.
حال كه ما با اين سختى مطلبى را به نظم در مى آو يم ارزش اينرا دارد كه به مضمون و محتواى آن دقت كنيم و تلاش كنيم كه يك مقوله اجتماعى مهمى را برجسته كنيم . طبيعتاً ما از ايدئولوژى و عملكرد وحشيانه كه محافظه كاران حاكم بر ايران بى نهايت بيزاريم و تلاش ميكنيم كه به زيبا ترين و رساترين بيان منظور خود را برسانيم و به آن جنبه عمومى بدهيم تا تكليف خود را با كليه محافظه كاران حال و آينده و هر مكانى در هر جاى دنيا مشخص كنيم. كسانى هستند كه با محافظه كاران ايران مشكل دارند اما به محافظه كاران عربستان سعودى احترام ميگذارند و تا حد متحد جهانى از آن استفاده ميكنند. با هيتلر مشكل دارند اما با محفظه كاران تند رو يهودى مشكلى ندارند. طبعتاً چنين مضمون و محتوايى بى ارزش و بى اعتبار است.
نكته ديگر اينكه ما بايد مواظب باشيم كه حساب محافظه كاران حكومتى را از باورهاى مذهبى مردم عادى جدا كنيم. بر حسب اتفاق من ديروز با يك دوست بهايى صحبت ميكردم و شعر شما را به ايشان نشان دادم. ايشان با توجه به اينكه يك شخص مذهبى است كمى بر آشفته شد و گفت من نيز به الله اعتقاد دارم و اينكه اين شعر با من نوعى نيز همان برخوردى را دارد كه با يك محافظه كار حكومتى دارد. من قول دادم كه نظر ايشان را به شما برسانم. ايشان بر اين نظر بود كه الله ايشان از چنين خصوصياتى برخوردار نيست. و اينكه در اين مورد بايد بازنگرى شود. اما ايشان با محكوم كردن و به تمسخر كشيدن خدايى را كه آخوند در ذهن خودش پرورش داده و آفريده و با آن ديگر ن را تكفير و تنبيه ميكند مشكلى نداشت. أميدوارم مطرح كردن اين نكات سوء تفاهم ايجاد نكرده باشد.

divaneh

divaneh

جناب حسینی گرامی
آری روح سعدی علیه الرحمه در بدن ما نیز گاه حلول می کند و اشعار سر هم می کنیم. این اولین شعری نیست که در این تارنمای وزین چاپ نموده ام و اشعار دیگری نیز بوده است که در برخی از آنها به اسلام حمله شده است و بدین طریق سهم ناچیز خود را در آنچه باید "ادبیات ضد اسلامی" نام نهاد ادا نموده ام. ادبیات باید آینۀ دل مشغولی های جامعه باشد و امروز آن چه برای جامعه ایران بیشترین اهمیت را دارد مبارزه با دین و استبداد ناشی از آن است.

باید عرض کنم که نه ادعای شاعری دارم و نه چنان که می بینید قافیه را در این شعر طنز رعایت نموده ام. مثلاَ "صفا ندارد" و "روا ندارد" در واقع هم قافیه نیستند اما این برای من در اینجا از کمترین اهمیتی برخوردار نبوده و پیام شعر و طنز آن مورد توجه بوده است. بدیهی است که عروض و قافیه جزو مهارتهای اینجانب نبوده اما اگر ابیات ملهم از شاهنامه را بر وزن "فعولن فعولن فعولن فعول" بسرائید مقصود حاصل خواهد شد.

جهت اطلاع شما انزجار بنده از آل سعود به همان اندازه جمهوری اسلامی و شاید بیش از آن است. هیچگونه احترامی نیز برای هر خود بزرگ بین دیگر و یا هر تمامیت طلب دیگر قائل نیستم. مشکل امروز ما اما اسلام است و این عقاید پوچ و مسخره که برای هزار و چهار صد سال به زور به انسانها تحمیل شده باید مورد مواخذه قرار بگیرد. هزار و چهار صد سال است که هر که خواست ذهن تاریک مردم را کمی روشن کند به نام کفر و زندقه کشته و یا خاموش شده است. حالا هم می گویید به باورهای مذهبی مردم حمله نکنید، حساب آنها را از حساب محافظه کاران حکومتی جدا کنید. خیر، به این باورها باید حمله شود. همینها است که عمری است باعث عقب افتادگی جامعه و عدم پیشرفت هنر و صنعت در جامعه ما شده است.

می گوئید که دوست بهائی شما نیز از خواندن این شعر بر آشفته شد. البته که می شود. ذهن مذهبی ایشان نیز محتاج مداوا است. یکی از آموزه های دینی بسیار مهم دوست بهائی شما این است که دین باید مطابق علم و عقل باشد. ایشان بر اساس آموزه های دینی اش باید از تعصب احتراز کند و منظق را جایگزین آن نماید. حال شما از همین فرد بپرسید که چگونه می تواند به چیزی مثل امام زمان که ریشه در نادانی های دین کهن ایرانی دارد باور داشته باشد؟ برایتان توضیح خواهد داد. بپرسید که چگونه فرستادۀ خدا می تواند بنده های بی گناه دیگر او مانند یهودیان بنی غریظه را از پیر و جوان قتل عام کن، و او حتماَ توضیحی خواهد یافت. بپرسید که چگونه پیامبر خدا می تواند یرود دزدی و کشاورزان بدبخت خیبر را بکشد و شتر و خرما و هسته خرماهایشان را بدزدد و به زنهایشان تجاوز کند، و برای این هم توضیحی خواهد یافت. بپرسید که چگونه است که آن که خدا برای هدایت دیگران فرستاده سوار کلفتش می شود و در پنجاه سالگی با دختر هفت ساله به رختخواب می رود، و حتماَ برای آن نیز توضیحی خواهد یافت. هر جا هم که کار آنقدر خراب باشد که توضیحی نیابد می گوید عقل ما به این چیزها نمی رسد، ما از فهم حکمت خداوند عاجزیم، و از این قبیل بهانه ها که بتواند همچنان آموزه های اشتباه را گرامی بدارد و به خود فریبی ادامه دهد. گویا یادش می رود که دینش باید مطابق علم و عقلش باشد و باید از تعصب خودداری کند. البته که رد آموزه های دینی که پدر و مادرها از کودکی مغز اطفال را با آن فاسد می نمایند بسیار درد آور است و محتاج شجاعت، و همه کس قادر بدان نخواهد بود.

بیهوده سعی نکنید که این گمراهی را ادامه دهید، خدای آخوند و خدای مردم یکی است. کدام مسلمانی را می شناسید که از خدا و فشار قبر و جهنم نترسد. اگر نترسد قرآن را نخوانده و نمی فهمد. نوجه نمائید که قدرت دین در حقانیت و یا حتی مفید بودن آن نیست. در همگانی بودن آن است. باید به جامعه کمک نمود تا خود را از این زنجیری که به دست و پایش پیچیده برهاند، نه این که از هر کس که این عقاید را به تخطئه کشید بخوهیم که به نادانی جمعی احترام بگذارد و با به چالش کشیدن باورهای اشتباه آنها موجب رنجششان نشود. شما یک معتاد را هم اگر بخواهید درمان کنید درد خواهد کشید. این هم همان است. با سپاس برای نظر ارزندۀ شما.

faraway

faraway

divaneh jon: That was brilliant. Thx.

farhangpooya

farhangpooya In all situations, in or outside power, social problems require social solutions (در همه شرايط، در حاكميت و يا خارج از حاكميت، مشكلات اجتماعى راه حل هاى اجتماعى طلب مى كنند)

این شعر در اعتراض و محکوم کردن سیاست های تبعیض گرایانه رژیم اسلامی ایران علیه شهروندان افغانی سروده شد.
چنين گفت فردوسى پاكزاد
ز افغان شه آريايى نژاد
{اندر ستایش سلطان محمود}
و اما چه گويم ز اين پادشاه
ز اين پادشاه و رئيس سپاه
ز اسلام محمود و اسفنديار
ز اسلام ايرانى اين دو يار
ز دو شهريار بزرگ وطن
به اين هر دو رزمنده پيلتن
ندانم چه سرى است در كارشان
چه سرى است در كار و افكارشان
گمان من اين بود كاين هر دو تا
كه اين هر دو مردان راه خدا
هرآنكس كه افغان و از آريا
مسلمان آن خطه آسيا
خودى ميشمارند و بس پر بها
بيارند بس احترامى به جا
همينطور آن رهبر مسلمين
بزرگ بزرگان دين مبين
بگويد به دنياكه اين دين او
كه اين دين اسلام و آيين او
بود برترين راه و دين خدا
ز اديان كاملترين خدا
خدايا چه هاكه نديديم ما
از اين بوستان گل نچيديم ما
حقوق مساوى مرد و زنت
عملكرد مردان رويين تنت
خدايا چرا پس ريا مى كنى
تو تبعيض بر آريا مى كنى
يكى آريايى برى روى سر
يكى را تو محكم زنى توى سر
چرا دين ايرانى اين دو تا
كند آريايى افغان جدا
همينطور اسلام اين رهبرى
شده خود بلايى و درد سرى
عجب اهل دينت دغل پيشه اند
بد أخلاق و بد فكر و انديشه اند
و حتى توى مكه در خانه ات
همان ها كه هستند همسايه ات
سر بندگانت بلا آورند
بلاهاى بى مبتلا آورند
مسلمان آواره اورشليم
ز آوارگان جديد و قديم
مسلمان افغان و از سوريه
ز مصر و ز سودان و از تركيه
مسلتان هند و مسلمان چين
همه پيروان تو روى زمين
براى در آوردن يك دلار
ز صبح تا غروب سخت مشغول كار
خدايا كجايى، چه ها ميكنى
چه كاريست با بنده ها ميكنى
تو گفتى كه هنگام حج و نماز
به يك شكل با تو به راز و نياز
كه هر جنس و هر رنگ و هر مليت
برند بهره يكسان ز انسانيت
فقط وقت و هنگام راز و نياز
به وقت دعا و به وقت نماز
به پيش تو يكسان و آزاده اند
و اوقات ديگر همه برده اند
تو گويى كه اين شيخهاى پليد
ترا آفريدند يك روز عيد
كه تا جشن گيرند غارتگرى
نمايند بر ديگران سرورى
خدايئ ز نوع خدايان زور
خداى تكبر، خداى غرور
خدايى كه نوكر طلب مى كند
همه بندگان جان به لب مى كند
خداى تمامى غارتگران
تمامى غارتگران جهان
خداى همه حقه بازان شر
همه حقه بازان ضد بشر
چنين ناخدايى نخواهيم ما
بشكر اندرش در نياييم ما

divaneh

divaneh

جناب حسینی عزیز از شما برای افزودن این اشعار نغز بسیار سپاسگذارم.با آن که می دانم برخی از این اشعار در آی سی مرحوم منتشر شده بود خواهشمندم که آنها را در بلاگی جداگانه در آی سی جدید نیز منتشر نمائید.

Demo

Demo

دیوانه است، مغز سالم ندارد
اراجیف گو و ترس از خدا ندارد

و توپزن دیوانه خود دیوانه است و خبر ندارد

Roozbeh_Gilani

Roozbeh_Gilani "Personal business must yield to collective interest."

دمودک مسلمان قلابی است

ساعت امگایش، کارد عضویت حزب تودهش و پندار نیکش مثل ممهی که به او شیر داد قلابی و پلاستیکی است.

"تک کتابش" جزوه دروغگویی، افترا و بی‌ شرمی سازمان اطلاعات جمهوری ولایت وقیح است.

Demo

Demo

چپ و چپکی قلاب در دست گیری - نَبوَد راه گیلانی اصیل در ماهیگیری

faramarz

Faramarz

دمو سواد ندارد، دردش شفا ندارد
شیون کند از صبح تا شب، شرم و حیا ندارد
نا آگه است ازعلم و فن، "تک کتابش" جز چند ورق ندارد

Demo

Demo

دمو جونم چون «تک کتابش» در این سایت «تک» است و همپا ندارد
نه هرگز پاچه مالَد و نه توپ کسی زند، حقگوست و از احدی ابا ندارد

divaneh

divaneh

جناب دمو ما که خودمان هم می گوئیم که دیوانه هستیم. شما که دیوانه نیستی بگو ببینم چطور باورت شد که خر به آسمان پرواز می کند؟

M.SaadatNoury

M. Saadat Noury 1. Life Story and Photo: http://othervoicespoetry.org/vol29/noury/bio.html == 2. Poetry Anthology: http://saadatnoury.blogspot.ca/ =================== 3. Selected Articles: http://msnselectedarticles.blogspot.ca/


دیوانه ی فرزانه

با درود و با بهترین شادباش های سال نو، این بیت را هم فراموش نفرمایید:

در آسمان ایران ، در آن کهن دیاران
خورشید بی فروغ است ، رنگ و ضیا ندارد

divaneh

divaneh

با درود و با آرزوی تندرستی و شادمانی برای استاد عزیز در سال جدید، از شما برای آراستن این بلاگ به این بیت زیبا بسیار سپاسگذارم.

divaneh

divaneh

با سپاس از همۀ دوستان گرامی برای نظریات و توپهای ارسالی که حقیر را وامدار همه نمود. بچه که بودم باورم نمیشد که یک روز اینقدر توپ داشته باشم.

از مهربان و دوست الشعرای عزیز برای ابیات اضافی شیرین آنها بسیار متشکرم.

ahang1001

ahang1001    

به به...نه تنها به به....بلکه چند تا هم چه چه....اصلا باید این شعر رو بچه های کلاس دوم دبستان از بر کنند...
ممنون جناب دیوانه....
الله نگو بلا بگو....سنگ در......

divaneh

divaneh

بنده هم به همین امید این را سرودم :-)

divaneh

divaneh

خوشبختم که مورد پسند افتاد.