رویاهای من درد های من شده اند.
آدم نمی داند از دست مردم و زبان زخم زبانشان به کجا پناه ببرد؟
شما داستان ملا نصرالدین و خرش و پسرش را شنیده اید. ملای خری داشت و سوار برآن داشت میرفت و پسرش هم با بازی و دویدن در پی او روان بود. مردم گفتند عجب آدم ابلهی است خودش سوار شده و پسر بیچاره جوان و بچه سالش پیاده دنبال خر میدود. ملا از خر پیاده شد و پسر سوار شد عده ای دیگر گفتند عجب پسر بی ادبی است پدر پیر پیاده است و او سواره . این بار هردو شان سوار خر شدند. باز عده ای رهگذر رسیدند وگفتند عجب آدمهای بی انصافی هستند دو نفره سوار خر زبان بسته شده اند بیچاره خره؟ هر دو پیاده شدند و دنبال خر روان گردیدند باز عده ای گفتند که عجب آدمهای ابلهی هستند خر دارند و پیاده میروند. البته میگویند ملا برای اینکه کار را تمام کند خودش و پسرش خر رااینبار کول کردند و رفتند باز عده ای آنان را مسخره کردند که خر برای سواری است نه برای اینکه سوار شما بشود. آنچه از این داستان متوجه میشویم این است که هرکاری کنیم عده ای مخالف هستند و یا حتی دشمن. دوستم میگفت زنم از من میپرسد آیا آن خانم خوشگل و قد بلند را دیدی اگر بگویم نه ندیدیم میگوید مگه کوری زنی به آن زییایی از بغل دستت رد شد و تو اورا ندیدی. اگر بگویم بله دیدم میگوید مگه تو زن بچه نداری که مثل یک مرد هرزه و عزب به زن دیگرانی نگاه میکنی؟
اگر در زندگی به مردم کمک کنی مثلا قرض بدهی با تو هنگام پس گرفتن دشمن میشوند و لجن مالت میکنند اگر ندهی میگویند بی انصاف است خسیس است. اگر به خواهران و برادرانت کمک کنی که درس بخوانند بعد از اینکه مثلا لیسانس گرفتند قرقر میکنند که ما از زندگی برای این دو سه سال درس بدبختی که خوانده ایم عقب افتاده ایم حالا پیر شده ایم و شوهر گیرمان نمی آید. ایکاش در موقعی که دختر دبیرستانی بودم شوهر میکردم که هم جوان تر بودم و هم خوشگل تر؟ اگر کمک نکنی میگویند من چون پدر نداشتم مرا زود شوهر دادند و نگذاشتند درس بخوانم تا دکتر بشوم وبرای خودم آدمی باشم.
اگر پسرت را به فرنگ یا آمریک بفرستی که درس بخواند بعد میگوید اگر در ایران بودم بسار بفروش میشدم و میلیونر حالا یک مدرک تحصیلی الکی دارم و از زندگی عقب افتاده ام. اگر نگذاری به خارج بروند و خرج تحصیل آنان را ندهی میگویند که پدر یا مادرم فکر من نبودند ومرا زود شوهر یا زن دادند تااز درس و تحصیل عقب باشم.
اگر آنان را به دانشگاههای ملی ایران بفرستی میگویند اگر در کودکی به آمریک رفته بودم زبان انگلیسی را خوب یاد میگرفتم و خیلی ترقی میکردم. اگر در کودکی آنان را به آمریک بفرستی میگویند اگر در ایران بودم زود تر ازدواج میکردم و این خارجیها مارا درک نمیکنند و اگر دختر باشند میگویند آنان میخواهند اول با ما دوست پسر دوست دختر بشوند وبخوابند و با ما رابطه جنسی داشته باشند شاید با ما ازدواج کنند ولی در ایران راحت میشد ازدواج کرد؟ اگر به آنان پول زیاد بدهی یک مشت قالتاق دورشان را میگیرد و بعد نق میزنند که اینقدر برای من پول فرستادی که من طمعه شیادان شدم ویکی از همین شیادان مرا گول زد و با من عروسی کرد. اگر پول زیادی ندهی و بخواهی آنان صرفه جویی بکنند میگویند خسیس بود و نگذاشت ما در جوانی کیف کنیم و خوش باشیم.
اگر در فیس بوک عکس دختری بگذاری فورا میگویند که چرا عکس دختر بی حجاب گذاشته ای زشت است. دختری زیبا با مایو در فیس بوک باشد. اگر عکس مرد بگذاری به تو تهمت همجنس بازی میزنند و اگر عکس نه دختر و نه پسری بگذاری باز میگویند یارو امل است و تنها عکس با حجاب در فیس بوک میگذارد.
متاسفانه در کشورهای اسلامی برای اینکه زن مرد یا دختر پسر از هم جدا تربیت میشوند و هیچگونه تماسی دایمی باهم ندارند این است که عقده ای میشوند و این عقده ها شاید تا زمان بسیاری با آنان همراه باشد. درکشورهایی که دختر پسر باهم معاشرت و دوستی دارند شاید این عقده ها بمراتب کمتر باشد. این درست است که جوانان ثروتمند براحتی در هر دوره ای و در هرزمانی با جنس مخالف رابطه دارند و این ریاضت کشیدن ها مال جوانان محروم فقیر یا طبقه متوسط است که نه میتوانند ازدواج کنند نه دوست دختر پسری داشته باشند.
حتی در کشورهای مثلا آزاد هم باز جوانان ثروتمند داخلی ویا خارجی براحتی با دختران معاشرت و رابطه دارند باز هم این جوانان فقیر و طبقه متوسط هستند که بایست محرومیت جنسی بکشند. و عقده ای باز بیایند. آنان که از دسترسی به جنس مخالف محرومند یا بایست جلق بزنند که دارای عقده و درد بعد از آن هستند یا بایست با حیوانان و همجنسان خود رابطه جنسی داشته باشند که باز کاری زشت و غیر طبیعی است و یا حتی بایست به خانواده های خود تجاوز کنند که باز یک عمر ناراحتی در پی خواهد داشت. این ها معمولا آدمهایی عصبی پرخاشگر بی ادب و ناراحت هستند بارها در روزنامه ها خوانده ایم که این جوانان حتی به مادر بزرگ خود هم تجاوز جنسی کرده اند. حمله به دیگرانی که فکر میکنند زندگی بهتری دارند نیز از مشخصات اینان است. هنگامیکه در آلمان و یا ترکیه درس میخواندم میخواستم زبان یاد بگیرم و برای همین سعی داشتم که با دختران وپسران دانشجو در صورت امکان دوست بشوم چون من نمی توانستم آنان را مثلا به رستوانها دعوت کنم مثل پسران ثروتمند این بود که دوستی ما در همان حد مکالمه بود. این باعث شده بود که عده ای از همین جوانان عقده ای فکر کنند که من با همه این دختران رابطه مثلا عشقی یا جنسی دارم. آنان بمن زیاد حسادت میکردند در صورتیکه من تنها یک رابطه مکالمه ای داشتم و چون تعداد دختران زیاد بود آنان فکر میکردند که من مثلا مرد موفقی در جلب دختران هستم. و از این مورد ناراحت بودند. دوستی من در حد مکالمه و یادگیری زبان بود و آنان فکر میکردند من مثل بچه های ثروتمند یک پلی بوی هستم. بارها مورد پرخاش قرار گرفتم که تو همه دختران مارا دستمالی میکنی؟ در صورتیکه من تنها میخواستم یک دوست ساده برای آنان باشم و هیچگونه فکر ربودن آن ها را نداشتم. یا اینکه با آنان رابطه عشقی برقرار سازم. باحتمال دختران هم از اینکه من با آنان صمیمی هستم و توقعی ندارم از من دوری نمیکردند. بعضی از جوانان ما به چشم یک کالا به زن نگاه میکنند و نه به عنوان یک دوست و یک همکار یا همکلاس؟ شاید اگر من ثروتمند بودم میتوانستم با آنان مثلا حتی ازدواج کنم ولی درحالیکه من به زحمت مخارج خود را در میآوردم چگونه میتوانستم از عهده مخارج یک زن هم برآیم.
اگر معتقد باشی مورد شماتت هستی و اگر نباشی باز مورد چرا گوییها. مردم میخواهند هرطور هست عقیده شخصی خود را تحمیل کنند ولو اینکه از نظر شما غلط هم باشد. دختران اروپایی میگفتند که شما شرقی ها دختران را محبوس میکنید تا مردان ثروتمند با آنان ازدواج کنند. زنان بایست عفیف باشند درصورتیکه پسران و مردان میتوانند آزاد باشند. آنان سعی دارند با دختران ما رابطه جنسی داشته باشند ولی بعد از تمام شدن تحصیلاتشان به کشورهای خودشان میروند وبا یک باکره عروسی میکنند و دختران باردار و بچه دار شده مارا تنها رها میکنند. البته این همان پسران ثروتمندی بودند که دختران خارجی راحت به دام عشقی و یا جنسی شان می افتادند و از آنان حامله میشدند ولی چون سهل وصول بودند پسران ثروتمند یا مثلا غیرتی رهایشان میکردند و به دنبال دختر باکره هموطن میرفتند زیرا اکنون تحصیکرده هم مثلا شده بودند.
Something to say? Choose one of these options to log in.
Comments 1 Pending 0
Sahameddin Ghiassi – Saham Ghiassi
Reportرویاهای من درد های من شده اند.
آدم نمی داند از دست مردم و زبان زخم زبانشان به کجا پناه ببرد؟
شما داستان ملا نصرالدین و خرش و پسرش را شنیده اید. ملای خری داشت و سوار برآن داشت میرفت و پسرش هم با بازی و دویدن در پی او روان بود. مردم گفتند عجب آدم ابلهی است خودش سوار شده و پسر بیچاره جوان و بچه سالش پیاده دنبال خر میدود. ملا از خر پیاده شد و پسر سوار شد عده ای دیگر گفتند عجب پسر بی ادبی است پدر پیر پیاده است و او سواره . این بار هردو شان سوار خر شدند. باز عده ای رهگذر رسیدند وگفتند عجب آدمهای بی انصافی هستند دو نفره سوار خر زبان بسته شده اند بیچاره خره؟ هر دو پیاده شدند و دنبال خر روان گردیدند باز عده ای گفتند که عجب آدمهای ابلهی هستند خر دارند و پیاده میروند. البته میگویند ملا برای اینکه کار را تمام کند خودش و پسرش خر رااینبار کول کردند و رفتند باز عده ای آنان را مسخره کردند که خر برای سواری است نه برای اینکه سوار شما بشود. آنچه از این داستان متوجه میشویم این است که هرکاری کنیم عده ای مخالف هستند و یا حتی دشمن. دوستم میگفت زنم از من میپرسد آیا آن خانم خوشگل و قد بلند را دیدی اگر بگویم نه ندیدیم میگوید مگه کوری زنی به آن زییایی از بغل دستت رد شد و تو اورا ندیدی. اگر بگویم بله دیدم میگوید مگه تو زن بچه نداری که مثل یک مرد هرزه و عزب به زن دیگرانی نگاه میکنی؟
اگر در زندگی به مردم کمک کنی مثلا قرض بدهی با تو هنگام پس گرفتن دشمن میشوند و لجن مالت میکنند اگر ندهی میگویند بی انصاف است خسیس است. اگر به خواهران و برادرانت کمک کنی که درس بخوانند بعد از اینکه مثلا لیسانس گرفتند قرقر میکنند که ما از زندگی برای این دو سه سال درس بدبختی که خوانده ایم عقب افتاده ایم حالا پیر شده ایم و شوهر گیرمان نمی آید. ایکاش در موقعی که دختر دبیرستانی بودم شوهر میکردم که هم جوان تر بودم و هم خوشگل تر؟ اگر کمک نکنی میگویند من چون پدر نداشتم مرا زود شوهر دادند و نگذاشتند درس بخوانم تا دکتر بشوم وبرای خودم آدمی باشم.
اگر پسرت را به فرنگ یا آمریک بفرستی که درس بخواند بعد میگوید اگر در ایران بودم بسار بفروش میشدم و میلیونر حالا یک مدرک تحصیلی الکی دارم و از زندگی عقب افتاده ام. اگر نگذاری به خارج بروند و خرج تحصیل آنان را ندهی میگویند که پدر یا مادرم فکر من نبودند ومرا زود شوهر یا زن دادند تااز درس و تحصیل عقب باشم.
اگر آنان را به دانشگاههای ملی ایران بفرستی میگویند اگر در کودکی به آمریک رفته بودم زبان انگلیسی را خوب یاد میگرفتم و خیلی ترقی میکردم. اگر در کودکی آنان را به آمریک بفرستی میگویند اگر در ایران بودم زود تر ازدواج میکردم و این خارجیها مارا درک نمیکنند و اگر دختر باشند میگویند آنان میخواهند اول با ما دوست پسر دوست دختر بشوند وبخوابند و با ما رابطه جنسی داشته باشند شاید با ما ازدواج کنند ولی در ایران راحت میشد ازدواج کرد؟ اگر به آنان پول زیاد بدهی یک مشت قالتاق دورشان را میگیرد و بعد نق میزنند که اینقدر برای من پول فرستادی که من طمعه شیادان شدم ویکی از همین شیادان مرا گول زد و با من عروسی کرد. اگر پول زیادی ندهی و بخواهی آنان صرفه جویی بکنند میگویند خسیس بود و نگذاشت ما در جوانی کیف کنیم و خوش باشیم.
اگر در فیس بوک عکس دختری بگذاری فورا میگویند که چرا عکس دختر بی حجاب گذاشته ای زشت است. دختری زیبا با مایو در فیس بوک باشد. اگر عکس مرد بگذاری به تو تهمت همجنس بازی میزنند و اگر عکس نه دختر و نه پسری بگذاری باز میگویند یارو امل است و تنها عکس با حجاب در فیس بوک میگذارد.
متاسفانه در کشورهای اسلامی برای اینکه زن مرد یا دختر پسر از هم جدا تربیت میشوند و هیچگونه تماسی دایمی باهم ندارند این است که عقده ای میشوند و این عقده ها شاید تا زمان بسیاری با آنان همراه باشد. درکشورهایی که دختر پسر باهم معاشرت و دوستی دارند شاید این عقده ها بمراتب کمتر باشد. این درست است که جوانان ثروتمند براحتی در هر دوره ای و در هرزمانی با جنس مخالف رابطه دارند و این ریاضت کشیدن ها مال جوانان محروم فقیر یا طبقه متوسط است که نه میتوانند ازدواج کنند نه دوست دختر پسری داشته باشند.
حتی در کشورهای مثلا آزاد هم باز جوانان ثروتمند داخلی ویا خارجی براحتی با دختران معاشرت و رابطه دارند باز هم این جوانان فقیر و طبقه متوسط هستند که بایست محرومیت جنسی بکشند. و عقده ای باز بیایند. آنان که از دسترسی به جنس مخالف محرومند یا بایست جلق بزنند که دارای عقده و درد بعد از آن هستند یا بایست با حیوانان و همجنسان خود رابطه جنسی داشته باشند که باز کاری زشت و غیر طبیعی است و یا حتی بایست به خانواده های خود تجاوز کنند که باز یک عمر ناراحتی در پی خواهد داشت. این ها معمولا آدمهایی عصبی پرخاشگر بی ادب و ناراحت هستند بارها در روزنامه ها خوانده ایم که این جوانان حتی به مادر بزرگ خود هم تجاوز جنسی کرده اند. حمله به دیگرانی که فکر میکنند زندگی بهتری دارند نیز از مشخصات اینان است. هنگامیکه در آلمان و یا ترکیه درس میخواندم میخواستم زبان یاد بگیرم و برای همین سعی داشتم که با دختران وپسران دانشجو در صورت امکان دوست بشوم چون من نمی توانستم آنان را مثلا به رستوانها دعوت کنم مثل پسران ثروتمند این بود که دوستی ما در همان حد مکالمه بود. این باعث شده بود که عده ای از همین جوانان عقده ای فکر کنند که من با همه این دختران رابطه مثلا عشقی یا جنسی دارم. آنان بمن زیاد حسادت میکردند در صورتیکه من تنها یک رابطه مکالمه ای داشتم و چون تعداد دختران زیاد بود آنان فکر میکردند که من مثلا مرد موفقی در جلب دختران هستم. و از این مورد ناراحت بودند. دوستی من در حد مکالمه و یادگیری زبان بود و آنان فکر میکردند من مثل بچه های ثروتمند یک پلی بوی هستم. بارها مورد پرخاش قرار گرفتم که تو همه دختران مارا دستمالی میکنی؟ در صورتیکه من تنها میخواستم یک دوست ساده برای آنان باشم و هیچگونه فکر ربودن آن ها را نداشتم. یا اینکه با آنان رابطه عشقی برقرار سازم. باحتمال دختران هم از اینکه من با آنان صمیمی هستم و توقعی ندارم از من دوری نمیکردند. بعضی از جوانان ما به چشم یک کالا به زن نگاه میکنند و نه به عنوان یک دوست و یک همکار یا همکلاس؟ شاید اگر من ثروتمند بودم میتوانستم با آنان مثلا حتی ازدواج کنم ولی درحالیکه من به زحمت مخارج خود را در میآوردم چگونه میتوانستم از عهده مخارج یک زن هم برآیم.
اگر معتقد باشی مورد شماتت هستی و اگر نباشی باز مورد چرا گوییها. مردم میخواهند هرطور هست عقیده شخصی خود را تحمیل کنند ولو اینکه از نظر شما غلط هم باشد. دختران اروپایی میگفتند که شما شرقی ها دختران را محبوس میکنید تا مردان ثروتمند با آنان ازدواج کنند. زنان بایست عفیف باشند درصورتیکه پسران و مردان میتوانند آزاد باشند. آنان سعی دارند با دختران ما رابطه جنسی داشته باشند ولی بعد از تمام شدن تحصیلاتشان به کشورهای خودشان میروند وبا یک باکره عروسی میکنند و دختران باردار و بچه دار شده مارا تنها رها میکنند. البته این همان پسران ثروتمندی بودند که دختران خارجی راحت به دام عشقی و یا جنسی شان می افتادند و از آنان حامله میشدند ولی چون سهل وصول بودند پسران ثروتمند یا مثلا غیرتی رهایشان میکردند و به دنبال دختر باکره هموطن میرفتند زیرا اکنون تحصیکرده هم مثلا شده بودند.