Advertise here

Comments 2 Pending 0

Sort comments:
NasirKhosrow

Nasir Khosrow Poet, scientist, philosopher, mystic and traveler

Nothing has changed from the days of the Shah. The poor are as poor as ever and rich are as fat as ever.

SahameddinGhiassi

Sahameddin Ghiassi Saham Ghiassi

متاسفانه انصاف همراه با دوستی از بین رفته است . ما مردم باورهای خود را واقعی و باورهای دیگر را غیر حقیقی میدانیم. هرکس میگوید من حق دارم من درست فکر میکنم دین من بهترین است و روش زندگی من بهترین. ما متاثر از محیط اطرافیان پدر مادر و بالاخره معلم ودوست و غیره هستیم و هرکدام از آنان به نوعی روی ما تاثیر میگذارند. معمول بعضی از اشخاص هستند که شاید در اثر کمی مطالعه و نداشتن معلومات کلاسیک با اندک دانشی که دارند خود را علامه دهر و عقل کل میدانند. این خود خواهی و از خود شیفتگی را میخواهند به دیگران هم تحمیل کنند. متاسفانه این مغرور های کم سواد و این علامه های پرادعا ولی بی مطالعه همه جا خود را محق میدانند و دیگران را تخطیه میکنند. معمولا انسانان تحصیل کرده واقعی بسیار سر به زیر تر و محجوب تر هستند تا کسانیکه کوره سوادی و کوره معلوماتی دارند وخودشان نخوانده ملا میدانند. آنان برعقاید ابتدایی و غلط خود بسیار استوار هستند و با هیچ یا هچ منطقی عقب نشینی نمیکنند. کسانیکه بدون داشتن کمترین معلوماتی ادعای فاضل بودن و فضل فروشی هم دارند.
یک کشیش آمریکایی با اصرار تمام میخواست ثابت کند که آنان فرهنگ دارند و دین آنان واقعی است و دین دیگران وهم و دوروغ؟ بدون اینکه کوچکترین معلوماتی در باره سایر دینها و یا حتی سایر تمدنها داشته باشد. مغرور به آنچه که میدانست. یادم آمد که فیلسوفان شهیر میگفتند که رسد دانش من به بلندایی که بدانم هنوز نادانم. او با حرارت از دین خود تعریف میکرد و دین دیگر را میکوبید به او گفتم که آیا تو مولانا رومی بلخی را خوانده ای گفت نه گفتم آیا حافظ را خوانده ای گفت نه گفتم سعدی را خوانده ای عطار را خوانده ای گفت نه؟ گفتم قرآن را خوانده ای گفت نه گفتم در حالیکه تو هیچ یک از آثار مشرق را نخوانده ای چگونه بدون داشتن دانشی در این باره اینطور دور برداشته ای گفت من انجیل را خوانده ام و این کافی است انجیل کلام خدا است و ماهیچ احتیاجی نداریم که کتابهای دیگران را بخوانیم و بفهمیم. کودکی که از بچگی در یک خانواده بسیار مذهبی مثلا مسیحی بزرگ شده است تمامی فکر او محدود به همان انجیل است و تنها به دور همان محور میچرخد. او براحتی خود و دین خود را کامل و دیگران را دینهای الکی و جعلی میخواند. بدون اینکه کوچکترین تحقیق و یا حتی مطالعه ای درباره دینهای دیگر داشته باشد.

متاسفانه این تعصب های خانمان برانداز در همه ملت ها و در همه دینها و پیروان آنان هست. و برترجویی مشگلی است که به این سادگی ها حل نمیشود. مرد مغروری که تنهاشش کلاس سواد دارد استاد دانشگاه آنهم در رشته زبان را بیسواد میخواند دلیلش هم این است که بادمجون را بادنجان گفته است وقتی استاد دانشگاه با آوردن کتاب لغت ثابت میکند که حق دارد تازه مرد مغرور ناراحت و خشمگین میشود که چرا در جلوی جمع مرا خیط کردی در صورتیکه او اول به استاد رشته زبان تهمت بیسوادی میزد.

بسیاری از مومنان بهایی را در ایران اعدام کردند زیرا توقع داشتند کسانی که ازطرف مادر و پدر بهایی هستند و با آداب و روش زندگی بهایی و تعلیم و تربیت آن بزرگ شده اند مسلمان دو آتشه بشوند؟ مثلا اگر فلان آیت الله زاده در سوید زندگی میکرد و از بچگی پدر مادرش اورا به دست یک مسافر داده بودند که به استکهلم ببرند و او در خانواده یک مسیحی متعصب زیست نموده بود میتوانست یک آیت الله بشود؟ این تاثیر محیط است که مارا با آن دمخور میسازد. مثلا هنگامیکه شما به اورپا میروید از دیدن آنهمه زنان و دختران جوان با مینی شورتهای کوتاه که حتی خطهای باسن شان هم نمودار هست و یا شلوارهای آنقدر چسبانی که تمامی رگهای باسن و شکم آنها را نمودار میسازد و یا آنقدر پارچه نازک است که از زیر آن براحتی تمامی اندام های حساس زن را میشود دید. تعجب میکنید و فکر میکنید که اینان غیرعادی هستند. یا وقتی به محوطه لختی ها میروید که همه لخت مادر زاد هستند باز فکر میکنند که اینان عیبی دارند. هنگامیکه به کنار دریا میروید مایوهایی را می بینید که تقریبا مانند نخ هستند و نکات بسیار حساس را پوشش میدهند. حتی مثلث معروف زنانه گی هم تنها قسمت وسط آن پوشیده است. و دوطرف مثلث جلوی زن بیرون زده است. یا درپشت تنها خط میانی دولپ باسن را می پوشاند ولی این مایو از نظر اینها کاملا معمولی است. تانگا یا مایوهایی که تنها نوکهای پستانها و وسط آلت زنانگی را می پوشاند و تقریبا تمامی باسن و حتی نیمی از آلت زنانگی بیرون زده است باز برای مردم اینجا طبیعی است. زیرا آنان معیار دیگر دارند.

یک پسر یا دختر چشم گوش بسته شرقی با دیدن اینکه یک زن به یک مرد دست میدهد رگهای گردنش متورم میشود و میخواهد هردوی آنان را بکشد ویا از دیدن شنای مختلط حالی بحالی میشود و میخواهد همه آنان را بکشد؟ زیرا به او اینطور تعلیم داده شده است که دیدن هیکل زن گناه است بخصوص اگر از نظر او نیمه برهنه باشد لباسهای معموی غربی ها از نظر ما واقعا نیمه برهنه است. یا لختی زنانی که مثلا تمامی پشت آنان برهنه است و یا خط وسط لپهای باسن آنها هویدا است ویا تنها نوکهای سینه هایشان نمودار نیست از نظر ما برهنه یا نیمه برهنه یا لختی هستند. ولی از نظر قانونی اینجا تامادامی که خط وسط آلت زن و خط وسط بین دو لپ باسن و نوکهای سینه پوشیده شده اند مشگل قانونی در بین نیست.

یا دختران اینجا با نهایت غرور میگویند که دوست پسر دارند درحالیکه ممکن است که نداشته باشند ولی دختر شرقی اگر هم دوست پسری داشته باشد تظاهر میکند که ندارد. کسانی که سالها در غرب زندگی کرده اند خود بخود این مسایل هم برایشان عادی میشود. آنان هم مثل دیگران زنان دوستان خود را درآغوش گرفته می بوسند و اینکار اینجا کاملا طبیعی است.

درکشورهای دیگر تمدنی دیگر در جریان است مثلا میگویند که در آسیا زنان بسیار آزادتراز اروپایی ها و آمریکایی هستند مثل کره تایوان و مثلا تایلند و ... زنان آنجا براحتی حتی گام برای دوستی پیش میگذارند ویا در آفریقا حتی رابطه جنسی بسیار طبیعی و معمولی است و هیچ گونه مشگلی ندارد و حتی بچه دار شدن دختر خانواده از نظر خانواده طبیعی است در صورتیکه مثلا در ایران ممکن است که پدر دختر خود را بکشد؟ درمهمانی های معمولی در اینجا زنان از نظر ما تقریبا برهنه هستند و براحتی میتوان تمامی نقاط بدن آنان را دید. یا اگر هوا گرم باشد لباسهایی بسیار کم و نازک پوشیده اند و یا اگر گرم باشد چاکهای لباس آنان شورتشان را براحتی نمایان میکند. شاید همان بهشتی که میگویند زنان در آنجا برهنه هستند همین غرب و یا کشورهای آسیایی غیر مسلمان باشند که زنان مثل حوریان بهشتی خود را نمایان میکنند واز حجاب خبری نیست.

البته یک زن زیبا در حجاب هم زیبا و تحریک آمیز است و یک زن زشت اگر لخت مادر زاد هم بشود ممکن است کمتر کسان را تحریک کند. مرد عاشق زیبایی است چه در حجاب پوشیده باشد و چه کاملا عریان.

مشگل محرومیتهای جنسی جوانان فقیر و یا طبقه متوسط ما ممکن است حتی آنان را بسوی جنایت هم سوق دهد. جوانی که مرتب جلق میزند و فکر میکند دستش به دامن هیچ دختری نخواهد رسید در درجه اول پدر و مادر خود را آزار میدهد بعد هم سعی میکند که فشار جنسی خود را در دعوا و ناسزاگویی و یا هتک حرمت دیگران و یا تجاوز جنسی حتی به مادر بزرگ خود خالی کند. پسرانی هستند که به عمه خاله مسن خود تجاوز جنسی میکنند یا کودکان فامیل را مورد عمل جنسی قرار میدهند. یا حتی با حیوانان طرف میشوند از مرغ گرفته تا بز و سگ گربه . باحتمال این عقده های جنسی در میان جوانان غرب بسیار کمتر است. و آنچه هم که هست نمایان و عریان. مثلا همجنس بازی در غرب آنقدر مذموم نیست که در شرق. و درشرق همه سعی دارند که مشگل ها را کنار بزنند و به حاشیه برانند و فکر علاج مشگل های جنسی وعقده ها حاصل از آن نیستند. شاید اگر مدرسه های کشورهای ما مختلط بشود و این فرهنگ در جامعه ما پیاده شود که زن تنها یک آلت جنسی نیست بلکه دوست و هم صحبت خوبی هم میتواند باشد. درحالیکه همه میدانیم که جای خالی دختران و زنان را در جامعه بناچار پسربچه ها بایست پر کنند و این بچه بازی بمراتب عملی زشت تر از دختربازی است. زیرا زن برای اینکار خلق شده ولی مرد برای مغعول شدن و جایگزین شده زن خلق نشده است. و لواط و یا بچه بازی کاری بسیار مذموم تر از دختر بازی و یا حتی ازدواجهای جنسی است. مسلم است که زنان تحصیکرده خود را بصورت یک عروسک جنسی به فروش نمی گذارند. زنان هم مثل مردان هستند بایست به آنان و شخصیت شان کاملا احترام گذارد.
البته در فرهنگ ما زنان بسیار مکار هستند و براحتی فکرهای خود را بروز نمیدهند مگر اینکه کاملا مطمین باشند که ضرری متوجه آنان نیست. مثلا تا مادامی که به مرد احتیاج دارند ادای دوستی و عشاق بازی را میآورند و هنگامیکه به مرد احتیاج نداشته باشد اورا کنار میگذارند. این است که شاید مردان را دیوانه وخشن میکنند که تا بحرکاتی زشت دست بزنند. مردی که عاشق زنی هست همه چیز خود را بپای او میریزد و هنگامی که زن دید او دیگر قدرت وثروت سابق را ندارد رهایش میکند وبا دیگری رویهم میریزد و متاسفانه بعضی مردان از خود بیخود شده و دست به عملهایی غیر انسانی میزنند.

قانونهای بی مورد و بی تفاوت و مردم بی تفاوت چه زن چه مرد باعث میشود که بسیاری از جوانان بسیار حساس یا خودکشی کنند ویا مثل آمریکا دیگران را هم بکشند بعد خودشان را. به امید روزی که عشق و محبت جای خود را بین همه مردم باز کند ومردم همدیگر را تنها برای خاطر خودشان دوست داشته باشند نه برای استفاده سو استفاده یا مالی یا جنسی و یا ...

شیخ با چراغ میگشت گرد شهر که از دیو دد ملولم و انسانم آرزوست.